شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
241 subscribers
195 photos
66 videos
5 files
16 links
کانال رسمی انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل
Download Telegram
در آخرین جمعه ماه رمضان سال 1401، مراسم افطاری در محل انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل برگزار شد.
بانی این مراسم، سرکار خانم خدیوی بود.

@JavaanKavir
هدیه به معلمان که با عشق
پنجره ای به وسعت هستی
به سمت ما گشودن

تماشا می کنم امواج دریا را
کنار ساحلش احوال دنیا را

تماشا می کنم در چشم مست او
نگاه مهربان و گرم و گیرا را

تماشا می کنم شمعی که می سوزد
که پیداتر کند خورشید فردا را

تماشا می کنم در عصر بی دینی
پیمبر بودن و اعجاز موسی را

نمایان می کند با هر کلام خود
مسیر دانش و هر زشت و زیبا را

هزاران خون دل خورده که با مهرش
بیاموزد به من درس الفبا را

دل و ذهنش شده درگیر راهی که
چگونه حل کند اندوه سارا را

دعا کردم که برچیند خدای عشق
ز قلب هر معلم درد و غم ها را.....

#محمد_ میرزازاده

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈هفتصد و نود نهمین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18/30 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
بیست سؤالی!

نان گران است؟ ما نمی‌دانیم
نرخِ جان است؟ ما نمی‌دانیم

گُردهٔ ما برای بعضی‌ها
نردبان است؟ ما نمی‌دانیم

سهمِ ملّت فقط از این سُفره
استخوان است؟ ما نمی‌دانیم

در خبر گفت: "میم-الف" دزد است!
چیستان است؟ ما نمی‌دانیم

گوسفندی که دکترا دارد
نکته‌دان است؟ ما نمی‌دانیم

شهرِ هِرْت است و دزد، همدستِ
پاسبان است؟ ما نمی‌دانیم

مش حسن از ادارهٔ گاوش
ناتوان است؟ ما نمی‌دانیم

راهزن‌ها شبیهِ هم‌ هستند
این همان است؟ ما نمی‌دانیم

هر بلایی که می‌شود نازل
امتحان است؟ ما نمی‌دانیم

رُتبهٔ ما از انتها اول
در جهان است؟ ما نمی‌دانیم

پایِ چیزی به جز منافعِ ما
در میان است؟ ما نمی‌دانیم

شاعرِ شعرِ فوق بعد از این
در امان است؟ ما نمیدانیم!

#شروین_سلیمانی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
شمايل نگاری روایت های شاهنامه از دکتر علی مولودی به چاپ رسید
ضمن تبریک به این عزیز برایشان بهترین ها رو آرزو داریم

انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل

@JavaanKavir
👈هشتصدمین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18/30 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
خوش باش و زندگی کن با مُرده‌های مدفون
بیهوده سر نیاور از گور خویش بیرون

هرچند مرگ خود را باور نکردی، اما
بستند باورت را با بندهای قانون!
.
بر بستری پُر از خون، با درد و داغ جاری‌ست
_چون اشک تشنه کامان_ ته مانده‌های کارون

لبخندهایمان را خم کرده بار اندوه
خشکیده بیخ شادی در قلب‌های محزون
.
"شیرین" بگو نگرید بر انفعال فرهاد
"لیلا" بگو نرنجد از انجماد مجنون

مُردند غیرتی‌ها، امّيد جوششی نیست
نشتر نزن عبث بر رگ‌های خالی از خون!
.
.
.
#محمدرضا_طاهری

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👍1
#طنزیمات_ادبی
موجود لطیفی که تند تار به دیوار
با من شده همسایه دیوار به دیوار

