هزار بار مرا، مرگ به از این سختیست
برای مردم بدبخت،مرگ خوشبختیست
گذشت عمر به جانکندن، ای خدا مُردم!
ز دست اینهمه جانکندن، این چه جانسختیست!
۱۲ تیر ۱۳۰۳
میرزاده عشقی بهقتل رسید
☘ @JavaanKavir
برای مردم بدبخت،مرگ خوشبختیست
گذشت عمر به جانکندن، ای خدا مُردم!
ز دست اینهمه جانکندن، این چه جانسختیست!
۱۲ تیر ۱۳۰۳
میرزاده عشقی بهقتل رسید
☘ @JavaanKavir
هزار بار مرا مرگ بِه از این سختی است
برای مردم بدبخت، مرگ خوشبختی است
گذشت عمر به جان کندن ، ای خدا مُردم
ز دست این همه جان کندن، این چه جان سختی است!
رسید جان به لبم هر چه دست و پا کردم
برون نشد دگر این منتهای بدبختی است!
رجال ما هـمه دزدند و دزد بدنام است
که دزد گردنه بد نام دزد پاتختی است
رجال صـالح ما، این رجال خنثی بند!
که از رجال دگر امتیازشان لختی است
زنان کشور ما زنده اند و در کـفن اند
که این اصول سیه بختی از سیه رختی است!
بمیر عشقی ار آسایش آرزو داری
که هر که مرد، شد آسوده، زنده در سختی است
#میرزاده_عشقی
🍀 @javaankavir
برای مردم بدبخت، مرگ خوشبختی است
گذشت عمر به جان کندن ، ای خدا مُردم
ز دست این همه جان کندن، این چه جان سختی است!
رسید جان به لبم هر چه دست و پا کردم
برون نشد دگر این منتهای بدبختی است!
رجال ما هـمه دزدند و دزد بدنام است
که دزد گردنه بد نام دزد پاتختی است
رجال صـالح ما، این رجال خنثی بند!
که از رجال دگر امتیازشان لختی است
زنان کشور ما زنده اند و در کـفن اند
که این اصول سیه بختی از سیه رختی است!
بمیر عشقی ار آسایش آرزو داری
که هر که مرد، شد آسوده، زنده در سختی است
#میرزاده_عشقی
🍀 @javaankavir
زَهـر اسـت روزگـار به کـام گرسـنهها
شرمنـدگیست وعـدهء شـام گرسـنهها
در جام زر شـراب چـهل سـاله میخـورد
دلـواپـس حــلـال و حــرام گرسـنههـا
از شانـههای زخـمی و از دسـترنجشان
عمـریست میخورنـد به نـام گرسـنهها
پشمینهپـوش گرگهای شکمباره را بگو
دُم میدهیـد جـمله بـه دام گرسـنهها
این گلّـه صیـد چـنگ شـما بوده تاکنـون
وقتـش رسـیده حُـسن ختـام گرسـنهها
از سر گذشتهخلق،کهآبازسرشگذشت
ای وای بـر شـما ز قـیـام گرسـنهها
#مجید_قابل
🍀 @javaankavir
شرمنـدگیست وعـدهء شـام گرسـنهها
در جام زر شـراب چـهل سـاله میخـورد
دلـواپـس حــلـال و حــرام گرسـنههـا
از شانـههای زخـمی و از دسـترنجشان
عمـریست میخورنـد به نـام گرسـنهها
پشمینهپـوش گرگهای شکمباره را بگو
دُم میدهیـد جـمله بـه دام گرسـنهها
این گلّـه صیـد چـنگ شـما بوده تاکنـون
وقتـش رسـیده حُـسن ختـام گرسـنهها
از سر گذشتهخلق،کهآبازسرشگذشت
ای وای بـر شـما ز قـیـام گرسـنهها
#مجید_قابل
🍀 @javaankavir
Khaste am
Aliakbar Yaghitabar
خستهام، خسته از اینگونه دوام آوردن
خستهام، خسته از این صبح به شام آوردن...😔
#دکلمه از #علی_اکبر_یاغی_تبار
🍀 @javaankavir
خستهام، خسته از این صبح به شام آوردن...😔
#دکلمه از #علی_اکبر_یاغی_تبار
🍀 @javaankavir
قطعِ قلم، به قیمت نان می کنی رفیق؟
این خط و این نشان که زیان می کنی رفیق!
گیرم درین میانه به جایی رسیده ای،
گیرم که زود دکّه، دکان می کنی رفیق!
