Forwarded from هیمه
🔴 یک جفت پوتین
می گویم: من همش خواب می بینم دارم تو خواب گریه می کنم.
یک دفعه از جایش می پرد و می گوید: لعنتی تو من رو کجا بردی؟ با کی نشوندی؟ اونجا کجا بود؟ اون زنه کی بود؟ چرا من نمی تونستم سرم رو بالا بگیرم؟ چرا تو همش از حافظ و شراب و مرگ و یک بیت شعر حرف می زدی؟
می گویم: نمی دونم تو خواب گریه می کنم یا وقتی گریه می کنم خواب می رم؟ حالت عجیبیه ولی آرومم می کنه.
می گوید: اومدی دنبالم. بعد رفتیم یه جایی. انگار یکی مرده بود. بعد تو شروع کردی حرف زدن در مورد یکی که الان نمی دونم کی بود. یک زن که نمی تونستم تو صورتش نگاه کنم. خیلی غمگین بود و تو تکرار می کردی: این مرد عاشق شعر حافظ بود و با هر شعر یک جرعه می زد.
می گویم: از ترس خواب هایم بعضی مواقع خوابم نمی بره.
می گوید : این خواب نبود لامصب. یادته بعد رفتیم یه جایی که نمی دونم کجا بود. ولی نمی دونم چرا احساس می کردم خونه همسایه طبقه دومه. بعد دیگه تو نبودی اونجا پر بود از آدم هایی که همشون رو می شناختم ولی اسمی ازشون به خاطرم نمونده. الان یادم نیست کدومشون با چاقو رگ دستش رو پاره کرد خونش همه جا پاشید من هم رد خون رو می دیدم و هم لکه های خون سیاهی رو که رو صورتم می نشست احساس می کردم . بیا ببین یک لکه سیاه رو صورتم مونده باشه شاید.
می گویم: توی تعبیر خواب مادربزرگم خون یعنی اینکه فقط ذهنت پریشونه و این خواب پایه مادی نداره.
می گوید: تو ولی یه حوله گرفته بودی جلو صورتت تا خون بهت نپاشه. من خیلی دوست داشتم اون موقع یه حوله داشته باشم.
می گویم: من هیچ چیزی برای پنهان کردن ندارم چرا اینقدر تجسس می کنی؟
می گوید: خوارزم رو دیدم اسم یه دوست قدیمیه. گفتم چرا موهات رو تراشیدی؟ رفتی سربازی؟ نگاهم کرد و گفت من گم شدم. گفتم ولی تو الان هستی گفت من رفتم سربازی و تا حالا گم شدم یک روز نگهبانی می دادم که گم شدم.
می گویم: یه زنگ به مادرش بزن. شاید پیدا شده باشد.
می گوید: لعنتی همش تقصیر تو بود تو من رو باخودت بردی پیش اون زنه که نمی تونستم حتی به صورتش نگاه کنم. اون کی بود؟
می گویم: من توی خواب تو نیستم قبول کن. من هیچی نمی دونم.
می گوید : بگو اون زنه کی بود؟ خیلی غصه داره نه! چرا من نتونستم به صورتش نگاه کنم ولی تو ،تو حتی باهاش حرف زدی!
می گویم: بهتر اون لکه سیاه خون رو از روی صورتت پاک کنی و دیگه بهش فکر نکنی.
می گوید : ولی اون زنه کی بود؟...
*
می گویم: باید انتخاب کنم این رویاها قسمتی از زندگی من است می خواهم بخوابم .
می گوید: تو نشانم دادی. خوارزم را می گویم همان که گفته بودم رفت سربازی و گم شد.
می گویم : زنگ زدی؟ ازش خبر گرفتی ؟
می گوید: باز داری حرف چرت می زنی؟ نشسته بودیم داشتیم تلویزیون نگاه می کردیم. یک دفعه تو گفتی ببین خوارزم دارد رژه می رود. هر چه نگاه می کردم نمی توانستم در بین آدم های یک شکل خوارزم را تشخیص دهم. یک دفعه دیدم دو تا سرباز یک شکل دارند رژه می روندصورتشان هیچ شباهتی با خوارزم نداشت ولی نمی دانم چرا احساس کردم هر دو خوارزمند.خوارزم این بار دو تا شده بود دوربین رفته بود روی پاهایش، حالال طوری پاهایش را به زمین می کوبید که احساس می کردم تمام طبل های نظامی با پای او تنظیم می شوند می دانی که چه می گویم؟
بلند می شود وسط اتاق می ایستد انگار که از نفر جلویی نظام می گیرد خبر دار! قدم رو! طبل بزرگ زیر پای چپ!
می گویم: چقدر می شناسی خوارزم را؟
می گوید: لعنتی تو بهتر از من می شناسی انگار! تو چطوری فهمیدی اونا دو تاشون خوارزمند؟
می گویم: من هرگز خوارزم را ندیدم چرا یه زنگ به خونه شون نمی زنی؟
می گوید: هر چه تصویر نزدیک می شد من هم به تلویزیون نزدیک تر می شدم تو رفته بودی. احساس کردم خوارزم می خواهد از تلویزیون خارج شود یک دفعه دستهایم را از تلویزیون بردم تو. پوتین هایش را گرفتم کشیدم بیرون. تو نبودی تنها یک جفت پوتین رو بغل کرده بودم و هی گریه می کردم. حالا اون یک جفت پوتین رو هر شب می گذارم جلو تلویزیون تا وقتی من خوابم اون بیاد با خودش ببره. رژه بدون پوتین سخته؟ ها تو رژه رفتی؟ گروهان قدم رو. طبل بزرگ زیر پای چپ.
می گویم: تعبیر گریه رو نمی دونم. باور کن.
می گوید: پوتین ها! دوست داری پوتین ها رو ببینی؟
بلند می شوم با کرختی تمام تا اتاق کناری می روم اشاره می کند به میز کوچکی که روبروی تلویزیونی قرار گرفته بعد با بغض ترکیده ای فریاد می زند: لعنتی! وقتی نیستم اومده کفش ها رو با خودش برده. تو می دونی کجا رفته! تو خبر داری! تو همه چیز رو می دونی؟
سعی می کنم بدون توجه به ضربه هایی که با مشت روی سینه ام می کوبد بغلش کنم نوازشش می کنم و توی هق هق گریه هایش می شنوم که می گوید: به خدا اونجا یک جفت پوتین بود ... جفت پوتین های خودت.
🔻🔻🔻🔻
https://t.me/kahimeh
🆔 @kahimeh
می گویم: من همش خواب می بینم دارم تو خواب گریه می کنم.
یک دفعه از جایش می پرد و می گوید: لعنتی تو من رو کجا بردی؟ با کی نشوندی؟ اونجا کجا بود؟ اون زنه کی بود؟ چرا من نمی تونستم سرم رو بالا بگیرم؟ چرا تو همش از حافظ و شراب و مرگ و یک بیت شعر حرف می زدی؟
می گویم: نمی دونم تو خواب گریه می کنم یا وقتی گریه می کنم خواب می رم؟ حالت عجیبیه ولی آرومم می کنه.
می گوید: اومدی دنبالم. بعد رفتیم یه جایی. انگار یکی مرده بود. بعد تو شروع کردی حرف زدن در مورد یکی که الان نمی دونم کی بود. یک زن که نمی تونستم تو صورتش نگاه کنم. خیلی غمگین بود و تو تکرار می کردی: این مرد عاشق شعر حافظ بود و با هر شعر یک جرعه می زد.
می گویم: از ترس خواب هایم بعضی مواقع خوابم نمی بره.
می گوید : این خواب نبود لامصب. یادته بعد رفتیم یه جایی که نمی دونم کجا بود. ولی نمی دونم چرا احساس می کردم خونه همسایه طبقه دومه. بعد دیگه تو نبودی اونجا پر بود از آدم هایی که همشون رو می شناختم ولی اسمی ازشون به خاطرم نمونده. الان یادم نیست کدومشون با چاقو رگ دستش رو پاره کرد خونش همه جا پاشید من هم رد خون رو می دیدم و هم لکه های خون سیاهی رو که رو صورتم می نشست احساس می کردم . بیا ببین یک لکه سیاه رو صورتم مونده باشه شاید.
می گویم: توی تعبیر خواب مادربزرگم خون یعنی اینکه فقط ذهنت پریشونه و این خواب پایه مادی نداره.
می گوید: تو ولی یه حوله گرفته بودی جلو صورتت تا خون بهت نپاشه. من خیلی دوست داشتم اون موقع یه حوله داشته باشم.
می گویم: من هیچ چیزی برای پنهان کردن ندارم چرا اینقدر تجسس می کنی؟
می گوید: خوارزم رو دیدم اسم یه دوست قدیمیه. گفتم چرا موهات رو تراشیدی؟ رفتی سربازی؟ نگاهم کرد و گفت من گم شدم. گفتم ولی تو الان هستی گفت من رفتم سربازی و تا حالا گم شدم یک روز نگهبانی می دادم که گم شدم.
می گویم: یه زنگ به مادرش بزن. شاید پیدا شده باشد.
می گوید: لعنتی همش تقصیر تو بود تو من رو باخودت بردی پیش اون زنه که نمی تونستم حتی به صورتش نگاه کنم. اون کی بود؟
می گویم: من توی خواب تو نیستم قبول کن. من هیچی نمی دونم.
می گوید : بگو اون زنه کی بود؟ خیلی غصه داره نه! چرا من نتونستم به صورتش نگاه کنم ولی تو ،تو حتی باهاش حرف زدی!
می گویم: بهتر اون لکه سیاه خون رو از روی صورتت پاک کنی و دیگه بهش فکر نکنی.
می گوید : ولی اون زنه کی بود؟...
*
می گویم: باید انتخاب کنم این رویاها قسمتی از زندگی من است می خواهم بخوابم .
می گوید: تو نشانم دادی. خوارزم را می گویم همان که گفته بودم رفت سربازی و گم شد.
می گویم : زنگ زدی؟ ازش خبر گرفتی ؟
می گوید: باز داری حرف چرت می زنی؟ نشسته بودیم داشتیم تلویزیون نگاه می کردیم. یک دفعه تو گفتی ببین خوارزم دارد رژه می رود. هر چه نگاه می کردم نمی توانستم در بین آدم های یک شکل خوارزم را تشخیص دهم. یک دفعه دیدم دو تا سرباز یک شکل دارند رژه می روندصورتشان هیچ شباهتی با خوارزم نداشت ولی نمی دانم چرا احساس کردم هر دو خوارزمند.خوارزم این بار دو تا شده بود دوربین رفته بود روی پاهایش، حالال طوری پاهایش را به زمین می کوبید که احساس می کردم تمام طبل های نظامی با پای او تنظیم می شوند می دانی که چه می گویم؟
بلند می شود وسط اتاق می ایستد انگار که از نفر جلویی نظام می گیرد خبر دار! قدم رو! طبل بزرگ زیر پای چپ!
می گویم: چقدر می شناسی خوارزم را؟
می گوید: لعنتی تو بهتر از من می شناسی انگار! تو چطوری فهمیدی اونا دو تاشون خوارزمند؟
می گویم: من هرگز خوارزم را ندیدم چرا یه زنگ به خونه شون نمی زنی؟
می گوید: هر چه تصویر نزدیک می شد من هم به تلویزیون نزدیک تر می شدم تو رفته بودی. احساس کردم خوارزم می خواهد از تلویزیون خارج شود یک دفعه دستهایم را از تلویزیون بردم تو. پوتین هایش را گرفتم کشیدم بیرون. تو نبودی تنها یک جفت پوتین رو بغل کرده بودم و هی گریه می کردم. حالا اون یک جفت پوتین رو هر شب می گذارم جلو تلویزیون تا وقتی من خوابم اون بیاد با خودش ببره. رژه بدون پوتین سخته؟ ها تو رژه رفتی؟ گروهان قدم رو. طبل بزرگ زیر پای چپ.
می گویم: تعبیر گریه رو نمی دونم. باور کن.
می گوید: پوتین ها! دوست داری پوتین ها رو ببینی؟
بلند می شوم با کرختی تمام تا اتاق کناری می روم اشاره می کند به میز کوچکی که روبروی تلویزیونی قرار گرفته بعد با بغض ترکیده ای فریاد می زند: لعنتی! وقتی نیستم اومده کفش ها رو با خودش برده. تو می دونی کجا رفته! تو خبر داری! تو همه چیز رو می دونی؟
سعی می کنم بدون توجه به ضربه هایی که با مشت روی سینه ام می کوبد بغلش کنم نوازشش می کنم و توی هق هق گریه هایش می شنوم که می گوید: به خدا اونجا یک جفت پوتین بود ... جفت پوتین های خودت.
🔻🔻🔻🔻
https://t.me/kahimeh
🆔 @kahimeh
Telegram
هیمه
من هیمه ام
برادر خوبم
بشکن مرا
برای اجاق سردت
آتشم بزن...
خسرو گلسرخی
اینجا یادداشتها را بنام جعفر ابراهیمی میگذارم گاهی هم شعری یا دل نوشته یا داستانکی بنام مادریام یئلماز اَزَندَریانی
برادر خوبم
بشکن مرا
برای اجاق سردت
آتشم بزن...
خسرو گلسرخی
اینجا یادداشتها را بنام جعفر ابراهیمی میگذارم گاهی هم شعری یا دل نوشته یا داستانکی بنام مادریام یئلماز اَزَندَریانی
Forwarded from عاصم اسدی(شعر،نقدادبی) (عاصم اسدی)
ساحل شدیم و مدّ تمام شراب ها
چون جان رسید بر لب و مدهوشمان نکرد
کو، کی، کجاست اسب و سواری که بگذرد
از این جهنمی که سیاووشمان نکرد!!؟
#عاصم_اسدی
@asemasadi
چون جان رسید بر لب و مدهوشمان نکرد
کو، کی، کجاست اسب و سواری که بگذرد
از این جهنمی که سیاووشمان نکرد!!؟
#عاصم_اسدی
@asemasadi
Forwarded from هیمه
بین آنها و ما
فرق بسیار بود
ما توفان به پا میکردیم مجازی
و
آنها اعدام میکردند حقیقی!
«یئلماز»
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
فرق بسیار بود
ما توفان به پا میکردیم مجازی
و
آنها اعدام میکردند حقیقی!
«یئلماز»
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
Forwarded from مدرسه بازتاب
🗒 نگاهی دیگر به ریشههای خشونت و آزار در مدارس
🖊جعفر ابراهیمی
🏷 «نباید ریشه آزار و اذیت جنسی دانشآموزان توسط برخی معلمان را صرفا در فساد اخلاقی فرد جستجو کرد، بلکه باید به سراغ ریشههای ساختاریای رفت که هر نوع کنشگری را از کودکان سلب میکند تا به موجودات منفعلی تبدیل شوند و هنگامی که مورد تعرض قرار میگیرند سکوت کنند.»
ادامه مطلب را اینجا بخوانید:
http://baztabschool.ir/archive/1906
@baztabschool
🖊جعفر ابراهیمی
🏷 «نباید ریشه آزار و اذیت جنسی دانشآموزان توسط برخی معلمان را صرفا در فساد اخلاقی فرد جستجو کرد، بلکه باید به سراغ ریشههای ساختاریای رفت که هر نوع کنشگری را از کودکان سلب میکند تا به موجودات منفعلی تبدیل شوند و هنگامی که مورد تعرض قرار میگیرند سکوت کنند.»
ادامه مطلب را اینجا بخوانید:
http://baztabschool.ir/archive/1906
@baztabschool
نگاهی دیگر به ریشههای خشونت و آزار در مدارس
جعفر ابراهیمی، معلم -
۲۲ مرداد، ۱۳۹۹
نظام آموزشی در ایران یک ساختار ایدئولوژیک و غیردموکراتیک و جنسیتزده دارد. در این نظام فرد (مدیر، معلم، دانشآموز و …) عاملیتی ندارد و به انقیاد ساختار متصلب درآمده است. این ساختار متأثر از ساختار کلان سیاسی و اقتصادی حاکم میکوشد هر نوع مقاومت فردی و جمعی را در هم بشکند تا بتواند در تمام وجوه سلطه خود را بر فرد اعمال کند و آنگونه که در اهداف پیشبینی شده است، شهروندانی رام روانه بازار کار کند.
در سلسله مراتب قدرت در نظام آموزشی، افراد در ارتباط با ساختارها در موقعیتهای متفاوت نقشهای متفاوتی به خود میگیرند. بهعنوان نمونه مدیر مدرسه در ساختار سلسله مراتب قدرت و سلطه در ارتباط با بالادستیها یک موقعیت منفعل دارد؛ او مجری بدون چونوچرای دستورات مافوق است و به ماشین ابلاغ و اجرای بخشنامه تبدیل میشود. اما همین مدیر در مدرسه بهعنوان نماینده نظام آموزشی به خاطر برخورداری از جایگاه نابرابر، میکوشد معلمان و دانشآموزان را تحت سلطه خود درآورده و سروَری کند. اینجا صحبت از جایگاه مدیران است و وجود استثنا در بین مدیران این تحلیلی را مخدوش نمیکند.
مشابه همین وضعیت را معلمان در مدرسه دارند. آنها زمانی که وارد کلاس میشوند گویی به محدودهای وارد شدهاند که میتوانند سلطه خود را اعمال کنند. اگر آنان نسبت به مدیر در موقعیت فرودستی قرار دارند، نظام آموزشی حالا در کلاس درس به آنان موقعیت فرادستی اعطا میکند که در سایه این مناسبات نابرابر بتوانند بر دانشآموزان اعمال قدرت و سلطه کنند. از همین موقعیت فرادستی معلم در کلاس درس است که انواع خشونت و آزار ممکن میشود.
اگر یکبار دیگر مدرسه و کلاس درسی که با معیارها و استانداردهای سازمان نوسازی مدارس احداث شده است را تجسم کنیم، حتی میتوانیم سلسله مراتب قدرت در مدارس را در کالبد فیزیکی مدرسه و کلاس ببینیم. چینش میزهای کلاس تا جایگاه رفیع معلم و مدیر همواره به دانشآموزان این پیام را مخابره میکند که جایگاه معلم بسی بالاتر از آنان است. اگر این برداشت همراه با روایتهای قدیسانه همراه شود تا معلم را در جایگاه پیامبر بنشاند، آن موقع درافتادن با این جایگاه برای دانشآموز بسی گران و سخت خواهد بود. شاید به خاطر همین است که سخن گفتن از آزار و اذیت به صورت عام و آزارجنسی در مدارس، بهخصوص برای دختران، هزینههای زیادی دارد.
با این رویکرد نباید ریشه آزار و اذیت جنسی دانشآموزان توسط برخی معلمان را صرفا در فساد اخلاقی فرد جستجو کرد، بلکه باید به سراغ ریشههای ساختاریای رفت که هر نوع کنشگری را از کودکان سلب میکند تا به موجودات منفعلی تبدیل شوند و هنگامی که مورد تعرض قرار میگیرند سکوت کنند. پس باید اصل حمله را به ساختاری کرد که بااقتدار معلم را در صدر کلاس مینشاند، بیآنکه حقوقی برای دانشآموز متصور گردد. البته این به آن معنا نیست که تا زمان برچیدهشدن این ساختار باید در برابر آزار و خشونت در مدرسه سکوت کرد، بلکه همه، بهخصوص معلمان آگاه باید در هر جا و هر زمان شکلی از آموزش را تبلیغ و ترویج کنند که عاری از خشونت و آزار جسمی و جنسی باشد و شرایطی را فراهم کنند که کودکان احساس کنند اگر مورد تعرض قرار گرفتند میتوانند در مورد آن گفتگو کنند و مورد حمایت واقع شوند. این مسئولیت فردی تکتک ماست.
http://baztabschool.ir/archive/1906
جعفر ابراهیمی، معلم -
۲۲ مرداد، ۱۳۹۹
نظام آموزشی در ایران یک ساختار ایدئولوژیک و غیردموکراتیک و جنسیتزده دارد. در این نظام فرد (مدیر، معلم، دانشآموز و …) عاملیتی ندارد و به انقیاد ساختار متصلب درآمده است. این ساختار متأثر از ساختار کلان سیاسی و اقتصادی حاکم میکوشد هر نوع مقاومت فردی و جمعی را در هم بشکند تا بتواند در تمام وجوه سلطه خود را بر فرد اعمال کند و آنگونه که در اهداف پیشبینی شده است، شهروندانی رام روانه بازار کار کند.
در سلسله مراتب قدرت در نظام آموزشی، افراد در ارتباط با ساختارها در موقعیتهای متفاوت نقشهای متفاوتی به خود میگیرند. بهعنوان نمونه مدیر مدرسه در ساختار سلسله مراتب قدرت و سلطه در ارتباط با بالادستیها یک موقعیت منفعل دارد؛ او مجری بدون چونوچرای دستورات مافوق است و به ماشین ابلاغ و اجرای بخشنامه تبدیل میشود. اما همین مدیر در مدرسه بهعنوان نماینده نظام آموزشی به خاطر برخورداری از جایگاه نابرابر، میکوشد معلمان و دانشآموزان را تحت سلطه خود درآورده و سروَری کند. اینجا صحبت از جایگاه مدیران است و وجود استثنا در بین مدیران این تحلیلی را مخدوش نمیکند.
مشابه همین وضعیت را معلمان در مدرسه دارند. آنها زمانی که وارد کلاس میشوند گویی به محدودهای وارد شدهاند که میتوانند سلطه خود را اعمال کنند. اگر آنان نسبت به مدیر در موقعیت فرودستی قرار دارند، نظام آموزشی حالا در کلاس درس به آنان موقعیت فرادستی اعطا میکند که در سایه این مناسبات نابرابر بتوانند بر دانشآموزان اعمال قدرت و سلطه کنند. از همین موقعیت فرادستی معلم در کلاس درس است که انواع خشونت و آزار ممکن میشود.
اگر یکبار دیگر مدرسه و کلاس درسی که با معیارها و استانداردهای سازمان نوسازی مدارس احداث شده است را تجسم کنیم، حتی میتوانیم سلسله مراتب قدرت در مدارس را در کالبد فیزیکی مدرسه و کلاس ببینیم. چینش میزهای کلاس تا جایگاه رفیع معلم و مدیر همواره به دانشآموزان این پیام را مخابره میکند که جایگاه معلم بسی بالاتر از آنان است. اگر این برداشت همراه با روایتهای قدیسانه همراه شود تا معلم را در جایگاه پیامبر بنشاند، آن موقع درافتادن با این جایگاه برای دانشآموز بسی گران و سخت خواهد بود. شاید به خاطر همین است که سخن گفتن از آزار و اذیت به صورت عام و آزارجنسی در مدارس، بهخصوص برای دختران، هزینههای زیادی دارد.
با این رویکرد نباید ریشه آزار و اذیت جنسی دانشآموزان توسط برخی معلمان را صرفا در فساد اخلاقی فرد جستجو کرد، بلکه باید به سراغ ریشههای ساختاریای رفت که هر نوع کنشگری را از کودکان سلب میکند تا به موجودات منفعلی تبدیل شوند و هنگامی که مورد تعرض قرار میگیرند سکوت کنند. پس باید اصل حمله را به ساختاری کرد که بااقتدار معلم را در صدر کلاس مینشاند، بیآنکه حقوقی برای دانشآموز متصور گردد. البته این به آن معنا نیست که تا زمان برچیدهشدن این ساختار باید در برابر آزار و خشونت در مدرسه سکوت کرد، بلکه همه، بهخصوص معلمان آگاه باید در هر جا و هر زمان شکلی از آموزش را تبلیغ و ترویج کنند که عاری از خشونت و آزار جسمی و جنسی باشد و شرایطی را فراهم کنند که کودکان احساس کنند اگر مورد تعرض قرار گرفتند میتوانند در مورد آن گفتگو کنند و مورد حمایت واقع شوند. این مسئولیت فردی تکتک ماست.
http://baztabschool.ir/archive/1906
مدرسه بازتاب
نگاهی دیگر به ریشههای خشونت و آزار در مدارس - مدرسه بازتاب
نباید ریشه آزار و اذیت جنسی دانشآموزان توسط برخی معلمان را صرفا در فساد اخلاقی فرد جستجو کرد، بلکه باید به سراغ ریشههای ساختاریای رفت که هر نوع کنشگری را از کودکان سلب میکند تا به موجودات منفعلی تبدیل شوند و هنگامی که مورد تعرض قرار میگیرند سکوت کنند.
⭕️ قربانی گناهکار نیست
✍#جعفر ابراهیمی/معلم
این روزها و با توجه به انتشار اخبار آزار و اذیت جنسی دانش آموزان توسط برخی معلمان مطرح و شناختهشده در مدارس تهران ازجمله فرزانگان و انتشار خبر تعرض و تجاوز سریالی برخی اساتید دانشگاه ازجمله در دانشگاه گیلان ، ذهنم را به سمت اتفاق مشابه در تیرماه سال 1387 در دانشگاه کشاند.
یکی از پرمخاطبترین ویدیوها در فضای مجازی پیش از اعتراضات سال 1388 ، ویدیویی بود که دانشجویان دانشگاه زنجان از اتاق معاون دانشجویی دانشگاه زنجان گرفتند ویدیویی که بهصورت غافلگیرانه از این فرد پیش از تعرض جنسی به یک دختر گرفته شد.
در آن زمان ویدیو در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شد و دانشجویان دانشگاه زنجان دست به اعتصاب و تحصن زدند و خواستار برخورد با استاد متجاوز شدند اما طبق معمول دستگاه قضایی به سراغ دانشجویان معترض رفت و تعدادی از آنان را دستگیر و روانه زندان نمود.
این افشاگری یکی از گستردهترین افشاگریها در مورد تعرض و تجاوز جنسی در کشور بود و حاشیه امن فاسدان و متجاوزان را بههمریخته بود در همان موقع برخی معتقد بودند کار دانشجویان هیجانی و احساسی بوده است و نباید به این شیوه افشاگری میکردند در مقابل دیدگاهی وجود داشت که تأکید میکرد این افشاگری باعث خواهد شد تا هیچ استادی به خود اجازه ندهد از ابزار نمره برای سواستفاده جنسی استفاده نماید. اما بااینوجود دانشجویان درگیر در این افشاگری قیمت و هزینه این افشاگری را پرداختند.
نکته مهمی که در این موارد دیده میشود رابطهای است که بین جایگاه معلم/استاد با دانشآموز/دانشجو وجود دارد رابطه نابرابر که معلم/استاد را در موقعیت فرادست قرار میدهد و نمره ابزاری میشود که در این رابطه بهعنوان عامل سرکوب عمل نماید اگرچه اساتید و معلمان شریفی هستند که میکوشند این مناسبات نابرابر را بر هم بزنند ولی اقتدار معلم/استاد یک اقتدار ساختاری است که از نظام آموزشی ناشی میشود نظام آموزشی که بهعنوان ابزار سرکوب ایدئولوژیک ساختار مسلط اقتصادی و سیاسی عمل میکند به خاطر همین است که سیستم درنهایت دانشجو/دانشآموز را محکوم میکند و با اتکا به گزاره « کِرم از خود درخت است» میکوشد مسئله را با چاشنی کلیشههای جنسی به امر شخصی تبدیل نماید. البته در مقابل این سرکوب عریان همواره ما شاهد مقاومت و افشاگری قربانیانی هستیم که شجاعانه و بدون واهمه از برچسب خوردن این مناسبات را افشا میکنند.
بیشک اصلیترین راه مقابله مبارزه با ساختاری است که به فرادستان اجازه تعرض و تجاوز را میدهد اما در کنار آن باید متجاوزان را افشا نمود و از قربانیان حمایت به عمل آورد. در این مورد نیز شاید خالی از لطف نباشد که به مثال دانشگاه زنجان اشاره نمایم هنگامیکه خبر تعرض منتشر شد بسیاری از دانشجویان از دختر دانشجو حمایت کردند و فعالانه در تحصن مشارکت نمودند در آن زمان دوست عزیزم پیام شکیبا که تازه از دانشگاه زنجان فارغالتحصیل شده بود و در حال سپری کردن دوران سربازی در زنجان بود بعد از شنیدن خبر تحصن خود را به دانشگاه رساند و فعالانه در اعتراضات مشارکت داشت که هزینه آن را پرداخت نمود و همراه با دانشجویان دستگیر و به یک سال حبس محکوم شد.
بررسی نوع مواجهه سیستم با متجاوزان و قربانیان/معترضان تجاوز، ایجاد حاشیه امنیت برای متجاوزان و به زندان افکندن آزادی خواهان و مقصر نشان دادن قربانیان است باید با این رویکرد بهشدت مبارزه نمود و ابعاد سرکوبگرانه آن را افشا نمود.
پ.ن : از تیرماه 99 بااینکه حکم آزادی #پیامشکیبا به همراه دو هم پروندهای خود #مجیداسدی و #محمد_امیرخیزی صادرشده است این سه زندانی سیاسی با پرونده جدید متهم و به سلولهای انفرادی در اوین منتقلشدهاند تا آزاد نشوند. سرکوب و ظلمی آشکار که با شناختی که مقاومت پیام و مجید دارم که سرفرازانه از ان بیرون خواهند آمد.
31 مرداد 1399
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
✍#جعفر ابراهیمی/معلم
این روزها و با توجه به انتشار اخبار آزار و اذیت جنسی دانش آموزان توسط برخی معلمان مطرح و شناختهشده در مدارس تهران ازجمله فرزانگان و انتشار خبر تعرض و تجاوز سریالی برخی اساتید دانشگاه ازجمله در دانشگاه گیلان ، ذهنم را به سمت اتفاق مشابه در تیرماه سال 1387 در دانشگاه کشاند.
یکی از پرمخاطبترین ویدیوها در فضای مجازی پیش از اعتراضات سال 1388 ، ویدیویی بود که دانشجویان دانشگاه زنجان از اتاق معاون دانشجویی دانشگاه زنجان گرفتند ویدیویی که بهصورت غافلگیرانه از این فرد پیش از تعرض جنسی به یک دختر گرفته شد.
در آن زمان ویدیو در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شد و دانشجویان دانشگاه زنجان دست به اعتصاب و تحصن زدند و خواستار برخورد با استاد متجاوز شدند اما طبق معمول دستگاه قضایی به سراغ دانشجویان معترض رفت و تعدادی از آنان را دستگیر و روانه زندان نمود.
این افشاگری یکی از گستردهترین افشاگریها در مورد تعرض و تجاوز جنسی در کشور بود و حاشیه امن فاسدان و متجاوزان را بههمریخته بود در همان موقع برخی معتقد بودند کار دانشجویان هیجانی و احساسی بوده است و نباید به این شیوه افشاگری میکردند در مقابل دیدگاهی وجود داشت که تأکید میکرد این افشاگری باعث خواهد شد تا هیچ استادی به خود اجازه ندهد از ابزار نمره برای سواستفاده جنسی استفاده نماید. اما بااینوجود دانشجویان درگیر در این افشاگری قیمت و هزینه این افشاگری را پرداختند.
نکته مهمی که در این موارد دیده میشود رابطهای است که بین جایگاه معلم/استاد با دانشآموز/دانشجو وجود دارد رابطه نابرابر که معلم/استاد را در موقعیت فرادست قرار میدهد و نمره ابزاری میشود که در این رابطه بهعنوان عامل سرکوب عمل نماید اگرچه اساتید و معلمان شریفی هستند که میکوشند این مناسبات نابرابر را بر هم بزنند ولی اقتدار معلم/استاد یک اقتدار ساختاری است که از نظام آموزشی ناشی میشود نظام آموزشی که بهعنوان ابزار سرکوب ایدئولوژیک ساختار مسلط اقتصادی و سیاسی عمل میکند به خاطر همین است که سیستم درنهایت دانشجو/دانشآموز را محکوم میکند و با اتکا به گزاره « کِرم از خود درخت است» میکوشد مسئله را با چاشنی کلیشههای جنسی به امر شخصی تبدیل نماید. البته در مقابل این سرکوب عریان همواره ما شاهد مقاومت و افشاگری قربانیانی هستیم که شجاعانه و بدون واهمه از برچسب خوردن این مناسبات را افشا میکنند.
بیشک اصلیترین راه مقابله مبارزه با ساختاری است که به فرادستان اجازه تعرض و تجاوز را میدهد اما در کنار آن باید متجاوزان را افشا نمود و از قربانیان حمایت به عمل آورد. در این مورد نیز شاید خالی از لطف نباشد که به مثال دانشگاه زنجان اشاره نمایم هنگامیکه خبر تعرض منتشر شد بسیاری از دانشجویان از دختر دانشجو حمایت کردند و فعالانه در تحصن مشارکت نمودند در آن زمان دوست عزیزم پیام شکیبا که تازه از دانشگاه زنجان فارغالتحصیل شده بود و در حال سپری کردن دوران سربازی در زنجان بود بعد از شنیدن خبر تحصن خود را به دانشگاه رساند و فعالانه در اعتراضات مشارکت داشت که هزینه آن را پرداخت نمود و همراه با دانشجویان دستگیر و به یک سال حبس محکوم شد.
بررسی نوع مواجهه سیستم با متجاوزان و قربانیان/معترضان تجاوز، ایجاد حاشیه امنیت برای متجاوزان و به زندان افکندن آزادی خواهان و مقصر نشان دادن قربانیان است باید با این رویکرد بهشدت مبارزه نمود و ابعاد سرکوبگرانه آن را افشا نمود.
پ.ن : از تیرماه 99 بااینکه حکم آزادی #پیامشکیبا به همراه دو هم پروندهای خود #مجیداسدی و #محمد_امیرخیزی صادرشده است این سه زندانی سیاسی با پرونده جدید متهم و به سلولهای انفرادی در اوین منتقلشدهاند تا آزاد نشوند. سرکوب و ظلمی آشکار که با شناختی که مقاومت پیام و مجید دارم که سرفرازانه از ان بیرون خواهند آمد.
31 مرداد 1399
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
Telegram
هیمه
من هیمه ام
برادر خوبم
بشکن مرا
برای اجاق سردت
آتشم بزن...
خسرو گلسرخی
اینجا یادداشتها را بنام جعفر ابراهیمی میگذارم گاهی هم شعری یا دل نوشته یا داستانکی بنام مادریام یئلماز اَزَندَریانی
برادر خوبم
بشکن مرا
برای اجاق سردت
آتشم بزن...
خسرو گلسرخی
اینجا یادداشتها را بنام جعفر ابراهیمی میگذارم گاهی هم شعری یا دل نوشته یا داستانکی بنام مادریام یئلماز اَزَندَریانی
ضرورت بازخوانی آثار صمد بهرنگی.pdf
344.2 KB
💢 آیا باز خوانی آثار صمد بهرنگی کافی است!؟
✍️ جعفر ابراهیمی
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
✍️ جعفر ابراهیمی
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
Forwarded from کانال صنفی معلمان
🔴وضعیت زرد ، وضعیتی به سود کرونا ویروس
✍جعفر ابراهیمی
درحالیکه یک روز به شروع سال تحصیلی و بازگشایی مدارس مانده است هنوز دانش آموزان ، والدین و معلمان تعیین تکلیف نشدهاند که آیا قرار است نیمه شهریور به مدرسه بروند یا خیر؟!؟
در شیوهنامه بازگشایی مدارس که در تاریخ 22 مرداد صادرشده است وضعیت شیوع کرونا ویروس در مناطق آموزشی برحسب میزان شیوع ویروس به سه وضعیت قرمز، زرد و سفید تقسیمشده است که مرجع اعلام وضعیت ستاد ملی کرونا است. درصورتیکه منطقهای در وضعیت قرمز باشد تدریس به صورت مجازی و غیرحضوری خواهد بود و در وضعیت سفید آموزش حضوری و چهره به چهره است اما نقطه ابهام وضعیت زرد است وضعیتی که در حالت عادی و بدون حضور در مدارس با حفظ اصول فاصلهگذاری فیزیکی و رعایت بهداشت فردی و جمعی میتواند به سمت وضعیت سفید میل کند اما با گسترش ارتباطات و تماسها به خاطر بازگشایی مدارس بهشدت مستعد آن است که به وضعیت قرمز تبدیل گردد. برای نقد وضعیت زرد باید در ابتدا دید این وضعیت در شیوهنامه بازگشایی چگونه تعریفشده است.
وضعیت زرد : رنگ زرد نشان از حد متوسط شیوع کرونا و میزان ابتلا و مرگومیر ناشی از آن در پهنه جغرافیای کشور است. با توجه به اینکه در این وضعیت به دلیل اعمال سیاست فاصلهگذاری اجتماعی، تداوم فعالیت آموزشی و تربیتی مدارس به شیوه حضوری و با تمام ظرفیت مقدور نخواهد بود، مدرسه ناگزیر است با تدابیری چون تقلیل تراکم دانش آموزان در کلاسهای درس و یا زوج و فرد کردن حضور دانش آموزان، جریان یادگیری را مدیریت کند. در این صورت متناسب با شرایط حداقل 50 درصد آموزشها در بستر مجازی ارائه خواهد شد.
در همین رابطه میتوان نکات و پرسش های زیر را موردتوجه قرارداد:
نکته اول : طبق نظرسنجیهای اعلامشده بهخصوص نظرسنجی دورهای شهرداری تهران مردم به آمار و ارقام ستاد ملی کرونا اعتماد ندارند پس چگونه ممکن است به اعلام وضعیت مناطق به لحاظ میزان شیوع اعتماد نمود درحالیکه برخی افراد مسئول مانند اعضای شورای شهر تهران بر مغایرت آمار واقعی کشتهشدگان با آمار اعلامشده توسط ستاد ملی کرونا تأکید میکنند سؤال اساسی اینجاست از کجا معلوم وضعیت زرد یک منطقه درواقع قرمز نباشد؟
نکته دوم : به فرض اینکه به ستاد ملی کرونا اعتماد داشته باشیم آیا ستاد ملی کرونا از وضعیت تراکم دانشآموزی اطلاع دارد؟ در اینجا شاهد آن هستیم که آموزشوپرورش با فرافکنی مسئولیت را به گردن ستاد ملی کرونا میاندازد بااینکه از وضعیت تراکم جمعیتی در کلاسها مطلع است و از وضعیت زیرساختها خبر دارد و به این بسنده میکند که طبق نظر ستاد ملی کرونا وضعیت زرد را واجد شرایط برگزاری کلاس به صورت حضوری می داند و با زوج و فرد کردن و نصف کردن دانش آموزان به سمت آموزش حضوری حرکت کند.حال سؤال اساسی اینجاست که با توجه به سرانه فضای آموزشی با نصف کردن دانش آموزان آیا امکان فاصلهگذاری طبق پروتکل وجود دارد؟ کلاسهای 40 تا 50 نفرِ را وقتی نصف کنیم تازه به میزان جمعیت 20 تا 25 نفرِ در هر کلاس میرسیم کدام کلاس با 20 نفر مطابق پروتکلهاست؟
نکته سوم : فرض کنیم که با اجرای طرح زوج و فرد دانش آموزان حاضر در مدرسه و کلاس درس به فاصله مناسب در سر کلاس بنشینند از شیطنت و شلوغکاری کودکان هم که اقتضای سن آنان است در سر کلاس صرفنظر کنیم مسیر خانه تا مدرسه ، زمانی که دانش آموزان در حیاط مدرسه هستند زمانی که از سرویس بهداشتی و آبخوری مشترک استفاده میشود در این زمانها چگونه میتوان پروتکلها را رعایت نمود؟ در بسیاری از مدارس به مدد سیاست پولی سازی و قطع سرانه دانشآموزی در سرویس بهداشتی مدارس مایع دستشویی وجود ندارد و حداقلهای موارد بهداشت در شرایط عادی هم رعایت نمیگردد حال چگونه قرار است در شرایطی که بسیاری از خانوادهها پول تهیه ماسک را ندارند باید آموزشی را محقق نمود که روی در مدارس نوشته است ورود بدون ماسک ممنوع؟!؟
نکته چهارم : در موقعیت زرد تنها 50 درصد آموزش حضوری است و معلم باید 50 درصد آموزش را بهصورت مجازی انجام دهد در اینجا تمام نقدهایی که به آموزش مجازی تحت شاد وجود دارد باز خود را نشان میدهد از فقدان زیرساختهای ضروری و مناسب دسترسی به فضای مجازی تا عدم دسترسی بیش از 25 درصد دانش آموزان به فضای مجازی که آن را بهنوعی ترک تحصیل پنهان نام نهاد که در سال تحصیلی جدید خود را نشان خواهد داد.
نکته پایانی اینکه چرا وقتی پای سلامت مسئولان عالیرتبه نظام در میان است همهچیز مجازی میشود؟ اما همان مسئولان برای جان دانش آموزان و معلمان ارزش قائل نیستند و با ابلاغ بخشنامههای پر ابهام از خود سلب مسئولیت میکنند و شورای مدارس را مسئول میشناسند؟ شورای مدرسه ای که همه می دانیم فقط نام شورا را یدک می کشد و در اصل وسیله ای جهت رله کردن بخشنامه های بالا به پایین است
۱۴شهریور۹۹
🆔 @kasenfi
✍جعفر ابراهیمی
درحالیکه یک روز به شروع سال تحصیلی و بازگشایی مدارس مانده است هنوز دانش آموزان ، والدین و معلمان تعیین تکلیف نشدهاند که آیا قرار است نیمه شهریور به مدرسه بروند یا خیر؟!؟
در شیوهنامه بازگشایی مدارس که در تاریخ 22 مرداد صادرشده است وضعیت شیوع کرونا ویروس در مناطق آموزشی برحسب میزان شیوع ویروس به سه وضعیت قرمز، زرد و سفید تقسیمشده است که مرجع اعلام وضعیت ستاد ملی کرونا است. درصورتیکه منطقهای در وضعیت قرمز باشد تدریس به صورت مجازی و غیرحضوری خواهد بود و در وضعیت سفید آموزش حضوری و چهره به چهره است اما نقطه ابهام وضعیت زرد است وضعیتی که در حالت عادی و بدون حضور در مدارس با حفظ اصول فاصلهگذاری فیزیکی و رعایت بهداشت فردی و جمعی میتواند به سمت وضعیت سفید میل کند اما با گسترش ارتباطات و تماسها به خاطر بازگشایی مدارس بهشدت مستعد آن است که به وضعیت قرمز تبدیل گردد. برای نقد وضعیت زرد باید در ابتدا دید این وضعیت در شیوهنامه بازگشایی چگونه تعریفشده است.
وضعیت زرد : رنگ زرد نشان از حد متوسط شیوع کرونا و میزان ابتلا و مرگومیر ناشی از آن در پهنه جغرافیای کشور است. با توجه به اینکه در این وضعیت به دلیل اعمال سیاست فاصلهگذاری اجتماعی، تداوم فعالیت آموزشی و تربیتی مدارس به شیوه حضوری و با تمام ظرفیت مقدور نخواهد بود، مدرسه ناگزیر است با تدابیری چون تقلیل تراکم دانش آموزان در کلاسهای درس و یا زوج و فرد کردن حضور دانش آموزان، جریان یادگیری را مدیریت کند. در این صورت متناسب با شرایط حداقل 50 درصد آموزشها در بستر مجازی ارائه خواهد شد.
در همین رابطه میتوان نکات و پرسش های زیر را موردتوجه قرارداد:
نکته اول : طبق نظرسنجیهای اعلامشده بهخصوص نظرسنجی دورهای شهرداری تهران مردم به آمار و ارقام ستاد ملی کرونا اعتماد ندارند پس چگونه ممکن است به اعلام وضعیت مناطق به لحاظ میزان شیوع اعتماد نمود درحالیکه برخی افراد مسئول مانند اعضای شورای شهر تهران بر مغایرت آمار واقعی کشتهشدگان با آمار اعلامشده توسط ستاد ملی کرونا تأکید میکنند سؤال اساسی اینجاست از کجا معلوم وضعیت زرد یک منطقه درواقع قرمز نباشد؟
نکته دوم : به فرض اینکه به ستاد ملی کرونا اعتماد داشته باشیم آیا ستاد ملی کرونا از وضعیت تراکم دانشآموزی اطلاع دارد؟ در اینجا شاهد آن هستیم که آموزشوپرورش با فرافکنی مسئولیت را به گردن ستاد ملی کرونا میاندازد بااینکه از وضعیت تراکم جمعیتی در کلاسها مطلع است و از وضعیت زیرساختها خبر دارد و به این بسنده میکند که طبق نظر ستاد ملی کرونا وضعیت زرد را واجد شرایط برگزاری کلاس به صورت حضوری می داند و با زوج و فرد کردن و نصف کردن دانش آموزان به سمت آموزش حضوری حرکت کند.حال سؤال اساسی اینجاست که با توجه به سرانه فضای آموزشی با نصف کردن دانش آموزان آیا امکان فاصلهگذاری طبق پروتکل وجود دارد؟ کلاسهای 40 تا 50 نفرِ را وقتی نصف کنیم تازه به میزان جمعیت 20 تا 25 نفرِ در هر کلاس میرسیم کدام کلاس با 20 نفر مطابق پروتکلهاست؟
نکته سوم : فرض کنیم که با اجرای طرح زوج و فرد دانش آموزان حاضر در مدرسه و کلاس درس به فاصله مناسب در سر کلاس بنشینند از شیطنت و شلوغکاری کودکان هم که اقتضای سن آنان است در سر کلاس صرفنظر کنیم مسیر خانه تا مدرسه ، زمانی که دانش آموزان در حیاط مدرسه هستند زمانی که از سرویس بهداشتی و آبخوری مشترک استفاده میشود در این زمانها چگونه میتوان پروتکلها را رعایت نمود؟ در بسیاری از مدارس به مدد سیاست پولی سازی و قطع سرانه دانشآموزی در سرویس بهداشتی مدارس مایع دستشویی وجود ندارد و حداقلهای موارد بهداشت در شرایط عادی هم رعایت نمیگردد حال چگونه قرار است در شرایطی که بسیاری از خانوادهها پول تهیه ماسک را ندارند باید آموزشی را محقق نمود که روی در مدارس نوشته است ورود بدون ماسک ممنوع؟!؟
نکته چهارم : در موقعیت زرد تنها 50 درصد آموزش حضوری است و معلم باید 50 درصد آموزش را بهصورت مجازی انجام دهد در اینجا تمام نقدهایی که به آموزش مجازی تحت شاد وجود دارد باز خود را نشان میدهد از فقدان زیرساختهای ضروری و مناسب دسترسی به فضای مجازی تا عدم دسترسی بیش از 25 درصد دانش آموزان به فضای مجازی که آن را بهنوعی ترک تحصیل پنهان نام نهاد که در سال تحصیلی جدید خود را نشان خواهد داد.
نکته پایانی اینکه چرا وقتی پای سلامت مسئولان عالیرتبه نظام در میان است همهچیز مجازی میشود؟ اما همان مسئولان برای جان دانش آموزان و معلمان ارزش قائل نیستند و با ابلاغ بخشنامههای پر ابهام از خود سلب مسئولیت میکنند و شورای مدارس را مسئول میشناسند؟ شورای مدرسه ای که همه می دانیم فقط نام شورا را یدک می کشد و در اصل وسیله ای جهت رله کردن بخشنامه های بالا به پایین است
۱۴شهریور۹۹
🆔 @kasenfi
⭕️رازِ بازگشایی اجباری مدارس
جعفر ابراهیمی
د ایران هر واقعهای میتواند بهصورت یک راز درآید چراکه شفافیت وجود ندارد و ارکان حاکمیت در فقدان نظارت عمومی و به مدد سرکوب همهجانبه دست به هر کاری میزنند و با سلب مسئولیت از خود میکوشند وظایف خود را به عهده مردم / خانوادهها و در مورد مدرسه و کودکان بر عهده والدین و معلمان بگذارند. اینگونه است که بازگشایی حضوری مدارس در بوق و کرنا میشود و همه ملزم میشوند فرزندان خود را ثبت نام و روی میدانِ مینِ کرونا بفرستند و تنها دو روز بعدازاین بازگشایی اجباری و سرتاسری ، وزیر واقعاً بیلیاقت آموزشوپرورش به میدان میآید و اظهار میکند که بعد از بررسیهای انجامشده به این نتیجه رسیده است که حضور دانش آموزان در مدارس اجباری نیست.
حال سؤال اساسی این است که وزیر دو روز پس از بازگشایی مدارس به چه کشف و شهودی دست پیدا نموده است که از غیر الزامی بودن حضور دانش آموزان سخن میگوید بهعبارتدیگر از شنبه تا دوشنبه یعنی از 15 تا 17 شهریور چه اتفاق جدیدی رویداده است که نظر وزیر، دولت و حکومت تغییر کرده است؟!؟ برای پاسخ به این پرسش برخی فرضیهها را بررسی میکنیم تا شاید راز بازگشایی مدارس آشکار گردد.
شاید وزیر طی این دو روز متوجه تجربه جهانی شده است و وضعیت کشورهایی که مدارس را باز و سپس بستند را موردمطالعه قرار داده است یا چیزی به گوشش خورده است اما به نظر نمیرسد این فرضیه درست باشد اگر قرار بود وزیر از تجربه دیگران استفاده کند این بررسی را باید در همان روزها که اخبار نگرانکننده از کشورهایی مانند آلمان به گوش میرسید انجام میداد و راه امتحان شده را امتحان نمیکرد. از سویی در ساختار حاکمیتی ما کمتر خبری از درسآموزی از تجربههای جهانی وجود دارد و الا امروز سیاستهای خصوصیسازی و پولی سازی همهجانبه در دستور کار ریز تا درشت مسئولان قرار نمیگرفت سیاستی که با خود جز فقر و فلاکت به بار نیاورِده است.
احتمال دیگر این است که وزیر به توصیههای کارشناسی و علمی نهادهای تخصصی و مستقل مانند نهادهای علمی و پزشکی گوشداده است که این هم بعید است چراکه این نهادهای علمی قبل از بازگشایی مدارس بهاندازه کافی توصیه کردند ولی رئیسجمهور بنفش این بار نه از مدرسه که از اندرونی زنگ مدرسه را به صدا درآورد و حتی حاضر نشد بهصورت نمادین در بین معلمان و دانش آموزان حاضر شود
احتمال دیگر این است که در دو سه روز پیمایش و تحقیق جدی انجام دادهاند و به این جمعبندی رسیدهاند که دانش آموزان نباید به صورت الزامی در مدارس حاضر شوند ولی در فضای مجازی از آموزش حضوری معلمان بهرهمند خواهند شد اما این احتمال که این تصمیم از روی یک بررسی علمی باشد بعید است چون کسانی که مملکت را به شیوه «حسینقلی خانی» اداره کردهاند چه فهمی از تحقیق و پژوهش دارند.
اگر احتمالات فوق درست نباشد پس علت راستین این تصمیمات چیست؟ به نظر نگارنده پاسخ را در حسابهایی که این روزها پر شدند باید جست. برای این منظور بهتر است اینگونه فرض کنیم که اگر مدارس باز نمیشدند چه بلایی سر بنگاههای آموزشی میآمد دولت کمبود بودجه خود در بخش آموزش را چگونه تأمین میکرد؟ یا به عبارتی چگونه میتوانستند جیب مردم را به اسم شهریه خالی نمایند؟ امروز والدین و حتی دانش آموزان بهدرستی این شامورتیبازی دولت را درک کردهاند و بازگشایی اجباری مدارس را یک کلاهبرداری آموزشی میدانند که بدون توجه به عواقب جانی برای کودکان، مسئولان چگونه فرزندان این سرزمین و معلمان را به میدان مین کرونا فرستادند در اصل راز بازگشایی مدارس یک مسئله اقتصاد سیاسی است و اصلاً ناشی از بیکفایتی و سو مدیریت نیست و دقیقا نقطهای است که می توان با آن جیب را خالی نمود.
بازگشایی اجباری مدارس وقتی بیشتر از جنبه اقتصاد سیاسی قابلبررسی می گردد که میخوانیم و میدانیم اکثر صاحبان مدارس پولی یا مثلاً غیرانتفاعی افراد ذینفوذ در آموزشوپرورش هستند و اقتصاد شبکه مافیایِ آموزش بیش از بودجه سالانه بخش آموزش است.
آری رمز بازگشایی مدارس را باید در آمار و ارقام حسابهای انباشته دولت و صاحبان مدارس خصوصی باید جستجو نمود نه در هیچ جای دیگر.
18 شهریور 1399
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
جعفر ابراهیمی
د ایران هر واقعهای میتواند بهصورت یک راز درآید چراکه شفافیت وجود ندارد و ارکان حاکمیت در فقدان نظارت عمومی و به مدد سرکوب همهجانبه دست به هر کاری میزنند و با سلب مسئولیت از خود میکوشند وظایف خود را به عهده مردم / خانوادهها و در مورد مدرسه و کودکان بر عهده والدین و معلمان بگذارند. اینگونه است که بازگشایی حضوری مدارس در بوق و کرنا میشود و همه ملزم میشوند فرزندان خود را ثبت نام و روی میدانِ مینِ کرونا بفرستند و تنها دو روز بعدازاین بازگشایی اجباری و سرتاسری ، وزیر واقعاً بیلیاقت آموزشوپرورش به میدان میآید و اظهار میکند که بعد از بررسیهای انجامشده به این نتیجه رسیده است که حضور دانش آموزان در مدارس اجباری نیست.
حال سؤال اساسی این است که وزیر دو روز پس از بازگشایی مدارس به چه کشف و شهودی دست پیدا نموده است که از غیر الزامی بودن حضور دانش آموزان سخن میگوید بهعبارتدیگر از شنبه تا دوشنبه یعنی از 15 تا 17 شهریور چه اتفاق جدیدی رویداده است که نظر وزیر، دولت و حکومت تغییر کرده است؟!؟ برای پاسخ به این پرسش برخی فرضیهها را بررسی میکنیم تا شاید راز بازگشایی مدارس آشکار گردد.
شاید وزیر طی این دو روز متوجه تجربه جهانی شده است و وضعیت کشورهایی که مدارس را باز و سپس بستند را موردمطالعه قرار داده است یا چیزی به گوشش خورده است اما به نظر نمیرسد این فرضیه درست باشد اگر قرار بود وزیر از تجربه دیگران استفاده کند این بررسی را باید در همان روزها که اخبار نگرانکننده از کشورهایی مانند آلمان به گوش میرسید انجام میداد و راه امتحان شده را امتحان نمیکرد. از سویی در ساختار حاکمیتی ما کمتر خبری از درسآموزی از تجربههای جهانی وجود دارد و الا امروز سیاستهای خصوصیسازی و پولی سازی همهجانبه در دستور کار ریز تا درشت مسئولان قرار نمیگرفت سیاستی که با خود جز فقر و فلاکت به بار نیاورِده است.
احتمال دیگر این است که وزیر به توصیههای کارشناسی و علمی نهادهای تخصصی و مستقل مانند نهادهای علمی و پزشکی گوشداده است که این هم بعید است چراکه این نهادهای علمی قبل از بازگشایی مدارس بهاندازه کافی توصیه کردند ولی رئیسجمهور بنفش این بار نه از مدرسه که از اندرونی زنگ مدرسه را به صدا درآورد و حتی حاضر نشد بهصورت نمادین در بین معلمان و دانش آموزان حاضر شود
احتمال دیگر این است که در دو سه روز پیمایش و تحقیق جدی انجام دادهاند و به این جمعبندی رسیدهاند که دانش آموزان نباید به صورت الزامی در مدارس حاضر شوند ولی در فضای مجازی از آموزش حضوری معلمان بهرهمند خواهند شد اما این احتمال که این تصمیم از روی یک بررسی علمی باشد بعید است چون کسانی که مملکت را به شیوه «حسینقلی خانی» اداره کردهاند چه فهمی از تحقیق و پژوهش دارند.
اگر احتمالات فوق درست نباشد پس علت راستین این تصمیمات چیست؟ به نظر نگارنده پاسخ را در حسابهایی که این روزها پر شدند باید جست. برای این منظور بهتر است اینگونه فرض کنیم که اگر مدارس باز نمیشدند چه بلایی سر بنگاههای آموزشی میآمد دولت کمبود بودجه خود در بخش آموزش را چگونه تأمین میکرد؟ یا به عبارتی چگونه میتوانستند جیب مردم را به اسم شهریه خالی نمایند؟ امروز والدین و حتی دانش آموزان بهدرستی این شامورتیبازی دولت را درک کردهاند و بازگشایی اجباری مدارس را یک کلاهبرداری آموزشی میدانند که بدون توجه به عواقب جانی برای کودکان، مسئولان چگونه فرزندان این سرزمین و معلمان را به میدان مین کرونا فرستادند در اصل راز بازگشایی مدارس یک مسئله اقتصاد سیاسی است و اصلاً ناشی از بیکفایتی و سو مدیریت نیست و دقیقا نقطهای است که می توان با آن جیب را خالی نمود.
بازگشایی اجباری مدارس وقتی بیشتر از جنبه اقتصاد سیاسی قابلبررسی می گردد که میخوانیم و میدانیم اکثر صاحبان مدارس پولی یا مثلاً غیرانتفاعی افراد ذینفوذ در آموزشوپرورش هستند و اقتصاد شبکه مافیایِ آموزش بیش از بودجه سالانه بخش آموزش است.
آری رمز بازگشایی مدارس را باید در آمار و ارقام حسابهای انباشته دولت و صاحبان مدارس خصوصی باید جستجو نمود نه در هیچ جای دیگر.
18 شهریور 1399
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
Telegram
هیمه
من هیمه ام
برادر خوبم
بشکن مرا
برای اجاق سردت
آتشم بزن...
خسرو گلسرخی
اینجا یادداشتها را بنام جعفر ابراهیمی میگذارم گاهی هم شعری یا دل نوشته یا داستانکی بنام مادریام یئلماز اَزَندَریانی
برادر خوبم
بشکن مرا
برای اجاق سردت
آتشم بزن...
خسرو گلسرخی
اینجا یادداشتها را بنام جعفر ابراهیمی میگذارم گاهی هم شعری یا دل نوشته یا داستانکی بنام مادریام یئلماز اَزَندَریانی
Forwarded from هیمه
بین آنها و ما
فرق بسیار بود
ما توفان به پا میکردیم مجازی
و
آنها اعدام میکردند حقیقی!
«یئلماز»
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
فرق بسیار بود
ما توفان به پا میکردیم مجازی
و
آنها اعدام میکردند حقیقی!
«یئلماز»
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
Forwarded from مدرسه بازتاب
🗒 چرا باید برای دانشآموزان از یک مِی گفت؟
🖊جعفر ابراهیمی
🏷 «اول می، صرفا یک مناسبت کارگری نیست بلکه بهانهای است برای گفتوگو در مورد حقوق پایمالشده دانشآموزانی که در کودکی کارگر شدهاند. این وظیفه ماست.»
ادامه مطلب را اینجا بخوانید:
http://baztabschool.ir/archive/2264/
@baztabschool
🖊جعفر ابراهیمی
🏷 «اول می، صرفا یک مناسبت کارگری نیست بلکه بهانهای است برای گفتوگو در مورد حقوق پایمالشده دانشآموزانی که در کودکی کارگر شدهاند. این وظیفه ماست.»
ادامه مطلب را اینجا بخوانید:
http://baztabschool.ir/archive/2264/
@baztabschool
Forwarded from مدرسه رهایی
🔴 «دو دهه کنشگری صنفی، بیم ها و امید ها»
برنامه زنده اینستاگرامی با حضور :
سوران لطفی ، حسین سلامی ، محمد جواد حسامی فر ،جعفر ابراهیمی و نماینده ریاست شورا
🔹مجری : محمود بهشتی لنگرودی
زمان: یکشنبه ۱۹ اردیبهشت
ساعت ۲۱تا ۲۳
آدرس صفحه شورای هماهنگی در اینستاگرام
https://www.instagram.com/p/COetH8OnpvF/?igshid=1m10wxth23m24
🆔 @edalatxah
برنامه زنده اینستاگرامی با حضور :
سوران لطفی ، حسین سلامی ، محمد جواد حسامی فر ،جعفر ابراهیمی و نماینده ریاست شورا
🔹مجری : محمود بهشتی لنگرودی
زمان: یکشنبه ۱۹ اردیبهشت
ساعت ۲۱تا ۲۳
آدرس صفحه شورای هماهنگی در اینستاگرام
https://www.instagram.com/p/COetH8OnpvF/?igshid=1m10wxth23m24
🆔 @edalatxah
🔴اعتراضات دانشآموزی رویارویی با گفتمان انضباطی مدرسه
✍🏽جعفر ابراهیمی
از متن یادداشت :
موضوع مورد بحث در این یادداشت پرداختن به گفتمان انضباط است. وجهی دیگر از کارکرد مدرسه برای مدیریت و سرکوب، که نهتنها افول نیافته بلکه از بدو شکلگیری آموزش نوین بهعنوان یک گفتمان غالب در مدرسه در جریان بوده است و به اشکال مختلف خود را بازتولید نموده است. نظم و انضباطی که توسط آن جسم و روان کودکان با هدف کنترل و هدایت به انقیاد در میآید کارکرد چندوجهی دارد. در گام اول رام کردن کودکان هدفی است که این گفتمان دنبال میکند تا آنان را به صورتی واحد و یک شکل درآورد تا در آنان ظرفیت مناسب برای پذیرش سایر ابعاد ایدئولوژیک به وجود بیاورد. برای این منظور دانشآموز نمونه و موفق کسی است که بیش از سایر دانشآموزان به این مناسبات تن دهد و بیش از بقیه با روند حاکم همراهی نماید.
📌 متن کامل مطلب را در INSTAND VIEW بخوانید :
https://bit.ly/2RVZgAt
منبع : سایت انجمن یاری کودکان
🔹🔹🔹
✍🏽جعفر ابراهیمی
از متن یادداشت :
موضوع مورد بحث در این یادداشت پرداختن به گفتمان انضباط است. وجهی دیگر از کارکرد مدرسه برای مدیریت و سرکوب، که نهتنها افول نیافته بلکه از بدو شکلگیری آموزش نوین بهعنوان یک گفتمان غالب در مدرسه در جریان بوده است و به اشکال مختلف خود را بازتولید نموده است. نظم و انضباطی که توسط آن جسم و روان کودکان با هدف کنترل و هدایت به انقیاد در میآید کارکرد چندوجهی دارد. در گام اول رام کردن کودکان هدفی است که این گفتمان دنبال میکند تا آنان را به صورتی واحد و یک شکل درآورد تا در آنان ظرفیت مناسب برای پذیرش سایر ابعاد ایدئولوژیک به وجود بیاورد. برای این منظور دانشآموز نمونه و موفق کسی است که بیش از سایر دانشآموزان به این مناسبات تن دهد و بیش از بقیه با روند حاکم همراهی نماید.
📌 متن کامل مطلب را در INSTAND VIEW بخوانید :
https://bit.ly/2RVZgAt
منبع : سایت انجمن یاری کودکان
🔹🔹🔹
Telegraph
اعتراضات دانشآموزی رویارویی با گفتمان انضباطی مدرسه
پیش و پس از انقلاب ۵۷ همواره نظام آموزشی و مدرسه متأثر از رویکرد ایدئولوژیک حاکمیت بوده است؛ چنانکه با برآمدن حکومت پهلوی و متأثر از ایدئولوژی ملتسازی، نظام آموزشی و مدرسه متأثر از گفتمان هویت ملی با تأکید بر باستانگرایی است. بعد از انقلاب ۵۷ و به دنبال…
Forwarded from انجمن یاری کودکان در معرض خطر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞با انجمن یاری کودکان و پروژه خانه کودک صباشهر بیشتر آشنا شوید.
http://yarikoodak.com/?p=7535
🆔@ISPVC_NGO
http://yarikoodak.com/?p=7535
🆔@ISPVC_NGO
Forwarded from میدان
🎙گفتوگو فرشاد اسماعیلی با جعفر ابراهیمی درباره لایحه رتبهبندی معلمان در مجلس
🔘هیچ معلمی نباید زیر خط فقر حقوق بگیرد
🔻سالهاست در بین تشکلهای صنفی معلمان و راهروهای مجلس از «نظام رتبهبندی» صحبت میشود. نظام رتبهبندی قرار است به متناسبسازی نظام پرداخت براساس قابلیتها، توانمندیها و شایستگیها بپردازد. مطالبات معلمان این است که در نظام پرداخت، شایستگی و قابلیت جای دستمزد براساس سنوات و سابقه صرف بنشیند و انواع فاصلههای تبعیضآمیز مزدی بین فرهنگیان کاهش یابد. هدف اصلی معلمان و فعالان صنفی در پیگیری تحقق این مطالبه بهصورت صحیح و کامل، بهبود معیشت معلمان است. که بتوانند از این طریق مزایا و حقوق مکفی برخوردار شوند. اما متاسفانه علیرغم تجربه و مدرک تحصیلی یکسان در حال حاضر بین کارمندان دولت و فرهنگیان، فاصلههای تبعیضآمیز عمیقی در حقوق و مزایای آنها وجود دارد.
👈🏾میدان برای بررسی بیشتر لایحه رتبهبندی و میزان تحقق مطالبات معلمان در این لایحه به سراغ جعفر ابراهیمی رفته تا درباره چند و چون این لایحه و خواسته معلمان گفتوگو کند.
در میدان بخوانید👇🏾
🔗https://meidaan.com/archive/78308
🔘هیچ معلمی نباید زیر خط فقر حقوق بگیرد
🔻سالهاست در بین تشکلهای صنفی معلمان و راهروهای مجلس از «نظام رتبهبندی» صحبت میشود. نظام رتبهبندی قرار است به متناسبسازی نظام پرداخت براساس قابلیتها، توانمندیها و شایستگیها بپردازد. مطالبات معلمان این است که در نظام پرداخت، شایستگی و قابلیت جای دستمزد براساس سنوات و سابقه صرف بنشیند و انواع فاصلههای تبعیضآمیز مزدی بین فرهنگیان کاهش یابد. هدف اصلی معلمان و فعالان صنفی در پیگیری تحقق این مطالبه بهصورت صحیح و کامل، بهبود معیشت معلمان است. که بتوانند از این طریق مزایا و حقوق مکفی برخوردار شوند. اما متاسفانه علیرغم تجربه و مدرک تحصیلی یکسان در حال حاضر بین کارمندان دولت و فرهنگیان، فاصلههای تبعیضآمیز عمیقی در حقوق و مزایای آنها وجود دارد.
👈🏾میدان برای بررسی بیشتر لایحه رتبهبندی و میزان تحقق مطالبات معلمان در این لایحه به سراغ جعفر ابراهیمی رفته تا درباره چند و چون این لایحه و خواسته معلمان گفتوگو کند.
در میدان بخوانید👇🏾
🔗https://meidaan.com/archive/78308
میدان
هیچ معلمی نباید زیر خط فقر حقوق بگیرد
به گزارش خانه ملت، امروز دوشنبه دهم خرداد ۱۴۰۰، نمایندگان مجلس با اولویت قرار گرفتن بررسی «لایحه رتبه بندی معلمان» موافقت کردند.
سالهاست در بین تشکلهای صنفی معلمان و راهروهای مجلس از «نظام رتبهبندی» صحبت میشود. نظام رتبهبندی قرار است به متناسبسازی…
سالهاست در بین تشکلهای صنفی معلمان و راهروهای مجلس از «نظام رتبهبندی» صحبت میشود. نظام رتبهبندی قرار است به متناسبسازی…
🔴 بچهها الان کجایید؟
#هزارهها_را_نکشید
در این سالهای تدریسم همواره دانشآموزان افغانستانی #تاجیک ، #پشتون ، #ازبک در کلاس درس داشتهام اما بیشترین آنها #هزاره بودهاند و همگی دوست داشتنی ، با محبت و البته باهوش و سختکوش.
جالب اینکه بین دانشآموزان افغانستانی و ایرانی و بین خود افغانستانیها تضاد و درگیری جدی ندیدم اگر چه همواره یک فاصلهگذاری وجود داشت و اگر موضع نژادپرستانهای دیده میشد از طریق برخی معلمان یا بزرگترها القا میشد چراکه کودکان خط کشی مرز و نژاد و مذهب را نمیشناسند و این بزرگترها هستند که به این اختلافها و تفاوتها دامن میزنند.
در برخی کلاسهایم در #باغستان_شهریار نیمی از دانشآموزان افغانستانی بودند و در بسیاری موارد بالاترین معدل را در کلاس داشتند با تمام رنج مهاجرت و تبعیض ساختاری بسیاری از آنان راه خود را به دانشگاه باز میکردند اما تحصیل در ایران برای آنان آیندهای نداشت/ندارد.
در طی یک دهه گذشته شاهد مهاجرت آنان از ایران بودیم آنان که از مرز و دریا و پلیس مهاجرت و اردوگاه و کمپ عبور کردند و به اروپا رسیدند الان در امنیت و آسایش نسبی هستند و برخی به دانشگاه راه پیدا کردهاند و کم و بیش از احوالشان خبر دارم. اما تعدادی از آنها راهی افغانستان شدند از آنان کمتر خبر دارم.
