📌 #بزرگداشت_فردوسی
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی"
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخنسرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایران است. فردوسی را بزرگترین سرایندهٔ پارسیگو دانستهاند.
فردوسی در شاهنامه از دودمانهای پادشاهی پیشدادیان و کیانیان و اشکانیان و ساسانیان نام بردهاست. سرودههای دیگری نیز به فردوسی نسبت داده شدهاست که بیشتر بیپایه دانستهاند. شناختهشدهترین آنها مثنوی یوسف و زلیخا و گرشاسپنامه و هجونامهای در نکوهش سلطان محمود است.
سرودههای فردوسی نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر مورد پژوهش و بررسی؛ و در دانشگاههای شناختهشدهٔ دنیا مانند دانشگاه کمبریج انگلستان و دیگر دانشگاههای اروپایی و آمریکایی مورد مطالعه قرار گرفتهاست و تازهترین پژوهشها دربارهٔ شاهنامه در مرکز مطالعات خاورمیانه و اسلامی دانشگاه کمبریج منتشر شدهاست. در میانهٔ نوروز ۱۳۸۵ برگردان تازهای از شاهنامه به زبان انگلیسی در آمریکا منتشر شد. دیک دیویس پدیدآورندهٔ این نسخه جدید که پروفسور زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اوهایوی آمریکا و عضو انجمن سلطنتی ادبیات است با ارائهٔ این برگردان نوین، نوروز ایرانی را جشن گرفت.
از چند و چون دانشاندوزی و آگاهی فردوسی از دانشهای روزگارش آگاهی دقیقی در دست نیست؛ اما از لابلای شاهنامه به نیکی دانسته میشود که وی بر ادب تازی و فلسفه و کلام روزگار خویش چیرگی داشتهاست. شاید به حدس و گمان بتوان گفت که وی، مستقیم یا غیرمستقیم، از بلاغت یونانی نیز آگاهیهایی داشتهاست؛ و این نکته از سنجش شاهنامه با نوشتارهای همسان آن از دیدگاه هنر صحنهآرائی به خوبی دانسته میشود؛ گرچه مجموعهٔ این آگاهیها ممکن است نتیجهٔ شناخت ذوقی و قریحهٔ فردوسی نیز باشد.
فردوسی، چنانچه از لابلای شاهنامه و قراین خارجی دانسته میشود، سراسر عمر در وطن خویش توس اقامت داشته، و جز یکی، دو بار به سفر نرفتهاست. سفرهایی افسانهای در تذکرهها به او نسبت دادهاند که پذیرفتن آنها دشوار است؛ اما احتمال اینکه پس از پایان شاهنامه خود آن را به غزنین نزد محمود بردهباشد امری است که اگر چه مسلم نیست، دلیل قاطعی نیز در رد آن وجود ندارد. به هر روی، در شاهنامه هیچ اشارهای به سفر غزنین او نشدهاست.
فردوسی سخنسرایی وطنپرست و در میهنخواهی استوار بود. این باور پایدار او از جای جای شاهنامه و به ویژه از شور فردوسی در ستایش ایران و نژاد ایرانی به خوبی آشکار است. او از تاریخ نیاکان خود و داستانها و افسانهٔ شاهان و تاریخ ایران آگاهی و یا به دانستن آنها شوق و دلبستگی فراوان داشت و تربیت خانوادگی او نیز وی را بر این میداشت؛ و به همین سبب است که به این کار سترگ دست زد و تا هنگامی که گرفتار فقر و تهیدستی نگشت، یعنی مال و ثروت نیاکانی را بر سر کار شاهنامه نگذاشت، به دربار شاهان و جایزههای ایشان چشم نداشت. فردوسی در سرودن شاهنامه، گذشته از انگیزهٔ وطنخواهی و باورهای میهنی، کمابیش پشتیبانانی داشتهاست. او خود از چند تن به نام یاد کردهاست که ایشان به گونهای در برانگیختن یاری او کوشیدهاند. یکی از آنان که بیش از همه مورد ستایش اوست، کسیاست از بزرگان و فرمانروایان آن روزگار که فردوسی ویژگیهایش را برمیشمارد، اما آشکارا نام او را نمیگوید.
آنچنان که از سخن آشکار او میتوان این برداشت را که فردوسی؛ به گفتهٔ «نولدکه» دانشمند آلمانی که میگوید فردوسی تعصب مذهبی نداشتهاست از افسانهای که در بنمایه اسلامی گرفته شدهاست و آن دربارهٔ زیارت اسکندر از کعبه است، میگوید که خدای زمین و زمان نیاز به جا و مکان ندارد؛ و نیز میگوید که برای پیشینیان ما «آتش» تنها برای نشان کردن سمت نیایش بود، همان گونه که برای تازیان «سنگ» سمت پرستش است.
به نظر فروغی از ویژگیهای فردوسی پاکی زبان و عفت اوست. در تمام شاهنامه یک واژه و یا یک عبارت مستهجن دیده نمیشود و پیداست که فردوسی بر خلاف بسیاری از شاعران، از آلوده کردن خود به هزل و زشتیها کنارهگیری داشتهاست و هر جا که به فراخور داستانسرایی مطلب شرمآمیزی میبایست نقل کند بهترین و نازکترین عبارتها را برای آن یافته است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی"
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخنسرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایران است. فردوسی را بزرگترین سرایندهٔ پارسیگو دانستهاند.
فردوسی در شاهنامه از دودمانهای پادشاهی پیشدادیان و کیانیان و اشکانیان و ساسانیان نام بردهاست. سرودههای دیگری نیز به فردوسی نسبت داده شدهاست که بیشتر بیپایه دانستهاند. شناختهشدهترین آنها مثنوی یوسف و زلیخا و گرشاسپنامه و هجونامهای در نکوهش سلطان محمود است.
