📌 #جهالت
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "جهالت"
📝 توضیحات :
جهالت (به فرانسوی: L'ignorance) دهمین رمان میلان کوندرا نویسنده چک - فرانسوی است؛ که در سال ۱۹۹۹ به زبان فرانسوی نوشته و در سال ۲۰۰۰ چاپ شدهاست. ترجمه انگلیسی این رمان برنده جایزه اسکات مونکریف شد. مضمون این داستان دربارهٔ مهاجرت، غربت و نوستالژی است. این کتاب در ایران با ترجمه آرش حجازی توسط نشر کاروان منتشر شده است.
میلان کوندرا نویسنده اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی میکند و از سال ۱۹۸۱ یک شهروند فرانسوی شدهاست.
خانوادهٔ او متعلق به طبقهٔ اجتماعی متوسط و دارای سطح فرهنگی بالایی بودند. پدرش، لودویک کوندرا، نوازنده پیانو و شاگرد لئوش یاناچک بود و بین سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۱ ریاست آکادمی موسیقی برنو را برعهده داشت. علاقه کوندرا به موسیقی در بسیاری از آثار او به ویژه رمان شوخی پیداست. میلان شعرگویی را از ۱۴ سالگی آغاز کرد و در ۱۷ سالگی پس از شکست آلمان به حزب کمونیست پیوست. به سال ۱۹۴۸ تحصیل خود را در رشتهٔ ادبیات و زیباییشناسی در دانشگاه چارلز در شهر پراگ شروع کرد، ولی خیلی زود خود را به دانشکده فیلم منتقل کرد. در سال ۱۹۵۰ برای نخستین بار از حزب اخراج شد و تا سال ۱۹۵۶ اجازهٔ ورود مجدد به حزب را پیدا نکرد. نخستین مجموعه شعر او با نام «انسان؛ بوستان پهناور» (یا انسان؛ بوستانی عظیم) که خوشبینی موجود و ادبیات دولتی را مورد انتقاد قرار میداد در ۱۹۵۳ چاپ کرد. در ۱۹۵۵ شعر بلندش «ماه میگذشته» و بلافاصله بعد از آن دومین و آخرین مجموعه شعر او با نام «تکگویی» که در آن رفتارها و کردارهای انسانی و روابط عاشقانه بیپرده بازنمایی میشدند در ۱۹۵۷ منتشر شدند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "جهالت"
📝 توضیحات :
جهالت (به فرانسوی: L'ignorance) دهمین رمان میلان کوندرا نویسنده چک - فرانسوی است؛ که در سال ۱۹۹۹ به زبان فرانسوی نوشته و در سال ۲۰۰۰ چاپ شدهاست. ترجمه انگلیسی این رمان برنده جایزه اسکات مونکریف شد. مضمون این داستان دربارهٔ مهاجرت، غربت و نوستالژی است. این کتاب در ایران با ترجمه آرش حجازی توسط نشر کاروان منتشر شده است.
میلان کوندرا نویسنده اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی میکند و از سال ۱۹۸۱ یک شهروند فرانسوی شدهاست.
خانوادهٔ او متعلق به طبقهٔ اجتماعی متوسط و دارای سطح فرهنگی بالایی بودند. پدرش، لودویک کوندرا، نوازنده پیانو و شاگرد لئوش یاناچک بود و بین سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۱ ریاست آکادمی موسیقی برنو را برعهده داشت. علاقه کوندرا به موسیقی در بسیاری از آثار او به ویژه رمان شوخی پیداست. میلان شعرگویی را از ۱۴ سالگی آغاز کرد و در ۱۷ سالگی پس از شکست آلمان به حزب کمونیست پیوست. به سال ۱۹۴۸ تحصیل خود را در رشتهٔ ادبیات و زیباییشناسی در دانشگاه چارلز در شهر پراگ شروع کرد، ولی خیلی زود خود را به دانشکده فیلم منتقل کرد. در سال ۱۹۵۰ برای نخستین بار از حزب اخراج شد و تا سال ۱۹۵۶ اجازهٔ ورود مجدد به حزب را پیدا نکرد. نخستین مجموعه شعر او با نام «انسان؛ بوستان پهناور» (یا انسان؛ بوستانی عظیم) که خوشبینی موجود و ادبیات دولتی را مورد انتقاد قرار میداد در ۱۹۵۳ چاپ کرد. در ۱۹۵۵ شعر بلندش «ماه میگذشته» و بلافاصله بعد از آن دومین و آخرین مجموعه شعر او با نام «تکگویی» که در آن رفتارها و کردارهای انسانی و روابط عاشقانه بیپرده بازنمایی میشدند در ۱۹۵۷ منتشر شدند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #مسافر_تهران
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "مسافر تهران"
📝 توضیحات :
کتاب مسافر تهران، علیرغم حجم نسبتاًٌ کوچک خود آکنده است از ملاحضات دقیق مردم شناسی، جامعه شناسی، سیاسی و اقتصادی. هنگامی که دقیق تر به محتوای کتاب می نگریم، دلیل انتشار این کتاب را در مجموعه مطالعات اجتماعی در می یابیم.انچه از زبان نویسنده، در مسیر مسافرتش به تهران می خوانیم سرشار از آگاهیها و اطلاعات اصیل و دقیق اجتماعی است مثلاً به این قضاوت نویسنده در باره جامعه ایران نگاه کنیم."ایران کشور زیادی ها و زیاده رویهاست، از جمله کشورهای نادری است که در آن بی شک هرگز مرحله بینا بینی ترقی ، یعنی منزلگاه قرن نوزدهم میلادی شناخته نخواهد شد."
کتاب مسافر تهران، دارای زمینه ای اجتماعی است؛ خود نویسنده هم امیدوار است که کتابش از هر گونه حدیث کشف جغرافیایی یا تحقیق باستان شناسی و هر شرح و توضیح تاریخی و علمی عاری و بری باشد.
انگیزه هایی که دیگر جهان گردان را به ایران آورده است در مسافر تهران نبوده، نه ماموریت دیپلماتیک و نظامی یا اقتصادی،نه کاوشهای باستان شناسی، نه پژوهش علمی و غیر آن. انگیزه این زن نویسنده، کنجکاوی است با نگاهی مردم شناسانه، سرزمین و مرم ایران را دوست می دارد. زیبایی های این سرزمین را ستایش می کند و زشتی هایش را نکوهش. خوبی ها و بدیهای ایرانیان آن زمان و فساد های دربار و دولت را از پرده بیرون می ریزد.
این کتاب خواننده ای را که از سفر نامه ها ، روایات خارق العاده و مبالغه آمیز می طلبد و یا از گذشته و تاریخ ایران، همیشه خوبی ها را می بیند و در گذشته زندگی می کند، راضی نخواهد کرد.
اما خواننده ای که روایات دل انگیز از زمانهای گذشته-چه خوب و چه بد، درباره زندگانی انسانها، وصف جامعه ، و رویدادهای سفر را می پسندد و ودوست دارد از خواندن این کتاب لذت خواهد برد.
ویتا سکویل-وست، نویسنده کتاب از روشن فکران انگلیسی در نیمه اول قرن بیستم به شمار می آید که در سال 1926 میلادی، یعنی همزمان با خلع سلطنت از قاجار و به سلطنت رسیدن رضا خان، به ایران سفر کرده است.
واژه های مردم ، ایران و ایرانی در کتاب مسافر تهران به وفور مشاهده می شود که شاید تا حدودی جنبه اجتماعی این کتاب را نشان دهد.
دید اجتماعی نویسنده، حتی در روز تاج گذاری رضا خان، باز است وی که در روز تاج گذاری در تالار حاضر بوده شاید بیشتر از شخص شاه، اطرافیان و مناظر اطراف خود را دیده مثلا می نویسد" از سوراخ دیوارهای حیاط کاخ، توده های زباله را می شد دید که مرغها به کاویدن آنها مشغول بودند."
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "مسافر تهران"
📝 توضیحات :
کتاب مسافر تهران، علیرغم حجم نسبتاًٌ کوچک خود آکنده است از ملاحضات دقیق مردم شناسی، جامعه شناسی، سیاسی و اقتصادی. هنگامی که دقیق تر به محتوای کتاب می نگریم، دلیل انتشار این کتاب را در مجموعه مطالعات اجتماعی در می یابیم.انچه از زبان نویسنده، در مسیر مسافرتش به تهران می خوانیم سرشار از آگاهیها و اطلاعات اصیل و دقیق اجتماعی است مثلاً به این قضاوت نویسنده در باره جامعه ایران نگاه کنیم."ایران کشور زیادی ها و زیاده رویهاست، از جمله کشورهای نادری است که در آن بی شک هرگز مرحله بینا بینی ترقی ، یعنی منزلگاه قرن نوزدهم میلادی شناخته نخواهد شد."
کتاب مسافر تهران، دارای زمینه ای اجتماعی است؛ خود نویسنده هم امیدوار است که کتابش از هر گونه حدیث کشف جغرافیایی یا تحقیق باستان شناسی و هر شرح و توضیح تاریخی و علمی عاری و بری باشد.
انگیزه هایی که دیگر جهان گردان را به ایران آورده است در مسافر تهران نبوده، نه ماموریت دیپلماتیک و نظامی یا اقتصادی،نه کاوشهای باستان شناسی، نه پژوهش علمی و غیر آن. انگیزه این زن نویسنده، کنجکاوی است با نگاهی مردم شناسانه، سرزمین و مرم ایران را دوست می دارد. زیبایی های این سرزمین را ستایش می کند و زشتی هایش را نکوهش. خوبی ها و بدیهای ایرانیان آن زمان و فساد های دربار و دولت را از پرده بیرون می ریزد.
این کتاب خواننده ای را که از سفر نامه ها ، روایات خارق العاده و مبالغه آمیز می طلبد و یا از گذشته و تاریخ ایران، همیشه خوبی ها را می بیند و در گذشته زندگی می کند، راضی نخواهد کرد.
اما خواننده ای که روایات دل انگیز از زمانهای گذشته-چه خوب و چه بد، درباره زندگانی انسانها، وصف جامعه ، و رویدادهای سفر را می پسندد و ودوست دارد از خواندن این کتاب لذت خواهد برد.
ویتا سکویل-وست، نویسنده کتاب از روشن فکران انگلیسی در نیمه اول قرن بیستم به شمار می آید که در سال 1926 میلادی، یعنی همزمان با خلع سلطنت از قاجار و به سلطنت رسیدن رضا خان، به ایران سفر کرده است.
واژه های مردم ، ایران و ایرانی در کتاب مسافر تهران به وفور مشاهده می شود که شاید تا حدودی جنبه اجتماعی این کتاب را نشان دهد.
دید اجتماعی نویسنده، حتی در روز تاج گذاری رضا خان، باز است وی که در روز تاج گذاری در تالار حاضر بوده شاید بیشتر از شخص شاه، اطرافیان و مناظر اطراف خود را دیده مثلا می نویسد" از سوراخ دیوارهای حیاط کاخ، توده های زباله را می شد دید که مرغها به کاویدن آنها مشغول بودند."
