بابام حق آب و گل داره. ریشه دوونده، مال خودشه. اره، مال خودش.
مال خیلی مهمه؛ زندگی میکنه، یادگار داره.
ولی من چی، هیچی مال من نمیتونه باشه، یادگار هم مال من نیست. یادگار مال کسانی است که ملک و علاقه دارند، زندگیشان مایه داشته، زیر باران عشق بازی کردن، از باران بهاری کیف میبرند، اما من به این کلمه مفلوک گره خوردم.
مال خیلی مهمه؛ زندگی میکنه، یادگار داره.
ولی من چی، هیچی مال من نمیتونه باشه، یادگار هم مال من نیست. یادگار مال کسانی است که ملک و علاقه دارند، زندگیشان مایه داشته، زیر باران عشق بازی کردن، از باران بهاری کیف میبرند، اما من به این کلمه مفلوک گره خوردم.
بعضی وقتا شبیه به مگسهایی میشیم که پشت شیشه گیر کردن؛ خودمونو محکم میکوبیم به درو پنجرهی زندگی و آخرش زیر یکی از همون پنجره ها میمیریم.
نه به خاطر اینکه پنجره محکمه، نه بخاطر اینکه ضربه میخوریم و درد میکشیم؛ بخاطر اینکه تلاش اشتباهمون کافی نبوده.
نه به خاطر اینکه پنجره محکمه، نه بخاطر اینکه ضربه میخوریم و درد میکشیم؛ بخاطر اینکه تلاش اشتباهمون کافی نبوده.
میخوام یه کتاب راجب خودم بنویسم به نام«داستان پسر جوانی که هیچ وقت نمیخوابد»
راجب داستان پسر جوانیه که هیچ وقت نمیخوابه.
راجب داستان پسر جوانیه که هیچ وقت نمیخوابه.
Forwarded from Fuck This Channel️
باری به هر جهت حالا که خواننده این متن شدی خواستم به تو بگویم که همواره پشت تو هستم و خواهم بود، حال اینکه با پشتت چه کرده و میکنم رازی نهان بین خودمان است که با ناکسان گفتن نشاید.
تو هر جمعی حداقل یه نفر هست که مدل خندیدنش شبیه استارت پیکانه
اگرم کسی نیومد تو ذهن تو خودت همون آدمی.
اگرم کسی نیومد تو ذهن تو خودت همون آدمی.
اگه چیزایی که اینجا مینویسم و بعدش پاک میکنم رو تلگرام تبدیل به یه مجموعه بکنه شاید چندین هزار بار به فروش برسه
همینکه خدا کرکره آسمونشو میکشه پایین و شب میشه کرم بی خوابی من لول میخوره و میره تو چشمام.
کاش میتونستم مثل زمانیکه بچه و نادون بودم آهسته بخوابم؛ خواب راحت بیدغدغه.
کاش میتونستم مثل زمانیکه بچه و نادون بودم آهسته بخوابم؛ خواب راحت بیدغدغه.
یه تندیس نامرئی از ناخوش احولیم درست کردم، گذاشتم رو تاقچه اتاقم.
تنها چیزی ازش میدونم اینکه همیشه زیر چشمی بهم نگاه میکنه و شاید زیر لب میگه: یک روز تورا خواهم آویخت به غم.
تنها چیزی ازش میدونم اینکه همیشه زیر چشمی بهم نگاه میکنه و شاید زیر لب میگه: یک روز تورا خواهم آویخت به غم.
تا اینجای مجرای تحصیل بنده، تنها تخصصی که گرفتم اهمیت ندادنه.
چه بخونم یا نخونم، نمره بگیرم یا نگیرم؛ نه خوشحال میشم و نه ناراحت؛بدون اینکه آجری روی دیوار دانستههای قبلیم اضافه شده باشه.
اصن همینجوری خوبه، منم بودم همینجوری اداره میکردم، ما که بیشتر بفهمیم سر از چیزایی در میاریم که نباید.
چه بخونم یا نخونم، نمره بگیرم یا نگیرم؛ نه خوشحال میشم و نه ناراحت؛بدون اینکه آجری روی دیوار دانستههای قبلیم اضافه شده باشه.
اصن همینجوری خوبه، منم بودم همینجوری اداره میکردم، ما که بیشتر بفهمیم سر از چیزایی در میاریم که نباید.
اصن میرم یه موتور سی جی میخرم یه خورجین هم ميندازم ترکش میرم تو خیابون ماهی میفروشم و با پیرزنا سر قیمت چونه میزنم.
😍8
چند وقت پیش داشتم واسه یه دوستی، کارایی که قبلا ضبط کردمو پلی میکردم که گوش بده و نظرشو بگه
تا تموم شد خیلی با ذوق و شوق برگشت گفت وای علی من عاشق سازای بیکلامم.
نتونستم جلوی خندمو بگیرم و خیلی ناراحت شد.
تا تموم شد خیلی با ذوق و شوق برگشت گفت وای علی من عاشق سازای بیکلامم.
نتونستم جلوی خندمو بگیرم و خیلی ناراحت شد.
🤣9🌭1