بخوان دوبار وطن با ما
بخوان که قحطی ایمان است
چه روزهای غم انگیزی
که در صدای تو پنهان است
بخوان و باز قدم بگذار
چنان که حضرت ابراهیم
به رغم شوکت نمرودان
در آتشی که خیابان است
به حیله گفت که ابلیسم
به خاک سجده نخواهم کرد
خطای سهو و دروغ عمد
شناسنامه ی شیطان است
چه سالهای فرحناکی
که خاک خورده ی تقویمند
چه روزهای پریشانی
که در برابر انسان است
بخوان دوباره وطن با ما
که صبح ساده آرامش
به رغم این همه جان کندن
هنوز از همه پنهان است
خوشا به خویش نبالیدن
که درس عبرت تاریخیم
خوشا به یاد نیاوردن
که شرط پیری و نسیان است..
#عبدالجبار_کاکایی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
بخوان که قحطی ایمان است
چه روزهای غم انگیزی
که در صدای تو پنهان است
بخوان و باز قدم بگذار
چنان که حضرت ابراهیم
به رغم شوکت نمرودان
در آتشی که خیابان است
به حیله گفت که ابلیسم
به خاک سجده نخواهم کرد
خطای سهو و دروغ عمد
شناسنامه ی شیطان است
چه سالهای فرحناکی
که خاک خورده ی تقویمند
چه روزهای پریشانی
که در برابر انسان است
بخوان دوباره وطن با ما
که صبح ساده آرامش
به رغم این همه جان کندن
هنوز از همه پنهان است
خوشا به خویش نبالیدن
که درس عبرت تاریخیم
خوشا به یاد نیاوردن
که شرط پیری و نسیان است..
#عبدالجبار_کاکایی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤2
👈هشتصد و شصت و دومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18/30🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18/30🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
شهر من شهر بلا دیده و خواب است هنوز
شهر ماتم زده و دیده پر آب است هنوز
کوچه پس کوچه آن پر شده از یاس کبود
غنچه در حسرت یک قطره گلاب است هنوز
در و دیوار و خیابان شده جولان گه خار
تاک دیوار نگران می ناب است هنوز
رود بی آب کنار پل صد نقش و نگار
غرق یک حادثه ی پر تب و تاب است هنوز
آن درخت شاهد آن روز وشب بیداری
در هراس هرس خام و خراب است هنوز
شهر من شهر هزاران گل پر پر شده است
شهر ماتم زده و دیده پر آب است هنوز
#جاوید
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
شهر ماتم زده و دیده پر آب است هنوز
کوچه پس کوچه آن پر شده از یاس کبود
غنچه در حسرت یک قطره گلاب است هنوز
در و دیوار و خیابان شده جولان گه خار
تاک دیوار نگران می ناب است هنوز
رود بی آب کنار پل صد نقش و نگار
غرق یک حادثه ی پر تب و تاب است هنوز
آن درخت شاهد آن روز وشب بیداری
در هراس هرس خام و خراب است هنوز
شهر من شهر هزاران گل پر پر شده است
شهر ماتم زده و دیده پر آب است هنوز
#جاوید
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤1👏1
هوا سرد است و امیدی به تابستانِ فردا نیست
چه خورشیدی؟چه گرمایی؟نه جانم،این خبرها نیست
دماوندی که سر تا پا چهل سال است یخ بسته
اگر آتش بگیرد هم حریفِ غولِ سرما نیست
زمستان است و بورانی که سوزش خانمانسوز است
جناب شیخ کاری کن که ایران رو به ویرانیست
شعارِ انقلابِ ما رفاه و عدل و ایمان بود
رفاه و عدل و ایمانی که سهمِ خانهی ما نیست
نه آرامش،نه آسایش، نه نانی مانده در سفره
نه ایمانی به جا مانده نه آب و برق مجانیست!
دیار کورش و رستم پر از یک مشت معتاد است
اگر هم بابکی مانده، نه خرّمدین، که زنجانی است!
عدالت نیست آقا جان،مگر کوری؟ نمیبینی
که دزدِ خانه آزاد است و صاحبخانه زندانیست؟
چه اسلامی؟ چه ایمانی؟ جناب شیخ باور کن
مسلمانی نه در ریش و نه داغِ رویِ پیشانیست
دلت پیش خدا باشد،سرت در دیگِ بیتالمال؟
قضاوت با خودت، اما؛ کجایِ این مسلمانیست؟
خودم ناگفته میدانم جسارت کردهام، اما؛
جناب شیخ کاری کن،شرایط سخت بحرانی است
#محمدرضا_نظری
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
چه خورشیدی؟چه گرمایی؟نه جانم،این خبرها نیست
دماوندی که سر تا پا چهل سال است یخ بسته
اگر آتش بگیرد هم حریفِ غولِ سرما نیست
زمستان است و بورانی که سوزش خانمانسوز است
جناب شیخ کاری کن که ایران رو به ویرانیست
شعارِ انقلابِ ما رفاه و عدل و ایمان بود
رفاه و عدل و ایمانی که سهمِ خانهی ما نیست
نه آرامش،نه آسایش، نه نانی مانده در سفره
نه ایمانی به جا مانده نه آب و برق مجانیست!
دیار کورش و رستم پر از یک مشت معتاد است
اگر هم بابکی مانده، نه خرّمدین، که زنجانی است!
عدالت نیست آقا جان،مگر کوری؟ نمیبینی
که دزدِ خانه آزاد است و صاحبخانه زندانیست؟
چه اسلامی؟ چه ایمانی؟ جناب شیخ باور کن
مسلمانی نه در ریش و نه داغِ رویِ پیشانیست
دلت پیش خدا باشد،سرت در دیگِ بیتالمال؟
قضاوت با خودت، اما؛ کجایِ این مسلمانیست؟
خودم ناگفته میدانم جسارت کردهام، اما؛
جناب شیخ کاری کن،شرایط سخت بحرانی است
#محمدرضا_نظری
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍2❤1
📜 اطلاعیه تغییر مکان جلسه❌❌
👈هشتصد و شصت و سومین 👉
✅ جلسه این هفته انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل، جمعه، 7 مهر ماه به دعوت «کافه کتاب کافیشه» در آن محل برگزار میشود.
⬅️ آدرس: آرانوبیدگل. بلوار امام. خیابان رسالت. بعد از چهارراه اول. کافه کتاب کافیشه
🕖 ساعت 18
👈دوستان لطف کنید راس ساعت اعلام شده تشریف بیاورید
👈هشتصد و شصت و سومین 👉
✅ جلسه این هفته انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل، جمعه، 7 مهر ماه به دعوت «کافه کتاب کافیشه» در آن محل برگزار میشود.
⬅️ آدرس: آرانوبیدگل. بلوار امام. خیابان رسالت. بعد از چهارراه اول. کافه کتاب کافیشه
🕖 ساعت 18
👈دوستان لطف کنید راس ساعت اعلام شده تشریف بیاورید
❤2
👈هشتصد و شصت و چهارمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جنگ یک جدول تناسب بود، تا جوابش همیشه این باشد
پدرم ضربدر چهل درصد، حاصلش بخش بر زمین باشد
عدهای را ضریب منفی داد، عدهای را به هیچ قسمت کرد
تا هر آن کس که سوء نیت داشت، تا ابد زیر ذرهبین باشد
یک نفر فکر آب و خاک که نه، در پی نان و آب بود از جنگ
خطر جبهه را خرید به جان، تا پس از جنگ خوشنشین باشد
یک نفر پشت خاکریز خودی، لشکرش را که در محاصره دید
سر خود را گذاشت روی زمین، تا دعاگوی سرزمین باشد
یک نفر فارغ از معادلهها، بیخیال تمام مشغلهها
روی میدان مین قدم زد تا، ته این سطر نقطهچین باشد
در جواب کسی که میگوید، پدر از جنگ دست پر برگشت
هر دو تا آستین او خالیست، تا جوابش در آستین باشد
همقطار پدر که عکاس است، گفت در هشت سال جبهه و جنگ
حسرتش ماند بر دلم یک بار، پدرت رو به دوربین باشد
#محمد_حسین_ملکیان
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
پدرم ضربدر چهل درصد، حاصلش بخش بر زمین باشد
عدهای را ضریب منفی داد، عدهای را به هیچ قسمت کرد
تا هر آن کس که سوء نیت داشت، تا ابد زیر ذرهبین باشد
یک نفر فکر آب و خاک که نه، در پی نان و آب بود از جنگ
خطر جبهه را خرید به جان، تا پس از جنگ خوشنشین باشد
یک نفر پشت خاکریز خودی، لشکرش را که در محاصره دید
سر خود را گذاشت روی زمین، تا دعاگوی سرزمین باشد
یک نفر فارغ از معادلهها، بیخیال تمام مشغلهها
روی میدان مین قدم زد تا، ته این سطر نقطهچین باشد
در جواب کسی که میگوید، پدر از جنگ دست پر برگشت
هر دو تا آستین او خالیست، تا جوابش در آستین باشد
همقطار پدر که عکاس است، گفت در هشت سال جبهه و جنگ
حسرتش ماند بر دلم یک بار، پدرت رو به دوربین باشد
#محمد_حسین_ملکیان
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤1👍1
#صلح
آه اگر گلولهها سلام می شدند
مرزهای منحنی
خط بوسههای ممتد و مدام میشدند
پشت میزهای کنفرانس
روحهای وحشی «خطابه» رام میشدند
روز جشن کودکانهی زمین
سیمهای متصل
حامل پیام میشدند
بزمهای شاد مردمان
سرخوش از صدای جام میشدند
آه اگر که زندگی ادامه داشت
جنگها تمام میشدند...
#عبدالجبار_کاکایی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
آه اگر گلولهها سلام می شدند
مرزهای منحنی
خط بوسههای ممتد و مدام میشدند
پشت میزهای کنفرانس
روحهای وحشی «خطابه» رام میشدند
روز جشن کودکانهی زمین
سیمهای متصل
حامل پیام میشدند
بزمهای شاد مردمان
سرخوش از صدای جام میشدند
آه اگر که زندگی ادامه داشت
جنگها تمام میشدند...
#عبدالجبار_کاکایی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤2
👈هشتصد و شصت و پنجمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
🎼🌙💫
دیگر زمان زلف پریشان گذشته است
تاریخ مصرف دل انسان گذشته است
در عصر ما فجیع تر از طرح تیر و قلب
عکس گلوله ایست که از نان گذشته است!
در چشم من که «حال» ندارم بدون فال
«آینده» نیز-از تو چه پنهان- «گذشته» است
باور نمی کنم که جهان جای جام جم
از معبر تفاله ی فنجان گذشته است
دنیا جهنمی است که در روز سرنوشت
تصویرش از تصور شیطان گذشته است
انگار مدتی است که پروردگار هم
از خیر رستگاری انسان گذشته است
#غلامرضا_طریقی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
دیگر زمان زلف پریشان گذشته است
تاریخ مصرف دل انسان گذشته است
در عصر ما فجیع تر از طرح تیر و قلب
عکس گلوله ایست که از نان گذشته است!
در چشم من که «حال» ندارم بدون فال
«آینده» نیز-از تو چه پنهان- «گذشته» است
باور نمی کنم که جهان جای جام جم
از معبر تفاله ی فنجان گذشته است
دنیا جهنمی است که در روز سرنوشت
تصویرش از تصور شیطان گذشته است
انگار مدتی است که پروردگار هم
از خیر رستگاری انسان گذشته است
#غلامرضا_طریقی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤4👍1
👈هشتصد و شصت و ششمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
•┈┈•❀🕊🍃🌸🌺🌸🍃🕊❀•┈┈•
ای یاد دوردست که دل میبری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری هنوز
هر چند خط کشیده بر آیینهات زمان
در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز
سودای دلنشین نخستین و آخرین!
عمرم گذشت و توام در سری هنوز
ای چلچراغ کهنه که زآن سوی سالها
از هر چراغ تازه، فروزانتری هنوز
بالین و بسترم، همه از گل بیاکنی
شب بر حریم خوابم اگر بگذری هنوز
ای نازنین درخت نخستین گناه من!
از میوههای وسوسه، بارآوری هنوز
آن سیبهای راه به پرهیز بسته را
در سایهسار زلف، تو می پروری هنوز
با جرعهای ز بوی تو از خویش میروم
آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز
#حسین_منزوی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
ای یاد دوردست که دل میبری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری هنوز
هر چند خط کشیده بر آیینهات زمان
در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز
سودای دلنشین نخستین و آخرین!
عمرم گذشت و توام در سری هنوز
ای چلچراغ کهنه که زآن سوی سالها
از هر چراغ تازه، فروزانتری هنوز
بالین و بسترم، همه از گل بیاکنی
شب بر حریم خوابم اگر بگذری هنوز
ای نازنین درخت نخستین گناه من!
از میوههای وسوسه، بارآوری هنوز
آن سیبهای راه به پرهیز بسته را
در سایهسار زلف، تو می پروری هنوز
با جرعهای ز بوی تو از خویش میروم
آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز
#حسین_منزوی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤3👏1
👈هشتصد و شصت و هفتمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
خورشید پشت پنجرهی پلکهای من
من خستهام! طلوع کن امشب برای من
میریزم آنچه هست برایم به پای تو
حالا بریز هستی خود را به پای من
وقتی تو دل خوشی، همهی شهر دلخوشند
خوش باش هم به جای خودت هم به جای من
تو انعکاس من شدهای ، کوهها هنوز
تکرار میکنند تو را در صدای من
آهستهتر! که عشق تو جرم است، هیچکس
در شهر نیست باخبر از ماجرای من
شاید که ای غریبه تو همزاد من باشی
من... تو ... چقدر مثل تو هستم! خدای من!
زنده یاد
#نجمه_زارع
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
من خستهام! طلوع کن امشب برای من
میریزم آنچه هست برایم به پای تو
حالا بریز هستی خود را به پای من
وقتی تو دل خوشی، همهی شهر دلخوشند
خوش باش هم به جای خودت هم به جای من
تو انعکاس من شدهای ، کوهها هنوز
تکرار میکنند تو را در صدای من
آهستهتر! که عشق تو جرم است، هیچکس
در شهر نیست باخبر از ماجرای من
شاید که ای غریبه تو همزاد من باشی
من... تو ... چقدر مثل تو هستم! خدای من!
زنده یاد
#نجمه_زارع
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤3
در روزگاری که به جز دشمن نخواهد ماند
جز من کسی دیگر کنـــارِ من نخواهد ماند
وقتی مرامِ دوستــان زخــــمِ زبـــان باشد
جایی برایِ خنجــــرِ دشمـــن نخواهد ماند
در جنگ دیگر دوستی معنا نخواهد داشت
دیدم که سر هم گاه رویِ تن نخواهد ماند
امّا نوازش زخــــم ها را پـــاک خواهد کرد
در زیرِ باران ، رنــگ بر آهـــن نخواهد ماند
فوّاره بودم ... سخــت بالا رفتم و دیـــدم
بی عشق راهی غیرِ برگشتـن نخواهد ماند
#ابراهیم_زمانی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
جز من کسی دیگر کنـــارِ من نخواهد ماند
وقتی مرامِ دوستــان زخــــمِ زبـــان باشد
جایی برایِ خنجــــرِ دشمـــن نخواهد ماند
در جنگ دیگر دوستی معنا نخواهد داشت
دیدم که سر هم گاه رویِ تن نخواهد ماند
امّا نوازش زخــــم ها را پـــاک خواهد کرد
در زیرِ باران ، رنــگ بر آهـــن نخواهد ماند
فوّاره بودم ... سخــت بالا رفتم و دیـــدم
بی عشق راهی غیرِ برگشتـن نخواهد ماند
#ابراهیم_زمانی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤2👍1
👈هشتصد و شصت و هشتمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
هم در هوای ابری آبان دلم گرفت
هم در سکوت سرد زمستان دلم گرفت
هرجا که عاشقی به مراد دلش رسید
هرجا گرفت نمنم باران دلم گرفت
با خنده گفتمش: «به سلامت… سفر بخیر…»
وقتی که رفت، از تو چه پنهان، دلم گرفت
بیرون زدم ز خانه که حالم عوض شود
از بس شلوغ بود خیابان دلم گرفت
امروز جمعه نیست، ولی با نبودنش
مانند عصر جمعهی تهران دلم گرفت
#مجید_ترکابادی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
هم در هوای ابری آبان دلم گرفت
هم در سکوت سرد زمستان دلم گرفت
هرجا که عاشقی به مراد دلش رسید
هرجا گرفت نمنم باران دلم گرفت
با خنده گفتمش: «به سلامت… سفر بخیر…»
وقتی که رفت، از تو چه پنهان، دلم گرفت
بیرون زدم ز خانه که حالم عوض شود
از بس شلوغ بود خیابان دلم گرفت
امروز جمعه نیست، ولی با نبودنش
مانند عصر جمعهی تهران دلم گرفت
#مجید_ترکابادی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍2❤1
👈هشتصد و شصت و نهمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈هشتصد و هفتادمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
پیکِ شادی!
"شرابی تلخ میخواهم که مرداَفکن بُوَد زورش"
از آنهایی که مالِ ارمنستان است انگورش!
از آنهایی که حافظ خورده و در شعر آورده
ولی یک عده میگویند عرفانیست منظورش!
از آنهایی که میگویی به ساقی زود جورش کن
و ساقی نیز در عرضِ دو ساعت میکند جورش!
از آنهایی که وقتی میروی بالا دو پِیکش را
به زانویِ چپت هم نیست مُلک و امپراطورش!
از آنهایی که میاُفتی به یادِ رازی و کشفش
و گویی نور بر قبرش ببارد، قبر بر نورش!
از آنها که اگر غَسّال با آن مُرده را شویَد
لبِ کارونِ آغاسی بخوانَد مُرده در گورش!
اگر شیخی بفرماید حرام است این که مینوشی
بنوشی پیکِ بعدی را به عشقِ شیخ و دستورش!
اگر گوید کسی در آتشِ دوزخ بسوزی تو
بنوشی تا بسوزد هم دل و هم جای مذکورش!
نپرس از من چرا در کوچهها با دَبّه میگردی
شرابی تلخ میخواهم که مردافکن بُوَد زورش!
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
"شرابی تلخ میخواهم که مرداَفکن بُوَد زورش"
از آنهایی که مالِ ارمنستان است انگورش!
از آنهایی که حافظ خورده و در شعر آورده
ولی یک عده میگویند عرفانیست منظورش!
از آنهایی که میگویی به ساقی زود جورش کن
و ساقی نیز در عرضِ دو ساعت میکند جورش!
از آنهایی که وقتی میروی بالا دو پِیکش را
به زانویِ چپت هم نیست مُلک و امپراطورش!
از آنهایی که میاُفتی به یادِ رازی و کشفش
و گویی نور بر قبرش ببارد، قبر بر نورش!
از آنها که اگر غَسّال با آن مُرده را شویَد
لبِ کارونِ آغاسی بخوانَد مُرده در گورش!
اگر شیخی بفرماید حرام است این که مینوشی
بنوشی پیکِ بعدی را به عشقِ شیخ و دستورش!
اگر گوید کسی در آتشِ دوزخ بسوزی تو
بنوشی تا بسوزد هم دل و هم جای مذکورش!
نپرس از من چرا در کوچهها با دَبّه میگردی
شرابی تلخ میخواهم که مردافکن بُوَد زورش!
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤1👍1