Forwarded from توسعه فرهنگ و آموزش در ازندریان
⭕️ توصیف وضعیت شهر اَزَندَریان
قسمت اول : ازندریان کجاست؟
✍️ جعفر ابراهیمی اَزَندَریانی
شهر ازندریان در 30 کیلومتری ملایر و به فاصله 46 کیلومتری از همدان در بخش جوکار واقعشده است. جمعیت شهر 11171 نفراست که 5849 نفر زن و 5322 نفر زن هستند.
🔴 زیرساختهای ضروری ازندریان
در این شهر که بیشترین جمعیت بخش جوکار را دارد 12 باب نانوایی، 3 اداره شامل شهرداری ازندریان، اداره گاز و اداره آب و فاضلاب شهری است. دو بانک، یک دفتر پیشخوان دولت و یک دفترخانه اسناد رسمی از دیگر مراکز ضروری در این شهر است.
🔵 اماکن تفریحی، اجتماعی و مذهبی
ازندریان دارای 6 مسجد و دو هیئت مذهبی است. یک صندوق خیریه و یک مرکز ترک اعتیاد خصوصی به مردم شهر خدمات اجتماعی ارائه میکنند همچنین یک مرکز درمانی و بهداشتی بهصورت شبانهروزی به شهروندان خدمات پزشکی در سطح پزشک عمومی ارائه میکند و چهار پارک شهری و یک پارک جنگلی ازجمله اماکن تفریحی شهر است و دو سالن ورزشی محلی برای اوقات فراغت و ورزش جوانان هستند.
🔴اماکن فرهنگی و آموزشی
ازندریان فاقد مکان و موسسه فرهنگی عمومی است و تنها کتابخانه عمومی شهر بهصورت پارهوقت تنها در ساعات اداری بازاست.
در حوزه آموزش عمومی شهر دارای پنجم مدرسه ابتدایی، دو مدرسه متوسطه اول و دو هنرستان کار و دانش (همراه با رشته نظری) است. این شهر فاقد موسسه آموزش عالی است و مراکز فنی و حرفهای در آن وجود ندارد.
🔹توضیح اینکه آمار بر اساس وضعیت شهر در سال 1397 تهیه شده است و نیازمند به روز رسانی است.
لینک عضویت در کانال #توسعه_فرهنگ_و_آموزش_ازندریان
https://t.me/joinchat/AAAAAFJJ-bU8jLyGT73OBw
قسمت اول : ازندریان کجاست؟
✍️ جعفر ابراهیمی اَزَندَریانی
شهر ازندریان در 30 کیلومتری ملایر و به فاصله 46 کیلومتری از همدان در بخش جوکار واقعشده است. جمعیت شهر 11171 نفراست که 5849 نفر زن و 5322 نفر زن هستند.
🔴 زیرساختهای ضروری ازندریان
در این شهر که بیشترین جمعیت بخش جوکار را دارد 12 باب نانوایی، 3 اداره شامل شهرداری ازندریان، اداره گاز و اداره آب و فاضلاب شهری است. دو بانک، یک دفتر پیشخوان دولت و یک دفترخانه اسناد رسمی از دیگر مراکز ضروری در این شهر است.
🔵 اماکن تفریحی، اجتماعی و مذهبی
ازندریان دارای 6 مسجد و دو هیئت مذهبی است. یک صندوق خیریه و یک مرکز ترک اعتیاد خصوصی به مردم شهر خدمات اجتماعی ارائه میکنند همچنین یک مرکز درمانی و بهداشتی بهصورت شبانهروزی به شهروندان خدمات پزشکی در سطح پزشک عمومی ارائه میکند و چهار پارک شهری و یک پارک جنگلی ازجمله اماکن تفریحی شهر است و دو سالن ورزشی محلی برای اوقات فراغت و ورزش جوانان هستند.
🔴اماکن فرهنگی و آموزشی
ازندریان فاقد مکان و موسسه فرهنگی عمومی است و تنها کتابخانه عمومی شهر بهصورت پارهوقت تنها در ساعات اداری بازاست.
در حوزه آموزش عمومی شهر دارای پنجم مدرسه ابتدایی، دو مدرسه متوسطه اول و دو هنرستان کار و دانش (همراه با رشته نظری) است. این شهر فاقد موسسه آموزش عالی است و مراکز فنی و حرفهای در آن وجود ندارد.
🔹توضیح اینکه آمار بر اساس وضعیت شهر در سال 1397 تهیه شده است و نیازمند به روز رسانی است.
لینک عضویت در کانال #توسعه_فرهنگ_و_آموزش_ازندریان
https://t.me/joinchat/AAAAAFJJ-bU8jLyGT73OBw
Telegram
توسعه فرهنگ و آموزش در ازندریان
این کانال در راستای توسعه فرهنگ و آموزش در ازندریان به خصوص برای کودکان شکل گرفته است.
🔴 #سخن_پنجم: در باب شورای هماهنگی
ضرورت مستندسازی و تاریخنگاری پیرامون دو دهه فعالیت صنفی
#جعفر_ابراهیمی
امروز یک ساعت با یکی از بازنشستگان شریف در مورد تاریخچه شورای هماهنگی بهصورت غیرحضوری صحبت کردم برای من که همیشه و از دوران دانشجویی پیگیر اخبار صنفی بودم خیلی نکتهها داشت هر آنچه او با لهجه خوبش بیشتر صحبت میکرد من بیشتر مشتاق میشدم از این عزیز درخواست کردم خاطرات و تجربیات خود را مکتوب نماید و از همینجا از معلمان خود، پیشکسوتان فعالیت صنفی خواهش میکنم که تجربه گرانبهای خود را به نسلهای آتی منتقل نمایند چراکه هر جنبش به پشتوانه تاریخی خود متکی است و بدون آن معنا ندارد.
با این مقدمه منتظرم تا تاریخ شورا و تشکلهای صنفی به قلم این عزیزان منتشر گردد کسانی که دو دهه در تصمیمسازیهای شورا نقش داشتند و اگر با تمام حوادث شورای هماهنگی توانسته از خطرات زیادی عبور کند نتیجه فداکاری و مقاومت این عزیزان است. ازنظر نگارنده تاریخ شورا و تشکلهای صنفی در بیست سال گذشته نقاط قوت فراوان داشته است از سال 1380 که اولویت تشکلهای صنفی در شیراز گرد هم آمدند تا امروز، با نگاهی تاریخی و جامعهشناختی همانطور که جنبش معلمان درروند تکاملی خود افقهای جدیدی در عرصه آموزش و مطالبه گری گشوده است تشکلهای صنفی نیز در این راستا نقش مثبتی داشتهاند. کافی است نگاهی به وضعیت و برآیند نیروهای اجتماعی در داخل کشور بیندازیم تا نقش راهگشای شورا و تشکلها بر همه مشخص گردد. در همین راستا مستندسازی فعالیتهای شورا و تشکلهای عضو میتواند دید بهتری به مخاطبان بدهد.
متأسفانه این تنها نظام آموزشی ما نیست که متمرکز است بلکه فعالیت مدنی نیز مرکزگراست یعنی قدرت و رسانه تمایلی به شنیدن صدای پیرامون ندارند و مسئله فعالیت صنفی هم متأثر از این نگاه کلان است. بگذارید مثالی بزنم اغلب اگر از معلمان علاقهمند به فعالیت صنفی پرسیده شود آیا شما فعال صنفی را میشناسید اغلب آنان نام یک یا دو تن از معلمان زندانی را میبرند که ازقضا در مرکز فعال بوده و بازداشتشده است حالا ممکن است که این معلم عزیز ساکن یزد باشد ولی نداند که در یزد هم معلمانی به خاطر فعالیت صنفی زندان رفتهاند و ... این از نقاط ضعف ماست که فعال صنفی صرفاً با زندان تداعی میشود چرا میگویم نقاط ضعف چون همان عزیز زندانی به خاطر مطالبات در زندان است و زمانی که ما از مطالبه گری دست میکشیم انگار ما گاهی فراموش کردهایم که این عزیزان به خاطر صنف در زندان هستند نه مسائل شخصی.
به نظر بخشی از این عدم آشنایی همکاران و جامعه با تشکلها و فعالان صنفی به فضای امنیتی و سرکوب برمیگردد اما بخش دیگری متوجه کمکاری ماست. باآنکه معلمان از سرمایه فرهنگی بالایی برخوردار هستند بهجز تلاشهای معدود افرادی، ما کوشش درخوری برای مستندسازی فعالیتها و معرفی خود به دیگران انجام ندادهایم و این دیگر ربطی به سرکوب ندارد این ناشی از فقدان توانمندی ما در انتقال تجربه به نسل بعدی است. هنگامیکه ما تاریخ خود را مکتوب میکنیم معلمان کردستان، اصفهان، گیلان ، کرمانشاه ، همدان، خوزستان، آذربایجان شرقی و خراسان و ... این تاریخ را خواهند خواند اگر کسی بخواهد فعالیت کند میداند که در استان خود تشکل هست یا نیست و امکان فعالیت وجود دارد یا ندارد؟ و درصورتیکه بستر مناسب باشد از نقطه صفر شروع نخواهد نمود و فعالیت خود را مبتنی بر پیشینه صنفی در منطقه خود و در اتحاد با سایر مناطق کشور پیش خواهد برد. البته ناگفته نماند تأکید بر مستندسازی تاریخ تشکلهای سایر استانها به معنای نادیده گرفتن کانون صنفی معلمان ایران (تهران) نیست کانونی که به خاطر مرکز بودن خود هزینههای فراوانی داده و میدهد.
ص ۱
🆔 @kahimeh
ضرورت مستندسازی و تاریخنگاری پیرامون دو دهه فعالیت صنفی
#جعفر_ابراهیمی
امروز یک ساعت با یکی از بازنشستگان شریف در مورد تاریخچه شورای هماهنگی بهصورت غیرحضوری صحبت کردم برای من که همیشه و از دوران دانشجویی پیگیر اخبار صنفی بودم خیلی نکتهها داشت هر آنچه او با لهجه خوبش بیشتر صحبت میکرد من بیشتر مشتاق میشدم از این عزیز درخواست کردم خاطرات و تجربیات خود را مکتوب نماید و از همینجا از معلمان خود، پیشکسوتان فعالیت صنفی خواهش میکنم که تجربه گرانبهای خود را به نسلهای آتی منتقل نمایند چراکه هر جنبش به پشتوانه تاریخی خود متکی است و بدون آن معنا ندارد.
با این مقدمه منتظرم تا تاریخ شورا و تشکلهای صنفی به قلم این عزیزان منتشر گردد کسانی که دو دهه در تصمیمسازیهای شورا نقش داشتند و اگر با تمام حوادث شورای هماهنگی توانسته از خطرات زیادی عبور کند نتیجه فداکاری و مقاومت این عزیزان است. ازنظر نگارنده تاریخ شورا و تشکلهای صنفی در بیست سال گذشته نقاط قوت فراوان داشته است از سال 1380 که اولویت تشکلهای صنفی در شیراز گرد هم آمدند تا امروز، با نگاهی تاریخی و جامعهشناختی همانطور که جنبش معلمان درروند تکاملی خود افقهای جدیدی در عرصه آموزش و مطالبه گری گشوده است تشکلهای صنفی نیز در این راستا نقش مثبتی داشتهاند. کافی است نگاهی به وضعیت و برآیند نیروهای اجتماعی در داخل کشور بیندازیم تا نقش راهگشای شورا و تشکلها بر همه مشخص گردد. در همین راستا مستندسازی فعالیتهای شورا و تشکلهای عضو میتواند دید بهتری به مخاطبان بدهد.
متأسفانه این تنها نظام آموزشی ما نیست که متمرکز است بلکه فعالیت مدنی نیز مرکزگراست یعنی قدرت و رسانه تمایلی به شنیدن صدای پیرامون ندارند و مسئله فعالیت صنفی هم متأثر از این نگاه کلان است. بگذارید مثالی بزنم اغلب اگر از معلمان علاقهمند به فعالیت صنفی پرسیده شود آیا شما فعال صنفی را میشناسید اغلب آنان نام یک یا دو تن از معلمان زندانی را میبرند که ازقضا در مرکز فعال بوده و بازداشتشده است حالا ممکن است که این معلم عزیز ساکن یزد باشد ولی نداند که در یزد هم معلمانی به خاطر فعالیت صنفی زندان رفتهاند و ... این از نقاط ضعف ماست که فعال صنفی صرفاً با زندان تداعی میشود چرا میگویم نقاط ضعف چون همان عزیز زندانی به خاطر مطالبات در زندان است و زمانی که ما از مطالبه گری دست میکشیم انگار ما گاهی فراموش کردهایم که این عزیزان به خاطر صنف در زندان هستند نه مسائل شخصی.
به نظر بخشی از این عدم آشنایی همکاران و جامعه با تشکلها و فعالان صنفی به فضای امنیتی و سرکوب برمیگردد اما بخش دیگری متوجه کمکاری ماست. باآنکه معلمان از سرمایه فرهنگی بالایی برخوردار هستند بهجز تلاشهای معدود افرادی، ما کوشش درخوری برای مستندسازی فعالیتها و معرفی خود به دیگران انجام ندادهایم و این دیگر ربطی به سرکوب ندارد این ناشی از فقدان توانمندی ما در انتقال تجربه به نسل بعدی است. هنگامیکه ما تاریخ خود را مکتوب میکنیم معلمان کردستان، اصفهان، گیلان ، کرمانشاه ، همدان، خوزستان، آذربایجان شرقی و خراسان و ... این تاریخ را خواهند خواند اگر کسی بخواهد فعالیت کند میداند که در استان خود تشکل هست یا نیست و امکان فعالیت وجود دارد یا ندارد؟ و درصورتیکه بستر مناسب باشد از نقطه صفر شروع نخواهد نمود و فعالیت خود را مبتنی بر پیشینه صنفی در منطقه خود و در اتحاد با سایر مناطق کشور پیش خواهد برد. البته ناگفته نماند تأکید بر مستندسازی تاریخ تشکلهای سایر استانها به معنای نادیده گرفتن کانون صنفی معلمان ایران (تهران) نیست کانونی که به خاطر مرکز بودن خود هزینههای فراوانی داده و میدهد.
ص ۱
🆔 @kahimeh
ص ۲
نگارنده درمجموع آینده جنبش معلمان ایران را روبهجلو میدانم و شک ندارم که در این سالها تشکلها و شورا بالیده است و خواهد بالید اما این مسئله باعث نمیشود که ایرادها و نقصهای خود را نبینیم. هنگامیکه سخن چهارم را منتشر نمودم شاهد دو بازخورد متفاوت بودم بازخورد اولی که هیچ نقدی را برنمیتابند در این دیدگاه مثلاً اگر در اساسنامه شورا تناقضی هست یا ماده و یا بندی جوابگو شرایط نیست نباید این را نقد کرد و در موردش صحبت نمود چون ممکن است بدخواهان از آنسو استفاده کنند. این افراد حتی به خود وقت نمیدهند که کمی فکر کنند که اساسنامه شورا عمومی منتشرشده است و چه خوب است که همه ازجمله فعالان صنفی آن را نقد و بررسی کنند تا بهروز و بهتر شود.
در مقابل این دیدگاه افرادی از درون و بیرون شورا ضمن ابراز لطف تأکید نمودند که این نوع یادداشتها به پویایی شورا و جنبش کمک خواهد نمود. بیشک یک تشکیلات صنفی و مدنی تنها در سایه حرکت برمدار اهداف خود و شفافیت و مسئولیتپذیری در قبال بدنه و پاسخگو بودن است که میتواند یک گام به جلو بردارد. وظیفه ما لاپوشانی کردن نقصها و سرپوش گذاشتن بر ضعفهای خود نیست. وظیفه ما نقد مداوم و مستمر خود است نقدی که دارای راهکار مشخص و معین باشد و ما را در مسیر مطالبه گری یاری نماید.
#جعفرابراهیمی
بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹
📌 لینک ارتباط :
🔹🔹🔹
جهت ارتباط با #بازرس_شورا لطفا به آی دی زیر پیام دهید :
🆔 @JEAzandaryani
نگارنده درمجموع آینده جنبش معلمان ایران را روبهجلو میدانم و شک ندارم که در این سالها تشکلها و شورا بالیده است و خواهد بالید اما این مسئله باعث نمیشود که ایرادها و نقصهای خود را نبینیم. هنگامیکه سخن چهارم را منتشر نمودم شاهد دو بازخورد متفاوت بودم بازخورد اولی که هیچ نقدی را برنمیتابند در این دیدگاه مثلاً اگر در اساسنامه شورا تناقضی هست یا ماده و یا بندی جوابگو شرایط نیست نباید این را نقد کرد و در موردش صحبت نمود چون ممکن است بدخواهان از آنسو استفاده کنند. این افراد حتی به خود وقت نمیدهند که کمی فکر کنند که اساسنامه شورا عمومی منتشرشده است و چه خوب است که همه ازجمله فعالان صنفی آن را نقد و بررسی کنند تا بهروز و بهتر شود.
در مقابل این دیدگاه افرادی از درون و بیرون شورا ضمن ابراز لطف تأکید نمودند که این نوع یادداشتها به پویایی شورا و جنبش کمک خواهد نمود. بیشک یک تشکیلات صنفی و مدنی تنها در سایه حرکت برمدار اهداف خود و شفافیت و مسئولیتپذیری در قبال بدنه و پاسخگو بودن است که میتواند یک گام به جلو بردارد. وظیفه ما لاپوشانی کردن نقصها و سرپوش گذاشتن بر ضعفهای خود نیست. وظیفه ما نقد مداوم و مستمر خود است نقدی که دارای راهکار مشخص و معین باشد و ما را در مسیر مطالبه گری یاری نماید.
#جعفرابراهیمی
بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹
📌 لینک ارتباط :
🔹🔹🔹
جهت ارتباط با #بازرس_شورا لطفا به آی دی زیر پیام دهید :
🆔 @JEAzandaryani
Audio
این چهارمین شماره از #پادکست #شما_رسانه است.
در این شماره با حسام حسینزاده، جامعهشناس و معلم کودکان؛ و جعفر ابراهیمی، دبیر جامعهشناسی و فعال صنفی صحبت کردم. اگر فیلم کودک معترض به مشق شب را که چند هفته پیش در شبکههای اجتماعی دست به دست میشد، دیدید، این گفتوگو را حتماً بشنوید.
حدیث اصغرزاده، معلم زبان انگلیسی، یکی از خاطرات جالبش را تعریف میکند.
از ماجرای ساختهشدن قطعۀ بلاچاو برایتان میگویم و بعد نسخۀ ایتالیایی (ایو مونتان) و فارسی (شکیب مصدق، خوانندۀ افغان) را میشنوید.
اگر به بورس، فیلم، کتاب، طنز و ... هم علاقه دارید، پادکست شما رسانه، گزینۀ خوبی است.
.
این قسمت را میتوانید از اینستاگرام، تلگرام
و همچنین از
Anchor
Podbean
Castbox
Spotify
Radiopublic
بشنوید.
.
@madjidamadch
در این شماره با حسام حسینزاده، جامعهشناس و معلم کودکان؛ و جعفر ابراهیمی، دبیر جامعهشناسی و فعال صنفی صحبت کردم. اگر فیلم کودک معترض به مشق شب را که چند هفته پیش در شبکههای اجتماعی دست به دست میشد، دیدید، این گفتوگو را حتماً بشنوید.
حدیث اصغرزاده، معلم زبان انگلیسی، یکی از خاطرات جالبش را تعریف میکند.
از ماجرای ساختهشدن قطعۀ بلاچاو برایتان میگویم و بعد نسخۀ ایتالیایی (ایو مونتان) و فارسی (شکیب مصدق، خوانندۀ افغان) را میشنوید.
اگر به بورس، فیلم، کتاب، طنز و ... هم علاقه دارید، پادکست شما رسانه، گزینۀ خوبی است.
.
این قسمت را میتوانید از اینستاگرام، تلگرام
و همچنین از
Anchor
Podbean
Castbox
Spotify
Radiopublic
بشنوید.
.
@madjidamadch
🔴 #سخن_ششم : آسیب شناسی فعالیت صنفی
جعفر ابراهیمی ، فعال صنفی معلمان
May 12, 2020
#بخش_اول : نقش مسئولیت پذیری فردی در پویایی تشکل های صنفی
همواره از دوران دانشجویی که بهصورت جدی در دانشگاه و سپس بهعنوان معلم، فعالیت سیاسی و اجتماعی داشتهام این سؤال برایم مطرح بوده است که چرا تشکلهای مدنی نمیتوانند پویا باشند چرا فعالان عرصههای مختلف بعد از مدتی به سمت فعالیت محفلی پیش میروند یا اگر در برابر محفل شدن مقاومت میکنند چرا تشکیلاتشان گسترده نمیشود و چرا مطالباتشان اجتماعی نمیگردد؟
یکی از پاسخهای دمِ دست و به نظر من مهم «سرکوب تشکل یابی مستقل» پیش و بعد از انقلاب 57 است. سرکوب باعث میشود که تجربههای یک نسل به نسل بعد منتقل نگردد و هر جمع نوپایی بدون اتکا به پیشینهی تاریخی، حرکت برایش سخت خواهد بود؛ اما در کنار این پاسخِ درست که میتوان از آن بهعنوانِ یکی از عوامل بیرونی نام برد بررسی عوامل درونی به نظر نگارنده مهم و پراهمیت است. ما اگر بخواهیم در قالب یک تشکل مدنی و صنفی پویا شویم باید هم عوامل بیرونی را خوب بشناسیم هم عوامل درونی را آسیبشناسی نماییم و با ضعفهای خود درست و منطقی برخورد کنیم. به نظر نگارنده در هر فعالیت جمعی از فعالیت سیاسی تا صنفی و در هر بُعد از سطح ملی تا محلی، مدعیان فعالیت باید واجد خصلتها و ویژگیهایی باشند مانند روحیه مسئولیتپذیری، نقادی و انتقادپذیری، مشارکتجویی، شجاعت و ... در نقطه مقابل باید از برخی خصلتها پرهیز نماید. بهعنوانمثال افراد با خصلتهای فردگرایانه هر گز نمیتوانند منشأ تغییرات مثبت باشند.
🔹ادامه سخن ششم را در لینک زیر بخوانید :
https://bit.ly/35U1eo0
جعفر ابراهیمی ، فعال صنفی معلمان
May 12, 2020
#بخش_اول : نقش مسئولیت پذیری فردی در پویایی تشکل های صنفی
همواره از دوران دانشجویی که بهصورت جدی در دانشگاه و سپس بهعنوان معلم، فعالیت سیاسی و اجتماعی داشتهام این سؤال برایم مطرح بوده است که چرا تشکلهای مدنی نمیتوانند پویا باشند چرا فعالان عرصههای مختلف بعد از مدتی به سمت فعالیت محفلی پیش میروند یا اگر در برابر محفل شدن مقاومت میکنند چرا تشکیلاتشان گسترده نمیشود و چرا مطالباتشان اجتماعی نمیگردد؟
یکی از پاسخهای دمِ دست و به نظر من مهم «سرکوب تشکل یابی مستقل» پیش و بعد از انقلاب 57 است. سرکوب باعث میشود که تجربههای یک نسل به نسل بعد منتقل نگردد و هر جمع نوپایی بدون اتکا به پیشینهی تاریخی، حرکت برایش سخت خواهد بود؛ اما در کنار این پاسخِ درست که میتوان از آن بهعنوانِ یکی از عوامل بیرونی نام برد بررسی عوامل درونی به نظر نگارنده مهم و پراهمیت است. ما اگر بخواهیم در قالب یک تشکل مدنی و صنفی پویا شویم باید هم عوامل بیرونی را خوب بشناسیم هم عوامل درونی را آسیبشناسی نماییم و با ضعفهای خود درست و منطقی برخورد کنیم. به نظر نگارنده در هر فعالیت جمعی از فعالیت سیاسی تا صنفی و در هر بُعد از سطح ملی تا محلی، مدعیان فعالیت باید واجد خصلتها و ویژگیهایی باشند مانند روحیه مسئولیتپذیری، نقادی و انتقادپذیری، مشارکتجویی، شجاعت و ... در نقطه مقابل باید از برخی خصلتها پرهیز نماید. بهعنوانمثال افراد با خصلتهای فردگرایانه هر گز نمیتوانند منشأ تغییرات مثبت باشند.
🔹ادامه سخن ششم را در لینک زیر بخوانید :
https://bit.ly/35U1eo0
Telegraph
سخن ششم : آسیب شناسی فعالیت صنفی
بخش اول : نقش مسپولیت پذیری فردی در پویایی تشکل های صنفی همواره از دوران دانشجویی که بهصورت جدی در دانشگاه و سپس بهعنوان معلم، فعالیت سیاسی و اجتماعی داشتهام این سؤال برایم مطرح بوده است که چرا تشکلهای مدنی نمیتوانند پویا باشند چرا فعالان عرصههای مختلف…
Forwarded from کانال صنفی معلمان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 در این ویدئو ، این دانشآموز نسبت به تکالیف مجازی به معلم خود معترض است. انتشار این ویدئو در فضای مجازی واکنشهایی را به دنبال داشت از جمله بسیاری این کودک و والدینش را به خاطر لحن و ادبیاتش سرزنش کردند اما کمتر کسی به نقد تکلیف شب مجازی و شرایطی که آموزش مجازی در ایجاد این فضا فراهم نمود پرداخته است. در گفتگوی پادکستی در پست بعد #مجید_احمدینیا در گفتگو با دو معلم به این موضوع پرداخته است 👇👇👇
Forwarded from کانال صنفی معلمان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 میزگرد
گفتگوی #مجید_احمدینیا با #حسام_حسینزاده و #جعفرابراهیمی پیرامون بازخورد انتشار ویدئوی اعتراض یک دانشآموز به مشق شب مجازی
🔹لینک ویدئوی دانش آموز معترض
https://t.me/kasenfi/9436
📣📣📣 نظر شما به عنوان دانشآموز یا معلم در این باره چیست ؟ لطفا نظرات خود را برای ما ارسال نمایید 👇👇👇
🔻🔻🔻
#ارتباط_با_کانال :
@Ertebat_ba_kasenfi
🔸🔹🔶🔷
🔹 #کانال_صنفی_معلمان
🆔 @kasenfi
👇👇👇
https://t.me/kasenfi
گفتگوی #مجید_احمدینیا با #حسام_حسینزاده و #جعفرابراهیمی پیرامون بازخورد انتشار ویدئوی اعتراض یک دانشآموز به مشق شب مجازی
🔹لینک ویدئوی دانش آموز معترض
https://t.me/kasenfi/9436
📣📣📣 نظر شما به عنوان دانشآموز یا معلم در این باره چیست ؟ لطفا نظرات خود را برای ما ارسال نمایید 👇👇👇
🔻🔻🔻
#ارتباط_با_کانال :
@Ertebat_ba_kasenfi
🔸🔹🔶🔷
🔹 #کانال_صنفی_معلمان
🆔 @kasenfi
👇👇👇
https://t.me/kasenfi
🔴 درباره فروش کتب درسی/جعفر ابراهیمی
معاون توسعه منابع و پشتیبانی سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی به تازگی ضمن اعلام جزئیاتی از ثبت سفارش کتب درسی، قیمت پشت جلد کتب درسی برای سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ را اعلام کرد. براساس این اعلام قیمت کتب درسی نسبت به سال قبل گرانتر شده است. امسال دومین سالی است که آموزشوپرورش رأسا در تمام مقاطع اقدام به ثبتنام و فروش کتاب میکند. در اطلاعیه این وزارتخانه آمده است که خرید کتاب میتواند به صورت فردی یا گروهی باشد، منظور از گروهی ثبتنام توسط مدیران مدارس است. قیمت کتابها با توجه به پایه و مقطع متفاوت است، بهعنوان مثال قیمت کتابهای درسی در دوره ابتدایی برای پایه اول ۲۴هزار تومان و برای پایه ششم ابتدایی ۳۴هزار و ۵۰۰ تومان است.
🔹ادامه یادداشت را در لینک زیر بخوانید :
http://shahrvanddaily.ir/30396/1399/02/27/درباره-فروش-کتب-درسی/
🔻🔻🔻
https://t.me/kahimeh
معاون توسعه منابع و پشتیبانی سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی به تازگی ضمن اعلام جزئیاتی از ثبت سفارش کتب درسی، قیمت پشت جلد کتب درسی برای سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ را اعلام کرد. براساس این اعلام قیمت کتب درسی نسبت به سال قبل گرانتر شده است. امسال دومین سالی است که آموزشوپرورش رأسا در تمام مقاطع اقدام به ثبتنام و فروش کتاب میکند. در اطلاعیه این وزارتخانه آمده است که خرید کتاب میتواند به صورت فردی یا گروهی باشد، منظور از گروهی ثبتنام توسط مدیران مدارس است. قیمت کتابها با توجه به پایه و مقطع متفاوت است، بهعنوان مثال قیمت کتابهای درسی در دوره ابتدایی برای پایه اول ۲۴هزار تومان و برای پایه ششم ابتدایی ۳۴هزار و ۵۰۰ تومان است.
🔹ادامه یادداشت را در لینک زیر بخوانید :
http://shahrvanddaily.ir/30396/1399/02/27/درباره-فروش-کتب-درسی/
🔻🔻🔻
https://t.me/kahimeh
5.Shahre Khoda
Mehdi MVJ (www.Rap3da.net)
⭕️ آهنگ ساز متن و خواننده : mehdi.mvj
آواز : سعید علیزاده
میکس و مستر : ارتعاش رکورد
🔸ترکت 5 آلبوم جبر خورشید
🔹مهدی شاگرد پیشین و رفیق امروزم این آهنگ را فرستاده و برام نوشته این آهنگ را متاثر از کلاس درس اقتصاد شما در سال 1385 نوشتم وقتی سر کلاس از درآمد سالانه می گفتید.
این برای یک معلم بسیار ارزشمند است که دانش آموزانش بحث های کلاس را در زندگی واقعی خود به یاد می آورند.
حتی اگر امروز نگاه ما به مسایل با هم متفاوت باشد. رفاقتی که از کلاس درس شکل گرفته باشد ارزشمند است.
🔻🔻🔻
https://t.me/kahimeh
آواز : سعید علیزاده
میکس و مستر : ارتعاش رکورد
🔸ترکت 5 آلبوم جبر خورشید
🔹مهدی شاگرد پیشین و رفیق امروزم این آهنگ را فرستاده و برام نوشته این آهنگ را متاثر از کلاس درس اقتصاد شما در سال 1385 نوشتم وقتی سر کلاس از درآمد سالانه می گفتید.
این برای یک معلم بسیار ارزشمند است که دانش آموزانش بحث های کلاس را در زندگی واقعی خود به یاد می آورند.
حتی اگر امروز نگاه ما به مسایل با هم متفاوت باشد. رفاقتی که از کلاس درس شکل گرفته باشد ارزشمند است.
🔻🔻🔻
https://t.me/kahimeh
🔴 وقتی #نوبخت شو لایو اینستاگرام راه انداخت و تشکلهای سیاسی وابسته از هم سبقت میگرفتند تا خود را منجی معلمان نشان دهند در #سلسله* یادداشتهایی به نقد این هوچیگری رسانهای نوشتم.
اما صدای بوقچیهای حامی نوبخت بلند بود و افرادی که خام طنازی ممد باقر شده بودند حتی در بین فعالان صنفی آنقدر زیاد شده بودند که توصیه میکردند که در نوشتههایم رعایت کنم چرا که این بار نوبخت ممکن است واقعا کاری کند و تحلیلها اشتباه باشد و ...
حتی برخی زود هنگام جشن پیروزی گرفتند که دیدید چه راحت و بدون فعالیت صنفی به حقمان رسیدیم!!!!
اما حالا نوبخت ذات واقعی خود را نشان داد و مشخص شد دولت بیتدبیر چون قبل ، ارادهای برای تغییر ندارد اینها خودشان بخشی از موانع بهبود وضعیت فرهنگیان هستند.
همکاران عزیز !
#گول_نخوریم
* نوبخت و بازی با کارت تشکلهای سیاسی
قسمت اول
https://t.me/kahimeh/534
قسمت دوم
https://t.me/kahimeh/536
قسمت سوم
https://t.me/kahimeh/537
قسمت چهارم
https://t.me/kahimeh/538
اما صدای بوقچیهای حامی نوبخت بلند بود و افرادی که خام طنازی ممد باقر شده بودند حتی در بین فعالان صنفی آنقدر زیاد شده بودند که توصیه میکردند که در نوشتههایم رعایت کنم چرا که این بار نوبخت ممکن است واقعا کاری کند و تحلیلها اشتباه باشد و ...
حتی برخی زود هنگام جشن پیروزی گرفتند که دیدید چه راحت و بدون فعالیت صنفی به حقمان رسیدیم!!!!
اما حالا نوبخت ذات واقعی خود را نشان داد و مشخص شد دولت بیتدبیر چون قبل ، ارادهای برای تغییر ندارد اینها خودشان بخشی از موانع بهبود وضعیت فرهنگیان هستند.
همکاران عزیز !
#گول_نخوریم
* نوبخت و بازی با کارت تشکلهای سیاسی
قسمت اول
https://t.me/kahimeh/534
قسمت دوم
https://t.me/kahimeh/536
قسمت سوم
https://t.me/kahimeh/537
قسمت چهارم
https://t.me/kahimeh/538
Forwarded from انجمن یاری کودکان در معرض خطر
🔴 نگاهی اجمالی به وضعیت آموزش و علل ترک تحصیل کودکان در شهر اَزَندَریان
✍جعفر ابراهیمی اَزَندَریانی، کارشناس حوزه آموزش
🔸شهر اَزَندَریان در 30 کیلومتری ملایر و به فاصله 46 کیلومتری از همدان در بخش جوکار واقع شده است. جمعیت شهر 11171 نفراست که 5849 نفر زن و 5322 نفر مرد هستند.[1]
از امکانات این شهر میتوان به 12 باب نانوایی، 3 اداره شامل شهرداری اَزَندَریان، اداره گاز و اداره آب و فاضلاب شهری، 2 بانک، 1 دفتر پیشخوان دولت و1 دفترخانه اسناد رسمی اشاره کرد.
ازندریان دارای 6 مسجد و دو هیئت مذهبی، یک صندوق خیریه و یک مرکز ترک اعتیاد خصوصی است. همچنین یک مرکز درمانی و بهداشتی بهصورت شبانهروزی به شهروندان خدمات پزشکی در سطح پزشک عمومی ارائه میکند و چهار پارک شهری و یک پارک جنگلی ازجمله اماکن تفریحی شهر است و دو سالن ورزشی محلی برای اوقات فراغت و ورزش جوانان هستند. کمبود سرانه ورزشی در حالی یکی از معضلات جدی در ازندریان است که دختران و پسران ازندریان از ظرفیت بالایی برای پیشرفت در رشته های مختلف ورزشی دارند به عنوان نمونه تيم متحد ازندریان با تمام محدودیتها توانست جواز حضور در رقابتهاي ليگ دسته يك فوتسال نونهالان كشور را كسب نماید و تیم دختران الوند ازندریان توانسته به مقام قهرمانی در بخش جوکار برسد.
ادامه یادداشت را در سایت انجمن یاری کودکان بخوانید :
http://yarikoodak.com/?p=7361
🔻🔻🔻
🆔 @ISPVC_NGO
به #کانال_انجمن_یاری_کودکان بپیوندید
https://t.me/ISPVC_NGO
📌آدرس #سایت_انجمن_یاری_کودکان
http://yarikoodak.com
✍جعفر ابراهیمی اَزَندَریانی، کارشناس حوزه آموزش
🔸شهر اَزَندَریان در 30 کیلومتری ملایر و به فاصله 46 کیلومتری از همدان در بخش جوکار واقع شده است. جمعیت شهر 11171 نفراست که 5849 نفر زن و 5322 نفر مرد هستند.[1]
از امکانات این شهر میتوان به 12 باب نانوایی، 3 اداره شامل شهرداری اَزَندَریان، اداره گاز و اداره آب و فاضلاب شهری، 2 بانک، 1 دفتر پیشخوان دولت و1 دفترخانه اسناد رسمی اشاره کرد.
ازندریان دارای 6 مسجد و دو هیئت مذهبی، یک صندوق خیریه و یک مرکز ترک اعتیاد خصوصی است. همچنین یک مرکز درمانی و بهداشتی بهصورت شبانهروزی به شهروندان خدمات پزشکی در سطح پزشک عمومی ارائه میکند و چهار پارک شهری و یک پارک جنگلی ازجمله اماکن تفریحی شهر است و دو سالن ورزشی محلی برای اوقات فراغت و ورزش جوانان هستند. کمبود سرانه ورزشی در حالی یکی از معضلات جدی در ازندریان است که دختران و پسران ازندریان از ظرفیت بالایی برای پیشرفت در رشته های مختلف ورزشی دارند به عنوان نمونه تيم متحد ازندریان با تمام محدودیتها توانست جواز حضور در رقابتهاي ليگ دسته يك فوتسال نونهالان كشور را كسب نماید و تیم دختران الوند ازندریان توانسته به مقام قهرمانی در بخش جوکار برسد.
ادامه یادداشت را در سایت انجمن یاری کودکان بخوانید :
http://yarikoodak.com/?p=7361
🔻🔻🔻
🆔 @ISPVC_NGO
به #کانال_انجمن_یاری_کودکان بپیوندید
https://t.me/ISPVC_NGO
📌آدرس #سایت_انجمن_یاری_کودکان
http://yarikoodak.com
Forwarded from رگبار
Kachal.pdf
394 KB
📚 قصههای بهرنگ
#معرفی_کتاب
قصهی سوم: کچل کفترباز
قصهی عشق شاهزاده خانم و کچل کفترباز که از دار دنیا یک مادر پیر و یک بز سیاه و یک کلهی کچل دارد.
از مقدمهی صمد بهرنگی برای این قصه:
میدانیم که برای درمان ناخوشیها اول باید علت آن را پیدا کرد. مثلا دکترها برای معالجه مریضهاشان اول دنبال میکروب آن مرض میگردند و بعد دوای ضد آن میکروب را به مریضهاشان میدهند. برای از بین بردن ناخوشیهای اجتماعی هم باید همین کار را کرد. ورشکستگی، زور گفتن، دروغ، دزدی و جنگ هم ناخوشیهایی هستند که فقط در اجتماع ناسالم دیده میشوند. برای درمان این همه ناخوشی باید علت آنها را پیدا کنیم. همیشه از خودتان بپرسید: چرا رفیق همکلاسم را به کارخانهی قالیبافی فرستادند؟ چرا بعضیها دزدی میکنند؟ چرا اینجا و آنجا جنگ و خونریزی وجود دارد؟
@RagbaarChannel 🚩
#معرفی_کتاب
قصهی سوم: کچل کفترباز
قصهی عشق شاهزاده خانم و کچل کفترباز که از دار دنیا یک مادر پیر و یک بز سیاه و یک کلهی کچل دارد.
از مقدمهی صمد بهرنگی برای این قصه:
میدانیم که برای درمان ناخوشیها اول باید علت آن را پیدا کرد. مثلا دکترها برای معالجه مریضهاشان اول دنبال میکروب آن مرض میگردند و بعد دوای ضد آن میکروب را به مریضهاشان میدهند. برای از بین بردن ناخوشیهای اجتماعی هم باید همین کار را کرد. ورشکستگی، زور گفتن، دروغ، دزدی و جنگ هم ناخوشیهایی هستند که فقط در اجتماع ناسالم دیده میشوند. برای درمان این همه ناخوشی باید علت آنها را پیدا کنیم. همیشه از خودتان بپرسید: چرا رفیق همکلاسم را به کارخانهی قالیبافی فرستادند؟ چرا بعضیها دزدی میکنند؟ چرا اینجا و آنجا جنگ و خونریزی وجود دارد؟
@RagbaarChannel 🚩
Forwarded from انجمن یاری کودکان در معرض خطر
http://yarikoodak.com/?p=7303
📖 روز اولی که ته کلاس دیدمش احساس کردم با یک پاکی بکر روبرو هستم. به همان اندازه که حرف زدن برای او سخت بود برای من شوق فهمیدنش بیشتر میشد...
🗒 به مناسبت روز جهانی کودکان قربانی خشونت و تجاوزگری نظامی قصهای از جعفر ابراهیمی را بخوانیم.
#انجمن_یاری_کودکان_در_معرض_خطر
http://yarikoodak.com
🆔@ISPVC_NGO
📖 روز اولی که ته کلاس دیدمش احساس کردم با یک پاکی بکر روبرو هستم. به همان اندازه که حرف زدن برای او سخت بود برای من شوق فهمیدنش بیشتر میشد...
🗒 به مناسبت روز جهانی کودکان قربانی خشونت و تجاوزگری نظامی قصهای از جعفر ابراهیمی را بخوانیم.