روزی که زین بگردد و بر پشتت اوفتد،
حیرت ز کار و بار جهان می کنی رفیق
تیر و کمان چو دست تو افتاد، هوش دار
" سیب " است ، یا " سر " است ، نشان می کنی رفیق!
کفاره اش ز گندمِ عالَم فزون تر است،
از عُمر آنچه خدمت خان می کنی رفیق!
خود بستمش به سنگ لحد، مُرده توش نیست!
قبری که گریه بر سر آن می کنی رفیق!
گفتی: " گمان کنم که درست است راه من"
داری گمان چو گمشدگان می کنی رفیق!!
فردا که آفتاب حقیقت برون زند،
" سر " در کدام " برف " نهان می کنی رفیق؟!!
#حسین_جنتی
#روز_قلم
🍀 @javaankavir
این خط و این نشان که زیان می کنی رفیق!
گیرم درین میانه به جایی رسیده ای،
گیرم که زود دکّه، دکان می کنی رفیق!
روزی که زین بگردد و بر پشتت اوفتد،
حیرت ز کار و بار جهان می کنی رفیق
تیر و کمان چو دست تو افتاد، هوش دار
" سیب " است ، یا " سر " است ، نشان می کنی رفیق!
کفاره اش ز گندمِ عالَم فزون تر است،
از عُمر آنچه خدمت خان می کنی رفیق!
خود بستمش به سنگ لحد، مُرده توش نیست!
قبری که گریه بر سر آن می کنی رفیق!
گفتی: " گمان کنم که درست است راه من"
داری گمان چو گمشدگان می کنی رفیق!!
فردا که آفتاب حقیقت برون زند،
" سر " در کدام " برف " نهان می کنی رفیق؟!!
#حسین_جنتی
#روز_قلم
🍀 @javaankavir
✍جلسه نقد شعر و آثار ادبی جوان کویر آران وبیدگل
✅امروز جمعه #ساعت_19 ✅
خیابان شهدا. انتهای کوچه سوم.
گام های سبزتان را چشم براهیم
🍀 @JavaanKavir
✅امروز جمعه #ساعت_19 ✅
خیابان شهدا. انتهای کوچه سوم.
گام های سبزتان را چشم براهیم
🍀 @JavaanKavir
با نگاهت حرف دارم از نگاهم رو نگیر
حال احساس مرا با خنجر ابرو نگیر
من به لبخند تو آبادم مرا ویران نکن
مثل آیینه نشو با هق هق من خو نگیر
در مسیر جوی تقدیرم برو تا بیکران
قایق امید من بیراهه ها پهلو نگیر
زندگی یک عمر یادم داده وقت پا شدن
دست هایت را به جز بر شانه ی زانو نگیر
عشق چون سیبی ست شیرین، گاز خواهم زد به شوق
پس برای پوست کندن از کسی چاقو نگیر...
#زهرا_کاظم_پور
از مجموعه با نگاهت حرف دارم
@javaankavir
حال احساس مرا با خنجر ابرو نگیر
من به لبخند تو آبادم مرا ویران نکن
مثل آیینه نشو با هق هق من خو نگیر
در مسیر جوی تقدیرم برو تا بیکران
قایق امید من بیراهه ها پهلو نگیر
زندگی یک عمر یادم داده وقت پا شدن
دست هایت را به جز بر شانه ی زانو نگیر
عشق چون سیبی ست شیرین، گاز خواهم زد به شوق
پس برای پوست کندن از کسی چاقو نگیر...
#زهرا_کاظم_پور
از مجموعه با نگاهت حرف دارم
@javaankavir
@Honare_Eterazi
shajarian-meshkatian
همراه شو عزیز/تنها نمان به درد/کاین درد مشترک/هرگز جدا جدا/درمان نمیشود/دشوار زندگی/هرگز برای ما/بی رزم مشترک/آسان نمیشود..
ترانه:برزین آذر مهر
موسیقی:پرویز مشکاتیان
خواننده:شجریان
🍀 @javaankavir
ترانه:برزین آذر مهر
موسیقی:پرویز مشکاتیان
خواننده:شجریان
🍀 @javaankavir
ما عقب عقب میریم. تا حالا میخواستیم سرِ حقوقمون حرف بزنیم و حالا حرف سر موجودیتِمونه.
