شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
241 subscribers
195 photos
66 videos
5 files
16 links
کانال رسمی انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل
Download Telegram
👈نهصد و یکمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۹

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir


ترك کردم به روز آدينه
راحت خانه در هوايى سرد
تا دهم رأى انتخاباتى
چه تفاوت كند به زن يا مرد
هر طرف بود محشرى بر پا
ماجرايى كه شرح نتوان كرد
همه جا هاى و هوى تبليغات 
همه اندر رقابت اند و نبرد
اين طرف يك قبيله‏ ى ريشو
آن طرف يك عشيره ‏ى بی درد

در تحيّر از اين همه غوغا 
گشته بر پا از آن هياهو گرد
ناگهان دخترى نكو منظر 
از ميان همه به من رو كرد
قد بلند و سپيد روى و ظريف 
طاق ابروش دام می ‏گسترد
گفت : آقا خبرنگارم من
تو كه را انتخاب خواهى كرد ؟
من بيچاره ‏ى نديد بَديد
باختم قافيه به بازى نرد       
از چنان خوشگلى و طنازى
نفسم حبس گشت و رويم زرد
آتشى  در درون من افتاد
عشق در قله، بنده كوه نورد
گفتمش در جواب تو باید
سخن راست بر زبان آورد
اگر این انتخاب آزاد است
« من تو را انتخاب خواهم كرد »

#محمدرضا_عالی_پیام
#هالو

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👍1
در امتدادِ خاطراتِ فصل غربت
آقا دوباره می‌رسد ماه محرم
از تلخي آنچه که بر حالت گذشته
سایه به سایه میدود در باورم غم

با خواندن مرثیه ات حالم شده بد
گویا بهانه می شود کم کم فراهم
باید برای تو بگریم یا برای...
زخم پدر که می شود کم کم مجسم

تو وضع خوبی داری و در هر عزایت
شام و نهار جلسه هایت روبراه است
اما پدر از شرم جریان نداری
هر شب سرش مانند مولا توی چاه است

عمری کنار روضه هایت از ته دل
مانند ابر نو بهاران گریه کردم
غیر از محرم در تمام روز و شب ها
در حسرت یک لقمه ی نان گریه کردم

از کودکی در زیر بیرق های مشکی
اندیشه ام همپای تو ضد ستم شد
حالا فقط با دیدن حجم تناقص
آبادیم ویرانه ای مانند بم شد!

حتمن خبری داری که با نام قشنگت
صدها مغازه وا شده بالای منبر
هر شب سرت را می بُرند از سینه آقا
مداح و واعظ هر کدام از هم جلوتر

آقا خودم دیدم که بعضی‌ها همیشه
اسم تو را هی در قسم ها می فروشند
این رودهای هرزه گرد بی سر و تَه
تنها به نفع خود همیشه می خروشند

بر هم زده ساز و دهل آرامشی که
دنبال آن بودی دهی هدیه به مردم
از خواب دیدم می پرَد با این صداها
بیمار رنجوری برای بار چندم!

آقا سفارش کرده ای گر دین نداری
آزاده باش و در صف آزاد مردان
دین که شده بازیچه ی مشتی هوس باز
آزاده مردان هم اسیر بند و زندان!..
 
از کُشته های متن تاریخم هویداست
تاوانِ بیداري در اوج سیاهی
حالا پس از تسخیر دینت با هیاهو
از تو فقط نامی بجا مانده، نه راهی!

#محمد_میرزازاده

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید

@javaankavir
👍5
👈نهصد و دومین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۹

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
دوباره پای عطش را به خیمه وا کردیم
دوچشم غم زده را غرق در ریا کردیم

از ابتدای محرم درون تعزیه ها
چه بغضهای دروغین که در صدا کردیم

و هر کجا که به هق هق نخورد اشک کسی
به مشک تکیه زدیم و أخا أخا کردیم

برای اینکه بگوییم شعر آیینی ست
تو را به پای غزلهایمان فدا کردیم

و پیش از آنکه پیامت به گوش ما برسد
شبیه شمر سر از پیکرت جدا کردیم

هنوز کوفه همان کوفه است و ما به یزید
پس از تو نامه نوشتیم و اقتدا کردیم


#مصطفی_علوی

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👏1
👈نهصد و سومین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۹

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👈نهصد و چهارمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۹

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👍1
گفتم غمِ تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماهِ من شو گفتا اگر برآید

گفتم ز مِهرورزان رسمِ وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید

گفتم که بر خیالت راهِ نظر ببندم
گفتا که شب‌رو است او از راهِ دیگر آید

گفتم که بویِ زلفت گمراهِ عالَمَم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم خوشا هوایی کز بادِ صبح خیزد
گفتا خُنُک نسیمی کز کویِ دلبر آید

گفتم که نوشِ لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید

گفتم دلِ رحیمت کِی عزمِ صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقتِ آن درآید

گفتم زمانِ عِشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کاین غصّه هم سر آید


#حضرت_حافظ

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👏2
👈نهصد و پنجمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۹

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
بنده و چاکر و خوار و بله‌گویید هنوز
لاجرم ریزه‌خور سفره‌ی اویید هنوز

عورتِ ظلم عیان است و شما کوردلان
روز و شب در پی پوشاندن مویید هنوز

باغِ اندیشه پر از سیب درشت است و شما
سخت دلبسته‌ی آن بوته کدویید هنوز!

با شما رخنه‌ای از روز تولّد باقی‌ست
عمرتان طی شد و مشغول رُفویید هنوز

خون ما هست که از خوردنِ آن مست شوید
زین سبب دشمن خون‌خوارِ سبویید هنوز

ما به دریا زده‌ایم از پی آن دُرّ و شما
پاچه بالا زده در بستر جویید هنوز

سال‌ها رفت و جهان نو شد و بی‌چاره شما
درصفِ دوست به دنبال عدویید هنوز...

#محمدرضا_طاهری

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
1👍1
👈نهصد و ششمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۹

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من عاشقت بودم ، تو حاشا کن ..

#‌عبدالجبار_کاکایی

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈نهصد و هفتمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۹

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
دیدمت در نگاره ‌های نخست
در خطوطی شکسته و رنگین
روی دیواره ‌های عصر حجر
در خیالات مرد غارنشین

تو شکوه مهیب اقیانوس
در دل کوچک صدف بودی
خواب دل ‌چسب ظهر تابستان
روی نمناکی علف بودی

وسط چارباغ عباسی
دیدمت ای سماع مادرزاد
می ‌گذشتی به رقص نستعلیق
از چلیپای خط میرعماد

در صدای بنان تو را دیدم
پشت یک شاه ‌گوشه ‌ی دل ‌خواه
رفته تا سوز شروه ‌خوانی ‌ها
در گلوی زنان بندرگاه

«شهر خاموش» را قدم می ‌زد
عشق در گام مین ُ ور و ماژ ُ ور
زخمه می ‌زد کمانه ‌ی ابروت
بر گلوی کمانچه ‌ی کلهر

هرکجا دیدمت، شناختمت
واژه بودی ّ و ماندنی در یاد
آری آری، خود خودت بودی
در صدای فروغ فرخزاد

حافظان منافع صلح ‌اند
گرچه آن چشم ‌های زیتونت
شهروندان شورشی بودند
بوسه ‌های بدون قانونت

حق کشفت در انحصار من است
گنج پنهان ِ کنج خانه ‌ی من
شاعران قرن ‌ها پی ‌ات گشتند
آه ای آن ِ شاعرانه ‌ی من

جای تصویر من در آیینه
کاش تو روبروی من باشی
آیدایت نبوده ‌ام، اما
کاشکی شاملوی من باشی

#رویا_ابراهیمی

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈نهصد و هشتمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۹

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعرگفتن چه اسان است عین مملکتداری ست

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
2
👈نهصد و نهمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۹

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👈نهصد و دهمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۹

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
تبعید هم شوم، من از ایران نمی‌روم
اینسان که رنج بُرده‌ام آسان نمی‌روم

در جستجوی مِی به مَیامِی نمی‌روم
دنبال ِ نان به کشور ِ یونان نمی‌روم

آب ِ خلیج و آب ِ خزر خشک هم شود
لَه لَه اگر کُنم به لَهِستان نمی‌روم

در بند از اعتصاب ِ غذا، ترکه هم شوم
از لابه‌لای میله‌ی زندان نمی‌روم

شاید برای دیدن ِ "نانسی" رَوم ولی
اما برای جنگ به لبنان نمی‌روم

گیرم که جنگ شد؛ من اگر در مبارزه
خوردم به صهیونیست، به میدان نمی‌روم

هر چند در وطن، پدر ِ من درآمده
فعلا که در نیامده مامان، نمی‌روم

آن مُختَلس که رفت، زمانی وَزیر بود
یک روز گفته بود: به "قرآن" نمی‌روم

با اینکه ظاهرم غلط‌انداز و غربی است
یا نیستم شبیه مسلمان، نمی‌روم

"شیراز معدنِ لبِ لَعل است و کانِ حُسن"
من با وجود این همه ارکان نمی‌روم

#محمود_برزین

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
1
دیری است حجم حنجره‌ها را خریده‌اند
باید سکوت کرد صدا را خریده‌اند

با یک کلافِ کهنه در این مصرِ بی‌عزیز
ته مانده‌های عزتِ ما را خریده اند

دیگر غزل حکایت دل‌های خسته نیست
احساس‌های پاک و رها را خریده‌اند

با یک دو مشت، سکه‌ی چرکینه‌ی پلشت
ما شاعران گول و گدا را خریده‌اند

خم می شویم بر در اربابِ زور و زر
با زور و زر، تمامتِ ما را خریده‌اند

تا این گلو به نان و نوایی رسیده‌است
نان داده‌اند و نای و نوا را خریده‌اند

روزی هزار‌بار خدا را فروختیم
روزی هزار‌بار خدا را خریده‌اند

شب در خیالِ پنجره‌ها رخنه‌کرده‌است
ذهنِ زلالِ روزنه‌ها را خریده‌اند

هم مغز و مشتِ بسته‌ی ابنای روزگار
هم مشتِ بازِ اهل دعا را خریده‌اند

دل بسته‌ی  دعای نشابوریان مباش
یک مشت رندِ بی سر و پا را خریده‌اند

فی الجمله واقفیم که انسان، متاع نیست
اما چگونه ما و شما را خریده اند؟

جای سوال  هست و مجال سوال نیست
چیزی مپرس، چون و چرا را خریده اند

#حسن‌_روشان

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir