دیدی که زیر بار جهالت تلف شُدیم!
در باغِ روزگار ببین هرز-علف شدیم!
تاریخ شاهد است، دمی خوش نبودهایم
یک عمر بینصیب از عشق و شَعَف شدیم
مُردن در این دیار مگر رسمِ زندگیست؟
قربانیانِ مخمصه ناخلف شدیم!
ای بادهای شوم کجا میبَریدَمان؟
گاه این طرف شدیم وَ گاه آن طرف شدیم!
شور و نشاط و خنده چرا کمنما شدند؟
ای زندگی، ببین چه قَدَر بیهدف شدیم!
این گونه زیستن بخدا حقّمان نبود
شرمندهی «کرامت» و «عشق» و «شرف» شدیم
از قسمت، از زمانه، از این تلخ-زیستن
هم جان به لب شدیم وَ هم جان به کف شدیم
#فردوس_اعظم_تاجیکستان
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
در باغِ روزگار ببین هرز-علف شدیم!
تاریخ شاهد است، دمی خوش نبودهایم
یک عمر بینصیب از عشق و شَعَف شدیم
مُردن در این دیار مگر رسمِ زندگیست؟
قربانیانِ مخمصه ناخلف شدیم!
ای بادهای شوم کجا میبَریدَمان؟
گاه این طرف شدیم وَ گاه آن طرف شدیم!
شور و نشاط و خنده چرا کمنما شدند؟
ای زندگی، ببین چه قَدَر بیهدف شدیم!
این گونه زیستن بخدا حقّمان نبود
شرمندهی «کرامت» و «عشق» و «شرف» شدیم
از قسمت، از زمانه، از این تلخ-زیستن
هم جان به لب شدیم وَ هم جان به کف شدیم
#فردوس_اعظم_تاجیکستان
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍2
کوتاه راجع به مرحوم استادنظام وفا شاعربرجسته آرانوبیدگل به بهانه سالروزتولدش
***
زنده یاد استاد نظام وفا شاعرتوانا، نویسنده برجسته و روزنامه نگارقلم فرسای معاصر در 19فروردین 1266 در آران متولدشد.پدرش مرحوم میرزامحمود امام جمعه از علما و مفسران وصاحب تالیفات عدیده در اخلاق و ادب و حدیث و حکمت بوده و از دوستان صمیمی وصاف بیدگلی شاعر هم عصر خود و مادرش "بانومنورحیا" خوشنویس و شاعره و متخلص به "حیا"بوده است.مرحوم نظام وفا درسن نه سالگی و تنها خواهرش رباب داغدار مرگ مادرشدند.در ابیاتی میگوید:
چو نه سال بگذشت از سن من
به من ناگهان تاخت خیل محن
غم مرگ مادر مرا زار کرد
به هنگام شادی عزادار کرد
نظام وفا به زادگاهش آرانوبیدگل عشق میورزید و به آرانی بودن خود می بالید.درقالب ابیاتی میگوید:
ای ده آران با تاریخ و نام
ای نخستین شهر هستی نظام
مولد من سینه پاک تو بود
کیمیای هستی ام خاک تو بود
ایشان به شغل شریف معلمی اشتغال داشته و به آن افتخارمیکرده:
چهل سال آموزگاری است کار
چهل سال بودم من آموزگار
این شاعرتوانا در سرودن انواع شعر متبحر بوده و طبع آزمایی کرده.غزل و مثنوی دو قالب شعری است که شاعر بیشتر اشعارش را در موضوعات اخلاقی و اعتقادی و عاشقانه سروده است. عاشقانه های خود را بیشتر برای دختر عمویش فریده سروده که در14سالگی به کام مرگ رفته و نظام شاعر شوریده حال را ناکام وصال میگذارد.
حبیب و رباب"،"آماج دل"،"پیروزی دل"،"یادگاراروپا"،"حدیث دل"،"ستاره وفروغ"،"فروغ و فرزانه"،"گذشته ها"و"دیوان اشعار"ازآثار و تألیفات نظام وفاست.
مهمترین ویژگی و امتیاز شعر نظام وفا نسبت به شعرای هم عصر خود این بوده که در آثار خود به تبیین ارزشها و نفی ناهنجارها پرداخته و آنچه گفته خود به آن عمل میکرد.نظام وفا سرانجام در دوم بهمن سال 1343هجری شمسی درتهران درگذشت و در زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی شهرری به خاک سپرده شد.روحش شاد.
جمع آوری بهروز مرادی آرانی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
***
زنده یاد استاد نظام وفا شاعرتوانا، نویسنده برجسته و روزنامه نگارقلم فرسای معاصر در 19فروردین 1266 در آران متولدشد.پدرش مرحوم میرزامحمود امام جمعه از علما و مفسران وصاحب تالیفات عدیده در اخلاق و ادب و حدیث و حکمت بوده و از دوستان صمیمی وصاف بیدگلی شاعر هم عصر خود و مادرش "بانومنورحیا" خوشنویس و شاعره و متخلص به "حیا"بوده است.مرحوم نظام وفا درسن نه سالگی و تنها خواهرش رباب داغدار مرگ مادرشدند.در ابیاتی میگوید:
چو نه سال بگذشت از سن من
به من ناگهان تاخت خیل محن
غم مرگ مادر مرا زار کرد
به هنگام شادی عزادار کرد
نظام وفا به زادگاهش آرانوبیدگل عشق میورزید و به آرانی بودن خود می بالید.درقالب ابیاتی میگوید:
ای ده آران با تاریخ و نام
ای نخستین شهر هستی نظام
مولد من سینه پاک تو بود
کیمیای هستی ام خاک تو بود
ایشان به شغل شریف معلمی اشتغال داشته و به آن افتخارمیکرده:
چهل سال آموزگاری است کار
چهل سال بودم من آموزگار
این شاعرتوانا در سرودن انواع شعر متبحر بوده و طبع آزمایی کرده.غزل و مثنوی دو قالب شعری است که شاعر بیشتر اشعارش را در موضوعات اخلاقی و اعتقادی و عاشقانه سروده است. عاشقانه های خود را بیشتر برای دختر عمویش فریده سروده که در14سالگی به کام مرگ رفته و نظام شاعر شوریده حال را ناکام وصال میگذارد.
حبیب و رباب"،"آماج دل"،"پیروزی دل"،"یادگاراروپا"،"حدیث دل"،"ستاره وفروغ"،"فروغ و فرزانه"،"گذشته ها"و"دیوان اشعار"ازآثار و تألیفات نظام وفاست.
مهمترین ویژگی و امتیاز شعر نظام وفا نسبت به شعرای هم عصر خود این بوده که در آثار خود به تبیین ارزشها و نفی ناهنجارها پرداخته و آنچه گفته خود به آن عمل میکرد.نظام وفا سرانجام در دوم بهمن سال 1343هجری شمسی درتهران درگذشت و در زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی شهرری به خاک سپرده شد.روحش شاد.
جمع آوری بهروز مرادی آرانی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤1
👈هشتصد و هشتاد و نهمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 1۸🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 1۸🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
دور ما دیوار بود و لای هر دیوار موش
ترس در دل داشتیم از سایه ی آدمفروش
باید از امروز همرنگ جماعت بود... پس...
گرگ هم بودی لباس گوسفندان را بپوش!
رنج ما بردیم و گنجش دست از ما بهتران
«سخت میگیرد جهان بر مردمان سختکوش»!
ما که هم از اصل افتادیم و هم از اسبمان!!
روی زین بودیم و میمانیم زین پس زین به دوش!
حق ما چون قالبی یخ آب شد در دست تو...
پس بنوش آن را که خون ما نمی آید بجوش!!
سهم ما از زندگی عمری چریدن بود و بس
پس حلالت باد چوپان! هر چه می دوشی... بدوش!
#سجاد_رحمانی_ایران
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
ترس در دل داشتیم از سایه ی آدمفروش
باید از امروز همرنگ جماعت بود... پس...
گرگ هم بودی لباس گوسفندان را بپوش!
رنج ما بردیم و گنجش دست از ما بهتران
«سخت میگیرد جهان بر مردمان سختکوش»!
ما که هم از اصل افتادیم و هم از اسبمان!!
روی زین بودیم و میمانیم زین پس زین به دوش!
حق ما چون قالبی یخ آب شد در دست تو...
پس بنوش آن را که خون ما نمی آید بجوش!!
سهم ما از زندگی عمری چریدن بود و بس
پس حلالت باد چوپان! هر چه می دوشی... بدوش!
#سجاد_رحمانی_ایران
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👏3❤1
👈هشتصد و نودمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۸
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۸
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
نه یک گنجشکِ باران خورده دیدیم
نه حتی بوته ای بابونه چیدیم
نه پایِ بیدِ مجنونی نشستیم
نه دیگر از سرِ جویی پریدیم
تمامِ عمرمان مشغول بودیم
فقط درگیرِ مِلک و پول بودیم
ولی ایکاش قدری در قبالِ
دلِ وامانده هم مسئول بودیم
به یادِ آسمانِ پُر ستاره...
به یادِ کفشهای پاره پاره...
دلم تا ناکجاها رفت امشب
هوایِ کودکی کردم دوباره
هوای خط کشیدن روی دیوار
هوای گونیا...نقّاله...پرگار
علوم و دینی و املاء و انشاء
کلاغِ قصه و روباه مکّار
هوای خانه...از نوعِ کلنگی
محلّه...کوچه ها...با آن قشنگی
هوای گریه کردن از تَهِ دل...
برای مُردنِ یک جوجه رنگی
رفیقِ من بگو با خود چه کردیم
که بی انگیزه و بی روح و سردیم؟!
کجایِ قصه گم کردیم خود را...
که حسرت میخوریم و کوهِ دردیم؟!
سبویِ کودکی افتاد و بشکست
تمام دلخوشیها رفت از دست
اگر گفتی کجا بازی عوض شد؟!
پس از تصمیم کبری...خاطرت هست؟!
تمام کودکی را پاک کردیم
هزاران کارِ وحشتناک کردیم
به هر شکلی که میشد زنده ماندیم
ولیکن زندگی را خاک کردیم...
#محمد_ رضا _نظری
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
نه حتی بوته ای بابونه چیدیم
نه پایِ بیدِ مجنونی نشستیم
نه دیگر از سرِ جویی پریدیم
تمامِ عمرمان مشغول بودیم
فقط درگیرِ مِلک و پول بودیم
ولی ایکاش قدری در قبالِ
دلِ وامانده هم مسئول بودیم
به یادِ آسمانِ پُر ستاره...
به یادِ کفشهای پاره پاره...
دلم تا ناکجاها رفت امشب
هوایِ کودکی کردم دوباره
هوای خط کشیدن روی دیوار
هوای گونیا...نقّاله...پرگار
علوم و دینی و املاء و انشاء
کلاغِ قصه و روباه مکّار
هوای خانه...از نوعِ کلنگی
محلّه...کوچه ها...با آن قشنگی
هوای گریه کردن از تَهِ دل...
برای مُردنِ یک جوجه رنگی
رفیقِ من بگو با خود چه کردیم
که بی انگیزه و بی روح و سردیم؟!
کجایِ قصه گم کردیم خود را...
که حسرت میخوریم و کوهِ دردیم؟!
سبویِ کودکی افتاد و بشکست
تمام دلخوشیها رفت از دست
اگر گفتی کجا بازی عوض شد؟!
پس از تصمیم کبری...خاطرت هست؟!
تمام کودکی را پاک کردیم
هزاران کارِ وحشتناک کردیم
به هر شکلی که میشد زنده ماندیم
ولیکن زندگی را خاک کردیم...
#محمد_ رضا _نظری
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍3
👈هشتصد و نود یکمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۸
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۸
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
دید موسی یک زنی را کم حجاب
پیش او رفت و چنین کردش خطاب
تو چرا چادر نداری بر سَرَت؟
خاک عالم بر سر آن شوهرت
من نمی دانم چرا با مانتویی
بدتر. ازشیطانِ لامذهب تویی
تا خدا این نهی از منکر شنید
گفت باموسی و بالحنی شدید!
پوشش اینها ندارد مشکلی
من نمی دانم چرا تو بد دلی
این چه برخورد و چه نهی از منکر است
کی به تو گفته که چادر بهتر است؟
در چنین اوضاع بغرنج و خراب
مشکلی دیگر ندیدی جز حجاب؟
تو برو فکری به حال خویش کن
چشم خود را اندکی درویش کن
ناشناس
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
پیش او رفت و چنین کردش خطاب
تو چرا چادر نداری بر سَرَت؟
خاک عالم بر سر آن شوهرت
من نمی دانم چرا با مانتویی
بدتر. ازشیطانِ لامذهب تویی
تا خدا این نهی از منکر شنید
گفت باموسی و بالحنی شدید!
پوشش اینها ندارد مشکلی
من نمی دانم چرا تو بد دلی
این چه برخورد و چه نهی از منکر است
کی به تو گفته که چادر بهتر است؟
در چنین اوضاع بغرنج و خراب
مشکلی دیگر ندیدی جز حجاب؟
تو برو فکری به حال خویش کن
چشم خود را اندکی درویش کن
ناشناس
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤1
👈هشتصد و نود و دومين 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۸
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۸
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی
بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت
چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی
دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند
در این سرا تو بمان! ای که ماندگار تویی
شهاب زود گذر لحظه های بوالهوسی است
ستاره ای که بخندد به شام تار تویی!
جهانیان همه گر تشنگان خون منند
چه باک زان همه دشمن، چو دوستدار تویی
دلم صراحی لبریز آرزومندی است
مرا هزار امید است و هر هزار تویی
#سیمین_بهبهانی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
شروع شادی و پایان انتظار تویی
بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت
چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی
دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند
در این سرا تو بمان! ای که ماندگار تویی
شهاب زود گذر لحظه های بوالهوسی است
ستاره ای که بخندد به شام تار تویی!
جهانیان همه گر تشنگان خون منند
چه باک زان همه دشمن، چو دوستدار تویی
دلم صراحی لبریز آرزومندی است
مرا هزار امید است و هر هزار تویی
#سیمین_بهبهانی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👏1
👈هشتصد و نود و سومين 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۸
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۸
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
❤1
به سودای تمرد، سیبی از رضوان درآوردم
سر از تبعیدِ این دَوارِ سرگردان درآوردم
به جایی چشم واکردم که چونان خیلِ بسیاران
خیالم بود آزادم سر از زندان درآوردم
برای گورِ خود خاکی پسندم نیست جز این خاک
که از چنگال دزدان، چشم مزدوران درآوردم
اگر کفر تو در میآید از این حرف باکی نیست
که از هر سو نامٔومنتری ایمان درآوردم
کم و بیش است روزی، ما نمیخواهیم بیشش را
تو سگدو میزنی نان میبُری من نان درآوردم
سگانی دیدهام بر دوستان مُرده مینالند
مثالی در نیامد از تو، از حیوان درآوردم
دیاری هست، تا وقتی صدای سوگواری هست
مرا با تیر کُشتی ناله از آبان درآوردم
اگر «عشق» است اگر «فریاد» با شعر دلیران باد
دلیران را به ترکیب «دل» و «ایران» درآوردم
پیام عشق هم با معجزاتش باز خواهد گشت
رسول شعر را وقتی که از کتمان درآوردم
زمانی مُنجیِ نارنجهای مصر خواهد شد
عزیزی را که از یک چاه در کنعان درآوردم
شعری از #مهدی_فرجی منتشر شده در شمارهی ۳۱ #وزن_دنیا
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
سر از تبعیدِ این دَوارِ سرگردان درآوردم
به جایی چشم واکردم که چونان خیلِ بسیاران
خیالم بود آزادم سر از زندان درآوردم
برای گورِ خود خاکی پسندم نیست جز این خاک
که از چنگال دزدان، چشم مزدوران درآوردم
اگر کفر تو در میآید از این حرف باکی نیست
که از هر سو نامٔومنتری ایمان درآوردم
کم و بیش است روزی، ما نمیخواهیم بیشش را
تو سگدو میزنی نان میبُری من نان درآوردم
سگانی دیدهام بر دوستان مُرده مینالند
مثالی در نیامد از تو، از حیوان درآوردم
دیاری هست، تا وقتی صدای سوگواری هست
مرا با تیر کُشتی ناله از آبان درآوردم
اگر «عشق» است اگر «فریاد» با شعر دلیران باد
دلیران را به ترکیب «دل» و «ایران» درآوردم
پیام عشق هم با معجزاتش باز خواهد گشت
رسول شعر را وقتی که از کتمان درآوردم
زمانی مُنجیِ نارنجهای مصر خواهد شد
عزیزی را که از یک چاه در کنعان درآوردم
شعری از #مهدی_فرجی منتشر شده در شمارهی ۳۱ #وزن_دنیا
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
در راستای خبرِ تأسیس رشته امر به معروف و نهی از منکر در مقطع دکترا و کارشناسی:
پدر عروس خانم:
آقا داماد چکاره هستن؟
پدر داماد: ایشون دکترای نهی از منکر دارن!
-ینی اگه کسی نهی از منکرش درد بگیره میره پیش ایشون؟
-نخیر، اگه کسی نهی از منکرش درد بگیره ایشون میره سَروَقتش!
-آهان ایشون پزشک مستقر در آمبولانس هستن.
-نخیر، ایشون دکترِ مستقر در وَنبولانس هستن!
-ونبولانس دیگه چیه؟
-ونبولانس شبیه همون آمبولانسه، فقط توی آمبولانس کپسولِ اکسیژن و دستگاهِ شوکِ احیای قلب و فشارسنج هست، توی ونبولانس اسپری فلفل و شوکرِ برقی و فشارِ مؤمنانه هست!
-خدا خیرشون بده که اینقدر به فکر خوب کردنِ مردمن!
-بله خب، خوب کردنِ مردم و آماده کردنشون برای رفتن به بهشت کار سادهای نیست و نیاز به تخصص داره. ایشونم برای رسیدن به اینجا سالها دانشگاه رفتن و درس خوندن!
-به سلامتی، بدرخشن ایشالا
-پس بیزحمت عروس خانم رو صدا کنید بیان ببینیمشون.
-عروس رفته باتوم بیاره!
-باتوم چرا؟
-آخه ایشونم همدانشگاهی پسرتون هستند، البته در مقطع فوق لیسانس، رشته امر به معروف با گرایشِ نشستنِ مگس روی شکلاتی که پوشش نداره! الانم احساس کردند که امر به معروفِ پسرتون عود کرده و تشخیصِ باتومدرمانی دادند!
-خدا رو شکر این دو تا جَوون حرف همو خوب میفهمن!
-پس مبارکه. به پای هم پیر شن ایشالا!
-ایشالا..
-گیلیلیلیلی لیلیلی
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
پدر عروس خانم:
آقا داماد چکاره هستن؟
پدر داماد: ایشون دکترای نهی از منکر دارن!
-ینی اگه کسی نهی از منکرش درد بگیره میره پیش ایشون؟
-نخیر، اگه کسی نهی از منکرش درد بگیره ایشون میره سَروَقتش!
-آهان ایشون پزشک مستقر در آمبولانس هستن.
-نخیر، ایشون دکترِ مستقر در وَنبولانس هستن!
-ونبولانس دیگه چیه؟
-ونبولانس شبیه همون آمبولانسه، فقط توی آمبولانس کپسولِ اکسیژن و دستگاهِ شوکِ احیای قلب و فشارسنج هست، توی ونبولانس اسپری فلفل و شوکرِ برقی و فشارِ مؤمنانه هست!
-خدا خیرشون بده که اینقدر به فکر خوب کردنِ مردمن!
-بله خب، خوب کردنِ مردم و آماده کردنشون برای رفتن به بهشت کار سادهای نیست و نیاز به تخصص داره. ایشونم برای رسیدن به اینجا سالها دانشگاه رفتن و درس خوندن!
-به سلامتی، بدرخشن ایشالا
-پس بیزحمت عروس خانم رو صدا کنید بیان ببینیمشون.
-عروس رفته باتوم بیاره!
-باتوم چرا؟
-آخه ایشونم همدانشگاهی پسرتون هستند، البته در مقطع فوق لیسانس، رشته امر به معروف با گرایشِ نشستنِ مگس روی شکلاتی که پوشش نداره! الانم احساس کردند که امر به معروفِ پسرتون عود کرده و تشخیصِ باتومدرمانی دادند!
-خدا رو شکر این دو تا جَوون حرف همو خوب میفهمن!
-پس مبارکه. به پای هم پیر شن ایشالا!
-ایشالا..
-گیلیلیلیلی لیلیلی
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍2👏1
👈هشتصد و نود و چهارمين 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۸
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۸
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
❤1
عشقت آموخت به من رمز پریشانی را
چون نسیم از غم تو بی سر و سامانی را
بوی پیراهنی ای باد بیاور ، ور نه
غم یوسف بکشد ، عاشق کنعانی را
دور از چاک گریبان تو آموخت به من
گل من غنچه صفت ، سر به گریبانی را
آه از این درد که زندان قفس خواهد کشت
مرغ خو کرده به پرواز گلستانی را
لیلی من ! غم عشق تو بنازم که کشی
به خیابان جنون ، قیس بیابانی را
اینک آن طرف شقایق ، دل من مرکز سوزش
داغ بر دل بنهد لاله ی نعمانی را
همه ، باغ دلم آثار خزان دارد ، کو ؟
آن که سامان بدهد این همه ویرانی را
#حسین_منزوی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
عشقت آموخت به من رمز پریشانی را
چون نسیم از غم تو بی سر و سامانی را
بوی پیراهنی ای باد بیاور ، ور نه
غم یوسف بکشد ، عاشق کنعانی را
دور از چاک گریبان تو آموخت به من
گل من غنچه صفت ، سر به گریبانی را
آه از این درد که زندان قفس خواهد کشت
مرغ خو کرده به پرواز گلستانی را
لیلی من ! غم عشق تو بنازم که کشی
به خیابان جنون ، قیس بیابانی را
اینک آن طرف شقایق ، دل من مرکز سوزش
داغ بر دل بنهد لاله ی نعمانی را
همه ، باغ دلم آثار خزان دارد ، کو ؟
آن که سامان بدهد این همه ویرانی را
#حسین_منزوی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤1
👈هشتصد و نود و پنجمين 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۸
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۸
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
قسم به فقر که حلّال رنگ ایمان است
قسم به "نان" که میان حروف انسان است
قسم به سگ که نمیترسد از وفاداری
قسم به مرد که تا بوق سگ پی نان است!
قسم به "درد" که از هر طرف که میبینیش
یکیست، خیره از آن سان که حال"نادان" است
قسم به مردم نادان که با کمال قصور،
خیال میکند از پیروان لقمان است!
قسم به خون که روان است سوی نیشابور
قسم به "چشم" که سوغات فتح کرمان است
قسم به گندم ری گرچه مدتیست مدید
خراج خاصهی دولتسرای طهران است!
بقای سلطنت هیچکس نمیبینم
مگر خدا که به ذات از قدیم سلطان است...
#حسین_جنتی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
قسم به "نان" که میان حروف انسان است
قسم به سگ که نمیترسد از وفاداری
قسم به مرد که تا بوق سگ پی نان است!
قسم به "درد" که از هر طرف که میبینیش
یکیست، خیره از آن سان که حال"نادان" است
قسم به مردم نادان که با کمال قصور،
خیال میکند از پیروان لقمان است!
قسم به خون که روان است سوی نیشابور
قسم به "چشم" که سوغات فتح کرمان است
قسم به گندم ری گرچه مدتیست مدید
خراج خاصهی دولتسرای طهران است!
بقای سلطنت هیچکس نمیبینم
مگر خدا که به ذات از قدیم سلطان است...
#حسین_جنتی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍1👏1
اولین فراخوان همایش ادبی
_شهرداری آران و بیدگل
♨️به گزارش روابط عمومی شهرداری آران و بیدگل؛ اولین فراخوان همایش ادبی سرزمین طلای سفید(نمک) آران و بیدگل برگزار می شود.
▫️به ۱۲ اثر برتر این همایش جوایز ارزنده ای تعلق خواهد گرفت.
▫️مهلت ارسال آثار دوشنبه ۱۵ تیرماه ۱۴۰۳ خواهد بود.
_دبیرخانه دائمی جشنواره ملی نمک
✍#اخبارشهرداری🇮🇷
https://rubika.ir/shahdari_city_Aran_and_Bidgol روبیکا❇️
eitaa.com/Shahrdari_aranbidgol ایتا❇️
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
_شهرداری آران و بیدگل
♨️به گزارش روابط عمومی شهرداری آران و بیدگل؛ اولین فراخوان همایش ادبی سرزمین طلای سفید(نمک) آران و بیدگل برگزار می شود.
▫️به ۱۲ اثر برتر این همایش جوایز ارزنده ای تعلق خواهد گرفت.
▫️مهلت ارسال آثار دوشنبه ۱۵ تیرماه ۱۴۰۳ خواهد بود.
_دبیرخانه دائمی جشنواره ملی نمک
✍#اخبارشهرداری🇮🇷
https://rubika.ir/shahdari_city_Aran_and_Bidgol روبیکا❇️
eitaa.com/Shahrdari_aranbidgol ایتا❇️
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👈هشتصد و نود و ششمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۸
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۸
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
•
.
گاهی چنان بدم که مبادا ببینی ام !
حتی اگر به دیده ی رؤیا ببینی ام
من صورتم به صورت شعرم شبیه نیست
بر این گمان مباش که زیبا ببینی ام
شاعر شنیدنی ست...ولی میل، میل توست
آماده ای که بشنوی ام یا ببینی ام ؟
این واژه ها صراحت تنهایی من است
با این همه مخواه که تنها ببینی ام
مبهوت می شوی اگر از روزن شبی
بی خویش در سماع غزل ها ببینی ام
یک قطره وگاه چنان موج می زنم
درخود، که ناگزیری، دریا ببینی ام
شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست
اما تو با "چراغ" بیا تا "به" ببینی ام...
#محمدعلی_بهمنی
با کانال شعر و آثار انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
.
گاهی چنان بدم که مبادا ببینی ام !
حتی اگر به دیده ی رؤیا ببینی ام
من صورتم به صورت شعرم شبیه نیست
بر این گمان مباش که زیبا ببینی ام
شاعر شنیدنی ست...ولی میل، میل توست
آماده ای که بشنوی ام یا ببینی ام ؟
این واژه ها صراحت تنهایی من است
با این همه مخواه که تنها ببینی ام
مبهوت می شوی اگر از روزن شبی
بی خویش در سماع غزل ها ببینی ام
یک قطره وگاه چنان موج می زنم
درخود، که ناگزیری، دریا ببینی ام
شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست
اما تو با "چراغ" بیا تا "به" ببینی ام...
#محمدعلی_بهمنی
با کانال شعر و آثار انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤1