♦️ #خرمشهر
«جنگ که تموم شد، تو رفتی سر خونه زندگیت، اما تازه اول بدبختی ما بود… نه آب، نه برق، نه گاز و نه کار… هیچی نبود! میفهمی؟!»
دیالوگ نرگس (لیلا حاتمی) فیلم #ارتفاع_پست
🍀 @javaankavir
«جنگ که تموم شد، تو رفتی سر خونه زندگیت، اما تازه اول بدبختی ما بود… نه آب، نه برق، نه گاز و نه کار… هیچی نبود! میفهمی؟!»
دیالوگ نرگس (لیلا حاتمی) فیلم #ارتفاع_پست
🍀 @javaankavir
خوش باش و زندگی کن با مُردههای مدفون
بیهوده سر نیاور از گور خویش بیرون
هرچند مرگ خود را باور نکردی، اما
بستند باورت را با بندهای قانون!
لبخندهایمان را خم کرده بار اندوه
خشکیده بیخ شادی در قلب های محزون
بر بستری پُر از خون، با درد و داغ جاری است
_چون اشک تشنه کامان_ ته ماندههای کارون
"شیرین" بگو نگرید بر انفعال فرهاد
"لیلا" بگو نرنجد از انجماد مجنون
مُردند غیرتیها، امّيد جوششی نیست
نشتر نزن عبث بر رگ های خالی از خون!
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
🍀 @javaankavir
بیهوده سر نیاور از گور خویش بیرون
هرچند مرگ خود را باور نکردی، اما
بستند باورت را با بندهای قانون!
لبخندهایمان را خم کرده بار اندوه
خشکیده بیخ شادی در قلب های محزون
بر بستری پُر از خون، با درد و داغ جاری است
_چون اشک تشنه کامان_ ته ماندههای کارون
"شیرین" بگو نگرید بر انفعال فرهاد
"لیلا" بگو نرنجد از انجماد مجنون
مُردند غیرتیها، امّيد جوششی نیست
نشتر نزن عبث بر رگ های خالی از خون!
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
🍀 @javaankavir
چرا آمار کتابخوانی در کشورمان بسیار پائین است؟
خلاصهای از ۲۵ پاسخ به این پرسش را برایتان آوردهایم!
1- کتاب نمیخوانیم زیرا "نیازی" به کتاب احساس نمیکنیم.
۲ – کتاب نمیخوانیم زیرا از شک کردن در پایههای نظریمان "میترسیم".
۳ – کتاب نمیخوانیم چون کتاب خواندن کار "سختی" است.
۴ – کتاب نمیخوانیم چون دچار "تنبلی و بیحالی" هستیم
۵ – کتاب نمیخوانیم زیرا "احساس میکنیم" به قلههای یقین رسیدهایم.
۶ – کتاب نمیخوانیم زیرا "احساس میکنیم" مسئلهی مبهمی وجود ندارد.
۷- کتاب نمیخوانیم زیرا هیچ چیز برای ما "جدی نیست".
۸ – کتاب نمیخوانیم زیرا بیش از حد "سادهانگاریم و ذهن بسیطی نداریم".
۹ – کتاب نمیخوانیم زیرا دچار "خودشیفتگی" فرهنگی هستیم.
۱۰- کتاب نمیخوانیم زیرا پیمانهی معرفتیمان "ظرفیت ندارد".
۱۱- کتاب نمیخوانیم زیرا "به تناقضات درونیمان آگاه نیستیم".
۱۲- کتاب نمیخوانیم زیرا راه پیروی، تبعیت، دنبالهروی و تقلید را "راحتتر" یافتهایم.
۱۳- کتاب نمیخوانیم زیرا "ارزش دانایی و آگاهی را نمیدانیم".
۱۴- کتاب نمیخوانیم زیرا سطح خوشایندهای ما "محدود" است.
۱۵- کتاب نمیخوانیم زیرا "زندگی پرهیاهو و نمایشی" را ترجیح میدهیم.
۱۶- کتاب نمیخوانیم زیرا تن به "تحقیر ندانستن" دادهایم و به این تحقیر هم عادت کردهایم.
۱۷- کتاب نمیخوانیم زیرا "حقارت جهل، آزارمان نمیدهد" نادانی را عیب نمیدانیم.
۱۸- کتاب نمیخوانیم زیرا "گفتوگو را کنشی فضیلتمندانه نمیدانیم" و مهارت گفتوگو نداریم.
۱۹- کتاب نمیخوانیم زیرا در زندگی ما، دانا شدن و خردمندانه زیستن، جایی ندارد.
۲۰- کتاب نمیخوانیم زیرا کتاب خواندن دردی از ما دوا نمیکند.
۲۱- کتاب نمیخوانیم زیرا به ما فواید کتاب خواندن را یاد ندادهاند.
۲۲- کتاب نمیخوانیم زیرا بلد نیستیم کتاب بخوانیم.
۲۳- کتاب نمیخوانیم زیرا کسی در خانواده و دور و برمان نبوده که کتابخوان باشد، که ما هم تقلید کنیم یا یاد بگیریم.
۲۴- کتاب نمیخوانیم زیرا در سنّ بزرگسالی هنوز ناآگاه هستیم، نمیدانیم چه بخوانیم، و خجالت میکشیم از کسی بپرسیم از کجا شروع کنیم
و بالاخره، کتاب نمیخوانیم زیرا نمیدانیم و نمیدانیم که نمیدانیم همان چیزی که با عنوان جهل مرکب از آن نام میبرند.
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
🍀 @javaankavir
خلاصهای از ۲۵ پاسخ به این پرسش را برایتان آوردهایم!
1- کتاب نمیخوانیم زیرا "نیازی" به کتاب احساس نمیکنیم.
۲ – کتاب نمیخوانیم زیرا از شک کردن در پایههای نظریمان "میترسیم".
۳ – کتاب نمیخوانیم چون کتاب خواندن کار "سختی" است.
۴ – کتاب نمیخوانیم چون دچار "تنبلی و بیحالی" هستیم
۵ – کتاب نمیخوانیم زیرا "احساس میکنیم" به قلههای یقین رسیدهایم.
۶ – کتاب نمیخوانیم زیرا "احساس میکنیم" مسئلهی مبهمی وجود ندارد.
۷- کتاب نمیخوانیم زیرا هیچ چیز برای ما "جدی نیست".
۸ – کتاب نمیخوانیم زیرا بیش از حد "سادهانگاریم و ذهن بسیطی نداریم".
۹ – کتاب نمیخوانیم زیرا دچار "خودشیفتگی" فرهنگی هستیم.
۱۰- کتاب نمیخوانیم زیرا پیمانهی معرفتیمان "ظرفیت ندارد".
۱۱- کتاب نمیخوانیم زیرا "به تناقضات درونیمان آگاه نیستیم".
۱۲- کتاب نمیخوانیم زیرا راه پیروی، تبعیت، دنبالهروی و تقلید را "راحتتر" یافتهایم.
۱۳- کتاب نمیخوانیم زیرا "ارزش دانایی و آگاهی را نمیدانیم".
۱۴- کتاب نمیخوانیم زیرا سطح خوشایندهای ما "محدود" است.
۱۵- کتاب نمیخوانیم زیرا "زندگی پرهیاهو و نمایشی" را ترجیح میدهیم.
۱۶- کتاب نمیخوانیم زیرا تن به "تحقیر ندانستن" دادهایم و به این تحقیر هم عادت کردهایم.
۱۷- کتاب نمیخوانیم زیرا "حقارت جهل، آزارمان نمیدهد" نادانی را عیب نمیدانیم.
۱۸- کتاب نمیخوانیم زیرا "گفتوگو را کنشی فضیلتمندانه نمیدانیم" و مهارت گفتوگو نداریم.
۱۹- کتاب نمیخوانیم زیرا در زندگی ما، دانا شدن و خردمندانه زیستن، جایی ندارد.
۲۰- کتاب نمیخوانیم زیرا کتاب خواندن دردی از ما دوا نمیکند.
۲۱- کتاب نمیخوانیم زیرا به ما فواید کتاب خواندن را یاد ندادهاند.
۲۲- کتاب نمیخوانیم زیرا بلد نیستیم کتاب بخوانیم.
۲۳- کتاب نمیخوانیم زیرا کسی در خانواده و دور و برمان نبوده که کتابخوان باشد، که ما هم تقلید کنیم یا یاد بگیریم.
۲۴- کتاب نمیخوانیم زیرا در سنّ بزرگسالی هنوز ناآگاه هستیم، نمیدانیم چه بخوانیم، و خجالت میکشیم از کسی بپرسیم از کجا شروع کنیم
و بالاخره، کتاب نمیخوانیم زیرا نمیدانیم و نمیدانیم که نمیدانیم همان چیزی که با عنوان جهل مرکب از آن نام میبرند.
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
🍀 @javaankavir
هزار بار مرا، مرگ به از این سختیست
برای مردم بدبخت،مرگ خوشبختیست
گذشت عمر به جانکندن، ای خدا مُردم!
ز دست اینهمه جانکندن، این چه جانسختیست!
۱۲ تیر ۱۳۰۳
میرزاده عشقی بهقتل رسید
☘ @JavaanKavir
برای مردم بدبخت،مرگ خوشبختیست
گذشت عمر به جانکندن، ای خدا مُردم!
ز دست اینهمه جانکندن، این چه جانسختیست!
۱۲ تیر ۱۳۰۳
میرزاده عشقی بهقتل رسید
☘ @JavaanKavir
هزار بار مرا مرگ بِه از این سختی است
برای مردم بدبخت، مرگ خوشبختی است
گذشت عمر به جان کندن ، ای خدا مُردم
ز دست این همه جان کندن، این چه جان سختی است!
رسید جان به لبم هر چه دست و پا کردم
برون نشد دگر این منتهای بدبختی است!
رجال ما هـمه دزدند و دزد بدنام است
که دزد گردنه بد نام دزد پاتختی است
رجال صـالح ما، این رجال خنثی بند!
که از رجال دگر امتیازشان لختی است
زنان کشور ما زنده اند و در کـفن اند
که این اصول سیه بختی از سیه رختی است!
بمیر عشقی ار آسایش آرزو داری
که هر که مرد، شد آسوده، زنده در سختی است
#میرزاده_عشقی
🍀 @javaankavir
برای مردم بدبخت، مرگ خوشبختی است
گذشت عمر به جان کندن ، ای خدا مُردم
ز دست این همه جان کندن، این چه جان سختی است!
رسید جان به لبم هر چه دست و پا کردم
برون نشد دگر این منتهای بدبختی است!
رجال ما هـمه دزدند و دزد بدنام است
که دزد گردنه بد نام دزد پاتختی است
رجال صـالح ما، این رجال خنثی بند!
که از رجال دگر امتیازشان لختی است
زنان کشور ما زنده اند و در کـفن اند
که این اصول سیه بختی از سیه رختی است!
بمیر عشقی ار آسایش آرزو داری
که هر که مرد، شد آسوده، زنده در سختی است
#میرزاده_عشقی
🍀 @javaankavir
زَهـر اسـت روزگـار به کـام گرسـنهها
شرمنـدگیست وعـدهء شـام گرسـنهها
در جام زر شـراب چـهل سـاله میخـورد
دلـواپـس حــلـال و حــرام گرسـنههـا
از شانـههای زخـمی و از دسـترنجشان
عمـریست میخورنـد به نـام گرسـنهها
پشمینهپـوش گرگهای شکمباره را بگو
دُم میدهیـد جـمله بـه دام گرسـنهها
این گلّـه صیـد چـنگ شـما بوده تاکنـون
وقتـش رسـیده حُـسن ختـام گرسـنهها
از سر گذشتهخلق،کهآبازسرشگذشت
ای وای بـر شـما ز قـیـام گرسـنهها
#مجید_قابل
🍀 @javaankavir
شرمنـدگیست وعـدهء شـام گرسـنهها
در جام زر شـراب چـهل سـاله میخـورد
دلـواپـس حــلـال و حــرام گرسـنههـا
از شانـههای زخـمی و از دسـترنجشان
عمـریست میخورنـد به نـام گرسـنهها
پشمینهپـوش گرگهای شکمباره را بگو
دُم میدهیـد جـمله بـه دام گرسـنهها
این گلّـه صیـد چـنگ شـما بوده تاکنـون
وقتـش رسـیده حُـسن ختـام گرسـنهها
از سر گذشتهخلق،کهآبازسرشگذشت
ای وای بـر شـما ز قـیـام گرسـنهها
#مجید_قابل
🍀 @javaankavir
Khaste am
Aliakbar Yaghitabar
خستهام، خسته از اینگونه دوام آوردن
خستهام، خسته از این صبح به شام آوردن...😔
#دکلمه از #علی_اکبر_یاغی_تبار
🍀 @javaankavir
خستهام، خسته از این صبح به شام آوردن...😔
#دکلمه از #علی_اکبر_یاغی_تبار
🍀 @javaankavir
قطعِ قلم، به قیمت نان می کنی رفیق؟
این خط و این نشان که زیان می کنی رفیق!
گیرم درین میانه به جایی رسیده ای،
گیرم که زود دکّه، دکان می کنی رفیق!
روزی که زین بگردد و بر پشتت اوفتد،
حیرت ز کار و بار جهان می کنی رفیق
تیر و کمان چو دست تو افتاد، هوش دار
" سیب " است ، یا " سر " است ، نشان می کنی رفیق!
کفاره اش ز گندمِ عالَم فزون تر است،
از عُمر آنچه خدمت خان می کنی رفیق!
خود بستمش به سنگ لحد، مُرده توش نیست!
قبری که گریه بر سر آن می کنی رفیق!
گفتی: " گمان کنم که درست است راه من"
داری گمان چو گمشدگان می کنی رفیق!!
فردا که آفتاب حقیقت برون زند،
" سر " در کدام " برف " نهان می کنی رفیق؟!!
#حسین_جنتی
#روز_قلم
🍀 @javaankavir
این خط و این نشان که زیان می کنی رفیق!
گیرم درین میانه به جایی رسیده ای،
گیرم که زود دکّه، دکان می کنی رفیق!
روزی که زین بگردد و بر پشتت اوفتد،
حیرت ز کار و بار جهان می کنی رفیق
تیر و کمان چو دست تو افتاد، هوش دار
" سیب " است ، یا " سر " است ، نشان می کنی رفیق!
کفاره اش ز گندمِ عالَم فزون تر است،
از عُمر آنچه خدمت خان می کنی رفیق!
خود بستمش به سنگ لحد، مُرده توش نیست!
قبری که گریه بر سر آن می کنی رفیق!
گفتی: " گمان کنم که درست است راه من"
داری گمان چو گمشدگان می کنی رفیق!!
فردا که آفتاب حقیقت برون زند،
" سر " در کدام " برف " نهان می کنی رفیق؟!!
#حسین_جنتی
#روز_قلم
🍀 @javaankavir
✍جلسه نقد شعر و آثار ادبی جوان کویر آران وبیدگل
✅امروز جمعه #ساعت_19 ✅
خیابان شهدا. انتهای کوچه سوم.
گام های سبزتان را چشم براهیم
🍀 @JavaanKavir
✅امروز جمعه #ساعت_19 ✅
خیابان شهدا. انتهای کوچه سوم.
گام های سبزتان را چشم براهیم
🍀 @JavaanKavir
با نگاهت حرف دارم از نگاهم رو نگیر
حال احساس مرا با خنجر ابرو نگیر
من به لبخند تو آبادم مرا ویران نکن
مثل آیینه نشو با هق هق من خو نگیر
در مسیر جوی تقدیرم برو تا بیکران
قایق امید من بیراهه ها پهلو نگیر
زندگی یک عمر یادم داده وقت پا شدن
دست هایت را به جز بر شانه ی زانو نگیر
عشق چون سیبی ست شیرین، گاز خواهم زد به شوق
پس برای پوست کندن از کسی چاقو نگیر...
#زهرا_کاظم_پور
از مجموعه با نگاهت حرف دارم
@javaankavir
حال احساس مرا با خنجر ابرو نگیر
من به لبخند تو آبادم مرا ویران نکن
مثل آیینه نشو با هق هق من خو نگیر
در مسیر جوی تقدیرم برو تا بیکران
قایق امید من بیراهه ها پهلو نگیر
زندگی یک عمر یادم داده وقت پا شدن
دست هایت را به جز بر شانه ی زانو نگیر
عشق چون سیبی ست شیرین، گاز خواهم زد به شوق
پس برای پوست کندن از کسی چاقو نگیر...
#زهرا_کاظم_پور
از مجموعه با نگاهت حرف دارم
@javaankavir
@Honare_Eterazi
shajarian-meshkatian
همراه شو عزیز/تنها نمان به درد/کاین درد مشترک/هرگز جدا جدا/درمان نمیشود/دشوار زندگی/هرگز برای ما/بی رزم مشترک/آسان نمیشود..
ترانه:برزین آذر مهر
موسیقی:پرویز مشکاتیان
خواننده:شجریان
🍀 @javaankavir
ترانه:برزین آذر مهر
موسیقی:پرویز مشکاتیان
خواننده:شجریان
🍀 @javaankavir
ما عقب عقب میریم. تا حالا میخواستیم سرِ حقوقمون حرف بزنیم و حالا حرف سر موجودیتِمونه.
✅وقتی همه خوابیم
#بهرام_بیضایی
🍀 @javaankavir
✅وقتی همه خوابیم
#بهرام_بیضایی
🍀 @javaankavir
برای لقمه ای نان گاه مجبورند بعضی ها
اگر چه خوب میفهمند معذورند بعضی ها
بنی آدم نمی سازند با همدیگر ای سعدی
که گاهی وصله ء بد رنگ و ناجورند بعضی ها
پرند از کهنه بافی های صدها سال پیش از ما
خطوط ناموازی رفته ی دورند بعضی ها
ردیف زخم مردم را خطای دید میدانند
سلیمانند و زیر پایشان مورند بعضی ها
میان زندگی تا زنده بودن فرق یک عمر است
اگر چه مردمان زنده در گورند بعضی ها
جهان هر روز دارد اتفاق تازه ای در خود
چراغت را ببر ای شیخ چون کورند بعضی ها..
#حسین_جعغرزاده
@javaankavir
اگر چه خوب میفهمند معذورند بعضی ها
بنی آدم نمی سازند با همدیگر ای سعدی
که گاهی وصله ء بد رنگ و ناجورند بعضی ها
پرند از کهنه بافی های صدها سال پیش از ما
خطوط ناموازی رفته ی دورند بعضی ها
ردیف زخم مردم را خطای دید میدانند
سلیمانند و زیر پایشان مورند بعضی ها
میان زندگی تا زنده بودن فرق یک عمر است
اگر چه مردمان زنده در گورند بعضی ها
جهان هر روز دارد اتفاق تازه ای در خود
چراغت را ببر ای شیخ چون کورند بعضی ها..
#حسین_جعغرزاده
@javaankavir
Forwarded from شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
✍جلسه نقد شعر و آثار ادبی جوان کویر آران وبیدگل
✅امروز جمعه #ساعت_19 ✅
خیابان شهدا. انتهای کوچه سوم.
گام های سبزتان را چشم براهیم
🍀 @JavaanKavir
✅امروز جمعه #ساعت_19 ✅
خیابان شهدا. انتهای کوچه سوم.
گام های سبزتان را چشم براهیم
🍀 @JavaanKavir
بگذار که با واژه ی من درد بماند
بر حنجره ام عقده ی برگرد بماند
خاموشم و امروز مرا حال خوشی نیست
از آنچه که او بر سرم آورد بماند
جای گله ای نیست کسی نیز ندانست
از داغ نگاهی که به من کرد بماند
چون دوزخم و آتشی افتاده به جانم
کی دوزخ من سرد شود، سرد بماند
بگذار بگیرد نفسم مثل دل تو
تا سبزی فصل غزلم زرد بماند...
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
بر حنجره ام عقده ی برگرد بماند
خاموشم و امروز مرا حال خوشی نیست
از آنچه که او بر سرم آورد بماند
جای گله ای نیست کسی نیز ندانست
از داغ نگاهی که به من کرد بماند
چون دوزخم و آتشی افتاده به جانم
کی دوزخ من سرد شود، سرد بماند
بگذار بگیرد نفسم مثل دل تو
تا سبزی فصل غزلم زرد بماند...
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
بنده و چاکر و خوار و بله گوئید هنوز
لاجرم در نظرِ ظلم نِکوئید هنوز
باغِ اندیشه پر از سیب درشت است و شما
سخت دلبستهی آن بوته کدوئید هنوز
عورت ظلم عیان است و شما کوردلان
روز و شب در پی پوشاندن موئید هنوز!
با شما رخنهای از روز تولد باقی است
عمرتان طی شد و مشغول رفوئید هنوز!
ما به دریا زدهایم از پی آن دُرّ و شما
پاچه بالا زده در بستر جوئید هنوز
کارتان بی جدل و جنگ به سامان نرسد
دوست، بگذاشته... دنبال عدوئید هنوز!
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
🍀 @javaankavir
لاجرم در نظرِ ظلم نِکوئید هنوز
باغِ اندیشه پر از سیب درشت است و شما
سخت دلبستهی آن بوته کدوئید هنوز
عورت ظلم عیان است و شما کوردلان
روز و شب در پی پوشاندن موئید هنوز!
با شما رخنهای از روز تولد باقی است
عمرتان طی شد و مشغول رفوئید هنوز!
ما به دریا زدهایم از پی آن دُرّ و شما
پاچه بالا زده در بستر جوئید هنوز
کارتان بی جدل و جنگ به سامان نرسد
دوست، بگذاشته... دنبال عدوئید هنوز!
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
🍀 @javaankavir
کامیار شاپور فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور ساعاتی پیش از دنیا رفت...
روحش شاد ویادش گرامی... 🖤
☘ @JavaanKavir
روحش شاد ویادش گرامی... 🖤
☘ @JavaanKavir