شورش علیه استثنایی سازی زیست ایرانی
🔹 محاصره شدهایم. در سرسامی بیپایان. دورتادورمان را صدای عربده شبانه روزی ایرانستیزان و ایرانفروشان و ایرانهراسان گرفته. آنقدر بلند که اجازه عزای عزیزانمان را هم نمیدهد.
🔸 کاسبان جنگ و کاسبان تحریم و کاسبان ناامیدی و حالا کاسبان فاجعه و کاسبان غم و عزای مردم در لندن و پاریس و واشنگتن و تلآویو و تازگیها ریاض، با پول آمریکایی و اسراییلی و بریتانیایی و سعودی، همه یک چیز میگویند: «ای ایرانیان، شما در وضعیتی استثنایی قرار گرفتهاید. زندگیتان سراسر فاجعه است. زندگیتان سراسر مرگ است. از میان دویست ملت جهان فقط شما میمیرید. فقط ساختمان شما در پلاسکو آتش میگیرد و فقط کشتی سانچی شما غرق میشود و فقط شما در زلزله مدفون میشوید و فقط جامعه شما دچار شورش میشود و فقط اقتصاد شما فساد میپذیرد.»
🔹 در حالیکه مشابه این اتفاقات هرروز در کشورهای دیگر میفتد. مو به مو. تک به تک. در ابعادی بزرگتر. در اشکالی دردناکتر. (فقط برای یک مثال در حاشیه بگویم اگر پلاسکو در تهران اتفاقا افتاد درست چهار ماه بعدش برج گرنفل در محله کنزینگتون لندن به این علت در آتش فرورفت که شهرداری در پول بازسازی خانه این فقیران میخواسته پنج هزار پوند، یعنی بیست و پنج میلیون تومن، صرفه جویی کند. یعنی همان شهرداری انگلیسی همان محلی که یک میلیون پوند یعنی پنج میلیارد تومن برای اپرای ثروتمندانش خرج کرده بود، بخاطر دزدیدن بیست و پنج میلیون تومن از جیب فقرایش هفتاد انسان بی گناه را جزغاله و جنازههایشان را غیرقابل تشخیص کرد. و مسلما این خبر را از بیبیسی فارسی نشنیدهاید چرا که وظیفه این بزرگترین کارخانه ایرانهراسی که یک جناح سیاسی در ایران به صورت رسمی آن را تریبون خود کرده است، تیغ انداختن فعالانه به صورت زیست اجتماعی ایرانیان است و نه انتشار متوازن حقیقت.)
🔸آری. این اتفاقات هرروز در کشورهای دیگر میفتد و هیچ کس به آنها نمیگوید شما استثنایی هستید، هیچ کس به چشمهای مردمی هشتاد میلیون نفری که هشت سال جنگ و چهل سال خصومت غرب را تاب آوردهاند زل نمیزند و از قلب لندن و نیویورک نمیگوید: «شما مفلوک و بدبخت و بی چاره هستید.» و عزت و کرامت ملی ما کجاست که اجازه میدهیم با ما اینگونه سخن بگویند؟
🔹 اما این خطیبان بی شرم ساخته و فربه شده در غرب از منبرهای مدرنشان بالا میروند و میگویند: «شما تنها ملت نفرین شدهاید. چرا که عذاب بر ملتی فرومیریزد که از قانون تسلیم مقابل آمریکا سرباز بزند و بر شریعت امپراطوری خروج کند». اینها سربازان و سرجوخهها و سرهنگهای امپراطوری اند که به هیات و صورت دلسوزان و خبرنگاران و امینان مردم درآمدهاند و هوایمان را چنان سیاه کردهاند که ما نمیتوانیم با وقایعی که هر روز هر مردم دیگر هم گرفتارش میشوند روبرو شویم و چشمهای ما نمیتوانند به وضوح آنچه اتفاق میفتد را ببینند. ما نمیتوانیم حتی مثل هر مردم دیگری عزادار عزیزانمان باشیم و بعد پرسش کنیم و بعد بهتر شویم. آنچه باید بر آن شورید، بیش از هر چیز و پیش از هر کس، این راویان دروغین تزریق کننده ناتوانی به مایند. این تحمیل کنندگان استضعاف و این تیغ کشانندگان به چهره هویت ملی ما و این کلنگی سازان اراده جمعی ما برای زیستن در کنار یکدیگر و تغییر و اصلاح و فهم حرکت تاریخی خود تا اینجای مسیر و ادامه این حرکت.
🔸 باید دورتادور ایران را و دورتادور فضای ذهنی ایرانیان را زنجیرهای انسانی تشکیل دهیم و دیوار دفاع نرم ملی بسازیم تا مردم بتوانند بی هراس از تسلیحاتی شدن هر موضوع سادهای توسط غرب، نقد کنند و وقتی عزیزانی قربانی شدند گریه کنند و وقتی چیزی و جایی ویران شد آوارهایشان را بدون ترس از نگاههای هیز و امواج دشمن کنار بزنند و وقتی فسادی کشف کردند بدون ترس از غلو و بزرگنمایی دشمن درمانش کنند. هیچ چیز ما استثنایی نیست. به جز دشمنی و کینه غرب با ما. زمانی نفت ما را به تاراج و غارت میبردند و حالا امید و همبستگی ملی ما را و حتی غم و اندوه و عزای ملی ما. اشکهای ما را هم به غارت میبرند و از آنها در کارخانههای جنگ نرم شان، فشنگ و بمب علیه ما میسازند. اما مقابلشان خواهیم ایستاد و از ایران و افکار عمومیش دفاع خواهیم کرد.
👇 پانوشت: فیلم از مراسم زیبای دمام و سنج بوشهر در کنارهای ابهای خلیج فارس برای قربانیان سانچی است. تکهای از فرهنگ جنوبمان که اینگونه سوگوارانه و جمعی و همبسته، دریا را به بازپس فرستادن جنازه عزیزان میخوانند. مراسمی نمادین از همبستگی ملی این مردم در سرتاسر این کشور.
https://www.instagram.com/p/Bd-g9bnhzxL/
🔹 محاصره شدهایم. در سرسامی بیپایان. دورتادورمان را صدای عربده شبانه روزی ایرانستیزان و ایرانفروشان و ایرانهراسان گرفته. آنقدر بلند که اجازه عزای عزیزانمان را هم نمیدهد.
🔸 کاسبان جنگ و کاسبان تحریم و کاسبان ناامیدی و حالا کاسبان فاجعه و کاسبان غم و عزای مردم در لندن و پاریس و واشنگتن و تلآویو و تازگیها ریاض، با پول آمریکایی و اسراییلی و بریتانیایی و سعودی، همه یک چیز میگویند: «ای ایرانیان، شما در وضعیتی استثنایی قرار گرفتهاید. زندگیتان سراسر فاجعه است. زندگیتان سراسر مرگ است. از میان دویست ملت جهان فقط شما میمیرید. فقط ساختمان شما در پلاسکو آتش میگیرد و فقط کشتی سانچی شما غرق میشود و فقط شما در زلزله مدفون میشوید و فقط جامعه شما دچار شورش میشود و فقط اقتصاد شما فساد میپذیرد.»
🔹 در حالیکه مشابه این اتفاقات هرروز در کشورهای دیگر میفتد. مو به مو. تک به تک. در ابعادی بزرگتر. در اشکالی دردناکتر. (فقط برای یک مثال در حاشیه بگویم اگر پلاسکو در تهران اتفاقا افتاد درست چهار ماه بعدش برج گرنفل در محله کنزینگتون لندن به این علت در آتش فرورفت که شهرداری در پول بازسازی خانه این فقیران میخواسته پنج هزار پوند، یعنی بیست و پنج میلیون تومن، صرفه جویی کند. یعنی همان شهرداری انگلیسی همان محلی که یک میلیون پوند یعنی پنج میلیارد تومن برای اپرای ثروتمندانش خرج کرده بود، بخاطر دزدیدن بیست و پنج میلیون تومن از جیب فقرایش هفتاد انسان بی گناه را جزغاله و جنازههایشان را غیرقابل تشخیص کرد. و مسلما این خبر را از بیبیسی فارسی نشنیدهاید چرا که وظیفه این بزرگترین کارخانه ایرانهراسی که یک جناح سیاسی در ایران به صورت رسمی آن را تریبون خود کرده است، تیغ انداختن فعالانه به صورت زیست اجتماعی ایرانیان است و نه انتشار متوازن حقیقت.)
🔸آری. این اتفاقات هرروز در کشورهای دیگر میفتد و هیچ کس به آنها نمیگوید شما استثنایی هستید، هیچ کس به چشمهای مردمی هشتاد میلیون نفری که هشت سال جنگ و چهل سال خصومت غرب را تاب آوردهاند زل نمیزند و از قلب لندن و نیویورک نمیگوید: «شما مفلوک و بدبخت و بی چاره هستید.» و عزت و کرامت ملی ما کجاست که اجازه میدهیم با ما اینگونه سخن بگویند؟
🔹 اما این خطیبان بی شرم ساخته و فربه شده در غرب از منبرهای مدرنشان بالا میروند و میگویند: «شما تنها ملت نفرین شدهاید. چرا که عذاب بر ملتی فرومیریزد که از قانون تسلیم مقابل آمریکا سرباز بزند و بر شریعت امپراطوری خروج کند». اینها سربازان و سرجوخهها و سرهنگهای امپراطوری اند که به هیات و صورت دلسوزان و خبرنگاران و امینان مردم درآمدهاند و هوایمان را چنان سیاه کردهاند که ما نمیتوانیم با وقایعی که هر روز هر مردم دیگر هم گرفتارش میشوند روبرو شویم و چشمهای ما نمیتوانند به وضوح آنچه اتفاق میفتد را ببینند. ما نمیتوانیم حتی مثل هر مردم دیگری عزادار عزیزانمان باشیم و بعد پرسش کنیم و بعد بهتر شویم. آنچه باید بر آن شورید، بیش از هر چیز و پیش از هر کس، این راویان دروغین تزریق کننده ناتوانی به مایند. این تحمیل کنندگان استضعاف و این تیغ کشانندگان به چهره هویت ملی ما و این کلنگی سازان اراده جمعی ما برای زیستن در کنار یکدیگر و تغییر و اصلاح و فهم حرکت تاریخی خود تا اینجای مسیر و ادامه این حرکت.
🔸 باید دورتادور ایران را و دورتادور فضای ذهنی ایرانیان را زنجیرهای انسانی تشکیل دهیم و دیوار دفاع نرم ملی بسازیم تا مردم بتوانند بی هراس از تسلیحاتی شدن هر موضوع سادهای توسط غرب، نقد کنند و وقتی عزیزانی قربانی شدند گریه کنند و وقتی چیزی و جایی ویران شد آوارهایشان را بدون ترس از نگاههای هیز و امواج دشمن کنار بزنند و وقتی فسادی کشف کردند بدون ترس از غلو و بزرگنمایی دشمن درمانش کنند. هیچ چیز ما استثنایی نیست. به جز دشمنی و کینه غرب با ما. زمانی نفت ما را به تاراج و غارت میبردند و حالا امید و همبستگی ملی ما را و حتی غم و اندوه و عزای ملی ما. اشکهای ما را هم به غارت میبرند و از آنها در کارخانههای جنگ نرم شان، فشنگ و بمب علیه ما میسازند. اما مقابلشان خواهیم ایستاد و از ایران و افکار عمومیش دفاع خواهیم کرد.
👇 پانوشت: فیلم از مراسم زیبای دمام و سنج بوشهر در کنارهای ابهای خلیج فارس برای قربانیان سانچی است. تکهای از فرهنگ جنوبمان که اینگونه سوگوارانه و جمعی و همبسته، دریا را به بازپس فرستادن جنازه عزیزان میخوانند. مراسمی نمادین از همبستگی ملی این مردم در سرتاسر این کشور.
https://www.instagram.com/p/Bd-g9bnhzxL/
IMG_2375.mp4
28.9 MB
در همایش «به نام مستضعفین» در تهران از طریق اسکایپ سخنرانی کردم. در کنار فواد ایزدی، حسن عباسی و ساسان شاه اویسی. از لزوم رسانهای ملی، حدود جنگ جناحی و تبعیضزدایی از مستضعفین گفتم. بخشهایی را میبیند
پرچم بالاست
🔸 پرچم ایران نماد مشتی خاک نیست. نماد ناسیونالیسم ارضی نیست. نماد افسانهی نژاد برتری نیست که پنج هزار سال پیش سردش شده و از دل اروپای سفیدپوست به اینجای آسیا مهاجرت کرده .
🔹 پرچم ایران نماد فتوحات نادر و داریوش و خسرو نیست. نماد عدهای شاه و سلسله بعد از سلسله قدرتمندانی نیست که خود را صاحب و مالک آن و دارای حق طبیعی بر درختها و منابع و حیوانات آن میدانند و ما مردم عادی را هم بخشی از همان املاک.
🔸 پرچم ایران نشان مردمانی است که علیه همه این روابط بردگی و انقیاد قیام کردند و خود را آزاد کردند. پرچم ایران نشان مردمانی است که آن را با دستها و کارشان ساختند و در مقابل بیگانگان با همان دستهای خالی حفظش کردند و کردهاند و باز هم خواهند کرد.
🔹 پرچم ایران بیش از همه نماد آن دویست و بیست هزار زیباترین جانهایی است که بیمنتی و بی محاسبهای و بی معاملهای برای ایران ماندن ایران یعنی مستقل ماندن و ذلت نپذیرفتن مردمش از همه چیز خود گذشتند. و نماد چند دهه اشکهای بیصدای مادران آن دویست و بیست هزار رعناترین های تاریخ این سرزمین...
🔸 ما نه تنها باید موافق نقد و تجمع و اعتصاب و بیان اعتراضی گروه های مختلف مردم این سرزمین باشیم که باید مدافع حقوق آنها در بیان بدون لکنت ظلمی که دیدهاند و رنجی که کشیدهاند باشیم. باید به دورشان زنجیر بزنیم تا آنها حتی اگر منافعشان با ما متفاوت بود صدایشان را بدون ترس و هزینه بلند کنند. اما خط قرمز ما، خانه مشترک ماست و منافع و امنیتش که اگر این خانه نباشد هیچ گروه و اقلیت و حتی اکثریتی باقی نمیماند. و آنکس که نماد این خانه مشترک را آتش میزند دشمن مشترک مردم این خانه است.
🔹 قاسم سلیمانی دیروز خوب گفته است: "صحنههای عجیبی بود کربلای پنج. ما برای دفاع از هر متر کشورمان، خصوصاً در آن منطقه شهید دادیم. من همینجا بگویم وقتی صحنه نابخردانه آن نادان را در آتش زدن پرچم ایران دیدم خیلی دلم سوخت. گفتمای کاش به جای پرچم، من را ده بار آتش میزدند. نه تصویر من را. [ای کاش خود بدن] «من را» ده بار اتش میزدند. چون ما برای نشاندن پرچم بر سر قله دهها شهید دادیم. ده ها شهید دادیم تا بتوانیم این پرچم را سرافراز و برافراشته نگه داریم."
پانوشت: عکس از مراسم تشییع شهدای غواص.
https://www.instagram.com/p/BeG2GPxhKZo/
🔸 پرچم ایران نماد مشتی خاک نیست. نماد ناسیونالیسم ارضی نیست. نماد افسانهی نژاد برتری نیست که پنج هزار سال پیش سردش شده و از دل اروپای سفیدپوست به اینجای آسیا مهاجرت کرده .
🔹 پرچم ایران نماد فتوحات نادر و داریوش و خسرو نیست. نماد عدهای شاه و سلسله بعد از سلسله قدرتمندانی نیست که خود را صاحب و مالک آن و دارای حق طبیعی بر درختها و منابع و حیوانات آن میدانند و ما مردم عادی را هم بخشی از همان املاک.
🔸 پرچم ایران نشان مردمانی است که علیه همه این روابط بردگی و انقیاد قیام کردند و خود را آزاد کردند. پرچم ایران نشان مردمانی است که آن را با دستها و کارشان ساختند و در مقابل بیگانگان با همان دستهای خالی حفظش کردند و کردهاند و باز هم خواهند کرد.
🔹 پرچم ایران بیش از همه نماد آن دویست و بیست هزار زیباترین جانهایی است که بیمنتی و بی محاسبهای و بی معاملهای برای ایران ماندن ایران یعنی مستقل ماندن و ذلت نپذیرفتن مردمش از همه چیز خود گذشتند. و نماد چند دهه اشکهای بیصدای مادران آن دویست و بیست هزار رعناترین های تاریخ این سرزمین...
🔸 ما نه تنها باید موافق نقد و تجمع و اعتصاب و بیان اعتراضی گروه های مختلف مردم این سرزمین باشیم که باید مدافع حقوق آنها در بیان بدون لکنت ظلمی که دیدهاند و رنجی که کشیدهاند باشیم. باید به دورشان زنجیر بزنیم تا آنها حتی اگر منافعشان با ما متفاوت بود صدایشان را بدون ترس و هزینه بلند کنند. اما خط قرمز ما، خانه مشترک ماست و منافع و امنیتش که اگر این خانه نباشد هیچ گروه و اقلیت و حتی اکثریتی باقی نمیماند. و آنکس که نماد این خانه مشترک را آتش میزند دشمن مشترک مردم این خانه است.
🔹 قاسم سلیمانی دیروز خوب گفته است: "صحنههای عجیبی بود کربلای پنج. ما برای دفاع از هر متر کشورمان، خصوصاً در آن منطقه شهید دادیم. من همینجا بگویم وقتی صحنه نابخردانه آن نادان را در آتش زدن پرچم ایران دیدم خیلی دلم سوخت. گفتمای کاش به جای پرچم، من را ده بار آتش میزدند. نه تصویر من را. [ای کاش خود بدن] «من را» ده بار اتش میزدند. چون ما برای نشاندن پرچم بر سر قله دهها شهید دادیم. ده ها شهید دادیم تا بتوانیم این پرچم را سرافراز و برافراشته نگه داریم."
پانوشت: عکس از مراسم تشییع شهدای غواص.
https://www.instagram.com/p/BeG2GPxhKZo/
Instagram
علی عليزاده
. پرچم ایران نماد مشتی خاک نیست. نماد ناسیونالیسم ارضی نیست. نماد افسانهی نژاد برتری نیست که پنج هزار سال پیش سردش شده و از دل اروپای سفیدپوست به اینجای آسیا مهاجرت کرده .🔹 پرچم ایران نماد فتوحات نادر و داریوش و خسرو نیست. نماد عدهای شاه و سلسله بعد از…
گیوتین و سرمایه داران رانتی
🔹 دست دزد گوسفند را در مشهد قطع کردند. از دیروز روزنامههای اسراییلی و آمریکایی عکسهایی با جزییات از دست زیر گیوتین را برجسته کرده و از خشونت اسلام و ایران میگویند. پاس گل در این لحظات حساس به مثلث عربستان سعودی و اسراییل و آمریکا. آنهم در زمانی که با تزریق میلیاردها دلار به ماشین جنگ نرم شان، مشغول هجمه و حمله جدی به تصویر ایران در افکار عمومی غربند تا بتوانند فشارها به برنامه موشکی را افزایش و دور جدیدی از تحریمها را مشروع کنند.
🔸 اما اگر قرار است حد و مجازات، در سنتی ترین شکل خود اجرا شود و مصلحت سیاسی نظام و دولت-ملت ایرانی در نظر گرفته نشود، این سوال مطرح میشود که چرا آنها که از طریق میلیاردها تومان فرار مالیاتی دزدی میکنند دستشان قطع نمیشود؟ چرا آنها که با بندرهای غیرقانونی قاچاق، سهم بیتالمال از تعرفههای گمرکی را میدزدند و اقتصاد ملی و اقتصاد مقاومتی را نابود میکنند، دستشان قطع نمیشود؟ چرا از ما بهترانی که با روابط ویژه و از طریق زمینخواری، کوهخواری، آسمانخواری (تراکم شهری) و جنگل خواری منابع ملی و عمومی را میدزدند دستشان قطع نمیشود؟ چرا دست ویژهخواران، رانتخواران، دکلدزدان و اختلاسگران قطع نمیشود؟ چرا دست آنها که ده ها میلیارد وام بانکی را پس نمیدهند قطع نمیشود؟ چرا تمام این دزدان در برجهای چند ده میلیارد تومانی خود و در پورشه ها و مازاراتی هایشان در امنیت کامل به سر میبرند؟ و تازه از همه چیز و همه کس طلبکارند؟ و با به رخ کشیدن پول بادآورده شان، و با افزایش فساد و تبعیض، در دل فقیران این جامعه نفرت میکارند و خار در چشم مستضعفان میکنند و امنیت کلی دولت-ملت ایرانی را به خطر میندازند؟ همان امنیتی که از شلمچه تا سوریه با جان و رشادت مستضعفین بدست آمده است. مگر در همین ناآرامیهای اخیر ندیدید که احساس تبعیض و بیعدالتی چه خطر امنیتی میتواند باشد؟
🔹 از سال شصت و هشت تا امروز که مرحوم هاشمی رفسنجانی، نظام مستضعفین را به نظام نئولیبرالیسم اسلامی استحاله داد، تنها دو سرمایه دار بزرگ اعدام شدهاند: فاضل خداداد و مهآفرید خسروی. بابک زنجانی هم هنوز در زندان سالم و سرحال است. اما چه تعداد دزد و قاچاقچی خردهپا اعدام یا مجازات شدهاند؟
🔸 این استاندارد دوگانه که دیگر برای نسل جدید قابل پذیرش نیست، ریشه در تقدس سرمایه و سرمایه دار در نئولیبرالیسم یا همان نظام سرمایه داری متاخر و جهانی شده دارد. نئولیبرالیسم این دروغ را به ما باورانده که اگر بپرسیم «از کجا آوردهای؟» و از حلال و حرام سرمایه ها سوال کنیم، سرمایه قهر میکند و به کشور دیگری میرود و شکوفایی اقتصادی ما از بین میرود. با این دروغ، به ما قبولانده اند که امنیت سرمایه و سرمایه دار نباید به هیچ وجه به خطر بیفتد! حتی اگر این سرمایه دار رانتی باشد و اگر سرمایه حاصل دزدی از صاحبان این انقلاب و نظام باشد. این جاست که نداشتن اقتصاد مقاومتی و ملی دست ما را حتی در مبارزه با فساد هم در این چند دهه بسته است.
🔹 آیتالله خامنهای هفته پیش گفت: دشمنان مانند مگس روی زخم ناشی از مشکلات و ضعف ها مینشینند، بنابراین باید زخم را خوب کنید و نگذارید بوجود آید چرا که اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، تبلیغات و فضاسازی بیگانه اثر نمی گذارد و امریکایی ها هم نمی توانند هیچ غلطی بکنند.
🔸 به عبارتی برای قطع کردن دست بیگانگان و اجنبی ها که مترصد ضربه به این سرزمین اند و نوکران رسانهای فارسی زبانشان که بیست و چهار ساعته مثل خوره به روح و جان و امید و همبستگی این ملت افتادهاند، باید مدارا را کنار گذاشت و دست مفسدان اقتصادی و صاحبان ثروتهای بادآورده و رانت خواران را قطع کرد.
🔹 دست دزد گوسفند را در مشهد قطع کردند. از دیروز روزنامههای اسراییلی و آمریکایی عکسهایی با جزییات از دست زیر گیوتین را برجسته کرده و از خشونت اسلام و ایران میگویند. پاس گل در این لحظات حساس به مثلث عربستان سعودی و اسراییل و آمریکا. آنهم در زمانی که با تزریق میلیاردها دلار به ماشین جنگ نرم شان، مشغول هجمه و حمله جدی به تصویر ایران در افکار عمومی غربند تا بتوانند فشارها به برنامه موشکی را افزایش و دور جدیدی از تحریمها را مشروع کنند.
🔸 اما اگر قرار است حد و مجازات، در سنتی ترین شکل خود اجرا شود و مصلحت سیاسی نظام و دولت-ملت ایرانی در نظر گرفته نشود، این سوال مطرح میشود که چرا آنها که از طریق میلیاردها تومان فرار مالیاتی دزدی میکنند دستشان قطع نمیشود؟ چرا آنها که با بندرهای غیرقانونی قاچاق، سهم بیتالمال از تعرفههای گمرکی را میدزدند و اقتصاد ملی و اقتصاد مقاومتی را نابود میکنند، دستشان قطع نمیشود؟ چرا از ما بهترانی که با روابط ویژه و از طریق زمینخواری، کوهخواری، آسمانخواری (تراکم شهری) و جنگل خواری منابع ملی و عمومی را میدزدند دستشان قطع نمیشود؟ چرا دست ویژهخواران، رانتخواران، دکلدزدان و اختلاسگران قطع نمیشود؟ چرا دست آنها که ده ها میلیارد وام بانکی را پس نمیدهند قطع نمیشود؟ چرا تمام این دزدان در برجهای چند ده میلیارد تومانی خود و در پورشه ها و مازاراتی هایشان در امنیت کامل به سر میبرند؟ و تازه از همه چیز و همه کس طلبکارند؟ و با به رخ کشیدن پول بادآورده شان، و با افزایش فساد و تبعیض، در دل فقیران این جامعه نفرت میکارند و خار در چشم مستضعفان میکنند و امنیت کلی دولت-ملت ایرانی را به خطر میندازند؟ همان امنیتی که از شلمچه تا سوریه با جان و رشادت مستضعفین بدست آمده است. مگر در همین ناآرامیهای اخیر ندیدید که احساس تبعیض و بیعدالتی چه خطر امنیتی میتواند باشد؟
🔹 از سال شصت و هشت تا امروز که مرحوم هاشمی رفسنجانی، نظام مستضعفین را به نظام نئولیبرالیسم اسلامی استحاله داد، تنها دو سرمایه دار بزرگ اعدام شدهاند: فاضل خداداد و مهآفرید خسروی. بابک زنجانی هم هنوز در زندان سالم و سرحال است. اما چه تعداد دزد و قاچاقچی خردهپا اعدام یا مجازات شدهاند؟
🔸 این استاندارد دوگانه که دیگر برای نسل جدید قابل پذیرش نیست، ریشه در تقدس سرمایه و سرمایه دار در نئولیبرالیسم یا همان نظام سرمایه داری متاخر و جهانی شده دارد. نئولیبرالیسم این دروغ را به ما باورانده که اگر بپرسیم «از کجا آوردهای؟» و از حلال و حرام سرمایه ها سوال کنیم، سرمایه قهر میکند و به کشور دیگری میرود و شکوفایی اقتصادی ما از بین میرود. با این دروغ، به ما قبولانده اند که امنیت سرمایه و سرمایه دار نباید به هیچ وجه به خطر بیفتد! حتی اگر این سرمایه دار رانتی باشد و اگر سرمایه حاصل دزدی از صاحبان این انقلاب و نظام باشد. این جاست که نداشتن اقتصاد مقاومتی و ملی دست ما را حتی در مبارزه با فساد هم در این چند دهه بسته است.
🔹 آیتالله خامنهای هفته پیش گفت: دشمنان مانند مگس روی زخم ناشی از مشکلات و ضعف ها مینشینند، بنابراین باید زخم را خوب کنید و نگذارید بوجود آید چرا که اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، تبلیغات و فضاسازی بیگانه اثر نمی گذارد و امریکایی ها هم نمی توانند هیچ غلطی بکنند.
🔸 به عبارتی برای قطع کردن دست بیگانگان و اجنبی ها که مترصد ضربه به این سرزمین اند و نوکران رسانهای فارسی زبانشان که بیست و چهار ساعته مثل خوره به روح و جان و امید و همبستگی این ملت افتادهاند، باید مدارا را کنار گذاشت و دست مفسدان اقتصادی و صاحبان ثروتهای بادآورده و رانت خواران را قطع کرد.
از نتانیاهو چه میتوان آموخت؟
🔸 هفته گذشته نتانیاهو سفری رسمی به هند داشت. برای محکم کردن جای پای رژیم تبعیض نژادی اسراییل در بازار یک میلیارد و سیصد میلیونی هند؛ و برای تحکیم اتحاد سیاسی با نارندرا مودی نخست وزیر هند که بنیادگرایی هندو با گرایش آشکار مسلمان ستیزی است.
🔹نتانیاهو در این سفر مثل همیشه در مقام ژنرال جنگ نرم کشورش ظاهر شد. با چهرههای مهم بالیوود دیدار کرد. به آنها وعده سرمایه گذاری مالی داد و از آنها خواست فیلمهای خود را در اسراییل فیلمبرداری کنند. با آمیتا باچام و عروسش اییشواریا رای، دو غول بالیوود، سلفی گرفت و به صورت نمادین دوره جدیدی از نفوذ تصویری اسراییل را رونمایی کرد.
🔸نتانیاهو میداند جنگ تصویرها به اندازه جنگ موشکها مهم است. او میداند تصویرها میتوانند حق را باطل نشان دهند و کودک کشی اسراییل را دفاع از خود. و او امیدوار است رقص و آواز هنرپیشگان بالیوود در خیابانهای تل آویو و اورشلیم صدای ضجه مادران غزه را بپوشاند. او میخواهد صنعت سرگرمی، زندگی در استثنایی ترین اشغال نظامی تاریخ را عادی نشان دهد. (همان نتانیاهویی که با سرمایهگذاری در رسانههای اپوزیسیون ایرانی، هرروز زندگی در ایران را استثنایی نشان میدهد)
🔹 اسراییل از آغاز تاسیس، جنگ نرم را پا بپای جنگ سخت پیش برده. صهیونیستها اهمیت حضور، نفوذ، مالکیت و در صورت امکان، انحصارتولید خبر و تصویر را به خوبی دانستهاند. آنها در بزرگترین کارخانه تولید تصویر و رویای جهان یعنی هالیوود سهام عمده دارند. صاحبان بسیاری روزنامههای اصلی غربند و در خبرگزاریهای مهم نفوذ جدی دارند. و این یعنی امروز خواب کودکان خاورمیانه و منطق رویاپردازی مردمان کشورهای مسلمان هم تحت نفوذ نسبی صهیونیستهاست، یعنی اخباری که روزانه جهان را در ذهن هفت میلیارد انسان میسازد از فیلتر ایدئولوژی آنها رد شده و این یعنی دشواری نقد اسراییل در جهان رسانه.
🔸 ذهنیت خود قربانی پندار ترجیح میدهد سر خود را زیر تئوریهای توطئه مخفی کند و ناکارآمدی های خود را در هالهای از راز توجیه کند. اما رازی در کار نیست. نفوذ اسرایيل و صهیونیسم از فضا نازل نشده و با هفتاد سال لابی و کمپین و مذاکره و فشار و شبکه سازی و نفوذ و سرمایهگذاری کارآمد به دست آمدهاست.
🔹جنگ نرم برای ما پروپاگاندا و دروغ سازی نیست و موظفیم همانطور که در انقلاب وعده دادیم متعهد به حقیقت مظلومان جهان بمانیم. اما برای اینکه صدای حقیقت این مظلومان، از ایران تا فلسطین و از یمن تا عمق اقلیتهای تبعیض کشیده در غرب، از سد رسانههای غالب جهان عبور کند، باید به منطق امروزی رسانه و تصویر مسلح شویم. در حالیکه منطق سخن گفتن ما نه فقط مخالفان را دعوت نمیکند که حتی نیروهای خاکستری جامعه خودمان هم انگار روی سخن و تخاطب ما نیستند. نگاه ما به رسانه، موعظه کردن خودی هایی است که اصلا نیازی به اقناع و موعظه ندارند.
🔸در جنگ سخت، هزاران کیلومتر دورتر از مرزهایمان دفاع میکنیم ولی در جنگ نرم در خانه خود هم تنها در حال دفاع و واکنشیم. باید بدون تعارف بپرسیم نفوذ تصویری و نفوذ رسانهای ما داخل کشور چقدرست؟ در منطقه چقدر است؟ در میان کشورهای جهان سوم چقدر؟ در غرب چقدرست؟ محسن حججی های جنگ نرم فراوانند. اما قاسم سلیمانی های ما چرا در عرصه رسانه هنوز پدیدار نشدهاند؟ و مگر نه آنکه تعهد داده بودیم هرآنچه از نیرو میتوانیم فراهم کنیم تا دشمنان را بترسانیم؟
🔹 توضیح درباره عکسهای زیر: در چند روز گذشته، هندیهای طرفدار فلسطین در شبکه های اجتماعی سلفی نتانیاهو و بالیوود را با پسزمینه جنایتهای اسراییل تلفیق و به عنوان اعتراض منتشر کردهاند.
https://www.instagram.com/p/BeNo8wthVk3/
🔸 هفته گذشته نتانیاهو سفری رسمی به هند داشت. برای محکم کردن جای پای رژیم تبعیض نژادی اسراییل در بازار یک میلیارد و سیصد میلیونی هند؛ و برای تحکیم اتحاد سیاسی با نارندرا مودی نخست وزیر هند که بنیادگرایی هندو با گرایش آشکار مسلمان ستیزی است.
🔹نتانیاهو در این سفر مثل همیشه در مقام ژنرال جنگ نرم کشورش ظاهر شد. با چهرههای مهم بالیوود دیدار کرد. به آنها وعده سرمایه گذاری مالی داد و از آنها خواست فیلمهای خود را در اسراییل فیلمبرداری کنند. با آمیتا باچام و عروسش اییشواریا رای، دو غول بالیوود، سلفی گرفت و به صورت نمادین دوره جدیدی از نفوذ تصویری اسراییل را رونمایی کرد.
🔸نتانیاهو میداند جنگ تصویرها به اندازه جنگ موشکها مهم است. او میداند تصویرها میتوانند حق را باطل نشان دهند و کودک کشی اسراییل را دفاع از خود. و او امیدوار است رقص و آواز هنرپیشگان بالیوود در خیابانهای تل آویو و اورشلیم صدای ضجه مادران غزه را بپوشاند. او میخواهد صنعت سرگرمی، زندگی در استثنایی ترین اشغال نظامی تاریخ را عادی نشان دهد. (همان نتانیاهویی که با سرمایهگذاری در رسانههای اپوزیسیون ایرانی، هرروز زندگی در ایران را استثنایی نشان میدهد)
🔹 اسراییل از آغاز تاسیس، جنگ نرم را پا بپای جنگ سخت پیش برده. صهیونیستها اهمیت حضور، نفوذ، مالکیت و در صورت امکان، انحصارتولید خبر و تصویر را به خوبی دانستهاند. آنها در بزرگترین کارخانه تولید تصویر و رویای جهان یعنی هالیوود سهام عمده دارند. صاحبان بسیاری روزنامههای اصلی غربند و در خبرگزاریهای مهم نفوذ جدی دارند. و این یعنی امروز خواب کودکان خاورمیانه و منطق رویاپردازی مردمان کشورهای مسلمان هم تحت نفوذ نسبی صهیونیستهاست، یعنی اخباری که روزانه جهان را در ذهن هفت میلیارد انسان میسازد از فیلتر ایدئولوژی آنها رد شده و این یعنی دشواری نقد اسراییل در جهان رسانه.
🔸 ذهنیت خود قربانی پندار ترجیح میدهد سر خود را زیر تئوریهای توطئه مخفی کند و ناکارآمدی های خود را در هالهای از راز توجیه کند. اما رازی در کار نیست. نفوذ اسرایيل و صهیونیسم از فضا نازل نشده و با هفتاد سال لابی و کمپین و مذاکره و فشار و شبکه سازی و نفوذ و سرمایهگذاری کارآمد به دست آمدهاست.
🔹جنگ نرم برای ما پروپاگاندا و دروغ سازی نیست و موظفیم همانطور که در انقلاب وعده دادیم متعهد به حقیقت مظلومان جهان بمانیم. اما برای اینکه صدای حقیقت این مظلومان، از ایران تا فلسطین و از یمن تا عمق اقلیتهای تبعیض کشیده در غرب، از سد رسانههای غالب جهان عبور کند، باید به منطق امروزی رسانه و تصویر مسلح شویم. در حالیکه منطق سخن گفتن ما نه فقط مخالفان را دعوت نمیکند که حتی نیروهای خاکستری جامعه خودمان هم انگار روی سخن و تخاطب ما نیستند. نگاه ما به رسانه، موعظه کردن خودی هایی است که اصلا نیازی به اقناع و موعظه ندارند.
🔸در جنگ سخت، هزاران کیلومتر دورتر از مرزهایمان دفاع میکنیم ولی در جنگ نرم در خانه خود هم تنها در حال دفاع و واکنشیم. باید بدون تعارف بپرسیم نفوذ تصویری و نفوذ رسانهای ما داخل کشور چقدرست؟ در منطقه چقدر است؟ در میان کشورهای جهان سوم چقدر؟ در غرب چقدرست؟ محسن حججی های جنگ نرم فراوانند. اما قاسم سلیمانی های ما چرا در عرصه رسانه هنوز پدیدار نشدهاند؟ و مگر نه آنکه تعهد داده بودیم هرآنچه از نیرو میتوانیم فراهم کنیم تا دشمنان را بترسانیم؟
🔹 توضیح درباره عکسهای زیر: در چند روز گذشته، هندیهای طرفدار فلسطین در شبکه های اجتماعی سلفی نتانیاهو و بالیوود را با پسزمینه جنایتهای اسراییل تلفیق و به عنوان اعتراض منتشر کردهاند.
https://www.instagram.com/p/BeNo8wthVk3/
Instagram
علی عليزاده
. از نتانیاهو چه میتوان آموخت؟🔹هفته گذشته نتانیاهو به هند سفر کرد. او مثل همیشه در مقام ژنرال جنگ نرم کشورش ظاهر شد. دیدار با چهرههای مهم بالیوود، وعده سرمایه گذاری مالی، درخواست فیلمبرداری در اسراییل، و سلفی با آمیتا باچام و عروسش اییشواریا رای: یعنی رونمایی…
نئولیبرالیسم و تاریخ شرمنده
🔸 سی سال پیش نئولیبرالها غره از تک قطبی کردن نظم جهان، میگفتند به سرمایه داری اگر کمی وقت بدهید خودش را متوازن و متعادل میکند. میگفتند سرمایه آن هم در شکل جهانی شده اش مثل «قانون ظروف مرتبطه» عمل میکند و از کشوری به کشور دیگر میرود، از جایی به جایی دیگر و با خود کار و شغل میآورد و به تدریج مساوات و برابری بیشتری به ارمغان میآورد. هرگونه نقد سرمایه داری را با برچسبی به سوسیالیسم استبدادی و غیرانسانی شوروی میچسباندند و میگفتند هرگونه آلترناتیو نظام سرمایه داری نوعی تقسیم فقر است ولی سرمایه داری با تولید ثروت در نهایت وضع فقرای جامعه را هم بهتر میکند.
🔹آنها دروغ میگفتند. آنها این کلمات را برای خفه کردن دهان هرگونه منتقد و مطالبه هرگونه عدالت نسبی و رفاه نسبی میگفتند. منظور آنها از سرمایه داری، نئولیبرالیسم بود، سرمایه داری افسار گسیخته و مطلقا بدون لجام و قید و بند. منظور آنها از آزادی، آزادی مطلق بازار و آزادی ثروتمندان برای استفاده از ارزانترین نیروی کار و نپرداختن مالیات بود. حالا جهانی شدن به آنها اسلحهای داده بود که با آن هر دولت و هر نهاد حامی مردم عادی را هم تهدید میکردند. میگفتند: «مالیات ما را بالا میبرید؟ نمیگذارید با کنار گذاشتن قانون کار، نیروی کارگرانتان را ارزان کنیم؟ قهر میکنیم و میرویم به ویتنام، میرویم به اندونزی، میرویم به کشوری در قلب آفریقا، میرویم به جایی که کار و جان آدمی قیمتش نزدیک صفر باشد و دولتهای فاسد یک دلار مالیات از ما نگیرند و دادگاهی ما را برای کشته شدن کارگران در سوانح کار محکوم نکند.»
🔸 مشابه این بحثها در ایران هم بود. تا سخنی از لزوم مهار دست و پای آلوده سرمایهداران میشد میگفتند اینها هدفشان ایجاد کره شمالی است. تا سخنی از لزوم تعدیل نابرابریهای اقتصادی میشد میگفتند اینها سوسیالیست هستند و میخواهند فقر را تقسیم کنند. تا سخنی از افزایش مالیات ثروتمندان میشد میگفتند اینها باعث فرار سرمایه میشوند. هیچ کدام از چهار دولت پس از جنگ، یعنی آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی، هرگز توضیح ندادند چطور در دهه شصت و در زیر بمباران، و در زیر محاصرهای که نفت هم نمیتوانستیم بفروشیم، کسی در این کشور گرسنه سر زمین نمیگذاشت و احساس عدم تبعیض مبنای همبستگی و اتحاد ملی بود که چنان حماسهای را در جنگ خلق میکرد.
🔹حالا امروز گاردین به نقل از خیریه آکسفم نوشته چهل و دو نفر بالانشین این سیاره معادل سه میلیارد و هفتصد میلیون نفر فرودست این سیاره ثروت دارند. نوشته هر یک روز در میان یک میلیاردر (میلیاردر دلاری یعنی کسی که ثروتش حداقل چهار هزار و ششصد میلیارد تومن باشد) به جمع میلیاردرهای زمین افزوده شده. نوشته هشت میلیاردر بزرگ جهان معادل نصف جمعیت زمین ثروت دارند. نوشته در یکسال گذشته به ثروت پنجاه درصد فرودست زمین یک ریال اضافه نشده. نوشته هشتاد و دو درصد ثروت جهان در سال گذشته به جیب یک درصد جمعیت پولدار آن رفته است. نوشته ثروت صاحب سایت آمازون فقط در ده روز اول سال گذشته شش میلیارد دلار بالا رفته.
🔸 گاردین نوشته فقط افزایش ثروت میلیاردرهای جهان در سال گذشته هفت برابر پولی است که برای از بین بردن «فقر مطلق» لازم است. نه خود ثروت بلکه افزوده ثروت. یعنی اگر میلیاردرهای جهان فقط یک هفتم افزوده ثروت یکسال گذشته شان را خرج کنند، هیچ کودکی از فقر بهداشتی نمیمیرد و هیچ انسانی سر گرسنه به بالین نمیگذارد. آن سه میلیارد و هفتصد میلیون نفر عدد نیستند. انسانهایی هستند که در سال دو هزارو هجده، مثل بردگان پیش از تاریخ کار میکنند و در سنین پایین از فقر بهداشتی و غذایی میمیرند. اما پولدارها پول خردشان را هم برای خاموش کردن صدای گریه این گرسنگان بیرون نمیاورند. به جایش دیوارهای دور خانهشان را بلندتر و امن تر میسازند تا از خشم آنان در امان باشند.
🔹 این سیاره برای بقا هم نیازمند «نجات» است. برای منفجر نشدن نیازمند حرکت به سوی عدالت است. نیازمند به یاد آوردن وعده انقلاب مستضعفین و محرومین است. برای آنکه کلیت تاریخ از هستی خویش شرمنده نشود. و من و تو خود بخشی از آن وعدهایم.
https://www.instagram.com/p/BeQIU5SBsmH/
🔸 سی سال پیش نئولیبرالها غره از تک قطبی کردن نظم جهان، میگفتند به سرمایه داری اگر کمی وقت بدهید خودش را متوازن و متعادل میکند. میگفتند سرمایه آن هم در شکل جهانی شده اش مثل «قانون ظروف مرتبطه» عمل میکند و از کشوری به کشور دیگر میرود، از جایی به جایی دیگر و با خود کار و شغل میآورد و به تدریج مساوات و برابری بیشتری به ارمغان میآورد. هرگونه نقد سرمایه داری را با برچسبی به سوسیالیسم استبدادی و غیرانسانی شوروی میچسباندند و میگفتند هرگونه آلترناتیو نظام سرمایه داری نوعی تقسیم فقر است ولی سرمایه داری با تولید ثروت در نهایت وضع فقرای جامعه را هم بهتر میکند.
🔹آنها دروغ میگفتند. آنها این کلمات را برای خفه کردن دهان هرگونه منتقد و مطالبه هرگونه عدالت نسبی و رفاه نسبی میگفتند. منظور آنها از سرمایه داری، نئولیبرالیسم بود، سرمایه داری افسار گسیخته و مطلقا بدون لجام و قید و بند. منظور آنها از آزادی، آزادی مطلق بازار و آزادی ثروتمندان برای استفاده از ارزانترین نیروی کار و نپرداختن مالیات بود. حالا جهانی شدن به آنها اسلحهای داده بود که با آن هر دولت و هر نهاد حامی مردم عادی را هم تهدید میکردند. میگفتند: «مالیات ما را بالا میبرید؟ نمیگذارید با کنار گذاشتن قانون کار، نیروی کارگرانتان را ارزان کنیم؟ قهر میکنیم و میرویم به ویتنام، میرویم به اندونزی، میرویم به کشوری در قلب آفریقا، میرویم به جایی که کار و جان آدمی قیمتش نزدیک صفر باشد و دولتهای فاسد یک دلار مالیات از ما نگیرند و دادگاهی ما را برای کشته شدن کارگران در سوانح کار محکوم نکند.»
🔸 مشابه این بحثها در ایران هم بود. تا سخنی از لزوم مهار دست و پای آلوده سرمایهداران میشد میگفتند اینها هدفشان ایجاد کره شمالی است. تا سخنی از لزوم تعدیل نابرابریهای اقتصادی میشد میگفتند اینها سوسیالیست هستند و میخواهند فقر را تقسیم کنند. تا سخنی از افزایش مالیات ثروتمندان میشد میگفتند اینها باعث فرار سرمایه میشوند. هیچ کدام از چهار دولت پس از جنگ، یعنی آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی، هرگز توضیح ندادند چطور در دهه شصت و در زیر بمباران، و در زیر محاصرهای که نفت هم نمیتوانستیم بفروشیم، کسی در این کشور گرسنه سر زمین نمیگذاشت و احساس عدم تبعیض مبنای همبستگی و اتحاد ملی بود که چنان حماسهای را در جنگ خلق میکرد.
🔹حالا امروز گاردین به نقل از خیریه آکسفم نوشته چهل و دو نفر بالانشین این سیاره معادل سه میلیارد و هفتصد میلیون نفر فرودست این سیاره ثروت دارند. نوشته هر یک روز در میان یک میلیاردر (میلیاردر دلاری یعنی کسی که ثروتش حداقل چهار هزار و ششصد میلیارد تومن باشد) به جمع میلیاردرهای زمین افزوده شده. نوشته هشت میلیاردر بزرگ جهان معادل نصف جمعیت زمین ثروت دارند. نوشته در یکسال گذشته به ثروت پنجاه درصد فرودست زمین یک ریال اضافه نشده. نوشته هشتاد و دو درصد ثروت جهان در سال گذشته به جیب یک درصد جمعیت پولدار آن رفته است. نوشته ثروت صاحب سایت آمازون فقط در ده روز اول سال گذشته شش میلیارد دلار بالا رفته.
🔸 گاردین نوشته فقط افزایش ثروت میلیاردرهای جهان در سال گذشته هفت برابر پولی است که برای از بین بردن «فقر مطلق» لازم است. نه خود ثروت بلکه افزوده ثروت. یعنی اگر میلیاردرهای جهان فقط یک هفتم افزوده ثروت یکسال گذشته شان را خرج کنند، هیچ کودکی از فقر بهداشتی نمیمیرد و هیچ انسانی سر گرسنه به بالین نمیگذارد. آن سه میلیارد و هفتصد میلیون نفر عدد نیستند. انسانهایی هستند که در سال دو هزارو هجده، مثل بردگان پیش از تاریخ کار میکنند و در سنین پایین از فقر بهداشتی و غذایی میمیرند. اما پولدارها پول خردشان را هم برای خاموش کردن صدای گریه این گرسنگان بیرون نمیاورند. به جایش دیوارهای دور خانهشان را بلندتر و امن تر میسازند تا از خشم آنان در امان باشند.
🔹 این سیاره برای بقا هم نیازمند «نجات» است. برای منفجر نشدن نیازمند حرکت به سوی عدالت است. نیازمند به یاد آوردن وعده انقلاب مستضعفین و محرومین است. برای آنکه کلیت تاریخ از هستی خویش شرمنده نشود. و من و تو خود بخشی از آن وعدهایم.
https://www.instagram.com/p/BeQIU5SBsmH/
👍1
جنگ نرم و مادران عزادار آمریکایی
🔸 پسر پانزده ساله وارد کلاس درس شده، رگبار تفنگ را باز کرده. یک دختر پانزده ساله و یک پسر پانزده ساله دیگر کشته شدهاند و هفده نفر جراحتهای جدی برداشتهاند که به نقص عضو جدی و دایمی منجر خواهد شد.
🔹 عددها باور کردنی نیستند. این سومین تیراندازی مدرسهای فقط در هفته گذشته است. این تیراندازی یازدهمین مورد در ماه ژانویه است که هنوز یک هفته تا پایانش مانده. سال گذشته شصت و پنج مورد تیراندازی مدرسه ای رخ داده. و در چهار سال گذشته سیصد مورد.
🔸 سال گذشته شصت و یک هزار حادثه مسلحانه رخ داده و پانزده هزار نفر کشته شدهاند. در چند سال گذشته به طور متوسط سالی چهار هزار کودک و نوجوان زیر هفده سال با اسلحه کشته و مجروح شدهاند. تعداد کشتارهای فلهای در مدرسه و سینما و کنسرت بیشتر شده. و مسلمانان هم در کار نیستند تا سرزنش شوند و بهانه حمله به خاورمیانه را فراهم کنند.
🔹 چند روزی کشور به عزا مینشیند و قصههای تراژیک از آخرین گفتگوی تلفنی مقتولان که زیر نیمکت و یا در اتاقی در انتظار پیدا شدن وکشته شدن مخفی شدهاند با پدران و مادران و عزیزانشان رسانههای آمریکا را پر میکند. و باز کسی زورش به لابی اسلحه نمیرسد. و باز روز از نو روزی از نو.
🔸 مادر بیچاره آمریکایی وقتی بچهاش صبح به صبح میرود مدرسه دلش طوری شور میزند انگار رفته میدان جنگ. مردم آمریکا توان دفاع از خود را ندارند چون لابیهای قدرتمند اسلحه همه راههای حقوقی و اعتراضی را یا بستهاند یا خنثی و بیاثر کردهاند.
🔹 در این میان اما اعتراض دولت ایران کجاست؟ اگر برعکس بود آیا آمریکا ایران را به شورای امنیت سازمان ملل نبردهبود؟ آیا میتوان بیتفاوت و منفعل از کنار این شکاف عظیم که بخش عمدهای از جامعه آمریکا را عصبانی و خشمگین و ناراضی میکند گذشت؟ اگر برعکس بود آیا تا به حال بیبیسی فارسی برنامههای خود را بیست و چهارساعته به قربانیان اختصاص ندادهبود؟ آیا با استفاده از روزنامهنگاران ناراضی کمپین های اعتراضی ایجاد نشده بود؟ ایا تلاش نشده بود که در چند خیابان ناآرامی و شورش برگزار شود؟ آیا غم مادران عزاداران ابزار دخالت سیاسی و مقدمه تحریم اقتصادی نشده بود؟
🔸آیا نباید به معترضان آمریکایی کمک رسانهای و مالی برسانیم؟ و اینجاست که میپرسم نفوذ ما در میان جامعه مدنی آمریکا چقدر است؟ قدرت و برد رسانهای ما در آن کشور چقدرست؟ آیا صدای کمک خواهی مظلومان آن جامعه را نمیشنویم و شکافهای فزاینده اجتماعیشان را نمیبینیم؟
🔹 آنها که جلوی کدخدا و ارباب مودبانه و چهارزانو مینشینند حسابشان جداست. روی سخن با آنانی است که میدانند با نظام سلطه جز از راه مقابله نمیتوان برآمد. میپرسم تا کی نگاهمان به مقوله جنگ نرم دفاعی و واکنشی است؟ آیا زمان آن نرسیده که در عرصه تهاجمی شویم؟ مگر نه آنکه بهترین دفاع حمله است؟ آیا زمان آن نرسیده که جنگ را به زمین خودشان بکشانیم؟
https://www.instagram.com/p/BeYQTaSH5FY
🔸 پسر پانزده ساله وارد کلاس درس شده، رگبار تفنگ را باز کرده. یک دختر پانزده ساله و یک پسر پانزده ساله دیگر کشته شدهاند و هفده نفر جراحتهای جدی برداشتهاند که به نقص عضو جدی و دایمی منجر خواهد شد.
🔹 عددها باور کردنی نیستند. این سومین تیراندازی مدرسهای فقط در هفته گذشته است. این تیراندازی یازدهمین مورد در ماه ژانویه است که هنوز یک هفته تا پایانش مانده. سال گذشته شصت و پنج مورد تیراندازی مدرسه ای رخ داده. و در چهار سال گذشته سیصد مورد.
🔸 سال گذشته شصت و یک هزار حادثه مسلحانه رخ داده و پانزده هزار نفر کشته شدهاند. در چند سال گذشته به طور متوسط سالی چهار هزار کودک و نوجوان زیر هفده سال با اسلحه کشته و مجروح شدهاند. تعداد کشتارهای فلهای در مدرسه و سینما و کنسرت بیشتر شده. و مسلمانان هم در کار نیستند تا سرزنش شوند و بهانه حمله به خاورمیانه را فراهم کنند.
🔹 چند روزی کشور به عزا مینشیند و قصههای تراژیک از آخرین گفتگوی تلفنی مقتولان که زیر نیمکت و یا در اتاقی در انتظار پیدا شدن وکشته شدن مخفی شدهاند با پدران و مادران و عزیزانشان رسانههای آمریکا را پر میکند. و باز کسی زورش به لابی اسلحه نمیرسد. و باز روز از نو روزی از نو.
🔸 مادر بیچاره آمریکایی وقتی بچهاش صبح به صبح میرود مدرسه دلش طوری شور میزند انگار رفته میدان جنگ. مردم آمریکا توان دفاع از خود را ندارند چون لابیهای قدرتمند اسلحه همه راههای حقوقی و اعتراضی را یا بستهاند یا خنثی و بیاثر کردهاند.
🔹 در این میان اما اعتراض دولت ایران کجاست؟ اگر برعکس بود آیا آمریکا ایران را به شورای امنیت سازمان ملل نبردهبود؟ آیا میتوان بیتفاوت و منفعل از کنار این شکاف عظیم که بخش عمدهای از جامعه آمریکا را عصبانی و خشمگین و ناراضی میکند گذشت؟ اگر برعکس بود آیا تا به حال بیبیسی فارسی برنامههای خود را بیست و چهارساعته به قربانیان اختصاص ندادهبود؟ آیا با استفاده از روزنامهنگاران ناراضی کمپین های اعتراضی ایجاد نشده بود؟ ایا تلاش نشده بود که در چند خیابان ناآرامی و شورش برگزار شود؟ آیا غم مادران عزاداران ابزار دخالت سیاسی و مقدمه تحریم اقتصادی نشده بود؟
🔸آیا نباید به معترضان آمریکایی کمک رسانهای و مالی برسانیم؟ و اینجاست که میپرسم نفوذ ما در میان جامعه مدنی آمریکا چقدر است؟ قدرت و برد رسانهای ما در آن کشور چقدرست؟ آیا صدای کمک خواهی مظلومان آن جامعه را نمیشنویم و شکافهای فزاینده اجتماعیشان را نمیبینیم؟
🔹 آنها که جلوی کدخدا و ارباب مودبانه و چهارزانو مینشینند حسابشان جداست. روی سخن با آنانی است که میدانند با نظام سلطه جز از راه مقابله نمیتوان برآمد. میپرسم تا کی نگاهمان به مقوله جنگ نرم دفاعی و واکنشی است؟ آیا زمان آن نرسیده که در عرصه تهاجمی شویم؟ مگر نه آنکه بهترین دفاع حمله است؟ آیا زمان آن نرسیده که جنگ را به زمین خودشان بکشانیم؟
https://www.instagram.com/p/BeYQTaSH5FY
Instagram
علی عليزاده
. جنگ نرم و مادران عزادار آمریکایی.🔹سه شنبه صبح پسر پانزده ساله وارد کلاس درس شده، رگبار تفنگ را باز کرده. یک دختر پانزده ساله و یک پسر پانزده ساله دیگر کشته شدهاند و هفده نفر جراحتهای جدی برداشتهاند که به نقص عضو جدی و دایمی منجر خواهد شد. عددها باور کردنی…
باز هم عدم شفافیت قوه قضاییه میدان را برای بحران و هجمه دیگری باز کرد. این سه توییت زیر را درباره این بحران اخیر نوشتم:
🔸 دویست و بیست هزار جوان زیبا سینه خود را در دفاع از نظام جلوی گلوله سپر کردند. چطور میگذارید چند فاسد و فاسق پشت «آبروی نظام» سنگر بگیرند؟
🔹از پرونده شش سال گذشته. شش سال. رسانههای فارسی دولتهای غربی صدها ساعت برنامه ساختهاند. روزنامههای انگلیسی دهها مقاله نوشتهاند. در زبان خیابان تبدیل به ضربالمثل شده و «قوه مثل کبک قضاییه» دو دقیقه توضیح شفاف نداده. یعنی شش سال آبروی نظام را خرجکردند تا آبروی یک فاسق به خطر نیفتد. @jedaal
🔸جوانان انقلابی آتش باختیار کجا هستند؟ تا در دفاع از قربانیان و مظلومان و در اعتراض به خراشی که فلان پرونده و فلان قاضی و عدم شفافیت قوه قضاییه دربارهاش به چهره نظام و کشور میکشد به میدان بیایند؟ تا با پرسشگری و حق خواهی میدان را از سیاستبازان جناحی و رسانههای دشمن بگیرند؟
🔹 این توییت یکی از کاربران ارزشی به نام آسید هم حق مطلب را ادا کرده: «شش ماه پیش، رهبری به مسئولین قوه قضاییه گفت؛ آبروی نظام از آبروی متخلفان مهمتر است...کاش قوه قضاییه، حالا که آبروی نظام در خطر است، فعالتر از زمانی باشد که آبروی برخی مقامات آن خدشهدار شده بود!» @jedaal
https://www.instagram.com/p/BedFn3Nhzgn/
🔸 دویست و بیست هزار جوان زیبا سینه خود را در دفاع از نظام جلوی گلوله سپر کردند. چطور میگذارید چند فاسد و فاسق پشت «آبروی نظام» سنگر بگیرند؟
🔹از پرونده شش سال گذشته. شش سال. رسانههای فارسی دولتهای غربی صدها ساعت برنامه ساختهاند. روزنامههای انگلیسی دهها مقاله نوشتهاند. در زبان خیابان تبدیل به ضربالمثل شده و «قوه مثل کبک قضاییه» دو دقیقه توضیح شفاف نداده. یعنی شش سال آبروی نظام را خرجکردند تا آبروی یک فاسق به خطر نیفتد. @jedaal
🔸جوانان انقلابی آتش باختیار کجا هستند؟ تا در دفاع از قربانیان و مظلومان و در اعتراض به خراشی که فلان پرونده و فلان قاضی و عدم شفافیت قوه قضاییه دربارهاش به چهره نظام و کشور میکشد به میدان بیایند؟ تا با پرسشگری و حق خواهی میدان را از سیاستبازان جناحی و رسانههای دشمن بگیرند؟
🔹 این توییت یکی از کاربران ارزشی به نام آسید هم حق مطلب را ادا کرده: «شش ماه پیش، رهبری به مسئولین قوه قضاییه گفت؛ آبروی نظام از آبروی متخلفان مهمتر است...کاش قوه قضاییه، حالا که آبروی نظام در خطر است، فعالتر از زمانی باشد که آبروی برخی مقامات آن خدشهدار شده بود!» @jedaal
https://www.instagram.com/p/BedFn3Nhzgn/
Instagram
علی عليزاده
. باز هم عدم شفافیت قوه قضاییه میدان را برای بحران و هجمه دیگری باز کرد. این سه توییت زیر را درباره این بحران اخیر نوشتم: دویست و بیست هزار جوان زیبا سینه خود را در دفاع از نظام جلوی گلوله سپر کردند. چطور میگذارید چند فاسد و فاسق پشت «آبروی نظام» سنگر بگیرند؟🔹از…
👍1
Audio
🔉 #جهان_آرا
💢 کل گفتگوی علی علیزاده و وحید یامین پور ( هر سه بخش گفتگو)
🔺گونه شناسی جریانات ضد انقلاب
🆔 @jahanaraofoghtv
🆔 @Ofogh_tv
💢 کل گفتگوی علی علیزاده و وحید یامین پور ( هر سه بخش گفتگو)
🔺گونه شناسی جریانات ضد انقلاب
🆔 @jahanaraofoghtv
🆔 @Ofogh_tv
👍2
Forwarded from جهان آرا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️ #جهان_آرا
💢 کل گفتگوی علی علیزاده و وحید یامین پور ( هر سه بخش گفتگو)
🔺گونه شناسی جریانات ضد انقلاب
🆔 @jahanaraofoghtv
🆔 @Ofogh_tv
💢 کل گفتگوی علی علیزاده و وحید یامین پور ( هر سه بخش گفتگو)
🔺گونه شناسی جریانات ضد انقلاب
🆔 @jahanaraofoghtv
🆔 @Ofogh_tv
Forwarded from وحید یامین پور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 نظر علی علیزاده درباره نقدهای اخیر اصلاح طلبان به بی بی سی
🆔️ @yaminpour
🆔️ @yaminpour
روز شنبه در برنامه جهانآرای شبکه افق درباره نقش بیبیسی در از بین بردن و تحلیل رفتن بنیانهای همبستگی ملی در چند سال اخیر در ایران گفتم. امروز متهم شده بودم که با این سخنان دنبال محروم کردن اصلاحطلبان از تنها تریبون و رسانه شان هستم. متهم کنندگان معتقد بودند چون اصلاحطلبان در صداوسیما جایی ندارند حق دارند در بیبیسی حضور داشته باشند. چنین سخنی عمق فاجعه در فضای امروز سیاست ایران است. اینکه چهل سال بعد از انقلاب استقلال خواهانهمان، مفهوم استعمار و استقلال چنان مبهم شده باشد که صداوسیمای رسمی دولت-ملت ایرانی همارز رسانه رسمی دولت بریتانیا قرار میگیرد. این کوربینی به تفاوت ماهوی و کیفی این دو پلتفرم فاجعه است، یکی ذاتا متعلق به مردم ایران (گیرم این تعلق به خاطر تنگ نظریها کمتر تحقق یافته باشد) و دیگری رسانهای بریتانیایی که اصلا از ابتدا برای دخالت و نفوذ در کشوری دیگر راه اندازی شده و ازین رو ذاتا استعماری و مداخله گرانه است. شش توییت زیر را در جواب نوشتم. @jedaal
🔸۱- وقتش نیست اصلاحطلبان و طرفدارانشان درباره مشروعیت استفاده از پلتفرم وزارت خارجه بریتانیا بعنوان رسانه رسمیشان شفاف موضع بگیرند؟ واقعا معتقدند بیبیسی خنثی و بیطرف است؟ آیا سویه ایرانستیز و استعماریش را نمیبینند؟ حساسیتزدایی از تجزیهطلبی و حملهاش به ارزشهای ملی را نمیبینند؟
🔹 ۲- آیا اصلاح طلبان میتوانند مدعی بودن درون نظام و التزام به شرایط بازی استقلال خواهانه باشند ولی از رسانه اصلی جنگ نرم ناتو برای حل و فصل نزاعهای داخلی و برای افزایش وزن جناح خود در این نزاعها استفاده کنند؟ مگر نشنیدهاند در دنیای امروز رسانه پیامرسان نیست خودش اصل پیام است؟ @jedaal
🔸۳- در انتخابات آمریکا این شایعه که دولت روسیه به ترامپ از طریق چند هزار توییت، کمک مخفیانه رسانهای کرده بحرانی جدی شده که یکسال بعد هنوز گریبان کل نظام آمریکا را رها نکرده. چطور دخالت رسمی رسانهای دولت بریتانیا که سابقه استعمار ما را هم دارد هم دارد در ایران عادی شده؟
🔹۴- کتابها و مقالات آکادمیک فراوانی نقش بیبیسی در بیست و هشتم مرداد را اثبات کرده. اصلاحطلبان نمیدانند بیبیسی و همین مدیریت ایرانی امروزش هرگز نقش در کودتا علیه دولت ملی مصدق را نپذیرفته، چه رسد از آن عذرخواهی کند؟ و تازه جهت سفیدشویی تاریخ و «داخلی» خواندن کودتا مستند میسازد و مقاله مینویسد؟
🔸۵- آیا اصلاحطلبان در ناآرامیهای دیماه ندیدند که لابیشان و تیم اصلاحطلب بیبیسی چگونه مقهور تیم براندازان بیبیسی شد؟ چگونه بیبیسی از اصلاحطلبی عبور کرد؟ زنگ خطر نبود؟ وقتش نیست به جای تلاش برای تقویت تیم اصلاحطلبان و لابی بیشتر چشمها را به داخل برگردانند و حقشان را از صداوسیما بگیرند؟
🔹۶- موضع شخصی من همانطور که در هر سه حضورم در جهانارا گفتهام شفاف است: اصلاحطلبان نیرویی انکار ناپذیر در جامعه و نظامند و باید متناسب با وزنشان در صداسیما سهم بگیرند. در مقابل باید با رسانه دولتهای غربی خطکشی قاطع گفتمانی و تشکیلاتی کنند. نمیشود هم از توبره خورد و هم از آخور
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
https://twitter.com/Jedaaal/status/958420873337278465
🔸۱- وقتش نیست اصلاحطلبان و طرفدارانشان درباره مشروعیت استفاده از پلتفرم وزارت خارجه بریتانیا بعنوان رسانه رسمیشان شفاف موضع بگیرند؟ واقعا معتقدند بیبیسی خنثی و بیطرف است؟ آیا سویه ایرانستیز و استعماریش را نمیبینند؟ حساسیتزدایی از تجزیهطلبی و حملهاش به ارزشهای ملی را نمیبینند؟
🔹 ۲- آیا اصلاح طلبان میتوانند مدعی بودن درون نظام و التزام به شرایط بازی استقلال خواهانه باشند ولی از رسانه اصلی جنگ نرم ناتو برای حل و فصل نزاعهای داخلی و برای افزایش وزن جناح خود در این نزاعها استفاده کنند؟ مگر نشنیدهاند در دنیای امروز رسانه پیامرسان نیست خودش اصل پیام است؟ @jedaal
🔸۳- در انتخابات آمریکا این شایعه که دولت روسیه به ترامپ از طریق چند هزار توییت، کمک مخفیانه رسانهای کرده بحرانی جدی شده که یکسال بعد هنوز گریبان کل نظام آمریکا را رها نکرده. چطور دخالت رسمی رسانهای دولت بریتانیا که سابقه استعمار ما را هم دارد هم دارد در ایران عادی شده؟
🔹۴- کتابها و مقالات آکادمیک فراوانی نقش بیبیسی در بیست و هشتم مرداد را اثبات کرده. اصلاحطلبان نمیدانند بیبیسی و همین مدیریت ایرانی امروزش هرگز نقش در کودتا علیه دولت ملی مصدق را نپذیرفته، چه رسد از آن عذرخواهی کند؟ و تازه جهت سفیدشویی تاریخ و «داخلی» خواندن کودتا مستند میسازد و مقاله مینویسد؟
🔸۵- آیا اصلاحطلبان در ناآرامیهای دیماه ندیدند که لابیشان و تیم اصلاحطلب بیبیسی چگونه مقهور تیم براندازان بیبیسی شد؟ چگونه بیبیسی از اصلاحطلبی عبور کرد؟ زنگ خطر نبود؟ وقتش نیست به جای تلاش برای تقویت تیم اصلاحطلبان و لابی بیشتر چشمها را به داخل برگردانند و حقشان را از صداوسیما بگیرند؟
🔹۶- موضع شخصی من همانطور که در هر سه حضورم در جهانارا گفتهام شفاف است: اصلاحطلبان نیرویی انکار ناپذیر در جامعه و نظامند و باید متناسب با وزنشان در صداسیما سهم بگیرند. در مقابل باید با رسانه دولتهای غربی خطکشی قاطع گفتمانی و تشکیلاتی کنند. نمیشود هم از توبره خورد و هم از آخور
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
https://twitter.com/Jedaaal/status/958420873337278465
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخن از عدالت یا طبقه اشراف یا سویه نئولیبرال دولت، بدون نقد ایده مرکزی نئولیبرالیسم یعنی خصوصی سازی بیمعناست. و نقد خصوصی سازی از گفتار دو جناح کاملا غایب. سخنان شجاعانه کلانتری امیدوارکننده بود
نقشه مستاجران و احتکار خانههای خالی
🔹 در عکس زیر نقشهی نسبت اجاره نشینی سال هشتاد وپنج را با دهسال بعدترش یعنی سال نود و پنج مقایسه کنید. تعداد مستاجران به شدت افزایش یافته است.
🔸 عدهای معتقدند دلیل این افزایش رسیدن بوم جمعیتی دهه شصت به مرحله تشکیل خانواده و بالا رفتن تقاضا برای خانه مستقل است. اما آمار سال نود میگوید تعداد خانههای کل کشور از تعداد خانوادههای کل کشور چهارصدهزار دستگاه بیشتر بوده. یعنی مساله تولید مسکن نبوده توزیع مسکن بوده. در همین سال نود تعداد خانههای خالی یک میلیون و ششصد هزار دستگاه بوده. یعنی یک میلیون و ششصد هزار خانه «احتکار» شدهاست. *
🔹 آنچه این روند را نگران کننده تر میکند آن است که تعداد خانههای خالی در سال نود و پنج نسبت به سال نود باز هم بیشتر شده و تقریبا دو برابر شده و به عدد دو میلیون و ششصد هزار رسیدهاست.
🔸 افزایش تعداد مستاجران یعنی خلع مالکیت از طبقات فرودستی که بسیاریشان پس از انقلاب مالک زمین یا مسکن خود شدهبودند. افزایش تعداد مستاجران یعنی صاحب خانه دوم و سوم و چهارم و پنجم شدن طبقات بالا. یعنی فقیرتر شدن دهکهای پایینی و انباشت بیشتر ثروت و زمین و خانه در دستان بالایی ها.
🔹و افزایش مستاجران و فربه شدن صاحب خانهها یعنی از دست رفتن قدرت چانه زنی مستاجران درباره قیمت اجاره. و این دقیقا اتفاقی است که در دو دهه گذشته افتاده است. خانواده ایرانی در سال هفتاد و شش، بیست و شش درصد درامد خود را خرج مسکن میکرده، در سال هشتاد و شش سی و سه درصد و در سال نود و شش سی و شش درصد. در تهران این رقم از سال هشتاد و شش تا نود و پنج از سی و چهار درصد به چهل و هفت درصد رسیدهاست. **
🔸 طرفداران بازار آزاد همیشه مدعی کنترل طبیعی قیمتها از طریق نسبت عرضه و تقاضا هستند. در حالیکه اجاره ها برغم دو و نیم میلیون دستگاه خانه خالی بالا رفته است و باز هم در حال بالا رفتن است. حالا شاید بتوان دلیل اینهمه خانههای خالی را بهتر فهمید: کنترل قیمتها از طریق انحصار و مونوپولی. همان احتکار که جز جدایی ناپذیر سرمایهداری است. (کانال تلگرام علی علیزاده: @jedaal )
🔹 این روند، روندی لزوما ایرانی نیست. با کمی اختلاف همان روند سی ساله نئولیبرالیسم جهانی در خلع مالکیت از اکثریت شهروندان عادی جهان است که به افزایش بیسابقه اختلاف طبقاتی در جهان منجر شدهاست. در همین بریتانیایی که من زندگی میکنم براساس آمار گاردین در سال هشتاد و دو مستاجران چهل و هشت درصد درامد ماهیانهشان را خرج اجاره میکردند و امروز پنجاه و دو درصد. اگر در تهران مستاجران نیمی از حقوق خود را برای اجاره میدهند در لندن این رقم امروز به هفتاد و دو درصد درامد کل ماهیانه رسیدهاست.*** این به معنای بهتر و بدتر بودن ایران و بریتانیا نیست. به معنای نشان دادن تاثیرات کم شدن تعداد خانههای دولتی و روند خصوصی سازی شدن بخش مسکن است. یعنی امری که حسن روحانی با اشتیاق بر آن تاکید دارد و حتی زمان بحرانی زلزله را از تاکید بر آن از دست نمیدهد. @jedaal
🔸 امروز آسان است که با اشاره به نحوه اجرای پروژه مسکن مهر کل آن را مورد حمله قرار داد. اما باید بیاد آورد که حملات منتقدان مسکن مهر از همان ابتدای این پروژه و پیش از ساخته شدن حتی یک دستگاه آن شروع شدهبود. علت اصلی مخالفت خود ایده انبوه سازی برای دهکهای پایین جامعه بود. فساد و ناکارآمدی در اجرای این پروژه تنها به لیست بهانههای مخالفت اضافه کرد وگرنه علت اصلی مخالفت نگاه ایدئولوژیک نئولیبرالهای ایرانی به مقوله عدالت اجتماعی بود. اینجاست که برغم همه اشتباهاتش، باید خطر کرد و از اصل پروژه مسکن مهر، یعنی بازتوزیع مالیکت دفاع کرد.
🔹چهل سال از انقلابی گذشته که عدالتخواهی بخشی از دی.ان.ای یا ژن اولیهاش بود. چگونه میتوانیم بپذیریم صاحبخانه و مستاجر بودن که نوعی رابطه ارباب رعیتی است رو به رشد باشد نه رو به زوال؟
https://www.instagram.com/p/Be0PgqkhYcn/
*https://goo.gl/gx2PKr
** http://www.bbc.com/persian/business-42094664
***https://www.theguardian.com/money/2015/jul/16/tenants-in-england-spend-half-their-pay-on-rent
🔹 در عکس زیر نقشهی نسبت اجاره نشینی سال هشتاد وپنج را با دهسال بعدترش یعنی سال نود و پنج مقایسه کنید. تعداد مستاجران به شدت افزایش یافته است.
🔸 عدهای معتقدند دلیل این افزایش رسیدن بوم جمعیتی دهه شصت به مرحله تشکیل خانواده و بالا رفتن تقاضا برای خانه مستقل است. اما آمار سال نود میگوید تعداد خانههای کل کشور از تعداد خانوادههای کل کشور چهارصدهزار دستگاه بیشتر بوده. یعنی مساله تولید مسکن نبوده توزیع مسکن بوده. در همین سال نود تعداد خانههای خالی یک میلیون و ششصد هزار دستگاه بوده. یعنی یک میلیون و ششصد هزار خانه «احتکار» شدهاست. *
🔹 آنچه این روند را نگران کننده تر میکند آن است که تعداد خانههای خالی در سال نود و پنج نسبت به سال نود باز هم بیشتر شده و تقریبا دو برابر شده و به عدد دو میلیون و ششصد هزار رسیدهاست.
🔸 افزایش تعداد مستاجران یعنی خلع مالکیت از طبقات فرودستی که بسیاریشان پس از انقلاب مالک زمین یا مسکن خود شدهبودند. افزایش تعداد مستاجران یعنی صاحب خانه دوم و سوم و چهارم و پنجم شدن طبقات بالا. یعنی فقیرتر شدن دهکهای پایینی و انباشت بیشتر ثروت و زمین و خانه در دستان بالایی ها.
🔹و افزایش مستاجران و فربه شدن صاحب خانهها یعنی از دست رفتن قدرت چانه زنی مستاجران درباره قیمت اجاره. و این دقیقا اتفاقی است که در دو دهه گذشته افتاده است. خانواده ایرانی در سال هفتاد و شش، بیست و شش درصد درامد خود را خرج مسکن میکرده، در سال هشتاد و شش سی و سه درصد و در سال نود و شش سی و شش درصد. در تهران این رقم از سال هشتاد و شش تا نود و پنج از سی و چهار درصد به چهل و هفت درصد رسیدهاست. **
🔸 طرفداران بازار آزاد همیشه مدعی کنترل طبیعی قیمتها از طریق نسبت عرضه و تقاضا هستند. در حالیکه اجاره ها برغم دو و نیم میلیون دستگاه خانه خالی بالا رفته است و باز هم در حال بالا رفتن است. حالا شاید بتوان دلیل اینهمه خانههای خالی را بهتر فهمید: کنترل قیمتها از طریق انحصار و مونوپولی. همان احتکار که جز جدایی ناپذیر سرمایهداری است. (کانال تلگرام علی علیزاده: @jedaal )
🔹 این روند، روندی لزوما ایرانی نیست. با کمی اختلاف همان روند سی ساله نئولیبرالیسم جهانی در خلع مالکیت از اکثریت شهروندان عادی جهان است که به افزایش بیسابقه اختلاف طبقاتی در جهان منجر شدهاست. در همین بریتانیایی که من زندگی میکنم براساس آمار گاردین در سال هشتاد و دو مستاجران چهل و هشت درصد درامد ماهیانهشان را خرج اجاره میکردند و امروز پنجاه و دو درصد. اگر در تهران مستاجران نیمی از حقوق خود را برای اجاره میدهند در لندن این رقم امروز به هفتاد و دو درصد درامد کل ماهیانه رسیدهاست.*** این به معنای بهتر و بدتر بودن ایران و بریتانیا نیست. به معنای نشان دادن تاثیرات کم شدن تعداد خانههای دولتی و روند خصوصی سازی شدن بخش مسکن است. یعنی امری که حسن روحانی با اشتیاق بر آن تاکید دارد و حتی زمان بحرانی زلزله را از تاکید بر آن از دست نمیدهد. @jedaal
🔸 امروز آسان است که با اشاره به نحوه اجرای پروژه مسکن مهر کل آن را مورد حمله قرار داد. اما باید بیاد آورد که حملات منتقدان مسکن مهر از همان ابتدای این پروژه و پیش از ساخته شدن حتی یک دستگاه آن شروع شدهبود. علت اصلی مخالفت خود ایده انبوه سازی برای دهکهای پایین جامعه بود. فساد و ناکارآمدی در اجرای این پروژه تنها به لیست بهانههای مخالفت اضافه کرد وگرنه علت اصلی مخالفت نگاه ایدئولوژیک نئولیبرالهای ایرانی به مقوله عدالت اجتماعی بود. اینجاست که برغم همه اشتباهاتش، باید خطر کرد و از اصل پروژه مسکن مهر، یعنی بازتوزیع مالیکت دفاع کرد.
🔹چهل سال از انقلابی گذشته که عدالتخواهی بخشی از دی.ان.ای یا ژن اولیهاش بود. چگونه میتوانیم بپذیریم صاحبخانه و مستاجر بودن که نوعی رابطه ارباب رعیتی است رو به رشد باشد نه رو به زوال؟
https://www.instagram.com/p/Be0PgqkhYcn/
*https://goo.gl/gx2PKr
** http://www.bbc.com/persian/business-42094664
***https://www.theguardian.com/money/2015/jul/16/tenants-in-england-spend-half-their-pay-on-rent
Instagram
علی عليزاده
. نقشهی نسبت اجاره نشینی سال هشتاد وپنج را با نقشه نسبت اجاره نشینی دهسال بعدترش یعنی سال نود و پنج مقایسه کنید. افزایش تعداد مستاجران یعنی خلع مالکیت از طبقات فرودست. افزایش تعداد مستاجران یعنی صاحب خانه سوم و چهارم و پنجم شدن طبقات بالا. یعنی فقیرتر شدن…
انتخاب زیر از سخنان آیتالله خمینی را یکی از مخاطبان این صفحه برایم فرستاد. نتوانستم با شما تقسیمش نکنم. بگذار نزدیکانش مقبره او را به کاخ تبدیل کنند یا یاران قدیمش کلمه عدالت را از جملاتش حذف کنند . اما او هنوز هم امام محرومان است و از ورای تاریخ با «امروز» صریح و انقلابی سخن میگوید و استحاله انقلاب عدالتخواهانه را به نئولیبرالیسمی که همذات با فساد و شکل گیری طبقه اشراف است برنمیتابد:
—————-
🔹سرچشمۀ همۀ مصیبت هایی که ملتها میکشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان است.
🔸ملت توجه داشته باشند رئیس جمهور و وکلاى مجلس از طبقه اى باشند؛ که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخى محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمى توانند بفهمند.
.
🔹طبع قضیۀ کاخ نشینی، توجه به عیش و عشرت و توجه به دنیا و توجه به مال و منال است و نمیتواند شهوت و شکم، این طبقه را مهلت بدهد که در یک امر تفکری وارد بشوند و فکر بکنند. آنهایی که اختراع کرده اند، آنهایی که زحمت کشیده اند و کتاب های ارزنده تحویل جامعه داده اند در هر رشته ای، این کوخ نشینان بوده اند. طبع کاخ نشینی منافات دارد با تربیت صحیح، منافات دارد با اختراع و تصنیف و تألیف و زحمت.
.
🔸آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحۀ دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا میشود. آن روزی که مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند خدای نخواسته، و از این خوی ارزندۀ کوخ نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم.
.
🔹ملت عدالت میخواهد، اتاق بزرگ نمیخواهد. ملت وزارتخانه میخواهد، وزارتخانۀ اسلامی، نه آن وزارتخانۀ کاخ دادگستری، کاخ نخست وزیری، کاخ وزارتِ مالی، هی کاخ...
.
-(۷/۶/۱۳۶۱)
-(بخشی از وصیت نامه)
-( ۰۱/۰۱/۱۳۶۲)
-( ۰۱/۰۱/۱۳۶۲)
-(۱۵/۱۲/۱۳۵۷
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید: @jedaal
https://instagram.com/p/Be_C_SRBlrl/
—————-
🔹سرچشمۀ همۀ مصیبت هایی که ملتها میکشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان است.
🔸ملت توجه داشته باشند رئیس جمهور و وکلاى مجلس از طبقه اى باشند؛ که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخى محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمى توانند بفهمند.
.
🔹طبع قضیۀ کاخ نشینی، توجه به عیش و عشرت و توجه به دنیا و توجه به مال و منال است و نمیتواند شهوت و شکم، این طبقه را مهلت بدهد که در یک امر تفکری وارد بشوند و فکر بکنند. آنهایی که اختراع کرده اند، آنهایی که زحمت کشیده اند و کتاب های ارزنده تحویل جامعه داده اند در هر رشته ای، این کوخ نشینان بوده اند. طبع کاخ نشینی منافات دارد با تربیت صحیح، منافات دارد با اختراع و تصنیف و تألیف و زحمت.
.
🔸آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحۀ دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا میشود. آن روزی که مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند خدای نخواسته، و از این خوی ارزندۀ کوخ نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم.
.
🔹ملت عدالت میخواهد، اتاق بزرگ نمیخواهد. ملت وزارتخانه میخواهد، وزارتخانۀ اسلامی، نه آن وزارتخانۀ کاخ دادگستری، کاخ نخست وزیری، کاخ وزارتِ مالی، هی کاخ...
.
-(۷/۶/۱۳۶۱)
-(بخشی از وصیت نامه)
-( ۰۱/۰۱/۱۳۶۲)
-( ۰۱/۰۱/۱۳۶۲)
-(۱۵/۱۲/۱۳۵۷
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید: @jedaal
https://instagram.com/p/Be_C_SRBlrl/
Instagram
علی عليزاده
. انتخاب زیر از سخنان آیتالله خمینی را یکی از مخاطبان این صفحه برایم فرستاد. نتوانستم با شما تقسیمش نکنم. بگذار نزدیکانش مقبره او را به کاخ تبدیل کنند یا یاران قدیمش کلمه عدالت را از جملاتش حذف کنند. اما او هنوز هم امام محرومان است و از ورای تاریخ با «امروز»…
درباره مکر «خاورمیانه جدید»
🔸 چهار سال پیش این روزها، سقوط سوریه چنان غیرقابل اجتناب و نجاتش چنان غیرممکن شده بود که بسیاری در داخل نظام ایران صحبت از تغییر سیاست میکردند و میگفتند باید به تدریج حمایت خود را از دولت اسد قطع کنیم تا در فردای سوریه کمتر متضرر شویم.
🔹 تا دو سال پیش غرب و عربستان و ترکیه به چیزی کمتر از سقوط کامل اسد راضی نبودند. تا یکسال و نیم پیش هیچ یک از طرفهای غربی و عربی صاحب نفع در سوریه قبول نمیکرد ایران حتی در مذاکرات صلح حاضر باشد. و یکسال پیش، امکان بازگشت ثبات به نظام سوریه را مقابل هر تحلیلگر و اندیشکده غربی میگذاشتید میگفتند متوهمید.
🔸 و در داخل هم که یا با توهین و تهمت به سربازان رعنا و شجاع این کشور در سوریه یا از طریق بزرگنمایی هزینه دفاع ایران در سوریه که در تمام این شش سال جنگ، معادل یکماه خرید تسلیحاتی عربستان و قطر نبوده، وضعیت را دشوار تر و موانع را برای ایران و محور مقاومتش بلندتر میکردند.
🔹 نابودی سوریه که به قیمت مرگ صدها هزار انسان بیگناه و آوارگی میلیونها برادر و خواهر سوری انجامید، بخشی از نقشه آمریکا برای «خاورمیانه جدید» بود که با اشغال عراق و افغانستان کلید خورده بود. و این بار در دولت به ظاهر ملایم تر باراک اوباما و به دست هیلاری کلینتون. منطقه غرب آسیایی چنان ویران که کسی ظلم اسراییل بر فلسطینیان را به یاد نمیآورد.
🔸 و حالا این نقشه به ضد خود بدل شده. وحالا از زمان صلح دروغین اسلو در سال هفتاد و دو شمسی تا به امروز اسراییل خوابش برای اولین بار آشفته شده. و آنها مکر کردند. و مکرشان به خودشان بازگشت.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/BfBOA12hxNn/
🔸 چهار سال پیش این روزها، سقوط سوریه چنان غیرقابل اجتناب و نجاتش چنان غیرممکن شده بود که بسیاری در داخل نظام ایران صحبت از تغییر سیاست میکردند و میگفتند باید به تدریج حمایت خود را از دولت اسد قطع کنیم تا در فردای سوریه کمتر متضرر شویم.
🔹 تا دو سال پیش غرب و عربستان و ترکیه به چیزی کمتر از سقوط کامل اسد راضی نبودند. تا یکسال و نیم پیش هیچ یک از طرفهای غربی و عربی صاحب نفع در سوریه قبول نمیکرد ایران حتی در مذاکرات صلح حاضر باشد. و یکسال پیش، امکان بازگشت ثبات به نظام سوریه را مقابل هر تحلیلگر و اندیشکده غربی میگذاشتید میگفتند متوهمید.
🔸 و در داخل هم که یا با توهین و تهمت به سربازان رعنا و شجاع این کشور در سوریه یا از طریق بزرگنمایی هزینه دفاع ایران در سوریه که در تمام این شش سال جنگ، معادل یکماه خرید تسلیحاتی عربستان و قطر نبوده، وضعیت را دشوار تر و موانع را برای ایران و محور مقاومتش بلندتر میکردند.
🔹 نابودی سوریه که به قیمت مرگ صدها هزار انسان بیگناه و آوارگی میلیونها برادر و خواهر سوری انجامید، بخشی از نقشه آمریکا برای «خاورمیانه جدید» بود که با اشغال عراق و افغانستان کلید خورده بود. و این بار در دولت به ظاهر ملایم تر باراک اوباما و به دست هیلاری کلینتون. منطقه غرب آسیایی چنان ویران که کسی ظلم اسراییل بر فلسطینیان را به یاد نمیآورد.
🔸 و حالا این نقشه به ضد خود بدل شده. وحالا از زمان صلح دروغین اسلو در سال هفتاد و دو شمسی تا به امروز اسراییل خوابش برای اولین بار آشفته شده. و آنها مکر کردند. و مکرشان به خودشان بازگشت.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/BfBOA12hxNn/
Instagram
علی عليزاده
. چهار سال پیش این روزها، سقوط سوریه چنان غیرقابل اجتناب و نجاتش چنان غیرممکن شده بود که بسیاری در داخل نظام ایران صحبت از تغییر سیاست میکردند و میگفتند باید به تدریج حمایت خود را از دولت اسد قطع کنیم تا در فردای سوریه کمتر متضرر شویم. یکسال پیش، امکان بازگشت…
فریاد بیعت با انقلاب در میان پچپچه پشیمانان
🔹 از انقلاب اسلامی پشیمان ست. میگوید انتقادها و اعتراضها به وضعیت موجود را از خواص نظام و بزرگان هر دو جناح گرفته تا مردم عادی کوچه و خیابان نمیشنوی؟ میگویم اگر این چهار دهه هیچ دستاورد دیگری نداشت آیا همین همه گیر شدن روحیه اعتراض و انتقاد در میان عادی ترین لایه های جامعه بهترین دلیل برای دفاع تمام قد از انقلاب نبود؟
🔸 میگویم فراموش کردهای که مطالبهگری و حقخواهی ایرانیان در ابعاد کلان اصلا محصول انقلاب و چهل سال ادامه آن است و روح اعتراضی ما اصلا متولد پنجاه و هفت. و میگویم فراموش کردهای که قبل از انقلاب به جز معدودی نخبگان مبارز، ما بردگان خاموش و سربراه شاهنشاهی بودیم که حتی در خلوت خود جسارت پرسش و به چالش کشیدن قدرت نداشتیم که اصلا زبان و کلمات این پرسشگری را در اختیار نداشتیم و قدرت سیاسی اصلا «مساله» مان نبود.
🔹 و فراموش کردهای که حتی خود «شاهنشاه» هم از خود اختیاری نداشت و برده و مطیع آمریکا بود و چیزی جز آن نظم مسلط جهانی در ذهنش خطور نمیکرد و حداکثر هر از گاهی درون آن نظم برای گرفتن امتیازی بیشتر گلایه و غرولندی میکرد. و مگر ندیدی چگونه به دستور جای پدرش را گرفت و چگونه به کودتا بازگشت و حتی در توهم افزایش توانش به واسطه جهش نفتی دهه پنجاه چگونه باز به دستور رفت.
🔸 و میگویم آیا نمیدانی حتی لحظهای که احساس نبودن آزادی میکنی یا احساس میکنی عدالتی برقرار نشده و یا ظلمی رخ داده و این پرسشها به سرت هجوم میآورد و خود را مقید و مجبور به اعتراض میبینی، این حس خود مرهون و مدیون انقلاب اسلامی است. چرا که پیش از آن اصلا به حقوق خود آگاه نبویم تا از زایل یا مخدوش شدن آن حق احساس ظلم کنیم.
🔹 میگوید تاریخ را به خوشایند فاتحان مینویسی وگرنه مشروطه چه؟ میگویم از انقلاب مشروطه و ملی شدن نفت و پانزدهم خرداد مسلما پیشتر تمرینهای فراوان یا به قول اصحاب نمایش ریهرسال هایی در ابعاد کوچک داشتیم تا یک ملت خود-بسنده و خود-آگاه و خود-اتکا یا به طور خلاصه ملتی مستقل شویم. اما مشروطه که هیچ، آیا میدانی که برخلاف انقلاب کبیر فرانسه و روسیه که با کمتر از یک درصد جمعیت رخ داد، انقلاب ایران با مشارکت ده درصد جمعیتش، دموکراتیک و عمومی ترین حادثه تاریخ انسان مدرن است. یعنی روز اجرای رسمی ملت شدن ما در ابعاد میلیونی، روز تولد ما به عنوان انسانهایی که تاریخ خود را خود میسازند و روایت چگونه شدن و چگونه باید بودن خود را از واشنگتن و مسکو و لندن و پاریس وارد نمیکنند، تنها و تنها بیست و دوم بهمن پنجاه و هفت بود.
🔸و بیست و دوم بهمن یعنی روزی که با یکی شدن در دیگری و با ذوب شدن توانهای فردی مان در جمعیت بواسطه آن پیرمردی که از هیچ نیروی مادی اینجهانی فرمان نمیبرد، رخداد انقلاب را رقم زدیم و بواسطه انقلاب «جهشی» تاریخی کردیم و از حیواناتی مطیع که به نواله ناگزیر گردن کج میکنند، و از رعایایی که قدرت حاکم داخلی و قدرت نظم جهانی غربی-شرقی را اموری طبیعی میپندارند به مقام «انسان سیاسی» صاحب حق و به پرسش کشنده قدرت داخلی از یکسو و به مقام ملت مستقل و آزاد و رها شده از بند سلطه و بهم زننده نظم جهانی استعمار از سوی دیگر خود را ارتقا دادیم و برای نخستین بار حق تعیین سرنوشت در این ابعاد کلان را یافتیم.
🔹 پشیمانان و نادمان و از انقلاب برگشتهها و توبه کنندگان نمیدانند این «جهش» تغییری کیفی و ماهوی است و دهها سال اصلاح تدریجی هرگز نمیتوانست چنین تغییر و رشدی در ما بوجود بیاورد. و نمیدانند هزینه این چهار دهه، هزینه آزاد بودن از قید ارباب فکری و اقتصادی و سیاسی و هزینه استقلال داشتن و ساختن دولت و ملت، گیرم با هزار اشکال و ایراد و فساد اما به دست خود است. و دقیقا در همینجا، در مقابل آنان که از روز نخست ضدانقلاب بودند و در مقابل اصحاب پیشین انقلاب که امروز پشیمان شدهاند، در میان تمام این هجمه به اصل انقلاب اسلامی، باید به آن برگشت و با آن وفادارانه تر از همیشه بیعت کرد. چرا که آینده ما و امکان تغییر، نه از نظریههای فرنگی و اجنبی که تنها و تنها از فهم و تبیین همین تاریخ چهل ساله انقلاب و احیای ارزشهای آن میآید.
🔸 پانوشت: یکی از عکسهای محبوب من از انقلاب از عکاس معروف آمریکایی دیوید برنت از دیماه پنجاه وهفت در دانشگاه تهران، از مستمعین سخنرانی مرحوم طالقانی. ادغام آن بدنهای سیاسی و یکی شدن آن چهرههای گوناگون از لایههای گوناگون اجتماعی و فرهنگی و آن نور خیرهکننده رستگاری در قسمت بالای چپ عکس.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/BfERG5DBK6I/
🔹 از انقلاب اسلامی پشیمان ست. میگوید انتقادها و اعتراضها به وضعیت موجود را از خواص نظام و بزرگان هر دو جناح گرفته تا مردم عادی کوچه و خیابان نمیشنوی؟ میگویم اگر این چهار دهه هیچ دستاورد دیگری نداشت آیا همین همه گیر شدن روحیه اعتراض و انتقاد در میان عادی ترین لایه های جامعه بهترین دلیل برای دفاع تمام قد از انقلاب نبود؟
🔸 میگویم فراموش کردهای که مطالبهگری و حقخواهی ایرانیان در ابعاد کلان اصلا محصول انقلاب و چهل سال ادامه آن است و روح اعتراضی ما اصلا متولد پنجاه و هفت. و میگویم فراموش کردهای که قبل از انقلاب به جز معدودی نخبگان مبارز، ما بردگان خاموش و سربراه شاهنشاهی بودیم که حتی در خلوت خود جسارت پرسش و به چالش کشیدن قدرت نداشتیم که اصلا زبان و کلمات این پرسشگری را در اختیار نداشتیم و قدرت سیاسی اصلا «مساله» مان نبود.
🔹 و فراموش کردهای که حتی خود «شاهنشاه» هم از خود اختیاری نداشت و برده و مطیع آمریکا بود و چیزی جز آن نظم مسلط جهانی در ذهنش خطور نمیکرد و حداکثر هر از گاهی درون آن نظم برای گرفتن امتیازی بیشتر گلایه و غرولندی میکرد. و مگر ندیدی چگونه به دستور جای پدرش را گرفت و چگونه به کودتا بازگشت و حتی در توهم افزایش توانش به واسطه جهش نفتی دهه پنجاه چگونه باز به دستور رفت.
🔸 و میگویم آیا نمیدانی حتی لحظهای که احساس نبودن آزادی میکنی یا احساس میکنی عدالتی برقرار نشده و یا ظلمی رخ داده و این پرسشها به سرت هجوم میآورد و خود را مقید و مجبور به اعتراض میبینی، این حس خود مرهون و مدیون انقلاب اسلامی است. چرا که پیش از آن اصلا به حقوق خود آگاه نبویم تا از زایل یا مخدوش شدن آن حق احساس ظلم کنیم.
🔹 میگوید تاریخ را به خوشایند فاتحان مینویسی وگرنه مشروطه چه؟ میگویم از انقلاب مشروطه و ملی شدن نفت و پانزدهم خرداد مسلما پیشتر تمرینهای فراوان یا به قول اصحاب نمایش ریهرسال هایی در ابعاد کوچک داشتیم تا یک ملت خود-بسنده و خود-آگاه و خود-اتکا یا به طور خلاصه ملتی مستقل شویم. اما مشروطه که هیچ، آیا میدانی که برخلاف انقلاب کبیر فرانسه و روسیه که با کمتر از یک درصد جمعیت رخ داد، انقلاب ایران با مشارکت ده درصد جمعیتش، دموکراتیک و عمومی ترین حادثه تاریخ انسان مدرن است. یعنی روز اجرای رسمی ملت شدن ما در ابعاد میلیونی، روز تولد ما به عنوان انسانهایی که تاریخ خود را خود میسازند و روایت چگونه شدن و چگونه باید بودن خود را از واشنگتن و مسکو و لندن و پاریس وارد نمیکنند، تنها و تنها بیست و دوم بهمن پنجاه و هفت بود.
🔸و بیست و دوم بهمن یعنی روزی که با یکی شدن در دیگری و با ذوب شدن توانهای فردی مان در جمعیت بواسطه آن پیرمردی که از هیچ نیروی مادی اینجهانی فرمان نمیبرد، رخداد انقلاب را رقم زدیم و بواسطه انقلاب «جهشی» تاریخی کردیم و از حیواناتی مطیع که به نواله ناگزیر گردن کج میکنند، و از رعایایی که قدرت حاکم داخلی و قدرت نظم جهانی غربی-شرقی را اموری طبیعی میپندارند به مقام «انسان سیاسی» صاحب حق و به پرسش کشنده قدرت داخلی از یکسو و به مقام ملت مستقل و آزاد و رها شده از بند سلطه و بهم زننده نظم جهانی استعمار از سوی دیگر خود را ارتقا دادیم و برای نخستین بار حق تعیین سرنوشت در این ابعاد کلان را یافتیم.
🔹 پشیمانان و نادمان و از انقلاب برگشتهها و توبه کنندگان نمیدانند این «جهش» تغییری کیفی و ماهوی است و دهها سال اصلاح تدریجی هرگز نمیتوانست چنین تغییر و رشدی در ما بوجود بیاورد. و نمیدانند هزینه این چهار دهه، هزینه آزاد بودن از قید ارباب فکری و اقتصادی و سیاسی و هزینه استقلال داشتن و ساختن دولت و ملت، گیرم با هزار اشکال و ایراد و فساد اما به دست خود است. و دقیقا در همینجا، در مقابل آنان که از روز نخست ضدانقلاب بودند و در مقابل اصحاب پیشین انقلاب که امروز پشیمان شدهاند، در میان تمام این هجمه به اصل انقلاب اسلامی، باید به آن برگشت و با آن وفادارانه تر از همیشه بیعت کرد. چرا که آینده ما و امکان تغییر، نه از نظریههای فرنگی و اجنبی که تنها و تنها از فهم و تبیین همین تاریخ چهل ساله انقلاب و احیای ارزشهای آن میآید.
🔸 پانوشت: یکی از عکسهای محبوب من از انقلاب از عکاس معروف آمریکایی دیوید برنت از دیماه پنجاه وهفت در دانشگاه تهران، از مستمعین سخنرانی مرحوم طالقانی. ادغام آن بدنهای سیاسی و یکی شدن آن چهرههای گوناگون از لایههای گوناگون اجتماعی و فرهنگی و آن نور خیرهکننده رستگاری در قسمت بالای چپ عکس.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/BfERG5DBK6I/
Instagram
علی عليزاده
. از انقلاب پشیمان ست. میگوید انتقاد و اعتراض به وضعیت موجود را از خواص نظام گرفته تا مردم کوچه و خیابان نمیشنوی؟ میگویم اگر دستاورد دیگری نداشتیم همین همه گیر شدن روحیه اعتراض و انتقاد بهترین دلیل برای دفاع تمام قد از انقلاب نبود؟ میگویم مطالبهگری و حقخواهی…
دیروز در متنی با عنوان «فریاد بیعت با انقلاب در میان پچپچه پشیمانان» گفتم مطالبه گری ما و روح اعتراضی ما خودش محصول انقلاب است. توصیه میکنم حتما ویدیوی چهار دقیقه ای زیر که امروز منتشر شده را از اعتراض یک کارگر به سخنرانی علی ربیعی وزیر کار ببینید. «محتوای» سخنان این کارگر معترض اگرچه نشان از تحقق نیافتن بخشی از وعدههای اقتصادی انقلاب است، اما «فرم» حضور او در مقابل وزیر یک کشور، فرم عقب نرفتن او در مقابل اصرار بقیه شرکت کنندگان، فرم حقی که او برای خود قایل است، فرم برابری که او طبیعی میگیرد، فرم کرنش نکردن او به وزیر، فرم نترسیدن و مرعوب نشدن او، تنها و تنها نشان یک چیز است: انقلاب اسلامی سال پنجاه و هفت انسان ایرانی و جنس مطالبه گری اش را برای همیشه عوض کرد.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید: @jedaal
https://www.aparat.com/v/UHuGO
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید: @jedaal
https://www.aparat.com/v/UHuGO
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
اعتراض یک کارگر و قطع سخنرانی ربیعی در قائمشهر
مناظره علی علیزاده و صادق زیباکلام درباره آمریکا ستیزی، رفسنجانیسم و استحاله انقلاب
https://www.youtube.com/watch?v=htUQNPWK1XU
https://www.youtube.com/watch?v=htUQNPWK1XU