احتمالاً جونگکوک به توجه جیمین عادت کرده بود؛ برای همین وقتی جیمین شروع کرد به کمی فاصله گرفتن، جونگکوک هم کمکم بهش نزدیکتر شد. حتی به نظر میرسید مدام سعی میکنه اطراف جیمین باشه، انگار که میخواست اون توجه رو دوباره به دست بیاره.
نویسنده: این قسمت نظر شخصی منه.
🐳56
بعدها، وقتی جیمین دوباره شروع کرد به نزدیک شدن بهش، جونگکوک هم بیشتر باهاش وقت میگذروند، باهاش عکس میگرفت و در حالی که اجازه میداد جیمین بهش نزدیک بشه و محبتش رو نشون بده، لبخند میزد.
🐳56
جونگکوک به مناسبت تولد جیمین براش یه نامه هم نوشت:
«به جیمینی هیونگ،
سلام پارک جیمینی هیونگ. من جونگکوکم. هیونگ ♥️ امروز بیستمین تولدته، برای همین نمیتونستم برات نامه ننویسم. کِکِ. تولدت مبارک و همیشه بابت همهچیز ازت ممنونم. من همیشه شوخیهات رو نادیده میگیرم و بهشون واکنش نشون نمیدم، ولی میدونی که از روی عمد این کارو نمیکنم، مگه نه؟ هیونگ، دوستت دارم. دوباره تولدت مبارک! دفعهی بعد مهمونت میکنم و با هم غذا میخوریم!! ککک.»
«به جیمینی هیونگ،
سلام پارک جیمینی هیونگ. من جونگکوکم. هیونگ ♥️ امروز بیستمین تولدته، برای همین نمیتونستم برات نامه ننویسم. کِکِ. تولدت مبارک و همیشه بابت همهچیز ازت ممنونم. من همیشه شوخیهات رو نادیده میگیرم و بهشون واکنش نشون نمیدم، ولی میدونی که از روی عمد این کارو نمیکنم، مگه نه؟ هیونگ، دوستت دارم. دوباره تولدت مبارک! دفعهی بعد مهمونت میکنم و با هم غذا میخوریم!! ککک.»
🐳59
نویسنده: اینجا دوباره میخوام نظر شخصی خودم رو باهاتون در میون بذارم.
میدونید، وقتی یه نفر که بهتون توجه میکنه و براتون اهمیت قائله، مدام کنارتونه و توی یه محیط مشترک باهاش هستید، بعد از یه مدت ممکنه ناخودآگاه شروع کنید به زیر نظر گرفتنش.
موهاش، چشمهاش، لبهاش و چیزای دیگه.
و کمکم متوجه میشید که واقعاً چقدر جذابه. از طرفی، وقتی میبینید بقیه هم مدام ازش تعریف میکنن و تحسینش میکنن، این موضوع میتونه حتی بیشتر روی شما تأثیر بذاره.
با خودتون میگید: «آره... واقعاً خوشگله.»
و اگر ببینید همون آدم کمکم به بقیه هم توجه نشون میده، ممکنه این قضیه بیشتر تحریکتون کنه و باعث بشه تازه بفهمید چقدر براتون خاصه.
اون موقع، حتی اگر توجهش یه زمانی براتون «عجیب» یا «معذبکننده» به نظر میرسید، ممکنه باز هم کمکم دلتون بخواد اون توجه رو دریافت کنید. به خودتون اجازه میدید که از طرف اون آدم دوست داشته بشید.
🐳52
فکر میکنم زمانی که جونگکوک شروع کرد این احساسات رو نسبت به جیمین پیدا کنه، مربوط به دوران «Danger» بود. چون تقریباً همون موقع بود که جونگکوک برای اولین بار شروع کرد جیمین رو «خوشقیافه» صدا زدن و توی خیلی از سؤالها، این جونگکوک بود که جوابش «جیمین» میشد.
🐳51
تمام این اتفاقها تا اکتبر ۲۰۱۴ ادامه پیدا کرد. بعد از اون، به نظر میرسید جونگکوک کمکم آشکارا اجازه میداد جیمین دوستش داشته باشه. حتی بعضی وقتها خودش هم قدمهای کوچیکی برمیداشت.
🐳53
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جونگکوک میخنده و اجازه میده جیمین بگه: «ما توی یه رابطهی عاشقانهایم» و حتی خودش هم باهاش همراهی میکنه.
جیمین: «ما توی یه رابطهی عاشقانهایم. رابطهمون این شکلیه؛ تو منو میزنی، منم تو رو میزنم.»
جونگکوک: «رابطهمون خوبه.»
جیمین: «ما توی یه رابطهی عاشقانهایم. رابطهمون این شکلیه؛ تو منو میزنی، منم تو رو میزنم.»
جونگکوک: «رابطهمون خوبه.»
🐳57
پس اگه نظر منو بخواید، فکر میکنم حوالی همین زمان بود که جونگکوک کمکم شروع کرد احساسات جیمین رو بپذیره و باهاش راحتتر بشه. انگار اجازه داد جیمین دوستش داشته باشه و خودش هم یه قدم به سمتش برداشت.
پست جونگکوک در ۲ نوامبر ۲۰۱۴ که برای تشکر از آرمی، یه سلفیای رو منتشر کرد که جیمین از دوتاشون گرفته بود.
پست جونگکوک در ۲ نوامبر ۲۰۱۴ که برای تشکر از آرمی، یه سلفیای رو منتشر کرد که جیمین از دوتاشون گرفته بود.
🐳55