✅وقتی همه خوابیم
#بهرام_بیضایی
🍀 @javaankavir
✅وقتی همه خوابیم
#بهرام_بیضایی
🍀 @javaankavir
برای لقمه ای نان گاه مجبورند بعضی ها
اگر چه خوب میفهمند معذورند بعضی ها
بنی آدم نمی سازند با همدیگر ای سعدی
که گاهی وصله ء بد رنگ و ناجورند بعضی ها
پرند از کهنه بافی های صدها سال پیش از ما
خطوط ناموازی رفته ی دورند بعضی ها
ردیف زخم مردم را خطای دید میدانند
سلیمانند و زیر پایشان مورند بعضی ها
میان زندگی تا زنده بودن فرق یک عمر است
اگر چه مردمان زنده در گورند بعضی ها
جهان هر روز دارد اتفاق تازه ای در خود
چراغت را ببر ای شیخ چون کورند بعضی ها..
#حسین_جعغرزاده
@javaankavir
اگر چه خوب میفهمند معذورند بعضی ها
بنی آدم نمی سازند با همدیگر ای سعدی
که گاهی وصله ء بد رنگ و ناجورند بعضی ها
پرند از کهنه بافی های صدها سال پیش از ما
خطوط ناموازی رفته ی دورند بعضی ها
ردیف زخم مردم را خطای دید میدانند
سلیمانند و زیر پایشان مورند بعضی ها
میان زندگی تا زنده بودن فرق یک عمر است
اگر چه مردمان زنده در گورند بعضی ها
جهان هر روز دارد اتفاق تازه ای در خود
چراغت را ببر ای شیخ چون کورند بعضی ها..
#حسین_جعغرزاده
@javaankavir
Forwarded from شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
✍جلسه نقد شعر و آثار ادبی جوان کویر آران وبیدگل
✅امروز جمعه #ساعت_19 ✅
خیابان شهدا. انتهای کوچه سوم.
گام های سبزتان را چشم براهیم
🍀 @JavaanKavir
✅امروز جمعه #ساعت_19 ✅
خیابان شهدا. انتهای کوچه سوم.
گام های سبزتان را چشم براهیم
🍀 @JavaanKavir
بگذار که با واژه ی من درد بماند
بر حنجره ام عقده ی برگرد بماند
خاموشم و امروز مرا حال خوشی نیست
از آنچه که او بر سرم آورد بماند
جای گله ای نیست کسی نیز ندانست
از داغ نگاهی که به من کرد بماند
چون دوزخم و آتشی افتاده به جانم
کی دوزخ من سرد شود، سرد بماند
بگذار بگیرد نفسم مثل دل تو
تا سبزی فصل غزلم زرد بماند...
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
بر حنجره ام عقده ی برگرد بماند
خاموشم و امروز مرا حال خوشی نیست
از آنچه که او بر سرم آورد بماند
جای گله ای نیست کسی نیز ندانست
از داغ نگاهی که به من کرد بماند
چون دوزخم و آتشی افتاده به جانم
کی دوزخ من سرد شود، سرد بماند
بگذار بگیرد نفسم مثل دل تو
تا سبزی فصل غزلم زرد بماند...
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
بنده و چاکر و خوار و بله گوئید هنوز
لاجرم در نظرِ ظلم نِکوئید هنوز
باغِ اندیشه پر از سیب درشت است و شما
سخت دلبستهی آن بوته کدوئید هنوز
عورت ظلم عیان است و شما کوردلان
روز و شب در پی پوشاندن موئید هنوز!
با شما رخنهای از روز تولد باقی است
عمرتان طی شد و مشغول رفوئید هنوز!
ما به دریا زدهایم از پی آن دُرّ و شما
پاچه بالا زده در بستر جوئید هنوز
کارتان بی جدل و جنگ به سامان نرسد
دوست، بگذاشته... دنبال عدوئید هنوز!
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
🍀 @javaankavir
لاجرم در نظرِ ظلم نِکوئید هنوز
باغِ اندیشه پر از سیب درشت است و شما
سخت دلبستهی آن بوته کدوئید هنوز
عورت ظلم عیان است و شما کوردلان
روز و شب در پی پوشاندن موئید هنوز!
با شما رخنهای از روز تولد باقی است
عمرتان طی شد و مشغول رفوئید هنوز!
ما به دریا زدهایم از پی آن دُرّ و شما
پاچه بالا زده در بستر جوئید هنوز
کارتان بی جدل و جنگ به سامان نرسد
دوست، بگذاشته... دنبال عدوئید هنوز!
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
🍀 @javaankavir
کامیار شاپور فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور ساعاتی پیش از دنیا رفت...
روحش شاد ویادش گرامی... 🖤
☘ @JavaanKavir
روحش شاد ویادش گرامی... 🖤
☘ @JavaanKavir
شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
کامیار شاپور فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور ساعاتی پیش از دنیا رفت... روحش شاد ویادش گرامی... 🖤 ☘ @JavaanKavir
◾️شعری که فروغ برای پسرش #کامیار با امید آرزوهای آینده گفته بود...
این شعر را برای تو میگویم
در یک غروب تشنهی تابستان
در نیمههای این ره شوم آغاز
در کهنه گور این غم بی پایان
این آخرین ترانه لالاییست
در پای گاهوارهی خواب تو
باشد که بانگ وحشی این فریاد
پیچد در آسمان شباب تو
بگذار سایهی من سرگردان
از سایهی تو، دور و جدا باشد
روزی به هم رسیم که گر باشد
کس بین ما،نه غیر خدا باشد
من تکیه داده ام به دری تاریک
پیشانی فشرده ز دردم را
میسایم از امید بر این در باز
انگشتهای نازک و سردم را
آن داغ ننگ خورده که میخندید
بر طعنههای بیهده، من بودم
گفتم: که بانگ هستی خود باشم
اما دریغ و درد که "زن" بودم
چشمان بیگناه تو چون لغزد
بر این کتاب درهم بی آغاز
عصیان ریشه دار زمانها را
بینی شگفته در دل هر آواز
اینجا ستارهها همه خاموشند
اینجا فرشتهها همه گریانند
اینجا شکوفههای گل مریم
بی قدرتر ز خار بیابانند
اینجا نشسته بر سر هر راهی
دیو دروغ و ننگ و ریاکاری
در آسمان تیره نمیبینم
نوری ز صبح روشن بیداری
بگذار تا دوباره شود لبریز
چشمان من ز دانهی شبنمها
رفتم ز خود که پرده در اندازم
از چهرپاک حضرت مریمها
بگسستهام ز ساحل خوشنامی
در سینهام ستارهی طوفانست
پروازگاه شعلهی خشم من
دردا،فضای تیرهی زندانست
من تکیه داده ام به دری تاریک
پیشانی فشرده ز دردم را
میسایم از امید بر این در باز
انگشتهای نازک و سردم را
با این گروه زاهد ظاهر ساز
دانم که این جدال نه آسانست
شهر من وتو ، طفلک شیرینم
دیریست کاشیانه ی شیطانست
روزی رسد که چشم تو با حسرت
لغزد بر این ترانهی دردآلود
جویی مرا درون سخنهایم
گویی به خود که مادر من او بود
☘ @JavaanKavir
این شعر را برای تو میگویم
در یک غروب تشنهی تابستان
در نیمههای این ره شوم آغاز
در کهنه گور این غم بی پایان
این آخرین ترانه لالاییست
در پای گاهوارهی خواب تو
باشد که بانگ وحشی این فریاد
پیچد در آسمان شباب تو
بگذار سایهی من سرگردان
از سایهی تو، دور و جدا باشد
روزی به هم رسیم که گر باشد
کس بین ما،نه غیر خدا باشد
من تکیه داده ام به دری تاریک
پیشانی فشرده ز دردم را
میسایم از امید بر این در باز
انگشتهای نازک و سردم را
آن داغ ننگ خورده که میخندید
بر طعنههای بیهده، من بودم
گفتم: که بانگ هستی خود باشم
اما دریغ و درد که "زن" بودم
چشمان بیگناه تو چون لغزد
بر این کتاب درهم بی آغاز
عصیان ریشه دار زمانها را
بینی شگفته در دل هر آواز
اینجا ستارهها همه خاموشند
اینجا فرشتهها همه گریانند
اینجا شکوفههای گل مریم
بی قدرتر ز خار بیابانند
اینجا نشسته بر سر هر راهی
دیو دروغ و ننگ و ریاکاری
در آسمان تیره نمیبینم
نوری ز صبح روشن بیداری
بگذار تا دوباره شود لبریز
چشمان من ز دانهی شبنمها
رفتم ز خود که پرده در اندازم
از چهرپاک حضرت مریمها
بگسستهام ز ساحل خوشنامی
در سینهام ستارهی طوفانست
پروازگاه شعلهی خشم من
دردا،فضای تیرهی زندانست
من تکیه داده ام به دری تاریک
پیشانی فشرده ز دردم را
میسایم از امید بر این در باز
انگشتهای نازک و سردم را
با این گروه زاهد ظاهر ساز
دانم که این جدال نه آسانست
شهر من وتو ، طفلک شیرینم
دیریست کاشیانه ی شیطانست
روزی رسد که چشم تو با حسرت
لغزد بر این ترانهی دردآلود
جویی مرا درون سخنهایم
گویی به خود که مادر من او بود
☘ @JavaanKavir
' گُربه ی ما '
"بچه ها این نقشهٔ جغرافیاست"
این جنابِ گُربه هم ایرانِ ماست
گاهی از دیوار بالا می رود
چون به دیوارِ سفارت آشناست!
هیچ آدابی و ترتیبی که نیست
هر چه می خواهد دلِ تَنگش رَواست
نیست یک دَم بر صراطِ مستقیم
گاه می افتد بهچپ، گاهی به راست!
میخورَد همبرگرِ قُم را ولی
دوستدارِ ژامبونِ آنتالیاست!
این سبیلش روبه شرق آن رو به غرب
اینچنین دارد تعادل، روی پاست!
کوچهای بُن بست جولانگاهِ اوست
کوچه ای که عینهو رازِ بقاست!
با چنین اوضاع دَرهم بَرهمی
گربهٔ ما تا ابد پا در هواست!
بچه ها از دستِ گربه در نَرید !
"چشمِ این گربه به دنبال شماست"
#شروین_سلیمانی
@Javaankavir
*مصرع اول و آخر از هادی خرسندی
"بچه ها این نقشهٔ جغرافیاست"
این جنابِ گُربه هم ایرانِ ماست
گاهی از دیوار بالا می رود
چون به دیوارِ سفارت آشناست!
هیچ آدابی و ترتیبی که نیست
هر چه می خواهد دلِ تَنگش رَواست
نیست یک دَم بر صراطِ مستقیم
گاه می افتد بهچپ، گاهی به راست!
میخورَد همبرگرِ قُم را ولی
دوستدارِ ژامبونِ آنتالیاست!
این سبیلش روبه شرق آن رو به غرب
اینچنین دارد تعادل، روی پاست!
کوچهای بُن بست جولانگاهِ اوست
کوچه ای که عینهو رازِ بقاست!
با چنین اوضاع دَرهم بَرهمی
گربهٔ ما تا ابد پا در هواست!
بچه ها از دستِ گربه در نَرید !
"چشمِ این گربه به دنبال شماست"
#شروین_سلیمانی
@Javaankavir
*مصرع اول و آخر از هادی خرسندی
بی وقفه و بی حساب ، تقدیم تو باد
بی پرسش و بیجواب ، تقدیم تو باد
یک فرصت تکخوریِ مادام العمر
از سفرهی انقلاب ، تقدیم تو باد!😐
#مجید_قابل
🍀 @javaankavir
بی پرسش و بیجواب ، تقدیم تو باد
یک فرصت تکخوریِ مادام العمر
از سفرهی انقلاب ، تقدیم تو باد!😐
#مجید_قابل
🍀 @javaankavir
تا ریشه دواندیم،گلستان به خزان خورد
بلبل،وسطِ نغمه به عصرِ خفقان خورد
از گرگ جماعت خبری نیست در این دشت
یک پنجمِ کلِّ رمه را شخصِ شبان خورد
در مجلسِ وعظش سخن از رزقِ حلال است
در وقتِ مناسب،زد و از خُرد و کلان خورد
هر مشتِ گره کرده که در صحنه پراندیم
برگشت و به شدت به دهانِ خودمان خورد
تا نوبتِ ما شد که دو تا لقمه بگیریم
تقویم جلو رفت و به ماهِ رمضان خورد
گفتیم یکی از خودتان گفته که دزدید
گفتند غلط کرده فلانی و فلان خورد
صد کولبر افتاد و کسی کک نگزیدش
با یک نخِ مو،غیرت یک عده تکان خورد
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
این خاک پر از لاله شد از بس که جوان خورد
بر روح هنر فاتحه بفرست که امروز
شاعر به فروشِ قلم افتاد و زبان خورد
#مصطفی_علوی
🍀 @javaankavir
بلبل،وسطِ نغمه به عصرِ خفقان خورد
از گرگ جماعت خبری نیست در این دشت
یک پنجمِ کلِّ رمه را شخصِ شبان خورد
در مجلسِ وعظش سخن از رزقِ حلال است
در وقتِ مناسب،زد و از خُرد و کلان خورد
هر مشتِ گره کرده که در صحنه پراندیم
برگشت و به شدت به دهانِ خودمان خورد
تا نوبتِ ما شد که دو تا لقمه بگیریم
تقویم جلو رفت و به ماهِ رمضان خورد
گفتیم یکی از خودتان گفته که دزدید
گفتند غلط کرده فلانی و فلان خورد
صد کولبر افتاد و کسی کک نگزیدش
با یک نخِ مو،غیرت یک عده تکان خورد
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
این خاک پر از لاله شد از بس که جوان خورد
بر روح هنر فاتحه بفرست که امروز
شاعر به فروشِ قلم افتاد و زبان خورد
#مصطفی_علوی
🍀 @javaankavir