کدبانوی ایرانی🌻🌼😍
1.84K subscribers
23.1K photos
29.2K videos
95 files
43.5K links
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 #فیلم_آموزشی

#چیز_کیک_یلدا

مواد لازم :

کره ۱۰۰ گرم
پتی بور ۱ بسته
مواد پنیری :
کمی خامه قنادی
پودر ژلاتین ۱ ق غ
پنیر ماسکارپونه


رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 #فیلم_آموزشی

#دسر_یلدایی_اناری

راحت و خوشمزه


مواد لایه ژله‌ای :
ژله انار یک بسته
پودر ژلاتین ۱ ق غ
انار دون یک عدد
مواد لایه پاناکوتا :
پودر ژلاتین ۱ ق غ
خامه ۱۵۰ گرم
وانیل ۱ ق چ
شیر ۱ لیوان


رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 #فیلم_آموزشی

#دسر_خفن_یلدایی

مواد لازم :

خامه ۱۰۰ گ
آب لبو ۴ ق غ
پنیر خامه‌ای ۲۰۰ گرم
پودر ژلاتین ۲ ق غ
آب سرد ½ لیوان
شکر ۶ ق غ


رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 #فیلم_آموزشی

#کادو_پیچی
#بطری

رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 #فیلم_آموزشی

#یلدا
#شکلات

موادلازم :

-شکلات سفید: ۲۵۰ گرم
-شیر عسلی : یک سوم قوطی یکم بیشتر
-مغزیجات: من از ۱۰ تا پسته ۱۰ تا فندق و مقداری کشمش و زرشک استفاده کردم.


رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 #فیلم_آموزشی

#ژله‌_ی_انار

#یلدا

برای تهیه ژله انار یک بسته ژله رو با یک لیوان و نصفی آب جوش حل میکنیم یا بنماری میکنیم بعد بهش نصف لیوان شیر اضافه می کنیم

یادتون باشه شیر و ژله باید هم دما باشن وگرنه ژله خراب میشه یعنی اگه ژله داغ باشه شیر سرد ژله خراب میشه.

بعد قالبو چرب میکنیم با قاشق ژله انارو بهش اضافه میکنیم میزاریم یخچال نیم بند بشه ی من ربع بعد ژله آلوئه ورا رو درست میکنیم مثل ژله انار بعد میریزیم روی ژله قرمز بعد میزاریم دوبا ه نیم بند بشه بعد مابقی ژله قرمزو میریزیم و دو سه ساعت بمونه.. ژله رو مثل فیلم از قالب جدا میکنیم و با انار تزیین میکنیم..


رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 #فیلم_آموزشی

#شیرینی_پاپیونی_کدو_حلوایی

400 گرم کدو حلوایی
30 میلی لیتر ( 2 ق غ) روغن
1 عدد تخم مرغ
2 ق غ شکر
1 ق چ نمک
950 گرم آرد (همه منظوره)
10 گرم (1 ق غ) خمیر مایه خشک
ابتدا کدو حلوایی را بجوشانید و بعد کاملا له کنید. سپس روغن، تخم مرغ، شکر، نمک، خمیر مایه و آرد را اضافه کنید. خمیر را ورز دهید. بگذارید 30 دقیقه استراحت کند. خمیر را به قسمت های مختلف تقسیم کرده و به صورت چانه در می آورید.با هر چانه طبق تصویر یک پاپیون تشکیل دهید و در روغن داغ سرخ کنید و در شکر بغلتانید. شیرینی پاپیونی کدو حلوایی شما آماده ست


رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
#خورشت_ماست_هندی

سینه مرغ یک عدد
پیاز یک عدد
سیر چهار حبه
ماست یک لیوان (فرقی نمیکنه پر چرب یا کم چرب باشه)
رب گوجه فرنگی یک ق غ
جعفری خورد شده دو ق غ
آب یک لیوان
نمک، زردچوبه، فلفل پاپریکا، فلفل سیاه، ادویه کاری، مخلوط ادویه ها(دارچین، زنجبیل، جوز هندی، زیره، هل): از هر کدوم نصف ق چ

کمی کره یا روغن محلی یا روغن سرخ کردنی بریزید تو تابه یا قابلمه. بعدش پیاز نگینی شده رو سرخ کنید. بعد زردچوبه و فلفل پاپریکا بریزید. حالا مرغ خورد شده رو اضافه کنید. کمی تغییر رنگ داد، رب گوجه و همه ی ادویه هارو اضافه کنید. بعدش سیر له شده اضافه کنید. کمی تفت بدید و زیرشو خاموش کنید تا از داغی بیفته. بعد مخلوط آب ولرم و ماست اضافه کنید. ماست رو یکی دو ساعت بذارید بیرون از یخچال. نباید سرد باشه چون تو غذا میبره. آخرش جعفری اضافه کنید. زیرشو کم کنید و یک ساعت با شعله کم زمان بدید تا بپزه و جا بیفته. آبش زیاد نباشه فقط. این غذا خیلی خوشمزست😋 اگه تند دوست ندارید و میتونید فلفل کمتر بریزید. اگه از ادویه ای هم خوشتون نمیاد حذف کنید ولی این یه غذای هندیه و پر ادویه.

رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 #فیلم_آموزشی

کیک یلدایی بدون فر

#یلدا



رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
مرغ شکم پر

مرغی که برای شکم پر انتخاب میکنید (یک هشتصد تا یک و نهصد )کیلوگرم باشه
مرغ رو تمیز کرده حدود یک ساعتی داخل و نمک میزاریم سپس دوباره خوب میشوریم
مواد داخل شکم رو آماده میکنیم یک عدد پیاز رو ریز خردکرده وبا کمی روغن تفت میدیم تا سبک وطلای شه(سرخ نشه ) روغن زیتون یا روغن مایع نصف لیوان (من از مایع استفاده کردم ) ؛ گردو ودونه انار خشک وکشمش از هرکدوم سه قاشق/ آلو چند عدد/ زردچوبه ونمک وفلفل وکمی‌دارچین ؛ همه مواد رو با هم قاطی میکنیم ومخلفات رو داخل شکم مرغ میریزیم واون و با نخ وسوزن میدوزیم، روغن وادویه با برس به مرغ میمالیم ومیزاریم یخچال یک شب بمونه؛ تا مواد به خورد مرغ بره ومرغ مزه دار شه .

صبح یک ماهی تابه نسبتا گود انتخاب میکنیم وچند ورق سیب زمینی/هویج/پیاز/فلفل دلمه ای/کف ش میچینیم ومرغ مزه دار شده روش میزاریم وبا برس آب وروغن ته قابلمه رو روش میمالیم ومیزاریم تو فر با دمای صدوهشتاد درجه طبقه وسط به مدت سه الی چهار ساعت ؛عزیزان به این نکته حتمااا توجه کنید هر نیم ساعت یکبار مرغ رو بیرون آورده وبا برس از روغن تهش روش میمالیم سبزیجاتی که زیر مرغ میزاریم باعث میشه زیر مرغ نسوزه این سبزیجات هم خیلی خوشمزه وکاراملی میشن بخصوص پیازش😉 بعضیا میگن مرغ حدود دوساعت پخته میشه ولی مرغ من حدود چهار ساعت تو فر بود تا مغز پخت شد اگه دیدید مرغ پخته و روش برشته نشده چند دقیقه گریل رو روشن کنید تا روش برشته شه (البته من روشن نکردم)بعداز پخت کامل نخ شکمشو بکشید ودربیارید وبعد به ظرف مورد نظر انتقال دهید مواظب باشید دست وبالش از جا کنده نشه یکطرف مرغ رو به ارومی بلند کنید وکفگیر بزرگ به زیرش ببرید وبلند کنید وبزارید رو ظرف مورد نظر

مرغ حتما با پوست باشه چون موقعی که پخته میشه خشک نمیشه موقع سرو پوستوشو میکنی مرغ خیلی آبدار وخوشمزس
عزیزان برای پخت مرغ شکم پر از قبل فر رو روشن نکنید همزمان مرغ رو که میزارید توش فر رو روشن کنید تا کم کم شروع به پخت کنه
ورقه های سبزیجاتی که زیرش میزارید زیاد نازک نباشه چون حدود یک سانت باشه خوبه
میتونید به مواد داخل شکم به جای انار خشک یک قاشق رب انار بزنید


رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
#پارت۴۹۳

قدم ناغافلی رو به جلو برمی دارد و من از پشت به کابینت می چسبم و شوکه نگاهش می کنم.


کف دستانش را دورم روی کابینت می گذارد و نگاهش را با پرروئی روی تک به تک اعضای صورتم می گرداند...


نفس هایش بی وقفه و پر شتابند اما نگاهش هیچ عجله ای درش نیست!


-قرار نبود بری... این همه زوج نفسشون از ندیدن چشمای مادر بچه شون بند میاد؟ این همه زوج با فکر اینکه یه شهر از زن و بچه اشون دور باشن سکته می کنن؟ این همه زوج برای یه گوشه نگاه طرفشون جونشونو میدن؟


چرا داشتم تار می دیدمش؟ برقی از تنم رد شد و می شد که اتفاقی افتاده باشد؟


مثلا ارگان های بدنم دچار اختلال شده باشند. حالا که واضح نمی بینمش گوش هایم هم اشتباه بشنوند؟


-چرا جواب نمی دی؟ ها؟ پس من این همه وقت داشتم واسه خودم می گفتم؟ مفاد قرارداد کاریتو واو به واو حفظی... تو کار دقیق ترین آدمی هستی که به عمرم دیدم. بعد چرا به من میرسی خودتو می زنی به اون در؟ چرا حرف منو نمی فهمی؟


-برو عقب!


-نمی خوام برم عقب... من نمی خوام زندگی خودمو داشته باشم! انقدر عقب رفتم که تو منو نمی بینی! زندگی من تو و رزایین! بدون شما چه غلطی کنم من؟ با من این کارو نکن!


بازدم نفس هایش پوستم را به سوزش انداخته و در این وضعیت من نمی توانستم آن طور که باید از آبروی قلبم دفاع کنم!


گردنم را عقب می کشم و کمرم روی لبه ی کابینت رو به عقب خم می شود. نفس حبس شده ام را رها می کنم و مینالم:


-چرا نمی فهمی من چی میگم؟ من با تو کاری نمی کنم... من دارم زندگیمو می کنم. مگه تو نمی دونستی من تموم زندگیم اینجاست؟ این خبر جدیدیه؟ چرا طوری حرف می زنی انگار من اینجا دارم غیر منطقی حرف می زنم و بر خلاف انتظار رفتار می کنم؟

رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
#پارت۴۹۴


گردنش را رو به جلو خم می کند و عرصه بر من و قلبم تنگ تر می شود... داشتم خفه می شدم.

اما کشمکش و درگیری که او با خودش داشت را به وضوح می بینم. او عقب رفتن نمی خواست... دستانش می لرزیدند و صورتش یکپارچه خشم و حرص بود...


-نمی خوام بری... نمی تونم تحمل کنم... هرکاری لازم باشه انجام میدم... هرکاری... بهم بگو! بهم بگو چطوری می تونم راضیت کنم؟


دستم را بالا آوردم و میانمان گرفتم... هجوم احساسات عصبی ام کرده بود. تمرکز می خواستم... عقل و منطقم را می خواستم... اما این صدای قلبم بود که گوشم را پر کرده بود.


-فکر نمی کنی خیلی خواسته ی غیر منطقی داری؟ زندگی منو و رزا اینجاست!


-اونجا هم می تونی زندگیتو داشته باشی... من برات زندگی درست می کنم... من هستم... تو منو قبول کن من دار و ندارمو به پات می ریزم. تموم زندگیم تو رزایین لامصب... هرچیزی که بخوای برات فراهم می کنم! چه نیازی داری که کار کنی؟


قلبم خاموش می شود. از تپش می افتد... صدای سوت بلند و کشیده ای در گوشم حس می کنم... مغزم می سوزد، سینه ام سنگین می شود و نفسم بند می آید...


-بسه محمد!


چشم هایم را می بندم و تمام تلاشم را می کنم تا جلوی این انفجار مهیبی که در شرف وقوع بود را بگیرم...
نمی گذاشت...
سکوت نمی کرد...
مغزم خاموش نمی شد!


-به من اعتماد کن. این همه مال و ثروت میخوام با خودم تو گور ببرم؟ که تو بری کار کنی خودتو از بین ببری؟ تو مال من باش ببین من...


-کافیه لعنتی بس کن!


این بار من بودم که بدون توجه به حضور رزا صدایم را بالا بردم و به این خاطر خودم را لعنت کردم!

رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
#پارت۴۹۵
#

چشمانم را باز کردم و نگاهم را در نگاهش کوفتم و در حالی که عین بید می لرزم غریدم:


-تو چه فکری پیش خودت کردی؟ مال تو باشم و تو تامینم کنی؟ محمد من چی ام؟ چه فکری پیش خودت کردی؟ که من انقدر بدبختم؟ من خودمو، عشقمو، زندگیمو بذارم وسط و تو در کمال سخاوت یه چک بکشی و با دامبال و دیمبول راه بیفتم دنبالت که برامون زندگی درست کنی؟


همچون من از کوره در رفته، فریاد زد:


-منم خودمو گذاشتم وسط! قلبمو زندگیمو گذاشتم وسط! میگم دوست دارم، عاشقتم، چرا نمی فهمی؟! میگم می خوام یه خانواده باشیم! چرا لجبازی می کنی؟ این چه زندگی ای میشه آخه؟ مگه چقدر عمر می کنه یه آدم؟ چرا باید یه شهر دیگه زندگی کنم دور از عزیز ترینام؟ چون تو کارتو از دست ندی؟ میگم منه آشغال حمایتت می کنم! ما یه دختر داریم باهم! فکر نمی کنی باید اختلافاتمونو بذاریم کنار؟ فکر نمی کنی که باید بشینیم و مثل دوتا آدم بزرگ بهترین تصمیمی که میشه برای زندگیمون بگیریم؟ که شاید بد نباشه یکم از خودگذشتگی کنی؟


بــــــوم... انفجار در سرم رخ داده بود.


چشم می بندم... سرم پایین می افتد... درد در تمام ارگان هایم پیچیده... درست شنیده بودم؟


دست لرزانم را همراه با سر سنگین شده ام بالا می آورم و با انگشت به سینه ام می کوبم...


-من...


انقدر صدایم گرفته و خش دار بود که نتوانستم ادامه بدهم...


چشمانم سیاهی می روند اما نگاه به نگاهش می دوزم و با گیجی زمزمه می کنم:


-من از خودگذشتگی کنم؟ تاکی؟ چقدر دیگه؟ پس کی می رسه که شهرزاد برای خودش زندگی کنه؟


انگار که به یکباره عزای عالم را روی سینه اش ریختم که رنگ از رخش رخت بست...


عقب رفت و با چشمانی که داشت از حدقه در می آمد مضطربانه لب زد:


-منظورم این نبود به مرگ خودم... من... نگفتم به خاطر رزا... اصلا من خودمم...

رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
#پارت۴۹۶


-من خودمو وسط گذاشته بودم! من بدون اینکه از توی لعنتی انتظاری داشته باشم عاشقت بودم! من دلمو باختم! گذشته و آینده مو باختم! من بهترین روزای عمرمو باختم! منم که تا عمر دارم عزای باختامو می گیرم!


آتش هرلحظه بیشتر و بیشتر در دلم زبانه می کشد... نگاه پر نفرتم را به او می دوزم و همچون یک شیر زخمی خشمگینم و به اندازه ی جهنم سوزنده ام!


قدمی جلو می روم و کف دستم را روی سینه ام می کوبم و می غرم:


-من اون کسی ام که همه چیزمو دادم... من اون کسی ام که بدون تو پای رزا موندم... خانوادش شدم! من زحمتشو کشیدم... من بودم که هم پدرش بودم هم مادرش!


