جونگکوک به مناسبت تولد جیمین براش یه نامه هم نوشت:
«به جیمینی هیونگ،
سلام پارک جیمینی هیونگ. من جونگکوکم. هیونگ ♥️ امروز بیستمین تولدته، برای همین نمیتونستم برات نامه ننویسم. کِکِ. تولدت مبارک و همیشه بابت همهچیز ازت ممنونم. من همیشه شوخیهات رو نادیده میگیرم و بهشون واکنش نشون نمیدم، ولی میدونی که از روی عمد این کارو نمیکنم، مگه نه؟ هیونگ، دوستت دارم. دوباره تولدت مبارک! دفعهی بعد مهمونت میکنم و با هم غذا میخوریم!! ککک.»
«به جیمینی هیونگ،
سلام پارک جیمینی هیونگ. من جونگکوکم. هیونگ ♥️ امروز بیستمین تولدته، برای همین نمیتونستم برات نامه ننویسم. کِکِ. تولدت مبارک و همیشه بابت همهچیز ازت ممنونم. من همیشه شوخیهات رو نادیده میگیرم و بهشون واکنش نشون نمیدم، ولی میدونی که از روی عمد این کارو نمیکنم، مگه نه؟ هیونگ، دوستت دارم. دوباره تولدت مبارک! دفعهی بعد مهمونت میکنم و با هم غذا میخوریم!! ککک.»
🐳59
نویسنده: اینجا دوباره میخوام نظر شخصی خودم رو باهاتون در میون بذارم.
میدونید، وقتی یه نفر که بهتون توجه میکنه و براتون اهمیت قائله، مدام کنارتونه و توی یه محیط مشترک باهاش هستید، بعد از یه مدت ممکنه ناخودآگاه شروع کنید به زیر نظر گرفتنش.
موهاش، چشمهاش، لبهاش و چیزای دیگه.
و کمکم متوجه میشید که واقعاً چقدر جذابه. از طرفی، وقتی میبینید بقیه هم مدام ازش تعریف میکنن و تحسینش میکنن، این موضوع میتونه حتی بیشتر روی شما تأثیر بذاره.
با خودتون میگید: «آره... واقعاً خوشگله.»
و اگر ببینید همون آدم کمکم به بقیه هم توجه نشون میده، ممکنه این قضیه بیشتر تحریکتون کنه و باعث بشه تازه بفهمید چقدر براتون خاصه.
اون موقع، حتی اگر توجهش یه زمانی براتون «عجیب» یا «معذبکننده» به نظر میرسید، ممکنه باز هم کمکم دلتون بخواد اون توجه رو دریافت کنید. به خودتون اجازه میدید که از طرف اون آدم دوست داشته بشید.
🐳52
فکر میکنم زمانی که جونگکوک شروع کرد این احساسات رو نسبت به جیمین پیدا کنه، مربوط به دوران «Danger» بود. چون تقریباً همون موقع بود که جونگکوک برای اولین بار شروع کرد جیمین رو «خوشقیافه» صدا زدن و توی خیلی از سؤالها، این جونگکوک بود که جوابش «جیمین» میشد.
🐳51
تمام این اتفاقها تا اکتبر ۲۰۱۴ ادامه پیدا کرد. بعد از اون، به نظر میرسید جونگکوک کمکم آشکارا اجازه میداد جیمین دوستش داشته باشه. حتی بعضی وقتها خودش هم قدمهای کوچیکی برمیداشت.
🐳53
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جونگکوک میخنده و اجازه میده جیمین بگه: «ما توی یه رابطهی عاشقانهایم» و حتی خودش هم باهاش همراهی میکنه.
جیمین: «ما توی یه رابطهی عاشقانهایم. رابطهمون این شکلیه؛ تو منو میزنی، منم تو رو میزنم.»
جونگکوک: «رابطهمون خوبه.»
جیمین: «ما توی یه رابطهی عاشقانهایم. رابطهمون این شکلیه؛ تو منو میزنی، منم تو رو میزنم.»
جونگکوک: «رابطهمون خوبه.»
🐳57
پس اگه نظر منو بخواید، فکر میکنم حوالی همین زمان بود که جونگکوک کمکم شروع کرد احساسات جیمین رو بپذیره و باهاش راحتتر بشه. انگار اجازه داد جیمین دوستش داشته باشه و خودش هم یه قدم به سمتش برداشت.
پست جونگکوک در ۲ نوامبر ۲۰۱۴ که برای تشکر از آرمی، یه سلفیای رو منتشر کرد که جیمین از دوتاشون گرفته بود.
پست جونگکوک در ۲ نوامبر ۲۰۱۴ که برای تشکر از آرمی، یه سلفیای رو منتشر کرد که جیمین از دوتاشون گرفته بود.
🐳55
به نظرم این تغییر رفتار جونگکوک میتونه از اینجا اومده باشه که کمکم شروع کرده بود ارزش و اهمیتی که جیمین بهش میداد رو بیشتر درک کنه.
شاید از اینکه جیمین اینقدر تحسینش میکرد لذت میبرد، شاید حتی بابتش احساس قدردانی میکرد.
و به نظرم دلش میخواست برای کسی که این همه بهش ارزش میده، متقابلاً ارزش قائل بشه و محبتش رو بیجواب نذاره.
ولی در عین حال، چون خودش رابطهی همجنس رو قبول نداشت، خیلی هم با جیمین کوتاه نمیاومد و سعی میکرد یه فاصلهای رو حفظ کنه.
یه جورایی شبیه رفتاریه که الان با آرمی داره؛ وقتی از مرزهاش رد میشن ممکنه کلافه یا ناراحت بشه، ولی همزمان از اینکه دوستش دارن و تحسینش میکنن خوشحال و قدردانه و سعی میکنه خوشحالشون کنه.
شاید از اینکه جیمین اینقدر تحسینش میکرد لذت میبرد، شاید حتی بابتش احساس قدردانی میکرد.
و به نظرم دلش میخواست برای کسی که این همه بهش ارزش میده، متقابلاً ارزش قائل بشه و محبتش رو بیجواب نذاره.
ولی در عین حال، چون خودش رابطهی همجنس رو قبول نداشت، خیلی هم با جیمین کوتاه نمیاومد و سعی میکرد یه فاصلهای رو حفظ کنه.
یه جورایی شبیه رفتاریه که الان با آرمی داره؛ وقتی از مرزهاش رد میشن ممکنه کلافه یا ناراحت بشه، ولی همزمان از اینکه دوستش دارن و تحسینش میکنن خوشحال و قدردانه و سعی میکنه خوشحالشون کنه.
🐳54
شاید برای جونگکوک، جیمین هم یه جورایی مثل آرمی بوده. 🤷🏻♀️
اصلاً فرق کسی که همیشه تحسینت میکنه، مدام ازت تعریف میکنه، سعی میکنه ازت مراقبت کنه و هر کاری هم بکنی با خودش میگه «ولی خب کیوته» و ازت میگذره، با آرمی چیه؟ 😭
هر کاری هم که جونگکوک میکرد، جیمین انگار نادیده میگرفت و هیچوقت از دوست داشتنش دست نمیکشید.
اصلاً فرق کسی که همیشه تحسینت میکنه، مدام ازت تعریف میکنه، سعی میکنه ازت مراقبت کنه و هر کاری هم بکنی با خودش میگه «ولی خب کیوته» و ازت میگذره، با آرمی چیه؟ 😭
نویسنده: البته این فقط نظر شخصی منه.
هر کاری هم که جونگکوک میکرد، جیمین انگار نادیده میگرفت و هیچوقت از دوست داشتنش دست نمیکشید.
🐳54
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مثلاً توی قسمت ۷ ران بیتیاس یه بازی داشتن که هر کسی پرچم دستش بود، میتونست غذا بگیره.
جیمین بیشتر از یه پرچم داشت و بهش گفتن میتونه پرچمش رو به هر کسی که دلش میخواد بده.
همه جلو اومدن و شروع کردن به خواهش کردن که پرچم رو بهشون بده، جونگکوک هم پرچم جیمین رو میخواست.
ولی جیمین خیلی تند واکنش نشون داد و گفت: «برو اونور، تو به من گفتی آشغال!» و ردش کرد. جونگکوک هم بعدش قهر کرد و رفت یه گوشه نشست.
با این حال، جیمین آخرش باز هم جونگکوک رو انتخاب کرد. همه تعجب کردن و پرسیدن: «چرا اون؟»
جیمین هم خیلی ساده جواب داد: «چون خیلی کیوته!» و بعد جونگکوک رو بغل کرد.
جیمین بیشتر از یه پرچم داشت و بهش گفتن میتونه پرچمش رو به هر کسی که دلش میخواد بده.
همه جلو اومدن و شروع کردن به خواهش کردن که پرچم رو بهشون بده، جونگکوک هم پرچم جیمین رو میخواست.
ولی جیمین خیلی تند واکنش نشون داد و گفت: «برو اونور، تو به من گفتی آشغال!» و ردش کرد. جونگکوک هم بعدش قهر کرد و رفت یه گوشه نشست.
با این حال، جیمین آخرش باز هم جونگکوک رو انتخاب کرد. همه تعجب کردن و پرسیدن: «چرا اون؟»
جیمین هم خیلی ساده جواب داد: «چون خیلی کیوته!» و بعد جونگکوک رو بغل کرد.
🐳54
حالا تصور کنید یکی بهتون گفته «آشغال» و شما در جواب بهش جایزه بدید و بگید: «ولی خب خیلی کیوته!» 😭
راستش من اگه آیدول خودم هم یه همچین چیزی بهم میگفت، احتمالاً دیگه برام آیدولی باقی نمیموند.😂
ولی جیمین...
همونطور که گفتم، حالا اسمش رو عشق بذارید یا هر چیز دیگهای، یه چیز رو دیگه نمیشه انکار کرد: جیمین واقعاً خیلی زیاد جونگکوک رو دوست داشت.
راستش من اگه آیدول خودم هم یه همچین چیزی بهم میگفت، احتمالاً دیگه برام آیدولی باقی نمیموند.😂
ولی جیمین...
همونطور که گفتم، حالا اسمش رو عشق بذارید یا هر چیز دیگهای، یه چیز رو دیگه نمیشه انکار کرد: جیمین واقعاً خیلی زیاد جونگکوک رو دوست داشت.
🐳56
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توی قسمت ۱۰ ران بیتیاس هم به جونگکوک یه مأموریت داده بودن که کاری کنه جیمین بگه: «لطفاً بس کن.»
جونگکوک کل روز جیمین رو اذیت میکرد، ولی هر کاری کرد نتونست کاری کنه جیمین اون جمله رو بگه.
وقتی مأموریتها رو اعلام کردن، جیمین گفت: «شنیدن این حرف از طرف من برای تو سخته.»
جونگکوک کل روز جیمین رو اذیت میکرد، ولی هر کاری کرد نتونست کاری کنه جیمین اون جمله رو بگه.
وقتی مأموریتها رو اعلام کردن، جیمین گفت: «شنیدن این حرف از طرف من برای تو سخته.»
🐳56
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توی برنامههای قبلی، جونگکوک همیشه جیمین رو توی رتبهبندی «تایپ مورد علاقه» آخر میذاشت.
یه بار هم توی یه برنامه، مجری از جیمین خواست این بار برای تلافی، اعضا رو رتبهبندی کنه.
همه انتظار داشتن جیمین هم جونگکوک رو آخر بذاره و یه جورایی حالش رو بگیره.
ولی جیمین برعکس عمل کرد؛ جونگکوک رو نفر اول گذاشت و خودش رو آخر گذاشت.
انگار واقعاً نمیتونست دل جونگکوک رو بشکنه.
یه بار هم توی یه برنامه، مجری از جیمین خواست این بار برای تلافی، اعضا رو رتبهبندی کنه.
همه انتظار داشتن جیمین هم جونگکوک رو آخر بذاره و یه جورایی حالش رو بگیره.
ولی جیمین برعکس عمل کرد؛ جونگکوک رو نفر اول گذاشت و خودش رو آخر گذاشت.
انگار واقعاً نمیتونست دل جونگکوک رو بشکنه.
🐳57