سرودههای فردوسی نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر مورد پژوهش و بررسی؛ و در دانشگاههای شناختهشدهٔ دنیا مانند دانشگاه کمبریج انگلستان و دیگر دانشگاههای اروپایی و آمریکایی مورد مطالعه قرار گرفتهاست و تازهترین پژوهشها دربارهٔ شاهنامه در مرکز مطالعات خاورمیانه و اسلامی دانشگاه کمبریج منتشر شدهاست. در میانهٔ نوروز ۱۳۸۵ برگردان تازهای از شاهنامه به زبان انگلیسی در آمریکا منتشر شد. دیک دیویس پدیدآورندهٔ این نسخه جدید که پروفسور زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اوهایوی آمریکا و عضو انجمن سلطنتی ادبیات است با ارائهٔ این برگردان نوین، نوروز ایرانی را جشن گرفت.
از چند و چون دانشاندوزی و آگاهی فردوسی از دانشهای روزگارش آگاهی دقیقی در دست نیست؛ اما از لابلای شاهنامه به نیکی دانسته میشود که وی بر ادب تازی و فلسفه و کلام روزگار خویش چیرگی داشتهاست. شاید به حدس و گمان بتوان گفت که وی، مستقیم یا غیرمستقیم، از بلاغت یونانی نیز آگاهیهایی داشتهاست؛ و این نکته از سنجش شاهنامه با نوشتارهای همسان آن از دیدگاه هنر صحنهآرائی به خوبی دانسته میشود؛ گرچه مجموعهٔ این آگاهیها ممکن است نتیجهٔ شناخت ذوقی و قریحهٔ فردوسی نیز باشد.
فردوسی، چنانچه از لابلای شاهنامه و قراین خارجی دانسته میشود، سراسر عمر در وطن خویش توس اقامت داشته، و جز یکی، دو بار به سفر نرفتهاست. سفرهایی افسانهای در تذکرهها به او نسبت دادهاند که پذیرفتن آنها دشوار است؛ اما احتمال اینکه پس از پایان شاهنامه خود آن را به غزنین نزد محمود بردهباشد امری است که اگر چه مسلم نیست، دلیل قاطعی نیز در رد آن وجود ندارد. به هر روی، در شاهنامه هیچ اشارهای به سفر غزنین او نشدهاست.
فردوسی سخنسرایی وطنپرست و در میهنخواهی استوار بود. این باور پایدار او از جای جای شاهنامه و به ویژه از شور فردوسی در ستایش ایران و نژاد ایرانی به خوبی آشکار است. او از تاریخ نیاکان خود و داستانها و افسانهٔ شاهان و تاریخ ایران آگاهی و یا به دانستن آنها شوق و دلبستگی فراوان داشت و تربیت خانوادگی او نیز وی را بر این میداشت؛ و به همین سبب است که به این کار سترگ دست زد و تا هنگامی که گرفتار فقر و تهیدستی نگشت، یعنی مال و ثروت نیاکانی را بر سر کار شاهنامه نگذاشت، به دربار شاهان و جایزههای ایشان چشم نداشت. فردوسی در سرودن شاهنامه، گذشته از انگیزهٔ وطنخواهی و باورهای میهنی، کمابیش پشتیبانانی داشتهاست. او خود از چند تن به نام یاد کردهاست که ایشان به گونهای در برانگیختن یاری او کوشیدهاند. یکی از آنان که بیش از همه مورد ستایش اوست، کسیاست از بزرگان و فرمانروایان آن روزگار که فردوسی ویژگیهایش را برمیشمارد، اما آشکارا نام او را نمیگوید.
آنچنان که از سخن آشکار او میتوان این برداشت را که فردوسی؛ به گفتهٔ «نولدکه» دانشمند آلمانی که میگوید فردوسی تعصب مذهبی نداشتهاست از افسانهای که در بنمایه اسلامی گرفته شدهاست و آن دربارهٔ زیارت اسکندر از کعبه است، میگوید که خدای زمین و زمان نیاز به جا و مکان ندارد؛ و نیز میگوید که برای پیشینیان ما «آتش» تنها برای نشان کردن سمت نیایش بود، همان گونه که برای تازیان «سنگ» سمت پرستش است.
به نظر فروغی از ویژگیهای فردوسی پاکی زبان و عفت اوست. در تمام شاهنامه یک واژه و یا یک عبارت مستهجن دیده نمیشود و پیداست که فردوسی بر خلاف بسیاری از شاعران، از آلوده کردن خود به هزل و زشتیها کنارهگیری داشتهاست و هر جا که به فراخور داستانسرایی مطلب شرمآمیزی میبایست نقل کند بهترین و نازکترین عبارتها را برای آن یافته است.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📚📲 @ketabkhvan
25 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی خجسته باد.
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📚 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
25 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی خجسته باد.
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📚 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📌 #بزرگداشت_خیام
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "بزرگداشت حکیم عمر خیام نیشابوری"
عُمَر خَیّام نیشابوری (نام کامل: غیاثالدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خَیّام نیشابوری) (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ در نیشابور - درگذشتهٔ ۱۲ آذر ۵۱۰ در نیشابور) که خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النّیسابوری هم نامیده شدهاست، فیلسوف، ریاضیدان، ستارهشناس و رباعیسرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی اوست و لقبش «حجّةالحق» بودهاست، ولی آوازهٔ وی بیشتر بهواسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات خیام را به اغلب زبانهای زنده ترجمه نمودهاند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کردهاست که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغربزمین گردیدهاست.
یکی از برجستهترین کارهای وی را میتوان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظامالملک، که در دورهٔ سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۲۶–۴۹۰ هجری قمری) بود، دانست. وی در ریاضیات، نجوم، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعاتاش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضیدانی برجسته در تاریخ علم ثبت کردهاست.ابداع نظریهای دربارهٔ نسبتهای همارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهمترین کارهای اوست.
شماری از تذکرهنویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خواندهاند.صحت این فرضیه که خیام شاگرد ابن سینا بودهاست، بسیار بعید مینماید، زیرا از لحاظ زمانی با هم تفاوت زیادی داشتهاند. خیام در جایی ابن سینا را استاد خود میداند اما این استادی ابن سینا، جنبهٔ معنوی دارد.
در جهان خیام به عنوان یک شاعر، ریاضیدان و اخترشناس شناخته شدهاست. هرچند که اوج شناخت جهان از خیام را میتوان پس از ترجمه شعرهای وی به وسیله ادوارد فیتزجرالد دانست. این در حالی است که بسیاری از پژوهشگران شماری از شعرهای ترجمهشده به وسیله فیتزجرالد را سروده خیام نمیدانند و این خود سبب تفاوتهایی در شناخت خیام در نگاه ایرانیها و غربیها شدهاست. تأثیرات خیام بر ادبیات غرب از مارک تواین تا تی. اس. الیوت او را به نماد فلسفه شرق و شاعر محبوب روشنفکران جهان تبدیل کردهاست.
بعد از فیتزجرالد، فرانسویان با ترجمه رباعیات او به معرفی خیام در جهان غرب کمک کردند. در سال ۱۸۷۵ میلادی گارسن دوتاسی خاورشناس معروف فرانسوی تعداد ۱۰ رباعی از خیام را به فرانسه برده بود این در حالی بود که حدود ده سال قبل یعنی در سال ۱۸۶۷ نیکولاس، کنسول سفارت فرانسه در رشت اولین ترجمه رباعیات را به فرانسه ارائه کرده بود. او برخلاف عقیده فیتزجرالد که بر وجهه شاعری خیام تأکید داشت، خیام را یک صوفی قلمداد میکرد همین بی خبری از فکر خیام موجب شد که تئوفیل گوتیه او را شاعری رند حساب کند. نظر گوتیه نسبت به خیام و شرح و تفصیل اشعارش موجب شد که فرانسویان نسبت به این شاعر ایرانی علاقهٔ زیادی نشان دهند.
ارنست رنان با تأیید نظر فیتزجرالد، خیام را شاعری توانا در حفظ هویت آریایی میدانست. وی هوش و قدرت خیام را در بیان الفاظ بعضاً کفرآمیز در قالب اشعار عرفانی به تقیه نسبت داده است. آندره ژید هم با رباعیات خیام از طریق ترجمه فیتزجرالد آشنا بود بازتاب بعضی از مفاهیم رباعیات خیام را میتوان در کتاب مائدههای زمینی او مشاهده کرد.
ولادیمیر پوتین، مارتین لوتر کینگ و آبراهام لینکن همیشه قبل از خواب رباعیات خیام میخواندند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "بزرگداشت حکیم عمر خیام نیشابوری"
عُمَر خَیّام نیشابوری (نام کامل: غیاثالدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خَیّام نیشابوری) (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ در نیشابور - درگذشتهٔ ۱۲ آذر ۵۱۰ در نیشابور) که خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النّیسابوری هم نامیده شدهاست، فیلسوف، ریاضیدان، ستارهشناس و رباعیسرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی اوست و لقبش «حجّةالحق» بودهاست، ولی آوازهٔ وی بیشتر بهواسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات خیام را به اغلب زبانهای زنده ترجمه نمودهاند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کردهاست که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغربزمین گردیدهاست.
یکی از برجستهترین کارهای وی را میتوان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظامالملک، که در دورهٔ سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۲۶–۴۹۰ هجری قمری) بود، دانست. وی در ریاضیات، نجوم، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعاتاش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضیدانی برجسته در تاریخ علم ثبت کردهاست.ابداع نظریهای دربارهٔ نسبتهای همارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهمترین کارهای اوست.
شماری از تذکرهنویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خواندهاند.صحت این فرضیه که خیام شاگرد ابن سینا بودهاست، بسیار بعید مینماید، زیرا از لحاظ زمانی با هم تفاوت زیادی داشتهاند. خیام در جایی ابن سینا را استاد خود میداند اما این استادی ابن سینا، جنبهٔ معنوی دارد.
در جهان خیام به عنوان یک شاعر، ریاضیدان و اخترشناس شناخته شدهاست. هرچند که اوج شناخت جهان از خیام را میتوان پس از ترجمه شعرهای وی به وسیله ادوارد فیتزجرالد دانست. این در حالی است که بسیاری از پژوهشگران شماری از شعرهای ترجمهشده به وسیله فیتزجرالد را سروده خیام نمیدانند و این خود سبب تفاوتهایی در شناخت خیام در نگاه ایرانیها و غربیها شدهاست. تأثیرات خیام بر ادبیات غرب از مارک تواین تا تی. اس. الیوت او را به نماد فلسفه شرق و شاعر محبوب روشنفکران جهان تبدیل کردهاست.
بعد از فیتزجرالد، فرانسویان با ترجمه رباعیات او به معرفی خیام در جهان غرب کمک کردند. در سال ۱۸۷۵ میلادی گارسن دوتاسی خاورشناس معروف فرانسوی تعداد ۱۰ رباعی از خیام را به فرانسه برده بود این در حالی بود که حدود ده سال قبل یعنی در سال ۱۸۶۷ نیکولاس، کنسول سفارت فرانسه در رشت اولین ترجمه رباعیات را به فرانسه ارائه کرده بود. او برخلاف عقیده فیتزجرالد که بر وجهه شاعری خیام تأکید داشت، خیام را یک صوفی قلمداد میکرد همین بی خبری از فکر خیام موجب شد که تئوفیل گوتیه او را شاعری رند حساب کند. نظر گوتیه نسبت به خیام و شرح و تفصیل اشعارش موجب شد که فرانسویان نسبت به این شاعر ایرانی علاقهٔ زیادی نشان دهند.
ارنست رنان با تأیید نظر فیتزجرالد، خیام را شاعری توانا در حفظ هویت آریایی میدانست. وی هوش و قدرت خیام را در بیان الفاظ بعضاً کفرآمیز در قالب اشعار عرفانی به تقیه نسبت داده است. آندره ژید هم با رباعیات خیام از طریق ترجمه فیتزجرالد آشنا بود بازتاب بعضی از مفاهیم رباعیات خیام را میتوان در کتاب مائدههای زمینی او مشاهده کرد.
ولادیمیر پوتین، مارتین لوتر کینگ و آبراهام لینکن همیشه قبل از خواب رباعیات خیام میخواندند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📚📲 @ketabkhvan
28 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم عمر خیام نیشابوری خجسته باد.
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📚 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
28 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم عمر خیام نیشابوری خجسته باد.
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📚 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚📲 @ketabkhvan
از منزل کفر تا به دین یک نفس است
وز عالم شک تا به یقین یک نفس است
ایـن یـک نفس عـزیز را خـوش مـیدار
کز حاصل عمر ما همین یک نفس است
از منزل کفر تا به دین یک نفس است
وز عالم شک تا به یقین یک نفس است
ایـن یـک نفس عـزیز را خـوش مـیدار
کز حاصل عمر ما همین یک نفس است
⬆️⬆️⬆️نمایی زیبا از مقبره حکیم عمر خیام نیشابوری در شادیاخ نیشابور.
این کهنه رباط را که عالم نام است
آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمی است که وامانده صد جمشید است
گوریست که خوابگاه صد بهرام است
آن قصر که بهرام درو جام گرفت
آهو بچه کرد و رو به آرام رفت
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟
هر ذره که بر روی زمینی بوده است
خورشید رخی زهره جبینی بوده است
گـرد از رخ آستین بـه آزرم افشان
کـان هم رخ خوب نازنینی بـوده است
این کهنه رباط را که عالم نام است
آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمی است که وامانده صد جمشید است
گوریست که خوابگاه صد بهرام است
آن قصر که بهرام درو جام گرفت
آهو بچه کرد و رو به آرام رفت
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟
هر ذره که بر روی زمینی بوده است
خورشید رخی زهره جبینی بوده است
گـرد از رخ آستین بـه آزرم افشان
کـان هم رخ خوب نازنینی بـوده است
📌 #اسکارلت
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "اسکارلت"
📝 توضیحات :
الکساندرا ریپلی نویسنده آمریکایی بود که بهخاطر نوشتن رمان «اسکارلت» در سال ۱۹۹۱ به شهرت رسید. این کتاب ادامه رمان مشهور «بر باد رفته» نوشته مارگارت میچل میباشد.
داستان از خاکسپاری ملانی شروع می شود . پس از برخورد سرد مردم آتلانتا با اسکارلت ،اوتصمیم می گیرد به تارا بازگردد ولی در تارا هم که ویران شده چیزی برای آرامش و دلخوشی او وجود ندارد ،بنابراین تصمیم می گیرد که بچه هایش را پیش خواهرش بگذارد از طرفی اسکارلت بخاطر قولی که به ملانی داده ،هزینه ی زندگی اشلی را متقبل می شود وترتیب قراردادی را می دهد که موجب رونق کار اشلی شود.اسکارلت نامه ای از اقوامش دریافت می کند که در آن نوشته شده رت به خانواده ی خود گفته است؛ چون اسکارلت حاضر نیست از کار دست بکشد او را ترک کرده،وقتی اسکارلت متوجه دروغ رت می شود تصمیم می گیرد نزد خانواده ی اوبرود. پس از مدتی اقامت وی رت را ترک می کندو در حالی که باردار است بی انکه به کسی خبر دهد با اقوام ایرلندی اش به ایرلند میرود و با سرمایه ی زیادی که دارد بخشی از زمین های خانواده ی اوهارا را می خرد و به علت ثروتی که دارد به عنوان بزرگ خانواده شناخته می شود .پس از مدتی اسکارلت می فهمد رت اورا طلاق داده وبا زن دیگری ازدواج کرده است.بعد از این قضیه او سعی می کند رت را به فراموشی بسپارد ولی چون اورا چندین بار می بیند اینکار برایش سخت می شود،از طرفی اسکارلت نمی خواهد رت فرزندش را ببیند .سرانجام هنگامی که فرزند اسکارلت چهارساله می شود او تصمیم میگیرد دوباره ازدواج کند،از طرفی در تمام نواحی ایرلند شورش هایی علیه زمینداران اتفاق می افتد.اسکارلت که برای گرفتن لباس عروسی اش به شهر رفته رت را می بیند و وقتی از دوست او می شنود که رت به تازگی همسرش را از دست داده و با شنیدن خبر ازدواج اسکارلت آشفته شده در می یابد که رت به خاطر او بازگشته است. بنابراین به سرعت به املاکش بر می گردد ولی متوجه می شود علیه او هم شورش بر پا شده است.رت به موقع می رسد و جان اسکارلت را نجات میدهد و فرزندش را می بیند و اعتراف می کند اسکارلت را دوست دارد.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "اسکارلت"
📝 توضیحات :
الکساندرا ریپلی نویسنده آمریکایی بود که بهخاطر نوشتن رمان «اسکارلت» در سال ۱۹۹۱ به شهرت رسید. این کتاب ادامه رمان مشهور «بر باد رفته» نوشته مارگارت میچل میباشد.
داستان از خاکسپاری ملانی شروع می شود . پس از برخورد سرد مردم آتلانتا با اسکارلت ،اوتصمیم می گیرد به تارا بازگردد ولی در تارا هم که ویران شده چیزی برای آرامش و دلخوشی او وجود ندارد ،بنابراین تصمیم می گیرد که بچه هایش را پیش خواهرش بگذارد از طرفی اسکارلت بخاطر قولی که به ملانی داده ،هزینه ی زندگی اشلی را متقبل می شود وترتیب قراردادی را می دهد که موجب رونق کار اشلی شود.اسکارلت نامه ای از اقوامش دریافت می کند که در آن نوشته شده رت به خانواده ی خود گفته است؛ چون اسکارلت حاضر نیست از کار دست بکشد او را ترک کرده،وقتی اسکارلت متوجه دروغ رت می شود تصمیم می گیرد نزد خانواده ی اوبرود. پس از مدتی اقامت وی رت را ترک می کندو در حالی که باردار است بی انکه به کسی خبر دهد با اقوام ایرلندی اش به ایرلند میرود و با سرمایه ی زیادی که دارد بخشی از زمین های خانواده ی اوهارا را می خرد و به علت ثروتی که دارد به عنوان بزرگ خانواده شناخته می شود .پس از مدتی اسکارلت می فهمد رت اورا طلاق داده وبا زن دیگری ازدواج کرده است.بعد از این قضیه او سعی می کند رت را به فراموشی بسپارد ولی چون اورا چندین بار می بیند اینکار برایش سخت می شود،از طرفی اسکارلت نمی خواهد رت فرزندش را ببیند .سرانجام هنگامی که فرزند اسکارلت چهارساله می شود او تصمیم میگیرد دوباره ازدواج کند،از طرفی در تمام نواحی ایرلند شورش هایی علیه زمینداران اتفاق می افتد.اسکارلت که برای گرفتن لباس عروسی اش به شهر رفته رت را می بیند و وقتی از دوست او می شنود که رت به تازگی همسرش را از دست داده و با شنیدن خبر ازدواج اسکارلت آشفته شده در می یابد که رت به خاطر او بازگشته است. بنابراین به سرعت به املاکش بر می گردد ولی متوجه می شود علیه او هم شورش بر پا شده است.رت به موقع می رسد و جان اسکارلت را نجات میدهد و فرزندش را می بیند و اعتراف می کند اسکارلت را دوست دارد.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #بزرگداشت_ملاصدرا
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "بزرگداشت ملاصدرا"
صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی معروف به مُلاصَدرا و صدرالمتألهین، متأله و فیلسوف شیعه ایرانی سدهٔ یازدهم هجری قمری و بنیانگذار حکمت متعالیه است. کارهای او را میتوان نمایش دهندهٔ نوعی تلفیق از هزار سال تفکر و اندیشهٔ اسلامی پیش از زمان او به حساب آورد.
ملاصدرا در روز نهم جمادیالاول سال ۹۸۰ هجری قمری، در شیراز و در محلهٔ قوام زاده شد و او را محمد نام نهادند. به روایتی پدر او خواجه ابراهیم قوام، مردی دانشمند و وزیر فرماندار پارس محمد میرزا که بعدها به شاه محمد خدابنده معروف شد بود و صدرالدین محمد تنها فرزند او، حاصل یک دعا بود. به باور هانری کربن خواجه ابراهیم بازرگان بود و به خرید و فروش مروارید، شکر بنگاله و شال کشمیری میپرداخت. وی هر از گاهی برای به دست آوردن مروارید به مغاص لؤلؤ در بحرین میرفت.
ابراهیم قوام در آغاز، محمد کوچک را به مکتبخانهٔ ملااحمد در محلهٔ قوام و به نزد ملااحمد برد. محمد دو سال در این مکتبخانه خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را فراگرفت. سپس او را به یک معلم خانگی به نام ملا عبدالرزاق ابرقویی سپردند تا به محمد صرف و نحو بیاموزد.
دو پیشامد سبب وقفه در تحصیل محمد نوجوان شد، یکی وفات ملا عبدالرزاق ابرقویی بود که محمد نوجوان را در مرگ استاد خود سوگوار کرد و دیگر وفات شاه تهماسب یکم صفوی و به پادشاهی رسیدن شاه اسماعیل دوم صفوی که سبب ناامنی ایران از جمله شیراز گشت، و ابراهیم قوام از بیم جان خانوادهٔ خود را از شیراز به امیرنشینهای جنوب خلیج فارس کوچاند.
پس از مرگ یا کشته شدن شاه اسماعیل دوم و با به فرمانروایی رسیدن شاه عباس یکم دوران هرج و مرج به پایان رسید و ابراهیم و خانوادهاش به شیراز بازگشتند. محمد به فرمان پدرش به بصره رفت و در حجرهٔ بازرگانی شیرازی به نام یوسف بیضاوی که پدرش با او قرارداد بازرگانی بسته بود، به کار مشغول شد.
سه ماه پس از آن، ابراهیم قوام به دیار باقی شتافت و محمد سوگوار ناگزیر به شیراز بازگشت و به گرداندن حجرههای بازرگانی پدرش پرداخت.
ملاصدرا در سن ۶ سالگی به همراه پدرش در پی شاه محمد خدابنده به قزوین پایتخت آن دوران صفویان رفت و دوران نوجوانی وجوانی اش را در آن سامان سپری کرد، او درمدرسه «التفاتیه» قزوین حجرهای داشت که هم اکنون نیز برای بازدید «طلبهها» و «گردشگران» پابرجااست، سنگ بنای پیشرفت علمی اودر حوزههای علمیه قزوین بود. در همانجا با شیخ بهایی و میرداماد آشنا شد و پس از انتقال پایتخت به اصفهان، با استادانش به اصفهان مهاجرت نمود.
او در مدرسه خواجه اصفهان نیز از محضر درس استادانش شیخ بهایی، میرداماد (معلم ثالث) و میرفندرسکی بهره جست. ملاصدرا دروس فقه، علوم حدیث و تفسیر را از شیخ بهایی، حکمت الهی و حکمت شرق و غرب را از میرداماد و علم ملل و نحل را از میرفندرسکی آموخت.
به هر حال شاه عباس یکم در پایان سال ۹۹۹ هجری قمری (به روایتی)، از قزوین به اصفهان نقل مکان کرد و این شهر را به پایتختی خویش برگزید.
در بخشکردن میراث یکی از توانگران اصفهان، هوش، آگاهی و دانش ملاصدرا در مسایل فقهی بر شاه عباس آشکار شد و شاه تصمیم گرفت تا از مدرسه خواجه بازدید کند و با شیخ بهایی و ملاصدرا بیشتر آشنا شود.
محققین آثار ملاصدرا را بالغ بر پنجاه اثر دانسته اند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "بزرگداشت ملاصدرا"
صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی معروف به مُلاصَدرا و صدرالمتألهین، متأله و فیلسوف شیعه ایرانی سدهٔ یازدهم هجری قمری و بنیانگذار حکمت متعالیه است. کارهای او را میتوان نمایش دهندهٔ نوعی تلفیق از هزار سال تفکر و اندیشهٔ اسلامی پیش از زمان او به حساب آورد.
ملاصدرا در روز نهم جمادیالاول سال ۹۸۰ هجری قمری، در شیراز و در محلهٔ قوام زاده شد و او را محمد نام نهادند. به روایتی پدر او خواجه ابراهیم قوام، مردی دانشمند و وزیر فرماندار پارس محمد میرزا که بعدها به شاه محمد خدابنده معروف شد بود و صدرالدین محمد تنها فرزند او، حاصل یک دعا بود. به باور هانری کربن خواجه ابراهیم بازرگان بود و به خرید و فروش مروارید، شکر بنگاله و شال کشمیری میپرداخت. وی هر از گاهی برای به دست آوردن مروارید به مغاص لؤلؤ در بحرین میرفت.
ابراهیم قوام در آغاز، محمد کوچک را به مکتبخانهٔ ملااحمد در محلهٔ قوام و به نزد ملااحمد برد. محمد دو سال در این مکتبخانه خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را فراگرفت. سپس او را به یک معلم خانگی به نام ملا عبدالرزاق ابرقویی سپردند تا به محمد صرف و نحو بیاموزد.
دو پیشامد سبب وقفه در تحصیل محمد نوجوان شد، یکی وفات ملا عبدالرزاق ابرقویی بود که محمد نوجوان را در مرگ استاد خود سوگوار کرد و دیگر وفات شاه تهماسب یکم صفوی و به پادشاهی رسیدن شاه اسماعیل دوم صفوی که سبب ناامنی ایران از جمله شیراز گشت، و ابراهیم قوام از بیم جان خانوادهٔ خود را از شیراز به امیرنشینهای جنوب خلیج فارس کوچاند.
پس از مرگ یا کشته شدن شاه اسماعیل دوم و با به فرمانروایی رسیدن شاه عباس یکم دوران هرج و مرج به پایان رسید و ابراهیم و خانوادهاش به شیراز بازگشتند. محمد به فرمان پدرش به بصره رفت و در حجرهٔ بازرگانی شیرازی به نام یوسف بیضاوی که پدرش با او قرارداد بازرگانی بسته بود، به کار مشغول شد.
سه ماه پس از آن، ابراهیم قوام به دیار باقی شتافت و محمد سوگوار ناگزیر به شیراز بازگشت و به گرداندن حجرههای بازرگانی پدرش پرداخت.
ملاصدرا در سن ۶ سالگی به همراه پدرش در پی شاه محمد خدابنده به قزوین پایتخت آن دوران صفویان رفت و دوران نوجوانی وجوانی اش را در آن سامان سپری کرد، او درمدرسه «التفاتیه» قزوین حجرهای داشت که هم اکنون نیز برای بازدید «طلبهها» و «گردشگران» پابرجااست، سنگ بنای پیشرفت علمی اودر حوزههای علمیه قزوین بود. در همانجا با شیخ بهایی و میرداماد آشنا شد و پس از انتقال پایتخت به اصفهان، با استادانش به اصفهان مهاجرت نمود.
او در مدرسه خواجه اصفهان نیز از محضر درس استادانش شیخ بهایی، میرداماد (معلم ثالث) و میرفندرسکی بهره جست. ملاصدرا دروس فقه، علوم حدیث و تفسیر را از شیخ بهایی، حکمت الهی و حکمت شرق و غرب را از میرداماد و علم ملل و نحل را از میرفندرسکی آموخت.
به هر حال شاه عباس یکم در پایان سال ۹۹۹ هجری قمری (به روایتی)، از قزوین به اصفهان نقل مکان کرد و این شهر را به پایتختی خویش برگزید.
در بخشکردن میراث یکی از توانگران اصفهان، هوش، آگاهی و دانش ملاصدرا در مسایل فقهی بر شاه عباس آشکار شد و شاه تصمیم گرفت تا از مدرسه خواجه بازدید کند و با شیخ بهایی و ملاصدرا بیشتر آشنا شود.
محققین آثار ملاصدرا را بالغ بر پنجاه اثر دانسته اند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📚📲 @ketabkhvan
یکم خرداد روز بزرگداشت مُلاصَدرا معروف به صدرالمتألهین، خجسته باد.
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📚 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
یکم خرداد روز بزرگداشت مُلاصَدرا معروف به صدرالمتألهین، خجسته باد.
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📚 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📌 #رساله_سه_اصل
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "رساله سه اصل"
📝 توضیحات :
رساله سه اصل یکی از آثار و تالیفات محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی است. موضوع این کتاب عرفان و اخلاق و به زبان فارسی در دفاع از فلسفه نگاشته شده است. رساله سه اصل پاسخ ملاصدرا است به مقام ظاهربینان که به نام علم و دین با حکمت و عرفان خصومت می ورزند. این رساله که درباره سیر سلوک و تکامل اخلاقی و کشف علوم حقیقی و نیز موانعی که در نیل به وصال به حقیقت در راه سالک نهاده شده است، می باشد.
به نظر صدرا موانع و حجاب هایی که اکثر مردم را از ادراک و کسب آن علم محروم می دارد مشتق از سه اصل می باشد که به مناسبت آن، این رساله را نیز سه اصل نامیده است، بنا به قول خودش این اصول بدین قرارند: 1. اصل اول: جهل است به معرفت نفس که او حقیقت آدمی است 2. اصل دوم: حب جاه و مال و میل به شهوات و لذات و سایر تمتعات 3. اصل سوم: تسویلات نفس اماره است و تدلیسات شیطان مکاره و لعین نابکار که بد را نیک و نیک را بد می نماید. ملاصدرا پس از مقدمه و توحید الهی و درود بر ائمه معصومینْ در فصول مختلف به بررسی و شرح این سه اصل می پردازد و هرکدام را به طور دقیق بررسی می کند.
رساله سه اصل: این رساله مرتب بر یک مقدمه و 14 باب به شرح زیر است:
1- باب اول: در بیان اصل اول (جهل نسبت به شناخت نفس)
2- باب دوم: در بیان اصل دوم (حب مال و جاه و شهوات)
3- باب سوم: در بیان اصل سوم (تسویلات نفس اماره و تدلیسات شیطان)
4- باب چهارم: فصل اول در بیان نتیجه اعراض از معرفت نفس و علم معاد
5- باب پنجم: فصل دوم در بیان نتیجه اصل دوم که متابعت شهوت و...
6- باب ششم: فصل سوم در بیان نتیجه اصل سوم از روسای شیاطین که...
7- باب هفتم: فصل دیگر در بیان نصیحت و تنبیه بر طریق سعادت و شقاوت
8- باب هشتم: فصل در بیان پیدا کردن راه خدای که مسلوک روندگان و مسلک بینندگان است
9- باب نهم: خاصیت علم حقیقی و برتری آن نسبت به علوم ظاهری
10 و 11- باب دهم و یازدهم: نور ایمان و لزوم تصفیه و تجلیه
12- باب دوازدهم: شرح نظرات دین شناخت
13- باب سیزدهم: امراض نفس
14- باب چهاردهم: در دانستن عمل صالح و علم نافع
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "رساله سه اصل"
📝 توضیحات :
رساله سه اصل یکی از آثار و تالیفات محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی است. موضوع این کتاب عرفان و اخلاق و به زبان فارسی در دفاع از فلسفه نگاشته شده است. رساله سه اصل پاسخ ملاصدرا است به مقام ظاهربینان که به نام علم و دین با حکمت و عرفان خصومت می ورزند. این رساله که درباره سیر سلوک و تکامل اخلاقی و کشف علوم حقیقی و نیز موانعی که در نیل به وصال به حقیقت در راه سالک نهاده شده است، می باشد.
به نظر صدرا موانع و حجاب هایی که اکثر مردم را از ادراک و کسب آن علم محروم می دارد مشتق از سه اصل می باشد که به مناسبت آن، این رساله را نیز سه اصل نامیده است، بنا به قول خودش این اصول بدین قرارند: 1. اصل اول: جهل است به معرفت نفس که او حقیقت آدمی است 2. اصل دوم: حب جاه و مال و میل به شهوات و لذات و سایر تمتعات 3. اصل سوم: تسویلات نفس اماره است و تدلیسات شیطان مکاره و لعین نابکار که بد را نیک و نیک را بد می نماید. ملاصدرا پس از مقدمه و توحید الهی و درود بر ائمه معصومینْ در فصول مختلف به بررسی و شرح این سه اصل می پردازد و هرکدام را به طور دقیق بررسی می کند.
رساله سه اصل: این رساله مرتب بر یک مقدمه و 14 باب به شرح زیر است:
1- باب اول: در بیان اصل اول (جهل نسبت به شناخت نفس)
2- باب دوم: در بیان اصل دوم (حب مال و جاه و شهوات)
3- باب سوم: در بیان اصل سوم (تسویلات نفس اماره و تدلیسات شیطان)
4- باب چهارم: فصل اول در بیان نتیجه اعراض از معرفت نفس و علم معاد
5- باب پنجم: فصل دوم در بیان نتیجه اصل دوم که متابعت شهوت و...
6- باب ششم: فصل سوم در بیان نتیجه اصل سوم از روسای شیاطین که...
7- باب هفتم: فصل دیگر در بیان نصیحت و تنبیه بر طریق سعادت و شقاوت
8- باب هشتم: فصل در بیان پیدا کردن راه خدای که مسلوک روندگان و مسلک بینندگان است
9- باب نهم: خاصیت علم حقیقی و برتری آن نسبت به علوم ظاهری
10 و 11- باب دهم و یازدهم: نور ایمان و لزوم تصفیه و تجلیه
12- باب دوازدهم: شرح نظرات دین شناخت
13- باب سیزدهم: امراض نفس
14- باب چهاردهم: در دانستن عمل صالح و علم نافع
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #کودکی_یک_رییس
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "کودکی یک رییس"
📝 توضیحات :
کودکی یک رییس نام یک کتاب ادبی است که توسط ژان پل سارتر، نویسندهٔ اهل فرانسه نوشته شدهاست. این کتاب یکی از آثار ادبی برجستهٔ جهان است.
