درباره شلیک موشکهای یمنی به قلب ابوظبی
🔸 تا پیش ازشروع جنگ هم، یمن فقیرترین کشور خاورمیانه بود. اما پس از شروع جنگ، عربستان و امارات با هدف گرفتن عامدانه تمام زیرساختهای این کشور، یمن را ویرانهای کردند که از فقر به فلاکت رسیده. تولید ناخالص ملی یمن با بیست و هفت میلیون جمعیت از چهل و پنج میلیارد دلار چند سال پپش حالا به بیست و پنج میلیارد دلار رسیده. یعنی هیچ. بمباران و جنگ توسط چه کسانی؟ عربستانی که تولید ناخالص ملیش در سال گذشته ششصد و پنجاه میلیارد دلار بود. و امارات متحده عربی که تولید ناخالص ملیش سیصد و پنجاه میلیارد دلار بود.
🔹 یعنی به طور متوسط هر اماراتی در سال سی و هشت برابر یک یمنی درامد دارد. یعنی همان داستان قدیمی. زورگوترین ثروتمندان منطقه در یک سو و فقیرترین ملت منطقه در سوی دیگر. دورتادور یمن را محاصره کردهاند و در روز روشن نمیگذارند حتی غذا و دارو به کسی برسد و در قرن بیست و یکم رسما ملتی را دارند با گرسنگی زجرکُش میکنند. گاردین از هفت میلیون نفر در استانه قحطی نوشته است و عکسهای کودکانی که استخوانهایشان بیرون زده و در حال مرگ هستند را بالاخره چاپ کرده.
🔸 سازمان بهداشت جهانی میگوید شیوع وبا در یمن، بدترین اپیدمی وبای «تاریخ» است. هشتصد و پانزده هزار نفر مورد مشکوک به وبا، و روزی چهار هزار مورد جدید و دوهزار و دویست مرگ تا همین جا. درها را بسته اند و به قصد مرگ یک ملت را میزنند و حتی مانع رسیدن کمکهای بشردوستانه سازمان ملل شدهاند و بعد میگویند ایران به حوثی ها کمک میکنند. حرفشان ساده است: باید دنیا ساکت و منفعل تماشا کند تا سعودیها یک ملت را نابود کنند. و از قضا دنیا هم دارد دقیقا همین کار را میکند.
🔹 سعودیهای به ظاهر مسلمان با مسلمانان یمن کاری کردند که اسراییلیهای صهیونیست جرات نکردند با غزه و فلسطین کنند. و هنوز هستند کسانی که گمان میکنند با این کثیفترین حکومت تاریخ منطقه میشود مذاکره کرد.
🔸 اما این تنها نیمی از ماجراست. آن سوی دیگر، این جماعت پابرهنه (این استعاره نیست. در بیشتر عکسها آنها واقعا پابرهنه و یا با دمپایی سادهای هستند) نه فقط یک هفتهای شکست نخوردند که دو سال و نیم و بعد از هزینههای سرسام آور عربستان که اقتصاد سعودی را هم به بحران کشانده، حالا قویتر شدهاند. چند هفته پیش موشکی به نزدیکی ریاض زدند و امروز موشک کروزی به سمت تاسیسات هستهای ابوظبی.
🔹 میگویند موشکها از ایران آمده. خودشان میدانند دروغ میگویند و میدانند منفذی برای ورود سلاح باقی نگذاشتهاند. به قول صفا الاحمد مستندساز بیبیسی جهانی در برنامه اکنون دموکراسی، پیدا کردن نشانههای حضور ادم فضاییها در یمن اسان تر از پیدا کردن ردپای ایران است. حوثی ها چیز دیگری از انقلاب ایران وارد کردند. همان چیزی که ایران در دهه شصت به حزب الله لبنان هم صادر کرد. چیزی فراتر از اسلحه یا کمک مالی : استقلال خواهی و ایمان به خود و مقاومت. چیزهایی که هیچ مرزی نمیتواند جلویشان را بگیرند.
🔹🔸 پانوشت: هزار و یک نقد که به مسایل داخل داشته باشیم کسی نمیتواند منکر درخشش مقاومت و استقلال خواهیما در چهل سال گذشته شود. و من عمیقا معتقدم مقاومت چهل ساله ما به عنوان اولین ملت غرب آسیا که مقابل نظم مسلط جهانی ایستاد و جاده بازکن استقلال خواهی شد، به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه، الگوی ذهنی ملتهای دیگر این منطقه شده است.
https://www.instagram.com/p/BcP5ax8hYEa
🔸 تا پیش ازشروع جنگ هم، یمن فقیرترین کشور خاورمیانه بود. اما پس از شروع جنگ، عربستان و امارات با هدف گرفتن عامدانه تمام زیرساختهای این کشور، یمن را ویرانهای کردند که از فقر به فلاکت رسیده. تولید ناخالص ملی یمن با بیست و هفت میلیون جمعیت از چهل و پنج میلیارد دلار چند سال پپش حالا به بیست و پنج میلیارد دلار رسیده. یعنی هیچ. بمباران و جنگ توسط چه کسانی؟ عربستانی که تولید ناخالص ملیش در سال گذشته ششصد و پنجاه میلیارد دلار بود. و امارات متحده عربی که تولید ناخالص ملیش سیصد و پنجاه میلیارد دلار بود.
🔹 یعنی به طور متوسط هر اماراتی در سال سی و هشت برابر یک یمنی درامد دارد. یعنی همان داستان قدیمی. زورگوترین ثروتمندان منطقه در یک سو و فقیرترین ملت منطقه در سوی دیگر. دورتادور یمن را محاصره کردهاند و در روز روشن نمیگذارند حتی غذا و دارو به کسی برسد و در قرن بیست و یکم رسما ملتی را دارند با گرسنگی زجرکُش میکنند. گاردین از هفت میلیون نفر در استانه قحطی نوشته است و عکسهای کودکانی که استخوانهایشان بیرون زده و در حال مرگ هستند را بالاخره چاپ کرده.
🔸 سازمان بهداشت جهانی میگوید شیوع وبا در یمن، بدترین اپیدمی وبای «تاریخ» است. هشتصد و پانزده هزار نفر مورد مشکوک به وبا، و روزی چهار هزار مورد جدید و دوهزار و دویست مرگ تا همین جا. درها را بسته اند و به قصد مرگ یک ملت را میزنند و حتی مانع رسیدن کمکهای بشردوستانه سازمان ملل شدهاند و بعد میگویند ایران به حوثی ها کمک میکنند. حرفشان ساده است: باید دنیا ساکت و منفعل تماشا کند تا سعودیها یک ملت را نابود کنند. و از قضا دنیا هم دارد دقیقا همین کار را میکند.
🔹 سعودیهای به ظاهر مسلمان با مسلمانان یمن کاری کردند که اسراییلیهای صهیونیست جرات نکردند با غزه و فلسطین کنند. و هنوز هستند کسانی که گمان میکنند با این کثیفترین حکومت تاریخ منطقه میشود مذاکره کرد.
🔸 اما این تنها نیمی از ماجراست. آن سوی دیگر، این جماعت پابرهنه (این استعاره نیست. در بیشتر عکسها آنها واقعا پابرهنه و یا با دمپایی سادهای هستند) نه فقط یک هفتهای شکست نخوردند که دو سال و نیم و بعد از هزینههای سرسام آور عربستان که اقتصاد سعودی را هم به بحران کشانده، حالا قویتر شدهاند. چند هفته پیش موشکی به نزدیکی ریاض زدند و امروز موشک کروزی به سمت تاسیسات هستهای ابوظبی.
🔹 میگویند موشکها از ایران آمده. خودشان میدانند دروغ میگویند و میدانند منفذی برای ورود سلاح باقی نگذاشتهاند. به قول صفا الاحمد مستندساز بیبیسی جهانی در برنامه اکنون دموکراسی، پیدا کردن نشانههای حضور ادم فضاییها در یمن اسان تر از پیدا کردن ردپای ایران است. حوثی ها چیز دیگری از انقلاب ایران وارد کردند. همان چیزی که ایران در دهه شصت به حزب الله لبنان هم صادر کرد. چیزی فراتر از اسلحه یا کمک مالی : استقلال خواهی و ایمان به خود و مقاومت. چیزهایی که هیچ مرزی نمیتواند جلویشان را بگیرند.
🔹🔸 پانوشت: هزار و یک نقد که به مسایل داخل داشته باشیم کسی نمیتواند منکر درخشش مقاومت و استقلال خواهیما در چهل سال گذشته شود. و من عمیقا معتقدم مقاومت چهل ساله ما به عنوان اولین ملت غرب آسیا که مقابل نظم مسلط جهانی ایستاد و جاده بازکن استقلال خواهی شد، به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه، الگوی ذهنی ملتهای دیگر این منطقه شده است.
https://www.instagram.com/p/BcP5ax8hYEa
Instagram
Ali Alizadeh علي عليزاده
. تا پیش ازشروع جنگ هم یمن فقیرترین کشور خاورمیانه بود. اما پس از شروع جنگ عربستان و امارات با هدف گرفتن عامدانه تمام زیرساختهای این کشور، یمن را ویرانهای کردند که از فقر به فلاکت رسید. تولید ناخالص ملی یمن با بیست و هفت میلیون جمعیت از چهل و پنج میلیارد…
👍1
چهل سال محکم ایستادیم. این عنوان مصاحبه مفصل و تا حدی صریحم با مجله مثلث در تهران است. بخشی از مصاحبه درباره سیاست خارجی ایران و برجام بود و بخش دیگر تا حدی درباره سیر اندیشهها و مواضع سیاسیم و تغییرات این مواضع. این دو سه سال اخیر، هربار حرفی زدهام که به مذاق دیکتاتوری جمع خوش نیامده، سیلی از اتهامات و افسانه پردازیها و شایعات را به سمتم روانه کردهاند. میدانم شایعه سلاح مخالفان در خفه کردن صداهای متفاوت است و دانستن حقیقت تفاوتی برای شایعه سازان ندارد ولی توضیحات این مصاحبه را برای مخاطب عادی و بیطرف ضروری میدانستم و امیدوارم این شفافیت به فهم بهتر حرفهایم کمک کند. روی جلد قیمت مجله را زده شش هزار تومان. برای اینکه بفهمم در ایران امروز این چقدر پول میشود رفتم و حداقل دستمزد روزانه را نگاه کردم. سی و یک هزار تومن. مسلم است با این قیمت توقع ندارم کسی مجله را بخرد و سعی میکنم فردا به صورت آنلاین مصاحبه را در اختیارتان بگذارم.
https://www.instagram.com/p/BcSyTSVBEtc/
https://www.instagram.com/p/BcSyTSVBEtc/
Instagram
Ali Alizadeh علي عليزاده
. چهل سال محکم ایستادیم. این عنوان مصاحبه مفصل و تا حدی صریحم با مجله مثلث در تهران است. بخشی از مصاحبه درباره سیاست خارجی ایران و برجام بود و بخش دیگر تا حدی درباره سیر اندیشهها و مواضع سیاسیم و تغییرات این مواضع. این دو سه سال اخیر، هربار حرفی زدهام که…
علی هاشمی وزنه بردار ایلامی برنده مدال طلا و قهرمان جهان شد. مرحبا و مبارکش باشد. ولی مثل معمول عدهای چیزی برای تلخ کردن این لحظه شادی ملی پیدا کردهاند.
🔸 یکی از خبرنگاران ورزشی درباره دست ندادن علی هاشمی با خانمی که مدال را به او میداد نوشته «چقدر اذیت شد و احتمالا خجالت کشید روی سکو. به این دلیل که برای مردم بقیه دنیا قابل درک نیست که چرا یک ورزشکار، هنرمند یا سیاستمدار ایرانی با خانم ها دست نمی دهد.»
🔹 جواب دادم: اینکه ایرانیان در مجامع عمومی دست میدهند یا نه مساله خودشان است و تا تصمیم دیگری نگیرند «وظیفه» دنیاست به این تصمیم یا قانون داخلی احترام بگذارد.
🔸 برای من نکته برجسته این ویدیو، علی هاشمی به عنوان انسانی است که دارد روی فرهنگ بومی و ارزشهای محلیاش پافشاری میکند و به آن زن میگوید مسلمان هستم.
🔹 اما اگر این وضعیت برای کسانی آبرومندانه به نظر نمیآید مسئولش اسلام و فرهنگ بومی ما نیست. مدیران بیعرضه و ناشایسته و ناکارآمدی هستند که بعد از چهل سال نتوانستهاند یک پروتکل ساده تشریفاتی را در فدراسیونهای دنیا جا بیندازند.
🔸 و برای من فاجعه دیگر اینجاست که در قرن بیست و یکم و در غربی که مدعی چندفرهنگی و لیبرالیسم است فدراسیون جهانی خانمی را مسئول پخش مدال کردهاند که «هیچ» چیز از فرهنگ یک و نیم میلیارد ساکن این سیاره نمیداند.
🔹 مسلما سخن من درینجا دفاع از شریعت نیست. استقلال خواهی است. اینکه ما احساس میکنیم زیر فشار نگاه دیگری باید سرخم کنیم و همرنگ آنها شویم، ته مانده استعمار است. احترام مجامع بینالمللی به قوانین و ارزشهای ما، احترام به هویت ملی ماست. تغییر قانون اگر با آن مشکل داریم مساله ما در داخل است.
https://www.instagram.com/p/BcUYqIYBcGd/
🔸 یکی از خبرنگاران ورزشی درباره دست ندادن علی هاشمی با خانمی که مدال را به او میداد نوشته «چقدر اذیت شد و احتمالا خجالت کشید روی سکو. به این دلیل که برای مردم بقیه دنیا قابل درک نیست که چرا یک ورزشکار، هنرمند یا سیاستمدار ایرانی با خانم ها دست نمی دهد.»
🔹 جواب دادم: اینکه ایرانیان در مجامع عمومی دست میدهند یا نه مساله خودشان است و تا تصمیم دیگری نگیرند «وظیفه» دنیاست به این تصمیم یا قانون داخلی احترام بگذارد.
🔸 برای من نکته برجسته این ویدیو، علی هاشمی به عنوان انسانی است که دارد روی فرهنگ بومی و ارزشهای محلیاش پافشاری میکند و به آن زن میگوید مسلمان هستم.
🔹 اما اگر این وضعیت برای کسانی آبرومندانه به نظر نمیآید مسئولش اسلام و فرهنگ بومی ما نیست. مدیران بیعرضه و ناشایسته و ناکارآمدی هستند که بعد از چهل سال نتوانستهاند یک پروتکل ساده تشریفاتی را در فدراسیونهای دنیا جا بیندازند.
🔸 و برای من فاجعه دیگر اینجاست که در قرن بیست و یکم و در غربی که مدعی چندفرهنگی و لیبرالیسم است فدراسیون جهانی خانمی را مسئول پخش مدال کردهاند که «هیچ» چیز از فرهنگ یک و نیم میلیارد ساکن این سیاره نمیداند.
🔹 مسلما سخن من درینجا دفاع از شریعت نیست. استقلال خواهی است. اینکه ما احساس میکنیم زیر فشار نگاه دیگری باید سرخم کنیم و همرنگ آنها شویم، ته مانده استعمار است. احترام مجامع بینالمللی به قوانین و ارزشهای ما، احترام به هویت ملی ماست. تغییر قانون اگر با آن مشکل داریم مساله ما در داخل است.
https://www.instagram.com/p/BcUYqIYBcGd/
Instagram
Ali Alizadeh علي عليزاده
. علی هاشمی وزنه بردار ایلامی برنده مدال طلا و قهرمان جهان شد. مرحبا و مبارکش باشد. ولی مثل روال معمول چیزی برای تلخ کردن این لحظه شادی ملی پیدا کردهاند. 🔸 یکی از خبرنگاران ورزشی درباره دست ندادن علی هاشمی با خانمی که مدال را به او میداد نوشته «چقدر اذیت…
👍2
انصارالله، متحدان از آسمان نازل شده
یک روز بعد از مرگ علی عبدالله صالح، آقای مصطفی تاج زاده در توییترش گفته: «یمن در اشغال داعش نیست، حرم ندارد و هم مرز اسرائیل هم نیست که به اصطلاح آقایان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی محسوب شود. اعلان کمک_مستشاری ایران در یمن توسط سردار جعفری در شرایطی که ترامپ در پی اثبات دخالت سپاه در امور داخلی کشورهای دیگر است، چه معنا و چه لزومی دارد؟»
به نظرم لازم آمد نگاهی ابتدایی به نقشه خاورمیانه کنیم و نکاتی بدیهی را مرور کنیم.
🔹 عربستان بعد از انقلاب هرگز دوست و متحد ما نبوده و روابط دو کشور هرگز بدون تنش نبودهاست. اما اتفاقی که چند سال گذشته افتاده جدید و با ماهیتی متفاوت و تنش دو کشور از جنسی دیگر است. سعودیها پس از ملک عبدالله ترجیح دادند از یک رقیب به یک دشمن بالقوه برای ایران تبدیل شوند و با آمدن بنسلمان این وضعیت تشدید شده. خط محوری و تمرکز سیاست خارجی او نه مهار ایران یا رسیدن به توازنی چند جانبه بلکه تسلط بر منطقه و شکستن ایران است.
🔸مهمترین قدم عربستان در سالهای گذشته، سرمایهگذاری عظیم برای نابود کردن مهمترین متحد استراتژیک ایران در منطقه یعنی سوریه بود. اگر سوریه سقوط کردهبود، فقط، محور مقاومت مقابل اسراییل نبود که ضربه میخورد. بلکه مرزهای غربی ایران آسیبپذیر شده بود و عربستان (در کنار اسراییل) حتی میتوانست امیدوار باشد که آمریکا وسوسه حمله نظامی به ایران را که سال هشتاد و شش وبخاطر فرورفتن در باتلاق عراق کنار گذاشته شده بود، دوباره از سر گیرد. مذاکره پرستان داخلی باید بدانند با سقوط سوریه، ایران در مقامی چنان ضعیف قرار میگرفت که توازن قوای لازم برای مذاکرات با غرب اصلا بوجود نمیآمد. به عبارتی اگر سوریه براساس تلاش سعودیها سقوط کردهبود چیزی به نام برجام وجود نمیداشت.
🔹 قدم بعدی عربستان، کمکهای ضمنی برای ناآرام کردن عراق، از هم گسستن دولت عراق و تقویت داعش به امید کشاندن ناآرامیها به نزدیکی مرزهای ایران بود و قدم سوم که شمه ناموفقی از آن را ماه پیش دیدیم، دخالت در لبنان و تلاش برای بیرون راندن مهمترین همراه نظامی ایران، حزب الله. از تلاشهای نرمافزاری و دیپلماتیک عربستان برای تخریب مذاکرات هستهای، منزوی کردن اقتصادی و تداوم تحریمها با راه داده نشدن ایران به بازارهای جهانی بعد از برجام فعلا میگذریم.
🔸 اما این میان اتفاقی افتاد که همه را غافلگیر و معادله را عوض کرد. نهضت حوثیان که از انقلابهای عربی در سال هشتاد و نه، بخشی از معادلات اجتماعی و سیاسی یمن شده بود در سال نود و سه رسما بخشی از حکومت یمن شد. رسانههای غربی افسانه پردازیهایشان را اغاز کردند. حوثیها را شیعیان دست نشانده ایران خواندند. بیبیسی روزی هزار بار از جنگ نیابتی ایران و عربستان سخن گفت تا واقعیت بمباران شدن یک کشور و قتل عام یک ملت توسط سعودیها تلطیف و تحریف شود. و دو سال به صورت مرتب از کمکهای نظامی ایران به حوثیها گفتند بدون آنکه هرگز یک مدرک ارائه کنند.
🔹 اما زیدیان حوثی با شیعیان دوازده امامی ایران هم مذهب نبودند، و یمن و ایران هممرز و همسایه نبودند و تاریخ دو کشور اصلا آنقدر مشترک نبود. با این حال حوثیان که خود را در منطقه تنها میدیدند، به شکلی عجیب دل با ایران داشتند و اصرار داشتند متحدی وفادار برای ایران باشند. آنها عربستان، مهمترین دشمن امروز ایران را در مرزهایش مهار کردند و به باب المندبی دسترسی پیدا کردند که در کنار تنگه هرمز مهمترین دروازه استراتژیک انرژی جهان و شاهرگ حیاتی عربستان بود.
🔸 ظهور حوثیها را فقط به معجزه میشود تشبیه کرد. انگار متحدی خداداده یکباره سر برآورده باشد تا مهمترین دشمن ایران را بدون کمک چندانی از سوی ایران زمینگیر کند. یمن چیزی فراتر از عمق استراتژیک ما است. حوثیها میل آل سعود به سلطهگری منطقهای را مهار کردهاند و چه بسا بتوانند بر آن مهر پایان بزنند. سرنوشت آینده امنیت ایران (و مظلومان منطقه) تا اطلاع ثانوی در صنعا و عدن مشخص خواهد شد نه در مرزهای ایران.
🔹اما این معجزه هزار روز است زیر غیرانسانیترین ضربات سعودیهایی بوده که یمن را آزمایشگاه اخرین بمبهای انگلیسی و آمریکایی کردهاند. نفس یمن به شماره افتاده. ما بجای باز کردن آغوش خود برای برادری حوثیها، به مصلحت سیاسی، هزار روز خاموش و منفعل تماشا کردیم تا یمن تکه پاره شود و از بیم آمریکا حتی دولت مستقر و قانونی یمن را حمایت مستشاری نکردیم. خرد سیاسی حداقلی و الفبای امنیت حکم میکند اکنون با قاطعیت بیشتر و به صورت شفافتری کنارشان بایستیم و به ملتهای منطقه نشان دهیم که اگر مقابل نظم مسلط برخیزند آنها را بدون حمایت نخواهیم گذاشت. هزینه انفعال امروز ما و خالی کردن پشت حوثیها، حتی از منظر محاسبات ابزاری امنیتی، بسیار بیشتر از هزینه تهدیدهای ترامپ خواهد بود.
www.instagram.com/p/BcVcddjhGtN/
یک روز بعد از مرگ علی عبدالله صالح، آقای مصطفی تاج زاده در توییترش گفته: «یمن در اشغال داعش نیست، حرم ندارد و هم مرز اسرائیل هم نیست که به اصطلاح آقایان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی محسوب شود. اعلان کمک_مستشاری ایران در یمن توسط سردار جعفری در شرایطی که ترامپ در پی اثبات دخالت سپاه در امور داخلی کشورهای دیگر است، چه معنا و چه لزومی دارد؟»
به نظرم لازم آمد نگاهی ابتدایی به نقشه خاورمیانه کنیم و نکاتی بدیهی را مرور کنیم.
🔹 عربستان بعد از انقلاب هرگز دوست و متحد ما نبوده و روابط دو کشور هرگز بدون تنش نبودهاست. اما اتفاقی که چند سال گذشته افتاده جدید و با ماهیتی متفاوت و تنش دو کشور از جنسی دیگر است. سعودیها پس از ملک عبدالله ترجیح دادند از یک رقیب به یک دشمن بالقوه برای ایران تبدیل شوند و با آمدن بنسلمان این وضعیت تشدید شده. خط محوری و تمرکز سیاست خارجی او نه مهار ایران یا رسیدن به توازنی چند جانبه بلکه تسلط بر منطقه و شکستن ایران است.
🔸مهمترین قدم عربستان در سالهای گذشته، سرمایهگذاری عظیم برای نابود کردن مهمترین متحد استراتژیک ایران در منطقه یعنی سوریه بود. اگر سوریه سقوط کردهبود، فقط، محور مقاومت مقابل اسراییل نبود که ضربه میخورد. بلکه مرزهای غربی ایران آسیبپذیر شده بود و عربستان (در کنار اسراییل) حتی میتوانست امیدوار باشد که آمریکا وسوسه حمله نظامی به ایران را که سال هشتاد و شش وبخاطر فرورفتن در باتلاق عراق کنار گذاشته شده بود، دوباره از سر گیرد. مذاکره پرستان داخلی باید بدانند با سقوط سوریه، ایران در مقامی چنان ضعیف قرار میگرفت که توازن قوای لازم برای مذاکرات با غرب اصلا بوجود نمیآمد. به عبارتی اگر سوریه براساس تلاش سعودیها سقوط کردهبود چیزی به نام برجام وجود نمیداشت.
🔹 قدم بعدی عربستان، کمکهای ضمنی برای ناآرام کردن عراق، از هم گسستن دولت عراق و تقویت داعش به امید کشاندن ناآرامیها به نزدیکی مرزهای ایران بود و قدم سوم که شمه ناموفقی از آن را ماه پیش دیدیم، دخالت در لبنان و تلاش برای بیرون راندن مهمترین همراه نظامی ایران، حزب الله. از تلاشهای نرمافزاری و دیپلماتیک عربستان برای تخریب مذاکرات هستهای، منزوی کردن اقتصادی و تداوم تحریمها با راه داده نشدن ایران به بازارهای جهانی بعد از برجام فعلا میگذریم.
🔸 اما این میان اتفاقی افتاد که همه را غافلگیر و معادله را عوض کرد. نهضت حوثیان که از انقلابهای عربی در سال هشتاد و نه، بخشی از معادلات اجتماعی و سیاسی یمن شده بود در سال نود و سه رسما بخشی از حکومت یمن شد. رسانههای غربی افسانه پردازیهایشان را اغاز کردند. حوثیها را شیعیان دست نشانده ایران خواندند. بیبیسی روزی هزار بار از جنگ نیابتی ایران و عربستان سخن گفت تا واقعیت بمباران شدن یک کشور و قتل عام یک ملت توسط سعودیها تلطیف و تحریف شود. و دو سال به صورت مرتب از کمکهای نظامی ایران به حوثیها گفتند بدون آنکه هرگز یک مدرک ارائه کنند.
🔹 اما زیدیان حوثی با شیعیان دوازده امامی ایران هم مذهب نبودند، و یمن و ایران هممرز و همسایه نبودند و تاریخ دو کشور اصلا آنقدر مشترک نبود. با این حال حوثیان که خود را در منطقه تنها میدیدند، به شکلی عجیب دل با ایران داشتند و اصرار داشتند متحدی وفادار برای ایران باشند. آنها عربستان، مهمترین دشمن امروز ایران را در مرزهایش مهار کردند و به باب المندبی دسترسی پیدا کردند که در کنار تنگه هرمز مهمترین دروازه استراتژیک انرژی جهان و شاهرگ حیاتی عربستان بود.
🔸 ظهور حوثیها را فقط به معجزه میشود تشبیه کرد. انگار متحدی خداداده یکباره سر برآورده باشد تا مهمترین دشمن ایران را بدون کمک چندانی از سوی ایران زمینگیر کند. یمن چیزی فراتر از عمق استراتژیک ما است. حوثیها میل آل سعود به سلطهگری منطقهای را مهار کردهاند و چه بسا بتوانند بر آن مهر پایان بزنند. سرنوشت آینده امنیت ایران (و مظلومان منطقه) تا اطلاع ثانوی در صنعا و عدن مشخص خواهد شد نه در مرزهای ایران.
🔹اما این معجزه هزار روز است زیر غیرانسانیترین ضربات سعودیهایی بوده که یمن را آزمایشگاه اخرین بمبهای انگلیسی و آمریکایی کردهاند. نفس یمن به شماره افتاده. ما بجای باز کردن آغوش خود برای برادری حوثیها، به مصلحت سیاسی، هزار روز خاموش و منفعل تماشا کردیم تا یمن تکه پاره شود و از بیم آمریکا حتی دولت مستقر و قانونی یمن را حمایت مستشاری نکردیم. خرد سیاسی حداقلی و الفبای امنیت حکم میکند اکنون با قاطعیت بیشتر و به صورت شفافتری کنارشان بایستیم و به ملتهای منطقه نشان دهیم که اگر مقابل نظم مسلط برخیزند آنها را بدون حمایت نخواهیم گذاشت. هزینه انفعال امروز ما و خالی کردن پشت حوثیها، حتی از منظر محاسبات ابزاری امنیتی، بسیار بیشتر از هزینه تهدیدهای ترامپ خواهد بود.
www.instagram.com/p/BcVcddjhGtN/
Instagram
علی عليزاده
. حوثیها، متحدان از آسمان نازل شده. بخش اول. متن كامل در كانال تلگرام: ادرس در بیو. 🔹یک روز بعد از مرگ علی عبدالله صالح، آقای مصطفی تاج زاده در توییترش گفته: «یمن در اشغال داعش نیست، حرم ندارد و هم مرز اسرائیل هم نیست که به اصطلاح آقایان عمق استراتژیک جمهوری…
چهار نکته درباره نمایش امروز ترامپ
🔹 هفتاد سال اسراییل تمام سلاحهای ضد انسانی، تمام جنایات جنگی و تمام شرارتهای بشری را به کار برد و باز نتوانست بیتالمقدس را از ملت فلسطین بدزدد. کمک کندی و نیکسون و ریگان و بوش پدر کلینتون و بوش پسر و اوباما در اوج اقتدار آمریکا هم افاقه نکرد. ترامپ که دلقکی بر سکان آمریکایی متزلزل بیش نیست.
🔸 اسراییل بیتالمقدس را میخواهد چون هستی نمادین فلسطین است. به گمانش اینگونه اراده فلسطین برای همیشه میشکند و خاطره ملتی به نام فلسطین هم فراموش میشود. هنوز نفهمیدهاند این ملت ۷۰ سال در چادر اردوگاهها و زیر بمبها و محاصره دهساله غزه حذف نشد. تنها از نوعی #مقاومت به نوعی دیگر رفت.
🔹 فرمان به رسمیت شناختن بیتالمقدس فلسطینی به عنوان پایتخت اسراییل، این راهزنی آشکار، بیش از آنکه محصول شناعت امروز ترامپ باشد، محصول رهبران فتح است که ۲۴سال پیش قرارداد اسلو را امضا کردند و به مقاومت خیانت کردند. عاقبت مذاکره به هر قیمت و از موضع ضعیف و نابرابر همین خفت و شکست است.
🔸 این میراث عرفات و محمود عباس و همه آنها بود که به نام صلح آمدند اما به فلسطین از داخل خنجر زدند. این پایان حراج کردن آرمان فلسطین به نام صلح و مذاکره بود. حالا باز به نقطه اول برمیگردیم. به همان نقطهای که هرگز نباید ترک میشد. به تنها سنگری که برای مستضعفان در همه حال وجود دارد. به مقاومت.
@jedaal
https://www.instagram.com/p/BcXzZg0B1hV/
🔹 هفتاد سال اسراییل تمام سلاحهای ضد انسانی، تمام جنایات جنگی و تمام شرارتهای بشری را به کار برد و باز نتوانست بیتالمقدس را از ملت فلسطین بدزدد. کمک کندی و نیکسون و ریگان و بوش پدر کلینتون و بوش پسر و اوباما در اوج اقتدار آمریکا هم افاقه نکرد. ترامپ که دلقکی بر سکان آمریکایی متزلزل بیش نیست.
🔸 اسراییل بیتالمقدس را میخواهد چون هستی نمادین فلسطین است. به گمانش اینگونه اراده فلسطین برای همیشه میشکند و خاطره ملتی به نام فلسطین هم فراموش میشود. هنوز نفهمیدهاند این ملت ۷۰ سال در چادر اردوگاهها و زیر بمبها و محاصره دهساله غزه حذف نشد. تنها از نوعی #مقاومت به نوعی دیگر رفت.
🔹 فرمان به رسمیت شناختن بیتالمقدس فلسطینی به عنوان پایتخت اسراییل، این راهزنی آشکار، بیش از آنکه محصول شناعت امروز ترامپ باشد، محصول رهبران فتح است که ۲۴سال پیش قرارداد اسلو را امضا کردند و به مقاومت خیانت کردند. عاقبت مذاکره به هر قیمت و از موضع ضعیف و نابرابر همین خفت و شکست است.
🔸 این میراث عرفات و محمود عباس و همه آنها بود که به نام صلح آمدند اما به فلسطین از داخل خنجر زدند. این پایان حراج کردن آرمان فلسطین به نام صلح و مذاکره بود. حالا باز به نقطه اول برمیگردیم. به همان نقطهای که هرگز نباید ترک میشد. به تنها سنگری که برای مستضعفان در همه حال وجود دارد. به مقاومت.
@jedaal
https://www.instagram.com/p/BcXzZg0B1hV/
Instagram
Ali Alizadeh علي عليزاده
. هفتاد سال اسراییل تمام سلاحهای ضد انسانی، تمام جنایات جنگی و تمام شرارتهای بشری را به کار برد و باز نتوانست بیتالمقدس را از ملت فلسطین بدزدد. کمک کندی و نیکسون و ریگان و کلینتون و بوش و اوباما در اوج اقتدار آمریکا هم افاقه نکرد. ترامپ که دلقکی بر سکان…
گفته بودیم مساله فلسطین، یعنی دزدیده شدن شبانه یک ملت در جهانی که براساس واحدهای ملی بنا شده، نه یکی از دهها موارد بیعدالتی که استثناییترین ظلم سیاسی تاریخ معاصر است. گفته بودیم فلسطین نه فقط مساله اعراب و مسلمانان که حادترین مساله انسان امروز است. گفته بودیم حمایت از فلسطین متر و سنجش و معیار انسان بودن است. گفته بودیم «نه غزه، نه لبنان» حمایت از سرکوب و ضعیفکشی و گرا دادن به اسم اعظم ظالم، اسراییل است و فریاد انسان نبودن و آزاده نبودن است، فریاد آمادگی برای کاسبی از طریق خیانت به مظلومترینهاست و نه فریاد ملیگرایی و ایراندوستی و حب وطن. و دیروز تاریخ به شهادت ما آمد.
🔹 مگر میشود سخن از وطن گفت و پیش از وطن خود، فلسطین را به یاد نیاورد. مگر میشود سخن از ملت گفت بیآنکه به ملت فلسطین اقتدا کرد. که فلسطین شکل ناب و خالص مفهوم وطن برای هر انسان معاصری است. که فلسطینیانی که با یک کلید در چادر اردوگاههای همسایگان هفتاد سال روز تا شب منتظر بازگشتناند، یا زیر سرکوب و آزار و شلیک و دستگیریهای بیدلیل در کرانه باختری، ماندهاند و یا در غزه، این بزرگترین زندان روباز تاریخ، و هنوز این وطن را و مبارزه برایش را ترک نمیکنند و هنوز خود را وفادار به احیایش میدانند و مادرانی که هنوز خون یک شهیدشان خشک نشده، دیگری را راهی میکنند و پدرانی که از این زندان به زندان دیگر برای ملاقات نوجوانان و جوانانشان میروند و باز آنها را دعوت به تسلیم نمیکنند و این همه خسته نشدن، این همه کم نیاوردن، این همه مقاومت و باز هم مقاومت. آنهم وقتی میبینی رهبران عرب از درون قصرهایشان با اولین شکستها خسته شدند و رها کردند. ...
🔸 وطن برایشان سهم از سفره نفت نیست و نمیپرسند این وطن برای ما چه کرده و لعنت نمیفرستند که چرا اینجا بدنیا آمدند و با کوچکترین ناملایمتی بهانهای برای ضربه زدن به این وطن با خیانت و چپاول و غارت داخلی و یا همکاری با اجنبی پیدا نمیکنند و خواستار تحریم کشور خود نمیشوند و یا شرایط جنگ را برایش فراهم نمیاورند ... اگر لیلی و مجنون اسطوره دوست داشتن میان زن و مرد است و هربار که از عشق سخن میگوییم به عنوان ایده عشق در ذهن ما ظاهر میشود، فلسطین اسطوره دوست داشتن وطن و وفاداری به ارمان یک ملت است و هر وقت از وطن خود سخن میگوییم در ذهن ما ظاهر میشود. که فلسطین بازتعریف مفهوم وطن است. ارتقای وطن از خاک به مردم، که تنها اینگونه است که وطن نمیشکند و نابود نمیشود. اینگونه با مقاومت. با پنج نسل مردمی که هرکدام یک به تنهایی یک فلسطین است.
عکس: اریک ففربرگ. انتفاضه اول. هزار و نهصد و هشتاد و هشت
https://www.instagram.com/p/BcaG1IwhEx5/
🔹 مگر میشود سخن از وطن گفت و پیش از وطن خود، فلسطین را به یاد نیاورد. مگر میشود سخن از ملت گفت بیآنکه به ملت فلسطین اقتدا کرد. که فلسطین شکل ناب و خالص مفهوم وطن برای هر انسان معاصری است. که فلسطینیانی که با یک کلید در چادر اردوگاههای همسایگان هفتاد سال روز تا شب منتظر بازگشتناند، یا زیر سرکوب و آزار و شلیک و دستگیریهای بیدلیل در کرانه باختری، ماندهاند و یا در غزه، این بزرگترین زندان روباز تاریخ، و هنوز این وطن را و مبارزه برایش را ترک نمیکنند و هنوز خود را وفادار به احیایش میدانند و مادرانی که هنوز خون یک شهیدشان خشک نشده، دیگری را راهی میکنند و پدرانی که از این زندان به زندان دیگر برای ملاقات نوجوانان و جوانانشان میروند و باز آنها را دعوت به تسلیم نمیکنند و این همه خسته نشدن، این همه کم نیاوردن، این همه مقاومت و باز هم مقاومت. آنهم وقتی میبینی رهبران عرب از درون قصرهایشان با اولین شکستها خسته شدند و رها کردند. ...
🔸 وطن برایشان سهم از سفره نفت نیست و نمیپرسند این وطن برای ما چه کرده و لعنت نمیفرستند که چرا اینجا بدنیا آمدند و با کوچکترین ناملایمتی بهانهای برای ضربه زدن به این وطن با خیانت و چپاول و غارت داخلی و یا همکاری با اجنبی پیدا نمیکنند و خواستار تحریم کشور خود نمیشوند و یا شرایط جنگ را برایش فراهم نمیاورند ... اگر لیلی و مجنون اسطوره دوست داشتن میان زن و مرد است و هربار که از عشق سخن میگوییم به عنوان ایده عشق در ذهن ما ظاهر میشود، فلسطین اسطوره دوست داشتن وطن و وفاداری به ارمان یک ملت است و هر وقت از وطن خود سخن میگوییم در ذهن ما ظاهر میشود. که فلسطین بازتعریف مفهوم وطن است. ارتقای وطن از خاک به مردم، که تنها اینگونه است که وطن نمیشکند و نابود نمیشود. اینگونه با مقاومت. با پنج نسل مردمی که هرکدام یک به تنهایی یک فلسطین است.
عکس: اریک ففربرگ. انتفاضه اول. هزار و نهصد و هشتاد و هشت
https://www.instagram.com/p/BcaG1IwhEx5/
Instagram
علی عليزاده
. گفته بودیم مساله فلسطین، یعنی دزدیده شدن شبانه یک ملت در جهانی که براساس واحدهای ملی بنا شده، نه یکی از دهها مورد بیعدالتی که استثناییترین ظلم سیاسی تاریخ معاصرست. گفته بودیم فلسطین نه فقط مساله اعراب و مسلمانان که حادترین مساله انسان امروز است. گفته بودیم…
👍1
ما و کودتاچیان
🔸 مادلین آلبرایت وزیر خارجه وقت آمریکا بیست و هفتم اسفند سال هزار و سیصد و هفتاد و هشت از نقش کشورش در کودتای بیست و هشتم مرداد علیه دولت قانونی مصدق ابراز تاسف کرد و سازمان اطلاعات و جاسوسی آمریکا (سی آی ای) در مرداد هزار و سیصد و نود و دو با انتشار مدارک داخلیش رسما مسئولیت پذیرفت.
🔹 عجیب که دولت بریتانیا، سازمان جاسوسی آن کشور (ام آی فایو) و رسانه رسمی کودتا (بیبیسی فارسی) برغم گذشت شصت و چهار سال هنوز نه تنها هیچ گونه مسئولیتی در قبال کودتا نپذیرفتهاند، بلکه به اشکال مختلف ضمنی و تلویحی نقش خود را در طراحی و رهبری کودتا رد کردهاند . و عجیبتر غیبت هرگونه کمپین مردمی برای درخواست عذرخواهی از بوریس جانسون که این روزها تهران است.
🔸حساب لیبرالهایی که میخواهند به عبای بریتانیا و غرب برنخورد جداست. حساب آنها که منافع مالی و تجاریشان با غرب و بریتانیا گره خورده هم همینطور. ولی جوانان استعمارستیز و استقلال خواه چرا درین باره ساکت بودهاند؟ آنهم در حالیکه از بسیاری از این جوانان شنیدهام که باید از بوریس جانسون تقاضای پس گرفتن پولهای بلوکه شده بیشتری کرد؟
🔹 آیا با نسل جدیدی چنان نئولیبرال طرفیم که در استعمارستیزی هم چانهزنی مالی را به پس گرفتن اعتبار ملی ترجیح میدهد؟ یا عدهای نگرانند که تمرکز آمریکا ستیزی از بین برود؟ یا شاید هم رقابتهای تنگنظرانه ایدئولوژیک نمیگذارد حتی مقابل اجنبی کودتاچی هم لحظهای بر اختلافات داخلی فایق بیاییم و از مشروعیت دولت ملی محمد مصدق بی قید و شرط دفاع کنیم و به نامشروع بودن کودتا بیقید و شرط بتازیم؟
🔸 مسلما کسی فکر نمیکند عذرخواهی به معنای آشتی با غرب و یا تغییر رویه دشمنی آنان نسبت به ماست. همانطور که دقیقا ده ماه بعد از عذرخواهی آلبرایت، جورج بوش ایران را محورت شرارت خواند. اما وظیفه ما بوده که کودتاچیان بیگانه را مجبور به اعتراف به نقششان کنیم و ما، دستگاه دیپلماسی ما، روشنفکران و روزنامه نگاران مستقل ما و شهروندان ایرانی مقیم غرب، در انجام این وظیفه شکست خوردهایم.
🔹 در چنین وضعیت خفت باری که حتی ابتدایی ترین قدم -یعنی اعتراف به نقش در جرم و جنایتی تاریخی- از سوی غرب برداشته نشده باز باید منتظر بمانیم در سالگرد بعدی کودتا، بیبیسی تاریخ را تحریف کند و عوامل داخلی کودتا را عامدانه برجسته کند تا نسل جدید ایران فراموش کند دولت قانونی کشورش در عرض بیست و چهار ساعت به خواست چند مرد سفیدپوست در لندن و واشنگتن از بین رفت و نخست وزیر منتخب مردمش به غل و زنجیر کشیده شد و وزیرخارجه شجاعش اعدام شد و ایرانی که با ملي كردن نفت داعیه دار استقلال خواهی و استعمارستیزی بعد از جنگ دوم جهانی بود براي بيست و پنج سال سیاه دهها درجه بدتر از شیخنشینهای جنوب خلیج فارس امروز، حیاط خلوت و دست نشانده غرب شد.
https://www.instagram.com/p/BchZxTcBId8/
🔸 مادلین آلبرایت وزیر خارجه وقت آمریکا بیست و هفتم اسفند سال هزار و سیصد و هفتاد و هشت از نقش کشورش در کودتای بیست و هشتم مرداد علیه دولت قانونی مصدق ابراز تاسف کرد و سازمان اطلاعات و جاسوسی آمریکا (سی آی ای) در مرداد هزار و سیصد و نود و دو با انتشار مدارک داخلیش رسما مسئولیت پذیرفت.
🔹 عجیب که دولت بریتانیا، سازمان جاسوسی آن کشور (ام آی فایو) و رسانه رسمی کودتا (بیبیسی فارسی) برغم گذشت شصت و چهار سال هنوز نه تنها هیچ گونه مسئولیتی در قبال کودتا نپذیرفتهاند، بلکه به اشکال مختلف ضمنی و تلویحی نقش خود را در طراحی و رهبری کودتا رد کردهاند . و عجیبتر غیبت هرگونه کمپین مردمی برای درخواست عذرخواهی از بوریس جانسون که این روزها تهران است.
🔸حساب لیبرالهایی که میخواهند به عبای بریتانیا و غرب برنخورد جداست. حساب آنها که منافع مالی و تجاریشان با غرب و بریتانیا گره خورده هم همینطور. ولی جوانان استعمارستیز و استقلال خواه چرا درین باره ساکت بودهاند؟ آنهم در حالیکه از بسیاری از این جوانان شنیدهام که باید از بوریس جانسون تقاضای پس گرفتن پولهای بلوکه شده بیشتری کرد؟
🔹 آیا با نسل جدیدی چنان نئولیبرال طرفیم که در استعمارستیزی هم چانهزنی مالی را به پس گرفتن اعتبار ملی ترجیح میدهد؟ یا عدهای نگرانند که تمرکز آمریکا ستیزی از بین برود؟ یا شاید هم رقابتهای تنگنظرانه ایدئولوژیک نمیگذارد حتی مقابل اجنبی کودتاچی هم لحظهای بر اختلافات داخلی فایق بیاییم و از مشروعیت دولت ملی محمد مصدق بی قید و شرط دفاع کنیم و به نامشروع بودن کودتا بیقید و شرط بتازیم؟
🔸 مسلما کسی فکر نمیکند عذرخواهی به معنای آشتی با غرب و یا تغییر رویه دشمنی آنان نسبت به ماست. همانطور که دقیقا ده ماه بعد از عذرخواهی آلبرایت، جورج بوش ایران را محورت شرارت خواند. اما وظیفه ما بوده که کودتاچیان بیگانه را مجبور به اعتراف به نقششان کنیم و ما، دستگاه دیپلماسی ما، روشنفکران و روزنامه نگاران مستقل ما و شهروندان ایرانی مقیم غرب، در انجام این وظیفه شکست خوردهایم.
🔹 در چنین وضعیت خفت باری که حتی ابتدایی ترین قدم -یعنی اعتراف به نقش در جرم و جنایتی تاریخی- از سوی غرب برداشته نشده باز باید منتظر بمانیم در سالگرد بعدی کودتا، بیبیسی تاریخ را تحریف کند و عوامل داخلی کودتا را عامدانه برجسته کند تا نسل جدید ایران فراموش کند دولت قانونی کشورش در عرض بیست و چهار ساعت به خواست چند مرد سفیدپوست در لندن و واشنگتن از بین رفت و نخست وزیر منتخب مردمش به غل و زنجیر کشیده شد و وزیرخارجه شجاعش اعدام شد و ایرانی که با ملي كردن نفت داعیه دار استقلال خواهی و استعمارستیزی بعد از جنگ دوم جهانی بود براي بيست و پنج سال سیاه دهها درجه بدتر از شیخنشینهای جنوب خلیج فارس امروز، حیاط خلوت و دست نشانده غرب شد.
https://www.instagram.com/p/BchZxTcBId8/
Instagram
Ali Alizadeh علي عليزاده
. مادلین آلبرایت وزیر خارجه وقت آمریکا بیست و هفتم اسفند سال هزار و سیصد و هفتاد و هشت از نقش کشورش در کودتای بیست و هشتم مرداد علیه دولت قانونی مصدق ابراز تاسف کرد و سازمان اطلاعات و جاسوسی آمریکا (سی آی ای) در مرداد هزار و سیصد و نود و دو با انتشار مدارک…
چهل سال محکم ایستادیم. اولین مصاحبه تفصیلیام با مجلهای در ایران
🔹 دو سال و نیم پیش به صورت تصادفی پایم را از خطوط قرمز لیبرالها و اپوزیسیون ایرانی بیرون گذاشتم. موجی از حملات، شایعات و اتهامات آغاز شد. رسانههای فارسی زبان دولتهای غربی که مدعیان آزادی بیانند بلافاصله و بدون هیچ تعللی بایکوت کردند. و بخشی از نیروهای مدنی داخلی هم که آنها را دو دهه داعیهدار گفتگو و چندصدایی و خود را جزیی از آنها میدانستم به جای استقبال از صدایی متفاوت به تدریج فاصله گرفتند و بعد به همان سیاق نیروهای خارج از کشور بایکوت را به گفتگو ترجیح دادند. خیلی زود در رسانههای اجتماعی هیولایی شده بودم که سنگی از نفرت انداختن به سویش رفتار گلّهای و جو غالب و مُد روز بود.
🔸 دو دهه عدم گفتگوی واقعی میان جناحهای انقلاب، دیوارهای میانشان را به شدت بلند و خطوط حایل میانشان را به شدت مینگذاری کردهبود. در وضعیتی چنین خصمانه که هریک در قلعههای خود، خود را محصور کردهبود، مسلما هر سخن سادهای پرهزینه بود.
🔹 در این دو سال و نیم، مسیر ناشناسی را کورمال و با اضطراب طی کردم. این مسیر اجازه داد نیروهای سیاسی و اجتماعی ایران را از زاویهای متفاوت بازکشف کنم و روایتهای غالب جناحهای داخل و بیرون نظام را از زاویهای دیگر تحلیل و نقد کنم. آنها را که تا دیروز دشمنان اقتدارگرا و انحصار طلب ما خواندهبودند برادران و خواهران خود یافتم و کارگزاران و دلالان دولتهای بیگانه که دلسوز و قیم حقوق بشر و آزادی بیان ما دانستهبودند را دشمنان قسم خورده ملت یافتم. برای رفتن این مسیر وامدار و مدیون بختیاری و اقبال خویشم.
🔸 هنوز هم خود را متعلق به هیچ یک از جریانهای اصلی سیاست در ایران نمیدانم ولی بیش از همیشه خود را معتقد به پاسداری دستاوردهای انقلاب اسلامی ۵۷ میدانم. اما معتقدم برغم حرکت بلند چهل ساله، از منظر گفتمانی در وضعیت انسداد به سر میبریم. بیش از همیشه معتقدم روایتهای موجود برای پیش راندن ملت بزرگ ایران نیازمند نو شدن و بهروز شدن اند. و برون رفت ازین وضعیت را تنها در «گفتگوی واقعی» میان همه نیروهای موجود و معتقد به تمامیت ارضی و اعتقادات دینی و تاریخ چهل ساله مقاومت یگانه این مردم مقابل استعمار میدانم.
🔹 با مجله مثلث مصاحبه نسبتا طولانی کردهام که دو بخش اصلی دارد. در بخش نخست از مواضع امروزم و مواضع تغییر یافتهام با شفافیت صحبت کردهام و تا حد ممکن ابهامزدایی و افسانهزدایی کردهام. در بخش دوم نگاهم به سیاست خارجی را به ویژه بر سر برجام و روابط با آمریکا توضیح دادهام. نگاهی که نه معتقدان به برجام را راضی میکند و نه منتقدان برجام را.
🔸 اگر در دو سال و نیم گذشته جزو تهمت زنندگان و شایعه پراکنان بودهاید حق خود میدانم از شما بخواهم این مصاحبه را برغم کمی طولانی بودن بخوانید و به دست دیگران هم برسانید.
http://www.mosalas.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D9%88%D8%B1%DB%8C-16/21380-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%85
🔹 دو سال و نیم پیش به صورت تصادفی پایم را از خطوط قرمز لیبرالها و اپوزیسیون ایرانی بیرون گذاشتم. موجی از حملات، شایعات و اتهامات آغاز شد. رسانههای فارسی زبان دولتهای غربی که مدعیان آزادی بیانند بلافاصله و بدون هیچ تعللی بایکوت کردند. و بخشی از نیروهای مدنی داخلی هم که آنها را دو دهه داعیهدار گفتگو و چندصدایی و خود را جزیی از آنها میدانستم به جای استقبال از صدایی متفاوت به تدریج فاصله گرفتند و بعد به همان سیاق نیروهای خارج از کشور بایکوت را به گفتگو ترجیح دادند. خیلی زود در رسانههای اجتماعی هیولایی شده بودم که سنگی از نفرت انداختن به سویش رفتار گلّهای و جو غالب و مُد روز بود.
🔸 دو دهه عدم گفتگوی واقعی میان جناحهای انقلاب، دیوارهای میانشان را به شدت بلند و خطوط حایل میانشان را به شدت مینگذاری کردهبود. در وضعیتی چنین خصمانه که هریک در قلعههای خود، خود را محصور کردهبود، مسلما هر سخن سادهای پرهزینه بود.
🔹 در این دو سال و نیم، مسیر ناشناسی را کورمال و با اضطراب طی کردم. این مسیر اجازه داد نیروهای سیاسی و اجتماعی ایران را از زاویهای متفاوت بازکشف کنم و روایتهای غالب جناحهای داخل و بیرون نظام را از زاویهای دیگر تحلیل و نقد کنم. آنها را که تا دیروز دشمنان اقتدارگرا و انحصار طلب ما خواندهبودند برادران و خواهران خود یافتم و کارگزاران و دلالان دولتهای بیگانه که دلسوز و قیم حقوق بشر و آزادی بیان ما دانستهبودند را دشمنان قسم خورده ملت یافتم. برای رفتن این مسیر وامدار و مدیون بختیاری و اقبال خویشم.
🔸 هنوز هم خود را متعلق به هیچ یک از جریانهای اصلی سیاست در ایران نمیدانم ولی بیش از همیشه خود را معتقد به پاسداری دستاوردهای انقلاب اسلامی ۵۷ میدانم. اما معتقدم برغم حرکت بلند چهل ساله، از منظر گفتمانی در وضعیت انسداد به سر میبریم. بیش از همیشه معتقدم روایتهای موجود برای پیش راندن ملت بزرگ ایران نیازمند نو شدن و بهروز شدن اند. و برون رفت ازین وضعیت را تنها در «گفتگوی واقعی» میان همه نیروهای موجود و معتقد به تمامیت ارضی و اعتقادات دینی و تاریخ چهل ساله مقاومت یگانه این مردم مقابل استعمار میدانم.
🔹 با مجله مثلث مصاحبه نسبتا طولانی کردهام که دو بخش اصلی دارد. در بخش نخست از مواضع امروزم و مواضع تغییر یافتهام با شفافیت صحبت کردهام و تا حد ممکن ابهامزدایی و افسانهزدایی کردهام. در بخش دوم نگاهم به سیاست خارجی را به ویژه بر سر برجام و روابط با آمریکا توضیح دادهام. نگاهی که نه معتقدان به برجام را راضی میکند و نه منتقدان برجام را.
🔸 اگر در دو سال و نیم گذشته جزو تهمت زنندگان و شایعه پراکنان بودهاید حق خود میدانم از شما بخواهم این مصاحبه را برغم کمی طولانی بودن بخوانید و به دست دیگران هم برسانید.
http://www.mosalas.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D9%88%D8%B1%DB%8C-16/21380-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%85
40 سال محکم ایستادیم.pdf
379.5 KB
فایل پیدیاف مصاحبه بالا برای دوستانی که نمیتوانند سایت مجله مثلث را باز کنند. همچنین در صورت مشکل فنی میتوانید مصاحبه را در سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا بخوانید: goo.gl/1TWpyw
دوستان و همراهان عزیز. دوره خاص و پیچیده تاریخی را از سر میگذرانیم. اگرچه امروز امنیت ملی این کشور به پاس همه جوانان زیبا و رعنایی که این چهار دهه از جان خود گذشتند با هیچ کشوری در این منطقه سوخته قابل مقایسه نیست با این حال خطرهای جدی تهدیدمان میکنند.
🔹خطرهای سختافزاری از سوی عربستان و اسراییل و غرب از یک سو و هجوم بیوقفه نرمافزاری از سوی دیگر. کافی است ده دقیقه در شبکههای مجازی سر کنید تا از ایرانی بودن خود پشیمان شوید. تا از هر خبر کوچک و هر ایراد و ضعف جزیی خون به دلتان کنند. تا از هر کاهی کوهی بسازند و به نام انتقاد و نقد، نیروی محرک این مردم را برای تغییر و اصلاح واقعی شرایط به دست خودشان از داخل از بین ببرند و دلهایشان را افسرده و ناامید کنند.
🔸 هیچ کس منکر ضعفهای ما در داخل نیست. اما این هجمهها از نوعی دیگر است. این هر ساعت یک بحران علیه همبستگی ملی ایرانیان، علیه حس امید این مردم... اینها اپیزودهای جنگ روانی علیه یک ملتند. اینها اپیزودهای کلنگی کردن روح جمعی ما هستند.
🔹 رسانههای داخلی ناکارآمدند. فضای نقد نسبت به انتظار و توقع نسل جدیدی که نه فقط انقلاب و جنگ را تجربه نکردهاند بلکه بعد از اصلاحات به دنیا آمدهاند ناکافی و تنگ نظرانهاست. صداهای رسمی داخل کشور که حتی در مجلس و دولت حضور دارند در رسانه ملی شنیده نمیشود. و جناحهای داخل کشف کردهاند که ذائقه مخاطب و رایدهندگان سخنان اپوزیسیونی را ترجیح میدهد و روندی در حال شکل گیری است که طرفین در حمله به یکدیگر خط قرمزی ندارند و آنچه قربانی نزاعهای جناحی این روزهاست امید کلی مردم ایران و جامعه است. آن یکی به دولت مستقر جمهوری اسلامی و رییس جمهور و وزیر خارجهاش انگ جاسوسی میزند و این یکی سپاه پاسدار مرزهای کشور و جان هشتاد میلیون ایرانی را یک کاسه میکند و تهمت رانت خواری میزند و سومی چنان همه را به فساد محکوم میکند که قبح فساد بریزد و فسادستیزی غیرممکن شود
🔸در چنین وضعیتی و از خلال حفرهها و شکافهای فزاینده میان دولت و ملت از یک سو و میان اجزای حکومت، رسانههای ایرانستیز دولتهای غربی هر روز چتربازان گفتمانی خود را به خانههای ما میاندازند تا ایرانیان را مملو از نفرت از خود کنند و ایران را غیرقابل زیست ترین و عجیبترین کشور جهان. آنهم در حالیکه با تصاویر دروغین همه جهان را بهشت برین نشان میدهند.
🔹 ما، از جناحهای مختلف متفق القولیم که وضعیت موجود نیازمند اصلاح و تغییر و بهبود است. اما تنها و تنها به دست مردم این سرزمین و به دست آن بخشهایی از این مردم که معنای استقلال عملی و ذهنی و نظری را میدانند. و این موج هجمهای که امید مردم را هدف گرفته نه موج انتقاد و اصلاح، که موجی ضدایرانی و ضدملی و ضدمردمی است. این موج با نابود کردن حس همبستگی ملی بیش از هر چیز اصلاح و تغییر را غیرممکن خواهد کرد.
🔸 در غیاب دستگاههای فرهنگی و رسانهای کارآمد و به روز (اگرچه فراوانند و بودجههای کلان هم میگیرند)، ایستادن مقابل این هجمه تمام عیار بیگانگان بردوش تمام نیروهای استقلال خواه و تمام مدافعان منافع ملی و نیروهای مومن به عدالت و ظلمستیزی است. وقتی متولیان چشمهایشان به بودجهها و دعواهای جناحی است و سنگرها را رها کردهاند، دفاع از شهر به عهده آتشباختیارهای دست خالی و داوطلب است. در مقابل این هجمه تمام عیار باید مسلح شد. نه به شعار و کلیشه. بلکه به تحلیل و دانش روز و شناخت عمیق از غرب.
🔹 قصد دارم برای مدتی متنهای بلندتر تحلیلی بنویسم و ویدئوهای طولانیتری را بارگذاری کنم. در غیاب تریبونی رسمی و نداشتن اولیه ترین امکانات، شما همراهان تنها امید برای انعکاس این صدا و شنیده شدنش در میان همهمه رسانههای میلیون دلاری و معرفیش به دیگران هستید. برای پخش و توزیع این سلاحهای دفاعی ما. دست همراهی به سوی شما دراز میکنم تا این کانال را به دوستان دیگر معرفی کنید.
t.me/jedaal
🔹خطرهای سختافزاری از سوی عربستان و اسراییل و غرب از یک سو و هجوم بیوقفه نرمافزاری از سوی دیگر. کافی است ده دقیقه در شبکههای مجازی سر کنید تا از ایرانی بودن خود پشیمان شوید. تا از هر خبر کوچک و هر ایراد و ضعف جزیی خون به دلتان کنند. تا از هر کاهی کوهی بسازند و به نام انتقاد و نقد، نیروی محرک این مردم را برای تغییر و اصلاح واقعی شرایط به دست خودشان از داخل از بین ببرند و دلهایشان را افسرده و ناامید کنند.
🔸 هیچ کس منکر ضعفهای ما در داخل نیست. اما این هجمهها از نوعی دیگر است. این هر ساعت یک بحران علیه همبستگی ملی ایرانیان، علیه حس امید این مردم... اینها اپیزودهای جنگ روانی علیه یک ملتند. اینها اپیزودهای کلنگی کردن روح جمعی ما هستند.
🔹 رسانههای داخلی ناکارآمدند. فضای نقد نسبت به انتظار و توقع نسل جدیدی که نه فقط انقلاب و جنگ را تجربه نکردهاند بلکه بعد از اصلاحات به دنیا آمدهاند ناکافی و تنگ نظرانهاست. صداهای رسمی داخل کشور که حتی در مجلس و دولت حضور دارند در رسانه ملی شنیده نمیشود. و جناحهای داخل کشف کردهاند که ذائقه مخاطب و رایدهندگان سخنان اپوزیسیونی را ترجیح میدهد و روندی در حال شکل گیری است که طرفین در حمله به یکدیگر خط قرمزی ندارند و آنچه قربانی نزاعهای جناحی این روزهاست امید کلی مردم ایران و جامعه است. آن یکی به دولت مستقر جمهوری اسلامی و رییس جمهور و وزیر خارجهاش انگ جاسوسی میزند و این یکی سپاه پاسدار مرزهای کشور و جان هشتاد میلیون ایرانی را یک کاسه میکند و تهمت رانت خواری میزند و سومی چنان همه را به فساد محکوم میکند که قبح فساد بریزد و فسادستیزی غیرممکن شود
🔸در چنین وضعیتی و از خلال حفرهها و شکافهای فزاینده میان دولت و ملت از یک سو و میان اجزای حکومت، رسانههای ایرانستیز دولتهای غربی هر روز چتربازان گفتمانی خود را به خانههای ما میاندازند تا ایرانیان را مملو از نفرت از خود کنند و ایران را غیرقابل زیست ترین و عجیبترین کشور جهان. آنهم در حالیکه با تصاویر دروغین همه جهان را بهشت برین نشان میدهند.
🔹 ما، از جناحهای مختلف متفق القولیم که وضعیت موجود نیازمند اصلاح و تغییر و بهبود است. اما تنها و تنها به دست مردم این سرزمین و به دست آن بخشهایی از این مردم که معنای استقلال عملی و ذهنی و نظری را میدانند. و این موج هجمهای که امید مردم را هدف گرفته نه موج انتقاد و اصلاح، که موجی ضدایرانی و ضدملی و ضدمردمی است. این موج با نابود کردن حس همبستگی ملی بیش از هر چیز اصلاح و تغییر را غیرممکن خواهد کرد.
🔸 در غیاب دستگاههای فرهنگی و رسانهای کارآمد و به روز (اگرچه فراوانند و بودجههای کلان هم میگیرند)، ایستادن مقابل این هجمه تمام عیار بیگانگان بردوش تمام نیروهای استقلال خواه و تمام مدافعان منافع ملی و نیروهای مومن به عدالت و ظلمستیزی است. وقتی متولیان چشمهایشان به بودجهها و دعواهای جناحی است و سنگرها را رها کردهاند، دفاع از شهر به عهده آتشباختیارهای دست خالی و داوطلب است. در مقابل این هجمه تمام عیار باید مسلح شد. نه به شعار و کلیشه. بلکه به تحلیل و دانش روز و شناخت عمیق از غرب.
🔹 قصد دارم برای مدتی متنهای بلندتر تحلیلی بنویسم و ویدئوهای طولانیتری را بارگذاری کنم. در غیاب تریبونی رسمی و نداشتن اولیه ترین امکانات، شما همراهان تنها امید برای انعکاس این صدا و شنیده شدنش در میان همهمه رسانههای میلیون دلاری و معرفیش به دیگران هستید. برای پخش و توزیع این سلاحهای دفاعی ما. دست همراهی به سوی شما دراز میکنم تا این کانال را به دوستان دیگر معرفی کنید.
t.me/jedaal
Telegram
جدال- علی عليزاده
کانال رسمی علی علیزاده.
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com
حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal
اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal
و
بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com
حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal
اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal
و
بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
سال هشتاد ساکن لندن شدم. بلافاصله جنگ افغانستان رخ داد. به جنبش ضدجنگ پیوستم. اما یک سال و نیم بعد اتفاقی افتاد که ذهنیت مرا برای همیشه دگرگون کرد. دولتهای آمریکا و بریتانیا با یقین گفتند حکومت صدام حسین در عراق دارای سلاحهای کشتار جمعی است که میتواند زیست شهروندان غربی را به خطر بیاندازد. گفتند صدام حسین میتواند موشکهایی با کلاهک شیمیایی و بیولوژیک به درون خاک اروپا شلیک کند. گفتند شهرهای بریتانیا در معرض و تیررس موشکهای شیمیایی صدام است و صدام تنها چهل و پنج دقیقه با حمله به خاک بریتانیا فاصله دارد.
🔸 تا پیش از آن تحت تاثیر آموزههای غربگرایان فکر میکردم جادوگری، رمالی، فالگیری، خرافات، دروغ و ذهنیت اسطورهای و پیشامدرن برای ما شرقیها و خاورمیانهای هاست ولی جلوی چشمهایم اکثریت مردم نیمکره غربی بدون اینکه پرسشگری چندانی کنند یا از حاکمانشان مدرکی جدی بخواهند ناظر نشستند تا به آنها بزرگترین دروغ چند قرن اخیر را بخورانند و اجازه دادند دستهایشان مثل دستان آن حاکمان، آلوده به خون کودکان مظلوم عراقی شود. از آن پس غرب برای من هرگز دیگر غرب نشد. اسطوره غرب برایم شکست.
🔹 ساعتی پیش نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل دروغی مشابه را تکرار کرده و گفته موشکهای شلیک شده به ریاض مارک و امضای ایرانی داشته است و ساخته کارخانه شهید باقری بوده است. مطمئنم امشب بیبیسی و رادیوفردا و منوتو و صدای امریکا و بقیه ابزار پروپاگاندای غرب ازین موضوع وحشت میآفرینند. کارشناس براندازشان خواهد گفت ایران دنبال ایجاد تنش در منطقه است و کارشناس میانهرویشان خواهد گفت تندروهای ایران برای تضعیف دولت روحانی چنین کاری را کردهاند. این دو کارشناس با یکدیگر جدال میکنند تا کسی نپرسد که ایا اگر ایران بدنبال فرستادن سلاح به یمن بود آن را با آرم و امضا میفرستاد؟ وحشت آفرینیها اما به یک هدف است: اینکه به تدریج عقب نشینی درباره پروژه موشکی ایران را در ذهن افکار عمومی جا بیاندازند.
🔸 پانزده سال پیش تحت اموزههای لیبرالهای ایرانی معتقد به تنش زدایی فکر میکردم فارغ از جدی بودن یا نبودن دولت آمریکا در تشدید تنش و استفاده از چنین دروغی، ما نباید با دم شیر بازی کنیم و باید آرام بنشینیم. اما امروز به پاس قدرتمند شدنمان و افزایش توانمان در دفاع از مرزها، میدانم حرفهای نیکی هیلی چیزی بیشتر از بازارگرمی برای فروش سپر ضدموشکی دیگری به سعودیها نیست. امروز به جای گوش کردن به رجزخوانی سیاستمداران به توازن واقعی قوا روی زمین نگاه میکنم. همان توازن قوایی که باعث میشود ترامپ برغم فریادهای به ظاهر قاطعانهاش در خردادماه بعد از چند ساعت موشکباران سوریه عقب بنشنید و کاملا سوریه را فراموش کند. سخنان امروز نیکی هیلی را جدی نمیگیرم چرا که میدانم آمریکا امروز از توان دفاعی ما و متحدان منطقهای مان آگاه است.
🔹راه تاریخی درازی آمدیم تا بفهمم تنش زدایی واقعی چیزی نیست جز افزایش توان دفاعی ملتهای غیرسلطهجو مثل ایران که در تاریخ معاصرشان جز دفاع از خود کاری نکردهاند. تنها در آن صورت است که ابرقدرتها و دولتهای سلطهطلب به صورت پیشگیرانه حتی فکر تنش نظامی را به ذهنشان راه نمیدهند.
🔸 پانوشت: عکسهای بریده روزنامههای سال هشتاد و یک بریتانیاست.
https://www.instagram.com/p/BcsdzSEhB1O/
🔸 تا پیش از آن تحت تاثیر آموزههای غربگرایان فکر میکردم جادوگری، رمالی، فالگیری، خرافات، دروغ و ذهنیت اسطورهای و پیشامدرن برای ما شرقیها و خاورمیانهای هاست ولی جلوی چشمهایم اکثریت مردم نیمکره غربی بدون اینکه پرسشگری چندانی کنند یا از حاکمانشان مدرکی جدی بخواهند ناظر نشستند تا به آنها بزرگترین دروغ چند قرن اخیر را بخورانند و اجازه دادند دستهایشان مثل دستان آن حاکمان، آلوده به خون کودکان مظلوم عراقی شود. از آن پس غرب برای من هرگز دیگر غرب نشد. اسطوره غرب برایم شکست.
🔹 ساعتی پیش نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل دروغی مشابه را تکرار کرده و گفته موشکهای شلیک شده به ریاض مارک و امضای ایرانی داشته است و ساخته کارخانه شهید باقری بوده است. مطمئنم امشب بیبیسی و رادیوفردا و منوتو و صدای امریکا و بقیه ابزار پروپاگاندای غرب ازین موضوع وحشت میآفرینند. کارشناس براندازشان خواهد گفت ایران دنبال ایجاد تنش در منطقه است و کارشناس میانهرویشان خواهد گفت تندروهای ایران برای تضعیف دولت روحانی چنین کاری را کردهاند. این دو کارشناس با یکدیگر جدال میکنند تا کسی نپرسد که ایا اگر ایران بدنبال فرستادن سلاح به یمن بود آن را با آرم و امضا میفرستاد؟ وحشت آفرینیها اما به یک هدف است: اینکه به تدریج عقب نشینی درباره پروژه موشکی ایران را در ذهن افکار عمومی جا بیاندازند.
🔸 پانزده سال پیش تحت اموزههای لیبرالهای ایرانی معتقد به تنش زدایی فکر میکردم فارغ از جدی بودن یا نبودن دولت آمریکا در تشدید تنش و استفاده از چنین دروغی، ما نباید با دم شیر بازی کنیم و باید آرام بنشینیم. اما امروز به پاس قدرتمند شدنمان و افزایش توانمان در دفاع از مرزها، میدانم حرفهای نیکی هیلی چیزی بیشتر از بازارگرمی برای فروش سپر ضدموشکی دیگری به سعودیها نیست. امروز به جای گوش کردن به رجزخوانی سیاستمداران به توازن واقعی قوا روی زمین نگاه میکنم. همان توازن قوایی که باعث میشود ترامپ برغم فریادهای به ظاهر قاطعانهاش در خردادماه بعد از چند ساعت موشکباران سوریه عقب بنشنید و کاملا سوریه را فراموش کند. سخنان امروز نیکی هیلی را جدی نمیگیرم چرا که میدانم آمریکا امروز از توان دفاعی ما و متحدان منطقهای مان آگاه است.
🔹راه تاریخی درازی آمدیم تا بفهمم تنش زدایی واقعی چیزی نیست جز افزایش توان دفاعی ملتهای غیرسلطهجو مثل ایران که در تاریخ معاصرشان جز دفاع از خود کاری نکردهاند. تنها در آن صورت است که ابرقدرتها و دولتهای سلطهطلب به صورت پیشگیرانه حتی فکر تنش نظامی را به ذهنشان راه نمیدهند.
🔸 پانوشت: عکسهای بریده روزنامههای سال هشتاد و یک بریتانیاست.
https://www.instagram.com/p/BcsdzSEhB1O/
Instagram
علی عليزاده
. متن كاملتر در تلگرام: سال هشتاد ساکن لندن شدم. بلافاصله جنگ افغانستان رخ داد. به جنبش ضدجنگ پیوستم. اما یک سال و نیم بعد اتفاقی افتاد که ذهنیت مرا برای همیشه دگرگون کرد. دولتهای آمریکا و بریتانیا با یقین گفتند حکومت صدام حسین در عراق دارای سلاحهای کشتار…
Forwarded from اتچ بات
«پنج تا زن بودیم. جاده را بستیم و چنین انقلابی ایجاد کردیم.»
متن از علی علیزاده. کانال تلگرامی جدال @jedaal
🔸این صدای زنیست که نمیخواهد استادیوم برود. زنی که به جرم عدم مطالبه استادیوم صدایش بیست سال زیر عربده مسلط لیبرالها و نئولیبرالها و فمینیسم غربزده ایرانی و رسانههای غربی حامیشان خفه شده. صدای زنی که طبقه متوسط ایرانی که چند دهه است همدست اشراف ادغامگر و غربگرا شده، بیست سال نایدهاش گرفته. صدای زنی که برای نان ساده و حق نانآوریش میجنگد و نمایندگی مبارزه خود را نه به سازمانهای مستقر در لندن و نیویورک و آزادیهای یواشکی به مثابه روکش زیبای تحریم اقتصادی ایران منتقل میکند و نه به فائزه هاشمی ها و غارتگران داخلی.
🔹صدای مسلطی که از آغاز دهه هفتاد خود را نماینده زنان ایرانی دانسته، فمینیستهای لیبرال و فائزه هاشمیها بودند که در روبنا برای دوچرخه سواری و استادیوم زنان جنگیدند تا خصوصی سازی پدرانشان را در زرورقی آزادیخواهانه تزیین کنند. اما زن کارگر ایرانی برای دولتی شدن کارخانه ها و بر گرداندن مالکیت اموال عمومی به دولت ایرانی و مردم ایرانی میجنگد تا امروز غارتگر داخلی و فردا سرمایهدار اجنبی و شرکتهای چندملیتی بیوطن ارباب مردم ایران نباشند. @jedaal
🔸 صدای مسلط دیگری که به دروغ خود را نماینده زنان ایرانی دانسته، فمینیستهای ایرانی مستقر در غرب بودند که در روبنا برای آزادیهای یواشکی و حقوق لیبرالی میجنگیدند تا بعد در پارلمان اروپا و کنگره و سنا بگویند وزیر خارجه ایران دروغگوست و با این راه تحریم اقتصادی و خلع سلاح موشکهای بحق ایران را توجیه کنند. اما زنان فرودست ایرانی هرگز نمایندگی خود را به لندن و نیویورک و بیبیسی و رادیوفردا منتقل نکردند.
🔹این زن کارگر در جوهر خود همان زن فرودست و مستضعفی است که در دهه پنجاه انقلاب اسلامی را ممکن کرد و در دهه شصت به صحنه زیست اجتماعی آمد و ادامه حیات انقلاب را ممکن کرد. این زن شباهت بسیار بیشتری با مرضیه دباغها دارد تا زنانی که تلویزیون و تبلیغات رسمی را پر کردهاند و حتی اگر ظاهر و روبنایشان اسلامی باشد اما تمام الگوی زیست و مصرف و تفکرشان متعلق به غرب و هالیوود و تلویزیونهای ماهوارهای است.
🔸 این صدا نه از صداوسیمای داخلی شنیده میشود، نه از روزنامههای اصلاح طلب، نه از بیبیسی و صدای آمریکا و نه از روزنامههای اصولگرا. این صدای زن کارگر ایرانی است. کجایند حامیان مستضعفین زمین تا بلندگوی این زن باشند؟
پانوشت: اعتصاب نیشکر هفت تپه. آذر ۹۶
به کانال رسمی علی علیزاده بپیوندید t.me/jedaal
متن از علی علیزاده. کانال تلگرامی جدال @jedaal
🔸این صدای زنیست که نمیخواهد استادیوم برود. زنی که به جرم عدم مطالبه استادیوم صدایش بیست سال زیر عربده مسلط لیبرالها و نئولیبرالها و فمینیسم غربزده ایرانی و رسانههای غربی حامیشان خفه شده. صدای زنی که طبقه متوسط ایرانی که چند دهه است همدست اشراف ادغامگر و غربگرا شده، بیست سال نایدهاش گرفته. صدای زنی که برای نان ساده و حق نانآوریش میجنگد و نمایندگی مبارزه خود را نه به سازمانهای مستقر در لندن و نیویورک و آزادیهای یواشکی به مثابه روکش زیبای تحریم اقتصادی ایران منتقل میکند و نه به فائزه هاشمی ها و غارتگران داخلی.
🔹صدای مسلطی که از آغاز دهه هفتاد خود را نماینده زنان ایرانی دانسته، فمینیستهای لیبرال و فائزه هاشمیها بودند که در روبنا برای دوچرخه سواری و استادیوم زنان جنگیدند تا خصوصی سازی پدرانشان را در زرورقی آزادیخواهانه تزیین کنند. اما زن کارگر ایرانی برای دولتی شدن کارخانه ها و بر گرداندن مالکیت اموال عمومی به دولت ایرانی و مردم ایرانی میجنگد تا امروز غارتگر داخلی و فردا سرمایهدار اجنبی و شرکتهای چندملیتی بیوطن ارباب مردم ایران نباشند. @jedaal
🔸 صدای مسلط دیگری که به دروغ خود را نماینده زنان ایرانی دانسته، فمینیستهای ایرانی مستقر در غرب بودند که در روبنا برای آزادیهای یواشکی و حقوق لیبرالی میجنگیدند تا بعد در پارلمان اروپا و کنگره و سنا بگویند وزیر خارجه ایران دروغگوست و با این راه تحریم اقتصادی و خلع سلاح موشکهای بحق ایران را توجیه کنند. اما زنان فرودست ایرانی هرگز نمایندگی خود را به لندن و نیویورک و بیبیسی و رادیوفردا منتقل نکردند.
🔹این زن کارگر در جوهر خود همان زن فرودست و مستضعفی است که در دهه پنجاه انقلاب اسلامی را ممکن کرد و در دهه شصت به صحنه زیست اجتماعی آمد و ادامه حیات انقلاب را ممکن کرد. این زن شباهت بسیار بیشتری با مرضیه دباغها دارد تا زنانی که تلویزیون و تبلیغات رسمی را پر کردهاند و حتی اگر ظاهر و روبنایشان اسلامی باشد اما تمام الگوی زیست و مصرف و تفکرشان متعلق به غرب و هالیوود و تلویزیونهای ماهوارهای است.
🔸 این صدا نه از صداوسیمای داخلی شنیده میشود، نه از روزنامههای اصلاح طلب، نه از بیبیسی و صدای آمریکا و نه از روزنامههای اصولگرا. این صدای زن کارگر ایرانی است. کجایند حامیان مستضعفین زمین تا بلندگوی این زن باشند؟
پانوشت: اعتصاب نیشکر هفت تپه. آذر ۹۶
به کانال رسمی علی علیزاده بپیوندید t.me/jedaal
Telegram
هفته پیش یکی از خبرنگاران وبسایت ایران ستیز ایران-وایر نوشته بود: «خیلیها ضد استعمار مینویسند، اما استعمار الزاما پدیده بدی نیست، برای خیلیها برکت داشته در جای جای جهان.» و دلیل آورده که پیشرفت هندیها در فناوری و برونسپاری و حسابداری شرکتهای بزرگ که برای هندیها شغل و پول جمع کرده و در مجموع رشد اقتصادیشان پیامد انگلیسیدانی است.
🔹 بر تطهیر و سفیدشویی استعمار توسط خبرنگاری که حقوق ماهانهاش از وزارت خارجه آمریکا میآید حرجی نیست. او کارگزار رسمی استعمار است و دفاع از کلیت استعمار برایش نوعی انجام وظیفه است. اما ناآشنایی نسل جدید ایران با بدیهیات تاریخ استعمار وعدم حساسیت با فجایع استعمار متعجبم کرد. آن هم چهار دهه بعد از انقلابی که یکی از مهمترین رخدادهای استعمارستیزانه تاریخ بودهاست. چه بسا اگر به جای تمرکز روی شعارهای استعمارستیزانه سطحی و نمایشی، اجازه دادهبودیم صداهای مستقل و غیردولتی، جوانان ما را با پنج قرن فجایع استعمار به صورت ریشهای آشنا کنند و درک و تحلیلی تاریخی و متکی به واقعیات به این جوانان بدهند، امروز قلعههایی مستحکم از ملتی داشتیم که هیچ تهاجم فرهنگی نمیتوانست به آنها نفوذ کند. امیدوارم صداهای مستقل، حتی اگر مهربانانه به میدان دعوت نشوند، داوطلبانه برای روایت چیستی استعمار به میدان بیایند. بیشتر در این باره خواهم نوشت. اما امروز توضیحات زیر را در صفحه نویسندهای به نام آقای آریان خواندم و گمان کردم آن را با شما به اشتراک بگذارم. عکس هم از قحطی سال هزار و نهصد هند است. در مجموع در زمان استعمار انگلیس و به دلیل مستقیم سیاستهای استعماری، دوازده تا بیست و نه میلیون نفر به علت قحطی فوت کردند.
🔸امیراحمدیآریان: «غم انگيزست خواندن حرف هاى ايرانيانى كه معتقداند تجربه امپراتورى براى مستعمره نشينان آن قدرها هم بد نبود. مثال هم اغلب هند است، به دلايل بى پايه: خودكم بينى در برابر ملتى كه انگليسى بلدست، تماشاى رشد اقتصادى حال و نسبت دادن بى دليلش به حضور انگليسیها. اگر كسى براى دانستن درباره تجربه هند دنبال چيزى بيشتر از تويتر فعالان سياسى و خاطرات پدربزرگ شاه دوست باشد، اين كتاب شاشى تارور منبع مناسبى است. مشت نمونه خروار: سال ١٧٠٠ قبل از ورود كمپانى هند شرقى، هند به مدد صادرات پارچه جزو پنج اقتصاد اول جهان بود. انگليسى ها كه آمدندماليات صادرات را ده ها برابر كردند تا اقتصاد بومى را فلج كنند، اما كافى نبود. در ادامه استعمارگران خيرخواه انگشت شست هزاران بافنده مجرب هندى را قطع كردند. هندى ها بهترين كشتى سازان جهان بودند. پارلمان انگليس، در همكارى با ديگر اروپاييان، ورود كشتى ساخت هند به آب هاى اروپا را ممنوع كرد و آن صنعت فلج شد. سر صنعت فولاد بلاى مشابهى آوردند. انگليسى ها و سينه چاكان شان به ساختن راه آهن بسيار نازيده اند، اما نمیگويند هزينه از ماليات هنديان تأمين شد و كارگران همه هندى بودند و تا دهه ها كاربرد راه آهن محدود بود به حمل كالاى وارداتى و جابجايى سرباز انگليسى. مضحك ترين ادعا شايد اينست كه زبان انگليسى به هند هويت ملي داد،ملتى كه از زمان ريگ ودا مى دانستند كيست و مرزهاى كشورش كجاست. اينها فارغ از تل ميليون ها جسد و سيل خونى است كه انگليسى ها راه انداختند. فقط در يك مورد در دوران قحطى بنگال انگليسیها بى توجه به خشكسالى منطقه نه ماليات را كم كردند و نه از غارت محصول كشاورزان محلى دست كشيدند. نتيجه آن خشكسال چهار ميليون كشته بود. زمانى كه به چرچيل، قهرمان نجات اروپا از چنگ هيتلر، خبر دادند كه صدها نَفَر در روز از گرسنگى مى ميرند، جواب داد نگران هندى ها نباشيد، اينها مثل خرگوش زاد و ولد مى كنند و جاى مرده ها زود پر مى شود. اين تازه هندست كه مى گويند گل سرسبد مستعمرات بود.»
https://www.instagram.com/p/Bcz_WsahzuY/
🔹 بر تطهیر و سفیدشویی استعمار توسط خبرنگاری که حقوق ماهانهاش از وزارت خارجه آمریکا میآید حرجی نیست. او کارگزار رسمی استعمار است و دفاع از کلیت استعمار برایش نوعی انجام وظیفه است. اما ناآشنایی نسل جدید ایران با بدیهیات تاریخ استعمار وعدم حساسیت با فجایع استعمار متعجبم کرد. آن هم چهار دهه بعد از انقلابی که یکی از مهمترین رخدادهای استعمارستیزانه تاریخ بودهاست. چه بسا اگر به جای تمرکز روی شعارهای استعمارستیزانه سطحی و نمایشی، اجازه دادهبودیم صداهای مستقل و غیردولتی، جوانان ما را با پنج قرن فجایع استعمار به صورت ریشهای آشنا کنند و درک و تحلیلی تاریخی و متکی به واقعیات به این جوانان بدهند، امروز قلعههایی مستحکم از ملتی داشتیم که هیچ تهاجم فرهنگی نمیتوانست به آنها نفوذ کند. امیدوارم صداهای مستقل، حتی اگر مهربانانه به میدان دعوت نشوند، داوطلبانه برای روایت چیستی استعمار به میدان بیایند. بیشتر در این باره خواهم نوشت. اما امروز توضیحات زیر را در صفحه نویسندهای به نام آقای آریان خواندم و گمان کردم آن را با شما به اشتراک بگذارم. عکس هم از قحطی سال هزار و نهصد هند است. در مجموع در زمان استعمار انگلیس و به دلیل مستقیم سیاستهای استعماری، دوازده تا بیست و نه میلیون نفر به علت قحطی فوت کردند.
🔸امیراحمدیآریان: «غم انگيزست خواندن حرف هاى ايرانيانى كه معتقداند تجربه امپراتورى براى مستعمره نشينان آن قدرها هم بد نبود. مثال هم اغلب هند است، به دلايل بى پايه: خودكم بينى در برابر ملتى كه انگليسى بلدست، تماشاى رشد اقتصادى حال و نسبت دادن بى دليلش به حضور انگليسیها. اگر كسى براى دانستن درباره تجربه هند دنبال چيزى بيشتر از تويتر فعالان سياسى و خاطرات پدربزرگ شاه دوست باشد، اين كتاب شاشى تارور منبع مناسبى است. مشت نمونه خروار: سال ١٧٠٠ قبل از ورود كمپانى هند شرقى، هند به مدد صادرات پارچه جزو پنج اقتصاد اول جهان بود. انگليسى ها كه آمدندماليات صادرات را ده ها برابر كردند تا اقتصاد بومى را فلج كنند، اما كافى نبود. در ادامه استعمارگران خيرخواه انگشت شست هزاران بافنده مجرب هندى را قطع كردند. هندى ها بهترين كشتى سازان جهان بودند. پارلمان انگليس، در همكارى با ديگر اروپاييان، ورود كشتى ساخت هند به آب هاى اروپا را ممنوع كرد و آن صنعت فلج شد. سر صنعت فولاد بلاى مشابهى آوردند. انگليسى ها و سينه چاكان شان به ساختن راه آهن بسيار نازيده اند، اما نمیگويند هزينه از ماليات هنديان تأمين شد و كارگران همه هندى بودند و تا دهه ها كاربرد راه آهن محدود بود به حمل كالاى وارداتى و جابجايى سرباز انگليسى. مضحك ترين ادعا شايد اينست كه زبان انگليسى به هند هويت ملي داد،ملتى كه از زمان ريگ ودا مى دانستند كيست و مرزهاى كشورش كجاست. اينها فارغ از تل ميليون ها جسد و سيل خونى است كه انگليسى ها راه انداختند. فقط در يك مورد در دوران قحطى بنگال انگليسیها بى توجه به خشكسالى منطقه نه ماليات را كم كردند و نه از غارت محصول كشاورزان محلى دست كشيدند. نتيجه آن خشكسال چهار ميليون كشته بود. زمانى كه به چرچيل، قهرمان نجات اروپا از چنگ هيتلر، خبر دادند كه صدها نَفَر در روز از گرسنگى مى ميرند، جواب داد نگران هندى ها نباشيد، اينها مثل خرگوش زاد و ولد مى كنند و جاى مرده ها زود پر مى شود. اين تازه هندست كه مى گويند گل سرسبد مستعمرات بود.»
https://www.instagram.com/p/Bcz_WsahzuY/
زلزله تهران و تکفیریها
در مباحث فضای مجازی در اطراف زلزله دیشب تهران برخوردم به حملات دینستیزانی که شمشیر را بروی مومنانی میکشیدند که به طریق خود و با نشر آیهای و یا دعایی و یا آموزش راه و رسم نماز آیات، آرامش میطلبیدند و برای بحرانی طبیعی در جهانبینی دینی خود معنایی میجستند. این شقه از دینستیزی غلو شده را در زمان زلزله کرمانشاه و اتفاقات مشابه این چند سال هم در فضاهای مجازی ایرانی مشاهده کردهبودم.
لازم نیست مذهبی باشی تا درک کنی نماز آیات یا ادعیه، چه کارکرد و قدرتی در اضطرابزدایی و آرام کردن فضای روانی فردی و اجتماعی مومنین در بحرانها دارد. حمله و تمسخر کینهتوزانه دینستیزان تکفیری و ناتوانیشان از درک سازوکاری چنین واضح و ساده، نشان میدهد عدم رواداری و عدم پذیرش دیگری چگونه خرد را حتی در شکل حداقلیاش تعلیق میکند.
و گمان میکنم متحجرانی که در چنین بحرانهایی به جای التیام دادن جامعه مضطرب و نشان دادن توان و ظرفیت گفتار دینی خود در اضطرابزدایی ، تیغ بر گروههای متفاوت میکشند و بیدینان و کمدینان و بیحجابان و گناهکاران را مقصر رنج و اضطراب و مرگ و زير آوار رفتن دیگران میشمارند، در ایجاد چنین دوقطبی همدست آن دینستیزانند.
@jedaal
در مباحث فضای مجازی در اطراف زلزله دیشب تهران برخوردم به حملات دینستیزانی که شمشیر را بروی مومنانی میکشیدند که به طریق خود و با نشر آیهای و یا دعایی و یا آموزش راه و رسم نماز آیات، آرامش میطلبیدند و برای بحرانی طبیعی در جهانبینی دینی خود معنایی میجستند. این شقه از دینستیزی غلو شده را در زمان زلزله کرمانشاه و اتفاقات مشابه این چند سال هم در فضاهای مجازی ایرانی مشاهده کردهبودم.
لازم نیست مذهبی باشی تا درک کنی نماز آیات یا ادعیه، چه کارکرد و قدرتی در اضطرابزدایی و آرام کردن فضای روانی فردی و اجتماعی مومنین در بحرانها دارد. حمله و تمسخر کینهتوزانه دینستیزان تکفیری و ناتوانیشان از درک سازوکاری چنین واضح و ساده، نشان میدهد عدم رواداری و عدم پذیرش دیگری چگونه خرد را حتی در شکل حداقلیاش تعلیق میکند.
و گمان میکنم متحجرانی که در چنین بحرانهایی به جای التیام دادن جامعه مضطرب و نشان دادن توان و ظرفیت گفتار دینی خود در اضطرابزدایی ، تیغ بر گروههای متفاوت میکشند و بیدینان و کمدینان و بیحجابان و گناهکاران را مقصر رنج و اضطراب و مرگ و زير آوار رفتن دیگران میشمارند، در ایجاد چنین دوقطبی همدست آن دینستیزانند.
@jedaal
پنج توییت درباره پرونده رضا شهابی
یک- رضاشهابی از سال هشتاد و سه و پس از تاسیس سندیکا زیر نظر و کنترل مستقیم نیروهای امنیتی بوده. از سال هشتاد و نه تا امروز در بازجویی و انفرادی و دادگاه و زندان. حالا در دیماه ۹۶ برای «اولین بار» یادتان آمده بگویید مساله رضا شهابی صنفی نبوده و او «سرپل منافقین» بوده. آنهم بدون حتی یک صفحه سند و مدرک.
دو- اولا به فرض رضا شهابی نه فقط سرپل که رییس کل منافقین بوده باشد. وظیفه سازمان زندانها اعزام بدون قیدوشرط زندانی بیمار به بیمارستان است. اگر قرار است «مرگ تدریجی بواسطه عدم پیگیری درمانی» به مجازات محکوم اضافه شود این حکم را قاضی باید بدهد نه کارمند بهداری زندان!
سه- اگر رضا شهابی سرپل منافقین است چرا این را همان ۷ سال قبل که زندانی شد اعلام نکردید تا بقیه جامعه ده میلیون نفری کارگران از تشکلیابی و ایجاد اتحادیه وحشت نکنند و حق تشکلیابی مصرح در قانون کار را از ترس واگذار نکنند؟ مطمئنا امروز جامعه هم فساد خیلی کمتری داشت.
چهار- وقتی میخواهید جامعه بدون پرسشگری ادعای عجیب شما درباره رضا شهابی را بدون هرگونه سند و مدرک قبول کند عملا جامعه را آمدنیوزی میکنید. عاقبت آمدنیوزی کردن هم جامعهای است که دروغ شاخداری مثل جاسوس بودن دختر رییس قوه قضاییه را بدون پرسشگری از بدیهیات میپذیرد.
پنج- در مقام قضاوت پروندهها نیستیم. اما یک چیز را عیان میبینیم: قوه قضاییه با قدرت مالی، رسانهای، سیاسی و قهریه بسیار، کارگر مستضعفی که مطلقا هیچ ندارد را در انفرادی طولانی بازجویی، در دادگاه غیرعلنی محاکمه و ۵ سال حبس کرده است. «هرگز» هم یک خط توضیح شفاف به مردم نداده. نام این چیست؟
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
یک- رضاشهابی از سال هشتاد و سه و پس از تاسیس سندیکا زیر نظر و کنترل مستقیم نیروهای امنیتی بوده. از سال هشتاد و نه تا امروز در بازجویی و انفرادی و دادگاه و زندان. حالا در دیماه ۹۶ برای «اولین بار» یادتان آمده بگویید مساله رضا شهابی صنفی نبوده و او «سرپل منافقین» بوده. آنهم بدون حتی یک صفحه سند و مدرک.
دو- اولا به فرض رضا شهابی نه فقط سرپل که رییس کل منافقین بوده باشد. وظیفه سازمان زندانها اعزام بدون قیدوشرط زندانی بیمار به بیمارستان است. اگر قرار است «مرگ تدریجی بواسطه عدم پیگیری درمانی» به مجازات محکوم اضافه شود این حکم را قاضی باید بدهد نه کارمند بهداری زندان!
سه- اگر رضا شهابی سرپل منافقین است چرا این را همان ۷ سال قبل که زندانی شد اعلام نکردید تا بقیه جامعه ده میلیون نفری کارگران از تشکلیابی و ایجاد اتحادیه وحشت نکنند و حق تشکلیابی مصرح در قانون کار را از ترس واگذار نکنند؟ مطمئنا امروز جامعه هم فساد خیلی کمتری داشت.
چهار- وقتی میخواهید جامعه بدون پرسشگری ادعای عجیب شما درباره رضا شهابی را بدون هرگونه سند و مدرک قبول کند عملا جامعه را آمدنیوزی میکنید. عاقبت آمدنیوزی کردن هم جامعهای است که دروغ شاخداری مثل جاسوس بودن دختر رییس قوه قضاییه را بدون پرسشگری از بدیهیات میپذیرد.
پنج- در مقام قضاوت پروندهها نیستیم. اما یک چیز را عیان میبینیم: قوه قضاییه با قدرت مالی، رسانهای، سیاسی و قهریه بسیار، کارگر مستضعفی که مطلقا هیچ ندارد را در انفرادی طولانی بازجویی، در دادگاه غیرعلنی محاکمه و ۵ سال حبس کرده است. «هرگز» هم یک خط توضیح شفاف به مردم نداده. نام این چیست؟
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
سعید جلیلی را یکسالی است دنبال میکنم. آرام و بیصدا و به دور از هیاهوهای تبلیغاتی و ژورنالیستی دارد کار میکند. در بسیاری از مسائل با نگاه او همسو نیستم اما نگاهش به مسایل عمیقا مسلح به درک استعمارستیزانه از روابط بینالملل است. و آنهم درکی غیرشعاری و آگاه از روشهای نو و امروزی استعمار جدید.
🔸 در مباحث مربوط به نقد قراردادهای بینالمللی و همینطور مباحث مربوط به تراریخته به نظرم بسیار بهروزتر از بقیه سیاستمداران هر دو جناح ظاهر شدهاست. پیشنهادش برای ایجاد دولت سایه پیشنهاد مترقی و پیشروانهای بود ولی بلافاصله به او انگ و تهمت زدند که میخوهد دولت را تخریب کند. اما او آرام وبیصدا رصد و نقد دولت را بر اساس معیارها و ارزشهای انقلاب انجام دادهاست.
🔹 اینها هیچ کدام به این معنی نیست که او رییس جمهور موفقی میشد یا خواهد شد. اما به این معناست که او سیاستمدار با پرنسیب و با اصول و اخلاقی است و این اصول را به خاطر چند رای بیشتر و کمتر و کف و سوت حاضران تغییر نمیدهد. و به این معناست که نحوه حمله به او در سال نود و کمپین سیاهنمایی از او به شدت ناعادلانه و نامنصفانه و سیاهکارانه بود. اگر به سال نود و دو برمیگشتیم به دلایل بسیاری باز هم به جلیلی رای نمیدادم اما حتما سعی بیشتری میکردم مانع ایجاد تصویر دروغین جو غالب از یکی از سرمایههای انقلابی این کشور بشوم.
🔸 جملهای که امروز از اوخواندم بهانهای شد این چند جمله را برحسب وظیفه بنویسم. جلیلی گفته است: «اگر بتوانیم همین امروز مشکلی از مشکلات مردم را حل بکنیم ولی به خاطر اینکه دولت دست ما نیست این کار را نکنیم تا بعدا که خودمان قدرت را دست گرفتیم آن مشکل را حل کنیم، این کار نه تنها خیانت بلکه رذالت است.».
🔹برای اقای جلیلی بعنوان یکی از دیدهبانهای صادق دولت آرزوی موفقیت میکنم.
https://www.instagram.com/p/BdGB1_PBVUJ/
🔸 در مباحث مربوط به نقد قراردادهای بینالمللی و همینطور مباحث مربوط به تراریخته به نظرم بسیار بهروزتر از بقیه سیاستمداران هر دو جناح ظاهر شدهاست. پیشنهادش برای ایجاد دولت سایه پیشنهاد مترقی و پیشروانهای بود ولی بلافاصله به او انگ و تهمت زدند که میخوهد دولت را تخریب کند. اما او آرام وبیصدا رصد و نقد دولت را بر اساس معیارها و ارزشهای انقلاب انجام دادهاست.
🔹 اینها هیچ کدام به این معنی نیست که او رییس جمهور موفقی میشد یا خواهد شد. اما به این معناست که او سیاستمدار با پرنسیب و با اصول و اخلاقی است و این اصول را به خاطر چند رای بیشتر و کمتر و کف و سوت حاضران تغییر نمیدهد. و به این معناست که نحوه حمله به او در سال نود و کمپین سیاهنمایی از او به شدت ناعادلانه و نامنصفانه و سیاهکارانه بود. اگر به سال نود و دو برمیگشتیم به دلایل بسیاری باز هم به جلیلی رای نمیدادم اما حتما سعی بیشتری میکردم مانع ایجاد تصویر دروغین جو غالب از یکی از سرمایههای انقلابی این کشور بشوم.
🔸 جملهای که امروز از اوخواندم بهانهای شد این چند جمله را برحسب وظیفه بنویسم. جلیلی گفته است: «اگر بتوانیم همین امروز مشکلی از مشکلات مردم را حل بکنیم ولی به خاطر اینکه دولت دست ما نیست این کار را نکنیم تا بعدا که خودمان قدرت را دست گرفتیم آن مشکل را حل کنیم، این کار نه تنها خیانت بلکه رذالت است.».
🔹برای اقای جلیلی بعنوان یکی از دیدهبانهای صادق دولت آرزوی موفقیت میکنم.
https://www.instagram.com/p/BdGB1_PBVUJ/
👍3❤1
جزیره ثبات و رسمی شدن حق تجمعات.
🔸 همه درگیر تحلیل شعارهای تظاهراتهای اعتراضی این و آن شهرند. آنقدر درگیر محتوا و تفسیر جزییاتند که اتفاق مهم شکلی که رخداده را نمیبینند: در چند سال گذشته بدون اغراق هر هفته چند تجمع و تظاهرات و راهپیمایی و اعتصاب در تهران و شهرهای دیگر انجام شدهاست. نه خونی از دماغ کسی ریخته و نه به سوی کسی شلیک شده و نه بحرانی ایجاد شده و نه اغلب کسی دستگیر شده. و این اتفاقی یگانه و استثنایی در خاورمیانه امروز است.
🔹 منظورمان از خاورمیانه امری کلی و مبهم نیست. خود را با عراق و سوریه و افغانستان و عربستان و پاکستان که تاریخهای توسعه متفاوت دارند هم مقایسه نمیکنیم. از مصر صحبت میکنیم که همیشه جامعه مدنی قدرتمندی داشته و حزب اخوان المسلمینش با قدمتی نود ساله از تمام احزاب ما قدیمیتر بوده و از ترکیه نیمهاروپایی که نه فقط در قرن نوزدهم نمادی از تمدن برای مای عقب مانده محسوب میشد که تا همین سه چهار سال گذشته الگو و مدینه فاضله بسیاری از اصلاحطلبان ایران بود. به یاد میآوریم که در مصر چهار سال پیش در طی چند روز و با کمک سعودیها و رضایت غربیها تا دو هزار نفر کشتهشدند و همین امروز فقط هشتاد هزار نفر از اعضای اخوانالمسلمین در زندان به سر میبرند. و در ترکیه در این دو سال بیش از دو هزار نفر کشته شدند و از تابستان سال نود و پنج تا امروز صد و سی هزار نفر به «ظن» نزدیکی به عبدالله گولن پاکسازی و اخراج شدند و همین امروز چهل و پنج هزار نفر زندانی رسما سیاسی در زندانها به سر میبرند.
🔸 استثنایی بودن ایران وقتی برجستهتر میشود که به یاد بیاوریم کمتر از هشت سال پیش گسلی به شدت خطرناک در میان بخشهای مختلف جامعه و بخشهای مختلف نخبگان نظام فعال شده بود که میتوانست به فروپاشی سیاسی و اجتماعی همه ما بیانجامد. به فروپاشی ایران. استثنایی بودن ایران وقتی برجسته میشود که به یاد بیاوریم زخمی که میتوانست عفونت کند و خطرناک شود چگونه با هزینه بسیار کمتری نسبت به کشورهای همتاریخ و همجغرافیا با ما تا حد زیادی ترمیم یافت.
🔹 کارآمدی کلی نظامهای سیاسی-اجتماعی را نه با رخ دادن بحران در آن نظامها که با توان و ظرفیت آن نظامها در مدیریت آن بحرانها باید سنجید. به عبارتی کارنامه یک نظام سیاسی را باید براساس توان خود-ترمیمی و خود-اصلاحی آن نظام قضاوت کرد و توان عبور کلیت نظام سیاسی و اجتماعی-مردمی ایران از هشتاد و هشت به نود و دو و به امروز برای ناظری بیرونی خیرهکننده و نمادی از ثبات و توانایی این نظام بومی و غیرتقلیدی برآمده از انقلابی مردمی اسلامی است.
🔸 آمدنیوز و منوتو و رادیوفردا و و بیبیسی و فعالان و نهادهای اپوزیسیون وابسته به غرب امروز میگویند در ایران آزادی نیست و روز بعدش در تناقضی آشکار و کمیک و خندهآور با بزرگنمایی این و آن شعار، تظاهراتهای اعتراضی را نشانه و نماد کم شدن ثبات و محبوبیت نظام سیاسی موجود در ایران تفسیر میکنند. بر این ستادهای جنگ روانی علیه اراده ملت ایران حرجی نیست که وظیفهشان تزریق احساس ناآزادی کاذب و نابود کردن امید و حس شادابی ملی و فلج کردن عضلات حرکتی ملت ایران است.
🔹 اما بر روشنفکران و روزنامهنگاران و فعالان داخلی باید خرده گرفت که چرا به جای مستهلک کردن تمام توان خود در نزاعهای جناحی، وضعیت را از منظر منافع ملی و نگاه فراجناحی برای جامعه تبیین نمیکنند و از کلیت امید ملت ایران محافظت نمیکنند؟ چرا نشان نمیدهند که پس از آغاز دوره تثبیت نظام و پس از فروکش کردن خطرات نظامی دولتهای بیگانه وضعیت آزادی در داخل تفاوت عمدهای کردهاست؟ چرا نشان نمیدهند که حق تجمعات مصرح در اصل بیست و هفتم قانون اساسی و مطالبه شده در انقلاب، عملا در حال برسمیت شناخته شدن است؟ چرا پختهشدن تدریجی نهادهای امنیتی و بالغ شدن خرد جمعی نظام سیاسی ایران را که انعکاسی از تحقق مطالبات مردم است را به جامعه نشان نمیدهند؟ به عبارتی، چرا فیگور جذاب ولی غیرمسئولانه و کودکانه اپوزیسیونی بودن و نفرین به زمین و زمان کردن را کنار نمیگذارند و منافذ جنگ روانی دشمنان را نمیبندند تا حرکت رو به جلوی ما با امنیت بیشتری در داخل انجام شود؟
🔹 گفته بودیم امنیت مقدم بر آزادی است. و حالا میبینیم افزایش توان دفاعی ایران چگونه بنیان و مبنای آزادیهای داخلی و اجتماعی و سیاسی در داخل شدهاست. همانطور که پیشبینی کردهبودیم تقویت امنیت نظام و نه تضعیفش توسط غرب و نهادها و رسانههای مداخلهگرش یا توسط غربزدگان داخل، تنها راه توسعه سیاسی ماست.
🔸 تعدد تظاهرات در ایران نود و شش نشاندهنده بیشتر شدن احساس امنیت و اعتماد به نفس نظام ایران از یکسو و برسمیت شناختن حقوق امنیتی نظام توسط جامعه از سوی دیگرست. رسمی شدن تدریجی حق تجمعات دستاوردی بزرگ برای ملت و نشانی از بالا رفتن ظرفیت نظام است. قدمی غروربرانگیز برای کلیت دولت-ملت ایرانی.
🔸 همه درگیر تحلیل شعارهای تظاهراتهای اعتراضی این و آن شهرند. آنقدر درگیر محتوا و تفسیر جزییاتند که اتفاق مهم شکلی که رخداده را نمیبینند: در چند سال گذشته بدون اغراق هر هفته چند تجمع و تظاهرات و راهپیمایی و اعتصاب در تهران و شهرهای دیگر انجام شدهاست. نه خونی از دماغ کسی ریخته و نه به سوی کسی شلیک شده و نه بحرانی ایجاد شده و نه اغلب کسی دستگیر شده. و این اتفاقی یگانه و استثنایی در خاورمیانه امروز است.
🔹 منظورمان از خاورمیانه امری کلی و مبهم نیست. خود را با عراق و سوریه و افغانستان و عربستان و پاکستان که تاریخهای توسعه متفاوت دارند هم مقایسه نمیکنیم. از مصر صحبت میکنیم که همیشه جامعه مدنی قدرتمندی داشته و حزب اخوان المسلمینش با قدمتی نود ساله از تمام احزاب ما قدیمیتر بوده و از ترکیه نیمهاروپایی که نه فقط در قرن نوزدهم نمادی از تمدن برای مای عقب مانده محسوب میشد که تا همین سه چهار سال گذشته الگو و مدینه فاضله بسیاری از اصلاحطلبان ایران بود. به یاد میآوریم که در مصر چهار سال پیش در طی چند روز و با کمک سعودیها و رضایت غربیها تا دو هزار نفر کشتهشدند و همین امروز فقط هشتاد هزار نفر از اعضای اخوانالمسلمین در زندان به سر میبرند. و در ترکیه در این دو سال بیش از دو هزار نفر کشته شدند و از تابستان سال نود و پنج تا امروز صد و سی هزار نفر به «ظن» نزدیکی به عبدالله گولن پاکسازی و اخراج شدند و همین امروز چهل و پنج هزار نفر زندانی رسما سیاسی در زندانها به سر میبرند.
🔸 استثنایی بودن ایران وقتی برجستهتر میشود که به یاد بیاوریم کمتر از هشت سال پیش گسلی به شدت خطرناک در میان بخشهای مختلف جامعه و بخشهای مختلف نخبگان نظام فعال شده بود که میتوانست به فروپاشی سیاسی و اجتماعی همه ما بیانجامد. به فروپاشی ایران. استثنایی بودن ایران وقتی برجسته میشود که به یاد بیاوریم زخمی که میتوانست عفونت کند و خطرناک شود چگونه با هزینه بسیار کمتری نسبت به کشورهای همتاریخ و همجغرافیا با ما تا حد زیادی ترمیم یافت.
🔹 کارآمدی کلی نظامهای سیاسی-اجتماعی را نه با رخ دادن بحران در آن نظامها که با توان و ظرفیت آن نظامها در مدیریت آن بحرانها باید سنجید. به عبارتی کارنامه یک نظام سیاسی را باید براساس توان خود-ترمیمی و خود-اصلاحی آن نظام قضاوت کرد و توان عبور کلیت نظام سیاسی و اجتماعی-مردمی ایران از هشتاد و هشت به نود و دو و به امروز برای ناظری بیرونی خیرهکننده و نمادی از ثبات و توانایی این نظام بومی و غیرتقلیدی برآمده از انقلابی مردمی اسلامی است.
🔸 آمدنیوز و منوتو و رادیوفردا و و بیبیسی و فعالان و نهادهای اپوزیسیون وابسته به غرب امروز میگویند در ایران آزادی نیست و روز بعدش در تناقضی آشکار و کمیک و خندهآور با بزرگنمایی این و آن شعار، تظاهراتهای اعتراضی را نشانه و نماد کم شدن ثبات و محبوبیت نظام سیاسی موجود در ایران تفسیر میکنند. بر این ستادهای جنگ روانی علیه اراده ملت ایران حرجی نیست که وظیفهشان تزریق احساس ناآزادی کاذب و نابود کردن امید و حس شادابی ملی و فلج کردن عضلات حرکتی ملت ایران است.
🔹 اما بر روشنفکران و روزنامهنگاران و فعالان داخلی باید خرده گرفت که چرا به جای مستهلک کردن تمام توان خود در نزاعهای جناحی، وضعیت را از منظر منافع ملی و نگاه فراجناحی برای جامعه تبیین نمیکنند و از کلیت امید ملت ایران محافظت نمیکنند؟ چرا نشان نمیدهند که پس از آغاز دوره تثبیت نظام و پس از فروکش کردن خطرات نظامی دولتهای بیگانه وضعیت آزادی در داخل تفاوت عمدهای کردهاست؟ چرا نشان نمیدهند که حق تجمعات مصرح در اصل بیست و هفتم قانون اساسی و مطالبه شده در انقلاب، عملا در حال برسمیت شناخته شدن است؟ چرا پختهشدن تدریجی نهادهای امنیتی و بالغ شدن خرد جمعی نظام سیاسی ایران را که انعکاسی از تحقق مطالبات مردم است را به جامعه نشان نمیدهند؟ به عبارتی، چرا فیگور جذاب ولی غیرمسئولانه و کودکانه اپوزیسیونی بودن و نفرین به زمین و زمان کردن را کنار نمیگذارند و منافذ جنگ روانی دشمنان را نمیبندند تا حرکت رو به جلوی ما با امنیت بیشتری در داخل انجام شود؟
🔹 گفته بودیم امنیت مقدم بر آزادی است. و حالا میبینیم افزایش توان دفاعی ایران چگونه بنیان و مبنای آزادیهای داخلی و اجتماعی و سیاسی در داخل شدهاست. همانطور که پیشبینی کردهبودیم تقویت امنیت نظام و نه تضعیفش توسط غرب و نهادها و رسانههای مداخلهگرش یا توسط غربزدگان داخل، تنها راه توسعه سیاسی ماست.
🔸 تعدد تظاهرات در ایران نود و شش نشاندهنده بیشتر شدن احساس امنیت و اعتماد به نفس نظام ایران از یکسو و برسمیت شناختن حقوق امنیتی نظام توسط جامعه از سوی دیگرست. رسمی شدن تدریجی حق تجمعات دستاوردی بزرگ برای ملت و نشانی از بالا رفتن ظرفیت نظام است. قدمی غروربرانگیز برای کلیت دولت-ملت ایرانی.
👍1
صداوسیما، کارخانه پرهزینه تولید نارضایتی ملی
🔹 بهیچ وجه نباید اسیر جو هیجان کاذب این بیست و چهار ساعت اخیر شد و نباید نادانسته به این جو که تا حد زیادی ساخته رسانههاست دامن زد. اما این بیست و چهار ساعت اگر یک درس داشته باشد اینست: به روز نبودن سیاستهای خبری رسانه رسمی کشور تا جایی که میتوان صداوسیما را خطری امنیتی برای دولت-ملت ایرانی خواند.
🔸 صداوسیمایی که نه فقط شبهای کلیدی مذاکرات هستهای که شب انتخابات ریاست جمهوری نود و شش که میلیونها نفر بیدار و منتظر اعلام نتایج میمانند از چهار کانالش برنامه مستند نشان میدهد تا انگار با اصرار میلیونها بیننده را به سمت بیبیسی و رسانههای دشمن هل بدهد.
🔹 صداوسیمایی که در زمان زلزله با عدم اطلاعرسانی به موقع بازار هزار شایعه را از سوی امثال آمدنیوز که مثل مغولهای فضای ذهنی ایرانیان میمانند فعال میکند.
🔸 صداوسیمایی که تظاهرات بیست و پنج خرداد هشتاد وهشت مردم تهران را(فارغ از نگاهمان به ان تظاهرات) ثانیهای پوشش نداد تا از همان شب دولت بریتانیا بتواند رهبری بخش بزرگی از بازار خبری و افکار عمومی مردم ایران را بواسطه بیبیسی فارسی به وزارت خارجهاش در لندن منتقل کند.
🔹 صداوسیمایی که سالهاست کلمهای از تجمعات و اعتراضاتی که تمام کشور از آن مطلعند نمیگوید ولی همان شبش انگار بخواهد مخاطبان را آزار دهد از تجمعی در لبنان و فلسطین ده دقیقه برنامه میگذارد. صداوسیمایی که همین امشب در اخبار بیست و سی فیلمی از تظاهرات مردم بحرین را با تیتر «ادامه آزادیخواهی مردم بحرین علیه حکومت آلخلیفه» پخش میکند ولی کلمهای از اعتراضات مشهد و نیشابور و کرمانشاه هنوز نگفتهاست. انگار عمدی داشته باشد که بیننده عادی، مظلومان بحرین و غزه و لبنان را مقابل خودش ببینید. (چه بسا این رفتار صداوسیما بود که شخص نگارنده که امروز حاضرست جانش را فدای فلسطین کند تا زمانی که ایران زندگی میکرد مردم مظلوم فلسطین را مقابل خود میدید.)
🔸 عبدالعلی علیعسگری رییس صداوسیما اسفند گذشته گفته صداوسیما هیچ مشکلی ندارد جز بودجه. و گفته بودجه صداوسیما چهار هزار میلیارد تومن است و بودجه بیبیسی فارسی شش هزار میلیارد تومن. عددهای آقای علیعسگری به صراحت اشتباه است. آنچه بودجهاش شش هزار میلیارد تومن است کل سازمان بیبیسی است. از بیبیسی داخل بریتانیا که برخلاف بیبیسی فارسی رسانهای مردمی و حتی آموزشی محسوب میشود تا بیبیسی جهانی تا بیبیسی زبانهای مختلف که بخشی از سلطهگری استعماری و بساط جنگ نرم بریتانیاست.
🔹 آنچه بودجهاش کمی بیش از صداوسیماست سازمانی است که بزرگترین تولیدکننده خبر، سریال داستانی و مستند تاریخی و علمی در جهان است. اخبار رادیوی انگلیسی زبانش روزانه صدوپنجاه میلیون شنونده دارد. از هند تا امریکای لاتین و آفریقا و ایران و حتی بازار سرگرمی آمریکا و اروپا را در سیطره خود دارد. به عبارتی بزرگترین ماشین جنگ نرم جهان است. چنان قدرتمند که وقتی سال دوهزار و سیزده ناتو میخواست تنش با روسیه را افزایش دهد تهدید به راه انداختن تلویزیون بیبیسی روسی کردند. و یکی از بخشهای کم اهمیتش با سالی ۸۰ میلیارد تومن همین بیبیسی فارسی صد و پنجاه نفره است که همگی میزان عمق تخریبش در منافع ملی ایران را این سالها دیدهایم و هنوز نتوانستهایم پدافند دفاعی مناسبی مقابلش پیدا کنیم. چه کار دارد به صداوسیمایی که بازار ایرانش را هم به دشمنان واگذار کرده.
🔸 بیست و چهار ساعت اخیر نشان داد که مساله صداوسیما زیادی بودجهاش است. بینیازیش به مخاطب. نگاه متفرعنانه و مستکبرانه مدیریتی. هربار میبینم که رهبری هشتاد میلیون ایرانی شخصا آستین ها را بالا میزند و شخصا مجبور میشود مقابل «رادیو انگلیسی» بایستد و یا جزییات مقابله با جنگ نرم را بگوید مطمین میشوم صداوسیما با دهها هزار کارمند ناکارآمد است. احتمالا به همین علت رهبری بارها صراحتا گفتهاند انتقاد از صداوسیما ربطی به انتقاد از ایشان ندارد.
🔹 آنچه صداوسیما از مدیریت بحران آموخته یک کلمهاست: سر در برف کردن و انتظار کشیدن تا این بحران تمام شود. انگار نمیدانند همانطور که دورتادور این کشور را پایگاههای نظامی آمریکا محاصره کردهاند، دورتادور اذهان این مردم را هم پایگاههای رسانهای دشمن محاصره کرده و انفعال ما تنها و تنها به معنی واگذار کردن خطوط دفاعی و بیپناه گذاشتن شهر در مقابل اشغالگران فرهنگی است.
🔸اگر به دنبال منبع شعار ارتجاعی و امپریالیستی «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» میگردید، تحقیق و تفحصی از صداوسیما به راه بیاندازید.
🔹پ.ن: تا به حال سه بار به یمن شجاعت آتشباختیارهای جوان در صداوسیما حضور داشتهام. احتمال میدهم این متن پایان دعوت شدنم به صداوسیما باشد اما زمان گفتن این سخن در این بزنگاه بود. فردا دیر میبود و جای مصلحت اندیشی نبود.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
🔹 بهیچ وجه نباید اسیر جو هیجان کاذب این بیست و چهار ساعت اخیر شد و نباید نادانسته به این جو که تا حد زیادی ساخته رسانههاست دامن زد. اما این بیست و چهار ساعت اگر یک درس داشته باشد اینست: به روز نبودن سیاستهای خبری رسانه رسمی کشور تا جایی که میتوان صداوسیما را خطری امنیتی برای دولت-ملت ایرانی خواند.
🔸 صداوسیمایی که نه فقط شبهای کلیدی مذاکرات هستهای که شب انتخابات ریاست جمهوری نود و شش که میلیونها نفر بیدار و منتظر اعلام نتایج میمانند از چهار کانالش برنامه مستند نشان میدهد تا انگار با اصرار میلیونها بیننده را به سمت بیبیسی و رسانههای دشمن هل بدهد.
🔹 صداوسیمایی که در زمان زلزله با عدم اطلاعرسانی به موقع بازار هزار شایعه را از سوی امثال آمدنیوز که مثل مغولهای فضای ذهنی ایرانیان میمانند فعال میکند.
🔸 صداوسیمایی که تظاهرات بیست و پنج خرداد هشتاد وهشت مردم تهران را(فارغ از نگاهمان به ان تظاهرات) ثانیهای پوشش نداد تا از همان شب دولت بریتانیا بتواند رهبری بخش بزرگی از بازار خبری و افکار عمومی مردم ایران را بواسطه بیبیسی فارسی به وزارت خارجهاش در لندن منتقل کند.
🔹 صداوسیمایی که سالهاست کلمهای از تجمعات و اعتراضاتی که تمام کشور از آن مطلعند نمیگوید ولی همان شبش انگار بخواهد مخاطبان را آزار دهد از تجمعی در لبنان و فلسطین ده دقیقه برنامه میگذارد. صداوسیمایی که همین امشب در اخبار بیست و سی فیلمی از تظاهرات مردم بحرین را با تیتر «ادامه آزادیخواهی مردم بحرین علیه حکومت آلخلیفه» پخش میکند ولی کلمهای از اعتراضات مشهد و نیشابور و کرمانشاه هنوز نگفتهاست. انگار عمدی داشته باشد که بیننده عادی، مظلومان بحرین و غزه و لبنان را مقابل خودش ببینید. (چه بسا این رفتار صداوسیما بود که شخص نگارنده که امروز حاضرست جانش را فدای فلسطین کند تا زمانی که ایران زندگی میکرد مردم مظلوم فلسطین را مقابل خود میدید.)
🔸 عبدالعلی علیعسگری رییس صداوسیما اسفند گذشته گفته صداوسیما هیچ مشکلی ندارد جز بودجه. و گفته بودجه صداوسیما چهار هزار میلیارد تومن است و بودجه بیبیسی فارسی شش هزار میلیارد تومن. عددهای آقای علیعسگری به صراحت اشتباه است. آنچه بودجهاش شش هزار میلیارد تومن است کل سازمان بیبیسی است. از بیبیسی داخل بریتانیا که برخلاف بیبیسی فارسی رسانهای مردمی و حتی آموزشی محسوب میشود تا بیبیسی جهانی تا بیبیسی زبانهای مختلف که بخشی از سلطهگری استعماری و بساط جنگ نرم بریتانیاست.
🔹 آنچه بودجهاش کمی بیش از صداوسیماست سازمانی است که بزرگترین تولیدکننده خبر، سریال داستانی و مستند تاریخی و علمی در جهان است. اخبار رادیوی انگلیسی زبانش روزانه صدوپنجاه میلیون شنونده دارد. از هند تا امریکای لاتین و آفریقا و ایران و حتی بازار سرگرمی آمریکا و اروپا را در سیطره خود دارد. به عبارتی بزرگترین ماشین جنگ نرم جهان است. چنان قدرتمند که وقتی سال دوهزار و سیزده ناتو میخواست تنش با روسیه را افزایش دهد تهدید به راه انداختن تلویزیون بیبیسی روسی کردند. و یکی از بخشهای کم اهمیتش با سالی ۸۰ میلیارد تومن همین بیبیسی فارسی صد و پنجاه نفره است که همگی میزان عمق تخریبش در منافع ملی ایران را این سالها دیدهایم و هنوز نتوانستهایم پدافند دفاعی مناسبی مقابلش پیدا کنیم. چه کار دارد به صداوسیمایی که بازار ایرانش را هم به دشمنان واگذار کرده.
🔸 بیست و چهار ساعت اخیر نشان داد که مساله صداوسیما زیادی بودجهاش است. بینیازیش به مخاطب. نگاه متفرعنانه و مستکبرانه مدیریتی. هربار میبینم که رهبری هشتاد میلیون ایرانی شخصا آستین ها را بالا میزند و شخصا مجبور میشود مقابل «رادیو انگلیسی» بایستد و یا جزییات مقابله با جنگ نرم را بگوید مطمین میشوم صداوسیما با دهها هزار کارمند ناکارآمد است. احتمالا به همین علت رهبری بارها صراحتا گفتهاند انتقاد از صداوسیما ربطی به انتقاد از ایشان ندارد.
🔹 آنچه صداوسیما از مدیریت بحران آموخته یک کلمهاست: سر در برف کردن و انتظار کشیدن تا این بحران تمام شود. انگار نمیدانند همانطور که دورتادور این کشور را پایگاههای نظامی آمریکا محاصره کردهاند، دورتادور اذهان این مردم را هم پایگاههای رسانهای دشمن محاصره کرده و انفعال ما تنها و تنها به معنی واگذار کردن خطوط دفاعی و بیپناه گذاشتن شهر در مقابل اشغالگران فرهنگی است.
🔸اگر به دنبال منبع شعار ارتجاعی و امپریالیستی «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» میگردید، تحقیق و تفحصی از صداوسیما به راه بیاندازید.
🔹پ.ن: تا به حال سه بار به یمن شجاعت آتشباختیارهای جوان در صداوسیما حضور داشتهام. احتمال میدهم این متن پایان دعوت شدنم به صداوسیما باشد اما زمان گفتن این سخن در این بزنگاه بود. فردا دیر میبود و جای مصلحت اندیشی نبود.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
پیام روشن دونالد ترامپ برای همبستگی با حزبالله
🔹مارک دوبوویتس، یکی از وحشیترین صهیونیستهای طرفدار حزب لیکود در بنیاد دفاع برای دموکراسی: «دولت ترامپ باید در حمایت از مردم شجاع ایران بیانیه صادر کند. اوباما سال۸۸ ساکت بود و شرم ابدی را خرید. اشتباه فجیعش را تکرار نکنید»
🔸بیانیه رسمی هدر ناورت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا: «ما اخبار تظاهراتهای صلحامیز متعدد توسط شهروندان ایران در شهرهای مختلف را دنبال میکنیم. رهبران ایران کشوری ثروتمند با تاریخ و فرهنگی غنی را به یک کشور یاغی ضعیف شده تبدیل کرده اند که صادرات اصلی خشونت، خونریزی و آشوب است. همانطور که پرزیدنت ترامپ گفته است، قربانیان اصلی رهبران ایران مردم خود ایران هستند. دولت آمریکا دستگیری تظاهرکنندگان صلح آمیز را به شدت محکوم میکند. ما همه دولتها را دعوت میکنیم تا مردم ایران و مطالباتشان برای حقوق اولیه و پایان فساد را حمایت کنند. در ۱۴ ژوین ۲۰۱۷، وزیرخارجه تیلرسون در مقابل کنگره شهادت داد که او «عناصری داخل ایران را که به گذار صلح آمیز نظام منتهی شود را حمایت میکند. آن عوامل آنجا هستند، به یقین میدانیم.» وزیرخارجه امروز حمایت عمیقش برای مردم ایران را تکرار میکند.»
🔹تام کاتن، سناتور ایران-ستیزی که با کمک۹۶۰ هزار$ اسراییل انتخاب شد: «حتی بعد میلیاردها دلار که از رفع تحریم درآوردند، آیتاللهها هنوز نمیتوانند مایحتاج اولیه مردمشان را تامین کنند چون احتمالا همه پول را در یمن، سوریه، عراق و لبنان خرج کردهاند.»
🔸پل رایان رییس مجلس و از مخالفان اصلی تحقیق درباره نقش دولت تروریستی سعودی در ۱۱سپتامبر: «مهم است تظاهرات بدون خشونت ایران را حمایت کنیم. این نتیجه نظامی است که تمرکزش بیشتر روی تکیه کردن به سازمانهای تروریستی است تا پاسخ به بدبختیهای شهروندانش»
🔹دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا: گزارشهای بسیاری از تظاهرات مسالمت آمیز توسط شهروندان ایرانی که از فساد و از بین رفتن سرمایه ملی با سرمایه گذاری روی تروریسم در خارج از کشور. حکومت ایران باید به حقوق شهروندانش، از جمله حق بیانشان احترام بگذارد. دنیا زیرنظرتان دارد.»
🔸از نزدیک بینی غیردیپلماتیک، دخالت جویی گستاخانه و پایکوبی عجولانه این پیامها که تنها و تنها نشانه ناآشنایی دستگاه دیپلماسی آمریکا با ایران است با شکر براین موضوع که دشمن ما اینبار چنین نادان است میگذریم و منتظر پاسخ محکم وزارت خارجه ایران میمانیم. اما شباهت و هماهنگی محتوای پیامهای وزارت خارجه تیلرسون و توییت دونالد ترامپ با تندروترین صهیونیستهای واشنگتن مثل تام کاتن و مارک دوبوویتس و پل رایان قابل تامل است. همه آنها سعی کردهاند نارضایتی تظاهرکنندگان معترض را به هزینههای دفاعی ایران وصل کنند. به آنچه آمریکاییان آن را تروریسم میخوانند ولی آنچه هر تحلیلگری میداند چیزی نیست جز دفاع غیرکلاسیک ایران از طریق متحدان منطقهایش مانند حزبالله لبنان. کمدی دنیای مدرن به سرکردگی آمریکا را ببین. رییس جمهور آمریکایی که سالانه هفتصد میلیارد دلار هزینه نظامیاش است و کشوری را از سلطه نظامیش در امان نگذاشته دست به دامن شبکه اجتماعی توییتر میشود تا افکار عمومی ایرانیانی را تحریک کند که سال گذشته هزینه دفاعیشان تنها دوازده میلیارد دلار بودهاست. حالا دلیل سالها سرمایهگذاری رسانههای دشمن برای تبلیغ شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» مشخص و روشن میشود.
🔹سوال واقعی که باید پرسید این است که حزب الله و یا بقیه متحدان عقیدتی ایران که سالانه کمکی اندک از ایران میگیرند برغم کوچکی بودجههایشان چه نیروی عجیبی و عظیمی دارند که آمریکا و اسراییل و عربستان با بزرگترین بودجههای نظامی جهان و یا زرادخانههای اتمی تا این حد خود را وقف نابود کردن و وقف قطع ارتباطشان با ایران کردهاند؟ اگر هیچ علت روشنی هم در دفاع نامشروط ازین متحدان منطقهای نداشتیم، همین تمرکز دشمنان بر روی این رابطه باید مطمينمان میکرد که امنیت و هستی و آینده ما در گروی این است که لحظهای دستمان را از دست این متحدان منطقهای مان در نیاوریم.
پ.ن: سالهای متمادی به ویژه بعد از ۸۸ بسیاری از ایرانستیزان در غرب میگفتند اولویت جامعه ایران آزادی و سقوط نظام جمهوری اسلامی است. میگفتند اگر ایران تحریم اقتصادی شود، مردم ایران نه تنها غرب را سرزنش نمیکنند که از تحریمها استقبال میکند. حالا در دو روز گذشته همدردان وضعیت معیشتی و اقتصادی ایرانی شدهاند که علتالعلل مسائلش تحریمهای ظالمانه غرب و حذف نشدنشان بعد از برجام است. اینها قاتلانی هستند که بیصبرانه به صحنه جنایت خودشان برگشتهاند.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
🔹مارک دوبوویتس، یکی از وحشیترین صهیونیستهای طرفدار حزب لیکود در بنیاد دفاع برای دموکراسی: «دولت ترامپ باید در حمایت از مردم شجاع ایران بیانیه صادر کند. اوباما سال۸۸ ساکت بود و شرم ابدی را خرید. اشتباه فجیعش را تکرار نکنید»
🔸بیانیه رسمی هدر ناورت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا: «ما اخبار تظاهراتهای صلحامیز متعدد توسط شهروندان ایران در شهرهای مختلف را دنبال میکنیم. رهبران ایران کشوری ثروتمند با تاریخ و فرهنگی غنی را به یک کشور یاغی ضعیف شده تبدیل کرده اند که صادرات اصلی خشونت، خونریزی و آشوب است. همانطور که پرزیدنت ترامپ گفته است، قربانیان اصلی رهبران ایران مردم خود ایران هستند. دولت آمریکا دستگیری تظاهرکنندگان صلح آمیز را به شدت محکوم میکند. ما همه دولتها را دعوت میکنیم تا مردم ایران و مطالباتشان برای حقوق اولیه و پایان فساد را حمایت کنند. در ۱۴ ژوین ۲۰۱۷، وزیرخارجه تیلرسون در مقابل کنگره شهادت داد که او «عناصری داخل ایران را که به گذار صلح آمیز نظام منتهی شود را حمایت میکند. آن عوامل آنجا هستند، به یقین میدانیم.» وزیرخارجه امروز حمایت عمیقش برای مردم ایران را تکرار میکند.»
🔹تام کاتن، سناتور ایران-ستیزی که با کمک۹۶۰ هزار$ اسراییل انتخاب شد: «حتی بعد میلیاردها دلار که از رفع تحریم درآوردند، آیتاللهها هنوز نمیتوانند مایحتاج اولیه مردمشان را تامین کنند چون احتمالا همه پول را در یمن، سوریه، عراق و لبنان خرج کردهاند.»
🔸پل رایان رییس مجلس و از مخالفان اصلی تحقیق درباره نقش دولت تروریستی سعودی در ۱۱سپتامبر: «مهم است تظاهرات بدون خشونت ایران را حمایت کنیم. این نتیجه نظامی است که تمرکزش بیشتر روی تکیه کردن به سازمانهای تروریستی است تا پاسخ به بدبختیهای شهروندانش»
🔹دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا: گزارشهای بسیاری از تظاهرات مسالمت آمیز توسط شهروندان ایرانی که از فساد و از بین رفتن سرمایه ملی با سرمایه گذاری روی تروریسم در خارج از کشور. حکومت ایران باید به حقوق شهروندانش، از جمله حق بیانشان احترام بگذارد. دنیا زیرنظرتان دارد.»
🔸از نزدیک بینی غیردیپلماتیک، دخالت جویی گستاخانه و پایکوبی عجولانه این پیامها که تنها و تنها نشانه ناآشنایی دستگاه دیپلماسی آمریکا با ایران است با شکر براین موضوع که دشمن ما اینبار چنین نادان است میگذریم و منتظر پاسخ محکم وزارت خارجه ایران میمانیم. اما شباهت و هماهنگی محتوای پیامهای وزارت خارجه تیلرسون و توییت دونالد ترامپ با تندروترین صهیونیستهای واشنگتن مثل تام کاتن و مارک دوبوویتس و پل رایان قابل تامل است. همه آنها سعی کردهاند نارضایتی تظاهرکنندگان معترض را به هزینههای دفاعی ایران وصل کنند. به آنچه آمریکاییان آن را تروریسم میخوانند ولی آنچه هر تحلیلگری میداند چیزی نیست جز دفاع غیرکلاسیک ایران از طریق متحدان منطقهایش مانند حزبالله لبنان. کمدی دنیای مدرن به سرکردگی آمریکا را ببین. رییس جمهور آمریکایی که سالانه هفتصد میلیارد دلار هزینه نظامیاش است و کشوری را از سلطه نظامیش در امان نگذاشته دست به دامن شبکه اجتماعی توییتر میشود تا افکار عمومی ایرانیانی را تحریک کند که سال گذشته هزینه دفاعیشان تنها دوازده میلیارد دلار بودهاست. حالا دلیل سالها سرمایهگذاری رسانههای دشمن برای تبلیغ شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» مشخص و روشن میشود.
🔹سوال واقعی که باید پرسید این است که حزب الله و یا بقیه متحدان عقیدتی ایران که سالانه کمکی اندک از ایران میگیرند برغم کوچکی بودجههایشان چه نیروی عجیبی و عظیمی دارند که آمریکا و اسراییل و عربستان با بزرگترین بودجههای نظامی جهان و یا زرادخانههای اتمی تا این حد خود را وقف نابود کردن و وقف قطع ارتباطشان با ایران کردهاند؟ اگر هیچ علت روشنی هم در دفاع نامشروط ازین متحدان منطقهای نداشتیم، همین تمرکز دشمنان بر روی این رابطه باید مطمينمان میکرد که امنیت و هستی و آینده ما در گروی این است که لحظهای دستمان را از دست این متحدان منطقهای مان در نیاوریم.
پ.ن: سالهای متمادی به ویژه بعد از ۸۸ بسیاری از ایرانستیزان در غرب میگفتند اولویت جامعه ایران آزادی و سقوط نظام جمهوری اسلامی است. میگفتند اگر ایران تحریم اقتصادی شود، مردم ایران نه تنها غرب را سرزنش نمیکنند که از تحریمها استقبال میکند. حالا در دو روز گذشته همدردان وضعیت معیشتی و اقتصادی ایرانی شدهاند که علتالعلل مسائلش تحریمهای ظالمانه غرب و حذف نشدنشان بعد از برجام است. اینها قاتلانی هستند که بیصبرانه به صحنه جنایت خودشان برگشتهاند.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
👍1
آیتالله خامنهای نقطه تمرکز اراده تاریخی ایران در مقابله با بیگانگان است. او نام دیگر امنیت، استقلال و یکپارچگی سرزمینی ایران در پرتلاطمترین دوره تاریخش است. دقیقا به دلیل دشمنی با ایران مستقل است که از بنسلمان و نتانیاهو تا کل نظام آمریکا و رسانههایشان اول او را هدف میگیرند.
🔹 مسلما شهروندان حق دارند کارنامه سه دهه حکمرانی رهبر خود را نقد کنند. و رهبری هم همواره از نقد استقبال کردهاست. اما تمام شواهد نشان میدهد نوک حملات جای دیگری است.
🔸از دیروز تمام صهیونیستهای شناختهشده واشنگتن به صف شدهاند، سعودیها و پادوهایشان هم در اندیشکدهها و رسانههای غربی راهافتادهاند، هموطنان ایرانفروش هم در رسانههای فارسی و انگلیسی به آنها پیوستهاند. آنها همگی انگشت را روی مسایل دفاعی ایران و متحدانش گذاشتهاند. ترامپ و تیلرسون هم به این موج پیوستهاند و میگویند مردم ایران از حمایت از متحدان منطقهایش خسته شدهاند.
🔹مساله همان شعار «نه غزه نه لبنان» است اینبار با صدایی بلندتر چون دیدهاند صدها میلیارد پول آمریکایی و بریتانیایی و سعودی و قطری و ترکی نتوانست جلوی سلاحهای قدیمی ایران و سوریه و حزبالله بایستد. چون فهمیدهاند در حزبالله و مدافعان حرم و در ایمان امثال محسن حججی که گوش به خامنهای دارند سلاحی نهفته که جلوی آخرین سلاحهای تکنولوژیک غرب کم نمیآورد.
🔸حرف همان است که در سی سال گذشته بوده. آنها سه دهه است فشار میآورند تا ایران سلاحهای دفاعیش را زمین بگذارد تا بعد بتوانند راحتتر یا به ذلت و تسلیم بیاندازندش یا به تجزیه و نابودی و کلنگی و سوریه و لیبی و یمن و عراق و افغانستان شدن. و علی خامنهای نام مشترک همه آنانی است که مقابل این پارادایم تسلیم ایستادهاند.
🔹 این یک دقیقه فیلم بخشی از حضور آخرینم در برنامه پرگار در خرداد نود و شش است و حرفهایی که گفتنشان به پایان رابطه با بیبیسی منتهی شد.
https://www.instagram.com/p/BdVuVQIBOlo/
🔹 مسلما شهروندان حق دارند کارنامه سه دهه حکمرانی رهبر خود را نقد کنند. و رهبری هم همواره از نقد استقبال کردهاست. اما تمام شواهد نشان میدهد نوک حملات جای دیگری است.
🔸از دیروز تمام صهیونیستهای شناختهشده واشنگتن به صف شدهاند، سعودیها و پادوهایشان هم در اندیشکدهها و رسانههای غربی راهافتادهاند، هموطنان ایرانفروش هم در رسانههای فارسی و انگلیسی به آنها پیوستهاند. آنها همگی انگشت را روی مسایل دفاعی ایران و متحدانش گذاشتهاند. ترامپ و تیلرسون هم به این موج پیوستهاند و میگویند مردم ایران از حمایت از متحدان منطقهایش خسته شدهاند.
🔹مساله همان شعار «نه غزه نه لبنان» است اینبار با صدایی بلندتر چون دیدهاند صدها میلیارد پول آمریکایی و بریتانیایی و سعودی و قطری و ترکی نتوانست جلوی سلاحهای قدیمی ایران و سوریه و حزبالله بایستد. چون فهمیدهاند در حزبالله و مدافعان حرم و در ایمان امثال محسن حججی که گوش به خامنهای دارند سلاحی نهفته که جلوی آخرین سلاحهای تکنولوژیک غرب کم نمیآورد.
🔸حرف همان است که در سی سال گذشته بوده. آنها سه دهه است فشار میآورند تا ایران سلاحهای دفاعیش را زمین بگذارد تا بعد بتوانند راحتتر یا به ذلت و تسلیم بیاندازندش یا به تجزیه و نابودی و کلنگی و سوریه و لیبی و یمن و عراق و افغانستان شدن. و علی خامنهای نام مشترک همه آنانی است که مقابل این پارادایم تسلیم ایستادهاند.
🔹 این یک دقیقه فیلم بخشی از حضور آخرینم در برنامه پرگار در خرداد نود و شش است و حرفهایی که گفتنشان به پایان رابطه با بیبیسی منتهی شد.
https://www.instagram.com/p/BdVuVQIBOlo/
Instagram
Ali Alizadeh
. آیتالله خامنهای نقطه تمرکز اراده تاریخی ایران در مقابله با بیگانگان است. او نام دیگر امنیت، استقلال و یکپارچگی سرزمینی ایران در پرتلاطمترین دوره تاریخش است. دقیقا به دلیل دشمنی با ایران مستقل است که از بنسلمان و نتانیاهو تا کل نظام آمریکا و رسانههایشان…
👍2❤1