داشتم به یادش طبق معمول زجه میزدم که زلزله هم اومد
واقعا چرا پکیج بدبختیام هی داره آپشناش بیشتر میشه
واقعا چرا پکیج بدبختیام هی داره آپشناش بیشتر میشه
❤1
نمیدونم کدوم لباس، لباس آخرم میشه
پایانم افسانه ای بود که داره باورم میشه
سرعت زیاد، روبه جلو، سمت دیوار حسرتم
تیتر یک حوادثم، روزنامه داورم میشه
به خودخواسته ترین شکل ممکن میمیرم
از اون بالا ها دائما، تورو میبینم
پشتم به خدا، چشم بهت میدوزم
برای دیدنت، تا به قیامت میشینم
تن به تن برای تو با این غمم جنگیدم
من با غمم هم حتی به خاطرات خندیدم
خط به خطِ این شعرو با خون نوشتمو
دم به دم اشک ریختم، دور سرت چرخیدم
شده حس کنی نفس کشیدنت درد شده؟
شده حس کنی که حتی نفسات سرد شده؟
شده ساعت ها به خاطراتمون فکر کنی؟
شده حس کنی که روحت از بدن طرد شده؟
لبام دوخته بود، استخونم داد میزد
چشمای صادقم، اسمتو فریاد میزد
تو باورم کوه بودی، رو به عقب افتادم
باد بودی تو فقط ، تکیه رُو به باد میزد!
کینه ای نیست، ظالم و مظلوم منم
خبری نیست، مجهول و معلوم منم
آسمان سرخ، آفتاب و مهتابش نیست
منتظر سقوط، وایستاده روی بوم منم
ع.م
پایانم افسانه ای بود که داره باورم میشه
سرعت زیاد، روبه جلو، سمت دیوار حسرتم
تیتر یک حوادثم، روزنامه داورم میشه
به خودخواسته ترین شکل ممکن میمیرم
از اون بالا ها دائما، تورو میبینم
پشتم به خدا، چشم بهت میدوزم
برای دیدنت، تا به قیامت میشینم
تن به تن برای تو با این غمم جنگیدم
من با غمم هم حتی به خاطرات خندیدم
خط به خطِ این شعرو با خون نوشتمو
دم به دم اشک ریختم، دور سرت چرخیدم
شده حس کنی نفس کشیدنت درد شده؟
شده حس کنی که حتی نفسات سرد شده؟
شده ساعت ها به خاطراتمون فکر کنی؟
شده حس کنی که روحت از بدن طرد شده؟
لبام دوخته بود، استخونم داد میزد
چشمای صادقم، اسمتو فریاد میزد
تو باورم کوه بودی، رو به عقب افتادم
باد بودی تو فقط ، تکیه رُو به باد میزد!
کینه ای نیست، ظالم و مظلوم منم
خبری نیست، مجهول و معلوم منم
آسمان سرخ، آفتاب و مهتابش نیست
منتظر سقوط، وایستاده روی بوم منم
ع.م
❤1
Forwarded from . 𝙧𝙞𝙘𝙘𝙞𝙤 . (𝗠𝗔𝗛𝗢𝗨𝗥 🦙)
ولی جدی طبع شعر علیرضا یجور عجیب قشنگه :) دوماه تازه شروع کرده مینویسه ولی انگار سال هاست شعر مینوسه ✨❤
💩3
رفتی و گفتی بدون تو آینده ی بهتری دارم
هرچی گفتم بدون تو آینده ای جز مشت مشت خاک رو تن بی جونم برام نمیمونه، باور نکردی منو
من خیلی مقاومت کردم کارم به اینجا نکشه
مصرف این دارو ها بزرگترین وحشت من بود
انقدرررر جون به لب شدم تا آخر تسلیم شدم
و حالا تو، برای آینده ای که با رفتنت ساختی، ایستاده دست بزن🫠
هرچی گفتم بدون تو آینده ای جز مشت مشت خاک رو تن بی جونم برام نمیمونه، باور نکردی منو
من خیلی مقاومت کردم کارم به اینجا نکشه
مصرف این دارو ها بزرگترین وحشت من بود
انقدرررر جون به لب شدم تا آخر تسلیم شدم
و حالا تو، برای آینده ای که با رفتنت ساختی، ایستاده دست بزن🫠
💩4
امروز برای یکی تو ناشناسش لیسیدم
خیلی خوشحال شد و هی اصرار کرد که آیدیمو بدم تا اونم برام بلیسه
اما ندادم. و احساس کردم امروز خیلی راز آلود و جالبم
امروز هرچی ازم بپرسن جواب نمیدم🥷🏻
خیلی خوشحال شد و هی اصرار کرد که آیدیمو بدم تا اونم برام بلیسه
اما ندادم. و احساس کردم امروز خیلی راز آلود و جالبم
امروز هرچی ازم بپرسن جواب نمیدم🥷🏻
💩3
تو این هفته دو سه نفر حضوری ازم خوششون اومد
که میگفتن بخاطر قیافم که خیلی سگیه میترسیدن ابراز کنن
و این باعث شد از اینجا به بعد عن خاصی باشم
درسته بچه های دانشگاه گوهردشت عنی نیستن
ولی من ازین به بعد میخوام در سایکو ترین حالت ممکنم باشم💅🏻
که میگفتن بخاطر قیافم که خیلی سگیه میترسیدن ابراز کنن
و این باعث شد از اینجا به بعد عن خاصی باشم
درسته بچه های دانشگاه گوهردشت عنی نیستن
ولی من ازین به بعد میخوام در سایکو ترین حالت ممکنم باشم💅🏻
💩7❤1