با دست خودش بهش شیرینی میده.
فقط به نگاهِ پرسشگر جونگکوک دقت کنید؛ انگار میخواد ببینه تونسته خوشحالش کنه یا نه، و اون ذوقی که روی صورت جیمین دیده میشه.
فقط به نگاهِ پرسشگر جونگکوک دقت کنید؛ انگار میخواد ببینه تونسته خوشحالش کنه یا نه، و اون ذوقی که روی صورت جیمین دیده میشه.
🐳60
ماساژش میده تا دردش کمتر بشه.
با اینکه جیمین توی تیم مقابلشه، مدام بهش میگه «خیلی خفنی» و برای حمایت ازش باهاش هایفایو میکنه.
با اینکه جیمین توی تیم مقابلشه، مدام بهش میگه «خیلی خفنی» و برای حمایت ازش باهاش هایفایو میکنه.
🐳59
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ازش تعریف میکنه و اصلاً هم برای گفتن اینکه دوستش داره معطل نمیکنه.
🐳57
باهاش لاس میزنه و جلوی دوربین سرگرمش میکنه.
🐳56
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جونگکوک، شب موقع خواب بغلش کرده بود و خودش هم اعتراف کرد که ازش خوشش اومده بود:
جیمین: «دیشب جونگکوک وقتی خوابید، منو بغل کرده بود.»
جونگکوک: «این هیونگ عجیبه. لطفاً از این حرفای عجیب نزن.»
جیمین: «خوشت نیومد؟»
جونگکوک: «چرا.»
جیمین: «دیشب جونگکوک وقتی خوابید، منو بغل کرده بود.»
جونگکوک: «این هیونگ عجیبه. لطفاً از این حرفای عجیب نزن.»
جیمین: «خوشت نیومد؟»
جونگکوک: «چرا.»
🐳56
داشت ازش عکس میگرفت:
🐳52
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا چند دقیقه نمیتونست چشم ازش برداره:
🐳54
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وسط اجرا اجازه میداد جیمین ببوستش و بهش نزدیک بشه.
🐳54
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و خیلی علنی هم میگفت که جیمین رو میخواد؛ اصلاً هم از فلرت کردنِ (لاس زدن) واضح باهاش خجالت نمیکشید.
جونگکوک: «اون خوشتیپه.» «چه لحن سکسیای!» «من میخوامت!»
جونگکوک: «من میخوامت، میخوامت.»
جونگکوک: «میخوامت، میخوامت، میخوامت.»
جیمین: «تمومش کن!»
جیمین: «گفتن اینکه منو میخوای رو تموم کن، این لحن خوبی نیست.»
جونگکوک: «اون خوشتیپه.» «چه لحن سکسیای!» «من میخوامت!»
جونگکوک: «من میخوامت، میخوامت.»
جونگکوک: «میخوامت، میخوامت، میخوامت.»
جیمین: «تمومش کن!»
جیمین: «گفتن اینکه منو میخوای رو تموم کن، این لحن خوبی نیست.»
🐳59
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی جیمین در ۱۸ آگوست دچار حادثه شد، نتونست توی کنسرت اجرا داشته باشه. (بیهوش شده بود)
وقتی بالاخره تونست برگرده و توی کنسرت حاضر بشه، جونگکوک به سمتش رفت و این قسمت از آهنگ رو براش خوند:
«این ریتمی که از هدفونم میاد... همهی احساساتم اونجا پنهان شده.»
وقتی بالاخره تونست برگرده و توی کنسرت حاضر بشه، جونگکوک به سمتش رفت و این قسمت از آهنگ رو براش خوند:
«این ریتمی که از هدفونم میاد... همهی احساساتم اونجا پنهان شده.»
الیزا: در حالی که خیلیها میگفتن صدا و بینی جونگکوک گرفته بود... انگاری گریه کرده بود...
🐳60
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲۹ آگوست دوباره خیلی علنی باهاش فلرت کرد و حسابی خجالتزدهش کرد:
🐳57
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اول سپتامبر، از جیمین پرسیدن برای تولد جونگکوک چی میخواد بهش هدیه بده. جیمین گفت: «بهش یه بوسه میدم.»
بعدش اعضا شروع کردن به داد زدن: «میخوای ۵۰ تا تیشرت براش بخری!؟» و سعی کردن با این حرف موضوع رو عوض کنن و جمعش کنن.
اون وسط هم جیمین و جونگکوک داشتن میخندیدن.
بعدش اعضا شروع کردن به داد زدن: «میخوای ۵۰ تا تیشرت براش بخری!؟» و سعی کردن با این حرف موضوع رو عوض کنن و جمعش کنن.
اون وسط هم جیمین و جونگکوک داشتن میخندیدن.
🐳62
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعد از اون، جیمین یه ویدیو منتشر کرد. توی ویدیو از جونگکوک پرسید برای تولدش چی میخواد.
وقتی جونگکوک جواب داد: «۵۰ تا تیشرت»، جیمین خندید و گفت: «میکُشمت»، و بعد ویدیو رو تموم کرد.
وقتی جونگکوک جواب داد: «۵۰ تا تیشرت»، جیمین خندید و گفت: «میکُشمت»، و بعد ویدیو رو تموم کرد.
🐳61
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوباره یه ویدیوی دیگه منتشر کرد، توی اون ویدیو جیمین از جونگکوک یه بوسه میخواست و جونگکوک هم گوشهی لبش یه لبخند کوچیک (که بیشتر شبیه پوزخند بود) زده بود.
🐳56
جونگکوک تو روزهای بعد این موضوع رو واضحتر میکنه.
فعلاً میخوام درباره مهمترینهاشون حرف بزنم:
نویسنده: ببخشید بچهها، ولی اینقدر لحظههای پر از مدرک وجود داره که نتونستم همشون رو توی این ثرد بیارم. بعداً هر از گاهی بعضیهاشون رو میذارم، ولی نمیخوام این ثرد بیشتر از این طولانی بشه.
فعلاً میخوام درباره مهمترینهاشون حرف بزنم:
🐳57