وقتی بحث مثلا صلح و بازگشت طالبان به قدرت مطرح شد ذهنم درگیر بچههایی شد که با امیدی به کشورشان بازگشتند و حالا که اخبار کشتار آنان به خصوص #نسلکشی_هزارهها را میشنوم چهره مهربان و دوستداشتنی آنها از مقابل دیدگانم میگذرد و به عادت دیرین و به یاد روزهای کنار هم بودن با خود زمزمه میکنم :
بچهها الان شما کجایید؟
۱۷ خرداد ۱۴۰۰
لطفا این #هشتگ را به اشتراک بگذارید و به نسلکشی هزارهها اعتراض کنید.
#StopHazaraGenocide
آدرس اینستاگرام :
https://www.instagram.com/p/CPysBSmhGIy/?utm_medium=share_sheet
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
#هزارهها_را_نکشید
در این سالهای تدریسم همواره دانشآموزان افغانستانی #تاجیک ، #پشتون ، #ازبک در کلاس درس داشتهام اما بیشترین آنها #هزاره بودهاند و همگی دوست داشتنی ، با محبت و البته باهوش و سختکوش.
جالب اینکه بین دانشآموزان افغانستانی و ایرانی و بین خود افغانستانیها تضاد و درگیری جدی ندیدم اگر چه همواره یک فاصلهگذاری وجود داشت و اگر موضع نژادپرستانهای دیده میشد از طریق برخی معلمان یا بزرگترها القا میشد چراکه کودکان خط کشی مرز و نژاد و مذهب را نمیشناسند و این بزرگترها هستند که به این اختلافها و تفاوتها دامن میزنند.
در برخی کلاسهایم در #باغستان_شهریار نیمی از دانشآموزان افغانستانی بودند و در بسیاری موارد بالاترین معدل را در کلاس داشتند با تمام رنج مهاجرت و تبعیض ساختاری بسیاری از آنان راه خود را به دانشگاه باز میکردند اما تحصیل در ایران برای آنان آیندهای نداشت/ندارد.
در طی یک دهه گذشته شاهد مهاجرت آنان از ایران بودیم آنان که از مرز و دریا و پلیس مهاجرت و اردوگاه و کمپ عبور کردند و به اروپا رسیدند الان در امنیت و آسایش نسبی هستند و برخی به دانشگاه راه پیدا کردهاند و کم و بیش از احوالشان خبر دارم. اما تعدادی از آنها راهی افغانستان شدند از آنان کمتر خبر دارم.
وقتی بحث مثلا صلح و بازگشت طالبان به قدرت مطرح شد ذهنم درگیر بچههایی شد که با امیدی به کشورشان بازگشتند و حالا که اخبار کشتار آنان به خصوص #نسلکشی_هزارهها را میشنوم چهره مهربان و دوستداشتنی آنها از مقابل دیدگانم میگذرد و به عادت دیرین و به یاد روزهای کنار هم بودن با خود زمزمه میکنم :
بچهها الان شما کجایید؟
۱۷ خرداد ۱۴۰۰
لطفا این #هشتگ را به اشتراک بگذارید و به نسلکشی هزارهها اعتراض کنید.
#StopHazaraGenocide
آدرس اینستاگرام :
https://www.instagram.com/p/CPysBSmhGIy/?utm_medium=share_sheet
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
Instagram
🔴 #زنان_پیشتاز_مطالبهگری
از زنان بازنشسته و معلمان زن تا زنان کارگر و پرستاران و فعالان حقوق زنان و زنان زندانی سیاسی و مادران داغدار ، امروز پرچمدار مطالبهگری هستند این مطالبه.گری در تمام سطوح بارز و آشکار است و میتوان طیفی از #مطالبات_معیشتی ، از حق استخدام تا افزایش دستمزد و امنیت شغلی و تغییر قوانین نابرابر تا #مطالبات_سیاسی را مشاهده نمود.
اگر چه تاریخ معاصر ایران سرشار از حضور موثر زنان است اما شاید هیچ وقت اینگونه زنان جلودار و پیشتاز نبودهاند در حالی که رسانههای جریان مسلط در داخل همسو با سیاستهای حاکمیتی میکوشند تا این حضور و جوشش و زنان سازمانده را نبینند و وظیفه زن را به وظایف مادرانگی و حضور در خانه محدود کنند رسانههای مسلط خارج از حاکمیت با برجسته سازی چند چهره و پوشش رسانهای در صدد هستند مبارزات زنان را به چهره فردی با رویکردی لیبرالی تقلیل دهند و عاملیت جمعی زنان بخصوص زنان طبقات تحت ستم را نادیده بگیرند در این میان جایزههای رنگارنگ کشورهای غربی که نتیجه لابیها و با هدف جهتدهی به شکل مبارزه زنان است این رویکرد فردگرایانه را تقویت نمودهاست.
اما آن چیزی که از روند تکاملی جامعه ایران مشخص است هر تغییری در ایران باید حامل تحقق مطالبات زنان باشد و الا حق نیمی از جامعه را در نظر نگرفته است. بیش از یک قرن مبارزه زنان ، ساختار زن ستیز و پدرسالاری مبتنی بر مناسبات سرمایهسالار را با چالش جدی روبرو کردهاست. در این میان اما هنوز زنان جایگاه واقعی خود را در #تشکلهای_صنفی_و_مدنی مستقل نیافتهاند هنوز چهره این تشکلها مردانه است و برای تغییر این چهره نیازمند مردان برابریخواهی هستیم که جایگاهی را که به ناحق به خاطر مناسبات نابرابر تصاحب کردهاند رها کنند و مطالبات برابریخواهانه را در اولویت مطالبات قرار دهند. بیشک گسستن از موقعیت مسلط تاریخی کاری آسانی نیست اما ممکن است.
۱۷ خرداد ۱۴۰۰
آدرس اینستاگرام :
https://www.instagram.com/p/CP1BKsqhguw/?utm_medium=share_sheet
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
از زنان بازنشسته و معلمان زن تا زنان کارگر و پرستاران و فعالان حقوق زنان و زنان زندانی سیاسی و مادران داغدار ، امروز پرچمدار مطالبهگری هستند این مطالبه.گری در تمام سطوح بارز و آشکار است و میتوان طیفی از #مطالبات_معیشتی ، از حق استخدام تا افزایش دستمزد و امنیت شغلی و تغییر قوانین نابرابر تا #مطالبات_سیاسی را مشاهده نمود.
اگر چه تاریخ معاصر ایران سرشار از حضور موثر زنان است اما شاید هیچ وقت اینگونه زنان جلودار و پیشتاز نبودهاند در حالی که رسانههای جریان مسلط در داخل همسو با سیاستهای حاکمیتی میکوشند تا این حضور و جوشش و زنان سازمانده را نبینند و وظیفه زن را به وظایف مادرانگی و حضور در خانه محدود کنند رسانههای مسلط خارج از حاکمیت با برجسته سازی چند چهره و پوشش رسانهای در صدد هستند مبارزات زنان را به چهره فردی با رویکردی لیبرالی تقلیل دهند و عاملیت جمعی زنان بخصوص زنان طبقات تحت ستم را نادیده بگیرند در این میان جایزههای رنگارنگ کشورهای غربی که نتیجه لابیها و با هدف جهتدهی به شکل مبارزه زنان است این رویکرد فردگرایانه را تقویت نمودهاست.
اما آن چیزی که از روند تکاملی جامعه ایران مشخص است هر تغییری در ایران باید حامل تحقق مطالبات زنان باشد و الا حق نیمی از جامعه را در نظر نگرفته است. بیش از یک قرن مبارزه زنان ، ساختار زن ستیز و پدرسالاری مبتنی بر مناسبات سرمایهسالار را با چالش جدی روبرو کردهاست. در این میان اما هنوز زنان جایگاه واقعی خود را در #تشکلهای_صنفی_و_مدنی مستقل نیافتهاند هنوز چهره این تشکلها مردانه است و برای تغییر این چهره نیازمند مردان برابریخواهی هستیم که جایگاهی را که به ناحق به خاطر مناسبات نابرابر تصاحب کردهاند رها کنند و مطالبات برابریخواهانه را در اولویت مطالبات قرار دهند. بیشک گسستن از موقعیت مسلط تاریخی کاری آسانی نیست اما ممکن است.
۱۷ خرداد ۱۴۰۰
آدرس اینستاگرام :
https://www.instagram.com/p/CP1BKsqhguw/?utm_medium=share_sheet
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
Instagram
🔴 راهت مستدام #چهگوارا
*ستارهای بر پیشانی
و بارقهای از آمید
در عمق چشمانی عاشق
باری!
اگر نبودی!
جهان تهی میشد
از واژهها
از آزادی
و
از نبرد تا به آخر
و در انبوه تصاویر گنگ
کسی خیالی و خاطری
از ایستاده جان دادن
نداشت
بر خیز و ببین!
آنانکه دل به سیاهی شب ندادهاند
هنوز
با یاد تو میغرند
طوفان به پا میکنند
و
در دل تاریکی
« گل گل خورشید میکارند »
یادت گرامی فرمانده!
یادت گرامی!
فرمانده تمام دورانهای مقاومت
راهت مستدام فرمانده!
راهت مستدام چه!
#جعفر_ابراهیمی
#زادروز_تولد_چهگوارا
https://www.instagram.com/p/CQIOasohva5/?utm_medium=share_sheet
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
*ستارهای بر پیشانی
و بارقهای از آمید
در عمق چشمانی عاشق
باری!
اگر نبودی!
جهان تهی میشد
از واژهها
از آزادی
و
از نبرد تا به آخر
و در انبوه تصاویر گنگ
کسی خیالی و خاطری
از ایستاده جان دادن
نداشت
بر خیز و ببین!
آنانکه دل به سیاهی شب ندادهاند
هنوز
با یاد تو میغرند
طوفان به پا میکنند
و
در دل تاریکی
« گل گل خورشید میکارند »
یادت گرامی فرمانده!
یادت گرامی!
فرمانده تمام دورانهای مقاومت
راهت مستدام فرمانده!
راهت مستدام چه!
#جعفر_ابراهیمی
#زادروز_تولد_چهگوارا
https://www.instagram.com/p/CQIOasohva5/?utm_medium=share_sheet
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
Instagram