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #مرگ_کثیف
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "مرگ کثیف"
📝 توضیحات :
خاطره و عشق و مرگ، سه بُن مایه ی اصلی مرگ کثیف ،اثر پی یر ژان رمی ، نویسنده فرانسوی است؛ کتابی که ویژگی بارز آن، نثر شاعرانه و سبک پالوده اش است . سبکی که بیشتر اسلوب رمان نو فرانسه را به ذهن تداعی می کند: ژان شرال، یک نویسنده ی شصت و چند ساله سترون (هم در زندگی و هم درنوشتن)، گویی برای فراموشی و مرگ ، به هنگ کنگ آمده ؛ در زمستانی کثیف و در زیر رگبارهای مداوم بارانی که تمامی ندارد.و همچون جذام، چهره ی جزیره را می جود و از شکل می اندازد. اقامتگاه او، هتل - فاحشه خانه ای بدنام، موسوم به سه اژدها ، است که خود، نماد مجسم نیستی و پلشتی و مرگ است؛ با دهلیز های تو در تو، راهرو های تنگ، اتاق ها و سالن ها و گوشه های تاریک و مرطوب، دیوارهای چرب و کثیف با گچ بری های درهم و پیچیده و صندلی ها و میزها،مخمل رنگ و رو رفته ی نیمکت ها،همه و همه به رنگ قهوه ای ؛ فهوه ای چرک مرده و چسبناک.و زنها و مردهایی که در این فضا می لولند: تفنگداران دریایی مست و لایعقل امریکایی ( که جا به جا حضور خود را به رخ می کشند و نفرت شرال را بر می انگیزند)، چینی های تنومند ،زنان متصدی بار ، با جام های شراب برنج ،که پی در پی می چرخد و فواحش زرد پوست ، با دامن های چاک دارشان ،و خنده های باسمه ای همیشگی شان، و صداهایی که بیشتر به جیغ شبیه است تا به حرف ، با لهجه کانتونی .فریادها و صداها، در هر گوشه و کناری به گوش می رسد: فریاد فاحشه ای که اورا کتک می زنند،ناله های شهوت آلود، جیر و جیر تختخواب ها، سیفون توالت هایی که مرتب کشیده می شوند ،و بو، بویی که تمامی ندارد.
مرگ کثیف رمان پرحجمی است زیرا خطوط اصلی ماجرا در هر دو رمان یکسان بیان می شود. اما اینجا نویسنده از هر گونه اتلاف و اسراف در کلمات دوری کرده است. صحنه ها کوتاه و ناتمامند، زمانها و مکانها بدون نظم و ترتیب وجه تقدم تأخر، به نحو زیبا و شگفت آوری به هم آمیخته اند.این بار، شکل بیان ماجرا، تقریباً در سراسر کتاب، از راه مکالمه صورت گرفته است. هر چه هست و نیست گفت و شنود است، و از هر گونه نوسان در نور و صدا و هوا و دیگر چیزها تا آن حد استفاده شده است که پیوند میان حرفها و سؤالها و جوابها، بهتر نشان داده شود. اشیاء و آدمها، در هماهنگی ها و تضادهایشان، از هدف و سرنوشت یکسانی پیروی می کنند...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "مرگ کثیف"
📝 توضیحات :
خاطره و عشق و مرگ، سه بُن مایه ی اصلی مرگ کثیف ،اثر پی یر ژان رمی ، نویسنده فرانسوی است؛ کتابی که ویژگی بارز آن، نثر شاعرانه و سبک پالوده اش است . سبکی که بیشتر اسلوب رمان نو فرانسه را به ذهن تداعی می کند: ژان شرال، یک نویسنده ی شصت و چند ساله سترون (هم در زندگی و هم درنوشتن)، گویی برای فراموشی و مرگ ، به هنگ کنگ آمده ؛ در زمستانی کثیف و در زیر رگبارهای مداوم بارانی که تمامی ندارد.و همچون جذام، چهره ی جزیره را می جود و از شکل می اندازد. اقامتگاه او، هتل - فاحشه خانه ای بدنام، موسوم به سه اژدها ، است که خود، نماد مجسم نیستی و پلشتی و مرگ است؛ با دهلیز های تو در تو، راهرو های تنگ، اتاق ها و سالن ها و گوشه های تاریک و مرطوب، دیوارهای چرب و کثیف با گچ بری های درهم و پیچیده و صندلی ها و میزها،مخمل رنگ و رو رفته ی نیمکت ها،همه و همه به رنگ قهوه ای ؛ فهوه ای چرک مرده و چسبناک.و زنها و مردهایی که در این فضا می لولند: تفنگداران دریایی مست و لایعقل امریکایی ( که جا به جا حضور خود را به رخ می کشند و نفرت شرال را بر می انگیزند)، چینی های تنومند ،زنان متصدی بار ، با جام های شراب برنج ،که پی در پی می چرخد و فواحش زرد پوست ، با دامن های چاک دارشان ،و خنده های باسمه ای همیشگی شان، و صداهایی که بیشتر به جیغ شبیه است تا به حرف ، با لهجه کانتونی .فریادها و صداها، در هر گوشه و کناری به گوش می رسد: فریاد فاحشه ای که اورا کتک می زنند،ناله های شهوت آلود، جیر و جیر تختخواب ها، سیفون توالت هایی که مرتب کشیده می شوند ،و بو، بویی که تمامی ندارد.
مرگ کثیف رمان پرحجمی است زیرا خطوط اصلی ماجرا در هر دو رمان یکسان بیان می شود. اما اینجا نویسنده از هر گونه اتلاف و اسراف در کلمات دوری کرده است. صحنه ها کوتاه و ناتمامند، زمانها و مکانها بدون نظم و ترتیب وجه تقدم تأخر، به نحو زیبا و شگفت آوری به هم آمیخته اند.این بار، شکل بیان ماجرا، تقریباً در سراسر کتاب، از راه مکالمه صورت گرفته است. هر چه هست و نیست گفت و شنود است، و از هر گونه نوسان در نور و صدا و هوا و دیگر چیزها تا آن حد استفاده شده است که پیوند میان حرفها و سؤالها و جوابها، بهتر نشان داده شود. اشیاء و آدمها، در هماهنگی ها و تضادهایشان، از هدف و سرنوشت یکسانی پیروی می کنند...
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #خاطرات_یک_مغ
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "خاطرات یک مغ"
📝 توضیحات :
خاطرات یک مغ نخستین رمان پائولو کوئلیو نویسنده برزیلی است که در سال ۱۹۸۷ نوشته شد. در ترجمه لغوی میتواند به «خاطرات یک جادوگر» برگردانده شود. ولی در ترجمه فارسی به نام «خاطرات یک مغ» برگردانده شده است.
این کتاب به بیان تجربه عرفانی پائولو کوئلیو در جاده سانتیاگو میپردازد، یکی از سه جاده مقدس مسیحیان که اعتقاد دارند با گذر از هر کدام از این جادهها نیرویی جادویی، فردی را که این جاده را پیموده در بر میگیرد، که این جادهها دارای آزمونهایی برای امتحان کردن فرد در طول جاده هستند. جاده سانتیاگو هم یکی از این سه جاده است که پائولو به دنبال سفری میرود که استادش به او دستور میدهد و به دنبال شمشیری گم شده میگردد که تجربیاتی عمیق چه از لحاظ عرفانی و چه از لحاظ فلسفی را به خواننده منتقل میکند. در پایان هر فصل کتاب پائولو روشهای عرفانی را به خواننده آموزش میدهد و در قسمت قبل آن رمان را به پیش میبرد. این کتاب به اتفاقات خارقالعادهٔ زیادی اشاره میکند که در زندگی انسانهای عادی رخ میدهد. یک ناشر کوچک برزیلی این کتاب راچاپ کرد و فروش نسبتاً خوبی داشت، اما با اقبال کمی ازسوی منتقدان روبهرو شد.
واژه لاتین «ماگو»، برگرفته از واژه ایرانی «مَغو» است که توسط ایرانیان غربی باستانی(پارتها)، که به روحانیون نسبت داده میشد و بعدها در دوره ساسانیان، به واژه «مٌغ» تبدیل شد. گزنفون در کتاب کوروش نامه، بنیانگذار طبقه مغان را کورش بزرگ میداند و ارسطو در کتاب درباره فلسفه میگوید: "مغان حتی از مصریان قدیم ترند." واژه مغ که پیش از زرتشت به طور عام برای روحانیون به کار میرفت، بعدها نشانگر طبقه خاصی به نام مغان شد که در آیین زرتشت، وظیفه روحانیت را بر عهده داشتند. مغان، روحانیون کیش ملی ایرانیان بودند، اما این واژه در سده پنجم پیش از میلاد، به شکل واژه مگوس (مجوس) به یونان رسید و واژه مجیک به معنای جادو از آن مشتق شد. چرا که در دوران باستان، مرز میان دین و جادو روشن نبود و روحانیون را جادوگر میپنداشتند. پس از ورود افکار ایرانیان به یونان، طبقهای به نام مجوسان در یونان ظهور کردند. بدین ترتیب، در جامعه الحاد و چندخدایی غرب در دوران باستان، مغان، آیین اسراری، و عرفانی متعالی برای ارتباط مستقیم انسان با خدا، به دور از مراسم و تشریفات رایج در جامعه آن دوران عرضه میکرد. مسیری برتر برای زندگی بشر پیشنهاد میکردند. دیوجنس لتریوس در تعریف مغان میگوید «مغان عمر خود را صرف پرستش خدا میکنند. قربانی میکنند، دعا میخوانند. بتپرستی و شمایل پرستی را محکوم میکنند. برای خدایان جنسیت قایل نمیشوند. به عدالت و تقوا پابندند. و سوختن اجساد مردگان را روا نمیدانند، غیب گویی میکنند، آویختن زینت آلات و طلا را بر خود مجاز نمیدانند. لباس سفید میپوشند. بستر خواب خود را بر زمین میگسترانند. در خوراک به سبزی و نان جو و پنیر اکتفا میکنند. میپندارند آدمی در آینده جاودانه خواهد زیست...»
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "خاطرات یک مغ"
📝 توضیحات :
خاطرات یک مغ نخستین رمان پائولو کوئلیو نویسنده برزیلی است که در سال ۱۹۸۷ نوشته شد. در ترجمه لغوی میتواند به «خاطرات یک جادوگر» برگردانده شود. ولی در ترجمه فارسی به نام «خاطرات یک مغ» برگردانده شده است.
این کتاب به بیان تجربه عرفانی پائولو کوئلیو در جاده سانتیاگو میپردازد، یکی از سه جاده مقدس مسیحیان که اعتقاد دارند با گذر از هر کدام از این جادهها نیرویی جادویی، فردی را که این جاده را پیموده در بر میگیرد، که این جادهها دارای آزمونهایی برای امتحان کردن فرد در طول جاده هستند. جاده سانتیاگو هم یکی از این سه جاده است که پائولو به دنبال سفری میرود که استادش به او دستور میدهد و به دنبال شمشیری گم شده میگردد که تجربیاتی عمیق چه از لحاظ عرفانی و چه از لحاظ فلسفی را به خواننده منتقل میکند. در پایان هر فصل کتاب پائولو روشهای عرفانی را به خواننده آموزش میدهد و در قسمت قبل آن رمان را به پیش میبرد. این کتاب به اتفاقات خارقالعادهٔ زیادی اشاره میکند که در زندگی انسانهای عادی رخ میدهد. یک ناشر کوچک برزیلی این کتاب راچاپ کرد و فروش نسبتاً خوبی داشت، اما با اقبال کمی ازسوی منتقدان روبهرو شد.
واژه لاتین «ماگو»، برگرفته از واژه ایرانی «مَغو» است که توسط ایرانیان غربی باستانی(پارتها)، که به روحانیون نسبت داده میشد و بعدها در دوره ساسانیان، به واژه «مٌغ» تبدیل شد. گزنفون در کتاب کوروش نامه، بنیانگذار طبقه مغان را کورش بزرگ میداند و ارسطو در کتاب درباره فلسفه میگوید: "مغان حتی از مصریان قدیم ترند." واژه مغ که پیش از زرتشت به طور عام برای روحانیون به کار میرفت، بعدها نشانگر طبقه خاصی به نام مغان شد که در آیین زرتشت، وظیفه روحانیت را بر عهده داشتند. مغان، روحانیون کیش ملی ایرانیان بودند، اما این واژه در سده پنجم پیش از میلاد، به شکل واژه مگوس (مجوس) به یونان رسید و واژه مجیک به معنای جادو از آن مشتق شد. چرا که در دوران باستان، مرز میان دین و جادو روشن نبود و روحانیون را جادوگر میپنداشتند. پس از ورود افکار ایرانیان به یونان، طبقهای به نام مجوسان در یونان ظهور کردند. بدین ترتیب، در جامعه الحاد و چندخدایی غرب در دوران باستان، مغان، آیین اسراری، و عرفانی متعالی برای ارتباط مستقیم انسان با خدا، به دور از مراسم و تشریفات رایج در جامعه آن دوران عرضه میکرد. مسیری برتر برای زندگی بشر پیشنهاد میکردند. دیوجنس لتریوس در تعریف مغان میگوید «مغان عمر خود را صرف پرستش خدا میکنند. قربانی میکنند، دعا میخوانند. بتپرستی و شمایل پرستی را محکوم میکنند. برای خدایان جنسیت قایل نمیشوند. به عدالت و تقوا پابندند. و سوختن اجساد مردگان را روا نمیدانند، غیب گویی میکنند، آویختن زینت آلات و طلا را بر خود مجاز نمیدانند. لباس سفید میپوشند. بستر خواب خود را بر زمین میگسترانند. در خوراک به سبزی و نان جو و پنیر اکتفا میکنند. میپندارند آدمی در آینده جاودانه خواهد زیست...»
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #تام_سایر
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "تام سایر"
📝 توضیحات :
"ماجراهای تام سایر" کتابی مشهور اثر مارک تواین است که در سال ۱۸۷۶ چاپ شد. این کتاب دربارهٔ پسر نوجوانی به نام توماس (تام) سایر است که در شهر خیالی سن پترزبورگ، در کنارهٔ رود میسیسیپی زندگی میکند. سن پترزبورگ با الهام از هانیبال در ایالت میسوری، شهری که تواین کودکی خود را در آن گذراند، نوشته شده است.
این اثر، به نوشته مؤلف، گزارش ماجراهایی است که به سر هم درسانش آمده است. تام سایر ویژگیهای سه بچهای را که نویسنده با آنها آشنایی داشت در وجود یک شخصیت خلاصه میکند. خرافاتی که در این کتاب به آن پرداخته شده، در آن دورهای که حوادث این داستان اتفاق میافتد، هنوز در میان بچهها و بردگان غرب زنده رواج داشت. مارک تواین در مقدمهٔ این کتاب مینویسد:
"بیشتر ماجراهایی که در این کتاب ثبت شدهاند در واقعیت اتفاق افتادهاند. یکی دوتا تجربهٔ شخصی خود من بوده، بقیه ماجراهایی که برای پسرهای همکلاس من رخ داده. شخصیت هاکلبری فین از یک آدم واقعی گرفته شده، تام سایر هم همینطور ولی نه از یک نفر. تام ترکیبی از خصوصیات و خلق و خوی سه پسربچه است که من میشناختم، در نتیجه از نظر ساخت، شخصیتی چندوجهیست."
ماجراهای هاکلبری فین، ادامهٔ این داستان است که بیشتر به زندگی دوست تام سایر، هاکلبری فین، میپردازد.
این کتاب یکی از کتابهای کلاسیک جهان است و تاکنون توسط چند مترجم از جمله پرویز داریوش و محسن سلیمانی به فارسی برگردانده شده است.
مارک تواین نام قلمی ساموئل لنگهورن کلمنس نویسنده آمریکایی بود.
او در ۳۰ نوامبر ۱۸۳۵ در مرز میسوری در روستای فلوریدا با کلبههای چوبی پراکنده به دنیا آمد. پدرش قاضی بخش و تاجری کوچک و اصلالتاً اهل ویرجینیا بود که در کنتاکی درس حقوق خوانده و در همانجا به جین همپتون موخرمایی برخورده و با او ازدواج کرده بود. در ۱۲ سالگی پدرش فوت کرد و سموئیل مجبور شد در چاپخانههای محلی پادویی کند و بعد در روزنامهای که برادرش اوریون دایر کرده بود، ابتدا حروفچین و سپس چاپچی شد. صفحاتی از روزنامه به مقالات طنزآمیز اختصاص داشت که سمیوئل آنها را مینوشت و با امضای عجیبغریب چاپ میکرد. در ۱۸ سالگی به سنت لوئیس بزرگترین شهر میسوری رفت. سپس به نیویورک رفت و مدت کوتاهی در چاپخانههای کوچک کار کرد. در طی ۲-۳ سال به شهرهای مختلف میرفت و در آنجا حروفچینی میکرد. وی سفر نافرجامی به آمریکای جنوبی داشت. از ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۴ سوار بر کشتی بخار بر میسیسیپی سفر میکرد .در ۱۸۵۹ مجوز ناخدایی کشتی گرفت و در این حین با امضاهای مختلف برای مجلات مقالههای طنز مینوشت. در جنگ داخلی آمریکا نقش کوچکی را بر عهده گرفت. در سال ۱۸۶۶ با آلتا کالیفرنیا برجستهترین روزنامه غرب قراردادی به این مضمون امضا کرد: خبرنگار سیار بدون محدودیت مکان زمان و سمت که دور کره زمین میگردد و ضمن سفر گزارش مینویسد.
با اولیوه لنگدن دختر یکی از صاحبان صنایع ثروتمند نیویورک پس از مدتی ازدواج کرد. در بیست سال بین ۱۸۷۵ و۱۸۹۴ شادترین و ثروتمندترین نویسنده بود و بهترین کتابهایش را در این مدت نوشت. اما در نپمه دهه ۱۸۹۰ اندوه و تلخکامی روز افزونی نصیبش شد. دختر جوانش سوزی وقتی پدر و مادرش در خارج بودند مرد، خانم کلمنس که سالها بیمار بود از دنیا رفت و کوچکترین دخترش ناگهان در شب کریسمس فوت کرد. در ۱۹۰۶ انشای سرگذشتش را آغاز کرد. ۱۵ سال آخر عمرش را با نوشتن کتابهای جدی و چند کتاب طنز گذراند. کلمنس نام مارک تواین را از ناخدای یک کشتی که با این نام در مجلات مینوشت به عنوان ادای دین گرفت و در تمام کارهای طنزش از این اسم استفاده کرد.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "تام سایر"
📝 توضیحات :
"ماجراهای تام سایر" کتابی مشهور اثر مارک تواین است که در سال ۱۸۷۶ چاپ شد. این کتاب دربارهٔ پسر نوجوانی به نام توماس (تام) سایر است که در شهر خیالی سن پترزبورگ، در کنارهٔ رود میسیسیپی زندگی میکند. سن پترزبورگ با الهام از هانیبال در ایالت میسوری، شهری که تواین کودکی خود را در آن گذراند، نوشته شده است.
این اثر، به نوشته مؤلف، گزارش ماجراهایی است که به سر هم درسانش آمده است. تام سایر ویژگیهای سه بچهای را که نویسنده با آنها آشنایی داشت در وجود یک شخصیت خلاصه میکند. خرافاتی که در این کتاب به آن پرداخته شده، در آن دورهای که حوادث این داستان اتفاق میافتد، هنوز در میان بچهها و بردگان غرب زنده رواج داشت. مارک تواین در مقدمهٔ این کتاب مینویسد:
"بیشتر ماجراهایی که در این کتاب ثبت شدهاند در واقعیت اتفاق افتادهاند. یکی دوتا تجربهٔ شخصی خود من بوده، بقیه ماجراهایی که برای پسرهای همکلاس من رخ داده. شخصیت هاکلبری فین از یک آدم واقعی گرفته شده، تام سایر هم همینطور ولی نه از یک نفر. تام ترکیبی از خصوصیات و خلق و خوی سه پسربچه است که من میشناختم، در نتیجه از نظر ساخت، شخصیتی چندوجهیست."
ماجراهای هاکلبری فین، ادامهٔ این داستان است که بیشتر به زندگی دوست تام سایر، هاکلبری فین، میپردازد.
این کتاب یکی از کتابهای کلاسیک جهان است و تاکنون توسط چند مترجم از جمله پرویز داریوش و محسن سلیمانی به فارسی برگردانده شده است.
مارک تواین نام قلمی ساموئل لنگهورن کلمنس نویسنده آمریکایی بود.
او در ۳۰ نوامبر ۱۸۳۵ در مرز میسوری در روستای فلوریدا با کلبههای چوبی پراکنده به دنیا آمد. پدرش قاضی بخش و تاجری کوچک و اصلالتاً اهل ویرجینیا بود که در کنتاکی درس حقوق خوانده و در همانجا به جین همپتون موخرمایی برخورده و با او ازدواج کرده بود. در ۱۲ سالگی پدرش فوت کرد و سموئیل مجبور شد در چاپخانههای محلی پادویی کند و بعد در روزنامهای که برادرش اوریون دایر کرده بود، ابتدا حروفچین و سپس چاپچی شد. صفحاتی از روزنامه به مقالات طنزآمیز اختصاص داشت که سمیوئل آنها را مینوشت و با امضای عجیبغریب چاپ میکرد. در ۱۸ سالگی به سنت لوئیس بزرگترین شهر میسوری رفت. سپس به نیویورک رفت و مدت کوتاهی در چاپخانههای کوچک کار کرد. در طی ۲-۳ سال به شهرهای مختلف میرفت و در آنجا حروفچینی میکرد. وی سفر نافرجامی به آمریکای جنوبی داشت. از ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۴ سوار بر کشتی بخار بر میسیسیپی سفر میکرد .در ۱۸۵۹ مجوز ناخدایی کشتی گرفت و در این حین با امضاهای مختلف برای مجلات مقالههای طنز مینوشت. در جنگ داخلی آمریکا نقش کوچکی را بر عهده گرفت. در سال ۱۸۶۶ با آلتا کالیفرنیا برجستهترین روزنامه غرب قراردادی به این مضمون امضا کرد: خبرنگار سیار بدون محدودیت مکان زمان و سمت که دور کره زمین میگردد و ضمن سفر گزارش مینویسد.
با اولیوه لنگدن دختر یکی از صاحبان صنایع ثروتمند نیویورک پس از مدتی ازدواج کرد. در بیست سال بین ۱۸۷۵ و۱۸۹۴ شادترین و ثروتمندترین نویسنده بود و بهترین کتابهایش را در این مدت نوشت. اما در نپمه دهه ۱۸۹۰ اندوه و تلخکامی روز افزونی نصیبش شد. دختر جوانش سوزی وقتی پدر و مادرش در خارج بودند مرد، خانم کلمنس که سالها بیمار بود از دنیا رفت و کوچکترین دخترش ناگهان در شب کریسمس فوت کرد. در ۱۹۰۶ انشای سرگذشتش را آغاز کرد. ۱۵ سال آخر عمرش را با نوشتن کتابهای جدی و چند کتاب طنز گذراند. کلمنس نام مارک تواین را از ناخدای یک کشتی که با این نام در مجلات مینوشت به عنوان ادای دین گرفت و در تمام کارهای طنزش از این اسم استفاده کرد.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #فاوست
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "فاوست"
📝 توضیحات :
فاوست شخصیت اصلی یک افسانه آلمانی است. انسانی موفق با تحصیلات دانشگاهی ولی ناراضی از زندگی که روحش را با دانش نامحدود و لذت دنیایی در معاملهای با شیطان معاوضه میکند. این افسانه منشأ بسیاری از آثار ادبی، داستانی، سینمایی و موسیقیایی شدهاست.
کلمه فاوست در آلمانی معیار، مشت معنی میدهد.
فاوست به شکلهای مختلف در گذر زمان ثبت شدهاست. فاوست و صفت آن فاوستی، اغلب توصیف موقعیتی است که در آن فردی جاهطلب به منظور رسیدن به قدرت و موفقّیت دست از اخلاقیات میکشد. در نسخههای اولیه همچون تصنیفها، نمایشنامهها و عروسکگردانیهایی که بر اساس این افسانه ساخته شد، فاوست به شکل محتومی لعنتشده و دوزخی بود، زیرا انسان را به دانش الوهی ترجیح میداد. او کسی بود که: "متن مقدّس را پشت در و زیر میز میگذارد، از اینکه دکتر الهیات نامیده شود پرهیز دارد و ترجیح میدهد که به شکل دکتر طبّ لباس بپوشد."
هرچند در سراسر آلمان قرن ۱۶ نمایشنامهها و عروسک گردانیهای کمدی معروفی بر اساس قرائتی آزاد از این افسانه پدید آمده بودند و در اغلب اوقات فاوست و مفیستوفل (که نام شیطان است در داستان فاوست) را در حد چهرههایی مبتذل و خندهدار تنزل میدادند، اما به واقع این کریستوفر مارلو بود که با نگارش نمایشنامه دکتر فاوستوس به این افسانه شهرت بخشید. سرانجام دویست سال بعد در نسخه بازسازیشده توسط گوته، فاوست به تحصیلکردهای بدل میشود که "چیزی بیشتر از گوشت و نوشیدنی زمینی" میطلبد."
نسخه مهم دیگر این افسانه، نمایشنامه فاوست چاپ شده در ۱۸۰۸ بوسیله نویسنده آلمانی یوهان ولفگانگ فون گوته است. فاوست گوته اخلاقیات مسیحی نسخه اولیه را پیچیده میکند. داستان نمایشی گوته ترکیبیست از نمایشنامه و شعر و لحن حماسی دارد. ارجاعاتی به فلسفه، ادبیات و شعر مسیحی قرون وسطایی، رومی شرقی و یونانی در این اثر جمع شدهاند.
ترکیب و پالایش این اثر ۶۰ سال از عمر گوته را، هرچند نه ممتدد و مداوم، به خود مشغول داشت. نسخه نهایی بعد از مرگ او منتشر شد و یکی از آثار بزرگ ادبیات آلمانی شناخته میشود.
داستان دربارهٔ سرنوشت فاوست در مسیر جستجو به دنبال ذات زندگیست. مستأصل از دانشآموزی و محدودیتهای دانش، قدرت و لذت از زندگی، او توجه مفیستوفل را به نیابت شیطان به خود جلب میکند. مفیستوفل قبول میکند به فاوست خدمت کند تا فاوست به اوج شادمانی انسانی برسد، چنانکه با گریه فریاد بزند "بمان، تو بسیار زیبایی!" در اینجا مفیستوفل روحش را قبض خواهد کرد. فاوست از معامله راضی است، زیرا او میاندیشد که هرگز به اوج شادی نخواهد رسید.
در قسمت اول، مفیستوفل فاوست را به تجربهای راهنمائی میکند که در یک رابطه شهوانی با گرتشن، یک دختر جوان معصوم، به اوج میرسد. گرتشن و خانوادهاش با فریب مفیستوفل و خواست فاوست نابود میشوند. قسمت اول داستان در یک تراژدی برای فاوست پایان میپذیرد، گرتشن رستگار شده ولی فاوست باقی میماند تا از شرم اندوهگین بماند.
قسمت دوم با بخشش فاوست توسط روح زمین (و بقیه مردمان) آغاز میشود و به شکل شعری تمثیلی ادامه مییابد. فاوست و شیطانش از میان جهان سیاست و جهان خدایگان کلاسیک میگذرند و آنهارا دستکاری میکنند، با هلن بانوی تروا و سمبل زیبایی) دیدار میکنند. در پایان، با موفقیت در رام کردن همه نیروهای جنگ و طبیعت، فاوست لحظه یگانه شادمانی را تجربه میکند.
مفیستوفل سعی میکند روح فاوست را در مرگ بعد از لحظه شادمانی به دست بیاورد، اما از دخالت فرشتهها که به خاطر رحمت خدا آمدهاند مستأصل و خشمگین میشود. اگر چه این بخشش واقعاً رحمانیست و اشتباهات مکرر فاوست که با همدستی مفیستوفل مرتکب شده را نمیبخشد، فرشتگان میگویند که این بخشش تنها به دلیل تلاش پایانناپذیر فاوست و میانجیگری و شفاعت گرتشن است. در صحنه پایانی، روح فاوست در حضور خدا به عنوان "باکره مقدس، مادر، ملکه، الهه ... زنانگی سرمدی" به بهشت برده میشود. خدای مؤنث بر مفیستوفل که اصرار داشت فاوست پس از مرگ به پوچی ابدی سپرده شود، غلبه میکند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "فاوست"
📝 توضیحات :
فاوست شخصیت اصلی یک افسانه آلمانی است. انسانی موفق با تحصیلات دانشگاهی ولی ناراضی از زندگی که روحش را با دانش نامحدود و لذت دنیایی در معاملهای با شیطان معاوضه میکند. این افسانه منشأ بسیاری از آثار ادبی، داستانی، سینمایی و موسیقیایی شدهاست.
کلمه فاوست در آلمانی معیار، مشت معنی میدهد.
فاوست به شکلهای مختلف در گذر زمان ثبت شدهاست. فاوست و صفت آن فاوستی، اغلب توصیف موقعیتی است که در آن فردی جاهطلب به منظور رسیدن به قدرت و موفقّیت دست از اخلاقیات میکشد. در نسخههای اولیه همچون تصنیفها، نمایشنامهها و عروسکگردانیهایی که بر اساس این افسانه ساخته شد، فاوست به شکل محتومی لعنتشده و دوزخی بود، زیرا انسان را به دانش الوهی ترجیح میداد. او کسی بود که: "متن مقدّس را پشت در و زیر میز میگذارد، از اینکه دکتر الهیات نامیده شود پرهیز دارد و ترجیح میدهد که به شکل دکتر طبّ لباس بپوشد."
هرچند در سراسر آلمان قرن ۱۶ نمایشنامهها و عروسک گردانیهای کمدی معروفی بر اساس قرائتی آزاد از این افسانه پدید آمده بودند و در اغلب اوقات فاوست و مفیستوفل (که نام شیطان است در داستان فاوست) را در حد چهرههایی مبتذل و خندهدار تنزل میدادند، اما به واقع این کریستوفر مارلو بود که با نگارش نمایشنامه دکتر فاوستوس به این افسانه شهرت بخشید. سرانجام دویست سال بعد در نسخه بازسازیشده توسط گوته، فاوست به تحصیلکردهای بدل میشود که "چیزی بیشتر از گوشت و نوشیدنی زمینی" میطلبد."
نسخه مهم دیگر این افسانه، نمایشنامه فاوست چاپ شده در ۱۸۰۸ بوسیله نویسنده آلمانی یوهان ولفگانگ فون گوته است. فاوست گوته اخلاقیات مسیحی نسخه اولیه را پیچیده میکند. داستان نمایشی گوته ترکیبیست از نمایشنامه و شعر و لحن حماسی دارد. ارجاعاتی به فلسفه، ادبیات و شعر مسیحی قرون وسطایی، رومی شرقی و یونانی در این اثر جمع شدهاند.
ترکیب و پالایش این اثر ۶۰ سال از عمر گوته را، هرچند نه ممتدد و مداوم، به خود مشغول داشت. نسخه نهایی بعد از مرگ او منتشر شد و یکی از آثار بزرگ ادبیات آلمانی شناخته میشود.
داستان دربارهٔ سرنوشت فاوست در مسیر جستجو به دنبال ذات زندگیست. مستأصل از دانشآموزی و محدودیتهای دانش، قدرت و لذت از زندگی، او توجه مفیستوفل را به نیابت شیطان به خود جلب میکند. مفیستوفل قبول میکند به فاوست خدمت کند تا فاوست به اوج شادمانی انسانی برسد، چنانکه با گریه فریاد بزند "بمان، تو بسیار زیبایی!" در اینجا مفیستوفل روحش را قبض خواهد کرد. فاوست از معامله راضی است، زیرا او میاندیشد که هرگز به اوج شادی نخواهد رسید.
در قسمت اول، مفیستوفل فاوست را به تجربهای راهنمائی میکند که در یک رابطه شهوانی با گرتشن، یک دختر جوان معصوم، به اوج میرسد. گرتشن و خانوادهاش با فریب مفیستوفل و خواست فاوست نابود میشوند. قسمت اول داستان در یک تراژدی برای فاوست پایان میپذیرد، گرتشن رستگار شده ولی فاوست باقی میماند تا از شرم اندوهگین بماند.
قسمت دوم با بخشش فاوست توسط روح زمین (و بقیه مردمان) آغاز میشود و به شکل شعری تمثیلی ادامه مییابد. فاوست و شیطانش از میان جهان سیاست و جهان خدایگان کلاسیک میگذرند و آنهارا دستکاری میکنند، با هلن بانوی تروا و سمبل زیبایی) دیدار میکنند. در پایان، با موفقیت در رام کردن همه نیروهای جنگ و طبیعت، فاوست لحظه یگانه شادمانی را تجربه میکند.
مفیستوفل سعی میکند روح فاوست را در مرگ بعد از لحظه شادمانی به دست بیاورد، اما از دخالت فرشتهها که به خاطر رحمت خدا آمدهاند مستأصل و خشمگین میشود. اگر چه این بخشش واقعاً رحمانیست و اشتباهات مکرر فاوست که با همدستی مفیستوفل مرتکب شده را نمیبخشد، فرشتگان میگویند که این بخشش تنها به دلیل تلاش پایانناپذیر فاوست و میانجیگری و شفاعت گرتشن است. در صحنه پایانی، روح فاوست در حضور خدا به عنوان "باکره مقدس، مادر، ملکه، الهه ... زنانگی سرمدی" به بهشت برده میشود. خدای مؤنث بر مفیستوفل که اصرار داشت فاوست پس از مرگ به پوچی ابدی سپرده شود، غلبه میکند.
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector
📌 #شب_ایگوانا
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "شب ایگوانا"
📝 توضیحات :
"شب ایگوانا" نمایشنامهای از تنسی ویلیامز، نویسندهٔ اهل ایالات متحده آمریکا است که آن را بر پایهٔ داستان کوتاهی از خودش نوشت.
آثار تنسی ویلیامز دلایل سرخوردگی انسان معاصر را بر ملا می کند. این نویسندۀ بحث انگیز به دلیل تصویر نافذ و در عین حال ترحم آمیزی که از ژرفای روح انسان ارائه داده، تحسین جهانیان را برانگیخته است. این نمایشنامه جایزۀ مجمع منتقدان ادبی نیویورک را از آن تنسی ویلیامز کرد.
تنسی ویلیامز نویسنده مشهور آمریکایی و یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان معاصر در ادبیات آمریکا محسوب میشود.
نمایشنامه گربه روی شیروانی داغ در سال ۱۹۵۵ برنده جایزه پولیتزر شد.
از آثار مشهور وی میتوان به نمایشنامههایی زیر اشاره کرد.
اتوبوسی به نام هوس
گربه روی شیروانی داغ
باغ وحش شیشهای
تابستان و دود
شب ایگوانا
خالکوبی رز
خال گل سرخ
قطار شیر دیگر اینجا توقف نمی کند
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
📚 @ketabkhvan 📚
📘 "شب ایگوانا"
📝 توضیحات :
"شب ایگوانا" نمایشنامهای از تنسی ویلیامز، نویسندهٔ اهل ایالات متحده آمریکا است که آن را بر پایهٔ داستان کوتاهی از خودش نوشت.
آثار تنسی ویلیامز دلایل سرخوردگی انسان معاصر را بر ملا می کند. این نویسندۀ بحث انگیز به دلیل تصویر نافذ و در عین حال ترحم آمیزی که از ژرفای روح انسان ارائه داده، تحسین جهانیان را برانگیخته است. این نمایشنامه جایزۀ مجمع منتقدان ادبی نیویورک را از آن تنسی ویلیامز کرد.
تنسی ویلیامز نویسنده مشهور آمریکایی و یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان معاصر در ادبیات آمریکا محسوب میشود.
نمایشنامه گربه روی شیروانی داغ در سال ۱۹۵۵ برنده جایزه پولیتزر شد.
از آثار مشهور وی میتوان به نمایشنامههایی زیر اشاره کرد.
اتوبوسی به نام هوس
گربه روی شیروانی داغ
باغ وحش شیشهای
تابستان و دود
شب ایگوانا
خالکوبی رز
خال گل سرخ
قطار شیر دیگر اینجا توقف نمی کند
📚📲 telegram.me/ketabkhvan
📖 دانلود مستقیم کتب pdf از کانال
📕 کـــــــتــــابــــخــــــــــــوان
Telegram
کتابخوان
پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم ، با یوزر ذیل تماس برقرار کنید .
@Edirector
@Edirector