#انجمن_یاری_کودکان_در_معرض_خطر
http://yarikoodak.com
🆔@ISPVC_NGO
🔴ای تو پیشاهنگ رفتن …
🔷به بهانه دوم تیر سال روز تولد صمدبهرنگی
✍جعفر ابراهیمی
هر کس میخواهد بداند اسطوره و الگو شدن و در تاریخ ماندن چه معنایی دارد باید تاریخ را ورق بزند باید برگردد به دوم تیر 1318. باید برود محله چرنداب ، محلهای درجنوب تبریز. همان محلهای که صمد در آن متولد شد و از آنجا پل بزند به امروز، باید برود پیرمردهای روستای های آذربایجان، از اهر و ورزقان تا آذرشهر را ببینید که قصه معلم عشق و برابری را با خود زمزمه میکنند وقتی میخوانند:
آراز آراز خان آراز سـولطـان آراز خان آراز
سنی گوروم یاناسان ائل دردینی قان آراز
او باید برود کنار ارس، ساحل روستای کوانق. تا ببیند این خاک هنوز تبدار است، تب عشق معلمی که بسان ماهی سیاه کوچولویش به ارس پیوست و جاودانه شد.
صمد اسطوره زاده نشد زمانی هم که داشت زندگیاش را قصه میکرد و با قصههایش مبارزه میکرد به فکر اسطوره شدن نبود. او بر تضادهای عینی و واقعی جامعه خود آگاه و مسلط بود به خاطر همین در عمر کوتاه اما پرثمرش برای رهایی جامعه از انواع ستم و استثمار به جد کوشید و بذر آگاهی و مبارزه را در عینیترین مسئله زندگی خود یعنی کار و آموزش ماده نمود. آگاهی که محصول زیست اجتماعی او بود تا خواب خوش صاحبان ثروت و قدرت را آشفته کند.
صمد برای طرفداران حفظ وضع موجود یک کابوس بود/هست چون چیزی که او به مخاطب درکتابهایش میدهد از جنس نالیدن و نق زدن روشنفکرانه نیست مسیری که او نشان میدهد مسیر تغییر است و صمد پیش از هر چیز، آرمانی را که به تصویر میکشد خود زندگی میکند تا الگویی نه برای دوران خود، بلکه ستارهای بر سپهر آسمانی باشد که به دنبال تغییر جهان است.
به خاطر همین است که درخشندگی زندگی و آثار او، امروز هم حاشیه امن عدهای را به خطر میاندازد و بوقچی ها و شومن های سیستم سود و سرمایه را به اشکال مختلف وامیدارد که چهره او را در فحش نامهها و به اتکای اندیشه منجمد و ایستای خود مخدوش سازند.
اما صمد و اندیشههای او در اوج سانسور و سرکوب نه تنها از بین نرفته است بلکه در دل تضادهای دورههای بعدی جای خود را در بین نسلهای بعدی گشوده است.
صمد یک آموزگار راستین است که آموزش و معلمی او هم در راستای رهایی بخشی است به خاطر همین خصیصه بهرنگی است که ترانه “راه صمد” هرگز کهنه نمیشود وقتی دوست دارانش میخوانند:
ای تو پیشاهنگ رفتن در شب سرد زمانه
در ارس چون گل نشانده گرمی خونت نشانه
ببین صمد که راه تو شد ره هر رودخانه
کلام تو، کتاب تو، میرود خانه به خانه…
🔻🔻🔻
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
🔷به بهانه دوم تیر سال روز تولد صمدبهرنگی
✍جعفر ابراهیمی
هر کس میخواهد بداند اسطوره و الگو شدن و در تاریخ ماندن چه معنایی دارد باید تاریخ را ورق بزند باید برگردد به دوم تیر 1318. باید برود محله چرنداب ، محلهای درجنوب تبریز. همان محلهای که صمد در آن متولد شد و از آنجا پل بزند به امروز، باید برود پیرمردهای روستای های آذربایجان، از اهر و ورزقان تا آذرشهر را ببینید که قصه معلم عشق و برابری را با خود زمزمه میکنند وقتی میخوانند:
آراز آراز خان آراز سـولطـان آراز خان آراز
سنی گوروم یاناسان ائل دردینی قان آراز
او باید برود کنار ارس، ساحل روستای کوانق. تا ببیند این خاک هنوز تبدار است، تب عشق معلمی که بسان ماهی سیاه کوچولویش به ارس پیوست و جاودانه شد.
صمد اسطوره زاده نشد زمانی هم که داشت زندگیاش را قصه میکرد و با قصههایش مبارزه میکرد به فکر اسطوره شدن نبود. او بر تضادهای عینی و واقعی جامعه خود آگاه و مسلط بود به خاطر همین در عمر کوتاه اما پرثمرش برای رهایی جامعه از انواع ستم و استثمار به جد کوشید و بذر آگاهی و مبارزه را در عینیترین مسئله زندگی خود یعنی کار و آموزش ماده نمود. آگاهی که محصول زیست اجتماعی او بود تا خواب خوش صاحبان ثروت و قدرت را آشفته کند.
صمد برای طرفداران حفظ وضع موجود یک کابوس بود/هست چون چیزی که او به مخاطب درکتابهایش میدهد از جنس نالیدن و نق زدن روشنفکرانه نیست مسیری که او نشان میدهد مسیر تغییر است و صمد پیش از هر چیز، آرمانی را که به تصویر میکشد خود زندگی میکند تا الگویی نه برای دوران خود، بلکه ستارهای بر سپهر آسمانی باشد که به دنبال تغییر جهان است.
به خاطر همین است که درخشندگی زندگی و آثار او، امروز هم حاشیه امن عدهای را به خطر میاندازد و بوقچی ها و شومن های سیستم سود و سرمایه را به اشکال مختلف وامیدارد که چهره او را در فحش نامهها و به اتکای اندیشه منجمد و ایستای خود مخدوش سازند.
اما صمد و اندیشههای او در اوج سانسور و سرکوب نه تنها از بین نرفته است بلکه در دل تضادهای دورههای بعدی جای خود را در بین نسلهای بعدی گشوده است.
صمد یک آموزگار راستین است که آموزش و معلمی او هم در راستای رهایی بخشی است به خاطر همین خصیصه بهرنگی است که ترانه “راه صمد” هرگز کهنه نمیشود وقتی دوست دارانش میخوانند:
ای تو پیشاهنگ رفتن در شب سرد زمانه
در ارس چون گل نشانده گرمی خونت نشانه
ببین صمد که راه تو شد ره هر رودخانه
کلام تو، کتاب تو، میرود خانه به خانه…
🔻🔻🔻
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
Telegram
هیمه
من هیمه ام
برادر خوبم
بشکن مرا
برای اجاق سردت
آتشم بزن...
خسرو گلسرخی
اینجا یادداشتها را بنام جعفر ابراهیمی میگذارم گاهی هم شعری یا دل نوشته یا داستانکی بنام مادریام یئلماز اَزَندَریانی
برادر خوبم
بشکن مرا
برای اجاق سردت
آتشم بزن...
خسرو گلسرخی
اینجا یادداشتها را بنام جعفر ابراهیمی میگذارم گاهی هم شعری یا دل نوشته یا داستانکی بنام مادریام یئلماز اَزَندَریانی
Forwarded from انجمن یاری کودکان در معرض خطر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞با انجمن یاری کودکان و پروژه خانه کودک صباشهر بیشتر آشنا شوید.
http://yarikoodak.com/?p=7535
🆔@ISPVC_NGO
http://yarikoodak.com/?p=7535
🆔@ISPVC_NGO
🔴 امشب با یکی از دانشآموزان خوب و دوستداشتنیام که اگر فرصت کنه و درس بخوونه مطمئنم تو کنکور، با تمام مزخرف و پولی بودنش ، به قول بچهها میترکونه چت میکردم ازش اجازه گرفتم و بخشی از گفتگومون رو اینجا میذارم تا مشخص بشه آموزش چقدر در ایران طبقاتی و پولی هست و چطور کنکور یک فرصت نابرابر هست.
جعفر ابراهیمی:
... داری میخونی؟
M :
نه آقا
جعفر ابراهیمی:
چرا؟
M:
صبح ساعت ۶ میرم سرکار
۱۱ شب میام
جعفر ابراهیمی:
کجا ؟
M:
تهران
جعفر ابراهیمی:
مگر نیاز داری؟
M:
برا خودم آره
نمیخوام دیگه دستم جلو خونوادم دراز باشه
جعفر ابراهیمی:
الان وقتش نیست
M:
میدونم
ولی خرجم داره سنگینی میکنه
مدرسه گفته ۲۰۰ تومن بده
کلاس زبانم گفته ۳۰۰ بده
و ...
جعفر ابراهیمی:
... داری میخونی؟
M :
نه آقا
جعفر ابراهیمی:
چرا؟
M:
صبح ساعت ۶ میرم سرکار
۱۱ شب میام
جعفر ابراهیمی:
کجا ؟
M:
تهران
جعفر ابراهیمی:
مگر نیاز داری؟
M:
برا خودم آره
نمیخوام دیگه دستم جلو خونوادم دراز باشه
جعفر ابراهیمی:
الان وقتش نیست
M:
میدونم
ولی خرجم داره سنگینی میکنه
مدرسه گفته ۲۰۰ تومن بده
کلاس زبانم گفته ۳۰۰ بده
و ...
Forwarded from هیمه
🔴 یک جفت پوتین
می گویم: من همش خواب می بینم دارم تو خواب گریه می کنم.
یک دفعه از جایش می پرد و می گوید: لعنتی تو من رو کجا بردی؟ با کی نشوندی؟ اونجا کجا بود؟ اون زنه کی بود؟ چرا من نمی تونستم سرم رو بالا بگیرم؟ چرا تو همش از حافظ و شراب و مرگ و یک بیت شعر حرف می زدی؟
می گویم: نمی دونم تو خواب گریه می کنم یا وقتی گریه می کنم خواب می رم؟ حالت عجیبیه ولی آرومم می کنه.
می گوید: اومدی دنبالم. بعد رفتیم یه جایی. انگار یکی مرده بود. بعد تو شروع کردی حرف زدن در مورد یکی که الان نمی دونم کی بود. یک زن که نمی تونستم تو صورتش نگاه کنم. خیلی غمگین بود و تو تکرار می کردی: این مرد عاشق شعر حافظ بود و با هر شعر یک جرعه می زد.
می گویم: از ترس خواب هایم بعضی مواقع خوابم نمی بره.
می گوید : این خواب نبود لامصب. یادته بعد رفتیم یه جایی که نمی دونم کجا بود. ولی نمی دونم چرا احساس می کردم خونه همسایه طبقه دومه. بعد دیگه تو نبودی اونجا پر بود از آدم هایی که همشون رو می شناختم ولی اسمی ازشون به خاطرم نمونده. الان یادم نیست کدومشون با چاقو رگ دستش رو پاره کرد خونش همه جا پاشید من هم رد خون رو می دیدم و هم لکه های خون سیاهی رو که رو صورتم می نشست احساس می کردم . بیا ببین یک لکه سیاه رو صورتم مونده باشه شاید.
می گویم: توی تعبیر خواب مادربزرگم خون یعنی اینکه فقط ذهنت پریشونه و این خواب پایه مادی نداره.
می گوید: تو ولی یه حوله گرفته بودی جلو صورتت تا خون بهت نپاشه. من خیلی دوست داشتم اون موقع یه حوله داشته باشم.
می گویم: من هیچ چیزی برای پنهان کردن ندارم چرا اینقدر تجسس می کنی؟
می گوید: خوارزم رو دیدم اسم یه دوست قدیمیه. گفتم چرا موهات رو تراشیدی؟ رفتی سربازی؟ نگاهم کرد و گفت من گم شدم. گفتم ولی تو الان هستی گفت من رفتم سربازی و تا حالا گم شدم یک روز نگهبانی می دادم که گم شدم.
می گویم: یه زنگ به مادرش بزن. شاید پیدا شده باشد.
می گوید: لعنتی همش تقصیر تو بود تو من رو باخودت بردی پیش اون زنه که نمی تونستم حتی به صورتش نگاه کنم. اون کی بود؟
می گویم: من توی خواب تو نیستم قبول کن. من هیچی نمی دونم.
می گوید : بگو اون زنه کی بود؟ خیلی غصه داره نه! چرا من نتونستم به صورتش نگاه کنم ولی تو ،تو حتی باهاش حرف زدی!
می گویم: بهتر اون لکه سیاه خون رو از روی صورتت پاک کنی و دیگه بهش فکر نکنی.
می گوید : ولی اون زنه کی بود؟...
*
می گویم: باید انتخاب کنم این رویاها قسمتی از زندگی من است می خواهم بخوابم .
می گوید: تو نشانم دادی. خوارزم را می گویم همان که گفته بودم رفت سربازی و گم شد.
می گویم : زنگ زدی؟ ازش خبر گرفتی ؟
می گوید: باز داری حرف چرت می زنی؟ نشسته بودیم داشتیم تلویزیون نگاه می کردیم. یک دفعه تو گفتی ببین خوارزم دارد رژه می رود. هر چه نگاه می کردم نمی توانستم در بین آدم های یک شکل خوارزم را تشخیص دهم. یک دفعه دیدم دو تا سرباز یک شکل دارند رژه می روندصورتشان هیچ شباهتی با خوارزم نداشت ولی نمی دانم چرا احساس کردم هر دو خوارزمند.خوارزم این بار دو تا شده بود دوربین رفته بود روی پاهایش، حالال طوری پاهایش را به زمین می کوبید که احساس می کردم تمام طبل های نظامی با پای او تنظیم می شوند می دانی که چه می گویم؟
بلند می شود وسط اتاق می ایستد انگار که از نفر جلویی نظام می گیرد خبر دار! قدم رو! طبل بزرگ زیر پای چپ!
می گویم: چقدر می شناسی خوارزم را؟
می گوید: لعنتی تو بهتر از من می شناسی انگار! تو چطوری فهمیدی اونا دو تاشون خوارزمند؟
می گویم: من هرگز خوارزم را ندیدم چرا یه زنگ به خونه شون نمی زنی؟
می گوید: هر چه تصویر نزدیک می شد من هم به تلویزیون نزدیک تر می شدم تو رفته بودی. احساس کردم خوارزم می خواهد از تلویزیون خارج شود یک دفعه دستهایم را از تلویزیون بردم تو. پوتین هایش را گرفتم کشیدم بیرون. تو نبودی تنها یک جفت پوتین رو بغل کرده بودم و هی گریه می کردم. حالا اون یک جفت پوتین رو هر شب می گذارم جلو تلویزیون تا وقتی من خوابم اون بیاد با خودش ببره. رژه بدون پوتین سخته؟ ها تو رژه رفتی؟ گروهان قدم رو. طبل بزرگ زیر پای چپ.
می گویم: تعبیر گریه رو نمی دونم. باور کن.
می گوید: پوتین ها! دوست داری پوتین ها رو ببینی؟
بلند می شوم با کرختی تمام تا اتاق کناری می روم اشاره می کند به میز کوچکی که روبروی تلویزیونی قرار گرفته بعد با بغض ترکیده ای فریاد می زند: لعنتی! وقتی نیستم اومده کفش ها رو با خودش برده. تو می دونی کجا رفته! تو خبر داری! تو همه چیز رو می دونی؟
سعی می کنم بدون توجه به ضربه هایی که با مشت روی سینه ام می کوبد بغلش کنم نوازشش می کنم و توی هق هق گریه هایش می شنوم که می گوید: به خدا اونجا یک جفت پوتین بود ... جفت پوتین های خودت.
🔻🔻🔻🔻
https://t.me/kahimeh
🆔 @kahimeh
می گویم: من همش خواب می بینم دارم تو خواب گریه می کنم.
یک دفعه از جایش می پرد و می گوید: لعنتی تو من رو کجا بردی؟ با کی نشوندی؟ اونجا کجا بود؟ اون زنه کی بود؟ چرا من نمی تونستم سرم رو بالا بگیرم؟ چرا تو همش از حافظ و شراب و مرگ و یک بیت شعر حرف می زدی؟
می گویم: نمی دونم تو خواب گریه می کنم یا وقتی گریه می کنم خواب می رم؟ حالت عجیبیه ولی آرومم می کنه.
می گوید: اومدی دنبالم. بعد رفتیم یه جایی. انگار یکی مرده بود. بعد تو شروع کردی حرف زدن در مورد یکی که الان نمی دونم کی بود. یک زن که نمی تونستم تو صورتش نگاه کنم. خیلی غمگین بود و تو تکرار می کردی: این مرد عاشق شعر حافظ بود و با هر شعر یک جرعه می زد.
می گویم: از ترس خواب هایم بعضی مواقع خوابم نمی بره.
می گوید : این خواب نبود لامصب. یادته بعد رفتیم یه جایی که نمی دونم کجا بود. ولی نمی دونم چرا احساس می کردم خونه همسایه طبقه دومه. بعد دیگه تو نبودی اونجا پر بود از آدم هایی که همشون رو می شناختم ولی اسمی ازشون به خاطرم نمونده. الان یادم نیست کدومشون با چاقو رگ دستش رو پاره کرد خونش همه جا پاشید من هم رد خون رو می دیدم و هم لکه های خون سیاهی رو که رو صورتم می نشست احساس می کردم . بیا ببین یک لکه سیاه رو صورتم مونده باشه شاید.
می گویم: توی تعبیر خواب مادربزرگم خون یعنی اینکه فقط ذهنت پریشونه و این خواب پایه مادی نداره.
می گوید: تو ولی یه حوله گرفته بودی جلو صورتت تا خون بهت نپاشه. من خیلی دوست داشتم اون موقع یه حوله داشته باشم.
می گویم: من هیچ چیزی برای پنهان کردن ندارم چرا اینقدر تجسس می کنی؟
می گوید: خوارزم رو دیدم اسم یه دوست قدیمیه. گفتم چرا موهات رو تراشیدی؟ رفتی سربازی؟ نگاهم کرد و گفت من گم شدم. گفتم ولی تو الان هستی گفت من رفتم سربازی و تا حالا گم شدم یک روز نگهبانی می دادم که گم شدم.
می گویم: یه زنگ به مادرش بزن. شاید پیدا شده باشد.
می گوید: لعنتی همش تقصیر تو بود تو من رو باخودت بردی پیش اون زنه که نمی تونستم حتی به صورتش نگاه کنم. اون کی بود؟
می گویم: من توی خواب تو نیستم قبول کن. من هیچی نمی دونم.
می گوید : بگو اون زنه کی بود؟ خیلی غصه داره نه! چرا من نتونستم به صورتش نگاه کنم ولی تو ،تو حتی باهاش حرف زدی!
می گویم: بهتر اون لکه سیاه خون رو از روی صورتت پاک کنی و دیگه بهش فکر نکنی.
می گوید : ولی اون زنه کی بود؟...
*
می گویم: باید انتخاب کنم این رویاها قسمتی از زندگی من است می خواهم بخوابم .
می گوید: تو نشانم دادی. خوارزم را می گویم همان که گفته بودم رفت سربازی و گم شد.
می گویم : زنگ زدی؟ ازش خبر گرفتی ؟
می گوید: باز داری حرف چرت می زنی؟ نشسته بودیم داشتیم تلویزیون نگاه می کردیم. یک دفعه تو گفتی ببین خوارزم دارد رژه می رود. هر چه نگاه می کردم نمی توانستم در بین آدم های یک شکل خوارزم را تشخیص دهم. یک دفعه دیدم دو تا سرباز یک شکل دارند رژه می روندصورتشان هیچ شباهتی با خوارزم نداشت ولی نمی دانم چرا احساس کردم هر دو خوارزمند.خوارزم این بار دو تا شده بود دوربین رفته بود روی پاهایش، حالال طوری پاهایش را به زمین می کوبید که احساس می کردم تمام طبل های نظامی با پای او تنظیم می شوند می دانی که چه می گویم؟
بلند می شود وسط اتاق می ایستد انگار که از نفر جلویی نظام می گیرد خبر دار! قدم رو! طبل بزرگ زیر پای چپ!
می گویم: چقدر می شناسی خوارزم را؟
می گوید: لعنتی تو بهتر از من می شناسی انگار! تو چطوری فهمیدی اونا دو تاشون خوارزمند؟
می گویم: من هرگز خوارزم را ندیدم چرا یه زنگ به خونه شون نمی زنی؟
می گوید: هر چه تصویر نزدیک می شد من هم به تلویزیون نزدیک تر می شدم تو رفته بودی. احساس کردم خوارزم می خواهد از تلویزیون خارج شود یک دفعه دستهایم را از تلویزیون بردم تو. پوتین هایش را گرفتم کشیدم بیرون. تو نبودی تنها یک جفت پوتین رو بغل کرده بودم و هی گریه می کردم. حالا اون یک جفت پوتین رو هر شب می گذارم جلو تلویزیون تا وقتی من خوابم اون بیاد با خودش ببره. رژه بدون پوتین سخته؟ ها تو رژه رفتی؟ گروهان قدم رو. طبل بزرگ زیر پای چپ.
می گویم: تعبیر گریه رو نمی دونم. باور کن.
می گوید: پوتین ها! دوست داری پوتین ها رو ببینی؟
بلند می شوم با کرختی تمام تا اتاق کناری می روم اشاره می کند به میز کوچکی که روبروی تلویزیونی قرار گرفته بعد با بغض ترکیده ای فریاد می زند: لعنتی! وقتی نیستم اومده کفش ها رو با خودش برده. تو می دونی کجا رفته! تو خبر داری! تو همه چیز رو می دونی؟
سعی می کنم بدون توجه به ضربه هایی که با مشت روی سینه ام می کوبد بغلش کنم نوازشش می کنم و توی هق هق گریه هایش می شنوم که می گوید: به خدا اونجا یک جفت پوتین بود ... جفت پوتین های خودت.
🔻🔻🔻🔻
https://t.me/kahimeh
🆔 @kahimeh
Telegram
هیمه
من هیمه ام
برادر خوبم
بشکن مرا
برای اجاق سردت
آتشم بزن...
خسرو گلسرخی
اینجا یادداشتها را بنام جعفر ابراهیمی میگذارم گاهی هم شعری یا دل نوشته یا داستانکی بنام مادریام یئلماز اَزَندَریانی
برادر خوبم
بشکن مرا
برای اجاق سردت
آتشم بزن...
خسرو گلسرخی
اینجا یادداشتها را بنام جعفر ابراهیمی میگذارم گاهی هم شعری یا دل نوشته یا داستانکی بنام مادریام یئلماز اَزَندَریانی
Forwarded from عاصم اسدی(شعر،نقدادبی) (عاصم اسدی)
ساحل شدیم و مدّ تمام شراب ها
چون جان رسید بر لب و مدهوشمان نکرد
کو، کی، کجاست اسب و سواری که بگذرد
از این جهنمی که سیاووشمان نکرد!!؟
#عاصم_اسدی
@asemasadi
چون جان رسید بر لب و مدهوشمان نکرد
کو، کی، کجاست اسب و سواری که بگذرد
از این جهنمی که سیاووشمان نکرد!!؟
#عاصم_اسدی
@asemasadi
Forwarded from هیمه
بین آنها و ما
فرق بسیار بود
ما توفان به پا میکردیم مجازی
و
آنها اعدام میکردند حقیقی!
«یئلماز»
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
فرق بسیار بود
ما توفان به پا میکردیم مجازی
و
آنها اعدام میکردند حقیقی!
«یئلماز»
لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی
https://t.me/kahimeh
Forwarded from مدرسه بازتاب
🗒 نگاهی دیگر به ریشههای خشونت و آزار در مدارس
🖊جعفر ابراهیمی
🏷 «نباید ریشه آزار و اذیت جنسی دانشآموزان توسط برخی معلمان را صرفا در فساد اخلاقی فرد جستجو کرد، بلکه باید به سراغ ریشههای ساختاریای رفت که هر نوع کنشگری را از کودکان سلب میکند تا به موجودات منفعلی تبدیل شوند و هنگامی که مورد تعرض قرار میگیرند سکوت کنند.»
ادامه مطلب را اینجا بخوانید:
http://baztabschool.ir/archive/1906
@baztabschool
🖊جعفر ابراهیمی
🏷 «نباید ریشه آزار و اذیت جنسی دانشآموزان توسط برخی معلمان را صرفا در فساد اخلاقی فرد جستجو کرد، بلکه باید به سراغ ریشههای ساختاریای رفت که هر نوع کنشگری را از کودکان سلب میکند تا به موجودات منفعلی تبدیل شوند و هنگامی که مورد تعرض قرار میگیرند سکوت کنند.»
ادامه مطلب را اینجا بخوانید:
http://baztabschool.ir/archive/1906
@baztabschool