قدم دیگری و کف دستم را این بار روی سینه ی او می کوبم و شانه اش به ضرب عقب می رود...


-تا حالا کجا بودی اقای فداکار؟ چند بار دستشو گرفتی از روی زمین بلندش کردی؟ چند بار اشکاشو پاک کردی؟ چندبار شب تا صبح بالای سرش بیدار موندی؟ این من مناتو از کجا آوردی؟


همچون آتش بر او می تازم و او غیر از اینکه همجون ماتم زده ها نگاهم کند و سیب گلویش مدام بالا و پایین شود کاری نمی کند!


هر دو دستم را بالا می آورم با قدرت بیشتری در سینه اش می کوبم و با نفرت بیشتری لب می زنم:


-کجا بودی این همه وقت که حالا اومدی سینه جلو می دی و به من درس از خود گذشتگی میدی؟


-به قرآن منظورم این نبود... بد فهمیدی... من می گم عاشقتم... بدون شما...


-عاشقمی؟ دوستم داری؟ به من چه؟ بر فرض که احساست درست باشه... برفرض که اون رگ مرد خانواده بودنت گل نکرده باشه احساس مسئولیتت رو با عشق قاطی نکرده باشی، چرا دوست داشتنت باید تفاوتی توی قضیه ایجاد کنه؟ الان باید ازت ممنون باشم که دوستم داری؟ اصلا چرا باید باورت کنم؟ چکار کردی برای من؟


رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
#پارت۴۹۷

-من...


رگ های پیشانی اش باد کرده بود و چشمانش خون افتاده بود و تلاش می کرد تا صدایش بالا نرود.


چشم می بندد و این بار که چشم باز می کند با دندان هایی روی هم کلید شده می گوید:


-من هیچوقت به تو دروغ نگفتم...! من به تو قول همیشه بودنم رو نداده بودم که...


باورم نمی شد تا این حد وقاحتش را به رویم بیاورد... سرم را به شنانه ی تاسف برای خودم تکان می دهم.


ابروهایم بالا می پرند و با چشمانی ناباور تکخند می زنم...


-راست می گی!


قطره اشکی نفرت انگیزی از گوشه ی چشمم می چکد و صورتم از انزجار در هم می شود اما همچنان لبخند می زنم.


همه چیز این شرایط مسخره و مضحک به نظر می رسید!


-راست میگی تو به من قول موندن نداده بودی... من یه دختر احمق و عاشق بودم که فکر می کردم شاید بتونم تو رو پابند محبتم کنم... نشد تقصیر تو نیست که!


هر دو دستش را پشت گردنش می گذارد و رو به جلو خم می شود و ناله می کند...!


-چرا هرچی میگم خراب تر میشه؟


شاید چون آنقدر وقیحی که خودت را از عالم و آدم طلبکار می بینی!


طوری رفتار می کند که انگار این من بودم که در مقابل فهمیدن مقاومت میکردم! او نبود که توقعات ناشتا ناشتا دارد!


-می دونی... این زیادی کلیشه ست... قصه ی تکراری ... دختر قصه عاشق می شه و هرکاری برای مرد قصه می کنه، از خودش می گذره و خودشو به لجن می کشه و مرد قصه عاشقش نمی شه! اما حتی این قصه ها هم یه فایده ای دارن. برای هیچی هیچی ام نبوده! چون تهش عبرت می شه برای دیگران! یاد می گیرن که ارزششو نداره... که چشمشون به شونه های محکم هیچ مردی خیره نمونه! دلشون برای هیچ نگاه محجوب و لبخند گرمی غش و ضعف نره!


داشتم می سوختم... طعم و بوی گوشت سوخته ی تنم را زیر زبانم حس می کردم!

کلماتم بوی خون داشتند... بوی مرگ..

رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
#پارت۴۹۸


-تهش می شه من که با گوشت و خونم یاد گرفتم چقدر داستانای عاشقانه دروغن... پوچن! تهش میشه من! من بودن قشنگ نیست محمد!


دستش بالا امد تا خواست به مقصد اشک هایم به صورتم برسد سرم را عقب کشیدم!


اشک هایم در این لحظه نفرت انگیز ترین ذره ی وجودی من بودند، اما همین را هم حاضر نبودم با شریک شوم!


-بغض نکن اونجوری... غلط کردم گفتم... بد فهمیدی منو قربونت برم! بذار توضیح بدم...


-محمد دست از سر من بردار! من یه مهره سوخته ام! از من برای تو معشوقه در نمیاد... تا اینجا همه تلاشمو کردم، از خودم گذشتم که برای دخترم کم نذارم... تفریح نکردم، نخوردم، نخوابیدم، نپوشیدم که رزا داشته باشه! گفتم خطای من بوده حقمه... باید تاوانشو بدم! دادم محمد... با گوشت و خونم تاوان دادم... بیشتر از این نمی تونم! من بیشتر از این بلد نیستم فداکاری... از خود گذشتگی رو... من می خوام برای خودم زندگی کنم.


قدمی عقب می روم و با صدای تحلیل رفته ای ادامه می دهم:


-من اونقدرام که تو فکر میکنی خوب نیستم، بزرگوار و از خود گذشته نیستم! من اعتراف می کنم من تا اینجا بچه مو به دندون کشیدم... هر لحظه و هر نفسم رو برای اون زندگی کردم... از الان دیگه نمی تونم! من اونقدری فداکار نیستم که به خاطر اینکه دخترِکوچولو و معصومم خانواده داشته باشه چشممو روی همه چیز ببندم و یادم بره چی بهم گذشته! یادم بره تو کی هستی و چکار کردی! من یه زن خودخواهم و لعنت به من اگر از این لحظه به بعد برای خودم زندگی نکنم!


وحشت چشمانش را دیدم و نگاه گرفتم. حرف آخرم را زدم و هم خودم و هم او می داند که تا چه اندازه در این باره جدی بوده ام!


بس بود... من ریشه ی خود سینه سوخته ام را با تبر می زدم اما به کمتر از چیزی که حقم بود رضایت نمی دادم!


رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
#پارت۴۹۹
#

چکار کرده بود برای من؟ چطور انتظار داشت که من زندگی ام را اینجا رها کنم و دوان دوان به طرف اویی که یکبار مرا همچون یک زباله به کناری پرت کرده بود بروم؟


جایگاه شغلی ام که با کلی زحمت و عرق جبین تبیثش کرده بودم و حالا داشتم لذتش را می بردم رها می کردم؟ مادرم را؟ خانه ام را؟ زندگی را رها می کرد؟


چرا...؟ چون مادر بودم؟ چون تا به امروز زندگی نکرده بودم یعنی از این به بعد هم زندگی نمی خواستم؟ جوانی کردن نمی خواستم؟


چرخیدم و دستانم اتوماتیک وار مشغول آماده کردن سالاد و میز نهار بود اما خط به خط تصمیم را در ذهنم دوره کردم!


رفتنش را نفهمیدم و دیگر اهمیتی هم نداشت! بود و نبودش برای من مهم نبود.


رزا من را دارد و حالا پدری هم دارد که هر زمان خواست می تواند به دیدنش بیاید.


من جهنم را از سر گذراندم تا او را به پدرش برسانم. اما درون آن جهنم زندگی کردن؟ کار من نبود! من زن این راه نبودم!


رزا بزرگ می شد... خودش یک زن عاقل و بالغ می شد. یک روزی درک می کرد که من توان بیشتر سوختن را نداشتم! نای جنگیدن نداشتم...


یک روز می فهمید که امروز، تا اینجا، آخرین ذره ی توانم را به کار برده بودم. بیشتر از این در توان من نبود! به خدا قسم که نبود!


***

«امشب که نمی تونم اما قول می دم قبل رفتنم حتما ببینمت...»


پیام را برای صدرا ارسال می کنم و گوشی را داخل کیفم سر می دهم. موهای رزا را مرتب کردم و پشت دستش را به لبم نزدیک کردم و بوسیدم.


نگاهم کرد و من با لبخندی که امیدوار بودم روحیه اش را عوض کند گفتم:


-دخترم ما در این باره با هم صحبت کرده بودیم مگه نه؟ بابا محمد عاشق توئه... عاشق اینکه باهات وقت بگذرونه. من از ته دلت تو رو دوست دارم و همیشه پیشتم. یعنی هر دومون پیشتیم.

رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
#پارت۵۰۰_

همچنان مغموم و بی حوصله گوش می دهد. ذره ای حالت نگاهش تغییر نکرد!


-اما من و بابا محمد از هم جدا شدیم و زن و شوهر نیستیم الان. پس نمی تویم با هم تو یه خونه زندگی کنیم. این هیچ ربطی به عشقی که به تو داریم نداره... می تونم ازت خواهش کنم که مامان و بابا رو درک کنی؟


چشمانش بغض داشتند. و این قلبم را مچاله می کرد. از خودم متنفر می شدم. اما بالاخره که چه؟


اینطوری حداقل در یک محیط بی تنش زندگی می کرد. بودن من و محمد کنار هم، در یک خانه، مانند نگه داشتن آب و روغن درون یک لیوان بود. با هم قاتی نمی شدیم... پس می زدیم.

یا شاید هم... پس می زدم!
پاسخی نمی دهد با صدایی که سعی می کنم هیجان زده به گوش برسد می گویم:

-اگر خواستی امشب می تونی خونه ی بابا محمد اینا بمونی. من فرداشب میام دنبالت. چون باید وسایلا رو جمع کنم تا هرچی زودتر برگردیم خونمون و ممکنه تو حوصله ات سر بره. دوست داری بمونی؟


سرش را پایین انداخت و فقط یک کلمه زمزمه کرد:


-باشه...


لب هایش را جمع کرده بود و من داشتم می مردم. کاش حرف می زد، کاش لجبازی می کرد.


کاش من می مردم و از یک دختر بچه پنج ساله درخواست نمی کردم تا شرایط را درک کند! بیشتر از سنش بفهمد. بیشتر از سنش رفتار کند. کاش... من می مردم!


مقابل خانه ی فرهمندها از تاکسی پیاده می شوم. این خانه خاطرات و تلخ و شیرین زیادی برای من داشت. در این خانه اوج حقارت را چشیده بودم و نمرده بودم.


پوست انداخته بودم و بعد توسط همان کسی که زخم خورده بودم در کمال عزت به این خانه آورده شده بودم. خاطرات از ذهنم رد می شوند و تمام عضلات بدنم خود به خود سفت می شوند.


به محض ورود به خانه شان در آغوش منیر خانوم فرو می روم و تمام استرسم در یک لحظه دود می شوند و به هوا می روند.

♡♡♡♡

رسانه تبلیغی ما باشید🎀

به کدبانوها فوروارد کن 😊

لینک کانال کدبانوی ایرانی👇👇👇👇join

@kadbanoiranii


https://t.me/joinchat/PtXP1V1qM292eneG

کپی برداری  وفرستادن رمان ها و دستورات وفیلمهای آموزشی  کانال بدون لینک واسم کانال
@kadbanoiranii
  حرام است و حق الناس به حساب میاد.لطفا رعایت کنید.

آموزش بهترین رسپیهای امتحان شده قنادی و آشپزی از اساتید برتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدایا
امشب ڪوله پشتی ما را
پر کن از آرزوهای زیبا و
دوست داشتنی ♡
تا صبح فردا خنده رو
و از غم و اندوه جدا باشیم

💫شبتون ستاره بارون 💫

@kadbanoiranii
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃

به نام آنکه جان را زندگی داد
طبیعت را به جان پایندگی داد
خداوندی که حکمت بخش خاکست
کمینه بخشش او جان پاکست

به نام خداوند جان آفرین
با توکل به اسم اعظمت
آغاز می‌کنیم روزمان را
روزی پر از خیر و برکت

🌸 الهـی‌ بـه امیـد تـو 🌸

@kadbanoiranii