شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
241 subscribers
195 photos
66 videos
5 files
16 links
کانال رسمی انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل
Download Telegram
پشت رُل ساعت حدوداً پنج شاید پنج و نیم
داشتم یک عصر برمی گشتم از عبدالعظیم

ازهمان بن بستِ باران خورده پیچیدم به چپ
از کنارت رد شدم آرام ، گفتی: مستقیم!

زل زدی در آینه اما مرا نشناختی
این منم که روزگارم کرده با پیری گریم

رادیو را باز کردم تا سکوتم نشکند
رادیو روشن شد و شد بیشتر وضعم وخیم

بختِ بد برنامه موضوعش تغزل بود وعشق
گفت مجری بعدِ " بسم الله الرحمن الرحیم" :

یک غزل می خوانم از یک شاعر خوب و جوان
خواند تا این بیت که من گفته بودم آن قدیم:

"سعی من در سر به زیری بی گمان بی فایده ست
تا تو بوی زلفها را می فرستی با نسیم"

شیشه را پایین کشیدی رِند بودی از نخست
زیر لب گفتی خوشم می آید از شعر فخیم

موج را تغییر دادم این میان گفتی به طنز:
"با تشکر از شما راننده ی خوب و فهیم"

گفتم آخر شعر تلخی بود ،با یک پوزخند
گفتی اصلا شعر می فهمید!؟ گفتم: بگذریم..

#کاظم_بهمنی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈هفتصد و هشتاد و نهمین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
یک ستاره
شب‌ها که به آسمانش برمی‌گردد
و روی سیاهیِ شب دراز می‌کشد
به چه می‌تواند فکر کند؟

از سقفِ اتاق
کمی آن‌طرف‌تر از تختِ‌خواب
یک ماه آویزان است
که تنهایی‌ام را روشن‌تر می‌کند

به تاریکیِ آسمان که خیره می‌شوم
همیشه چند خاطره آویزان است
که مثلِ آونگِ یک ساعت
قبل از هر خواب، گذشته‌ام را بیدار می‌کند

گاهی که بیشتر حوصله دارم
دستم را دراز می‌کنم و
خاطرات را جابجا می‌کنم
مثلن چند خاطره به عقب برمی‌گردم
و تنهاییِ بیست‌وچندسالگی‌ام را بغل می‌کنم

- «جهان مدام کوچک‌تر می‌شود
آنقدر که نمی‌تواند حتا تنهایی یک نفر را پر کند»
این را یک شب
دوستی در خاطره‌ی بیست‌وهفت سالگی‌ام گفت

در چند خاطره‌
دلم می‌خواست خورشید کوچکی باشم
حال اما
ستاره‌ای هستم رو به خاموشی
خیره به خاطراتی
که از تاریکیِ آسمانش
آویزان شده.

#امیر_ عموزاده

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید.

@JavaanKavir
🔹با داغ #بکتاش_آبتین


سقف کوتاه قفس را آسمان انگاشتی
بال را در حسرت پرواز وانگذاشتی

پر گرفتی، گرچه عمری دست و بالت بسته بود
بی‌گمان در سینه‌ات قلبِ کبوتر داشتی

بارِ آزادی زمین بود و تو چون سروی اصیل
خم شدی‌ش از خاکِ ناپاک جهان برداشتی

در میان لشکری انبوه اما تار و مار
پرچم افتاده‌ی امّید را افراشتی

عاقبت با اشک مظلومان به بر خواهد نشست
بذرِ آن آهی که در دیوار زندان کاشتی

آه... ای چشمان زیبایی که قهری با جهان!
جانِ یاران، جان یاران، جان یاران، آشتی!

#محمدرضا_طاهری

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید.

@JavaanKavir
1
👈هفتصد و نودمین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👈هفتصد و نود یکمین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
نشود فاش ِ کسی آنچه میان من و توست
تا تِلِگرام و گوگل، نامه‌رسان من و توست

بعد از آنکه بشود "طرح ِ صیانت" تصویب
مثل روز آنچه عیان است نهان من و توست

چشم ِ مجلس به خلایق نِگران خواهد بود
نگران است اگر، خُب نگران من و توست

مُجری ِ "بیست و سی" کشف نمود: اینترنت...
عامل ِ سکته و قند و سرطان من و توست

از نظربازی ما "بی‌خبران" باخبرند
فکر کردند که "واتس‌آپ" مکان ِ من و توست

پدرم روضه‌ی رضوان به دو گندم بفروخت...
که چُنین وضع ِ اسفناک، جهان من و توست

شاعری از سر غیرت به شما گیری داد
بعد گفتید که او دست‌نشان ِ manoto است

گوش اگر گوش خر و ناله اگر ناله‌ی ماست
آنچه جایی نرسد آه و فغان من و تو است


#محمود_برزین
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈هفتصد و نود دومین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
بس است هرچه زمین از من و تو بار کشید

چگـونه مـی‌شود از زندگــی کنــــار کشید؟

چقدر می‌شود آیا به روی این دیوار

به جای پنجره نقاشی بهار کشید؟

بـــرای دور زدن در مـــدار بــــی‌پــــایـــان

چقدر باید از این پای خسته کار کشید؟

گلایه از تو ندارم، چرا کــه آن نقاش

مرا پیاده کشید و تو را سوار کشید

حکایت من و تو داستان تکّه‌‌یخی‌ست

کـــه در برابر خورشید انتظــــار کشید

چگونه می‌شود از مردم خمار نگفت

ولی هزار رقــــم دیده خمار کشید؟

اگر بهشت برای من و تو است، چـــرا

پس از هبوط خدا دور آن حصار کشید؟

چرا هرآنچه هوس را اسیر کرد، امّا

برای تک‌تک‌شان نقشة فرار کشید؟

خدا نخست ســری زد بـــه جبّــــه ی منصور

سپس به دست خودش جبّه را به دار کشید

خودش به فطرت ابلیس سرکشی آموخت

و بعد نقطه ضعفــــی گرفت و جـــار کشید

غزل، قصیده اگر شد، مقصر آن دستی‌ست

کـــه طـــرح قصــــه ی ما را ادامه‌ دار کشید..

#غلامرضا _طریقی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از خاکم و هم خاک من از جان و تنم نیست
انگار که این قوم غضب هموطنم نیست

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈هفتصد و نود سومین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👈هفتصد و نود چهارمین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
فرض کن آتش به فرمانِ پرِ پروانه باشد
پاسبان‌ها مِی‌ فروش و پادگان میخانه باشد

فرض کن از آهِ ما آتش به ریشِ ظالم افتد
عصر او پایان بگیرد، قصر او ویرانه باشد

روزگاری آرمانی را تصوّر کن که در آن
عهدها محکم بماند، قول‌ها مردانه باشد

چشم‌هایت را ببند و تن به او بسپار، هرچند
آنکه می‌بوسد لبت را با غمت بیگانه باشد

شربتِ مسموم خوردن، بهتر از لب‌تشنه مُردن
نوشِ‌جان کن، گرچه شاید زهر در پیمانه باشد!

سال‌ها در گوشِ مردم قصّه‌ی موعود خواندند
من که باور کردم اما، وای اگر افسانه باشد!

#محمدرضا_طاهری

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👍1
👈هفتصد و نود پنجمین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
ای خدا در سال نو این وضع را پایان بده
هر چه تا حالا نداری را بیا الان بده

یا به مسئولینِ بی وجدان ما وجدان بده
یا به محرومان بی سامان ما سامان بده

یا که نان کلّ آقازاده ها آجر نما
با به ما هم مثل آنان جای آجر نان بده

سیل ، آتش ، زلزله ، ویروس ، بنزین، اختلاس
قسط‌بندی کن به ما هر سال، یک بحران بده

مشکلت با ما مسلمانان دقیقاً چیست؟هان!؟
خب دو تا بحران ببر به سایر ادیان بده

کشور ما را اگر شادی ندادی ، پیشکش
لااقل غم را نده با پارچ ، با لیوان بده

یا بگیر اندوه لبنان را که ما را می کُشد
یا به لبنان هم کمی اندوه از ایران بده

یا به ما هم یک وزیر خارجی اعطا نما
یا به آنها یک رئیسِ خادم از سمنان بده

روزی سارا کجا و روزی دارا کجا ..!؟
یا نده روزی و یا هم لا اقل یکسان بده

یا نفرما خلق موجودی و وقتی خلق شد
ابتدا تبعیض را بردار و بعدش جان بده

کُفر آلود است اگر اشعار من شرمنده‌ام
یا بگیر این ذوق را یا هم کمی ایمان بده!

#مهدی_خداپرست

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👍1
😎"اِمسالنامه!"😎

یک سالِ پُر از فشار را طی کردیم
یک دوره ی ناگوار را طی کردیم

روزِ پدر و عید یکی شد، یعنی:
یک سالِ پدر درآر را طی کردیم!

یک سال گذشت و ما عقب تر رفتیم
هی با مَلک الموت به بستر رفتیم

نوروز برای ملّتِ ما یعنی
یک سالِ دگر نیز قِسِر دَر رفتیم!

عید آمد و بی میوه و بی آجیلیم
هموار دچارِ وضعِ هردمبیلیم

داریم حکومتی مسلمان امّا
انگار اسیر دستِ اسرائیلیم!

صبرِ همگان به خشم تبدیل شده
خون بوده به اشکِ چشم تبدیل شده

امسال‌به یُمنِ همّتِ مسئولین
پولِ وطنم به پشم تبدیل شده

یا رب کمرِ مُختلسان را خَم کن
خَرهای وطن فروش را آدم کن

امسال بیا و از سَرِ این مَردم
شَرّ همه ی حرامیان را کم کن!

✍️شروین سلیمانی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
1
👈هفتصد و نود ششمین 👉
جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 17 و 45دقیقه 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
در خلوت خود بی تو اگرچه گله مندم
دل بسته به تنهایی شب های بلندم

عمریست دلم حلقه زده دور دلت تا
در حادثه ی عشق بیافتی به کمندم

دستم نرسد گرچه به شيريني وصلت
بی تاب ترین تیشه زن کوه سهندم

معشوقه نفهمید که با دام نگاهش
عاشق شده در معرض آسیب و گزندم

در فکر و خیالم به هوایی که نرفته
با خاطره ی آمدنش در زد و بندم

رویای من اینگونه رقم خورده که حتی
یک دم نشده غیر تو را من بپسندم

حالا که شدم متهم عشق در این شهر
در جوخه ی چشمت تو به رگبار ببندم

#محمد_میرزازاده

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید.

@JavaanKavir
👍1
مراسم گرامیداشت شانزدهمين سال‌روز تاسیس ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل برگزار شد

مراسم گرامیداشت شانزدهمين سال‌روز تاسیس انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل، به همراه مراسم افتتاحیه اقامتگاه بوم‌گردی کیمیا (با مدیریت خانواده باهنر) در محل این اقامتگاه برگزار شد. در این مراسم که با حضور اعضای انجمن و مهمانانی از انجمن های ادبی سیلک کاشان، هلال آران‌وبیدگل، طنزپردازان کاشان، شاعرانه های کاشان، شاعران جوان کاشان، انجمن ادبی کانون عربیان آران‌وبیدگل، خلیلی مدیر حوزه هنری آران‌وبیدگل و توکلی مسئول بسیج هنرمندان آران‌وبیدگل برگزار شد، اعضای این انجمن‌ها به شعرخوانی پرداختند.
اجرای موسیقی ایرانی توسط استاد باهنر، از دیگر برنامه‌های این مراسم بود.
این مراسم که به همت انجمن ادبی جوان کویر و اقامتگاه کیمیا و به مناسبت سالروز تاسیس انجمن و افتتاح این اقامتگاه برگزار می‌شد، با صرف افطار پایان یافت.

🌱 @JavaanKavir
#گزارش_تصویری مراسم گرامیداشت شانزدهمين سال‌روز تاسیس انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل
فروردین 1401
اقامتگاه بوم‌گردی کیمیا

🌱 @JavaanKavir