🖤🖤🖤
همسفر در راه ماند… زندگی سخت است… لیک… در سفر باید بود… همراهتان از سفر ماند. سیلی سهمگین باور شاید نه سختی راه را مینماید که بایستی تنها رفت صبری باید تا آرامشی زاید.
نویسنده عزیز جناب آقای ابوالفضل معزی
ضایعه درگذشت مادر خانم گرامیتان ما را نیز متاثر کرد
ضمن عرض تسلیت برای آن مرحوم آرامش روح و روان و برای شما و خانواده صبری به وسعت غم هایتان آرزو داریم.
انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل
@JavaanKavir
⬛️ ⬛️ ⬛️
همسفر در راه ماند… زندگی سخت است… لیک… در سفر باید بود… همراهتان از سفر ماند. سیلی سهمگین باور شاید نه سختی راه را مینماید که بایستی تنها رفت صبری باید تا آرامشی زاید.
نویسنده عزیز جناب آقای ابوالفضل معزی
ضایعه درگذشت مادر خانم گرامیتان ما را نیز متاثر کرد
ضمن عرض تسلیت برای آن مرحوم آرامش روح و روان و برای شما و خانواده صبری به وسعت غم هایتان آرزو داریم.
انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل
@JavaanKavir
⬛️ ⬛️ ⬛️
به روی خاک گردی بود و آن هم شد هوا دیگر
یقین، گردیده معنی کل ارض کربلا دیگر
رسیده نان به جان، شعر از لبان یار میگویید؟
قناعت راز ایمان است اما تا کجا دیگر؟
زمانی خانه ات را شحنه ای شبگرد میپایید
چو دزد و شحنه همدستند،جانت با خدا دیگر
جوانی را ندیده، سایه پیری به دیوار است
گذشت از ما زمانه، وای برحال شما دیگر
اگر کشتی اسیر صخره ها شد یا به گل خوابید
شما قاضی مقصر کیست آیا؟. ناخدا دیگر
اگرچه آسمان داغ است، تاب بی غذایی نیست
تحمل کن که افطار است تا یک ربنا دیگر
غم نان،فقر وفحشا، قتل وغارت، بی سرانجامی
خدایا دست وبالت را ببین، مانده بلا دیگر؟
من از نزد لبان دوخته پیغام آوردم
زغالم، ازسیاهی شکوه داری پیش ما دیگر؟
به دنیا مرگ پاشیدیم ،وقتش نیست بعد از این
به جای مرگ بر مردم، بر آن مردم دعا دیگر؟
اگرکه زنده ماندم هیچ، اما آدمیزاد است
اگر این شعر کاری شد که، عرضی نیست. تا دیگر.....
#مرتضی_حُسنی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
یقین، گردیده معنی کل ارض کربلا دیگر
رسیده نان به جان، شعر از لبان یار میگویید؟
قناعت راز ایمان است اما تا کجا دیگر؟
زمانی خانه ات را شحنه ای شبگرد میپایید
چو دزد و شحنه همدستند،جانت با خدا دیگر
جوانی را ندیده، سایه پیری به دیوار است
گذشت از ما زمانه، وای برحال شما دیگر
اگر کشتی اسیر صخره ها شد یا به گل خوابید
شما قاضی مقصر کیست آیا؟. ناخدا دیگر
اگرچه آسمان داغ است، تاب بی غذایی نیست
تحمل کن که افطار است تا یک ربنا دیگر
غم نان،فقر وفحشا، قتل وغارت، بی سرانجامی
خدایا دست وبالت را ببین، مانده بلا دیگر؟
من از نزد لبان دوخته پیغام آوردم
زغالم، ازسیاهی شکوه داری پیش ما دیگر؟
به دنیا مرگ پاشیدیم ،وقتش نیست بعد از این
به جای مرگ بر مردم، بر آن مردم دعا دیگر؟
اگرکه زنده ماندم هیچ، اما آدمیزاد است
اگر این شعر کاری شد که، عرضی نیست. تا دیگر.....
#مرتضی_حُسنی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍1
👈هشتصد و دومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18/30 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18/30 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👍1
وقتی آن کبریت را بردی میان خرمنت
منتظر بودم که این آتش بیُفتد گردنت
خونِ ما آرام جاری بود در رگهایمان
خواستی تا لکّهای باشد به روی دامنت
ما دگر آن مردم آرام و یکدل نیستیم
فرقهامان برملا شد با فرودِ آهنت
دستهای دوستانت زخمها بر ما زدند
صد برابر بیشتر از دشنههای دشمنت
ما چرا اینقدر غمگینیم؟! وقتی گفتهاند:
شادی ما بستگی دارد به لب تر کردنت!
قفل زندانهای ما را بشکن و آسوده شو
شاکلیدش را خودت انداختی بر گردنت
الغرض؛ قربانی دعوای شاهان، مردماند
بس کن این کبریت بازی را کنار خرمنت!
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
منتظر بودم که این آتش بیُفتد گردنت
خونِ ما آرام جاری بود در رگهایمان
خواستی تا لکّهای باشد به روی دامنت
ما دگر آن مردم آرام و یکدل نیستیم
فرقهامان برملا شد با فرودِ آهنت
دستهای دوستانت زخمها بر ما زدند
صد برابر بیشتر از دشنههای دشمنت
ما چرا اینقدر غمگینیم؟! وقتی گفتهاند:
شادی ما بستگی دارد به لب تر کردنت!
قفل زندانهای ما را بشکن و آسوده شو
شاکلیدش را خودت انداختی بر گردنت
الغرض؛ قربانی دعوای شاهان، مردماند
بس کن این کبریت بازی را کنار خرمنت!
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
👍1
از دست عزیزان چه بگویم، گله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست
دیری ست که از خانه خرابان جهانم
برسقف فروریخته ام چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هر چند که تا خانه تو فاصله ای نیست
بگذشته ام از خویش ولی از تو گذشتن
مرزی ست که مشکل تر از آن مرحله ای نیست
سرگشته ترین کشتی دریای زمانم
می کوچم و در رهگذرم اسکله ای نیست
من سلسله جنبان سر عاشق خویشم
بر زندگی ام سایه ای از سلسله ای نیست
یخ بسته زمستان زمان در دل بهمن
رفتند عزیزان و مرا قافله ای نیست
#بهمن_رافعی - پاییز 1341
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست
دیری ست که از خانه خرابان جهانم
برسقف فروریخته ام چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هر چند که تا خانه تو فاصله ای نیست
بگذشته ام از خویش ولی از تو گذشتن
مرزی ست که مشکل تر از آن مرحله ای نیست
سرگشته ترین کشتی دریای زمانم
می کوچم و در رهگذرم اسکله ای نیست
من سلسله جنبان سر عاشق خویشم
بر زندگی ام سایه ای از سلسله ای نیست
یخ بسته زمستان زمان در دل بهمن
رفتند عزیزان و مرا قافله ای نیست
#بهمن_رافعی - پاییز 1341
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
👈هشتصد و سومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18/30 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18/30 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈هشتصد و چهارمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18/30 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 18/30 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈👈👈تصحیح
👈هشتصد و چهارمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈هشتصد و چهارمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
شیره را از حبهی انگور سرقت میکنند
شهد را از لانهی زنبور سرقت میکنند
دست مالیدم به خود، چیزی سر جایش نبود
سارقان بی پدر، بدجور سرقت میکنند
احتیاجی نیست از دیوار و در بالا روند
سارقان با "کنترل از دور" سرقت میکنند
عده ای راحت میان مبل خود لم میدهند
از طریق عدهای مزدور سرقت میکنند
روز روشن، زندهها را از میان کوچهها
مرده را هم نیمه شب، از گور سرقت میکنند
برق را از سیمها و آب را از لولهها
دود را از حقهی وافور سرقت میکنند
میبرندت سوی خلوت، میکنندت پشت و رو
با زبان خوش نشد با زور سرقت میکنند
جای این که سکهای در کاسهی کوری نهند
کاسه را هم از گدای کور سرقت میکنند
نیست چون تفریح و شادی توی این شهر بزرگ
عدهای تنها به این منظور سرقت میکنند
خواستم دنبال مأموری روم دیدم ولی
سارقان در پوشش مأمور سرقت میکنند
#عمران_صلاحی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
شهد را از لانهی زنبور سرقت میکنند
دست مالیدم به خود، چیزی سر جایش نبود
سارقان بی پدر، بدجور سرقت میکنند
احتیاجی نیست از دیوار و در بالا روند
سارقان با "کنترل از دور" سرقت میکنند
عده ای راحت میان مبل خود لم میدهند
از طریق عدهای مزدور سرقت میکنند
روز روشن، زندهها را از میان کوچهها
مرده را هم نیمه شب، از گور سرقت میکنند
برق را از سیمها و آب را از لولهها
دود را از حقهی وافور سرقت میکنند
میبرندت سوی خلوت، میکنندت پشت و رو
با زبان خوش نشد با زور سرقت میکنند
جای این که سکهای در کاسهی کوری نهند
کاسه را هم از گدای کور سرقت میکنند
نیست چون تفریح و شادی توی این شهر بزرگ
عدهای تنها به این منظور سرقت میکنند
خواستم دنبال مأموری روم دیدم ولی
سارقان در پوشش مأمور سرقت میکنند
#عمران_صلاحی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
طوفان شده ام تا که به گوشت برسانم
قد قامت عشقی به بلندای اذانم
در قحطی احساس و نبودِ نفسی خوش
با رود غزل سمت دلت در جریانم
غیر از دل کم حوصله و پای خیالم
افتاده به دنبال نگاهت چمدانم
تو پاک ترین معجزه بودی که سرانجام
در مستي با تاک رسیدی به گمانم
.
میلرزم و در بُهت تماشای تو غرقم
از بس که نگاهت زده بر هم ضربانم
میرقصی و میخندی و با حال خوش خود
در لذتی از بازي با روح و روانم
دلواپسم اما تو بیا شُرشُر باران
بیرون ببر از فصل تنم رنگ خزانم
معشوقه بمان تا نفسی هست و هوایی
از غصه و اندوه نبودت بتکانم
پر شورتر از پیشم و دل بسته تر از قبل
با این که گرفتی همه ی تاب و توانم
تصمیم گرفتم چه بخواهی چه نخواهی
چون کوه به پای تو و عشق تو بمانم
انصاف نباشد که پس از این همه احساس
معشوقه تو باشی و ببینی نگرانم....
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
قد قامت عشقی به بلندای اذانم
در قحطی احساس و نبودِ نفسی خوش
با رود غزل سمت دلت در جریانم
غیر از دل کم حوصله و پای خیالم
افتاده به دنبال نگاهت چمدانم
تو پاک ترین معجزه بودی که سرانجام
در مستي با تاک رسیدی به گمانم
.
میلرزم و در بُهت تماشای تو غرقم
از بس که نگاهت زده بر هم ضربانم
میرقصی و میخندی و با حال خوش خود
در لذتی از بازي با روح و روانم
دلواپسم اما تو بیا شُرشُر باران
بیرون ببر از فصل تنم رنگ خزانم
معشوقه بمان تا نفسی هست و هوایی
از غصه و اندوه نبودت بتکانم
پر شورتر از پیشم و دل بسته تر از قبل
با این که گرفتی همه ی تاب و توانم
تصمیم گرفتم چه بخواهی چه نخواهی
چون کوه به پای تو و عشق تو بمانم
انصاف نباشد که پس از این همه احساس
معشوقه تو باشی و ببینی نگرانم....
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
هزار بار مرا، مرگ بِه از این سختیست
برای مردم بدبخت، مرگ خوشبختیست!
گذشت عمر به جان کندن، ای خدا مردم!
ز دست این همه جان کندن، این چه جان سختیست؟
رسید جان به لبم، هر چه دست و پا کردم
برون نشد دگر، این منتهای بدبختیست!
رجال ما همه دزدند و دزد بدنام است
که دزد گردنه، بدنام دزد پاتختیست
رجال صالح ما، این رجال خنثایند!
که از رجال دگر، امتیازشان لختی است
زنان کشور ما زنده اند و در کفناند
که این اصول سیه بختی، از سیه رختیست!
بمیر «عشقی» ار آسایش آرزو داری
که هر که مرد، شد آسوده، زنده در سختیست
#میرزاده_عشقی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
برای مردم بدبخت، مرگ خوشبختیست!
گذشت عمر به جان کندن، ای خدا مردم!
ز دست این همه جان کندن، این چه جان سختیست؟
رسید جان به لبم، هر چه دست و پا کردم
برون نشد دگر، این منتهای بدبختیست!
رجال ما همه دزدند و دزد بدنام است
که دزد گردنه، بدنام دزد پاتختیست
رجال صالح ما، این رجال خنثایند!
که از رجال دگر، امتیازشان لختی است
زنان کشور ما زنده اند و در کفناند
که این اصول سیه بختی، از سیه رختیست!
بمیر «عشقی» ار آسایش آرزو داری
که هر که مرد، شد آسوده، زنده در سختیست
#میرزاده_عشقی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍1
👈هشتصد و پنجمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈هشتصد و ششمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
وعده دادند جهان تو چنان خواهد شد
شادی و عشق دگر باره نشان خواهد شد
گر به مسند بنشینند همه مدعیان
نرگس و نسترن و لاله جوان خواهد شد
از کران تا به کران خاک شررخیز وطن
نوگل سرسبد و شاه جهان خواهد شد
به چنان قدرت بالا برسد کشور ما
که جلودار همه صف شکنان خواهد شد
گفته بودند که آزادی و انصاف و وفا
به سراپرده این ملک یلان خواهد شد
گر که بیرون برود دیو لعین از بر ما
در پی اش حور و پری باز عیان خواهد شد
وعده دادند و بگفتند و ندیدیم که هیچ
نه چنان است و چنین است و چنان خواهد شد
#محمد_گاراژی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
شادی و عشق دگر باره نشان خواهد شد
گر به مسند بنشینند همه مدعیان
نرگس و نسترن و لاله جوان خواهد شد
از کران تا به کران خاک شررخیز وطن
نوگل سرسبد و شاه جهان خواهد شد
به چنان قدرت بالا برسد کشور ما
که جلودار همه صف شکنان خواهد شد
گفته بودند که آزادی و انصاف و وفا
به سراپرده این ملک یلان خواهد شد
گر که بیرون برود دیو لعین از بر ما
در پی اش حور و پری باز عیان خواهد شد
وعده دادند و بگفتند و ندیدیم که هیچ
نه چنان است و چنین است و چنان خواهد شد
#محمد_گاراژی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
گاهی بهانه می کنم باران بگیرد
شاید کنارت ریشه هایم جان بگیرد
روییده ام در بیت های عاشقانه
تا شعر من با نام تو عنوان بگیرد
چسبیده ام بی واهمه بر خاطراتت
از ترس این که در دلت طوفان بگیرد
امکان ندارد بی حضورت لحظه ای هم
آشفتگی های دلم سامان بگیرد
وقتی دچارت می شوم با هر عبورت
باید نگاهت از دلم تاوان بگیرد
تب می کنم روزی اگر جز من بخواهد
از چشم های آبی ات فرمان بگیرد
تا کی دلم با حسرتش زیبایی ات را
بنشیند و لب های خود دندان بگیرد
معشوقه ام من منتظر هستم همیشه
اندوه من با دیدنت پایان بگیرد
خود را تکاندم روی امواج خیالت
تا که مرا از رود سرگردان بگیرد
مثل نفس هستی برای زنده بودن
باید بیایی تا که شعرم جان بگیرد
حالا که شعرم پر شد از تشویش عشقت
ای کاش باشی نم نم باران بگیرد..
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید.
@JavaanKavir
شاید کنارت ریشه هایم جان بگیرد
روییده ام در بیت های عاشقانه
تا شعر من با نام تو عنوان بگیرد
چسبیده ام بی واهمه بر خاطراتت
از ترس این که در دلت طوفان بگیرد
امکان ندارد بی حضورت لحظه ای هم
آشفتگی های دلم سامان بگیرد
وقتی دچارت می شوم با هر عبورت
باید نگاهت از دلم تاوان بگیرد
تب می کنم روزی اگر جز من بخواهد
از چشم های آبی ات فرمان بگیرد
تا کی دلم با حسرتش زیبایی ات را
بنشیند و لب های خود دندان بگیرد
معشوقه ام من منتظر هستم همیشه
اندوه من با دیدنت پایان بگیرد
خود را تکاندم روی امواج خیالت
تا که مرا از رود سرگردان بگیرد
مثل نفس هستی برای زنده بودن
باید بیایی تا که شعرم جان بگیرد
حالا که شعرم پر شد از تشویش عشقت
ای کاش باشی نم نم باران بگیرد..
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید.
@JavaanKavir
👍1
👈هشتصد و هفتمبن 👉
📜 اطلاعیه تغییر مکان جلسه
✅ جلسه این هفته انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل، جمعه، ده تیرماه 1401 به دعوت «کافه کتاب کافیشه» در آن محل برگزار میشود.
⬅️ آدرس: آرانوبیدگل. بلوار امام. خیابان رسالت. بعد از چهارراه اول. کافه کتاب کافیشه
🕖 ساعت 19 رسمی
🌱 @JavaanKavir
📜 اطلاعیه تغییر مکان جلسه
✅ جلسه این هفته انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل، جمعه، ده تیرماه 1401 به دعوت «کافه کتاب کافیشه» در آن محل برگزار میشود.
⬅️ آدرس: آرانوبیدگل. بلوار امام. خیابان رسالت. بعد از چهارراه اول. کافه کتاب کافیشه
🕖 ساعت 19 رسمی
🌱 @JavaanKavir
جلسهی این هفتهی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل با میزبانی کافیشه برگزار شد
✔️امروز دهم تیرماه 1401، انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل، به دعوت سرکار خانم مسیبی، مدیر مجموعه، مهمان کافهکتاب کافیشه بود. کافیشه فضایی آرام، خودمانی و دوستداشتنیست که میزبان جلسات فرهنگی زیادی از جمله برای جوانان و نوجوانان فعال و دغدغهمند است و امروز اعضای انجمن ادبی جوان کویر، در این محل حضور یافتند و به شعرخوانی و نقد شعر پرداختند.
🌱 @JavaanKavir
✔️امروز دهم تیرماه 1401، انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل، به دعوت سرکار خانم مسیبی، مدیر مجموعه، مهمان کافهکتاب کافیشه بود. کافیشه فضایی آرام، خودمانی و دوستداشتنیست که میزبان جلسات فرهنگی زیادی از جمله برای جوانان و نوجوانان فعال و دغدغهمند است و امروز اعضای انجمن ادبی جوان کویر، در این محل حضور یافتند و به شعرخوانی و نقد شعر پرداختند.
🌱 @JavaanKavir
وِلشدگان!
خدا میخواست ما ایرانیان در داستان باشیم
که از آغاز تا پایان اسیرِ هفتخوان باشیم!
از اینوَر مرحمت کرده به ما دریای نفت و گاز
از آنوَر حاکمانی با خدا، تا لَنگِ نان باشیم!
دقیقاً پیشِ چشمانِ سَبُکبارانِ ساحلها
سوارِ قایقی پوسیده و بیبادبان باشیم
گمانم سبزهزارِ بختِ ما را خر لگد کرده
که ناچاریم نانخورهای مُشتی بُزچران باشیم!
چه دستاوردِ تاریخی از این بهتر که تنها ما
همیشه گاوِ پیشانیسفیدِ این جهان باشیم؟!
چه توفیقی از این بهتر که در اعماقِ بدبختی
برای چین و روس و چاد و لبنان نردبان باشیم؟!
زمان نفرینمان کرده، زمین دیپورتمان کرده
که نسلی بیستاره، وِل در این هفتآسمان باشیم
نزولِ هر بلا جز امتحانات الهی نیست
مشیّت کرده تنها ما سرِ هر امتحان باشیم!
کسی پایانِ شادِ قصّه را انگار دزدیده
که ما زندانیانِ فصلِ تلخِ این رمان باشیم...
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
خدا میخواست ما ایرانیان در داستان باشیم
که از آغاز تا پایان اسیرِ هفتخوان باشیم!
از اینوَر مرحمت کرده به ما دریای نفت و گاز
از آنوَر حاکمانی با خدا، تا لَنگِ نان باشیم!
دقیقاً پیشِ چشمانِ سَبُکبارانِ ساحلها
سوارِ قایقی پوسیده و بیبادبان باشیم
گمانم سبزهزارِ بختِ ما را خر لگد کرده
که ناچاریم نانخورهای مُشتی بُزچران باشیم!
چه دستاوردِ تاریخی از این بهتر که تنها ما
همیشه گاوِ پیشانیسفیدِ این جهان باشیم؟!
چه توفیقی از این بهتر که در اعماقِ بدبختی
برای چین و روس و چاد و لبنان نردبان باشیم؟!
زمان نفرینمان کرده، زمین دیپورتمان کرده
که نسلی بیستاره، وِل در این هفتآسمان باشیم
نزولِ هر بلا جز امتحانات الهی نیست
مشیّت کرده تنها ما سرِ هر امتحان باشیم!
کسی پایانِ شادِ قصّه را انگار دزدیده
که ما زندانیانِ فصلِ تلخِ این رمان باشیم...
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir