جـَـوّاٰل
نخورد هیچ توانگر غم درویش و فقیر مگر آنروز که خود مفلس و مضطر گردد قیمت بحر در آن لحظه بداند ماهی که بدام ستم انداخته در بر گردد #پروین
گاه باشد که دو صد خانه کند خاکستر
خسک خشک چو همصحبت اخگر گردد
کرکسان لاشه خورانند ز بس تیره دلی
طوطیانرا خورش آن به که ز شکر گردد
#پروین
خسک خشک چو همصحبت اخگر گردد
کرکسان لاشه خورانند ز بس تیره دلی
طوطیانرا خورش آن به که ز شکر گردد
#پروین
انسان به این دنیا نیامده تا کامل شود یا شایسته لقاء الله شود بلکه آمده است تا خدا را از خود راضی کند، کسب کمال نفع شخصی و کسب رضایت خدا فراتر از نفع شخصی است.
اگر رضایت خداوند رو ملاک قرار دادیم و بر اساس اون نظرات دیگر رو تعمیم دادیم منظومه فکری ایجاد خواهد شد کاملا متفاوت از هدف کمال و لقاءالله
#تکرار
اگر رضایت خداوند رو ملاک قرار دادیم و بر اساس اون نظرات دیگر رو تعمیم دادیم منظومه فکری ایجاد خواهد شد کاملا متفاوت از هدف کمال و لقاءالله
#تکرار
جـَـوّاٰل
نمیدانم دربارهی این گمانه، چیزی شنیدید یا خیر، اما طرفدارانی از میان به اصطلاح دانشمندان و عقلا داره، افرادی مدعی فلسفهدانی، طرفدار امکان صحت این گمانه هستند، اما علت اصلی که این گمانه رو مطرح میکنند، برای رسیدن به این نتیجه است که «واقعیت و حقیقت وجود…
نکتهای دیگه اما:
این آقایون معتقد هستند که اگر ما تونستیم برای پدیدهای سلسله عوامل مادی بیابیم، پس میتونیم خدا رو حذف کنیم.
بعنوان مثال، اینها میگن بشر تا قبل از اینکه علت صاعقه و باران رو کشف کنه، باران و صاعقه رو به نیرویی ماورائی ربط میداد و اسمش رو میگذاشت خدا، اما بعدا که متوجه شد صاعقه نتیجهی برهمکنش ابرهای با بارهای متضاد هست، به خیال خودش دیگه نیازی به موجودی به نام خدا وجود نداره. از اونطرف هم چرخهی آب رو کشف کرد و فهمید که باران، حاصل از تصاعد و تجمع آبهای سطحی بخار شده از گرمای خورشید هست.
اما برای پاسخ به این ادعاها باید به این نکات دقت کرد که صرف وجود عوامل مادی، دلیل کافی برای رد وجود موجودی به نام خدا نیست.
به مثال دقت کنید، حیوانی شکارچی رو در نظر بگیرید که به دنبال شکاری هست، او رو به چنگ میاره و ازش تغذیه میکنه. در نهایت شکار در بدن او به انرژی و نیروی محرکه تبدیل خواهد شد. حالا از ابتدا بررسی کنید، آیا نمیتوان حرکت شکارچی و شکار را بر اساس یکسری فعل و انفعالات شیمیایی تحلیل کرد؟ دویدن شکارچی و جهیدن شکار، چیزی جز انقباض و انبساط ماهیچههای عضلات اونهاست؟ هضم شکار در معدهی شکارچی، چیزی غیر از یکسری فعل و انفعالات فیزیکی و شیمیایی هست؟ اینکه ما بدانیم فلان اسید که از ترکیب دقیق فلان عناصر تشکیل شده، یا اینکه بدانیم انبساط و انقباض ماهیچهها ناشی از ارسال و دریافت یکسری پیامهای الکتریکی هست، آیا دلیلی بر نفی وجود موجودی بعنوان حیوان شکارچی، یا شکار هست؟!
همین مثال رو دربارهی انسان در نظر بگیرید، اینکه ما بدانیم فلان انسان بدلیل فلان نیاز، با کمک عناصر، آنزیمها و اسیدهای متفاوت، فلانکار را انجام داده یا میدهد، نافی موجودیت موجودی به نام احمد، علی، حسین، زهرا یا هوشنگ و شقایق نیست.
در عین حالی که میتوان برای اعمال و رفتار دلایل و سلسله عوامل مادی برشمرد، اما وجود هیچکدام ازین عوامل، نمیتواند وجود اراده و صاحبارادهای در پشت این عوامل را انکار و نفی کند.
این آقایون معتقد هستند که اگر ما تونستیم برای پدیدهای سلسله عوامل مادی بیابیم، پس میتونیم خدا رو حذف کنیم.
بعنوان مثال، اینها میگن بشر تا قبل از اینکه علت صاعقه و باران رو کشف کنه، باران و صاعقه رو به نیرویی ماورائی ربط میداد و اسمش رو میگذاشت خدا، اما بعدا که متوجه شد صاعقه نتیجهی برهمکنش ابرهای با بارهای متضاد هست، به خیال خودش دیگه نیازی به موجودی به نام خدا وجود نداره. از اونطرف هم چرخهی آب رو کشف کرد و فهمید که باران، حاصل از تصاعد و تجمع آبهای سطحی بخار شده از گرمای خورشید هست.
اما برای پاسخ به این ادعاها باید به این نکات دقت کرد که صرف وجود عوامل مادی، دلیل کافی برای رد وجود موجودی به نام خدا نیست.
به مثال دقت کنید، حیوانی شکارچی رو در نظر بگیرید که به دنبال شکاری هست، او رو به چنگ میاره و ازش تغذیه میکنه. در نهایت شکار در بدن او به انرژی و نیروی محرکه تبدیل خواهد شد. حالا از ابتدا بررسی کنید، آیا نمیتوان حرکت شکارچی و شکار را بر اساس یکسری فعل و انفعالات شیمیایی تحلیل کرد؟ دویدن شکارچی و جهیدن شکار، چیزی جز انقباض و انبساط ماهیچههای عضلات اونهاست؟ هضم شکار در معدهی شکارچی، چیزی غیر از یکسری فعل و انفعالات فیزیکی و شیمیایی هست؟ اینکه ما بدانیم فلان اسید که از ترکیب دقیق فلان عناصر تشکیل شده، یا اینکه بدانیم انبساط و انقباض ماهیچهها ناشی از ارسال و دریافت یکسری پیامهای الکتریکی هست، آیا دلیلی بر نفی وجود موجودی بعنوان حیوان شکارچی، یا شکار هست؟!
همین مثال رو دربارهی انسان در نظر بگیرید، اینکه ما بدانیم فلان انسان بدلیل فلان نیاز، با کمک عناصر، آنزیمها و اسیدهای متفاوت، فلانکار را انجام داده یا میدهد، نافی موجودیت موجودی به نام احمد، علی، حسین، زهرا یا هوشنگ و شقایق نیست.
در عین حالی که میتوان برای اعمال و رفتار دلایل و سلسله عوامل مادی برشمرد، اما وجود هیچکدام ازین عوامل، نمیتواند وجود اراده و صاحبارادهای در پشت این عوامل را انکار و نفی کند.
جـَـوّاٰل
یه جوری غلط میکنند که آدم دیگه نمیتونه بگه غلط کرده.
امیدوارم ازین شدت تغییر، دچار تکدر خاطر نشید، اما:
بعضی دفاعها، دفاع از حق و حقیقت نیست، دفاع از لباس یا بعضا جایگاه هست و در چنین مواردی، مشخصه که حق قربانی خواهد شد.
بعضی دفاعها، دفاع از حق و حقیقت نیست، دفاع از لباس یا بعضا جایگاه هست و در چنین مواردی، مشخصه که حق قربانی خواهد شد.
جـَـوّاٰل
گاه باشد که دو صد خانه کند خاکستر خسک خشک چو همصحبت اخگر گردد کرکسان لاشه خورانند ز بس تیره دلی طوطیانرا خورش آن به که ز شکر گردد #پروین
نه هر آنکو قدمی رفت بمقصد برسید
نه هر آنکو خبری گفت پیمبر گردد
تشنهٔ سوخته در خواب ببیند که همی
به لب دجله و پیرامن کوثر گردد
#پروین
نه هر آنکو خبری گفت پیمبر گردد
تشنهٔ سوخته در خواب ببیند که همی
به لب دجله و پیرامن کوثر گردد
#پروین
باز دیدم که یکی از آقایون گفته بود: زندگی فلان قشر از زهد هم گذشته است و درخواست رسیدگی به وضعیت اقتصادی اونها رو داشت.
عارضم خدمتتون که زهد عدم التفات به مال دنیاست نه عدم بهرهمندی از مال دنیا! که با این تعریف، اصولا زهد مخصوص قشر برخوردار هست نه قشر کمبرخوردار!
عارضم خدمتتون که زهد عدم التفات به مال دنیاست نه عدم بهرهمندی از مال دنیا! که با این تعریف، اصولا زهد مخصوص قشر برخوردار هست نه قشر کمبرخوردار!
جـَـوّاٰل
بیخیال، لباس پیغمبره که مهمه نه خودش، حالا هر کی میخواد پوشیده باشدش.
نقل به مضمون، نقل است که شخصی خدمت امام صادق رسید و گفت شنیدم عصای پیامبر به دست شماست، چند لحظهای بدید تا تبرکا ببوسمش، حضرت گفت من نوهی پیامبر هستم، من رو متبرک و محترم بدار، نه عصای پیامبری که نیست.
حالا داستان ماست که کلام و قرآن پیامبر رو رها کردیم و چسبیدیم به لباسش که ببینیم تن کیه.
حالا داستان ماست که کلام و قرآن پیامبر رو رها کردیم و چسبیدیم به لباسش که ببینیم تن کیه.
بعضیها کتابخوان نیستن، کتابخوار هستن
(در واکنش به معرفی کتاب کانال بغلی و در توجیه تنبلی خود)
(در واکنش به معرفی کتاب کانال بغلی و در توجیه تنبلی خود)
ماها معمولا وقتی در خودمون امکانی میبینیم که دیگری به او نیازمند هست، به این توجه میکنیم که آیا فلانی با عقیدهی ما همراه هست یا نه، در حالی که ائمه به این چیزا دقت نمیکردن، صرفا نیاز رو میدیدن، گاهی هم حتی فقط به اظهار نیاز اکتفا میکردند.
جـَـوّاٰل
نه هر آنکو قدمی رفت بمقصد برسید نه هر آنکو خبری گفت پیمبر گردد تشنهٔ سوخته در خواب ببیند که همی به لب دجله و پیرامن کوثر گردد #پروین
آنچنان کن که بنیکیت مکافات دهند
چو گه داوری و نوبت کیفر گردد
مرو آزاد، چو در دام تو صیدی باشد
مشو ایمن چو دلی از تو مکدر گردد
#پروین
چو گه داوری و نوبت کیفر گردد
مرو آزاد، چو در دام تو صیدی باشد
مشو ایمن چو دلی از تو مکدر گردد
#پروین
جـَـوّاٰل
آنچنان کن که بنیکیت مکافات دهند چو گه داوری و نوبت کیفر گردد مرو آزاد، چو در دام تو صیدی باشد مشو ایمن چو دلی از تو مکدر گردد #پروین
توشهٔ بخل میندوز که دو دست و غبار
سوزن کینه مپرتاب که خنجر گردد
نه هر آن غنچه که بشکفت گل سرخ شود
نه هر آن شاخه که بررست صنوبر گردد
#پروین
سوزن کینه مپرتاب که خنجر گردد
نه هر آن غنچه که بشکفت گل سرخ شود
نه هر آن شاخه که بررست صنوبر گردد
#پروین
جـَـوّاٰل
نکتهای دیگه اما: این آقایون معتقد هستند که اگر ما تونستیم برای پدیدهای سلسله عوامل مادی بیابیم، پس میتونیم خدا رو حذف کنیم. بعنوان مثال، اینها میگن بشر تا قبل از اینکه علت صاعقه و باران رو کشف کنه، باران و صاعقه رو به نیرویی ماورائی ربط میداد و اسمش…
اما دربارهی اراده:
بعضی ازین خداناباورها (شاید هم همهشون) فکر میکنند همینکه وقتی تشنه شدند و با آب رفع عطش کردند، دارای اراده هستند، فکر میکنند همینکه بیمار شدند و قرصی و آمپولی مصرف کردند، صاحب اراده هستند، تصور میکنند اگر مشکلی داشتند و در جهت رفع اون مشکل زحمت کشیدند و تلاش کردند و به نتایجی رسیدند و از اون نتایج استفاده کردند و مطلوبی رو حاصل کردند، دارای اراده هستند. غافل از اینکه اون آثار، نتایج اون ابزار هستند. این آب هست که باعث رفع عطش شده، این خواص دارویی فلان آمپول و قرص هست که سبب رفع بیماری میشه.
اگر این افراد بر صاحب اراده بودن خودشون اصرار دارند باید از اساس بتونن مانع تشنگی بشن بدون اینکه قرصی یا دارویی مصرف کنند، باید بتونن با ارادهی خودشون و بدون کمک دارو و کپسول، مانع از ورود فلان ویروس و میکروب بشن، باید بتونن به کلیه و کبد خودشون دستور بدن که در مقابل فلان مرض مصون باش. باید بتونن از ساختمان ۴۰ طبقه به پایین بپرن و با ارادهی خیالی خودشون به استخوانهاشون دستور بدن که نشکن!
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»
اونجا حضرت ابراهیم به طاغوت زمانش برای نمایش عجز او و ارادهی الهی فرمود پروردگار من زنده میکند و میمیراند، تو اگر میتوانی نمیر و زندهنشو، نفهمید و بهانه آورد، حضرت پاسخ داد: پس پروردگار من خورشید رو از سمت شرق بیرون میآورد، تو از سمت مغرب بیرون بیاور. اینجا درین زمانه، باید به خداناوران گفت، بدون هیچدارویی، بدون هیچ اقدامی، تنها و تنها با ارادهی خود، به اعضا و جوارحت دستور بده که مبتلا به کرونا نشن، دستور بده که به سرطان گرفتار نشن. یا باید ازشون خواست بدون اینکه از وسیلهای استفاده کنند، طی مسیر کنند. فکر میکنند چون هواپیما و ماهواره ساختند، پس جابجاییهاشون به ارادهی خودشون هست، حال اونکه اگر یک اسب یا میمون رو هم توی ماهواره یا هواپیما بگذارند، او هم جابجا میشه، جابجایی اثر حرکت اون جسم هست، نه اثر ارادهی این یا آن.
بعضی ازین خداناباورها (شاید هم همهشون) فکر میکنند همینکه وقتی تشنه شدند و با آب رفع عطش کردند، دارای اراده هستند، فکر میکنند همینکه بیمار شدند و قرصی و آمپولی مصرف کردند، صاحب اراده هستند، تصور میکنند اگر مشکلی داشتند و در جهت رفع اون مشکل زحمت کشیدند و تلاش کردند و به نتایجی رسیدند و از اون نتایج استفاده کردند و مطلوبی رو حاصل کردند، دارای اراده هستند. غافل از اینکه اون آثار، نتایج اون ابزار هستند. این آب هست که باعث رفع عطش شده، این خواص دارویی فلان آمپول و قرص هست که سبب رفع بیماری میشه.
اگر این افراد بر صاحب اراده بودن خودشون اصرار دارند باید از اساس بتونن مانع تشنگی بشن بدون اینکه قرصی یا دارویی مصرف کنند، باید بتونن با ارادهی خودشون و بدون کمک دارو و کپسول، مانع از ورود فلان ویروس و میکروب بشن، باید بتونن به کلیه و کبد خودشون دستور بدن که در مقابل فلان مرض مصون باش. باید بتونن از ساختمان ۴۰ طبقه به پایین بپرن و با ارادهی خیالی خودشون به استخوانهاشون دستور بدن که نشکن!
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»
اونجا حضرت ابراهیم به طاغوت زمانش برای نمایش عجز او و ارادهی الهی فرمود پروردگار من زنده میکند و میمیراند، تو اگر میتوانی نمیر و زندهنشو، نفهمید و بهانه آورد، حضرت پاسخ داد: پس پروردگار من خورشید رو از سمت شرق بیرون میآورد، تو از سمت مغرب بیرون بیاور. اینجا درین زمانه، باید به خداناوران گفت، بدون هیچدارویی، بدون هیچ اقدامی، تنها و تنها با ارادهی خود، به اعضا و جوارحت دستور بده که مبتلا به کرونا نشن، دستور بده که به سرطان گرفتار نشن. یا باید ازشون خواست بدون اینکه از وسیلهای استفاده کنند، طی مسیر کنند. فکر میکنند چون هواپیما و ماهواره ساختند، پس جابجاییهاشون به ارادهی خودشون هست، حال اونکه اگر یک اسب یا میمون رو هم توی ماهواره یا هواپیما بگذارند، او هم جابجا میشه، جابجایی اثر حرکت اون جسم هست، نه اثر ارادهی این یا آن.