باغبان گر پنج روزي صحبت گل بايدش
بر جفاي خار هجران صبر بلبل بايدش
اي دل اندربند زلفش از پريشاني منال
مرغ زيرک چون به دام افتد تحمل بايدش
رند عالم سوز را با مصلحت بيني چه کار
کار ملک است آن که تدبير و تامل بايدش
تکيه بر تقوا و دانش در طريقت کافريست
راهرو گر صد هنر دارد توکل بايدش
با چنين زلف و رخش بادا نظربازي حرام
هر که روي ياسمين و جعد سنبل بايدش
نازها زان نرگس مستانه اش بايد کشيد
اين دل شوريده تا آن جعد و کاکل بايدش
ساقيا در گردش ساغر تعلل تا به چند
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بايدش
کيست حافظ تا ننوشد باده بي آواز رود
عاشق مسکين چرا چندين تجمل بايدش
#حافظ
🍀 @javaankavir
بر جفاي خار هجران صبر بلبل بايدش
اي دل اندربند زلفش از پريشاني منال
مرغ زيرک چون به دام افتد تحمل بايدش
رند عالم سوز را با مصلحت بيني چه کار
کار ملک است آن که تدبير و تامل بايدش
تکيه بر تقوا و دانش در طريقت کافريست
راهرو گر صد هنر دارد توکل بايدش
با چنين زلف و رخش بادا نظربازي حرام
هر که روي ياسمين و جعد سنبل بايدش
نازها زان نرگس مستانه اش بايد کشيد
اين دل شوريده تا آن جعد و کاکل بايدش
ساقيا در گردش ساغر تعلل تا به چند
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بايدش
کيست حافظ تا ننوشد باده بي آواز رود
عاشق مسکين چرا چندين تجمل بايدش
#حافظ
🍀 @javaankavir
اصلاً قبول حرف شما، من روانیام
من رعد و برق و زلزلهام ، ناگهانیام
این بیتهای تلخِ نفسگیرِ شعلهخیز
داغ شماست خیمه زده بر جوانیام
رودم؛ اگر چه بیتو به دریا نمیرسم
کوهم؛ اگر چه مردنی و استخوانیام
من کز شکوه روسریات کم نمیکنم
من، این من غبار، چرا میتکانیام؟
بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز
این سر که سرشکستۀ نامهربانیام
کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست
از بعد رفتنت گل ابرو کمانیام
این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند
من دوستدار بستنی زعفرانیام
#حامد_عسکری
☘ @javaankavir
من رعد و برق و زلزلهام ، ناگهانیام
این بیتهای تلخِ نفسگیرِ شعلهخیز
داغ شماست خیمه زده بر جوانیام
رودم؛ اگر چه بیتو به دریا نمیرسم
کوهم؛ اگر چه مردنی و استخوانیام
من کز شکوه روسریات کم نمیکنم
من، این من غبار، چرا میتکانیام؟
بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز
این سر که سرشکستۀ نامهربانیام
کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست
از بعد رفتنت گل ابرو کمانیام
این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند
من دوستدار بستنی زعفرانیام
#حامد_عسکری
☘ @javaankavir
همیشه گریه های زیر باران ماجرا دارد
که یک سر در پشیمانی، سری هم در وفا دارد
میان خاطراتت آنچنان بر سینه می کوبم
که ثابت می کند یک دست هم گاهی صدا دارد
نبودت روزهایم را به قدری بی هویت کرد
که در تقویم من تنها غروب جمعه جا دارد
تصور می کنم عاشق شدن یک درد موروثیست
ازآنجا که پدر عمریست در دستش عصا دارد
یقین دارم کسی ظرف دعا را جابه جا کرده
تو را من آرزو کردم کسی دیگر تو را دارد!
#علی_صفری
@javaankavir
که یک سر در پشیمانی، سری هم در وفا دارد
میان خاطراتت آنچنان بر سینه می کوبم
که ثابت می کند یک دست هم گاهی صدا دارد
نبودت روزهایم را به قدری بی هویت کرد
که در تقویم من تنها غروب جمعه جا دارد
تصور می کنم عاشق شدن یک درد موروثیست
ازآنجا که پدر عمریست در دستش عصا دارد
یقین دارم کسی ظرف دعا را جابه جا کرده
تو را من آرزو کردم کسی دیگر تو را دارد!
#علی_صفری
@javaankavir
◼️◻️◾️◽️▪️▫️
#ویژه
#علی_شناسی
#علی مرد تکرار ناپذیر تاریخ
شخصیت ممتاز مولا اگرچه بیش از سایر نوابغ بشری مورد تحلیل قرار گرفته است باز هم در برابر اقیانوس بیکران فضایل این مرد قاصر است.
عبدالفتاح عبدالمقصود متفکر مصری می گوید: اگر خوبی های علی را در یک محل جمع آوریم خود کتابخانه ای مجلل و بی نظیر خواهد شد.
فخر رازی درباره علی می گوید: هر کس در دین، پسر ابوطالب را پیشوای خود قرار دهد همانا رستگار است چرا که پیامبر درباره اش فرمود: خدایا علی هر گونه باشد، حق را بر محور وجودش بچرخان.
در صحیح مسلم آمده: دوست داشتن علی نشانه ایمان و دشمن داشتنش نشانه نفاق است.
احمد ابن حنبل می گوید: درباره هیچ یک از صحابه پیامبر به اندازه علی فضایل نقل نشده است.
جرج جرداق مسیحی در کتاب "علی صدای عدالت انسانی" در خطاب به روزگار میگوید: آه! ای دنیا، چه می شد اگر قوای خود را جمع می کردی و توانت را برای بار دیگر در یک جا متمرکز می کردی تا در هر عصر و زمان یک نفر مانند علی را که در عقل و خرد و منطق و بیان و حماسه و شجاعت با او هم پایه بود برای بشریت به ارمغان می آوردی.
♣️دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را♣️
برای دشمن علی چه عذابی بالاتر از این که علی را دوست نداشته باشد....
♠️کاش میتوانستم تمام عشق و ارادتم را درباره ات بگویم. اما دریغ دریغ ...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
و ما اکنون چشم در راه جانشین این مرد امشب با تمام وجود فریاد می زنیم:
🔳الهی بعلی بعلی بعلی.....
🔲عجل لولیک الفرج
☘ @JavaanKavir
◻️◼️◽️◾️▫️▪️
#ویژه
#علی_شناسی
#علی مرد تکرار ناپذیر تاریخ
شخصیت ممتاز مولا اگرچه بیش از سایر نوابغ بشری مورد تحلیل قرار گرفته است باز هم در برابر اقیانوس بیکران فضایل این مرد قاصر است.
عبدالفتاح عبدالمقصود متفکر مصری می گوید: اگر خوبی های علی را در یک محل جمع آوریم خود کتابخانه ای مجلل و بی نظیر خواهد شد.
فخر رازی درباره علی می گوید: هر کس در دین، پسر ابوطالب را پیشوای خود قرار دهد همانا رستگار است چرا که پیامبر درباره اش فرمود: خدایا علی هر گونه باشد، حق را بر محور وجودش بچرخان.
در صحیح مسلم آمده: دوست داشتن علی نشانه ایمان و دشمن داشتنش نشانه نفاق است.
احمد ابن حنبل می گوید: درباره هیچ یک از صحابه پیامبر به اندازه علی فضایل نقل نشده است.
جرج جرداق مسیحی در کتاب "علی صدای عدالت انسانی" در خطاب به روزگار میگوید: آه! ای دنیا، چه می شد اگر قوای خود را جمع می کردی و توانت را برای بار دیگر در یک جا متمرکز می کردی تا در هر عصر و زمان یک نفر مانند علی را که در عقل و خرد و منطق و بیان و حماسه و شجاعت با او هم پایه بود برای بشریت به ارمغان می آوردی.
♣️دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را♣️
برای دشمن علی چه عذابی بالاتر از این که علی را دوست نداشته باشد....
♠️کاش میتوانستم تمام عشق و ارادتم را درباره ات بگویم. اما دریغ دریغ ...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
و ما اکنون چشم در راه جانشین این مرد امشب با تمام وجود فریاد می زنیم:
🔳الهی بعلی بعلی بعلی.....
🔲عجل لولیک الفرج
☘ @JavaanKavir
◻️◼️◽️◾️▫️▪️
✍️ به قول #شاملو: «نفس گفتن، نفس حرف زدن، نفس تلاش کردن، نشانه امید به زندگی است. این چه بزدلی است که ما پیش از مرگ چشمهایمان را از هراس برهم گذاریم ؟ چرا از دوست داشتن زندگی طفره میرویم؟ پس از مرگ ما و پس از مرگ دیگران، چه آنها که مردهوار زیستند، و چه آنها که زندهوار مردند نیز، خورشید خواهد دمید. اگر یاس پیروز شود، برای هنرمند و مردمی که سخنش را دوست میداشتهاند، بزرگترین فاجعه رخ داده است.»
واقعا به این سوالها چه جوابی میتوانیم داد:
- مسئولیت یا عدم مسئولیت؟
- برای چه، برای که مینویسیم؟
بگذارید بگویند «ما (هنرمندان) برای دلمان مینویسیم» اما جواب این حرفها برای ما روشن است.
- مسئولیت و آن هم سنگینترین مسئولیتها!
- برای انسان مینویسیم و برای آنها که زندگی را درخشانتر میخواهند و خواستشان را با تلاش جدیتر میجویند! بگذارید آنها که پر میخورند و به خاطر پر تر خوردن، پر میگویند و به خاطر گشادهتر زیستن «مرگ» را به دیگران تبلیغ میکنند، هرچه دلشان میخواهد بگویند. بگذارید پریایی که بر سر راه درندگان نشستهاند، فریاد بزنند.
بگذارید هرچه میخواهند فریاد بزنند که: «ما در خلاء صرف زندگی میکنیم و یا اصلا زندگی نمیکنیم، به آنها بگویید: «خفه! مرده سخن نمیگوید مگر آنکه افسونی او را بر زبان آورد. اگر فیالواقع چیزی نیست، اگر دیگر هیچ امیدی باقی نمانده است، اگر همه چیز سراب است، اگر واقعا فاتحه بشریت را خوانده شده تلقی میکنید، دیگر چرا معطلید؟ چرا وقتتان را با تبلیغ مرگ تلف میکنید؟ ما راه عملی و آسانی نشانتان میدهیم: به جای قرقر کردن، گلولهای به شقیقهتان بزنید! #هدایت آثار چاپ نشدهاش را سوزاند و خودش را کشت. خواست در خلاء زندگی کند، اما وجداناً لازم ندید این کار را به دیگران هم تحمیل کند. هدایت «انسان» بود، اما شما؟ من خیال میکنم بهتر است خفقان بگیرید!» (از مقدمه دیار شب، دفتر شعر م. آزاد)
📕 #قطره_محال_اندیش
👤 #محمود_دولت_آبادی
🍀 @javaankavir
واقعا به این سوالها چه جوابی میتوانیم داد:
- مسئولیت یا عدم مسئولیت؟
- برای چه، برای که مینویسیم؟
بگذارید بگویند «ما (هنرمندان) برای دلمان مینویسیم» اما جواب این حرفها برای ما روشن است.
- مسئولیت و آن هم سنگینترین مسئولیتها!
- برای انسان مینویسیم و برای آنها که زندگی را درخشانتر میخواهند و خواستشان را با تلاش جدیتر میجویند! بگذارید آنها که پر میخورند و به خاطر پر تر خوردن، پر میگویند و به خاطر گشادهتر زیستن «مرگ» را به دیگران تبلیغ میکنند، هرچه دلشان میخواهد بگویند. بگذارید پریایی که بر سر راه درندگان نشستهاند، فریاد بزنند.
بگذارید هرچه میخواهند فریاد بزنند که: «ما در خلاء صرف زندگی میکنیم و یا اصلا زندگی نمیکنیم، به آنها بگویید: «خفه! مرده سخن نمیگوید مگر آنکه افسونی او را بر زبان آورد. اگر فیالواقع چیزی نیست، اگر دیگر هیچ امیدی باقی نمانده است، اگر همه چیز سراب است، اگر واقعا فاتحه بشریت را خوانده شده تلقی میکنید، دیگر چرا معطلید؟ چرا وقتتان را با تبلیغ مرگ تلف میکنید؟ ما راه عملی و آسانی نشانتان میدهیم: به جای قرقر کردن، گلولهای به شقیقهتان بزنید! #هدایت آثار چاپ نشدهاش را سوزاند و خودش را کشت. خواست در خلاء زندگی کند، اما وجداناً لازم ندید این کار را به دیگران هم تحمیل کند. هدایت «انسان» بود، اما شما؟ من خیال میکنم بهتر است خفقان بگیرید!» (از مقدمه دیار شب، دفتر شعر م. آزاد)
📕 #قطره_محال_اندیش
👤 #محمود_دولت_آبادی
🍀 @javaankavir
شاعر،کنار زلف یار از درد باید گفت
ازآنکه زیر درد کم آورد باید گفت
در قصه ها بس نیست از نامردمی گفتن
درشعر لاقل یک دوخط از مرد باید گفت
دیوان به دیوان مثنوی دارد لبان سرخ
قدر دوبیت از گونه های زرد باید گفت
آغوش های گرم و هُرم بوسه ها تا کی؟
کی از وفور سفره های سرد باید گفت؟
زخم سرت رابا کلاهی، گرچه پوشاندی
از آنکه این رابر سرت آوردباید گفت
ناگفته بسیار است دراین راه ناهموار
بغضی است مانده درگلو،برگرد باید گفت
#مرتضی_حسنی
🍀 @javaankavir
ازآنکه زیر درد کم آورد باید گفت
در قصه ها بس نیست از نامردمی گفتن
درشعر لاقل یک دوخط از مرد باید گفت
دیوان به دیوان مثنوی دارد لبان سرخ
قدر دوبیت از گونه های زرد باید گفت
آغوش های گرم و هُرم بوسه ها تا کی؟
کی از وفور سفره های سرد باید گفت؟
زخم سرت رابا کلاهی، گرچه پوشاندی
از آنکه این رابر سرت آوردباید گفت
ناگفته بسیار است دراین راه ناهموار
بغضی است مانده درگلو،برگرد باید گفت
#مرتضی_حسنی
🍀 @javaankavir
آن به که چون منی نرسد در وصال دوست
تا ضعف خویش حمل کند بر کمال دوست
رشک آیدم ز مردمک دیده بارها
کاین شوخ دیده چند ببیند جمال دوست
پروانه کیست تا متعلق شود به شمع
باری بسوزدش سبحات جلال دوست
ای دوست روزهای تنعم به روزه باش
باشد که در فتد شب قدر وصال دوست
دور از هوای نفس، که ممکن نمیشود
در تنگنای صحبت دشمن، مجال دوست
گر دوست جان و سر طلبد ایستادهایم
یاران بدین قدر بکنند احتمال دوست
خرم تنی که جان بدهد در وفای یار
اقبال در سری که شود پایمال دوست
ما را شکایتی ز تو گر هست هم به توست
در پیش دشمنان نتوان گفت حال دوست
بسیار #سعدی از همه عالم بدوخت چشم
تا مینمایدش همه عالم خیال دوست
☘ @JavaanKavir
تا ضعف خویش حمل کند بر کمال دوست
رشک آیدم ز مردمک دیده بارها
کاین شوخ دیده چند ببیند جمال دوست
پروانه کیست تا متعلق شود به شمع
باری بسوزدش سبحات جلال دوست
ای دوست روزهای تنعم به روزه باش
باشد که در فتد شب قدر وصال دوست
دور از هوای نفس، که ممکن نمیشود
در تنگنای صحبت دشمن، مجال دوست
گر دوست جان و سر طلبد ایستادهایم
یاران بدین قدر بکنند احتمال دوست
خرم تنی که جان بدهد در وفای یار
اقبال در سری که شود پایمال دوست
ما را شکایتی ز تو گر هست هم به توست
در پیش دشمنان نتوان گفت حال دوست
بسیار #سعدی از همه عالم بدوخت چشم
تا مینمایدش همه عالم خیال دوست
☘ @JavaanKavir
🌸جلسه نقد و بررسی آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر،
امروز جمعه
🌹 ساعت #شش_و_نیم عصر
در محل دفتر انجمن واقع در آرانوبیدگل، خیابان شهدا، انتهای کوچه معراج سوم
برگزار میشود.
منتظر حضور سبز و به موقع شما هستیم😊🌱
🍀 @javaankavir
امروز جمعه
🌹 ساعت #شش_و_نیم عصر
در محل دفتر انجمن واقع در آرانوبیدگل، خیابان شهدا، انتهای کوچه معراج سوم
برگزار میشود.
منتظر حضور سبز و به موقع شما هستیم😊🌱
🍀 @javaankavir
به بی سلاحیِ روز نبرد فکر نکن!
به بی لباسیِ شبهای سرد فکر نکن!
به یال سوختهی شیرِ مانده در زنجیر
به پای بستهی آن رهنَورد فکر نکن!
گذشتههای پر از داغ را به یاد نیار
به راه رفتهی خود برنگرد! فکر نکن!
خزان به سر شد و برگ طلاییات افتاد
به بی وفایی آن فصل زرد فکر نکن
تو هم بیا به تماشای پوچ این بازی
نود دقیقه به اندوه و درد فکر نکن!
#محمدرضا_طاهری
🍀 @javaankavir
به بی لباسیِ شبهای سرد فکر نکن!
به یال سوختهی شیرِ مانده در زنجیر
به پای بستهی آن رهنَورد فکر نکن!
گذشتههای پر از داغ را به یاد نیار
به راه رفتهی خود برنگرد! فکر نکن!
خزان به سر شد و برگ طلاییات افتاد
به بی وفایی آن فصل زرد فکر نکن
تو هم بیا به تماشای پوچ این بازی
نود دقیقه به اندوه و درد فکر نکن!
#محمدرضا_طاهری
🍀 @javaankavir
📣اطلاعیه
به دلیل همزمانی جلسه امروز انجمن به تاریخ جمعه، 25 خرداد با بازی ⚽️تیم ملی فوتبال ایران⚽️، به درخواست اعضا جلسه امروز انجمن برگزار نمیشود.
✅ به دوستان خود نیز اطلاع دهید.
با آرزوی موفقیت برای ❤️تیم ملی فوتبال ایران❤️
🍀 @javaankavir
به دلیل همزمانی جلسه امروز انجمن به تاریخ جمعه، 25 خرداد با بازی ⚽️تیم ملی فوتبال ایران⚽️، به درخواست اعضا جلسه امروز انجمن برگزار نمیشود.
✅ به دوستان خود نیز اطلاع دهید.
با آرزوی موفقیت برای ❤️تیم ملی فوتبال ایران❤️
🍀 @javaankavir
▫️من از هیچ چیز رسمی یا جدی خوشم نمی آید، هنوز نتوانستم که خودم را عادت بدهم با قاشق و چنگال آب یخ بخورم، تقصیری نیست. این در خون، محیط، زمان و فضایی است که در آن پروریده و درهم شکسته شده ام!
▫️بین جنون و نبوغ فاصله ای نیست. من ادای خودم را در می آورم.
▫️خیلی ها در حاشیهء زندگی شعر هم می گویند. چه عیب دارد که من در حاشیهء شعر زندگی کنم.
▫️شعر امروز معجونی از شکست، مرگ، فتح، حقارت، فساد، پوچی و عشق است.
آئینه دار رابطه | گفتگو با نصرت رحمانی
☘ @JavaanKavir
▫️بین جنون و نبوغ فاصله ای نیست. من ادای خودم را در می آورم.
▫️خیلی ها در حاشیهء زندگی شعر هم می گویند. چه عیب دارد که من در حاشیهء شعر زندگی کنم.
▫️شعر امروز معجونی از شکست، مرگ، فتح، حقارت، فساد، پوچی و عشق است.
آئینه دار رابطه | گفتگو با نصرت رحمانی
☘ @JavaanKavir
"حوصله ی راه"
ای نازنین
اندوه اگر که پنجه به قلبت زد
تاری ز موی سپیدم
در عود سوز بیفکن
تا عشق را بر آستانه درگاه بنگری!
از دفتر پیاله دور دگر زد
27 خرداد سالروز درگذشت #نصرت_رحمانی
☘ @JavaanKavir
ای نازنین
اندوه اگر که پنجه به قلبت زد
تاری ز موی سپیدم
در عود سوز بیفکن
تا عشق را بر آستانه درگاه بنگری!
از دفتر پیاله دور دگر زد
27 خرداد سالروز درگذشت #نصرت_رحمانی
☘ @JavaanKavir
⚫️⚫️⚫️
چندین صدا شنیدهام اما دهان یکیست!
گویا صدای نعره و بانگِ اذان یکیست!
یکسوی بر یزید و دِگرسوی بر حسین،
خَلقی گریستند ولی روضهخوان یکیست!
افسرده از مطالعهی زهر و پادزهر،
دیدم دوشیشهاند ولیکن دکان یکیست!
در عصرِ ظلم، ظلم و به دورانِ عدل، ظلم...
در کفر و دین مسافرم و ارمغان یکیست!
در گوشِ من مقایسهی خیر و شر مخوان،
چندین مُجلّد است ولی داستان یکیست!
دزدِ طلا گریخت ولی دزدِ گیوه نه...
دردا که در گلویِ گذر پاسبان یکیست!
در جنگِ شیخ و شاه، فقط زخم سهمِ ماست،
تیر از دو سوی میرود اما نشان یکیست!
اینک نگاه کن که نگویی: ندیدهام!
در کارِ ظلم بستنِ چشم و زبان یکیست...
آنجا که پُشتِ گردنِ مظلوم میخورَد،
حدِّ گناهِ تیغ و تماشاگران یکیست!
#حسین_جنتی
🍀 @javaankavir
چندین صدا شنیدهام اما دهان یکیست!
گویا صدای نعره و بانگِ اذان یکیست!
یکسوی بر یزید و دِگرسوی بر حسین،
خَلقی گریستند ولی روضهخوان یکیست!
افسرده از مطالعهی زهر و پادزهر،
دیدم دوشیشهاند ولیکن دکان یکیست!
در عصرِ ظلم، ظلم و به دورانِ عدل، ظلم...
در کفر و دین مسافرم و ارمغان یکیست!
در گوشِ من مقایسهی خیر و شر مخوان،
چندین مُجلّد است ولی داستان یکیست!
دزدِ طلا گریخت ولی دزدِ گیوه نه...
دردا که در گلویِ گذر پاسبان یکیست!
در جنگِ شیخ و شاه، فقط زخم سهمِ ماست،
تیر از دو سوی میرود اما نشان یکیست!
اینک نگاه کن که نگویی: ندیدهام!
در کارِ ظلم بستنِ چشم و زبان یکیست...
آنجا که پُشتِ گردنِ مظلوم میخورَد،
حدِّ گناهِ تیغ و تماشاگران یکیست!
#حسین_جنتی
🍀 @javaankavir
اگر شما گیوتین را به جلو صحنه آوردهاید و آن را با این شادمانی و افتخار افراشته و به آسمان رساندهاید فقط برای این است که "بریدن سر از همه کار آسانتر است و پروردن اندیشه در سر از همه کار دشوارتر".
شما تنبلید!
پرچم شما کهنه پارچهای بیش نیست...
نماد ناتوانی.
تسخیر شدگان #داستایوفسکی
🍀 @javaankavir
شما تنبلید!
پرچم شما کهنه پارچهای بیش نیست...
نماد ناتوانی.
تسخیر شدگان #داستایوفسکی
🍀 @javaankavir
💠برای این نسل کاری کنید، از دست رفت
✍ برای این نسل کاری بکنید. برای او خوراک فکری تازه فراهم کنید. برای حرف زدن با او، برای شناساندن اسلام و تشیع و فرهنگ و تاریخ و ایمان و توحید و قرآن و محمد و علی و فاطمه و کربلا و امام و عدالت و امامت و جهاد و اجتهاد ... زبان تازه بیافرینید. دست به خلق یک رنسانس اسلامی، یک نهضست انقلابی فکری، یک جوشش نو نیرومند شیعی بزنید وگرنه این نسل از دست می رود. این فرصت از میان می رود. این ایمان و این مذهب به فردا نمی رسد. هنوز که می توان و هنوز که می توانید کاری بکنید.
#دکتر_شریعتی
📚مجموعه آثار
۲۹ خرداد سالروز وفات دکتر شریعتی...
راهش ادامه دارد...
روح بزرگش شاد🌹🙏
☘ @JavaanKavir
✍ برای این نسل کاری بکنید. برای او خوراک فکری تازه فراهم کنید. برای حرف زدن با او، برای شناساندن اسلام و تشیع و فرهنگ و تاریخ و ایمان و توحید و قرآن و محمد و علی و فاطمه و کربلا و امام و عدالت و امامت و جهاد و اجتهاد ... زبان تازه بیافرینید. دست به خلق یک رنسانس اسلامی، یک نهضست انقلابی فکری، یک جوشش نو نیرومند شیعی بزنید وگرنه این نسل از دست می رود. این فرصت از میان می رود. این ایمان و این مذهب به فردا نمی رسد. هنوز که می توان و هنوز که می توانید کاری بکنید.
#دکتر_شریعتی
📚مجموعه آثار
۲۹ خرداد سالروز وفات دکتر شریعتی...
راهش ادامه دارد...
روح بزرگش شاد🌹🙏
☘ @JavaanKavir
تهمت کافریم آمده ایمان ببرد
نیست ایمان که از این معرکه شیطان ببرد
به گمان روح پلنگی است به جنگل زده تا
خواب از چشم غزل خیزم غزالان ببرد
یا نه، گرگی که به قصد رمه پیدا شده تا
آمده بره بخواباند و چوپان ببرد
ترسم این است که یعقوب تحمل نکند
بوئی از قصه اگر باد به کنعان ببرد
آسمانی که شود ملک کلاغلان چه کند
هدهدی کو که خبر پیش سلیمان ببرد
وقتی از بی خبری عقل به بیراهه رود
به سر دار اناالحق سر رندان ببرد
___
چه کنم آتش زرتشت مرا می بلعد
کاش ققنوس تنم راه به میدان ببرد
ذهنم آبستن یک دردسر تازه شده
کاش خوابیده غم این ذهن پریشان ببرد
#حسین_جعفرزاده
@javaankavir
نیست ایمان که از این معرکه شیطان ببرد
به گمان روح پلنگی است به جنگل زده تا
خواب از چشم غزل خیزم غزالان ببرد
یا نه، گرگی که به قصد رمه پیدا شده تا
آمده بره بخواباند و چوپان ببرد
ترسم این است که یعقوب تحمل نکند
بوئی از قصه اگر باد به کنعان ببرد
آسمانی که شود ملک کلاغلان چه کند
هدهدی کو که خبر پیش سلیمان ببرد
وقتی از بی خبری عقل به بیراهه رود
به سر دار اناالحق سر رندان ببرد
___
چه کنم آتش زرتشت مرا می بلعد
کاش ققنوس تنم راه به میدان ببرد
ذهنم آبستن یک دردسر تازه شده
کاش خوابیده غم این ذهن پریشان ببرد
#حسین_جعفرزاده
@javaankavir
🌸جلسه نقد و بررسی آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر،
امروز جمعه
🌹 ساعت👈 #هفت عصر 7⃣
در محل دفتر انجمن واقع در آرانوبیدگل، خیابان شهدا، انتهای کوچه معراج سوم
برگزار میشود.
منتظر حضور سبز و به موقع شما هستیم😊🌱
🍀 @javaankavir
امروز جمعه
🌹 ساعت👈 #هفت عصر 7⃣
در محل دفتر انجمن واقع در آرانوبیدگل، خیابان شهدا، انتهای کوچه معراج سوم
برگزار میشود.
منتظر حضور سبز و به موقع شما هستیم😊🌱
🍀 @javaankavir
✅به مناسبت زادروز صمد بهرنگی
شهری است که ویران میشود، نه فرونشستن بامی. باغی است که تاراج میشود، نه پرپر شدن گلی. چلچراغی است که در هم میشکند، نه فرومردن شمعی و سنگری است که تسلیم میشود، نه از پا در آمدن مبارزی!
صمد چهره حیرت انگیز تعهد بود. تعهدی که به حق میباید با مضاف غول و هیولا توصیف شود : «غول تعهد!»، «هیولای تعهد!» چرا که هیچ چیز در هیچ دور و زمانه ای همچون «تعهد روشنفکران و هنرمندان جامعه» خوف انگیز و آسایش بر هم زن و خانه خراب کن کژیها و کاستیها نیست.
چرا که تعهد اژدهایی است که گرانبهاترین گنج عالم را پاس میدارد: گنجی که نامش آزادی و حق حیات ملتها است.
و این اژدهای پاسدار، میباید از دسترس مرگ دور بماند تا آن گنج عظیم را از دسترس تاراجیان دور بدارد. میباید اژدهایی باشد بی مرگ و بی آشتی. و بدین سبب میباید هزار سر داشته باشد و یک سودا. اما اگر یک سرش باشد و هزار سودا، چون مرگ بر او بتازد، گنج بیپاسدار میماند.
صمد سری از این هیولا بود.
و کاش... کاش این هیولا، از آن گونه سر، هزار میداشت؛ هزاران میداشت!
✍گفتاری از شاملو دربارهی صمد بهرنگی
🍀 @javaankavir
شهری است که ویران میشود، نه فرونشستن بامی. باغی است که تاراج میشود، نه پرپر شدن گلی. چلچراغی است که در هم میشکند، نه فرومردن شمعی و سنگری است که تسلیم میشود، نه از پا در آمدن مبارزی!
صمد چهره حیرت انگیز تعهد بود. تعهدی که به حق میباید با مضاف غول و هیولا توصیف شود : «غول تعهد!»، «هیولای تعهد!» چرا که هیچ چیز در هیچ دور و زمانه ای همچون «تعهد روشنفکران و هنرمندان جامعه» خوف انگیز و آسایش بر هم زن و خانه خراب کن کژیها و کاستیها نیست.
چرا که تعهد اژدهایی است که گرانبهاترین گنج عالم را پاس میدارد: گنجی که نامش آزادی و حق حیات ملتها است.
و این اژدهای پاسدار، میباید از دسترس مرگ دور بماند تا آن گنج عظیم را از دسترس تاراجیان دور بدارد. میباید اژدهایی باشد بی مرگ و بی آشتی. و بدین سبب میباید هزار سر داشته باشد و یک سودا. اما اگر یک سرش باشد و هزار سودا، چون مرگ بر او بتازد، گنج بیپاسدار میماند.
صمد سری از این هیولا بود.
و کاش... کاش این هیولا، از آن گونه سر، هزار میداشت؛ هزاران میداشت!
✍گفتاری از شاملو دربارهی صمد بهرنگی
🍀 @javaankavir
#گزارش
۱ تیر ۹۷
🌹انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل 🌹
سپاس از حضور سبزتان در اولین روز تابستان😊🌱
☘ @JavaanKavir
۱ تیر ۹۷
🌹انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل 🌹
سپاس از حضور سبزتان در اولین روز تابستان😊🌱
☘ @JavaanKavir