جنگ سلین لغو مجوز شد
سال ۲۰۲۱ سه رمان منتشرنشده از سلین پیدا شد. رمان جنگ یکی از این سه اثر بود که انتشارات گالیمار سال پیش آن را منتشر کرد.
بلافاصله پس از انتشار نسخهٔ فرانسوی، سه ترجمهٔ فارسی از این رمان منتشر شد که حالا گویا مجوزشان لغو شده و نسخههای آن لابد بهزودی از بساط کپیفروشها سر در خواهد آورد.
#خبر
@kaaghaz
سال ۲۰۲۱ سه رمان منتشرنشده از سلین پیدا شد. رمان جنگ یکی از این سه اثر بود که انتشارات گالیمار سال پیش آن را منتشر کرد.
بلافاصله پس از انتشار نسخهٔ فرانسوی، سه ترجمهٔ فارسی از این رمان منتشر شد که حالا گویا مجوزشان لغو شده و نسخههای آن لابد بهزودی از بساط کپیفروشها سر در خواهد آورد.
#خبر
@kaaghaz
بهزودی: نظامی گنجهای از جلال خالقی مطلق
بهزودی کتاب نظامی گنجهای از جلال خالقی مطلق منتشر خواهد شد.
این کتاب تکنگاریِ نویسنده دربارۀ نظامی گنجهای است که در نُه بخش تدوین یافته: «زندگینامه»، «آثار»، «معلومات و تجربیات»، «اخلاق و بینش»، «ویژگیهای زبان»، «شیوۀ بیان»، «نظامی و سرایندگان پیش از او»، «تأثیر نظامی بر آثار پس از خود»، و «دستنویسها، چاپها، تفسیرها، پژوهشها و ترجمهها».
#خبر #به_زودی
@kaaghaz
بهزودی کتاب نظامی گنجهای از جلال خالقی مطلق منتشر خواهد شد.
این کتاب تکنگاریِ نویسنده دربارۀ نظامی گنجهای است که در نُه بخش تدوین یافته: «زندگینامه»، «آثار»، «معلومات و تجربیات»، «اخلاق و بینش»، «ویژگیهای زبان»، «شیوۀ بیان»، «نظامی و سرایندگان پیش از او»، «تأثیر نظامی بر آثار پس از خود»، و «دستنویسها، چاپها، تفسیرها، پژوهشها و ترجمهها».
#خبر #به_زودی
@kaaghaz
پیشنهاد و معرفی کتاب تازه: انتخاب کودکان
انتشارات سروش مولانا کتاب تازهای از جاناتان گلاور، نویسندهٔ کتاب انسانیت: تاریخ اخلاقی سدهٔ بیستم، منتشر کرد.
گلاور فیلسوف اخلاق شناختهشدهای است که در زمینهٔ اخلاق زیستی آثار جالب توجهی نوشته است. او در کتاب انتخاب کودکان به تنگناهای اخلاقی دخالت ژنتیکی میپردازد.
او به چالشهای اخلاقیِ بهرهگیری از شیوههای غربالگری و تشخیصهای پیش از لانهگزینی میپردازد و با بررسی و تعریف «ناتوانی» (disability) به سؤالات این چالشها پاسخ میگوید.
در فصل دوم کتاب به تعارضات آزادی تولید مثل والدین و حقوق و منافع کودکان میپردازد. آیا والدین حق انتخاب آرایش ژنتیکی فرزندانشان را دارند؟
اما فصل سوم پیرامون «طراحی نوزادان» میگردد، یعنی مداخلات ژنتیکیای که دلایل درمانی را دنبال نمیکنند. گلاور معتقد است چنین دخالتهایی مشکلات اخلاقی جدی در زمینهٔ عدالت و مقایسههای ژنتیکی به بار میآورد.
کتاب گلاور علاوه بر بررسیهای اخلاقیاش، در زمینههای دیگر هم افقهای تازهای پیش روی خواننده میگشاید. در ضمنِ بحث اصلی، ما با مقولاتی مانند ناتوانی، وظیفهٔ والدین در قبال فرزندانشان و چیستی زندگی خوب مواجه میشویم. گلاور با شیوهٔ تحلیلی و جذابش گامبهگام خواننده را با خود همراه میکند.
این کتاب از جمله مجموعه سخنرانیهای مرکز اخلاقی یوهیرو در دانشگاه آکسفورد است که از سال ۲۰۰۲ هر ساله برگزار میشود. نشر سروش مولانا تاکنون چهار عنوان از این مجموعه را منتشر کرده است.
▪️ انتخاب کودکان: تنگناهای اخلاقی دخالت ژنتیکی | جاناتان گلاور | ترجمهٔ گیتی پورزکی | نشر سروش مولانا | ۱۴۸ ص. رقعی، شومیز | ۱۲۵,۰۰۰ تومان
▪️ Original title:
Choosing children: genes, disability and design (2006), jonathan glover
#معرفی_کتاب_تازه #پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
انتشارات سروش مولانا کتاب تازهای از جاناتان گلاور، نویسندهٔ کتاب انسانیت: تاریخ اخلاقی سدهٔ بیستم، منتشر کرد.
گلاور فیلسوف اخلاق شناختهشدهای است که در زمینهٔ اخلاق زیستی آثار جالب توجهی نوشته است. او در کتاب انتخاب کودکان به تنگناهای اخلاقی دخالت ژنتیکی میپردازد.
او به چالشهای اخلاقیِ بهرهگیری از شیوههای غربالگری و تشخیصهای پیش از لانهگزینی میپردازد و با بررسی و تعریف «ناتوانی» (disability) به سؤالات این چالشها پاسخ میگوید.
در فصل دوم کتاب به تعارضات آزادی تولید مثل والدین و حقوق و منافع کودکان میپردازد. آیا والدین حق انتخاب آرایش ژنتیکی فرزندانشان را دارند؟
اما فصل سوم پیرامون «طراحی نوزادان» میگردد، یعنی مداخلات ژنتیکیای که دلایل درمانی را دنبال نمیکنند. گلاور معتقد است چنین دخالتهایی مشکلات اخلاقی جدی در زمینهٔ عدالت و مقایسههای ژنتیکی به بار میآورد.
کتاب گلاور علاوه بر بررسیهای اخلاقیاش، در زمینههای دیگر هم افقهای تازهای پیش روی خواننده میگشاید. در ضمنِ بحث اصلی، ما با مقولاتی مانند ناتوانی، وظیفهٔ والدین در قبال فرزندانشان و چیستی زندگی خوب مواجه میشویم. گلاور با شیوهٔ تحلیلی و جذابش گامبهگام خواننده را با خود همراه میکند.
این کتاب از جمله مجموعه سخنرانیهای مرکز اخلاقی یوهیرو در دانشگاه آکسفورد است که از سال ۲۰۰۲ هر ساله برگزار میشود. نشر سروش مولانا تاکنون چهار عنوان از این مجموعه را منتشر کرده است.
▪️ انتخاب کودکان: تنگناهای اخلاقی دخالت ژنتیکی | جاناتان گلاور | ترجمهٔ گیتی پورزکی | نشر سروش مولانا | ۱۴۸ ص. رقعی، شومیز | ۱۲۵,۰۰۰ تومان
▪️ Original title:
Choosing children: genes, disability and design (2006), jonathan glover
#معرفی_کتاب_تازه #پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
پیشنهاد و معرفی کتاب تازه: انتخاب کودکان
Forwarded from Khabgard | خوابگرد
لیلی گلستان در اینستاگرام خبر داد که پدرش، ابراهیم گلستان، فیلمساز و نویسندهی مقیم بریتانیا، در ۱۰۰ سالگی درگذشت؛ سهشنبه ۳۱ مرداد، در خانهاش.
@KhabGard
@KhabGard
Forwarded from Aasoo - آسو
Conversation with Ebrahim Golestan. aaSoo. Book 17.pdf
1.5 MB
«با ابراهیم گلستان؛ دربارهی زندگی، کتابها، هدایت و دیگران»، گفتگوی مفصل سیروس علینژاد با #ابراهیم_گلستان است که چندی پیش به مناسبت صدمین سالگرد تولد او از سوی آسو منتشر شده بود. این نویسنده و کارگردان ایرانی امروز در بریتانیا درگذشت.
🔸 نسخه دیجیتال این کتاب را میتوانید از وبسایت یا کانال تلگرام آسو دانلود کنید.
@NashrAasoo 📚
🔸 نسخه دیجیتال این کتاب را میتوانید از وبسایت یا کانال تلگرام آسو دانلود کنید.
@NashrAasoo 📚
خبر انتشار کتاب: تأملاتی در باب شعرسرایی
واضع اصطلاح زیباشناسی (aesthetic) آلکساندر گوتلیب باومگارتن، فیلسوف آلمانی قرن هجدهم، بود. او در ۱۷۵۰ کتاب استتیکا را دربارهٔ شاخهٔ مستقلی از فلسفه نوشت که به مطالعهٔ علمی و فلسفی هنر و امر زیبا میپرداخت.
اما باومگارتن این اصطلاح را اولین بار در سال ۱۷۳۵، در رسالهٔ تأملات فلسفی دربارهٔ موضوعات مرتبط با ماهیت شعر، به کار برده بود. این کتاب اخیراً با عنوان تأملاتی در باب شعرسرایی به فارسی ترجمه و منتشر شده است.
این ترجمه بر اساس ترجمهٔ انگلیسی اثر به فارسی درآمده (اصل متن به لاتین نوشته شده) و مقدمهٔ مفصل مترجم انگلیسی را هم در بر دارد.
متأسفانه از کیفیت ترجمه بیاطلاعم.
▪️ تأملاتی در باب شعرسرایی | آلکساندر گتلیب باؤمگارتن | ترجمهٔ مهدی کرد نوغانی | نشر کتابکدهٔ کسری | ۱۴۴ ص. رقعی شومیز | ۱۰۵,۰۰۰ تومان
#خبر_انتشار_کتاب
@kaaghaz
واضع اصطلاح زیباشناسی (aesthetic) آلکساندر گوتلیب باومگارتن، فیلسوف آلمانی قرن هجدهم، بود. او در ۱۷۵۰ کتاب استتیکا را دربارهٔ شاخهٔ مستقلی از فلسفه نوشت که به مطالعهٔ علمی و فلسفی هنر و امر زیبا میپرداخت.
اما باومگارتن این اصطلاح را اولین بار در سال ۱۷۳۵، در رسالهٔ تأملات فلسفی دربارهٔ موضوعات مرتبط با ماهیت شعر، به کار برده بود. این کتاب اخیراً با عنوان تأملاتی در باب شعرسرایی به فارسی ترجمه و منتشر شده است.
این ترجمه بر اساس ترجمهٔ انگلیسی اثر به فارسی درآمده (اصل متن به لاتین نوشته شده) و مقدمهٔ مفصل مترجم انگلیسی را هم در بر دارد.
متأسفانه از کیفیت ترجمه بیاطلاعم.
▪️ تأملاتی در باب شعرسرایی | آلکساندر گتلیب باؤمگارتن | ترجمهٔ مهدی کرد نوغانی | نشر کتابکدهٔ کسری | ۱۴۴ ص. رقعی شومیز | ۱۰۵,۰۰۰ تومان
#خبر_انتشار_کتاب
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
خبر انتشار کتاب: تأملاتی در باب شعرسرایی
در گوشۀ سمت چپ، در خیل سیاهپوشان و گهگاه زنانی با لباسشبهای رنگروشن و نهچندان زیبا الستر و زنی که اسکاتی باور دارد همسر الستر (مادلین) است کاملاً بهچشم میآیند. مادلین لباسشبِ سیاهرنگ و پشتبازی بهتن دارد که روی آن شال سبزرنگ چشمنوازی پیچیده است. حس میکنیم که اسکاتی و ما در یک لحظۀ واحد مادلین را میبینیم (اسکاتی با همان نگاه فریفتهمیشود). میتوان گفت که ما نیز به همان اندازه فریفتهمیشویم، هرچند ما را یک زومبهجلوِ آرام و دراماتیک که با تِم موسیقاییِ رمانتیکِ موقری همراه شده یاری میکند. شاید اینها تجسمی سینمایی است از اینکه مادلین تاچهحد اسکاتی را در همان نگاه نخست «مجذوب خود کرده». بنابراین، با ساختار فرمالی مواجهیم که پس از این بهدفعات تکرار خواهد شد. معلوم است که الستر برای چیدن این صحنه وقت زیادی صرف کرده و بدون شک به این فکر کرده که کجا بنشینند، که وقتی چشم اسکاتی به مادلین میافتد چه ببیند، و به مادلین هم آموخته که چطور از تالار خارج شود و کجا توقف کند. بهعبارتدیگر، بسیاری از همان کارهایی را انجام داده که هیچکاک برای طراحی و چیدن این فصل انجام داده است، چنانکه بیننده و اسکاتی در موقعیت یکسانی قرار بگیرند و به مشاهدهگران صحنهای چیدهشده بدل شوند؛ اما اسکاتی و ما بینندگان مشاهدهگرِ صِرف هم باقی نمیمانیم؛ زیبایی و جاذبۀ مادلینی که موها و لباسش بهدقت آراسته شده اسکاتی را جذب و گرفتار کرده، و کیم نوواک ما را. و آنچه میبینیم تکاپویی نیست که به قاتلی، که طرحوتوطئۀ کشتن زنش را چیده و برای دوست قدیمش پاپوش دوخته، محدود بماند. نفْسِ قدرت تفکیک و تمیزدادنِ اینکه آنچه میبینیم، آنچه گفته شده، بنابه مقصودی، از پیش چیده شده و آن چیزی نیست که بهنظر میآید نگرانی بالقوهای بهبار میآورد که بسیاری از کوششها را در فهمِ متقابل تحتالشعاع قرار میدهد.البته چنین امورِ حادی کمتر پیش میآید، اما زندگی روزمره پر است از کوششهای شخص برای اینکه «گام درست را بردارد» و این خود، پیشاپیش، نوعی از صحنهچینی است.
از کتاب:
▪️هیچکاکِ فلسفی: سرگیجه و اضطرابهای بیخبری | رابرت ب. پیپین | امیر خضراییمنش | نشر تگ، مشهد | ۲۱۶ ص. رقعی | ۹۸,۰۰۰ تومان
▪️ Original title:
Philosophical Hitchcock (2017), Robert B. Pippin
#بریده_کتاب
@kaaghaz
از کتاب:
▪️هیچکاکِ فلسفی: سرگیجه و اضطرابهای بیخبری | رابرت ب. پیپین | امیر خضراییمنش | نشر تگ، مشهد | ۲۱۶ ص. رقعی | ۹۸,۰۰۰ تومان
▪️ Original title:
Philosophical Hitchcock (2017), Robert B. Pippin
#بریده_کتاب
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
«دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی»
محمدامین ریاحی
دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی
فراغتی و کتابی و گوشهٔ چمنی
من این مقام به دنیا و آخرت ندهم
اگرچه در پیام افتند هر دم انجمنی
ببین در آینهٔ جام نقشبندیِ غیب
که کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی
ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن
در این چمن، که گلی بوده است یا سمنی
از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ یاسمنی
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی
مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی
▪️
این غزل حافظ مجموعاً تصویر غمانگیزی است از یک دورهٔ هراس و وحشت و مرگ و ویرانی و تباهی که تندباد حوادث امن و آسایش و آبادانی را ریشهکن کرده، سموم بلا بر شهر و دیار شاعر وزیده، مزاج دهر تباه شده، نگین مُلک به دست اهرمنی افتاده است. مرحوم دکتر غنی به قرائنی اهرمن را کنایه از تیمور لنگ، و این غزل را یادگار ایام تاخت تیمور به شیراز و شکست و مرگ شاه منصور دانسته است. چه میدانیم شاید هم از عصر امیرمبارز معروف به محتسب باشد که دورهٔ رواج زهدفروشی و ظاهرپرستی و فریبکاری بود، و روزگار خواری اهل ذوق و اندیشه و آزادگان و آزاداندیشان.
هرچه باشد شعری از روزهای آرامش و آسایش و رفاه و شادمانی و شادخواری که مطلوب حافظ بود ( مثلاً دورهٔ شیخ ابواسحاق یا شاه شجاع یا شاه منصور) نیست، از آن روزها که شاعر میگفت:
ای دل بشارتی دهمت محتسب نماند
وز می جهان پر است و بت میگسار هم
*
سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
که دور شاهشجاع است، می دلیر بنوش
چنان دورهای است که شاعر از اجتماع میگریزد، و حال و حوصلهای ندارد. نه برای قیلوقال مدرسه، نه برای جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله. خلوتی میخواهد دور از بانگ نوشانوش و خروش و ولوله، که فقط دو یار زیرک باشند و دو منی بادهٔ کهن باشد، تا بنشینند و درد دلی بکنند، و دور از چشم و گوش اغیار با فکر حکیمانه در آن تندباد حوادث برای خود چادهای اندیشند. اینجا دیگر شاعر توقع زیادی ندارد، و به هر حال به چیزی اندک خرسند است.
از کتاب:
▪️ گلگشت در شعر و اندیشهٔ حافظ | نوشتهٔ محمدامین ریاحی | انتشارات علمی | ۵۳۲ ص. وزیری | جلد سخت | ۲۵۰,۰۰۰ تومان (طرح جلد کتاب)
#شعر #بریده_کتاب
@kaaghaz
محمدامین ریاحی
دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی
فراغتی و کتابی و گوشهٔ چمنی
من این مقام به دنیا و آخرت ندهم
اگرچه در پیام افتند هر دم انجمنی
ببین در آینهٔ جام نقشبندیِ غیب
که کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی
ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن
در این چمن، که گلی بوده است یا سمنی
از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ یاسمنی
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی
مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی
▪️
این غزل حافظ مجموعاً تصویر غمانگیزی است از یک دورهٔ هراس و وحشت و مرگ و ویرانی و تباهی که تندباد حوادث امن و آسایش و آبادانی را ریشهکن کرده، سموم بلا بر شهر و دیار شاعر وزیده، مزاج دهر تباه شده، نگین مُلک به دست اهرمنی افتاده است. مرحوم دکتر غنی به قرائنی اهرمن را کنایه از تیمور لنگ، و این غزل را یادگار ایام تاخت تیمور به شیراز و شکست و مرگ شاه منصور دانسته است. چه میدانیم شاید هم از عصر امیرمبارز معروف به محتسب باشد که دورهٔ رواج زهدفروشی و ظاهرپرستی و فریبکاری بود، و روزگار خواری اهل ذوق و اندیشه و آزادگان و آزاداندیشان.
هرچه باشد شعری از روزهای آرامش و آسایش و رفاه و شادمانی و شادخواری که مطلوب حافظ بود ( مثلاً دورهٔ شیخ ابواسحاق یا شاه شجاع یا شاه منصور) نیست، از آن روزها که شاعر میگفت:
ای دل بشارتی دهمت محتسب نماند
وز می جهان پر است و بت میگسار هم
*
سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش
که دور شاهشجاع است، می دلیر بنوش
چنان دورهای است که شاعر از اجتماع میگریزد، و حال و حوصلهای ندارد. نه برای قیلوقال مدرسه، نه برای جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله. خلوتی میخواهد دور از بانگ نوشانوش و خروش و ولوله، که فقط دو یار زیرک باشند و دو منی بادهٔ کهن باشد، تا بنشینند و درد دلی بکنند، و دور از چشم و گوش اغیار با فکر حکیمانه در آن تندباد حوادث برای خود چادهای اندیشند. اینجا دیگر شاعر توقع زیادی ندارد، و به هر حال به چیزی اندک خرسند است.
از کتاب:
▪️ گلگشت در شعر و اندیشهٔ حافظ | نوشتهٔ محمدامین ریاحی | انتشارات علمی | ۵۳۲ ص. وزیری | جلد سخت | ۲۵۰,۰۰۰ تومان (طرح جلد کتاب)
#شعر #بریده_کتاب
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
دکتر محمدامین ریاحی (۱۳۸۸-۱۳۰۲)
آیا کسانی را سراغ داریم که سزاوار نفرتند؟
«چنین به نظر میرسد که در واقع به همان اندازه میتوان کسی را سزاوار نفرت دانست که سزاوار عشق. نه نفرت و نه عشق را نمیتوان از عدالت استنتاج کرد. فقط به موجب قانون است که کسی را میتوان سزاوار چیزی دانست. اما هیچ قانونی نمیتواند کسی را مستحق عشق بداند و آن را بهزور تحمیل کند، و به همین ترتیب نفرت را. هم عشق و هم نفرت، هر دو، بدون چشمداشت و بدون دلایل قانونی اتفاق میافتند.
حال میتوان این پرسش را پیش کشید که آیا انسانهایی، چیزهایی، جنبشهایی یا نظامهایی وجود ندارند که انصافاً و بهحق سزاوار نابودی باشند؟ و آیا نفرت به معنای شروع تلاش در راه نابودی کامل آنها نیست؟ پاسخ من به این پرسش چنین است: مطمئناً تشکیلاتی، نهادهایی، رسم و رسوم و عادات و اعتقاداتی، تلاشهایی، جنبشهایی، نظامهایی سیاسی، برداشتهایی و شاید انسانهایی وجود دارند که سزاوار نابودیاند. نفرت اما مساوی با تمایل به نابودی نیست (چه رسد به این اعتقاد که چیزی سزاوار نابودی است). ما از انسانها و گروههای متنفریم –از ملتها، نژادها، طبقات اجتماعی و از ثروتمندان و تهیدستان، از سیاه و سفید– ولی نفرت ما چیزهایی انتزاعی نظیر نظامهای سیاسی و عقاید را نشانه نگرفته است. نفرت از گناه صرفاً یک استعاره است؛ ما فقط میتوانیم از گناهکاران و حتی شاید از خودمان متنفر باشیم. نفرت چیزی بیش از تلاش در راه ویرانی و نابودی است. نفرت، مانند عشق، متضمن نوعی پایانناپذیری است، سیریناپذیری. نفرت صرفاً به دنبال ویرانی و نابودی نیست، بلکه در پی زجر و مصیبت بیپایان است، چیزی شبیه قبول خصلتهای شیطانی؛ و سرشت اصلی شیطان چیزی نیست جز دسترسی به قدرتی سیریناپذیر در جهت ویرانی و نابودی.»
▪️از جستار «آیا جهانی بدون نفرتورزی ممکن است؟»، لشک کولاکوفسکی
جستارهای لشک کولاکوفسکی حاوی تأملاتی عمیق پیرامون مهمترین مسائل سیاسی و اجتماعی و فکری انسان است. او از جمله اندیشمندانی است که در جستارهایش با زبانی شیوا و همهفهم به بیان مسائل بنیادین میپردازد.
کتاب تازهای که به ترجمهٔ خسرو ناقد منتشر شده شامل چند جستار و گفتوگو از این اندیشمند بزرگ است.
فهرست و صفحاتی از کتاب
▪️ رویارویی با پاسداران مطلقگرایی | نوشتهی لشک کولاکوفسکی | تدوین و ترجمهٔ خسرو ناقد | نشر نی | ۲۷۶ ص. رقعی، شومیز | ۱۹۰,۰۰۰ تومان
#بریده_کتاب #پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
«چنین به نظر میرسد که در واقع به همان اندازه میتوان کسی را سزاوار نفرت دانست که سزاوار عشق. نه نفرت و نه عشق را نمیتوان از عدالت استنتاج کرد. فقط به موجب قانون است که کسی را میتوان سزاوار چیزی دانست. اما هیچ قانونی نمیتواند کسی را مستحق عشق بداند و آن را بهزور تحمیل کند، و به همین ترتیب نفرت را. هم عشق و هم نفرت، هر دو، بدون چشمداشت و بدون دلایل قانونی اتفاق میافتند.
حال میتوان این پرسش را پیش کشید که آیا انسانهایی، چیزهایی، جنبشهایی یا نظامهایی وجود ندارند که انصافاً و بهحق سزاوار نابودی باشند؟ و آیا نفرت به معنای شروع تلاش در راه نابودی کامل آنها نیست؟ پاسخ من به این پرسش چنین است: مطمئناً تشکیلاتی، نهادهایی، رسم و رسوم و عادات و اعتقاداتی، تلاشهایی، جنبشهایی، نظامهایی سیاسی، برداشتهایی و شاید انسانهایی وجود دارند که سزاوار نابودیاند. نفرت اما مساوی با تمایل به نابودی نیست (چه رسد به این اعتقاد که چیزی سزاوار نابودی است). ما از انسانها و گروههای متنفریم –از ملتها، نژادها، طبقات اجتماعی و از ثروتمندان و تهیدستان، از سیاه و سفید– ولی نفرت ما چیزهایی انتزاعی نظیر نظامهای سیاسی و عقاید را نشانه نگرفته است. نفرت از گناه صرفاً یک استعاره است؛ ما فقط میتوانیم از گناهکاران و حتی شاید از خودمان متنفر باشیم. نفرت چیزی بیش از تلاش در راه ویرانی و نابودی است. نفرت، مانند عشق، متضمن نوعی پایانناپذیری است، سیریناپذیری. نفرت صرفاً به دنبال ویرانی و نابودی نیست، بلکه در پی زجر و مصیبت بیپایان است، چیزی شبیه قبول خصلتهای شیطانی؛ و سرشت اصلی شیطان چیزی نیست جز دسترسی به قدرتی سیریناپذیر در جهت ویرانی و نابودی.»
▪️از جستار «آیا جهانی بدون نفرتورزی ممکن است؟»، لشک کولاکوفسکی
جستارهای لشک کولاکوفسکی حاوی تأملاتی عمیق پیرامون مهمترین مسائل سیاسی و اجتماعی و فکری انسان است. او از جمله اندیشمندانی است که در جستارهایش با زبانی شیوا و همهفهم به بیان مسائل بنیادین میپردازد.
کتاب تازهای که به ترجمهٔ خسرو ناقد منتشر شده شامل چند جستار و گفتوگو از این اندیشمند بزرگ است.
فهرست و صفحاتی از کتاب
▪️ رویارویی با پاسداران مطلقگرایی | نوشتهی لشک کولاکوفسکی | تدوین و ترجمهٔ خسرو ناقد | نشر نی | ۲۷۶ ص. رقعی، شومیز | ۱۹۰,۰۰۰ تومان
#بریده_کتاب #پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
آیا کسانی را سراغ داریم که سزاروار نفرتند؟/ کولاکوفسکی
ملتی گر بُوَد سپاسگزار
ز اوستاد کهن، جوان مانَد.
به مناسبت زادروز جلال خالقی مطلق
«در یک کشور کهنسالی مانند ایران که ریشهٔ ملیّت عمیق است، اگر دولتها ملیت را با بازی آلاکلنگ یکی بگیرند، خطر پرتاب شدنشان زیاد است.»
بیستم شهریور، زادروز دکتر جلال خالقی مطلق، گرانمایه فرزند ایران، ادیب و شاهنامهپژوه ایرانی است که چون از غبار فضایی که اسامی روشنفکران مغرض و کجفهم رنگارنگِ همنسل او قبضه کردهاند عبور کنیم، قدر این مرد اهل ادب و ایرانفهم –که عمرش دراز باد– و امثال او را بیش از پیش میدانیم.
دکتر خالقی مطلق کنار آثار ارزشمندش، مسئلهٔ ایران را میفهمد و در مصاحبهای بهدرستی اشاره میکند: «بحثهایی دربارهٔ نژادپرستی فردوسی، عربستیزی، ترکستیزی، بحثهای امروزی است. اینها برخاسته از عقاید امروز مردم ما است. بهخصوص نه مردم ما، بلکه گروهی که اینها خودشان بیشتر نژادپرستند از آن چیزی که گذشتگان بودند. دوست ندارند کشوری به نام ایران با مرزهایی که دارد متحد باقی بماند. از این رو به نمادهای ملی، به سمبلهای ملی این کشور حمله میکنند و مهمترین سمبلهای ملی این کشور فردوسی و شاهنامه و زبان فارسی است.»
دکتر خالقی مطلق پژوهشهایی هم دربارهٔ زنان در شاهنامه انجام داده و به نکات جالبی اشاره میکند: «زنان شاهنامه حتی با آن زنان سرد و بیگانهنمایی که با اندامهای فربه در برخی تصاویر مینیاتورهای فارسی نمایان هستند تفاوت دارند. زنان شاهنامه شخصیتهایی هستند زنده، پرشور، مهربان، شجاع، باهوش و مستقل. هرکس به زنان شاهنامه توجه بیشتری داشته باشد اذعان خواهد کرد که داوری بالا دربارۀ زنان شاهنامه بههیچوجه مبتنی بر احساسات نیست.»
gisou
#یاد
@kaaghaz
ز اوستاد کهن، جوان مانَد.
به مناسبت زادروز جلال خالقی مطلق
«در یک کشور کهنسالی مانند ایران که ریشهٔ ملیّت عمیق است، اگر دولتها ملیت را با بازی آلاکلنگ یکی بگیرند، خطر پرتاب شدنشان زیاد است.»
بیستم شهریور، زادروز دکتر جلال خالقی مطلق، گرانمایه فرزند ایران، ادیب و شاهنامهپژوه ایرانی است که چون از غبار فضایی که اسامی روشنفکران مغرض و کجفهم رنگارنگِ همنسل او قبضه کردهاند عبور کنیم، قدر این مرد اهل ادب و ایرانفهم –که عمرش دراز باد– و امثال او را بیش از پیش میدانیم.
دکتر خالقی مطلق کنار آثار ارزشمندش، مسئلهٔ ایران را میفهمد و در مصاحبهای بهدرستی اشاره میکند: «بحثهایی دربارهٔ نژادپرستی فردوسی، عربستیزی، ترکستیزی، بحثهای امروزی است. اینها برخاسته از عقاید امروز مردم ما است. بهخصوص نه مردم ما، بلکه گروهی که اینها خودشان بیشتر نژادپرستند از آن چیزی که گذشتگان بودند. دوست ندارند کشوری به نام ایران با مرزهایی که دارد متحد باقی بماند. از این رو به نمادهای ملی، به سمبلهای ملی این کشور حمله میکنند و مهمترین سمبلهای ملی این کشور فردوسی و شاهنامه و زبان فارسی است.»
دکتر خالقی مطلق پژوهشهایی هم دربارهٔ زنان در شاهنامه انجام داده و به نکات جالبی اشاره میکند: «زنان شاهنامه حتی با آن زنان سرد و بیگانهنمایی که با اندامهای فربه در برخی تصاویر مینیاتورهای فارسی نمایان هستند تفاوت دارند. زنان شاهنامه شخصیتهایی هستند زنده، پرشور، مهربان، شجاع، باهوش و مستقل. هرکس به زنان شاهنامه توجه بیشتری داشته باشد اذعان خواهد کرد که داوری بالا دربارۀ زنان شاهنامه بههیچوجه مبتنی بر احساسات نیست.»
gisou
#یاد
@kaaghaz
Forwarded from نور سیاه
نامه دکتر زرینکوب.PDF
215.1 KB
در بخارای تابستان ۱۴۰۲ نامهای از استاد عبدالحسین زرینکوب به استاد باستانی پاریزی منتشر شده که سوزناک و عجیب است و از اسناد فرهنگی عصر.
زرینکوب نوشته دانشگاه طهران به مجرد یک اتهام و گمان نادرست، حاصل چهل سال زحمت او را به باد داده است. نوشته در فرنگ از او دعوت شده که در دانشگاههای آنجا تدریس کند اما نپذیرفته است:
«از چهل سال عمر که صرف تعلیم و تربیت جوانان وطن کردهام چه طرفی بستم که حالا بیایم برای کفاف معاش...».
وقتی آشفتگی بلکه درماندگی زرینکوب برای تأمین ارز بهمنظور پرداخت هزینههای عمل جراحی قلبش را میخواندم و دیدم کار استاد بزرگ، برای پرداخت معادل ریالی ارز مورد حاجت، پیرانهسر، به فروش فرش و کتاب و اثاث البیت رسیده بود، نمیدانم چرا این دو بیت ملکالشعرای بهار از خاطرم میگذشت:
شد منقطع هزینهٔ دور علاج من
زین صرفهجویی سره دولت به زر رسید
بویحیی ار برفت «حکیمی» به جای ماند
وای ار گدا به دولت و اقبال و فر رسید
https://t.me/n00re30yah
زرینکوب نوشته دانشگاه طهران به مجرد یک اتهام و گمان نادرست، حاصل چهل سال زحمت او را به باد داده است. نوشته در فرنگ از او دعوت شده که در دانشگاههای آنجا تدریس کند اما نپذیرفته است:
«از چهل سال عمر که صرف تعلیم و تربیت جوانان وطن کردهام چه طرفی بستم که حالا بیایم برای کفاف معاش...».
وقتی آشفتگی بلکه درماندگی زرینکوب برای تأمین ارز بهمنظور پرداخت هزینههای عمل جراحی قلبش را میخواندم و دیدم کار استاد بزرگ، برای پرداخت معادل ریالی ارز مورد حاجت، پیرانهسر، به فروش فرش و کتاب و اثاث البیت رسیده بود، نمیدانم چرا این دو بیت ملکالشعرای بهار از خاطرم میگذشت:
شد منقطع هزینهٔ دور علاج من
زین صرفهجویی سره دولت به زر رسید
بویحیی ار برفت «حکیمی» به جای ماند
وای ار گدا به دولت و اقبال و فر رسید
https://t.me/n00re30yah
محمد محمدعلی در ۷۵ سالگی در کانادا درگذشت.
ژاله محمدعلی، خواهر این نویسنده به ایسنا گفت او ساعت ۲ بامداد جمعه (۲۴ شهریور) به وقت ایران از دنیا رفته است.
محمد محمدعلی هفتم اردیبهشت ۱۳۲۷ در خیابان مولوی تهران به دنیا آمد.
از آثار این نویسنده به این عنوانها میتوان اشاره کرد: مجموعه داستانهای بازنشستگی و داستانهای دیگر (۱۳۶۶)، چشم دوم (۱۳۷۳) و دریغ از روبهرو (۱۳۷۸) و رمانهای رعد و برق بیباران (۱۳۷۰)، نقش پنهان (۱۳۷۰)، باورهای خیس یک مرده (۱۳۷۶)، برهنه در باد (۱۳۷۹، برنده تندیس یلدا در سال ۱۳۸۰)، قصهٔ تهمینه (۱۳۸۲)، آدم و حوا (۱۳۸۳)، جمشید و جمک (۱۳۸۳)، مشی و مشیانه و جهان زندگان.
ایسنا
#خبر
@kaaghaz
ژاله محمدعلی، خواهر این نویسنده به ایسنا گفت او ساعت ۲ بامداد جمعه (۲۴ شهریور) به وقت ایران از دنیا رفته است.
محمد محمدعلی هفتم اردیبهشت ۱۳۲۷ در خیابان مولوی تهران به دنیا آمد.
از آثار این نویسنده به این عنوانها میتوان اشاره کرد: مجموعه داستانهای بازنشستگی و داستانهای دیگر (۱۳۶۶)، چشم دوم (۱۳۷۳) و دریغ از روبهرو (۱۳۷۸) و رمانهای رعد و برق بیباران (۱۳۷۰)، نقش پنهان (۱۳۷۰)، باورهای خیس یک مرده (۱۳۷۶)، برهنه در باد (۱۳۷۹، برنده تندیس یلدا در سال ۱۳۸۰)، قصهٔ تهمینه (۱۳۸۲)، آدم و حوا (۱۳۸۳)، جمشید و جمک (۱۳۸۳)، مشی و مشیانه و جهان زندگان.
ایسنا
#خبر
@kaaghaz
به نظر من علت حقیقی جنگ [پلوپونزی] این بود که آتن نیرومند شده بود و این واقعیت اسپارتیان را چنان وحشتزده ساخته بود که مجبور شدند به جنگ دست یازند.
تاریخ جنگ پلوپونزی، توکودیدس
تامس هابز که توکودیدس را ترجمه کرد و شاهد جنگ داخلی انگلیس نیز بود، این ترس از دیگران را یکی از دلایل اصلی درگیری میداند: «ترس از یکدیگر سبب میشود پیشدستی یا سبقتگرفتن معقولترین راه برای هر کس برای گریز از این حالت ترس متقابل و تأمین امنیت باشد. یعنی هر کس باید از طریق زور یا تزویر بر همهٔ آدمیان تا آنجا که میتواند سلطه و سروری بیابد تا حدی که دیگر هیچ قدرتی به اندازهٔ کافی نیرومند نباشد که وی را در خطر افکند.». دام هابزی علاوه بر افراد، گروهها را نیز به تله میاندازد. هنگامی که دو گروه برای یکدیگر تهدید بالقوه باشند، ترس متقابلی که ثمرهٔ این وضعیت است به هر یک از طرفین دلیل خوبی را برای واردکردن ضربهٔ نخست میدهد. و از آنجا که هر دو طرف میدانند طرف مقابل چنین دلیلی دارد، دایرهٔ ترس تقویت میشود.
از کتاب:
▪️انسانیت: تاریخ اخلاقی سدهٔ بیستم | جاناتان گلاور | ترجمهٔ افشین خاکباز، ویرایش خشایار دیهیمی | نشر آگه | نایاب
#بریده_کتاب
@kaaghaz
تاریخ جنگ پلوپونزی، توکودیدس
تامس هابز که توکودیدس را ترجمه کرد و شاهد جنگ داخلی انگلیس نیز بود، این ترس از دیگران را یکی از دلایل اصلی درگیری میداند: «ترس از یکدیگر سبب میشود پیشدستی یا سبقتگرفتن معقولترین راه برای هر کس برای گریز از این حالت ترس متقابل و تأمین امنیت باشد. یعنی هر کس باید از طریق زور یا تزویر بر همهٔ آدمیان تا آنجا که میتواند سلطه و سروری بیابد تا حدی که دیگر هیچ قدرتی به اندازهٔ کافی نیرومند نباشد که وی را در خطر افکند.». دام هابزی علاوه بر افراد، گروهها را نیز به تله میاندازد. هنگامی که دو گروه برای یکدیگر تهدید بالقوه باشند، ترس متقابلی که ثمرهٔ این وضعیت است به هر یک از طرفین دلیل خوبی را برای واردکردن ضربهٔ نخست میدهد. و از آنجا که هر دو طرف میدانند طرف مقابل چنین دلیلی دارد، دایرهٔ ترس تقویت میشود.
از کتاب:
▪️انسانیت: تاریخ اخلاقی سدهٔ بیستم | جاناتان گلاور | ترجمهٔ افشین خاکباز، ویرایش خشایار دیهیمی | نشر آگه | نایاب
#بریده_کتاب
@kaaghaz
۱۳۱ کتاب درسی زبان و ادبیات فارسی
مجموعهای از ۱۳۱ عنوان کتاب درسی زبان و ادب فارسی بر روی وبگاه فرهنگستان زبان و ادب فارسی بارگذاری شده است.
در طرح پژوهشی «کتابشناسی کتابهای درسی زبان و ادب فارسی مدارس از ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ شمسی» که فرناز صادقی، عضو هیئت علمی و پژوهشگر گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، اجرای آن را برعهده داشته است، كتابهای درسی زبان و ادبیات فارسی صد سال گذشتۀ همۀ پایههای تحصیلی گردآوری شده است و نسخۀ الکترونیک این آثار برای بهرهبرداری پژوهشگران وعلاقهمندان بر روی وبگاه فرهنگستان زبان و ادب فارسی در دسترس قرارگرفته است.
لینک دانلود
#کتاب_رایگان #بایگانی
@kaaghaz
مجموعهای از ۱۳۱ عنوان کتاب درسی زبان و ادب فارسی بر روی وبگاه فرهنگستان زبان و ادب فارسی بارگذاری شده است.
در طرح پژوهشی «کتابشناسی کتابهای درسی زبان و ادب فارسی مدارس از ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ شمسی» که فرناز صادقی، عضو هیئت علمی و پژوهشگر گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، اجرای آن را برعهده داشته است، كتابهای درسی زبان و ادبیات فارسی صد سال گذشتۀ همۀ پایههای تحصیلی گردآوری شده است و نسخۀ الکترونیک این آثار برای بهرهبرداری پژوهشگران وعلاقهمندان بر روی وبگاه فرهنگستان زبان و ادب فارسی در دسترس قرارگرفته است.
لینک دانلود
#کتاب_رایگان #بایگانی
@kaaghaz
خبر انتشار کتاب: اخبار و اسناد ابوالحسن صبا
این کتاب حاوی دو بخش است: در بخش اول هرگونه خبر مرتبط با ابوالحسن صبا گردآوری شده است؛ ازجمله نوشتهها و مقالات صبا دربارۀ «سنتور»، «پنجضربی و هفتضربی» و «نواختن رنگ».
بخش دوم کتاب نیز اختصاص به اسنادی دارد که از آرشیو سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران استخراج و بازخوانی شدهاند./ خلاصهای از توضیح سایت ناشر
▪️اخبار و اسناد ابوالحسن صبا در مطبوعات و آرشیو اسناد ملی | به کوشش مهدی نورمحمدی | مؤسسهٔ ماهور | ۴۷۲ص. وزیری شومیز | ۳۶۰,۰۰۰ تومان
| طرح جلد
#خبر_انتشار_کتاب
@kaaghaz
این کتاب حاوی دو بخش است: در بخش اول هرگونه خبر مرتبط با ابوالحسن صبا گردآوری شده است؛ ازجمله نوشتهها و مقالات صبا دربارۀ «سنتور»، «پنجضربی و هفتضربی» و «نواختن رنگ».
بخش دوم کتاب نیز اختصاص به اسنادی دارد که از آرشیو سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ایران استخراج و بازخوانی شدهاند./ خلاصهای از توضیح سایت ناشر
▪️اخبار و اسناد ابوالحسن صبا در مطبوعات و آرشیو اسناد ملی | به کوشش مهدی نورمحمدی | مؤسسهٔ ماهور | ۴۷۲ص. وزیری شومیز | ۳۶۰,۰۰۰ تومان
| طرح جلد
#خبر_انتشار_کتاب
@kaaghaz
Telegram
عکس و فایل کاغذ
بعد دربارهی پاسترناک حرف زد. آخماتووا به او ارادت داشت. بعد از مرگ ماندلشتام این دو نفر تنها مانده بودند. فکر اینکه دیگری زنده است و کار میکند واقعاً باعث تسلای خاطر دو نفرشان بود. راحت از یکدیگر انتقاد میکردند اما به کس دیگری اجازهی این کار را نمیدادند. هر دو شاعر احساس غرور میکردند از عشق و ارادت مردان و زنان بیشماری که در اتحاد شوروی شعرهایشان را از بر بودند و تکثیر میکردند و دستبهدست میگرداندند. اما هر دو مثل تبعیدیها بودند، و هر دو هم از فکر مهاجرت بیزار. دوست داشتند غرب را ببینند، اما نه به این قیمت که نتوانند برگردند. میهنپرستی عمیقشان آغشته به ناسیونالیسم نبود. آخماتووا حاضر نبود از جایش تکان بخورد. هر مصیبتی هم که در راه میبود، حاضر نبود روسیه را رها کند.
از مقالهی «گفتوگوهایی با آخماتووا و پاسترناک»، آیزایا برلین
▪️ ذهن روسی در نظام شوروی | نوشتهی آیزایا برلین | ترجمهٔ رضا رضایی | نشر ماهی | ۴۱۶ ص. رقعی، شومیز | ۱۱۵,۰۰۰ تومان
#بریده_کتاب
@kaaghaz
از مقالهی «گفتوگوهایی با آخماتووا و پاسترناک»، آیزایا برلین
▪️ ذهن روسی در نظام شوروی | نوشتهی آیزایا برلین | ترجمهٔ رضا رضایی | نشر ماهی | ۴۱۶ ص. رقعی، شومیز | ۱۱۵,۰۰۰ تومان
#بریده_کتاب
@kaaghaz