همسایه که نه، آمد و ماند و خوشش آمد
آویخت سپس آلت و ابزار به دیوار

بعد از طی سی سال مرا دید و به من گفت
هی لم نده از غصه بسیار به دیوار

هی چشم نچرخان الکی این ور و آن ور
هی گوش نچسبان پی اخبار به دیوار

تا باز شود فکر تو هر روز سرت را
سی ثانیه وارونه نگهدار به دیوار

گفتم چه کنم قسمت ما نیز چنین بود
... البته به در تا کند اظهار به دیوار

همسایه زیاد است ولی مثل شما نیست
موجود لطیفی که تند تار به دیوار

همسایه بالایی ما اهل شکار است
چسبانده فقط کله مردار به دیوار

بالای سر خود زده عکس پدرش را
هنگام فرار از دهن مار به دیوار

آویخته رندانه عرق گیر خودش را
روی سر دهقان فداکار به دیوار

از دور نمایان شده تصویر تفنگی
زل می زند از پنجره هر بار به دیوار

از ترس چرا گربه پریده بغل سگ
افتاده مگر سایه کفتار به دیوار

همسایه پایینی ما عاشق شعر است
چسبانده هزاران ورق اشعار به دیوار

اشعار عجیبی که بلانسبت حافظ
روی پدر سعدی و عطار به دیوار

« ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است »
بر دار و بزن جبه و دستار به دیوار

صرف تو در این است که خود را برسانی
زود از خطر ریزش آوار به دیوار

هنگام زمین لرزه زن و بچه خود را
از خیر خدا بگذر و بسپار به دیوار

درها همه بسته است کف دست خودت را
برگرد و توکل کن و بگذار به دیوار

اما وسطی فکر کنم پست مدرن است
پاشیده فقط جوهر خودکار به دیوار

بالای سر خود زده با میخ طویله
نعل خری از دوره قاجار به دیوار

یک گوشه نی و تنبک و یک گوشه دف و تار
در گوشه ای آویخته گیتار به دیوار

یک جمله هم از نیچه که می گفت خدا مرد
یک آیه هم اندازه طومار به دیوار

آویخته سمت چپ عکس چه گوارا
تصویر ابوالفضل علمدار به دیوار

با این دو سه همسایه که هرگز نرساندند
در عین رفاقت به جز آزار به دیوار

دلواپسم و ترس من این است دوباره
هر ماله کشی را بکشد کار به دیوار

همسایه که هم سایه ی همسایه نباشد
حرف دل خود را زدی انگار به دیوار

#رحیم_رسولی

@JavaanKavir

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید
👈هشتصد و یکمین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18/30 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
🖤🖤🖤


همسفر در راه ماند… زندگی سخت است… لیک… در سفر باید بود… همراهتان از سفر ماند. سیلی سهمگین باور شاید نه سختی راه را مینماید که بایستی تنها رفت صبری باید تا آرامشی زاید.

نویسنده عزیز جناب آقای ابوالفضل معزی
ضایعه درگذشت مادر خانم گرامیتان ما را نیز متاثر کرد
ضمن عرض تسلیت برای آن مرحوم آرامش روح و روان و برای شما و خانواده صبری به وسعت غم هایتان آرزو داریم.

انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل

@JavaanKavir

⬛️ ⬛️ ⬛️
به روی خاک گردی بود و آن هم شد هوا دیگر
یقین، گردیده معنی کل ارض کربلا دیگر

رسیده نان به جان، شعر از لبان یار میگویید؟
قناعت راز ایمان است اما تا کجا دیگر؟

زمانی خانه ات را شحنه ای شبگرد میپایید
چو دزد و شحنه همدستند،جانت با خدا دیگر

جوانی را ندیده، سایه پیری به دیوار است
گذشت از ما زمانه، وای برحال شما دیگر

اگر کشتی اسیر صخره ها شد یا به گل خوابید
شما قاضی مقصر کیست آیا؟. ناخدا دیگر

اگرچه آسمان داغ است، تاب بی غذایی نیست
تحمل کن که افطار است تا یک ربنا دیگر

غم نان،فقر وفحشا، قتل وغارت، بی سرانجامی
خدایا دست وبالت را ببین، مانده بلا دیگر؟

من از نزد لبان دوخته پیغام آوردم
زغالم، ازسیاهی شکوه داری پیش ما دیگر؟

به دنیا مرگ پاشیدیم ،وقتش نیست بعد از این
به جای مرگ بر مردم، بر آن مردم دعا دیگر؟

اگرکه زنده ماندم هیچ، اما آدمیزاد است
اگر این شعر کاری شد که، عرضی نیست. تا دیگر.....