این اثر یک رمان کوتاه و یا شاید بتوان گفت یک داستان کوتاه طولانی است.
کتاب در مورد پسری از خانواده ای ثروتمند است و سیری روان شناسانه که او طی می کند تا به یک رئیس تبدیل شود . عقاید فرویدی ، عقده های درونی ، ایده های فاشیستی ، روابط غیرنرمال و ...
این داستان پیش از هرچیز ، نقش خشونت را در خطوط روانی جناح راست نشان میدهد ، سرخوردگی از ضعفهای مدرنیزم و عکسالعمل آن یعنی رجوع به سنتها به ایجاد واکنشی خشن و شکلگیری قشری رئیس مآب میانجامد و این همان نکتهای است که برفراز تحلیلهای فلسفی سارتر و منسوخ شدن بخشهایی از آن، به قدرت ادبیات در این داستان ، همچنان زنده و عبرتانگیز است .
برخی فیلسوفان معتقدند که سارتر در کارهایش مفاهیم متناقضی را در کنار هم قرار داده است. برای مثال هربرت مارکوزه معتقد بود که افکار سارتر متناقض و بیش از حد ایدهآل گراست و این ایدهآل گرایی خلاف ادعای سارتر در مورد واقع گرایی است. همچنین، ریچارد وولهایم و توماس بالدوین نشان میدهند که نقد سارتر از فروید در واقع بر اساس یک تفسیر اشتباه از کارهای فروید بنیان نهاده شده است.
بطور کلی دو دوره در زندگی حرفهای سارتر وجود داشت. اولین دورهٔ زندگی حرفهای او دورهٔ پس از نوشتن اثر معروفاش، هستی و نیستی، بودو نوشتن رمان تهوع. سارتر به آزادی بنیادی انسان اعتقاد داشت و باور داشت که «انسان محکوم به آزادی است. »
در دومین دورهٔ حرفهٔ زندگیاش، سارتر بهعنوان روشنفکری فعال از نظر سیاسی شناخته میشد. سارتر از طرفداران کمونیسم بود، هرچند که هرگز بهطور رسمی به عضویت حزب کمونیست فرانسه درنیامد. وی بیشتر عمر خویش را صرف مطابقت دادن ایدههای اگزیستانسیالیستیاش کرد. سارتر معتقد بود که انسان باید خود سرنوشتاش را تعیین کند. وی همچنین، مطابق با اصول کمونیسم، باور داشت که نیروهای اقتصادی، اجتماعی جامعه که از کنترل انسان خارج هستند، نقشی حیاتی در تعیین مسیر زندگی اشخاص دارند. در سال ۱۹۶۴ جایزه ادبی نوبل به سارتر تعلق گرفت، ولی او از پذیرفتن این جایزه خودداری کرد.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "کودکی یک رییس"
📝 توضیحات :
کودکی یک رییس نام یک کتاب ادبی است که توسط ژان پل سارتر، نویسندهٔ اهل فرانسه نوشته شدهاست. این کتاب یکی از آثار ادبی برجستهٔ جهان است.
این اثر یک رمان کوتاه و یا شاید بتوان گفت یک داستان کوتاه طولانی است.
کتاب در مورد پسری از خانواده ای ثروتمند است و سیری روان شناسانه که او طی می کند تا به یک رئیس تبدیل شود . عقاید فرویدی ، عقده های درونی ، ایده های فاشیستی ، روابط غیرنرمال و ...
این داستان پیش از هرچیز ، نقش خشونت را در خطوط روانی جناح راست نشان میدهد ، سرخوردگی از ضعفهای مدرنیزم و عکسالعمل آن یعنی رجوع به سنتها به ایجاد واکنشی خشن و شکلگیری قشری رئیس مآب میانجامد و این همان نکتهای است که برفراز تحلیلهای فلسفی سارتر و منسوخ شدن بخشهایی از آن، به قدرت ادبیات در این داستان ، همچنان زنده و عبرتانگیز است .
برخی فیلسوفان معتقدند که سارتر در کارهایش مفاهیم متناقضی را در کنار هم قرار داده است. برای مثال هربرت مارکوزه معتقد بود که افکار سارتر متناقض و بیش از حد ایدهآل گراست و این ایدهآل گرایی خلاف ادعای سارتر در مورد واقع گرایی است. همچنین، ریچارد وولهایم و توماس بالدوین نشان میدهند که نقد سارتر از فروید در واقع بر اساس یک تفسیر اشتباه از کارهای فروید بنیان نهاده شده است.
بطور کلی دو دوره در زندگی حرفهای سارتر وجود داشت. اولین دورهٔ زندگی حرفهای او دورهٔ پس از نوشتن اثر معروفاش، هستی و نیستی، بودو نوشتن رمان تهوع. سارتر به آزادی بنیادی انسان اعتقاد داشت و باور داشت که «انسان محکوم به آزادی است. »
در دومین دورهٔ حرفهٔ زندگیاش، سارتر بهعنوان روشنفکری فعال از نظر سیاسی شناخته میشد. سارتر از طرفداران کمونیسم بود، هرچند که هرگز بهطور رسمی به عضویت حزب کمونیست فرانسه درنیامد. وی بیشتر عمر خویش را صرف مطابقت دادن ایدههای اگزیستانسیالیستیاش کرد. سارتر معتقد بود که انسان باید خود سرنوشتاش را تعیین کند. وی همچنین، مطابق با اصول کمونیسم، باور داشت که نیروهای اقتصادی، اجتماعی جامعه که از کنترل انسان خارج هستند، نقشی حیاتی در تعیین مسیر زندگی اشخاص دارند. در سال ۱۹۶۴ جایزه ادبی نوبل به سارتر تعلق گرفت، ولی او از پذیرفتن این جایزه خودداری کرد.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector