دیگه دارم به لحظات ملکوتی دار زدن خودم نزدیک میشم🤭
البته چون چاقم از هرجا خودمو دار بزنم سقفش میریزه و در نهایت زیر آوار میمیرم💔
البته چون چاقم از هرجا خودمو دار بزنم سقفش میریزه و در نهایت زیر آوار میمیرم💔
تاحالا شده انقدر عاشق چیزی باشید که نتونید از شدت هیجانش حرف بزنید؟
من در همین حد عاشق این سکانس هام
و آرزو دارم بهشت جایی باشه که بتونم هزاران بار این لحظات رو ببینم و فراموش کنم و دوباره ببینم...
اگه تو هم اینارو میشناسی بدون من عاشقتم🫠🩵
من در همین حد عاشق این سکانس هام
و آرزو دارم بهشت جایی باشه که بتونم هزاران بار این لحظات رو ببینم و فراموش کنم و دوباره ببینم...
اگه تو هم اینارو میشناسی بدون من عاشقتم🫠🩵
یجوری ناامیدم کن که از هم دست برداریم
میخواد چی شه از این بدتر؟ از این بدتر مگه داریم؟
از این برزخ، از این سرما، از این قلبی که آتیشه
از اینکه من نمیدونم بمونم چی درست میشه؟
پی حقم نمیگردم تو از این لحظه آزادی
برو راحت که تا بودی تمام حقمو دادی
یه جوری ناامیدم کن که از همدیگه دلسرد شیم
ولی نه، از تو بعیده، خودت میفهمی چرا سرد شیم
میخواد چی شه از این بدتر؟ از این بدتر مگه داریم؟
از این برزخ، از این سرما، از این قلبی که آتیشه
از اینکه من نمیدونم بمونم چی درست میشه؟
پی حقم نمیگردم تو از این لحظه آزادی
برو راحت که تا بودی تمام حقمو دادی
یه جوری ناامیدم کن که از همدیگه دلسرد شیم
ولی نه، از تو بعیده، خودت میفهمی چرا سرد شیم
❤1
کاش یکی اون یه تیکه نخی که از عواطفم بیرون زده رو بگیره بکشه تا تمام احساساتم نخ کش بشه و بتونم دوباره ببافمش
[جِرَمْ دٰادٕ🪭]
تو این هفته دو سه نفر حضوری ازم خوششون اومد که میگفتن بخاطر قیافم که خیلی سگیه میترسیدن ابراز کنن و این باعث شد از اینجا به بعد عن خاصی باشم درسته بچه های دانشگاه گوهردشت عنی نیستن ولی من ازین به بعد میخوام در سایکو ترین حالت ممکنم باشم💅🏻
اون موقعا با یکیشون یه دیت رفتم، همکلاسیم بود
الان رفتم تو لیست کلاس دیدم حتی اسمشم دروغ گفته بود
نتیجه اخلاقی اینه که با بچه های دانشگاهتون دیت نکنید🙂↔️
الان رفتم تو لیست کلاس دیدم حتی اسمشم دروغ گفته بود
نتیجه اخلاقی اینه که با بچه های دانشگاهتون دیت نکنید🙂↔️
این اتاق تاریک و سرد
شد هم انگیزه و شد درد
شد هر آنچه که نمیخوام
و نمیشه هم فرار کرد
من تمام لحظه هارو
تیک تیک ثانیه هارو
هی تلاش کردم که شاید
ببرم جایزه هارو
خون قرمز هم دوباره جای بزاقم
سوزش یاد آور زخمهای شلاقم
هنوز انگار همونم و یبار دیگه هم
من نشستم بار دیگه توی اتاقم
من یبار دیگه آزادم
من تمام عمر فریادم...
حسرت روز رهایی بود
من یبار دیگه افتادم
پیش خود هم من یه سربارم
روی مخ هم میره رفتارم
جاده ها هم سوی اتاقم
مقصد هربار و هربارم...
خون قرمز هم دوباره جای بزاقم
سوزش یاد آور زخمهای شلاقم
هنوز انگار همونم و یبار دیگه هم
من نشستم بار دیگه توی اتاقم
ع.م
شد هم انگیزه و شد درد
شد هر آنچه که نمیخوام
و نمیشه هم فرار کرد
من تمام لحظه هارو
تیک تیک ثانیه هارو
هی تلاش کردم که شاید
ببرم جایزه هارو
خون قرمز هم دوباره جای بزاقم
سوزش یاد آور زخمهای شلاقم
هنوز انگار همونم و یبار دیگه هم
من نشستم بار دیگه توی اتاقم
من یبار دیگه آزادم
من تمام عمر فریادم...
حسرت روز رهایی بود
من یبار دیگه افتادم
پیش خود هم من یه سربارم
روی مخ هم میره رفتارم
جاده ها هم سوی اتاقم
مقصد هربار و هربارم...
خون قرمز هم دوباره جای بزاقم
سوزش یاد آور زخمهای شلاقم
هنوز انگار همونم و یبار دیگه هم
من نشستم بار دیگه توی اتاقم
ع.م
❤1
سلامت میدهم یارم، یار فراموش شده ام
مدتی هست که با غم،هم آغوش شده ام
مدتی هست که دیگه، دل من تنگ تو نیست
همدم تنهاییم، لیوانی دمنوش شده است
مدتی هست که از تو، تن من سرد چو مرگ
دنیای من الان، قد یک تنپوش شده است
غمی هم نیست و دیگه، این سراب شادی
در یک تن زخمی، که مخدوش شده است
بی عاطفه ام،طنین این تنهایی ...
مخملی،چون صدای گوگوش شده است
ع.م
مدتی هست که با غم،هم آغوش شده ام
مدتی هست که دیگه، دل من تنگ تو نیست
همدم تنهاییم، لیوانی دمنوش شده است
مدتی هست که از تو، تن من سرد چو مرگ
دنیای من الان، قد یک تنپوش شده است
غمی هم نیست و دیگه، این سراب شادی
در یک تن زخمی، که مخدوش شده است
بی عاطفه ام،طنین این تنهایی ...
مخملی،چون صدای گوگوش شده است
ع.م