باز هم عدم شفافیت قوه قضاییه میدان را برای بحران و هجمه دیگری باز کرد. این سه توییت زیر را درباره این بحران اخیر نوشتم:
🔸 دویست و بیست هزار جوان زیبا سینه خود را در دفاع از نظام جلوی گلوله سپر کردند. چطور میگذارید چند فاسد و فاسق پشت «آبروی نظام» سنگر بگیرند؟
🔹از پرونده شش سال گذشته. شش سال. رسانههای فارسی دولتهای غربی صدها ساعت برنامه ساختهاند. روزنامههای انگلیسی دهها مقاله نوشتهاند. در زبان خیابان تبدیل به ضربالمثل شده و «قوه مثل کبک قضاییه» دو دقیقه توضیح شفاف نداده. یعنی شش سال آبروی نظام را خرجکردند تا آبروی یک فاسق به خطر نیفتد. @jedaal
🔸جوانان انقلابی آتش باختیار کجا هستند؟ تا در دفاع از قربانیان و مظلومان و در اعتراض به خراشی که فلان پرونده و فلان قاضی و عدم شفافیت قوه قضاییه دربارهاش به چهره نظام و کشور میکشد به میدان بیایند؟ تا با پرسشگری و حق خواهی میدان را از سیاستبازان جناحی و رسانههای دشمن بگیرند؟
🔹 این توییت یکی از کاربران ارزشی به نام آسید هم حق مطلب را ادا کرده: «شش ماه پیش، رهبری به مسئولین قوه قضاییه گفت؛ آبروی نظام از آبروی متخلفان مهمتر است...کاش قوه قضاییه، حالا که آبروی نظام در خطر است، فعالتر از زمانی باشد که آبروی برخی مقامات آن خدشهدار شده بود!» @jedaal
https://www.instagram.com/p/BedFn3Nhzgn/
🔸 دویست و بیست هزار جوان زیبا سینه خود را در دفاع از نظام جلوی گلوله سپر کردند. چطور میگذارید چند فاسد و فاسق پشت «آبروی نظام» سنگر بگیرند؟
🔹از پرونده شش سال گذشته. شش سال. رسانههای فارسی دولتهای غربی صدها ساعت برنامه ساختهاند. روزنامههای انگلیسی دهها مقاله نوشتهاند. در زبان خیابان تبدیل به ضربالمثل شده و «قوه مثل کبک قضاییه» دو دقیقه توضیح شفاف نداده. یعنی شش سال آبروی نظام را خرجکردند تا آبروی یک فاسق به خطر نیفتد. @jedaal
🔸جوانان انقلابی آتش باختیار کجا هستند؟ تا در دفاع از قربانیان و مظلومان و در اعتراض به خراشی که فلان پرونده و فلان قاضی و عدم شفافیت قوه قضاییه دربارهاش به چهره نظام و کشور میکشد به میدان بیایند؟ تا با پرسشگری و حق خواهی میدان را از سیاستبازان جناحی و رسانههای دشمن بگیرند؟
🔹 این توییت یکی از کاربران ارزشی به نام آسید هم حق مطلب را ادا کرده: «شش ماه پیش، رهبری به مسئولین قوه قضاییه گفت؛ آبروی نظام از آبروی متخلفان مهمتر است...کاش قوه قضاییه، حالا که آبروی نظام در خطر است، فعالتر از زمانی باشد که آبروی برخی مقامات آن خدشهدار شده بود!» @jedaal
https://www.instagram.com/p/BedFn3Nhzgn/
Instagram
علی عليزاده
. باز هم عدم شفافیت قوه قضاییه میدان را برای بحران و هجمه دیگری باز کرد. این سه توییت زیر را درباره این بحران اخیر نوشتم: دویست و بیست هزار جوان زیبا سینه خود را در دفاع از نظام جلوی گلوله سپر کردند. چطور میگذارید چند فاسد و فاسق پشت «آبروی نظام» سنگر بگیرند؟🔹از…
👍1
Audio
🔉 #جهان_آرا
💢 کل گفتگوی علی علیزاده و وحید یامین پور ( هر سه بخش گفتگو)
🔺گونه شناسی جریانات ضد انقلاب
🆔 @jahanaraofoghtv
🆔 @Ofogh_tv
💢 کل گفتگوی علی علیزاده و وحید یامین پور ( هر سه بخش گفتگو)
🔺گونه شناسی جریانات ضد انقلاب
🆔 @jahanaraofoghtv
🆔 @Ofogh_tv
👍2
Forwarded from جهان آرا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ #جهان_آرا
💢 کل گفتگوی علی علیزاده و وحید یامین پور ( هر سه بخش گفتگو)
🔺گونه شناسی جریانات ضد انقلاب
🆔 @jahanaraofoghtv
🆔 @Ofogh_tv
💢 کل گفتگوی علی علیزاده و وحید یامین پور ( هر سه بخش گفتگو)
🔺گونه شناسی جریانات ضد انقلاب
🆔 @jahanaraofoghtv
🆔 @Ofogh_tv
Forwarded from وحید یامین پور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 نظر علی علیزاده درباره نقدهای اخیر اصلاح طلبان به بی بی سی
🆔️ @yaminpour
🆔️ @yaminpour
روز شنبه در برنامه جهانآرای شبکه افق درباره نقش بیبیسی در از بین بردن و تحلیل رفتن بنیانهای همبستگی ملی در چند سال اخیر در ایران گفتم. امروز متهم شده بودم که با این سخنان دنبال محروم کردن اصلاحطلبان از تنها تریبون و رسانه شان هستم. متهم کنندگان معتقد بودند چون اصلاحطلبان در صداوسیما جایی ندارند حق دارند در بیبیسی حضور داشته باشند. چنین سخنی عمق فاجعه در فضای امروز سیاست ایران است. اینکه چهل سال بعد از انقلاب استقلال خواهانهمان، مفهوم استعمار و استقلال چنان مبهم شده باشد که صداوسیمای رسمی دولت-ملت ایرانی همارز رسانه رسمی دولت بریتانیا قرار میگیرد. این کوربینی به تفاوت ماهوی و کیفی این دو پلتفرم فاجعه است، یکی ذاتا متعلق به مردم ایران (گیرم این تعلق به خاطر تنگ نظریها کمتر تحقق یافته باشد) و دیگری رسانهای بریتانیایی که اصلا از ابتدا برای دخالت و نفوذ در کشوری دیگر راه اندازی شده و ازین رو ذاتا استعماری و مداخله گرانه است. شش توییت زیر را در جواب نوشتم. @jedaal
🔸۱- وقتش نیست اصلاحطلبان و طرفدارانشان درباره مشروعیت استفاده از پلتفرم وزارت خارجه بریتانیا بعنوان رسانه رسمیشان شفاف موضع بگیرند؟ واقعا معتقدند بیبیسی خنثی و بیطرف است؟ آیا سویه ایرانستیز و استعماریش را نمیبینند؟ حساسیتزدایی از تجزیهطلبی و حملهاش به ارزشهای ملی را نمیبینند؟
🔹 ۲- آیا اصلاح طلبان میتوانند مدعی بودن درون نظام و التزام به شرایط بازی استقلال خواهانه باشند ولی از رسانه اصلی جنگ نرم ناتو برای حل و فصل نزاعهای داخلی و برای افزایش وزن جناح خود در این نزاعها استفاده کنند؟ مگر نشنیدهاند در دنیای امروز رسانه پیامرسان نیست خودش اصل پیام است؟ @jedaal
🔸۳- در انتخابات آمریکا این شایعه که دولت روسیه به ترامپ از طریق چند هزار توییت، کمک مخفیانه رسانهای کرده بحرانی جدی شده که یکسال بعد هنوز گریبان کل نظام آمریکا را رها نکرده. چطور دخالت رسمی رسانهای دولت بریتانیا که سابقه استعمار ما را هم دارد هم دارد در ایران عادی شده؟
🔹۴- کتابها و مقالات آکادمیک فراوانی نقش بیبیسی در بیست و هشتم مرداد را اثبات کرده. اصلاحطلبان نمیدانند بیبیسی و همین مدیریت ایرانی امروزش هرگز نقش در کودتا علیه دولت ملی مصدق را نپذیرفته، چه رسد از آن عذرخواهی کند؟ و تازه جهت سفیدشویی تاریخ و «داخلی» خواندن کودتا مستند میسازد و مقاله مینویسد؟
🔸۵- آیا اصلاحطلبان در ناآرامیهای دیماه ندیدند که لابیشان و تیم اصلاحطلب بیبیسی چگونه مقهور تیم براندازان بیبیسی شد؟ چگونه بیبیسی از اصلاحطلبی عبور کرد؟ زنگ خطر نبود؟ وقتش نیست به جای تلاش برای تقویت تیم اصلاحطلبان و لابی بیشتر چشمها را به داخل برگردانند و حقشان را از صداوسیما بگیرند؟
🔹۶- موضع شخصی من همانطور که در هر سه حضورم در جهانارا گفتهام شفاف است: اصلاحطلبان نیرویی انکار ناپذیر در جامعه و نظامند و باید متناسب با وزنشان در صداسیما سهم بگیرند. در مقابل باید با رسانه دولتهای غربی خطکشی قاطع گفتمانی و تشکیلاتی کنند. نمیشود هم از توبره خورد و هم از آخور
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
https://twitter.com/Jedaaal/status/958420873337278465
🔸۱- وقتش نیست اصلاحطلبان و طرفدارانشان درباره مشروعیت استفاده از پلتفرم وزارت خارجه بریتانیا بعنوان رسانه رسمیشان شفاف موضع بگیرند؟ واقعا معتقدند بیبیسی خنثی و بیطرف است؟ آیا سویه ایرانستیز و استعماریش را نمیبینند؟ حساسیتزدایی از تجزیهطلبی و حملهاش به ارزشهای ملی را نمیبینند؟
🔹 ۲- آیا اصلاح طلبان میتوانند مدعی بودن درون نظام و التزام به شرایط بازی استقلال خواهانه باشند ولی از رسانه اصلی جنگ نرم ناتو برای حل و فصل نزاعهای داخلی و برای افزایش وزن جناح خود در این نزاعها استفاده کنند؟ مگر نشنیدهاند در دنیای امروز رسانه پیامرسان نیست خودش اصل پیام است؟ @jedaal
🔸۳- در انتخابات آمریکا این شایعه که دولت روسیه به ترامپ از طریق چند هزار توییت، کمک مخفیانه رسانهای کرده بحرانی جدی شده که یکسال بعد هنوز گریبان کل نظام آمریکا را رها نکرده. چطور دخالت رسمی رسانهای دولت بریتانیا که سابقه استعمار ما را هم دارد هم دارد در ایران عادی شده؟
🔹۴- کتابها و مقالات آکادمیک فراوانی نقش بیبیسی در بیست و هشتم مرداد را اثبات کرده. اصلاحطلبان نمیدانند بیبیسی و همین مدیریت ایرانی امروزش هرگز نقش در کودتا علیه دولت ملی مصدق را نپذیرفته، چه رسد از آن عذرخواهی کند؟ و تازه جهت سفیدشویی تاریخ و «داخلی» خواندن کودتا مستند میسازد و مقاله مینویسد؟
🔸۵- آیا اصلاحطلبان در ناآرامیهای دیماه ندیدند که لابیشان و تیم اصلاحطلب بیبیسی چگونه مقهور تیم براندازان بیبیسی شد؟ چگونه بیبیسی از اصلاحطلبی عبور کرد؟ زنگ خطر نبود؟ وقتش نیست به جای تلاش برای تقویت تیم اصلاحطلبان و لابی بیشتر چشمها را به داخل برگردانند و حقشان را از صداوسیما بگیرند؟
🔹۶- موضع شخصی من همانطور که در هر سه حضورم در جهانارا گفتهام شفاف است: اصلاحطلبان نیرویی انکار ناپذیر در جامعه و نظامند و باید متناسب با وزنشان در صداسیما سهم بگیرند. در مقابل باید با رسانه دولتهای غربی خطکشی قاطع گفتمانی و تشکیلاتی کنند. نمیشود هم از توبره خورد و هم از آخور
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
https://twitter.com/Jedaaal/status/958420873337278465
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخن از عدالت یا طبقه اشراف یا سویه نئولیبرال دولت، بدون نقد ایده مرکزی نئولیبرالیسم یعنی خصوصی سازی بیمعناست. و نقد خصوصی سازی از گفتار دو جناح کاملا غایب. سخنان شجاعانه کلانتری امیدوارکننده بود
نقشه مستاجران و احتکار خانههای خالی
🔹 در عکس زیر نقشهی نسبت اجاره نشینی سال هشتاد وپنج را با دهسال بعدترش یعنی سال نود و پنج مقایسه کنید. تعداد مستاجران به شدت افزایش یافته است.
🔸 عدهای معتقدند دلیل این افزایش رسیدن بوم جمعیتی دهه شصت به مرحله تشکیل خانواده و بالا رفتن تقاضا برای خانه مستقل است. اما آمار سال نود میگوید تعداد خانههای کل کشور از تعداد خانوادههای کل کشور چهارصدهزار دستگاه بیشتر بوده. یعنی مساله تولید مسکن نبوده توزیع مسکن بوده. در همین سال نود تعداد خانههای خالی یک میلیون و ششصد هزار دستگاه بوده. یعنی یک میلیون و ششصد هزار خانه «احتکار» شدهاست. *
🔹 آنچه این روند را نگران کننده تر میکند آن است که تعداد خانههای خالی در سال نود و پنج نسبت به سال نود باز هم بیشتر شده و تقریبا دو برابر شده و به عدد دو میلیون و ششصد هزار رسیدهاست.
🔸 افزایش تعداد مستاجران یعنی خلع مالکیت از طبقات فرودستی که بسیاریشان پس از انقلاب مالک زمین یا مسکن خود شدهبودند. افزایش تعداد مستاجران یعنی صاحب خانه دوم و سوم و چهارم و پنجم شدن طبقات بالا. یعنی فقیرتر شدن دهکهای پایینی و انباشت بیشتر ثروت و زمین و خانه در دستان بالایی ها.
🔹و افزایش مستاجران و فربه شدن صاحب خانهها یعنی از دست رفتن قدرت چانه زنی مستاجران درباره قیمت اجاره. و این دقیقا اتفاقی است که در دو دهه گذشته افتاده است. خانواده ایرانی در سال هفتاد و شش، بیست و شش درصد درامد خود را خرج مسکن میکرده، در سال هشتاد و شش سی و سه درصد و در سال نود و شش سی و شش درصد. در تهران این رقم از سال هشتاد و شش تا نود و پنج از سی و چهار درصد به چهل و هفت درصد رسیدهاست. **
🔸 طرفداران بازار آزاد همیشه مدعی کنترل طبیعی قیمتها از طریق نسبت عرضه و تقاضا هستند. در حالیکه اجاره ها برغم دو و نیم میلیون دستگاه خانه خالی بالا رفته است و باز هم در حال بالا رفتن است. حالا شاید بتوان دلیل اینهمه خانههای خالی را بهتر فهمید: کنترل قیمتها از طریق انحصار و مونوپولی. همان احتکار که جز جدایی ناپذیر سرمایهداری است. (کانال تلگرام علی علیزاده: @jedaal )
🔹 این روند، روندی لزوما ایرانی نیست. با کمی اختلاف همان روند سی ساله نئولیبرالیسم جهانی در خلع مالکیت از اکثریت شهروندان عادی جهان است که به افزایش بیسابقه اختلاف طبقاتی در جهان منجر شدهاست. در همین بریتانیایی که من زندگی میکنم براساس آمار گاردین در سال هشتاد و دو مستاجران چهل و هشت درصد درامد ماهیانهشان را خرج اجاره میکردند و امروز پنجاه و دو درصد. اگر در تهران مستاجران نیمی از حقوق خود را برای اجاره میدهند در لندن این رقم امروز به هفتاد و دو درصد درامد کل ماهیانه رسیدهاست.*** این به معنای بهتر و بدتر بودن ایران و بریتانیا نیست. به معنای نشان دادن تاثیرات کم شدن تعداد خانههای دولتی و روند خصوصی سازی شدن بخش مسکن است. یعنی امری که حسن روحانی با اشتیاق بر آن تاکید دارد و حتی زمان بحرانی زلزله را از تاکید بر آن از دست نمیدهد. @jedaal
🔸 امروز آسان است که با اشاره به نحوه اجرای پروژه مسکن مهر کل آن را مورد حمله قرار داد. اما باید بیاد آورد که حملات منتقدان مسکن مهر از همان ابتدای این پروژه و پیش از ساخته شدن حتی یک دستگاه آن شروع شدهبود. علت اصلی مخالفت خود ایده انبوه سازی برای دهکهای پایین جامعه بود. فساد و ناکارآمدی در اجرای این پروژه تنها به لیست بهانههای مخالفت اضافه کرد وگرنه علت اصلی مخالفت نگاه ایدئولوژیک نئولیبرالهای ایرانی به مقوله عدالت اجتماعی بود. اینجاست که برغم همه اشتباهاتش، باید خطر کرد و از اصل پروژه مسکن مهر، یعنی بازتوزیع مالیکت دفاع کرد.
🔹چهل سال از انقلابی گذشته که عدالتخواهی بخشی از دی.ان.ای یا ژن اولیهاش بود. چگونه میتوانیم بپذیریم صاحبخانه و مستاجر بودن که نوعی رابطه ارباب رعیتی است رو به رشد باشد نه رو به زوال؟
https://www.instagram.com/p/Be0PgqkhYcn/
*https://goo.gl/gx2PKr
** http://www.bbc.com/persian/business-42094664
***https://www.theguardian.com/money/2015/jul/16/tenants-in-england-spend-half-their-pay-on-rent
🔹 در عکس زیر نقشهی نسبت اجاره نشینی سال هشتاد وپنج را با دهسال بعدترش یعنی سال نود و پنج مقایسه کنید. تعداد مستاجران به شدت افزایش یافته است.
🔸 عدهای معتقدند دلیل این افزایش رسیدن بوم جمعیتی دهه شصت به مرحله تشکیل خانواده و بالا رفتن تقاضا برای خانه مستقل است. اما آمار سال نود میگوید تعداد خانههای کل کشور از تعداد خانوادههای کل کشور چهارصدهزار دستگاه بیشتر بوده. یعنی مساله تولید مسکن نبوده توزیع مسکن بوده. در همین سال نود تعداد خانههای خالی یک میلیون و ششصد هزار دستگاه بوده. یعنی یک میلیون و ششصد هزار خانه «احتکار» شدهاست. *
🔹 آنچه این روند را نگران کننده تر میکند آن است که تعداد خانههای خالی در سال نود و پنج نسبت به سال نود باز هم بیشتر شده و تقریبا دو برابر شده و به عدد دو میلیون و ششصد هزار رسیدهاست.
🔸 افزایش تعداد مستاجران یعنی خلع مالکیت از طبقات فرودستی که بسیاریشان پس از انقلاب مالک زمین یا مسکن خود شدهبودند. افزایش تعداد مستاجران یعنی صاحب خانه دوم و سوم و چهارم و پنجم شدن طبقات بالا. یعنی فقیرتر شدن دهکهای پایینی و انباشت بیشتر ثروت و زمین و خانه در دستان بالایی ها.
🔹و افزایش مستاجران و فربه شدن صاحب خانهها یعنی از دست رفتن قدرت چانه زنی مستاجران درباره قیمت اجاره. و این دقیقا اتفاقی است که در دو دهه گذشته افتاده است. خانواده ایرانی در سال هفتاد و شش، بیست و شش درصد درامد خود را خرج مسکن میکرده، در سال هشتاد و شش سی و سه درصد و در سال نود و شش سی و شش درصد. در تهران این رقم از سال هشتاد و شش تا نود و پنج از سی و چهار درصد به چهل و هفت درصد رسیدهاست. **
🔸 طرفداران بازار آزاد همیشه مدعی کنترل طبیعی قیمتها از طریق نسبت عرضه و تقاضا هستند. در حالیکه اجاره ها برغم دو و نیم میلیون دستگاه خانه خالی بالا رفته است و باز هم در حال بالا رفتن است. حالا شاید بتوان دلیل اینهمه خانههای خالی را بهتر فهمید: کنترل قیمتها از طریق انحصار و مونوپولی. همان احتکار که جز جدایی ناپذیر سرمایهداری است. (کانال تلگرام علی علیزاده: @jedaal )
🔹 این روند، روندی لزوما ایرانی نیست. با کمی اختلاف همان روند سی ساله نئولیبرالیسم جهانی در خلع مالکیت از اکثریت شهروندان عادی جهان است که به افزایش بیسابقه اختلاف طبقاتی در جهان منجر شدهاست. در همین بریتانیایی که من زندگی میکنم براساس آمار گاردین در سال هشتاد و دو مستاجران چهل و هشت درصد درامد ماهیانهشان را خرج اجاره میکردند و امروز پنجاه و دو درصد. اگر در تهران مستاجران نیمی از حقوق خود را برای اجاره میدهند در لندن این رقم امروز به هفتاد و دو درصد درامد کل ماهیانه رسیدهاست.*** این به معنای بهتر و بدتر بودن ایران و بریتانیا نیست. به معنای نشان دادن تاثیرات کم شدن تعداد خانههای دولتی و روند خصوصی سازی شدن بخش مسکن است. یعنی امری که حسن روحانی با اشتیاق بر آن تاکید دارد و حتی زمان بحرانی زلزله را از تاکید بر آن از دست نمیدهد. @jedaal
🔸 امروز آسان است که با اشاره به نحوه اجرای پروژه مسکن مهر کل آن را مورد حمله قرار داد. اما باید بیاد آورد که حملات منتقدان مسکن مهر از همان ابتدای این پروژه و پیش از ساخته شدن حتی یک دستگاه آن شروع شدهبود. علت اصلی مخالفت خود ایده انبوه سازی برای دهکهای پایین جامعه بود. فساد و ناکارآمدی در اجرای این پروژه تنها به لیست بهانههای مخالفت اضافه کرد وگرنه علت اصلی مخالفت نگاه ایدئولوژیک نئولیبرالهای ایرانی به مقوله عدالت اجتماعی بود. اینجاست که برغم همه اشتباهاتش، باید خطر کرد و از اصل پروژه مسکن مهر، یعنی بازتوزیع مالیکت دفاع کرد.
🔹چهل سال از انقلابی گذشته که عدالتخواهی بخشی از دی.ان.ای یا ژن اولیهاش بود. چگونه میتوانیم بپذیریم صاحبخانه و مستاجر بودن که نوعی رابطه ارباب رعیتی است رو به رشد باشد نه رو به زوال؟
https://www.instagram.com/p/Be0PgqkhYcn/
*https://goo.gl/gx2PKr
** http://www.bbc.com/persian/business-42094664
***https://www.theguardian.com/money/2015/jul/16/tenants-in-england-spend-half-their-pay-on-rent
Instagram
علی عليزاده
. نقشهی نسبت اجاره نشینی سال هشتاد وپنج را با نقشه نسبت اجاره نشینی دهسال بعدترش یعنی سال نود و پنج مقایسه کنید. افزایش تعداد مستاجران یعنی خلع مالکیت از طبقات فرودست. افزایش تعداد مستاجران یعنی صاحب خانه سوم و چهارم و پنجم شدن طبقات بالا. یعنی فقیرتر شدن…
انتخاب زیر از سخنان آیتالله خمینی را یکی از مخاطبان این صفحه برایم فرستاد. نتوانستم با شما تقسیمش نکنم. بگذار نزدیکانش مقبره او را به کاخ تبدیل کنند یا یاران قدیمش کلمه عدالت را از جملاتش حذف کنند . اما او هنوز هم امام محرومان است و از ورای تاریخ با «امروز» صریح و انقلابی سخن میگوید و استحاله انقلاب عدالتخواهانه را به نئولیبرالیسمی که همذات با فساد و شکل گیری طبقه اشراف است برنمیتابد:
—————-
🔹سرچشمۀ همۀ مصیبت هایی که ملتها میکشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان است.
🔸ملت توجه داشته باشند رئیس جمهور و وکلاى مجلس از طبقه اى باشند؛ که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخى محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمى توانند بفهمند.
.
🔹طبع قضیۀ کاخ نشینی، توجه به عیش و عشرت و توجه به دنیا و توجه به مال و منال است و نمیتواند شهوت و شکم، این طبقه را مهلت بدهد که در یک امر تفکری وارد بشوند و فکر بکنند. آنهایی که اختراع کرده اند، آنهایی که زحمت کشیده اند و کتاب های ارزنده تحویل جامعه داده اند در هر رشته ای، این کوخ نشینان بوده اند. طبع کاخ نشینی منافات دارد با تربیت صحیح، منافات دارد با اختراع و تصنیف و تألیف و زحمت.
.
🔸آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحۀ دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا میشود. آن روزی که مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند خدای نخواسته، و از این خوی ارزندۀ کوخ نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم.
.
🔹ملت عدالت میخواهد، اتاق بزرگ نمیخواهد. ملت وزارتخانه میخواهد، وزارتخانۀ اسلامی، نه آن وزارتخانۀ کاخ دادگستری، کاخ نخست وزیری، کاخ وزارتِ مالی، هی کاخ...
.
-(۷/۶/۱۳۶۱)
-(بخشی از وصیت نامه)
-( ۰۱/۰۱/۱۳۶۲)
-( ۰۱/۰۱/۱۳۶۲)
-(۱۵/۱۲/۱۳۵۷
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید: @jedaal
https://instagram.com/p/Be_C_SRBlrl/
—————-
🔹سرچشمۀ همۀ مصیبت هایی که ملتها میکشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان است.
🔸ملت توجه داشته باشند رئیس جمهور و وکلاى مجلس از طبقه اى باشند؛ که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخى محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمى توانند بفهمند.
.
🔹طبع قضیۀ کاخ نشینی، توجه به عیش و عشرت و توجه به دنیا و توجه به مال و منال است و نمیتواند شهوت و شکم، این طبقه را مهلت بدهد که در یک امر تفکری وارد بشوند و فکر بکنند. آنهایی که اختراع کرده اند، آنهایی که زحمت کشیده اند و کتاب های ارزنده تحویل جامعه داده اند در هر رشته ای، این کوخ نشینان بوده اند. طبع کاخ نشینی منافات دارد با تربیت صحیح، منافات دارد با اختراع و تصنیف و تألیف و زحمت.
.
🔸آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحۀ دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا میشود. آن روزی که مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند خدای نخواسته، و از این خوی ارزندۀ کوخ نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم.
.
🔹ملت عدالت میخواهد، اتاق بزرگ نمیخواهد. ملت وزارتخانه میخواهد، وزارتخانۀ اسلامی، نه آن وزارتخانۀ کاخ دادگستری، کاخ نخست وزیری، کاخ وزارتِ مالی، هی کاخ...
.
-(۷/۶/۱۳۶۱)
-(بخشی از وصیت نامه)
-( ۰۱/۰۱/۱۳۶۲)
-( ۰۱/۰۱/۱۳۶۲)
-(۱۵/۱۲/۱۳۵۷
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید: @jedaal
https://instagram.com/p/Be_C_SRBlrl/
Instagram
علی عليزاده
. انتخاب زیر از سخنان آیتالله خمینی را یکی از مخاطبان این صفحه برایم فرستاد. نتوانستم با شما تقسیمش نکنم. بگذار نزدیکانش مقبره او را به کاخ تبدیل کنند یا یاران قدیمش کلمه عدالت را از جملاتش حذف کنند. اما او هنوز هم امام محرومان است و از ورای تاریخ با «امروز»…
درباره مکر «خاورمیانه جدید»
🔸 چهار سال پیش این روزها، سقوط سوریه چنان غیرقابل اجتناب و نجاتش چنان غیرممکن شده بود که بسیاری در داخل نظام ایران صحبت از تغییر سیاست میکردند و میگفتند باید به تدریج حمایت خود را از دولت اسد قطع کنیم تا در فردای سوریه کمتر متضرر شویم.
🔹 تا دو سال پیش غرب و عربستان و ترکیه به چیزی کمتر از سقوط کامل اسد راضی نبودند. تا یکسال و نیم پیش هیچ یک از طرفهای غربی و عربی صاحب نفع در سوریه قبول نمیکرد ایران حتی در مذاکرات صلح حاضر باشد. و یکسال پیش، امکان بازگشت ثبات به نظام سوریه را مقابل هر تحلیلگر و اندیشکده غربی میگذاشتید میگفتند متوهمید.
🔸 و در داخل هم که یا با توهین و تهمت به سربازان رعنا و شجاع این کشور در سوریه یا از طریق بزرگنمایی هزینه دفاع ایران در سوریه که در تمام این شش سال جنگ، معادل یکماه خرید تسلیحاتی عربستان و قطر نبوده، وضعیت را دشوار تر و موانع را برای ایران و محور مقاومتش بلندتر میکردند.
🔹 نابودی سوریه که به قیمت مرگ صدها هزار انسان بیگناه و آوارگی میلیونها برادر و خواهر سوری انجامید، بخشی از نقشه آمریکا برای «خاورمیانه جدید» بود که با اشغال عراق و افغانستان کلید خورده بود. و این بار در دولت به ظاهر ملایم تر باراک اوباما و به دست هیلاری کلینتون. منطقه غرب آسیایی چنان ویران که کسی ظلم اسراییل بر فلسطینیان را به یاد نمیآورد.
🔸 و حالا این نقشه به ضد خود بدل شده. وحالا از زمان صلح دروغین اسلو در سال هفتاد و دو شمسی تا به امروز اسراییل خوابش برای اولین بار آشفته شده. و آنها مکر کردند. و مکرشان به خودشان بازگشت.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/BfBOA12hxNn/
🔸 چهار سال پیش این روزها، سقوط سوریه چنان غیرقابل اجتناب و نجاتش چنان غیرممکن شده بود که بسیاری در داخل نظام ایران صحبت از تغییر سیاست میکردند و میگفتند باید به تدریج حمایت خود را از دولت اسد قطع کنیم تا در فردای سوریه کمتر متضرر شویم.
🔹 تا دو سال پیش غرب و عربستان و ترکیه به چیزی کمتر از سقوط کامل اسد راضی نبودند. تا یکسال و نیم پیش هیچ یک از طرفهای غربی و عربی صاحب نفع در سوریه قبول نمیکرد ایران حتی در مذاکرات صلح حاضر باشد. و یکسال پیش، امکان بازگشت ثبات به نظام سوریه را مقابل هر تحلیلگر و اندیشکده غربی میگذاشتید میگفتند متوهمید.
🔸 و در داخل هم که یا با توهین و تهمت به سربازان رعنا و شجاع این کشور در سوریه یا از طریق بزرگنمایی هزینه دفاع ایران در سوریه که در تمام این شش سال جنگ، معادل یکماه خرید تسلیحاتی عربستان و قطر نبوده، وضعیت را دشوار تر و موانع را برای ایران و محور مقاومتش بلندتر میکردند.
🔹 نابودی سوریه که به قیمت مرگ صدها هزار انسان بیگناه و آوارگی میلیونها برادر و خواهر سوری انجامید، بخشی از نقشه آمریکا برای «خاورمیانه جدید» بود که با اشغال عراق و افغانستان کلید خورده بود. و این بار در دولت به ظاهر ملایم تر باراک اوباما و به دست هیلاری کلینتون. منطقه غرب آسیایی چنان ویران که کسی ظلم اسراییل بر فلسطینیان را به یاد نمیآورد.
🔸 و حالا این نقشه به ضد خود بدل شده. وحالا از زمان صلح دروغین اسلو در سال هفتاد و دو شمسی تا به امروز اسراییل خوابش برای اولین بار آشفته شده. و آنها مکر کردند. و مکرشان به خودشان بازگشت.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/BfBOA12hxNn/
Instagram
علی عليزاده
. چهار سال پیش این روزها، سقوط سوریه چنان غیرقابل اجتناب و نجاتش چنان غیرممکن شده بود که بسیاری در داخل نظام ایران صحبت از تغییر سیاست میکردند و میگفتند باید به تدریج حمایت خود را از دولت اسد قطع کنیم تا در فردای سوریه کمتر متضرر شویم. یکسال پیش، امکان بازگشت…
فریاد بیعت با انقلاب در میان پچپچه پشیمانان
🔹 از انقلاب اسلامی پشیمان ست. میگوید انتقادها و اعتراضها به وضعیت موجود را از خواص نظام و بزرگان هر دو جناح گرفته تا مردم عادی کوچه و خیابان نمیشنوی؟ میگویم اگر این چهار دهه هیچ دستاورد دیگری نداشت آیا همین همه گیر شدن روحیه اعتراض و انتقاد در میان عادی ترین لایه های جامعه بهترین دلیل برای دفاع تمام قد از انقلاب نبود؟
🔸 میگویم فراموش کردهای که مطالبهگری و حقخواهی ایرانیان در ابعاد کلان اصلا محصول انقلاب و چهل سال ادامه آن است و روح اعتراضی ما اصلا متولد پنجاه و هفت. و میگویم فراموش کردهای که قبل از انقلاب به جز معدودی نخبگان مبارز، ما بردگان خاموش و سربراه شاهنشاهی بودیم که حتی در خلوت خود جسارت پرسش و به چالش کشیدن قدرت نداشتیم که اصلا زبان و کلمات این پرسشگری را در اختیار نداشتیم و قدرت سیاسی اصلا «مساله» مان نبود.
🔹 و فراموش کردهای که حتی خود «شاهنشاه» هم از خود اختیاری نداشت و برده و مطیع آمریکا بود و چیزی جز آن نظم مسلط جهانی در ذهنش خطور نمیکرد و حداکثر هر از گاهی درون آن نظم برای گرفتن امتیازی بیشتر گلایه و غرولندی میکرد. و مگر ندیدی چگونه به دستور جای پدرش را گرفت و چگونه به کودتا بازگشت و حتی در توهم افزایش توانش به واسطه جهش نفتی دهه پنجاه چگونه باز به دستور رفت.
🔸 و میگویم آیا نمیدانی حتی لحظهای که احساس نبودن آزادی میکنی یا احساس میکنی عدالتی برقرار نشده و یا ظلمی رخ داده و این پرسشها به سرت هجوم میآورد و خود را مقید و مجبور به اعتراض میبینی، این حس خود مرهون و مدیون انقلاب اسلامی است. چرا که پیش از آن اصلا به حقوق خود آگاه نبویم تا از زایل یا مخدوش شدن آن حق احساس ظلم کنیم.
🔹 میگوید تاریخ را به خوشایند فاتحان مینویسی وگرنه مشروطه چه؟ میگویم از انقلاب مشروطه و ملی شدن نفت و پانزدهم خرداد مسلما پیشتر تمرینهای فراوان یا به قول اصحاب نمایش ریهرسال هایی در ابعاد کوچک داشتیم تا یک ملت خود-بسنده و خود-آگاه و خود-اتکا یا به طور خلاصه ملتی مستقل شویم. اما مشروطه که هیچ، آیا میدانی که برخلاف انقلاب کبیر فرانسه و روسیه که با کمتر از یک درصد جمعیت رخ داد، انقلاب ایران با مشارکت ده درصد جمعیتش، دموکراتیک و عمومی ترین حادثه تاریخ انسان مدرن است. یعنی روز اجرای رسمی ملت شدن ما در ابعاد میلیونی، روز تولد ما به عنوان انسانهایی که تاریخ خود را خود میسازند و روایت چگونه شدن و چگونه باید بودن خود را از واشنگتن و مسکو و لندن و پاریس وارد نمیکنند، تنها و تنها بیست و دوم بهمن پنجاه و هفت بود.
🔸و بیست و دوم بهمن یعنی روزی که با یکی شدن در دیگری و با ذوب شدن توانهای فردی مان در جمعیت بواسطه آن پیرمردی که از هیچ نیروی مادی اینجهانی فرمان نمیبرد، رخداد انقلاب را رقم زدیم و بواسطه انقلاب «جهشی» تاریخی کردیم و از حیواناتی مطیع که به نواله ناگزیر گردن کج میکنند، و از رعایایی که قدرت حاکم داخلی و قدرت نظم جهانی غربی-شرقی را اموری طبیعی میپندارند به مقام «انسان سیاسی» صاحب حق و به پرسش کشنده قدرت داخلی از یکسو و به مقام ملت مستقل و آزاد و رها شده از بند سلطه و بهم زننده نظم جهانی استعمار از سوی دیگر خود را ارتقا دادیم و برای نخستین بار حق تعیین سرنوشت در این ابعاد کلان را یافتیم.
🔹 پشیمانان و نادمان و از انقلاب برگشتهها و توبه کنندگان نمیدانند این «جهش» تغییری کیفی و ماهوی است و دهها سال اصلاح تدریجی هرگز نمیتوانست چنین تغییر و رشدی در ما بوجود بیاورد. و نمیدانند هزینه این چهار دهه، هزینه آزاد بودن از قید ارباب فکری و اقتصادی و سیاسی و هزینه استقلال داشتن و ساختن دولت و ملت، گیرم با هزار اشکال و ایراد و فساد اما به دست خود است. و دقیقا در همینجا، در مقابل آنان که از روز نخست ضدانقلاب بودند و در مقابل اصحاب پیشین انقلاب که امروز پشیمان شدهاند، در میان تمام این هجمه به اصل انقلاب اسلامی، باید به آن برگشت و با آن وفادارانه تر از همیشه بیعت کرد. چرا که آینده ما و امکان تغییر، نه از نظریههای فرنگی و اجنبی که تنها و تنها از فهم و تبیین همین تاریخ چهل ساله انقلاب و احیای ارزشهای آن میآید.
🔸 پانوشت: یکی از عکسهای محبوب من از انقلاب از عکاس معروف آمریکایی دیوید برنت از دیماه پنجاه وهفت در دانشگاه تهران، از مستمعین سخنرانی مرحوم طالقانی. ادغام آن بدنهای سیاسی و یکی شدن آن چهرههای گوناگون از لایههای گوناگون اجتماعی و فرهنگی و آن نور خیرهکننده رستگاری در قسمت بالای چپ عکس.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/BfERG5DBK6I/
🔹 از انقلاب اسلامی پشیمان ست. میگوید انتقادها و اعتراضها به وضعیت موجود را از خواص نظام و بزرگان هر دو جناح گرفته تا مردم عادی کوچه و خیابان نمیشنوی؟ میگویم اگر این چهار دهه هیچ دستاورد دیگری نداشت آیا همین همه گیر شدن روحیه اعتراض و انتقاد در میان عادی ترین لایه های جامعه بهترین دلیل برای دفاع تمام قد از انقلاب نبود؟
🔸 میگویم فراموش کردهای که مطالبهگری و حقخواهی ایرانیان در ابعاد کلان اصلا محصول انقلاب و چهل سال ادامه آن است و روح اعتراضی ما اصلا متولد پنجاه و هفت. و میگویم فراموش کردهای که قبل از انقلاب به جز معدودی نخبگان مبارز، ما بردگان خاموش و سربراه شاهنشاهی بودیم که حتی در خلوت خود جسارت پرسش و به چالش کشیدن قدرت نداشتیم که اصلا زبان و کلمات این پرسشگری را در اختیار نداشتیم و قدرت سیاسی اصلا «مساله» مان نبود.
🔹 و فراموش کردهای که حتی خود «شاهنشاه» هم از خود اختیاری نداشت و برده و مطیع آمریکا بود و چیزی جز آن نظم مسلط جهانی در ذهنش خطور نمیکرد و حداکثر هر از گاهی درون آن نظم برای گرفتن امتیازی بیشتر گلایه و غرولندی میکرد. و مگر ندیدی چگونه به دستور جای پدرش را گرفت و چگونه به کودتا بازگشت و حتی در توهم افزایش توانش به واسطه جهش نفتی دهه پنجاه چگونه باز به دستور رفت.
🔸 و میگویم آیا نمیدانی حتی لحظهای که احساس نبودن آزادی میکنی یا احساس میکنی عدالتی برقرار نشده و یا ظلمی رخ داده و این پرسشها به سرت هجوم میآورد و خود را مقید و مجبور به اعتراض میبینی، این حس خود مرهون و مدیون انقلاب اسلامی است. چرا که پیش از آن اصلا به حقوق خود آگاه نبویم تا از زایل یا مخدوش شدن آن حق احساس ظلم کنیم.
🔹 میگوید تاریخ را به خوشایند فاتحان مینویسی وگرنه مشروطه چه؟ میگویم از انقلاب مشروطه و ملی شدن نفت و پانزدهم خرداد مسلما پیشتر تمرینهای فراوان یا به قول اصحاب نمایش ریهرسال هایی در ابعاد کوچک داشتیم تا یک ملت خود-بسنده و خود-آگاه و خود-اتکا یا به طور خلاصه ملتی مستقل شویم. اما مشروطه که هیچ، آیا میدانی که برخلاف انقلاب کبیر فرانسه و روسیه که با کمتر از یک درصد جمعیت رخ داد، انقلاب ایران با مشارکت ده درصد جمعیتش، دموکراتیک و عمومی ترین حادثه تاریخ انسان مدرن است. یعنی روز اجرای رسمی ملت شدن ما در ابعاد میلیونی، روز تولد ما به عنوان انسانهایی که تاریخ خود را خود میسازند و روایت چگونه شدن و چگونه باید بودن خود را از واشنگتن و مسکو و لندن و پاریس وارد نمیکنند، تنها و تنها بیست و دوم بهمن پنجاه و هفت بود.
🔸و بیست و دوم بهمن یعنی روزی که با یکی شدن در دیگری و با ذوب شدن توانهای فردی مان در جمعیت بواسطه آن پیرمردی که از هیچ نیروی مادی اینجهانی فرمان نمیبرد، رخداد انقلاب را رقم زدیم و بواسطه انقلاب «جهشی» تاریخی کردیم و از حیواناتی مطیع که به نواله ناگزیر گردن کج میکنند، و از رعایایی که قدرت حاکم داخلی و قدرت نظم جهانی غربی-شرقی را اموری طبیعی میپندارند به مقام «انسان سیاسی» صاحب حق و به پرسش کشنده قدرت داخلی از یکسو و به مقام ملت مستقل و آزاد و رها شده از بند سلطه و بهم زننده نظم جهانی استعمار از سوی دیگر خود را ارتقا دادیم و برای نخستین بار حق تعیین سرنوشت در این ابعاد کلان را یافتیم.
🔹 پشیمانان و نادمان و از انقلاب برگشتهها و توبه کنندگان نمیدانند این «جهش» تغییری کیفی و ماهوی است و دهها سال اصلاح تدریجی هرگز نمیتوانست چنین تغییر و رشدی در ما بوجود بیاورد. و نمیدانند هزینه این چهار دهه، هزینه آزاد بودن از قید ارباب فکری و اقتصادی و سیاسی و هزینه استقلال داشتن و ساختن دولت و ملت، گیرم با هزار اشکال و ایراد و فساد اما به دست خود است. و دقیقا در همینجا، در مقابل آنان که از روز نخست ضدانقلاب بودند و در مقابل اصحاب پیشین انقلاب که امروز پشیمان شدهاند، در میان تمام این هجمه به اصل انقلاب اسلامی، باید به آن برگشت و با آن وفادارانه تر از همیشه بیعت کرد. چرا که آینده ما و امکان تغییر، نه از نظریههای فرنگی و اجنبی که تنها و تنها از فهم و تبیین همین تاریخ چهل ساله انقلاب و احیای ارزشهای آن میآید.
🔸 پانوشت: یکی از عکسهای محبوب من از انقلاب از عکاس معروف آمریکایی دیوید برنت از دیماه پنجاه وهفت در دانشگاه تهران، از مستمعین سخنرانی مرحوم طالقانی. ادغام آن بدنهای سیاسی و یکی شدن آن چهرههای گوناگون از لایههای گوناگون اجتماعی و فرهنگی و آن نور خیرهکننده رستگاری در قسمت بالای چپ عکس.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/BfERG5DBK6I/
Instagram
علی عليزاده
. از انقلاب پشیمان ست. میگوید انتقاد و اعتراض به وضعیت موجود را از خواص نظام گرفته تا مردم کوچه و خیابان نمیشنوی؟ میگویم اگر دستاورد دیگری نداشتیم همین همه گیر شدن روحیه اعتراض و انتقاد بهترین دلیل برای دفاع تمام قد از انقلاب نبود؟ میگویم مطالبهگری و حقخواهی…
دیروز در متنی با عنوان «فریاد بیعت با انقلاب در میان پچپچه پشیمانان» گفتم مطالبه گری ما و روح اعتراضی ما خودش محصول انقلاب است. توصیه میکنم حتما ویدیوی چهار دقیقه ای زیر که امروز منتشر شده را از اعتراض یک کارگر به سخنرانی علی ربیعی وزیر کار ببینید. «محتوای» سخنان این کارگر معترض اگرچه نشان از تحقق نیافتن بخشی از وعدههای اقتصادی انقلاب است، اما «فرم» حضور او در مقابل وزیر یک کشور، فرم عقب نرفتن او در مقابل اصرار بقیه شرکت کنندگان، فرم حقی که او برای خود قایل است، فرم برابری که او طبیعی میگیرد، فرم کرنش نکردن او به وزیر، فرم نترسیدن و مرعوب نشدن او، تنها و تنها نشان یک چیز است: انقلاب اسلامی سال پنجاه و هفت انسان ایرانی و جنس مطالبه گری اش را برای همیشه عوض کرد.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید: @jedaal
https://www.aparat.com/v/UHuGO
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید: @jedaal
https://www.aparat.com/v/UHuGO
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
اعتراض یک کارگر و قطع سخنرانی ربیعی در قائمشهر
مناظره علی علیزاده و صادق زیباکلام درباره آمریکا ستیزی، رفسنجانیسم و استحاله انقلاب
https://www.youtube.com/watch?v=htUQNPWK1XU
https://www.youtube.com/watch?v=htUQNPWK1XU
مناظره زیباکلام علیزاده.3gp
66.9 MB
فیلم کم حجم مناظره صادق زیباکلام و علی علیزاده درباره آمریکاستیزی، سوریه، رفسنجانیسم و استحاله انقلاب. جمعه بیست وهفتم بهمن. دانشگاه اشتوتگارت
مناظره علی علیزاده و صادق زیباکلام درباره آمریکا ستیزی، رفسنجانیسم و استحاله انقلاب در شبکه آپارات قابل دسترس داخل ایران
https://www.aparat.com/v/z4phq
https://www.aparat.com/v/z4phq
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
فیلم مناظره جنجالی صادق زیباکلام و علی علیزاده/چهل سال رفرمیسم در ایران!
فیلم مناظره جنجالی و شنیدنی صادق زیباکلام و علی علیزاده از طریق اسکایپ در تهران و اشتوتگارت با موضوع "چهل سال رفورمیسم در ایران" به همت گزاره
Sadegh Zibakalam and Ali Alizadeh Debate
Sadegh Zibakalam and Ali Alizadeh Debate
👍3
Forwarded from سخنرانیها
🔊فایل صوتی
#نشست #چهل_سال #رفرمیسم در ایران
با حضور :
#صادق_زیباکلام
#علی_علیزاده
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
#نشست #چهل_سال #رفرمیسم در ایران
با حضور :
#صادق_زیباکلام
#علی_علیزاده
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
Telegram
عرق کارگران و جوانان آتش باختیار
توییت امروز: امام ششم شیعیان میگوید أعطهِم اُجورَهُم قبل أن يَجِفَّ عرقهُم. یعنی قبل خشک شدن عرقش دستمزد و حقش را بپرداز. از رفسنجانیسم، نیولیبرالهای استحاله شده و پشیمانان از انقلاب توقعی نیست که مسایل مهمتری مثل ورود زنان به ورزشگاه ها دارند ولی آیا میشود انقلابی بود و به حمایت کارگرانی نایستاد که سه یا شش ماه حقوق ماهی هشتصد هزار تومن را هم نگرفته اند؟
🔸 آمدهایم تا انقلاب را باز پس بگیریم. امدهایم تا ارزشهای انقلاب را احیا کنیم. و آمدهایم عدالت-خواهی که از ارزشهای اساسی انقلاب اسلامی پنجاه و هفت بود را از زیر خاک و از زیرزمین موزه در آوریم و به مطالبهای زنده و مسالهای اساسی تبدیل کنیم.
🔹 مساله ما، اشرافیت این و آن کارگزار و وزیر و قاضی و سردار و نماینده ولی فقیه شهرستان نیست. مساله ما شرایطی است که اجازه داد این اشرافیتها و فسادها در وهله اول در ایران پس از انقلاب بوجود بیاید و برای سه دهه بازتولید شوند.
🔸 مساله ما نگاه کلان اقتصادی است که از سال شصت و هشت به بعد اجازه داد فقر و تبعیض اقتصادی به تدریج عادی و طبیعی شود. همان نگاهی که تمام غایت و آرزویش پذیرفته شدن در سازمان تجارت جهانی و تایید شدن توسط بانک جهانی بود. همان نگاهی که میخواست هرچه زودتر در نظام سرمایه جهانی ادغام شود. همان نگاهی که ادرس غلط میداد و میگفت اگر به کدخدا تعظیم کنیم مالزی و کره جنوبی میشویم. همان تفکری که نگاهها را از داخل و از توان و پتانسیل درونی این کشور بر گرفت و تمام تخم مرغ هایش را در سبد غربی و جهانی شدن اقتصاد ایران و ورود سرمایه خارجی گذاشت. همان سبدی که با اولین تحریم فلج و ناتوان شد.
🔹مساله ما همان تفکر و پارادایمی است که تابوها و مرزهای زیست ساده پس از انقلاب را از بین برد و زندگی لوکس را از یک سو و عقب افتادن حقوق کارگران را از سوی دیگر عادی کرد. آن هم در ایرانی که همین امروز هم تمام بارش بر دوش مستضعفان است. آن هم در ایرانی که هنوز هم نیروی دفاعی و امنیتی و شهدایش از مستضعفان اند. آن هم در ایرانی که هزینه تحریم اقتصادیش را بیش از همه دهکهای پایینی میدهند و باز همان ها هستند که در بیست و دوم بهمن به حمایت از نظام به خیابانها میآیند.
🔸 آقای خامنهای سالهاست درباره اقتصاد بومی و درون زا و مقاومتی گفته است. اما هفته گذشته در کنار لزوم غیروابسته کردن اقتصاد، گفت در زمینه عدالت اقتصادی کم کاری کردهایم. سخنی که احساس میکنم مستقیم رو به جوانان آتش باختیار گفته شد. آیا نباید هرجا کارگر گرسنهای اعتراض میکند، جوانان آتش باختیار در کنارش بایستند؟
🔹پانوشت: انگیزه نوشتن این متن اعتراضات اخیرکارگران گروه ملی فولاد اهواز به عقب افتادن حقوقهایشان بود. نزدیک پانصد نفر از انها برای روزهای متوالی مقابل استانداری این شهر تجمع کردهاند. پریروز هم تعداد از انها در نماز جمعه این شهر یکصدا به زبان کنایه فریاد زدند: «درود بر ستمگر. مرگ بر کارگر».
https://www.instagram.com/p/BfnxnX-Bv0M
توییت امروز: امام ششم شیعیان میگوید أعطهِم اُجورَهُم قبل أن يَجِفَّ عرقهُم. یعنی قبل خشک شدن عرقش دستمزد و حقش را بپرداز. از رفسنجانیسم، نیولیبرالهای استحاله شده و پشیمانان از انقلاب توقعی نیست که مسایل مهمتری مثل ورود زنان به ورزشگاه ها دارند ولی آیا میشود انقلابی بود و به حمایت کارگرانی نایستاد که سه یا شش ماه حقوق ماهی هشتصد هزار تومن را هم نگرفته اند؟
🔸 آمدهایم تا انقلاب را باز پس بگیریم. امدهایم تا ارزشهای انقلاب را احیا کنیم. و آمدهایم عدالت-خواهی که از ارزشهای اساسی انقلاب اسلامی پنجاه و هفت بود را از زیر خاک و از زیرزمین موزه در آوریم و به مطالبهای زنده و مسالهای اساسی تبدیل کنیم.
🔹 مساله ما، اشرافیت این و آن کارگزار و وزیر و قاضی و سردار و نماینده ولی فقیه شهرستان نیست. مساله ما شرایطی است که اجازه داد این اشرافیتها و فسادها در وهله اول در ایران پس از انقلاب بوجود بیاید و برای سه دهه بازتولید شوند.
🔸 مساله ما نگاه کلان اقتصادی است که از سال شصت و هشت به بعد اجازه داد فقر و تبعیض اقتصادی به تدریج عادی و طبیعی شود. همان نگاهی که تمام غایت و آرزویش پذیرفته شدن در سازمان تجارت جهانی و تایید شدن توسط بانک جهانی بود. همان نگاهی که میخواست هرچه زودتر در نظام سرمایه جهانی ادغام شود. همان نگاهی که ادرس غلط میداد و میگفت اگر به کدخدا تعظیم کنیم مالزی و کره جنوبی میشویم. همان تفکری که نگاهها را از داخل و از توان و پتانسیل درونی این کشور بر گرفت و تمام تخم مرغ هایش را در سبد غربی و جهانی شدن اقتصاد ایران و ورود سرمایه خارجی گذاشت. همان سبدی که با اولین تحریم فلج و ناتوان شد.
🔹مساله ما همان تفکر و پارادایمی است که تابوها و مرزهای زیست ساده پس از انقلاب را از بین برد و زندگی لوکس را از یک سو و عقب افتادن حقوق کارگران را از سوی دیگر عادی کرد. آن هم در ایرانی که همین امروز هم تمام بارش بر دوش مستضعفان است. آن هم در ایرانی که هنوز هم نیروی دفاعی و امنیتی و شهدایش از مستضعفان اند. آن هم در ایرانی که هزینه تحریم اقتصادیش را بیش از همه دهکهای پایینی میدهند و باز همان ها هستند که در بیست و دوم بهمن به حمایت از نظام به خیابانها میآیند.
🔸 آقای خامنهای سالهاست درباره اقتصاد بومی و درون زا و مقاومتی گفته است. اما هفته گذشته در کنار لزوم غیروابسته کردن اقتصاد، گفت در زمینه عدالت اقتصادی کم کاری کردهایم. سخنی که احساس میکنم مستقیم رو به جوانان آتش باختیار گفته شد. آیا نباید هرجا کارگر گرسنهای اعتراض میکند، جوانان آتش باختیار در کنارش بایستند؟
🔹پانوشت: انگیزه نوشتن این متن اعتراضات اخیرکارگران گروه ملی فولاد اهواز به عقب افتادن حقوقهایشان بود. نزدیک پانصد نفر از انها برای روزهای متوالی مقابل استانداری این شهر تجمع کردهاند. پریروز هم تعداد از انها در نماز جمعه این شهر یکصدا به زبان کنایه فریاد زدند: «درود بر ستمگر. مرگ بر کارگر».
https://www.instagram.com/p/BfnxnX-Bv0M
Instagram
علی عليزاده
. آمدهایم تا انقلاب را باز پس بگیریم. امدهایم تا ارزشهای انقلاب را احیا کنیم. و آمدهایم عدالت-خواهی که از ارزشهای اساسی انقلاب اسلامی پنجاه و هفت بود را از زیر خاک و موزه در آوریم و به امری زنده و مطالبهای اساسی تبدیل کنیم. مساله اشرافیت این و آن کارگزار…
سفره انقلاب و چهار هزار اقازاده در غرب
🔹 «پدیده دیگر که باید به آن توجه کرد، پدیده «آقازادگی» است. «تورگینیف» نویسنده شهیر روسی یک رمانی به نام «آشیانه اشراف» نوشته است. در این کتاب بررسی کرده که چرا روسیه تزاری از هم فروپاشید. او در این کتاب بیان میکند یک نسلی از اشراف صرفا دارنده مدرک شدند اما از دامنه مطالباتشان کم نکردند. برخورداری از مدرک این افراد را دچار مطالبات فزاینده کرد که هم دچار سهمخواهی در حوزه مسؤولیت شدند و هم برخورداری از زندگی مرفه که این دو عارضه اکنون [در ایران] رخ داده است. یک نسلی از آقازادهها در ایران وجود دارند که نه سواد خاصی دارند و نه توان مدیریتی، اما خواهان سهم مدیریتی هستند و به مسؤولیتهای جزئی نیز راضی نیستند. اکنون عدهای از آنها برخی از مناصب را گرفته و در سیستم مشغول به کار هستند. بخشی از این بههمریختگی در نظام مدیریتی، تصمیمگیری و تصمیمسازی در ساختار، به خاطر همین آقازادههایی است که در سیستم حضور دارند. وقتی شما آمار میدهید که در انگلیس، آمریکا و اروپا بیش از چهار هزار آقازاده در حال تحصیل هستند آیا آنها دچار ماندگاری در کشور انگلیس میشوند؟ خیر. عمده آقازادهها به کشور بازمیگردند و سهمخواهی میکنند. حضور پررنگ این آقازادهها در ارکان تصمیمگیری و تصمیمسازی، بحرانساز میشود.»
🔸 حرفهای بالا را علی اکبر ولیزاده مدیرسیاسی مرکز پژوهشهای مجلس در مصاحبه با خبرنگار ایلنا گفتهاست. حرفهایی که احتمالا طعم دهان تمام مردم عادی این کشور که نگران آینده خود و فرزندانشان هستند را تلخ میکند. چون رانت و امکانات فوق العاده برای چهار هزار یا چهل هزار آقازاده به معنی ضایع شدن حق چهار میلیون و چهل میلیون ایرانیزاده دیگر است.
🔹این حرفها باید برنامه ریزان و سیاستگذاران حتی بوروکرات و یقه سفید نظام را هم به شدت نگران کند چون سیطره این قبیله سهم خواه نه فقط باعث افزایش ناکارآمدی و افزایش ضریب فسادپذیری نظام میشود بلکه احساس تبعیض میتواند گسلی عمیق میان حاکمیت و ملت ایجاد کند. گسلی که همانطور که در اغتشاشات دی ماه دیدیم به راحتی توسط دشمنان خارجی این کشور و با ابزارهای جنگ نرم کلاسیک فعال و تسلیحاتی شود.
🔸اما این حرفها باید انقلابی ها را بیشتر از همه نگران کند. چرا که هیچ چیز بیشتر از استحاله درونی، زوال و خستگی و کهولت و بیماری یک انقلاب را سبب نمیشود. و چه چیزی بیشتر از بازتولید روابط فیودالی و قبیلهای مستتر در هزارفامیل پهلوی از دید مستضعفان ایران و منطقه نشانه استحاله انقلاب اسلامی دیده میشود؟ استحالهای که جوهر غرب، یعنی سرمایه داری مصرفی به قیمت استثمار و استعمار دیگران را، با روکشی ریاکارانه دارد عادی و طبیعی میکند. و آیا «نفوذ» در زیرپوستی ترین شکل آن همین حساسیت زدایی از جنس روابط تولید و مصرف در غرب نیست؟
🔹 معتقدم نیازمند جنبشی فراجناحی و فراگیر برای شناسایی، حسابکشی و خلع قدرت از آقازادهها هستیم. در قدم اول نیازمند ملی کردن فرهنگ پرسشگری هستیم. به جای آنکه در مقابل پول و ماشین و مقام مدیریتی و مدرک دانشگاهی شان سر خم کنیم و احساس کمبود کنیم باید بپرسیم از کجا و از طریق چه رانت و چه روابطی این ماشین و مقام مدیریتی و مدرک دانشگاهی را بدست آوردهای؟ و در قدم دوم باید فرهنگی که رانتخواری و زندگی اشرافی را تبدیل به نوعی فضیلت و نشانه «بچه زرنگ بودن» کرده است را به رذیلت و نشانه فاسد بودن تبدیل کنیم.
🔸 پانوشت: عکس تزیینی نیست. عکس از سفره انقلاب است. منطقه البیضا. سال شصت و چهار. سفرهای که امروز عدهای رانت خود را از ان برمیدارند همان سفرهایست که از روز اول انقلاب تا امروز در سوریه عدهای سر خود را درآن گذاشتهاند.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید و آن را به دیگران هم معرفی کنید: @jedaal
https://www.instagram.com/p/BfvXBAYhojr/
🔹 «پدیده دیگر که باید به آن توجه کرد، پدیده «آقازادگی» است. «تورگینیف» نویسنده شهیر روسی یک رمانی به نام «آشیانه اشراف» نوشته است. در این کتاب بررسی کرده که چرا روسیه تزاری از هم فروپاشید. او در این کتاب بیان میکند یک نسلی از اشراف صرفا دارنده مدرک شدند اما از دامنه مطالباتشان کم نکردند. برخورداری از مدرک این افراد را دچار مطالبات فزاینده کرد که هم دچار سهمخواهی در حوزه مسؤولیت شدند و هم برخورداری از زندگی مرفه که این دو عارضه اکنون [در ایران] رخ داده است. یک نسلی از آقازادهها در ایران وجود دارند که نه سواد خاصی دارند و نه توان مدیریتی، اما خواهان سهم مدیریتی هستند و به مسؤولیتهای جزئی نیز راضی نیستند. اکنون عدهای از آنها برخی از مناصب را گرفته و در سیستم مشغول به کار هستند. بخشی از این بههمریختگی در نظام مدیریتی، تصمیمگیری و تصمیمسازی در ساختار، به خاطر همین آقازادههایی است که در سیستم حضور دارند. وقتی شما آمار میدهید که در انگلیس، آمریکا و اروپا بیش از چهار هزار آقازاده در حال تحصیل هستند آیا آنها دچار ماندگاری در کشور انگلیس میشوند؟ خیر. عمده آقازادهها به کشور بازمیگردند و سهمخواهی میکنند. حضور پررنگ این آقازادهها در ارکان تصمیمگیری و تصمیمسازی، بحرانساز میشود.»
🔸 حرفهای بالا را علی اکبر ولیزاده مدیرسیاسی مرکز پژوهشهای مجلس در مصاحبه با خبرنگار ایلنا گفتهاست. حرفهایی که احتمالا طعم دهان تمام مردم عادی این کشور که نگران آینده خود و فرزندانشان هستند را تلخ میکند. چون رانت و امکانات فوق العاده برای چهار هزار یا چهل هزار آقازاده به معنی ضایع شدن حق چهار میلیون و چهل میلیون ایرانیزاده دیگر است.
🔹این حرفها باید برنامه ریزان و سیاستگذاران حتی بوروکرات و یقه سفید نظام را هم به شدت نگران کند چون سیطره این قبیله سهم خواه نه فقط باعث افزایش ناکارآمدی و افزایش ضریب فسادپذیری نظام میشود بلکه احساس تبعیض میتواند گسلی عمیق میان حاکمیت و ملت ایجاد کند. گسلی که همانطور که در اغتشاشات دی ماه دیدیم به راحتی توسط دشمنان خارجی این کشور و با ابزارهای جنگ نرم کلاسیک فعال و تسلیحاتی شود.
🔸اما این حرفها باید انقلابی ها را بیشتر از همه نگران کند. چرا که هیچ چیز بیشتر از استحاله درونی، زوال و خستگی و کهولت و بیماری یک انقلاب را سبب نمیشود. و چه چیزی بیشتر از بازتولید روابط فیودالی و قبیلهای مستتر در هزارفامیل پهلوی از دید مستضعفان ایران و منطقه نشانه استحاله انقلاب اسلامی دیده میشود؟ استحالهای که جوهر غرب، یعنی سرمایه داری مصرفی به قیمت استثمار و استعمار دیگران را، با روکشی ریاکارانه دارد عادی و طبیعی میکند. و آیا «نفوذ» در زیرپوستی ترین شکل آن همین حساسیت زدایی از جنس روابط تولید و مصرف در غرب نیست؟
🔹 معتقدم نیازمند جنبشی فراجناحی و فراگیر برای شناسایی، حسابکشی و خلع قدرت از آقازادهها هستیم. در قدم اول نیازمند ملی کردن فرهنگ پرسشگری هستیم. به جای آنکه در مقابل پول و ماشین و مقام مدیریتی و مدرک دانشگاهی شان سر خم کنیم و احساس کمبود کنیم باید بپرسیم از کجا و از طریق چه رانت و چه روابطی این ماشین و مقام مدیریتی و مدرک دانشگاهی را بدست آوردهای؟ و در قدم دوم باید فرهنگی که رانتخواری و زندگی اشرافی را تبدیل به نوعی فضیلت و نشانه «بچه زرنگ بودن» کرده است را به رذیلت و نشانه فاسد بودن تبدیل کنیم.
🔸 پانوشت: عکس تزیینی نیست. عکس از سفره انقلاب است. منطقه البیضا. سال شصت و چهار. سفرهای که امروز عدهای رانت خود را از ان برمیدارند همان سفرهایست که از روز اول انقلاب تا امروز در سوریه عدهای سر خود را درآن گذاشتهاند.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید و آن را به دیگران هم معرفی کنید: @jedaal
https://www.instagram.com/p/BfvXBAYhojr/
Instagram
علی عليزاده
. یک نسلی از آقازادهها در ایران وجود دارند که نه سواد خاصی دارند و نه توان مدیریتی، اما خواهان سهم مدیریتی هستند و به مسؤولیتهای جزئی نیز راضی نیستند. اکنون عدهای از آنها برخی از مناصب را گرفته و در سیستم مشغول کارند. بخشی از این بههمریختگی در نظام…
👍2
تسلیحاتی شدن دختران خیابان انقلاب
🔹 مسیح علینژاد نوشته چهل و پنج نماینده اتحادیه اروپا با نامه به موگرینی خواهان آزادی دختران_خیابان_انقلاب شدند. بزبان ساده یعنی افزایش تنش ایران و اتحادیه اروپا، یعنی ضربه بیشتر به برجام و سخت تر شدن مراودات اقتصادی ایران، یعنی رکود بیشتر اقتصادی و اعتصابهای بیشتر کارگران حقوق نگرفته، و در نهایت یعنی افزایش تقاضای اتحادیه اروپا برای سرخم کردن ایران مقابل خواست ترامپ و بن سلمان و تعطیلی تنها ابزار دفاعی این کشور یعنی پروژه موشکی. و این یعنی تسلیحاتی شدن موضوعی به نام دختران_خیابان_انقلاب. یعنی تبدیل دختران خیابان انقلاب به سوخت ماشین تحریم اقتصادی و فشار بینالمللی بر هشتاد میلیون ایرانی.
🔸 براستی که هیچ ملتی اینطور به دست خود، شرایط تحریم خود را رقم نزده است که بخشی از طبقه متوسط لیبرال ایران در سالهای گذشته و با سکوت مقابل کارمندان صنعت حقوق بشر زد و انگار باز هم بدون آنکه از تاریخ درس گرفته باشد دارد میزند. درست مثل سالهای دوره دوم محمد خاتمی، درست مثل فضای بعد از هشتاد و هشت.
🔹 نامه را ماریا شاکه نوشته است. او یکی از اسلامستیز و ایرانستیزترین نمایندگان مجلس اتحادیه اروپا واز اسپانسرهای اصلی آزادی یواشکی است. شاکه همچنین دعوت کننده علینژاد و دریا صفایی به اتحادیه اروپا در شهریور نود و پنج برای سخنرانیهایی بود که مستقیما در فضای اروپا به منظور حمله به زنان مسلمان اروپایی و به ویژه زنان محجبه استفاده شد.
🔸 در اینجا نقدی متوجه مسیح علینژاد و بقیه کسانی که رسما با دولتهای خارجی علیه منافع ایران همکاری میکنند نیست. او یک کولابراتور در معنای کلاسیک کلمه است. یعنی کسی که با دولتهای متخاصم علیه وطن و کشور خودش همکاری میکند. بلکه نقد متوجه نیروهای داخل کشور و به ویژه اصلاحطلبانی است که با «مرزبندی نکردن» با نیروهای وابسته به غرب، شرایط امکان تحریم اقتصادی ایران را نادانسته محقق میکنند.
🔹 تکرار میکنم خود را منتقد پوشش اجباری میدانم. ولی معتقدم قانون فعلی ایران از فضا نیامده و اعتقاد بخشهای قابل توجهی از جامعه است. از این رو آینده پوشش در ایران را فقط و فقط گفتگوی داخلی میان بخشهای مختلف جامعه و نهادهای مرجع اجتماعی و حکومتی تعیین میکند و نه فشار کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا و بیبیسی و ده ها سازمان با رنگ و لعاب و اسم های مزین به دموکراسی و حقوق بشر که ارتباطشان با بسترسازی برای جنگ و کودتا و دخالت امریکا در بقیه کشورها اثبات شده است.
🔸 و همین طور هم آینده پوشش در ایران را فشار نوکران ایرانی این دولتهای غربی و سازمانها تعیین نخواهد کرد.
🔹 مسیح علینژاد نوشته چهل و پنج نماینده اتحادیه اروپا با نامه به موگرینی خواهان آزادی دختران_خیابان_انقلاب شدند. بزبان ساده یعنی افزایش تنش ایران و اتحادیه اروپا، یعنی ضربه بیشتر به برجام و سخت تر شدن مراودات اقتصادی ایران، یعنی رکود بیشتر اقتصادی و اعتصابهای بیشتر کارگران حقوق نگرفته، و در نهایت یعنی افزایش تقاضای اتحادیه اروپا برای سرخم کردن ایران مقابل خواست ترامپ و بن سلمان و تعطیلی تنها ابزار دفاعی این کشور یعنی پروژه موشکی. و این یعنی تسلیحاتی شدن موضوعی به نام دختران_خیابان_انقلاب. یعنی تبدیل دختران خیابان انقلاب به سوخت ماشین تحریم اقتصادی و فشار بینالمللی بر هشتاد میلیون ایرانی.
🔸 براستی که هیچ ملتی اینطور به دست خود، شرایط تحریم خود را رقم نزده است که بخشی از طبقه متوسط لیبرال ایران در سالهای گذشته و با سکوت مقابل کارمندان صنعت حقوق بشر زد و انگار باز هم بدون آنکه از تاریخ درس گرفته باشد دارد میزند. درست مثل سالهای دوره دوم محمد خاتمی، درست مثل فضای بعد از هشتاد و هشت.
🔹 نامه را ماریا شاکه نوشته است. او یکی از اسلامستیز و ایرانستیزترین نمایندگان مجلس اتحادیه اروپا واز اسپانسرهای اصلی آزادی یواشکی است. شاکه همچنین دعوت کننده علینژاد و دریا صفایی به اتحادیه اروپا در شهریور نود و پنج برای سخنرانیهایی بود که مستقیما در فضای اروپا به منظور حمله به زنان مسلمان اروپایی و به ویژه زنان محجبه استفاده شد.
🔸 در اینجا نقدی متوجه مسیح علینژاد و بقیه کسانی که رسما با دولتهای خارجی علیه منافع ایران همکاری میکنند نیست. او یک کولابراتور در معنای کلاسیک کلمه است. یعنی کسی که با دولتهای متخاصم علیه وطن و کشور خودش همکاری میکند. بلکه نقد متوجه نیروهای داخل کشور و به ویژه اصلاحطلبانی است که با «مرزبندی نکردن» با نیروهای وابسته به غرب، شرایط امکان تحریم اقتصادی ایران را نادانسته محقق میکنند.
🔹 تکرار میکنم خود را منتقد پوشش اجباری میدانم. ولی معتقدم قانون فعلی ایران از فضا نیامده و اعتقاد بخشهای قابل توجهی از جامعه است. از این رو آینده پوشش در ایران را فقط و فقط گفتگوی داخلی میان بخشهای مختلف جامعه و نهادهای مرجع اجتماعی و حکومتی تعیین میکند و نه فشار کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا و بیبیسی و ده ها سازمان با رنگ و لعاب و اسم های مزین به دموکراسی و حقوق بشر که ارتباطشان با بسترسازی برای جنگ و کودتا و دخالت امریکا در بقیه کشورها اثبات شده است.
🔸 و همین طور هم آینده پوشش در ایران را فشار نوکران ایرانی این دولتهای غربی و سازمانها تعیین نخواهد کرد.
حافظ و سعدی و فردوسی مقابل ترامپ و بیوطنی نئولیبرالیسم
🔹 یازده اسفند ۹۶، الجزیره: کره جنوبی آموزش زبان انگلیسی برای سالهای اول و دوم مقطع ابتدایی را ممنوع کرد. این ممنوعیت براساس حکم دادگاه قانون اساسی کره در سال نود و چهار صادر شده که زبان انگلیسی را مانعی برای یادگیری زبان کرهای و باعث پاک شدن ریشههای کرهای دانسته بود.*
🔸 برمیگردیم به ۱۳ اردیبهشت ۹۵. آقای خامنهای گفت: «این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود امّا زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست...امروز کسانی که به اسپانیولی حرف میزنند کمتر از کسانی نیستند که به انگلیسی حرف میزنند... چرا فرانسه یا آلمانی تعلیم داده نمیشود؟ زبانهای کشورهای پیشرفتهی شرقی هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است. آقا جان! در کشورهای دیگر به این مسئله توجّه میکنند و جلوی نفوذ و دخالت و توسعهی زبان بیگانه را میگیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیکتر شدهایم! آمدهایم میدان را باز کردهایم و علاوه بر اینکه این زبان را کردهایم زبانِ خارجیِ انحصاریِ مدارسمان، مدام داریم میآوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستانها و در مهدِکودکها! چرا؟ ما که میخواهیم زبان فارسی را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتی] کرسی زبان [فارسی] را در یکجا تعطیل میکنند، باید تماسهای دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسی زبان فارسی را تعطیل کردید. نمیگذارند، اجازهی دانشجو گرفتن نمیدهند، امتیاز نمیدهند، برای اینکه زبان فارسی را یکجا میخواهیم ترویج کنیم؛ آنوقت ما بیاییم زبان آنها را خودمان با پول خودمان، با خرج خودمان، با مشکلات خودمان ترویج کنیم. این عقلائی است؟ من نمیفهمم!"
🔹بیبیسی و رادیوفردا** بلافاصله این حرفها را تلاش برای انزواطلبی و ستیز با معاصر شدن نسل جوان تفسیر کردند و رادیو فرانسه*** در حالیکه رهبری به صراحت از لزوم آموزش زبان بیگانه گفت بود تیتر زد: «سخنان تند خامنهای علیه زبان انگلیسی: "زبان و فرهنگ بیگانه" را ترویج نکنید.»
🔸 در نهایت ۱۵ اردیبهشت ۹۵ آقای روحانی در قطب مقابل ایستاد و امری که قاعدتا باید فراجناحی و مورد توافق کل نظام و حتی ملیگرایان یا مدافعان منافع ملی خارج از نظام میبود را تبدیل به نزاعی سیاسی کرد و گفت: «مردم خودشان باید بخواهند ...و [دانش آموز] باید بتواند انتخاب کند چند زبان میخواهد بیاموزد. وقتی در یک مدرسهای ۹۸ درصد دانش آموزان یک زبان را انتخاب کردند ... ما که نمیتوانیم برای آن دو درصد معلم دیگری را به کار بگیریم. امروز شما ببینید در شبه قاره هند به خاطر اینکه این جمعیت عظیم به زبان انگلیسی تقریبا مسلط هستند شما ببینید که در آی تی [علوم انفورماتیک] چه کارهایی انجام دادهاند و چه شغل بزرگی را این شبه قاره به دست آورده است، ما باید زبانی را یاد دهیم که در کنارش علم، راحتتر به دست آید و شغل بیشتر برای نسل جوان آینده به وجود بیاورد و ارتباط اقتصادی ما را با دنیا تسهیل کند.»
🔹 ممنوعیت آموزش زبان انگلیسی در سنین پایین در کره جنوبی، یعنی حتی این کشور که از پایان جنگ کره در سال ۱۳۳۲، رسما یکی از اقمار آمریکا بوده نگران حل شدن در هاضمه فرهنگی کدخداست. یعنی حتی سئول هم که وابستگی کامل نظامی-سیاسی به واشنگتن دارد دلواپس بیملیت شدن و بیهویت شدن بیشتر نسل جوانش است.
🔸 حالا شاید بدون سروصدای بلند جنگ رسانهای و از خلال خبر ممنوعیت زبان انگلیسی در کره جنوبی که قبله آمال بسیاری از غربزدگان ایرانی است بتوان تفاوت نگاه آقای روحانی و آقای خامنهای را بازبینی کرد. تفاوتی که شکلی دیگر از همان نزاع سی ساله میان پارادایم ادغام-گرایی و پارادایم مقاومت ملی است.
🔹 ایستادن مقابل انحصار انگلیسی، دفاع حداقلی از فارسی است نه جهان-هراسی و انزواطلبی. دفاع حداقلی از زبانی است که اگرچه قدمتی هزار ساله و نفوذی از شبه قاره هند تا شمال آفریقا دارد، اما اکنون مقابل طوفان جهانی شدن در خطر و نیازمند سیاستهای حمایتی است. حمایت از فارسی، حمایت از یکی از مهمترین عوامل هویت فرهنگی-ملی هشتاد میلیون ایرانی مقابل هژمونی و سلطهی فرهنگ آمریکایی است که تسلیم مقابلش، مقدمه تسلیم اقتصادی و نظامی خواهد بود. و حمایت از فارسی و فرهنگ ملی، نیروی جوان تحصیل کرده ایران را وفادار به منافع و تاریخ این کشور و مردمش نگه میدارد و نه متعهد به منافع شرکتهای چندملیتی؛ و مانع بیوطنی و گم شدن هویتی در راهروهای شرکتها و دانشگاههای غربی میشود. حافظ و سعدی بخشی از دیوار دفاعی ما هستند و مانع تبدیل سرمایه انسانی این کشور به سربازان نادانسته نئولیبرالیسم آمریکایی میشوند.
(تاریخ انتشار اسفند ۹۶. بازنشر به مناسبت روز فردوسی)
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
* http://bit.ly/2F8g686
** http://bit.ly/2Ff3dp3
*** http://bit.ly/2I156rb
🔹 یازده اسفند ۹۶، الجزیره: کره جنوبی آموزش زبان انگلیسی برای سالهای اول و دوم مقطع ابتدایی را ممنوع کرد. این ممنوعیت براساس حکم دادگاه قانون اساسی کره در سال نود و چهار صادر شده که زبان انگلیسی را مانعی برای یادگیری زبان کرهای و باعث پاک شدن ریشههای کرهای دانسته بود.*
🔸 برمیگردیم به ۱۳ اردیبهشت ۹۵. آقای خامنهای گفت: «این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود امّا زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست...امروز کسانی که به اسپانیولی حرف میزنند کمتر از کسانی نیستند که به انگلیسی حرف میزنند... چرا فرانسه یا آلمانی تعلیم داده نمیشود؟ زبانهای کشورهای پیشرفتهی شرقی هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است. آقا جان! در کشورهای دیگر به این مسئله توجّه میکنند و جلوی نفوذ و دخالت و توسعهی زبان بیگانه را میگیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیکتر شدهایم! آمدهایم میدان را باز کردهایم و علاوه بر اینکه این زبان را کردهایم زبانِ خارجیِ انحصاریِ مدارسمان، مدام داریم میآوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستانها و در مهدِکودکها! چرا؟ ما که میخواهیم زبان فارسی را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتی] کرسی زبان [فارسی] را در یکجا تعطیل میکنند، باید تماسهای دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسی زبان فارسی را تعطیل کردید. نمیگذارند، اجازهی دانشجو گرفتن نمیدهند، امتیاز نمیدهند، برای اینکه زبان فارسی را یکجا میخواهیم ترویج کنیم؛ آنوقت ما بیاییم زبان آنها را خودمان با پول خودمان، با خرج خودمان، با مشکلات خودمان ترویج کنیم. این عقلائی است؟ من نمیفهمم!"
🔹بیبیسی و رادیوفردا** بلافاصله این حرفها را تلاش برای انزواطلبی و ستیز با معاصر شدن نسل جوان تفسیر کردند و رادیو فرانسه*** در حالیکه رهبری به صراحت از لزوم آموزش زبان بیگانه گفت بود تیتر زد: «سخنان تند خامنهای علیه زبان انگلیسی: "زبان و فرهنگ بیگانه" را ترویج نکنید.»
🔸 در نهایت ۱۵ اردیبهشت ۹۵ آقای روحانی در قطب مقابل ایستاد و امری که قاعدتا باید فراجناحی و مورد توافق کل نظام و حتی ملیگرایان یا مدافعان منافع ملی خارج از نظام میبود را تبدیل به نزاعی سیاسی کرد و گفت: «مردم خودشان باید بخواهند ...و [دانش آموز] باید بتواند انتخاب کند چند زبان میخواهد بیاموزد. وقتی در یک مدرسهای ۹۸ درصد دانش آموزان یک زبان را انتخاب کردند ... ما که نمیتوانیم برای آن دو درصد معلم دیگری را به کار بگیریم. امروز شما ببینید در شبه قاره هند به خاطر اینکه این جمعیت عظیم به زبان انگلیسی تقریبا مسلط هستند شما ببینید که در آی تی [علوم انفورماتیک] چه کارهایی انجام دادهاند و چه شغل بزرگی را این شبه قاره به دست آورده است، ما باید زبانی را یاد دهیم که در کنارش علم، راحتتر به دست آید و شغل بیشتر برای نسل جوان آینده به وجود بیاورد و ارتباط اقتصادی ما را با دنیا تسهیل کند.»
🔹 ممنوعیت آموزش زبان انگلیسی در سنین پایین در کره جنوبی، یعنی حتی این کشور که از پایان جنگ کره در سال ۱۳۳۲، رسما یکی از اقمار آمریکا بوده نگران حل شدن در هاضمه فرهنگی کدخداست. یعنی حتی سئول هم که وابستگی کامل نظامی-سیاسی به واشنگتن دارد دلواپس بیملیت شدن و بیهویت شدن بیشتر نسل جوانش است.
🔸 حالا شاید بدون سروصدای بلند جنگ رسانهای و از خلال خبر ممنوعیت زبان انگلیسی در کره جنوبی که قبله آمال بسیاری از غربزدگان ایرانی است بتوان تفاوت نگاه آقای روحانی و آقای خامنهای را بازبینی کرد. تفاوتی که شکلی دیگر از همان نزاع سی ساله میان پارادایم ادغام-گرایی و پارادایم مقاومت ملی است.
🔹 ایستادن مقابل انحصار انگلیسی، دفاع حداقلی از فارسی است نه جهان-هراسی و انزواطلبی. دفاع حداقلی از زبانی است که اگرچه قدمتی هزار ساله و نفوذی از شبه قاره هند تا شمال آفریقا دارد، اما اکنون مقابل طوفان جهانی شدن در خطر و نیازمند سیاستهای حمایتی است. حمایت از فارسی، حمایت از یکی از مهمترین عوامل هویت فرهنگی-ملی هشتاد میلیون ایرانی مقابل هژمونی و سلطهی فرهنگ آمریکایی است که تسلیم مقابلش، مقدمه تسلیم اقتصادی و نظامی خواهد بود. و حمایت از فارسی و فرهنگ ملی، نیروی جوان تحصیل کرده ایران را وفادار به منافع و تاریخ این کشور و مردمش نگه میدارد و نه متعهد به منافع شرکتهای چندملیتی؛ و مانع بیوطنی و گم شدن هویتی در راهروهای شرکتها و دانشگاههای غربی میشود. حافظ و سعدی بخشی از دیوار دفاعی ما هستند و مانع تبدیل سرمایه انسانی این کشور به سربازان نادانسته نئولیبرالیسم آمریکایی میشوند.
(تاریخ انتشار اسفند ۹۶. بازنشر به مناسبت روز فردوسی)
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
* http://bit.ly/2F8g686
** http://bit.ly/2Ff3dp3
*** http://bit.ly/2I156rb
Al Jazeera
Why doesn’t Korea want its youngsters to speak English?
The ban will affect low-income families in highly competitive society, analysts and parents warn.
Forwarded from عصرانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM