This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارتان باز به این کهنهمثل میافتد
گذرِ پوست به دباغِ محل میافتد!
رنجِ پروانه و بلبل همهگی بیهودهست
شهدِ گُل، بر لبِ زنبورِ عسل میافتد
به لبِ سرخ خودت، هاااای ننازی «چلگیس»
سیب، دستِ حسنیهای کچل میافتد!
اهلِ لافی که همه رستمِ دستان هستند
کِشِ شلوارکشان، وقتِ عمل میافتد!
قاصدک دستِ تو را پیشِ خلایق رو کرد
خبرت بر سرِ هر کوی و کتل میافتد... .
#ساناز_ رئوف
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
گذرِ پوست به دباغِ محل میافتد!
رنجِ پروانه و بلبل همهگی بیهودهست
شهدِ گُل، بر لبِ زنبورِ عسل میافتد
به لبِ سرخ خودت، هاااای ننازی «چلگیس»
سیب، دستِ حسنیهای کچل میافتد!
اهلِ لافی که همه رستمِ دستان هستند
کِشِ شلوارکشان، وقتِ عمل میافتد!
قاصدک دستِ تو را پیشِ خلایق رو کرد
خبرت بر سرِ هر کوی و کتل میافتد... .
#ساناز_ رئوف
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👈نهصد و بیست و ششمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈نهصد و بیست و هفتمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من باغ زمستان زده دارم تو نداری
من خرمن طوفان زده دارم تو نداری
از خاطره ی سبز بهشتی که فرو ریخت
یک میوه ی دندان زده دارم تو نداری
"داش آکلم" و تنگ دلی درد نشان را
بر صخره ی "مرجان" زده دارم تو نداری
من عهد نوشتم تو نه دیدی و نه بستی
من دست به قرآن زده دارم تو نداری
"گر همسفر عشق شدی"را که شنیدی؟
من اسب به میدان زده دارم تو نداری
من اینهمه گفتم و تو یک جمله نوشتی:
((من سرمه به مژگان زده دارم تو نداری ))
#حامد_عسگری
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
من خرمن طوفان زده دارم تو نداری
از خاطره ی سبز بهشتی که فرو ریخت
یک میوه ی دندان زده دارم تو نداری
"داش آکلم" و تنگ دلی درد نشان را
بر صخره ی "مرجان" زده دارم تو نداری
من عهد نوشتم تو نه دیدی و نه بستی
من دست به قرآن زده دارم تو نداری
"گر همسفر عشق شدی"را که شنیدی؟
من اسب به میدان زده دارم تو نداری
من اینهمه گفتم و تو یک جمله نوشتی:
((من سرمه به مژگان زده دارم تو نداری ))
#حامد_عسگری
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👈نهصد و بیست و هشتمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
امان ندیده کسی از گزند حیله خویش
که حبس کرده خودش را قفس به میله ی خویش
مباد فتنه چو فانوس در دلت باشد
که نیست راه رهایی هم از فتیله ی خویش!
به فکر فتح جهان آن قبیل می افتند
که بر نیامده اند از پس قبیله ی خویش!
به فکر فتح جهان اند و می توانی دید
هزار مسئله دارند در طویله ی خویش!
فغان که این دله دزدان به گِرد وَهم زمین
چنان خوش اند که فرزند من به تیله ی خویش!
کدام می کشدم عنکبوت یا نساج؟
چه ها که دیده ام از روزنان پیله ی خویش!
#حسین_جنتی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
که حبس کرده خودش را قفس به میله ی خویش
مباد فتنه چو فانوس در دلت باشد
که نیست راه رهایی هم از فتیله ی خویش!
به فکر فتح جهان آن قبیل می افتند
که بر نیامده اند از پس قبیله ی خویش!
به فکر فتح جهان اند و می توانی دید
هزار مسئله دارند در طویله ی خویش!
فغان که این دله دزدان به گِرد وَهم زمین
چنان خوش اند که فرزند من به تیله ی خویش!
کدام می کشدم عنکبوت یا نساج؟
چه ها که دیده ام از روزنان پیله ی خویش!
#حسین_جنتی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍1
👈نهصد و بیست و نهمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈نهصد و سی امین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
❤1
دیدی افتاد از آن میری و میدانداری
آن که میساخت به هر کوچه و میدان داری
زیر گوش گلِ شبنمزده میخواند نسیم
اگر امروز بهار است زمستان داری...
عمر مانند شبِ گیسوی تو نیست دراز
گذرا مثل نسیمیست که در آن داری
من که از خلق و خدا خیر ندیدم همه عمر
درد تا خرخرهام آمده درمان داری؟
پریا! از بنیآدم به ستوه آمدهام
کفریام من به خدایی که تو ایمان داری
این بنی آدم از آغاز برادرکش بود...
نیست جانیتر از آدم به جهان جانداری
کاش یک جانور از نوحِ نبی میپرسید
که چه اصرار به آوردن انسان داری!؟
کاش فکر عطشِ هاجر و طفلش هم بود
آن که میکرد در آن شعله گلستانداری..
پیرهن گفت به یعقوبِِ هراسان از مصر
پیرمردا! تو که ده گرگ به کنعان داری...
خلق را بردهی خود کرد در آخر یوسف!
بردهها را نگمارید به فرمانداری...
کاش فرعون به موسی به نمکخورهایش
یاد میداد کمی رسم نمکدانداری
ماندهام این که تو در مردم چشمت ای زن
جا برای منِِ جنی منِِ شیطان داری؟
کمکم کن که در این سیلِ جنون مغروقم
ای که صد نوح در این چشم خروشان داری
غصهات دور... اَلا چشم سراسر_ساطور
که سرم هست... که قربانی قربان داری
کشور چشم مرا هیچ عزیزی نگرفت
جز دو یوسف که تو در مَحبسِ مژگان داری
خواه جانم بده و خواه بمیران، نهراس
که مسیح منی ای چشم... که خواهان داری...
ترشرویی نکن ای زن که خودم میدانم
پشت شاتوت لبانت شکرستان داری
سعیام این است که یک لحظه مکدر نشوی
از منِِ آه.. که در آینهبندان داری...
*زلفآشفتهی خوی کردهی خندان که چو من
پیرهنچاک و غزلخوانِِ فراوان داری*
*زلف بر باد بده تا بدهی بر بادم!
ناز کن ای زن اگر نیت طوفان داری*
«بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم»
هر زمان دست در آن زلف پریشان داری
*نفس باد صبا مشکفشان از دم توست
ناز بلقیسی و اعجاز سلیمان داری *
«رسم عاشقکشی و شیوهی شهرآشوبی»
یکی از صدهنر توست، فراوان داری
«عاقلان نقطهی پرگار وجودند ولی»
عشق دیوانه شدن خواهد و دیوانداری
«غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن»
قصر شیرینی و بسیار نگهبان داری
خار در پای تو شیرین منم ای زن که به سر
تاج نیلوفریِ خسروی ایران داری
آری ای عشق تو باید که پناهم بدهی
تا نیوفتادهام از میری و میدانداری...
#علی_فرزانه_موحد
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
آن که میساخت به هر کوچه و میدان داری
زیر گوش گلِ شبنمزده میخواند نسیم
اگر امروز بهار است زمستان داری...
عمر مانند شبِ گیسوی تو نیست دراز
گذرا مثل نسیمیست که در آن داری
من که از خلق و خدا خیر ندیدم همه عمر
درد تا خرخرهام آمده درمان داری؟
پریا! از بنیآدم به ستوه آمدهام
کفریام من به خدایی که تو ایمان داری
این بنی آدم از آغاز برادرکش بود...
نیست جانیتر از آدم به جهان جانداری
کاش یک جانور از نوحِ نبی میپرسید
که چه اصرار به آوردن انسان داری!؟
کاش فکر عطشِ هاجر و طفلش هم بود
آن که میکرد در آن شعله گلستانداری..
پیرهن گفت به یعقوبِِ هراسان از مصر
پیرمردا! تو که ده گرگ به کنعان داری...
خلق را بردهی خود کرد در آخر یوسف!
بردهها را نگمارید به فرمانداری...
کاش فرعون به موسی به نمکخورهایش
یاد میداد کمی رسم نمکدانداری
ماندهام این که تو در مردم چشمت ای زن
جا برای منِِ جنی منِِ شیطان داری؟
کمکم کن که در این سیلِ جنون مغروقم
ای که صد نوح در این چشم خروشان داری
غصهات دور... اَلا چشم سراسر_ساطور
که سرم هست... که قربانی قربان داری
کشور چشم مرا هیچ عزیزی نگرفت
جز دو یوسف که تو در مَحبسِ مژگان داری
خواه جانم بده و خواه بمیران، نهراس
که مسیح منی ای چشم... که خواهان داری...
ترشرویی نکن ای زن که خودم میدانم
پشت شاتوت لبانت شکرستان داری
سعیام این است که یک لحظه مکدر نشوی
از منِِ آه.. که در آینهبندان داری...
*زلفآشفتهی خوی کردهی خندان که چو من
پیرهنچاک و غزلخوانِِ فراوان داری*
*زلف بر باد بده تا بدهی بر بادم!
ناز کن ای زن اگر نیت طوفان داری*
«بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم»
هر زمان دست در آن زلف پریشان داری
*نفس باد صبا مشکفشان از دم توست
ناز بلقیسی و اعجاز سلیمان داری *
«رسم عاشقکشی و شیوهی شهرآشوبی»
یکی از صدهنر توست، فراوان داری
«عاقلان نقطهی پرگار وجودند ولی»
عشق دیوانه شدن خواهد و دیوانداری
«غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن»
قصر شیرینی و بسیار نگهبان داری
خار در پای تو شیرین منم ای زن که به سر
تاج نیلوفریِ خسروی ایران داری
آری ای عشق تو باید که پناهم بدهی
تا نیوفتادهام از میری و میدانداری...
#علی_فرزانه_موحد
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤4
👈نهصد و سی و دومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جهان را دائماً این رسم و این آیین نمیماند
اگر چندی چنین ماندست، بیش از این نمیماند
به چندین سال عمر، این نکته را هر سال سنجیدی
که آن اوضاع دی، در فصل فروردین نمیماند
همان گونه که آن اوضاع دیروزی نماند امروز
به فردا نیز این اوضاع امروزین نمیماند
ببین امروز مردم را، به خون یکدگر تشنه
که دیری نگذرد، کاین عادت دیرین نمیماند
بباید روزگار صافی و صلح و صفا روزی
به جان دوستان آن روز، دیگر کین نمیماند
همانا خوی حیوانیست، این «آیین خودخواهی»
اگر انسان شوند این خلق، این آیین نمیماند
مگو یاسین بود، در گوش این خلق خر، آوازم
که گر آدم شوند، از اصل این یاسین نمیماند
تو در این خلق عامی، عارفی گر زانکه اینان را
تمیزی شد حنایت، نزد کس رنگین نمیماند
#میرزاده_عشقی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍1
👈نهصد و سی و سومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
برسان باده،غم آورده فشار ای ساقی
نیست از این همه غم راه فرار ای ساقی
صبح تا شب پیِ یک لقمه ی نانیم همه
دخلمان آمده از این همه کار ای ساقی
باز با اینهمه از صبح دویدن تا شب
دخلمان صفر شد و خرج هزار ای ساقی
بس که بر خاطرمان رنگ خزان پاشیدند
رفت از اندیشه ی ما نقش بهار ای ساقی
وعده دادند قرار است که اوضاع وطن
بهتر از قبل شود،نیست قرار ای ساقی
هر که آمد سخنی تازه و طرحی نو داشت
حرفهایی که همه بود شعار ای ساقی
خاممان کرد به صد وعده،چه می دانستیم
نیست در دولت ما هیچ بخار ای ساقی
امر کردند که باید همه یکدست شوند
روزگار همه شد چون شب تار ای ساقی
تُرک تازی هنرش بود و خرابی اثرش
هر که بر اسبِ ستم بود سوار ای ساقی
#مصطفی_علوی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
نیست از این همه غم راه فرار ای ساقی
صبح تا شب پیِ یک لقمه ی نانیم همه
دخلمان آمده از این همه کار ای ساقی
باز با اینهمه از صبح دویدن تا شب
دخلمان صفر شد و خرج هزار ای ساقی
بس که بر خاطرمان رنگ خزان پاشیدند
رفت از اندیشه ی ما نقش بهار ای ساقی
وعده دادند قرار است که اوضاع وطن
بهتر از قبل شود،نیست قرار ای ساقی
هر که آمد سخنی تازه و طرحی نو داشت
حرفهایی که همه بود شعار ای ساقی
خاممان کرد به صد وعده،چه می دانستیم
نیست در دولت ما هیچ بخار ای ساقی
امر کردند که باید همه یکدست شوند
روزگار همه شد چون شب تار ای ساقی
تُرک تازی هنرش بود و خرابی اثرش
هر که بر اسبِ ستم بود سوار ای ساقی
#مصطفی_علوی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍1
👈نهصد و سی و چهارمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👍2
گیر و گور
با این جهان و آن جهانم کار دارند
با آشکار و با نهانم کار دارند
من یک خدایِ مَشتیِ لاییک دارم
با این خدای مهربانم کار دارند
هر وقت با سختی مکانی میکنم جور
با اتفاقاتِ مکانم کار دارند
تا استکانم میخورَد بر استکانی
با محتوای استکانم کار دارند
ما یک شبِ جمعه فقط شادیم و این قوم
با لحظههای شادمانم کار دارند
روزی که میخواهم کمی ریلکس باشم
آن روز با روح و روانم کار دارند
با هر که آمد کات کردم بس که اینها
با هر که میخواهم بمانم کار دارند
حتی اگر چون گوسفندان ساده باشم
این لاشیان با دنبلانم کار دارند
گفتند بعد از شعر خواندن میبَریمت
من مطمئنم با دهانم کار دارند!
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
با این جهان و آن جهانم کار دارند
با آشکار و با نهانم کار دارند
من یک خدایِ مَشتیِ لاییک دارم
با این خدای مهربانم کار دارند
هر وقت با سختی مکانی میکنم جور
با اتفاقاتِ مکانم کار دارند
تا استکانم میخورَد بر استکانی
با محتوای استکانم کار دارند
ما یک شبِ جمعه فقط شادیم و این قوم
با لحظههای شادمانم کار دارند
روزی که میخواهم کمی ریلکس باشم
آن روز با روح و روانم کار دارند
با هر که آمد کات کردم بس که اینها
با هر که میخواهم بمانم کار دارند
حتی اگر چون گوسفندان ساده باشم
این لاشیان با دنبلانم کار دارند
گفتند بعد از شعر خواندن میبَریمت
من مطمئنم با دهانم کار دارند!
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍3
👈نهصد و سی و پنجمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این که آدم یک جهان تنهاست بعضی وقت ها
قصه ای غمگین ولی زیباست بعضی وقت ها
هرچه با لبخند پنهان می کنی اندوه را
ماه پشت ابر هم پیداست بعضی وقت ها
خنده شیرین گل یا گریه ی تلخ گلاب
مرگ بیش از زندگی با ماست بعضی وقت ها
برگی از سرشاخه ای افتاد و چیزی کم نشد
زندگی اینقدر بی معناست بعضی وقت ها
فرض کن سنجاقکی بر آب هم گاهی نشست
یا برای پر زدن برخواست بعضی وقت ها
قدر شادی ها و غم را بدان این لحظه ها
آخرین غم ها و شادی هاست بعضی وقت ها
گرچه تنهایی ندارد چاره ای شادم که اشک
قدری از دلتنگی من کاست بعضی وقت ها
#فاضل_نظری
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
قصه ای غمگین ولی زیباست بعضی وقت ها
هرچه با لبخند پنهان می کنی اندوه را
ماه پشت ابر هم پیداست بعضی وقت ها
خنده شیرین گل یا گریه ی تلخ گلاب
مرگ بیش از زندگی با ماست بعضی وقت ها
برگی از سرشاخه ای افتاد و چیزی کم نشد
زندگی اینقدر بی معناست بعضی وقت ها
فرض کن سنجاقکی بر آب هم گاهی نشست
یا برای پر زدن برخواست بعضی وقت ها
قدر شادی ها و غم را بدان این لحظه ها
آخرین غم ها و شادی هاست بعضی وقت ها
گرچه تنهایی ندارد چاره ای شادم که اشک
قدری از دلتنگی من کاست بعضی وقت ها
#فاضل_نظری
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍1
تغییر ساعت
👈نهصد و سی و پنجمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18/30
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈نهصد و سی و پنجمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18/30
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
بکش در باورم طرحی،بزن نقشی خیالی را
ببر از ذهن پر تشویش من آشفته حالی را
تمام شهر را گشتی ندیدی رد پای عشق
مرا گم کرده ای یا کوچه های این حوالی را ؟
گلوگیرم شده بغضی که سنگ ناصبورم شد
ببارانم، بخشکان عقده های خشک سالی
به یاد آورده ام هرجا که رنگ آبی دریاست
دویدن زیر باران، عطر چای و بوی شالی را
خراب چشم زیتونیّ ِ تو چون رودبارم من
نگاهت میکند آباد این شهر شمالی را
نشد دست از تو بردارم جنونت ریشه زد در من
ندارد باغبان هرگز دلِ قطعِ نهالی را
" چرا عاقل کند کاری"،..من عاقل نیستم دیگر
تو عاقل باش و پاسخ ده به جایم هر سوالی را
#طیبه_عباسی_آرانی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
ببر از ذهن پر تشویش من آشفته حالی را
تمام شهر را گشتی ندیدی رد پای عشق
مرا گم کرده ای یا کوچه های این حوالی را ؟
گلوگیرم شده بغضی که سنگ ناصبورم شد
ببارانم، بخشکان عقده های خشک سالی
به یاد آورده ام هرجا که رنگ آبی دریاست
دویدن زیر باران، عطر چای و بوی شالی را
خراب چشم زیتونیّ ِ تو چون رودبارم من
نگاهت میکند آباد این شهر شمالی را
نشد دست از تو بردارم جنونت ریشه زد در من
ندارد باغبان هرگز دلِ قطعِ نهالی را
" چرا عاقل کند کاری"،..من عاقل نیستم دیگر
تو عاقل باش و پاسخ ده به جایم هر سوالی را
#طیبه_عباسی_آرانی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤1
👈نهصد و سی و ششمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18/30
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18/30
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir