[جِرَمْ دٰادٕ🪭]
62 subscribers
89 photos
13 videos
2 links
توهمات اواخواهری
Download Telegram
یجوری از عید و چهارشنبه سوری متنفرم
که انگار واقعا یه آمریکایی شیکم که تو بدن یه ایرانی دره پیت گیر کرده
شاشیدم تو هالی دِی هاتون
«بجای تعطیلات گفتم هالی دی که باورتون شه»
یه روزی همه چیزو ول میکنم
وسط خیابون شعر میخونم🫠
2💩1
اگه فرهاد زنده بود باید میگفت:
بوی هیچی
بوی هیچ
عطر خوبِ هیچی🚶🏻
سر سال تحویل خاله م سکته کرد
عید شماعم مبارک❤️
امروز بهم نود ندین
مریضم نمیتونم الکی بگم بزرگه 💔
برای پلنگ ایرانی پسند بودن بابد خیلی خرج کرد
بریم اروپا بصرفه تره
Forwarded from 𝑽𝒐𝒍𝒑𝒊𝒏𝒂🦊
[جِرَمْ دٰادٕ🪭]
Voice message
به روایت تصویر
💩104
گره سبزه ای از فرط نبودن هایت
بگذارم بروم سوی تجسم هایت

چه کبابی بشود آخرِ این تنهایی
جگرم روی ذغال نرسیدن هایت

بگذارم که صلیبی را در آغوش بکشم
قرمزم از میخ فولاد و کوبیدن هایت

سرخی گونه ام از ذوق نمایشنامه ام
قصه ی مرگ من و، تو و ندیدن هایت

به اذانی که من گفتم به دو رکعت از تو
تویی و گوش کر و ذکر نگفتن هایت

کفنم پاره کنم وای، اگر اسمم ببری
باز هم خواب من از اسم نبردن هایت

شاید آخر که حواسی سمت من پرت کنی
بویی،چشی،لامسه ای به درد نماندن هایت

چهره ام در دفترت، نقاش هستی حالا تو
چهره ی بیچاره ام و اشک کشیدن هایت

چه تقلا میکنم وزنی بدم شاید که تا...
بی هنر میشم و ساکت از نخواندن هایت...
2💩1
اولین شعری بود که نوشتم
بمونه به یادگار از سیزده بدری که نبودی دیگه کنارم🫠
💩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من به این گریه ها ادامه میدم برات
انقدر ادامه میدم
تا به یقین برسن همه
روزی که مُردم من با هر دلیلی
این اشک ها قاتلم بودن
به یقین برسن همه
که سرنوشتم مثل فرهاد شد
اشک هام مشت مشت خاک بود
از زاگرسی که غمت ساخت
داشتم میکندم
خنده هام منو به تو نرسوندن
شاید این اشکا آخر منو
تو دنیایی دیگه به تو برسونه
که تو عزیز منی و من
اسطوره وار عاشقت میمانم!
ازونجایی که دیگه با نمک نیستم
تو فکرمه چنلمو ببندم🚶🏻
💩7
کاش بیاد روزی که دیگه تورو من یادم نباشه
بو کنم پس کوچه هارو جات تو امسالم نباشه

آرزو داشتم که تنها گریه میکردم برایت
سایه ات هرشب اینجور پیش چشمانم نباشه

کشورم کاشکی که اینقدر میل به فتح تو نداشتش
تاختم آنقدر که شاید، پیرهنت مرزم نباشه

چه اسیری شدم آخر پشت این مرز کتان ات
حاضرم رد بشم حتی عاقبت جونم نباشه

چشم زیبای تو آخر میدرخشید به «همایون»
من کمانچه میزنم هرچند اگه کوکم نباشه!

اگه میشد مینواختم که بخندی تو به «دشتی»
که بشی موسیقی من، خاکی رو سازم نباشه

کی میاد آخر یه روزی من به یاد تو نمیرم؟
خاطراتت حتی یک کام، دود سیگارم نباشه

آرزویی که ندارم جز به دیدار تو آخر
این تناقض های سمی توی افکارم نباشه!

ع.م
تو کجا رفتی که دیگه قصه ناکام مانده
تن بی جان من الان، توی حمام مانده

دوش حمام چه بیهوده میبارید به من
رد تیغی که به رفتن، روی زخمام مانده

برق انگشتر که مثل برق چشمان تو بود
همچنانم چند سواییت که به دستام مانده

من سکوت کردم که دیگه نشنوم بوی تورا
بویی از حسرت تو، جا‌ توی حرفام مانده

که بریدی تو به آخر سر این سیمرغ را
تو عراقی که هنوزم دست صدّام مانده!

همه ی هستی من هستی و نیستی تو الان
منم و کوله ای کهنه که ز دردام مانده

ریتم قدم های تو حک شد بر رگ دستانم
خط عشق توست که الان روی رگهام مانده

ع.م
متوجه ایرادات وزنی شعر هام هستم
و بلد نیستم چیکار کنم💅🏻
🖕1
یجوری ام که یا دو قطبی نوع ۲ گرفتم و تو حالت مانیک ام
یا واقعا یه وزنه ی صد کیلویی از روی سینه م برداشتن و دارم نفس میکشم🤷🏻