#مرتضی_حُسنی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👍1
👈هشتصد و دومین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18/30 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👍1
وقتی آن کبریت را بردی میان خرمنت
منتظر بودم که این آتش بیُفتد گردنت

خونِ ما آرام جاری بود در رگ‌هایمان
خواستی تا لکّه‌ای باشد به روی دامنت

ما دگر آن مردم آرام و یکدل نیستیم
فرق‌هامان برملا شد با فرودِ آهنت

دست‌های دوستانت زخم‌ها بر ما زدند
صد برابر بیشتر از دشنه‌های دشمنت

ما چرا اینقدر غمگینیم؟! وقتی گفته‌اند:
شادی ما بستگی دارد به لب تر کردنت!

قفل زندان‌‌های ما را بشکن و آسوده شو
شاکلیدش را خودت انداختی بر گردنت

الغرض؛ قربانی دعوای شاهان، مردم‌اند
بس کن این کبریت بازی را کنار خرمنت!

#محمدرضا_طاهری


با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@javaankavir
👍1
از دست عزیزان چه بگویم، گله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست

سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست

دیری ست که از خانه خرابان جهانم
برسقف فروریخته ام چلچله ای نیست

در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هر چند که تا خانه تو فاصله ای نیست

بگذشته ام از خویش ولی از تو گذشتن
مرزی ست که مشکل تر از آن مرحله ای نیست

سرگشته ترین کشتی دریای زمانم
می کوچم و در رهگذرم اسکله ای نیست

من سلسله جنبان سر عاشق خویشم
بر زندگی ام سایه ای از سلسله ای نیست

یخ بسته زمستان زمان در دل بهمن
رفتند عزیزان و مرا قافله ای نیست


#بهمن_رافعی - پاییز 1341

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@javaankavir
👈هشتصد و سومین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18/30 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👈هشتصد و چهارمین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18/30 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👈👈👈تصحیح

👈هشتصد و چهارمین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 19 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
شیره را از حبه‌ی انگور سرقت می‌کنند
شهد را از لانه‌ی زنبور سرقت می‌کنند

دست مالیدم به خود، چیزی سر جایش نبود
سارقان بی پدر، بدجور سرقت می‌کنند

احتیاجی نیست از دیوار و در بالا روند
سارقان با "کنترل از دور" سرقت می‌کنند

عده ای راحت میان مبل خود لم می‌دهند
از طریق عده‌ای مزدور سرقت می‌کنند

روز روشن، زنده‌ها را از میان کوچه‌ها
مرده را هم نیمه شب، از گور سرقت می‌کنند

برق را از سیم‌ها و آب را از لوله‌ها
دود را از حقه‌ی وافور سرقت می‌کنند

می‌برندت سوی خلوت، می‌کنندت پشت و رو
با زبان خوش نشد با زور سرقت می‌کنند

جای این که سکه‌ای در کاسه‌ی کوری نهند
کاسه را هم از گدای کور سرقت می‌کنند

نیست چون تفریح و شادی توی این شهر بزرگ
عده‌ای تنها به این منظور سرقت می‌کنند

خواستم دنبال مأموری روم دیدم ولی
سارقان در پوشش مأمور سرقت می‌کنند

#عمران_صلاحی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
طوفان شده ام تا که به گوشت برسانم
قد قامت عشقی به بلندای اذانم

در قحطی احساس و نبودِ نفسی خوش
با رود غزل سمت دلت در جریانم

غیر از دل کم حوصله و پای خیالم
افتاده به دنبال نگاهت چمدانم

تو پاک ترین معجزه بودی که سرانجام
در مستي با تاک رسیدی به گمانم

میلرزم و در بُهت تماشای تو غرقم
از بس که نگاهت زده بر هم ضربانم

میرقصی و میخندی و با حال خوش خود
در لذتی از بازي با روح و روانم

دلواپسم اما تو بیا شُرشُر باران
بیرون ببر از فصل تنم رنگ خزانم

معشوقه بمان تا نفسی هست و هوایی
از غصه و اندوه نبودت بتکانم

پر شورتر از پیشم و دل بسته تر از قبل
با این که گرفتی همه ی تاب و توانم

تصمیم گرفتم چه بخواهی چه نخواهی
چون کوه به پای تو و عشق تو بمانم

انصاف نباشد که پس از این همه احساس
معشوقه تو باشی و ببینی نگرانم....

#محمد_میرزازاده

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir