در روزگاری که به جز دشمن نخواهد ماند
جز من کسی دیگر کنـــارِ من نخواهد ماند
وقتی مرامِ دوستــان زخــــمِ زبـــان باشد
جایی برایِ خنجــــرِ دشمـــن نخواهد ماند
در جنگ دیگر دوستی معنا نخواهد داشت
دیدم که سر هم گاه رویِ تن نخواهد ماند
امّا نوازش زخــــم ها را پـــاک خواهد کرد
در زیرِ باران ، رنــگ بر آهـــن نخواهد ماند
فوّاره بودم ... سخــت بالا رفتم و دیـــدم
بی عشق راهی غیرِ برگشتـن نخواهد ماند
#ابراهیم_زمانی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
جز من کسی دیگر کنـــارِ من نخواهد ماند
وقتی مرامِ دوستــان زخــــمِ زبـــان باشد
جایی برایِ خنجــــرِ دشمـــن نخواهد ماند
در جنگ دیگر دوستی معنا نخواهد داشت
دیدم که سر هم گاه رویِ تن نخواهد ماند
امّا نوازش زخــــم ها را پـــاک خواهد کرد
در زیرِ باران ، رنــگ بر آهـــن نخواهد ماند
فوّاره بودم ... سخــت بالا رفتم و دیـــدم
بی عشق راهی غیرِ برگشتـن نخواهد ماند
#ابراهیم_زمانی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤2👍1
👈هشتصد و شصت و هشتمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
هم در هوای ابری آبان دلم گرفت
هم در سکوت سرد زمستان دلم گرفت
هرجا که عاشقی به مراد دلش رسید
هرجا گرفت نمنم باران دلم گرفت
با خنده گفتمش: «به سلامت… سفر بخیر…»
وقتی که رفت، از تو چه پنهان، دلم گرفت
بیرون زدم ز خانه که حالم عوض شود
از بس شلوغ بود خیابان دلم گرفت
امروز جمعه نیست، ولی با نبودنش
مانند عصر جمعهی تهران دلم گرفت
#مجید_ترکابادی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
هم در هوای ابری آبان دلم گرفت
هم در سکوت سرد زمستان دلم گرفت
هرجا که عاشقی به مراد دلش رسید
هرجا گرفت نمنم باران دلم گرفت
با خنده گفتمش: «به سلامت… سفر بخیر…»
وقتی که رفت، از تو چه پنهان، دلم گرفت
بیرون زدم ز خانه که حالم عوض شود
از بس شلوغ بود خیابان دلم گرفت
امروز جمعه نیست، ولی با نبودنش
مانند عصر جمعهی تهران دلم گرفت
#مجید_ترکابادی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍2❤1
👈هشتصد و شصت و نهمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈هشتصد و هفتادمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
پیکِ شادی!
"شرابی تلخ میخواهم که مرداَفکن بُوَد زورش"
از آنهایی که مالِ ارمنستان است انگورش!
از آنهایی که حافظ خورده و در شعر آورده
ولی یک عده میگویند عرفانیست منظورش!
از آنهایی که میگویی به ساقی زود جورش کن
و ساقی نیز در عرضِ دو ساعت میکند جورش!
از آنهایی که وقتی میروی بالا دو پِیکش را
به زانویِ چپت هم نیست مُلک و امپراطورش!
از آنهایی که میاُفتی به یادِ رازی و کشفش
و گویی نور بر قبرش ببارد، قبر بر نورش!
از آنها که اگر غَسّال با آن مُرده را شویَد
لبِ کارونِ آغاسی بخوانَد مُرده در گورش!
اگر شیخی بفرماید حرام است این که مینوشی
بنوشی پیکِ بعدی را به عشقِ شیخ و دستورش!
اگر گوید کسی در آتشِ دوزخ بسوزی تو
بنوشی تا بسوزد هم دل و هم جای مذکورش!
نپرس از من چرا در کوچهها با دَبّه میگردی
شرابی تلخ میخواهم که مردافکن بُوَد زورش!
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
"شرابی تلخ میخواهم که مرداَفکن بُوَد زورش"
از آنهایی که مالِ ارمنستان است انگورش!
از آنهایی که حافظ خورده و در شعر آورده
ولی یک عده میگویند عرفانیست منظورش!
از آنهایی که میگویی به ساقی زود جورش کن
و ساقی نیز در عرضِ دو ساعت میکند جورش!
از آنهایی که وقتی میروی بالا دو پِیکش را
به زانویِ چپت هم نیست مُلک و امپراطورش!
از آنهایی که میاُفتی به یادِ رازی و کشفش
و گویی نور بر قبرش ببارد، قبر بر نورش!
از آنها که اگر غَسّال با آن مُرده را شویَد
لبِ کارونِ آغاسی بخوانَد مُرده در گورش!
اگر شیخی بفرماید حرام است این که مینوشی
بنوشی پیکِ بعدی را به عشقِ شیخ و دستورش!
اگر گوید کسی در آتشِ دوزخ بسوزی تو
بنوشی تا بسوزد هم دل و هم جای مذکورش!
نپرس از من چرا در کوچهها با دَبّه میگردی
شرابی تلخ میخواهم که مردافکن بُوَد زورش!
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤1👍1
👈هشتصد و هفتاد و یکمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
#ای_که_دنبال_خدایی...
گام برداریم، بیشک راه پیدا میشود
شب که آید، روی گرم ماه پیدا میشود
مطمئن باش، از دلِ ویران_سرایِ مسکنت
گاه از فرّ همایی، شاه پیدا می شود
در فضای دل اگر آواز گرم عشق نیست
از درون سینه سوزٍ آه پیدا می شود
گاه می جویی هزاران بار یک گمگشته را
گاه هم گمگشته ات ناگاه پیدا می شود
ای که دنبال خدایی، در معابد روز و شب
خانه ی دل را بجو، الله پیدا می شود
چون حقیقت را بجویی،مسجد و معبد یکیست
اهل دل باشی، عبادتگاه پیدا میشود
گاه سنگی می خورد بر صورت آیینه ات
هرچه باشد، یک دو سه بدخواه پیدا میشود
هر که بد کرده است،می بیند بدی،در این جهان
پیش راه چاه کن هم چاه پیدا میشود.
#فردوس_اعظم_تاجیکستان
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
گام برداریم، بیشک راه پیدا میشود
شب که آید، روی گرم ماه پیدا میشود
مطمئن باش، از دلِ ویران_سرایِ مسکنت
گاه از فرّ همایی، شاه پیدا می شود
در فضای دل اگر آواز گرم عشق نیست
از درون سینه سوزٍ آه پیدا می شود
گاه می جویی هزاران بار یک گمگشته را
گاه هم گمگشته ات ناگاه پیدا می شود
ای که دنبال خدایی، در معابد روز و شب
خانه ی دل را بجو، الله پیدا می شود
چون حقیقت را بجویی،مسجد و معبد یکیست
اهل دل باشی، عبادتگاه پیدا میشود
گاه سنگی می خورد بر صورت آیینه ات
هرچه باشد، یک دو سه بدخواه پیدا میشود
هر که بد کرده است،می بیند بدی،در این جهان
پیش راه چاه کن هم چاه پیدا میشود.
#فردوس_اعظم_تاجیکستان
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤1👍1
👈هشتصد و هفتاد و دومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👍1
اگر ز گور ، به جایی دری نباشد چه ؟!
وگر تمام شود محشری نباشد چه ؟!
گرفتم اینکه دری هست و کوبه ای دارد
در آن کویر ، کس دیگری نباشد چه؟!
کفن کشان چو در آیم ز خاک و حق خواهم
دلیل محکمه را دفتری نباشد چه؟!
شراب خلّر شیراز داده ام از دست
خبر ز خمره ی گیرا تری نباشد چه؟!
چنین که زحمت پرهیز برده ام این جا
به هیچ کرده ، اگر کیفری نباشد چه؟!
برنده کیست در این بازی سیاه و سفید
در آن دقیقه اگر داوری نباشد چه؟!
#حسین_جنتی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
وگر تمام شود محشری نباشد چه ؟!
گرفتم اینکه دری هست و کوبه ای دارد
در آن کویر ، کس دیگری نباشد چه؟!
کفن کشان چو در آیم ز خاک و حق خواهم
دلیل محکمه را دفتری نباشد چه؟!
شراب خلّر شیراز داده ام از دست
خبر ز خمره ی گیرا تری نباشد چه؟!
چنین که زحمت پرهیز برده ام این جا
به هیچ کرده ، اگر کیفری نباشد چه؟!
برنده کیست در این بازی سیاه و سفید
در آن دقیقه اگر داوری نباشد چه؟!
#حسین_جنتی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍3❤1
مثل گلدانی که می فهمد خزان یعنی که چه
بی تو میدانم که بم با یک تکان یعنی که چه
آنقدر موج خیالت خوب و رویایی شده
که نمی خواهم بدانم بادبان یعنی که چه
حالی ام شد با نگاه زیر چشمی های تو
گریه و خنده بطور همزمان یعنی چه
با عیاری که تو می سنجی مرا با دیگران
تازه فهمیدم که ترس از امتحان یعنی که چه
بعد از این که می نويسم از نفس بهتر تویی
این همه لجبازی و شک و گمان یعنی که چه
گفته بودی که غزلهایم رسولان توأند
اين همه بد گویی از پیغمبران یعنی که چه
کاش قبل از اینکه بگذاری به دوشم کوه غم
از یکی پرسیده بودی نیمه جان یعنی که چه.
#محمد_ میرزازاده
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
بی تو میدانم که بم با یک تکان یعنی که چه
آنقدر موج خیالت خوب و رویایی شده
که نمی خواهم بدانم بادبان یعنی که چه
حالی ام شد با نگاه زیر چشمی های تو
گریه و خنده بطور همزمان یعنی چه
با عیاری که تو می سنجی مرا با دیگران
تازه فهمیدم که ترس از امتحان یعنی که چه
بعد از این که می نويسم از نفس بهتر تویی
این همه لجبازی و شک و گمان یعنی که چه
گفته بودی که غزلهایم رسولان توأند
اين همه بد گویی از پیغمبران یعنی که چه
کاش قبل از اینکه بگذاری به دوشم کوه غم
از یکی پرسیده بودی نیمه جان یعنی که چه.
#محمد_ میرزازاده
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤1👍1
درد و غم این روزها بیش از توانِ مردم است
نا امیدی واژه ای رایج میانِ مردم است
هر فشاری بعد از این وارد شود بی فایده ست
تیغه ی چاقویشان بر استخوانِ مردم است
هر کجا دیدی که بحث از واژه ی«سرویس»بود
شک نکن منظورِ آقایان،دهانِ مردم است
حاتم طائی شدن با پولِ مهمان سخت نیست*
بخششِ مسئولها از سهم نانِ مردم است
مانده ام انگشت بر دندان،چرا پروردگار
همّ و غمَّش بیشتر در امتحانِ مردم است
ظرفِ این چل سال و اندی پی به این بردیم که
آنچه کلاً ارزشش هیچ است،جانِ مردم است
یک طرف کمبودِ امکانات و یک سو اختلاس
مثل سوهان روی اعصاب و روانِ مردم است
مثلِ لیوانی که نیمش آب و نیمش خالی است
نیمه ی بالاییِ لیوان،از آنِ مردم است
مثنوی ها میتوان از درد این ملت نوشت
شعرِ من یک مختصر از داستانِ مردم است
#مصطفی_علوی
با شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
نا امیدی واژه ای رایج میانِ مردم است
هر فشاری بعد از این وارد شود بی فایده ست
تیغه ی چاقویشان بر استخوانِ مردم است
هر کجا دیدی که بحث از واژه ی«سرویس»بود
شک نکن منظورِ آقایان،دهانِ مردم است
حاتم طائی شدن با پولِ مهمان سخت نیست*
بخششِ مسئولها از سهم نانِ مردم است
مانده ام انگشت بر دندان،چرا پروردگار
همّ و غمَّش بیشتر در امتحانِ مردم است
ظرفِ این چل سال و اندی پی به این بردیم که
آنچه کلاً ارزشش هیچ است،جانِ مردم است
یک طرف کمبودِ امکانات و یک سو اختلاس
مثل سوهان روی اعصاب و روانِ مردم است
مثلِ لیوانی که نیمش آب و نیمش خالی است
نیمه ی بالاییِ لیوان،از آنِ مردم است
مثنوی ها میتوان از درد این ملت نوشت
شعرِ من یک مختصر از داستانِ مردم است
#مصطفی_علوی
با شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤2
👈هشتصد و هفتاد و سومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
❤2
👈هشتصد و هفتاد و چهارمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👍1
🌕
خسته ام دست از سرم بردار حالم خوب نیست
دست روی زخم من نگذار حالم خوب نیست
از نوشتن از کشیدن از نشستن خسته ام
چند روزی می شود انگار حالم خوب نیست
در اتاق خواب من خون کبوتر ریخته است
جنگ پرواز است با دیوار حالم خوب نیست
رو به رویم گوسفندان پاره پاره می شوند
زیر دندانهای استعمار حالم خوب نیست
ذهن خود را تا خیابان می برم با مردمم
مشت می کوبم به استکبار حالم خوب نیست
دخترم بین من و یخچال خانه واسطه است
سرفه هایم می دهند اخطار حالم خوب نیست
همسرم !دارم کنار پنجره کم می شوم
دست روی شانه ام بگذار حالم خوب نیست
#مراد_قلی_پور
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
خسته ام دست از سرم بردار حالم خوب نیست
دست روی زخم من نگذار حالم خوب نیست
از نوشتن از کشیدن از نشستن خسته ام
چند روزی می شود انگار حالم خوب نیست
در اتاق خواب من خون کبوتر ریخته است
جنگ پرواز است با دیوار حالم خوب نیست
رو به رویم گوسفندان پاره پاره می شوند
زیر دندانهای استعمار حالم خوب نیست
ذهن خود را تا خیابان می برم با مردمم
مشت می کوبم به استکبار حالم خوب نیست
دخترم بین من و یخچال خانه واسطه است
سرفه هایم می دهند اخطار حالم خوب نیست
همسرم !دارم کنار پنجره کم می شوم
دست روی شانه ام بگذار حالم خوب نیست
#مراد_قلی_پور
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍3❤1
👈هشتصد و هفتاد و پنجمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
خدا کند که گدا زاده معتبر نشود
خدا کند که سکوتت بنای شر نشود
اگر ترانه شدی ،در گلوی آزادی
اگر درخت شدی شاخهت تبر نشود
گلوله فرصت خوبیست پس نشانه بگیر
که شرم بر من اگر سینهام سپر نشود
هزار شام غریبان... هزار و یک یلدا
که شرح این تب و این گریه مختصر نشود
دلم گرفته و بغضم شبیه باروت است
مرا به یخ بسپارید شعلهور نشود
کلاغ خسته که هرگز به خانهاش نرسید
چگونه میشود از قصه باخبر نشود؟
که بیگناه رسیده ست پای دار اما
رها ز واقعه، ....بالای دار، ... اگر نشود؟
به مادرم برسانید حال من خوب است
به مادرم برسانید خونجگر نشود
مباد تا که موذن ز خواب برخیزد
بناست این شب دیجورِ من سحر نشود
اگر قرار بر این است داغ دل باشد
دعا کنید کسی بعد از این پدر نشود
#سمیه_ربیعی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
خدا کند که سکوتت بنای شر نشود
اگر ترانه شدی ،در گلوی آزادی
اگر درخت شدی شاخهت تبر نشود
گلوله فرصت خوبیست پس نشانه بگیر
که شرم بر من اگر سینهام سپر نشود
هزار شام غریبان... هزار و یک یلدا
که شرح این تب و این گریه مختصر نشود
دلم گرفته و بغضم شبیه باروت است
مرا به یخ بسپارید شعلهور نشود
کلاغ خسته که هرگز به خانهاش نرسید
چگونه میشود از قصه باخبر نشود؟
که بیگناه رسیده ست پای دار اما
رها ز واقعه، ....بالای دار، ... اگر نشود؟
به مادرم برسانید حال من خوب است
به مادرم برسانید خونجگر نشود
مباد تا که موذن ز خواب برخیزد
بناست این شب دیجورِ من سحر نشود
اگر قرار بر این است داغ دل باشد
دعا کنید کسی بعد از این پدر نشود
#سمیه_ربیعی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍6❤1
سلام ماهی ها
سلام ماهی ها...
سلام قرمزها، سبزها، طلایی ها
به من بگویید آیا در آن اتاق بلور
که مثل مردمک چشم مرده ها سرد است و مثل آخر شبهای شهر، بسته و خلوت
صدای نی لبکی را شنیده اید
که از دیار پریهای ترس و تنهایی
به سوی اعتماد آجری خوابگاه ها
و لای لای کوکی ساعتها
و هسته های شیشه ای نور
پیش می آید؟
و همچنان که پیش می آید
ستاره های اکلیلی
از آسمان به خاک می افتند
و قلبهای کوچک بازیگوش
از حس گریه می ترکند.
#فروغ_فرخزاد
۸ دی ماه زاد روز فروغ فرخزاد گرامی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
سلام ماهی ها...
سلام قرمزها، سبزها، طلایی ها
به من بگویید آیا در آن اتاق بلور
که مثل مردمک چشم مرده ها سرد است و مثل آخر شبهای شهر، بسته و خلوت
صدای نی لبکی را شنیده اید
که از دیار پریهای ترس و تنهایی
به سوی اعتماد آجری خوابگاه ها
و لای لای کوکی ساعتها
و هسته های شیشه ای نور
پیش می آید؟
و همچنان که پیش می آید
ستاره های اکلیلی
از آسمان به خاک می افتند
و قلبهای کوچک بازیگوش
از حس گریه می ترکند.
#فروغ_فرخزاد
۸ دی ماه زاد روز فروغ فرخزاد گرامی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤2
👈هشتصد و هفتاد و ششمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
پیر ما گفت
#طنزیمات_ادبی
پیر ما مانند یک گردنکلفت
ناگهان گردنکلفتی کرد و گفت:
مژده بادا،چون به زودیهای زود
نرخها را کنترل خواهم نمود
سیب را، گر قرمز است و لپ گلی
لوبیا، گر چیتی و گر بلبلی
چارهای نبوَد به جز ارزان شدن
هرچه گویم من، همان خواهد شدن
از تورّم دمبهدم کم میکنم
دیگران کردند، من هم میکنم
دستهی هاون بوَد یا دستهگل
قیمتش را میکنم من کنترل
نزد من شیر ژیان پاپتی
کمتر ارزیدی ز شیر پاکتی
نرخ شیر پاکتی کم میکنم
دفع شیر پاپتی هم میکنم
دمبهدم کم میکنم از نرخ سود
نرخها را میبرم آن جا که بود
پیر ما یک عمه و یک خاله داشت
خالهاش یک مرغ و یک بزغاله داشت
شب که شد بزغالهی زار و نزار
رفت پیش پیر ما با حال زار
گفت: هان ای پیر! با ما بد مکن
نرخ ما را کمتر از این حد مکن
نرخ ما پایینتر است از نرخ میش
نرخ میش از نرخ بز البتّه بیش
نرخ ما را یک کمی بالا ببر
آبروی رفتهی ما را بخر
پیر ما فرمود: ای بزغالهجان
محض روی چون هلوی خالهجان
بیستدرصد نرخ تو افزون کنم
خود نمیدانم که دیگر چون کنم
مرغ پر زد رفت پیش پیر ما
گفت: حالی بگذر از تقصیر ما
من نه بز باشم که با بز سر کنم
در حضور میش قمپز در کنم
لیک هم در شادی و هم در عزا
میفروشندم به آن نرخ کذا
اینک اینک زخم دل را مرهمی
نرخ ما را بیشتر کن یک کمی
پیر ما -البته در حدّ توان-
کرد نرخ سینه و ران را گران
گاو بانگی کرد و گفت: ای پیر ما!
چارهای اندیش بهر شیر ما
گر چه ما گاویم، از بز کم نهایم
هان مپنداری که ما بز هم نهایم
پیر ما را رقّتی آمد پدید
روی نرخ شیر دهدرصد کشید
موز گفت: ای دوستدار شیر و موز
من میاندازم خودم را توی حوض
پیر ما گفت: ای جناب مستطاب
گوش میکن از من این حرف حساب
نرخ تو اینک نه در دست من است
اختیار تو به دست دشمن است
ناگهان از در، در آمد اسفناج
پیر ما از دیدن او هاج و واج
یک طرف برگ چغندر سبز شد
یک طرف جو، یک طرف ماش و نخود
هر یکی دنبالهدار کار خود
در پی شیرینیِ بازار خود
ناگهان سیبِ زمینی داد زد
بخت بد بین، بخت بد بین،بخت بد
هیچکس در فکر نرخ بنده نیست
از برای چون منی آینده نیست
نیستم همچون کلم، من پیچپیچ
بیرگم، بیرگ نمیارزد به هیچ
پیر ما گفت: از تو ما را یاد باد
قیمتت تا مدّتی آزاد باد
با تو ما را نه حساب و نه کتاب
از تو ما را نه سؤال و نه جواب
اختیار نرخ تو در دست تو
هر چه خواهی کن که ناز شست تو
زندهیاد #منوچهر_احترامی
ماهنامه گل آقا تیرماه ۱۳۸۶
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
#طنزیمات_ادبی
پیر ما مانند یک گردنکلفت
ناگهان گردنکلفتی کرد و گفت:
مژده بادا،چون به زودیهای زود
نرخها را کنترل خواهم نمود
سیب را، گر قرمز است و لپ گلی
لوبیا، گر چیتی و گر بلبلی
چارهای نبوَد به جز ارزان شدن
هرچه گویم من، همان خواهد شدن
از تورّم دمبهدم کم میکنم
دیگران کردند، من هم میکنم
دستهی هاون بوَد یا دستهگل
قیمتش را میکنم من کنترل
نزد من شیر ژیان پاپتی
کمتر ارزیدی ز شیر پاکتی
نرخ شیر پاکتی کم میکنم
دفع شیر پاپتی هم میکنم
دمبهدم کم میکنم از نرخ سود
نرخها را میبرم آن جا که بود
پیر ما یک عمه و یک خاله داشت
خالهاش یک مرغ و یک بزغاله داشت
شب که شد بزغالهی زار و نزار
رفت پیش پیر ما با حال زار
گفت: هان ای پیر! با ما بد مکن
نرخ ما را کمتر از این حد مکن
نرخ ما پایینتر است از نرخ میش
نرخ میش از نرخ بز البتّه بیش
نرخ ما را یک کمی بالا ببر
آبروی رفتهی ما را بخر
پیر ما فرمود: ای بزغالهجان
محض روی چون هلوی خالهجان
بیستدرصد نرخ تو افزون کنم
خود نمیدانم که دیگر چون کنم
مرغ پر زد رفت پیش پیر ما
گفت: حالی بگذر از تقصیر ما
من نه بز باشم که با بز سر کنم
در حضور میش قمپز در کنم
لیک هم در شادی و هم در عزا
میفروشندم به آن نرخ کذا
اینک اینک زخم دل را مرهمی
نرخ ما را بیشتر کن یک کمی
پیر ما -البته در حدّ توان-
کرد نرخ سینه و ران را گران
گاو بانگی کرد و گفت: ای پیر ما!
چارهای اندیش بهر شیر ما
گر چه ما گاویم، از بز کم نهایم
هان مپنداری که ما بز هم نهایم
پیر ما را رقّتی آمد پدید
روی نرخ شیر دهدرصد کشید
موز گفت: ای دوستدار شیر و موز
من میاندازم خودم را توی حوض
پیر ما گفت: ای جناب مستطاب
گوش میکن از من این حرف حساب
نرخ تو اینک نه در دست من است
اختیار تو به دست دشمن است
ناگهان از در، در آمد اسفناج
پیر ما از دیدن او هاج و واج
یک طرف برگ چغندر سبز شد
یک طرف جو، یک طرف ماش و نخود
هر یکی دنبالهدار کار خود
در پی شیرینیِ بازار خود
ناگهان سیبِ زمینی داد زد
بخت بد بین، بخت بد بین،بخت بد
هیچکس در فکر نرخ بنده نیست
از برای چون منی آینده نیست
نیستم همچون کلم، من پیچپیچ
بیرگم، بیرگ نمیارزد به هیچ
پیر ما گفت: از تو ما را یاد باد
قیمتت تا مدّتی آزاد باد
با تو ما را نه حساب و نه کتاب
از تو ما را نه سؤال و نه جواب
اختیار نرخ تو در دست تو
هر چه خواهی کن که ناز شست تو
زندهیاد #منوچهر_احترامی
ماهنامه گل آقا تیرماه ۱۳۸۶
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤1👍1