دوستان با لینک زیر میتونن عضو گروه شده و از نقد و نظرات استفاده کنید
https://t.me/ghalambedastan
https://t.me/ghalambedastan
Telegram
انجمن ادبی قلمبهدستان
✴️نخستین انجمن داستانکی ایران
✳️آموزش داستانک
🔆فراخوانهای داستانکنویسی
◾دبیر انجمن: محمدعلی کاظمی نصرآبادی
🕐تاسیس: ۱۳۹۹/۱۲/۰۳
رایانامه:
ghalambedastan@gmail.com
ارتباط با روابط عمومی:
@pv_ghalambedastan
✳️آموزش داستانک
🔆فراخوانهای داستانکنویسی
◾دبیر انجمن: محمدعلی کاظمی نصرآبادی
🕐تاسیس: ۱۳۹۹/۱۲/۰۳
رایانامه:
ghalambedastan@gmail.com
ارتباط با روابط عمومی:
@pv_ghalambedastan
داستان کوتاه
بچه که بودم آرزو داشتم خیلی پولدار بشم!
و اولین چیزی هم که میخواستم بخرم یک یخچال برای "ننهنخودی" بود!!
ننهنخودی پیرزنِ تنهای محل ما بود که هیچوقت بچهدار نشده بود.
میگفتند جوان که بوده شاداب و سرحال بوده، سرخاب میزده، برای بقیه نخود میریخته و فال میگرفته.
پیر که شده، دیگر نخود نریخته ؛ اما "نخودی" مانده بود تهِ اسمش.
زمستون و تابستون آبیخ میخورد، ولی یخچال نداشت.
مامان میگفت: "جگرش داغه!"
ننه برای خنک کردنِ جگرش، شبها راه میافتاد میآمد درِ خانهی ما را میزد و یک قالب بزرگ یخ میگرفت.
توی جایخیِ یخچالمان، یک کاسه داشتیم که اسمش "کاسهی ننهنخودی" بود.
ننه با خانهی ما ندار بود وتعارف نداشت.
درِ کوچه اگر باز بود بیدر زدن میآمد توی خونه ، و اگر سرِ شام بودیم یک بشقاب هم میآوردیم برای او.
با بابا رفیق شده بود!
برای بابام شالگردن و جوراب پشمی میبافت و باهاش که حرف میزد توی هر جمله یک "پسرم" میگفت.
مثلاً سلام پسرم ؛ خوبی پسرم؟ رنگت پریده پسرم ؛ خداحافظ پسرم...
یک شبِ تابستون که مهمان داشتیم و توی حیاط جمع شده بودیم ؛ ننه، پرده را کنار زد و آمد توی حیاط.
بچهی فامیل که از ورود یکبارهی یک پیرزن کوچولوی مو حنایی ترسیده بود ، جیغ زد و گریه کرد.
ننه نخودی به بچه آبنبات داد. نگرفت، بیشتر جیغ زد.
بچه را آرام کردیم و کاسهی ننه نخودی را از توی جایخی آوردیم.
بابا وقتی قالب یخ را میانداخت توی زنبیل ننه، آرام گفت:
"ننه ! از این بهبعد در بزن!"
ننه، مکث کرد!!
به بابا نگاه کرد؛ به ما نگاه کرد و بعد بیحرف رفت.
و بعد از آن، دیگر پیِ یخ نیامد.
کاسهی ننه نخودی ماند توی جایخی ماند و روی یَخِش، یک لایه برفک نشست.
یک شب، کاسه را برداشتیم و با بابا رفتیم درِ خانهی ننه.
در را باز کرد.
به بابا نگاه کرد.
گفت: " دیگه آبِ یخ نمیخورم، پسرم!"
قهر نکرده بود؛ ولی نگاهش به بابا غریبه شده بود.
شبیه مادری شده بود که بچههاش بیهوا برده باشنش خانه سالمندان.
درِ خانهی بابا را زدن برای ننه، شبیه کارتزدن بود برای ورود به شرکت خودش!
او توی خانهی ما کاسه داشت ، بشقاب داشت و یک "پسر"( بابام).
برای اثبات مادربودنش به خودش و بقیه، نیاز داشت که کاری را بکند که بقیهی مادرها مجاز به انجامش نبودند!!
"بیدر زدن به خانهی پسرش رفتن"!
یک در ، یک درِ آهنی ناقابل ،
ننه را پرت کرد به دنیای خودش و این واقعیت تلخ را بیادش آورده بود که "پسرش" پسرش نبوده !
ننهنخودی یک روز داغ تابستان مُرد.
توی تشییع جنازهاش کاسهی یخ ننه را انداختیم توی کلمن و بابا قدِ یک پسرِ مادرمرده براش اشک ریخت و مدام آب یخ خورد.
جگرش داغ شده بود.
😭😭😭😭😭😭😭
«فرضیپور»
یک حرف، یک عکس العمل، یک نگاه، و ... !!
چقدر آثار به همراه دارد...!!
مراقب رفتارمون با همدیگه باشیم!!
📒📒📒📒📒📒📒
یک سیب افتاد و جهان از قانون جاذبه باخبر شد.
میلیونها جسد افتاد و مُرد،
ولی بشر معنی "انسانیت"
را درک نکرد!
"چارلی چاپلین"
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید.
@JavaanKavir
بچه که بودم آرزو داشتم خیلی پولدار بشم!
و اولین چیزی هم که میخواستم بخرم یک یخچال برای "ننهنخودی" بود!!
ننهنخودی پیرزنِ تنهای محل ما بود که هیچوقت بچهدار نشده بود.
میگفتند جوان که بوده شاداب و سرحال بوده، سرخاب میزده، برای بقیه نخود میریخته و فال میگرفته.
پیر که شده، دیگر نخود نریخته ؛ اما "نخودی" مانده بود تهِ اسمش.
زمستون و تابستون آبیخ میخورد، ولی یخچال نداشت.
مامان میگفت: "جگرش داغه!"
ننه برای خنک کردنِ جگرش، شبها راه میافتاد میآمد درِ خانهی ما را میزد و یک قالب بزرگ یخ میگرفت.
توی جایخیِ یخچالمان، یک کاسه داشتیم که اسمش "کاسهی ننهنخودی" بود.
ننه با خانهی ما ندار بود وتعارف نداشت.
درِ کوچه اگر باز بود بیدر زدن میآمد توی خونه ، و اگر سرِ شام بودیم یک بشقاب هم میآوردیم برای او.
با بابا رفیق شده بود!
برای بابام شالگردن و جوراب پشمی میبافت و باهاش که حرف میزد توی هر جمله یک "پسرم" میگفت.
مثلاً سلام پسرم ؛ خوبی پسرم؟ رنگت پریده پسرم ؛ خداحافظ پسرم...
یک شبِ تابستون که مهمان داشتیم و توی حیاط جمع شده بودیم ؛ ننه، پرده را کنار زد و آمد توی حیاط.
بچهی فامیل که از ورود یکبارهی یک پیرزن کوچولوی مو حنایی ترسیده بود ، جیغ زد و گریه کرد.
ننه نخودی به بچه آبنبات داد. نگرفت، بیشتر جیغ زد.
بچه را آرام کردیم و کاسهی ننه نخودی را از توی جایخی آوردیم.
بابا وقتی قالب یخ را میانداخت توی زنبیل ننه، آرام گفت:
"ننه ! از این بهبعد در بزن!"
ننه، مکث کرد!!
به بابا نگاه کرد؛ به ما نگاه کرد و بعد بیحرف رفت.
و بعد از آن، دیگر پیِ یخ نیامد.
کاسهی ننه نخودی ماند توی جایخی ماند و روی یَخِش، یک لایه برفک نشست.
یک شب، کاسه را برداشتیم و با بابا رفتیم درِ خانهی ننه.
در را باز کرد.
به بابا نگاه کرد.
گفت: " دیگه آبِ یخ نمیخورم، پسرم!"
قهر نکرده بود؛ ولی نگاهش به بابا غریبه شده بود.
شبیه مادری شده بود که بچههاش بیهوا برده باشنش خانه سالمندان.
درِ خانهی بابا را زدن برای ننه، شبیه کارتزدن بود برای ورود به شرکت خودش!
او توی خانهی ما کاسه داشت ، بشقاب داشت و یک "پسر"( بابام).
برای اثبات مادربودنش به خودش و بقیه، نیاز داشت که کاری را بکند که بقیهی مادرها مجاز به انجامش نبودند!!
"بیدر زدن به خانهی پسرش رفتن"!
یک در ، یک درِ آهنی ناقابل ،
ننه را پرت کرد به دنیای خودش و این واقعیت تلخ را بیادش آورده بود که "پسرش" پسرش نبوده !
ننهنخودی یک روز داغ تابستان مُرد.
توی تشییع جنازهاش کاسهی یخ ننه را انداختیم توی کلمن و بابا قدِ یک پسرِ مادرمرده براش اشک ریخت و مدام آب یخ خورد.
جگرش داغ شده بود.
😭😭😭😭😭😭😭
«فرضیپور»
یک حرف، یک عکس العمل، یک نگاه، و ... !!
چقدر آثار به همراه دارد...!!
مراقب رفتارمون با همدیگه باشیم!!
📒📒📒📒📒📒📒
یک سیب افتاد و جهان از قانون جاذبه باخبر شد.
میلیونها جسد افتاد و مُرد،
ولی بشر معنی "انسانیت"
را درک نکرد!
"چارلی چاپلین"
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید.
@JavaanKavir
👈هفتصد و هفتاد و هشتمین 👉
778
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
778
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
#طنزیمات_ادبی
از زرنگی هایمان بسیار صحبت می کنیم
با شعار و اهرم آمار صحبت می کنیم
بچه ها را می فرستیم آن طرف با نقشه ای
بعد هم از نقش استکبار صحبت می کنیم
پاک و طاهر حق هم را می خوریم و با وقار
از کثافت کاری کفار صحبت می کنیم
از گشادی خیر اما در خصوص تنگیِ
مانتو و کوتاهی شلوار صحبت می کنیم
شیر را تنها میان گرگ ها وا می نهیم
بعد، از نامردی کفتار صحبت می کنیم
کل امکانات را از برج بالا می کشیم
پشتش از کوتاهی دیوار صحبت می کنیم
در بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست
ما ولی البته طوطی وار صحبت می کنیم
ما که جز در بحث آزادی نداریم اختیار
در همین موضوع، بالاجبار، صحبت می کنیم!
در خصوص سرعت اجرای بعضی کارها
حین یک خمیازه ی کشدار صحبت می کنیم
قیصری جان هر چه می خواهد دل تنگت بطنز
شک نکن انگار با دیوار صحبت می کنیم!
#عبدالرضا_قیصری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید.
@JavaanKavir
از زرنگی هایمان بسیار صحبت می کنیم
با شعار و اهرم آمار صحبت می کنیم
بچه ها را می فرستیم آن طرف با نقشه ای
بعد هم از نقش استکبار صحبت می کنیم
پاک و طاهر حق هم را می خوریم و با وقار
از کثافت کاری کفار صحبت می کنیم
از گشادی خیر اما در خصوص تنگیِ
مانتو و کوتاهی شلوار صحبت می کنیم
شیر را تنها میان گرگ ها وا می نهیم
بعد، از نامردی کفتار صحبت می کنیم
کل امکانات را از برج بالا می کشیم
پشتش از کوتاهی دیوار صحبت می کنیم
در بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست
ما ولی البته طوطی وار صحبت می کنیم
ما که جز در بحث آزادی نداریم اختیار
در همین موضوع، بالاجبار، صحبت می کنیم!
در خصوص سرعت اجرای بعضی کارها
حین یک خمیازه ی کشدار صحبت می کنیم
قیصری جان هر چه می خواهد دل تنگت بطنز
شک نکن انگار با دیوار صحبت می کنیم!
#عبدالرضا_قیصری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید.
@JavaanKavir
پس از آن اشتباه نسل دیروزی
که گم شد حق ما با طرز مرموزی!
زمستان آمد و از ترس کولاکش
همه سرگرمی ما شد زمان سوزی
پدر تن داده بر بیگاری و ذلت
به هر قیمت برای لقمه ای روزی
به خود می لرزم از وقتی بنام دین
حکومت میرود سمت دهان دوزی
تظاهر های روشنفکری این جمع
ندارد جز مکافات و بد آموزی
به ظاهر من مسلمانم ولی افسوس
که جهل ام می گذارد قوز بر قوزی!
بشر گم کرده هیبت های انسان را
همیشه در توهم های پیروزی
سکوت و وحشت از شب های بی فردا
برای ما ندارد جز سیه روزی
نمی گردد جهان تسخیر آن دینی
که دارد در نهادش فتنه افروزی
زمان فریاد داغ از ما طلب دارد
نه اعدام و نه زندان و نه خود سوزی...
#محمد_ میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید.
@JavaanKavir
که گم شد حق ما با طرز مرموزی!
زمستان آمد و از ترس کولاکش
همه سرگرمی ما شد زمان سوزی
پدر تن داده بر بیگاری و ذلت
به هر قیمت برای لقمه ای روزی
به خود می لرزم از وقتی بنام دین
حکومت میرود سمت دهان دوزی
تظاهر های روشنفکری این جمع
ندارد جز مکافات و بد آموزی
به ظاهر من مسلمانم ولی افسوس
که جهل ام می گذارد قوز بر قوزی!
بشر گم کرده هیبت های انسان را
همیشه در توهم های پیروزی
سکوت و وحشت از شب های بی فردا
برای ما ندارد جز سیه روزی
نمی گردد جهان تسخیر آن دینی
که دارد در نهادش فتنه افروزی
زمان فریاد داغ از ما طلب دارد
نه اعدام و نه زندان و نه خود سوزی...
#محمد_ میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید.
@JavaanKavir
👈هفتصد و هفتاد و نهمین 👉
779
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
779
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈هفتصد و هشتادمین 👉
780
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
780
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
با اجازه جناب حافظ:
سِرّ شدگان!
آنان که مُلک را به بلا مبتلا کنند
از رنجِ مردمان شده هرگز حیا کنند؟
خود میچپاوُلند به شادی کنار هم
ما را ولی حواله به نذر و دعا کنند!
تقسیم شد بهشت و جهنم میانِ ما
ما زجر میکشیم که آنها صفا کنند!
در آن حریم راه ندارد به جز خودی
یک عده هم خودی-نخودی را جدا کنند!
ما پایهء معاملهایم از ازل ولی
اینها فقط معامله با آشنا کنند!
موسا عصا به آب زد و نیل خشک شد
اینها همان کنند ولی بیعصا کنند!
پایی که روی خرخرههامان گذاشتند
یککم بگو که حداقل جابهجا کنند!
یارب ببخش عرشِ خودت را به این شیوخ
بلکه برون کشیده و ما را رها کنند!
ماها که سِر شدیم ولی بچههای ما
وقتش که شد دو لِنگِ شما را هوا کنند..!
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
سِرّ شدگان!
آنان که مُلک را به بلا مبتلا کنند
از رنجِ مردمان شده هرگز حیا کنند؟
خود میچپاوُلند به شادی کنار هم
ما را ولی حواله به نذر و دعا کنند!
تقسیم شد بهشت و جهنم میانِ ما
ما زجر میکشیم که آنها صفا کنند!
در آن حریم راه ندارد به جز خودی
یک عده هم خودی-نخودی را جدا کنند!
ما پایهء معاملهایم از ازل ولی
اینها فقط معامله با آشنا کنند!
موسا عصا به آب زد و نیل خشک شد
اینها همان کنند ولی بیعصا کنند!
پایی که روی خرخرههامان گذاشتند
یککم بگو که حداقل جابهجا کنند!
یارب ببخش عرشِ خودت را به این شیوخ
بلکه برون کشیده و ما را رها کنند!
ماها که سِر شدیم ولی بچههای ما
وقتش که شد دو لِنگِ شما را هوا کنند..!
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍1
.
و سیب را بگذار و انار را بردار
به رغم سلطهى جبر اختیار را بردار
در این دقایق ابری به نازِ انگشتت
دوباره از دلِ شيشه بخار را بردار
بگو به كودكِ جانت كه ديو رفتنى است
و لايهلايه شبِ ماندگار را بردار
پرندگى كه ميان قفس نمىميرد
از اين شكنجهى مزمن حصار را بردار
و تا پرنده بخواند سرود آزادى
از اين قبيله طريقِ شكار را بردار
به پاس حرمت باغ و بهار و باران از
كتابهاى لغت نامِ دار را بردار
براى بغض نجيبت اگر پناهى نيست
به گوشهاى بنشين و سهتار را بردار
#فاطمه_مشاعى
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید.
@JavaanKavir
و سیب را بگذار و انار را بردار
به رغم سلطهى جبر اختیار را بردار
در این دقایق ابری به نازِ انگشتت
دوباره از دلِ شيشه بخار را بردار
بگو به كودكِ جانت كه ديو رفتنى است
و لايهلايه شبِ ماندگار را بردار
پرندگى كه ميان قفس نمىميرد
از اين شكنجهى مزمن حصار را بردار
و تا پرنده بخواند سرود آزادى
از اين قبيله طريقِ شكار را بردار
به پاس حرمت باغ و بهار و باران از
كتابهاى لغت نامِ دار را بردار
براى بغض نجيبت اگر پناهى نيست
به گوشهاى بنشين و سهتار را بردار
#فاطمه_مشاعى
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید.
@JavaanKavir
👈هفتصد و هشتاد و یکمین 👉
781
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
781
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
هرکه شد خام، بهصد شعبده خوابش کردند
هرکه درخواب نشد، خانه خرابش کردند
بازی اهل سیاست که فریباست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند
اول کار بسی وعدهیِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ بر آبش کردند
آنچه گفتند شود سرکهیِ نیکو و حلال
در نهانخانهیِ تزویر، شرابش کردند
پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دلانگیز کبابش کردند
سالها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند
گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند
زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایهیِ ایجاد سرابش کردند
لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند
#فرخی_یزدی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
هرکه درخواب نشد، خانه خرابش کردند
بازی اهل سیاست که فریباست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند
اول کار بسی وعدهیِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ بر آبش کردند
آنچه گفتند شود سرکهیِ نیکو و حلال
در نهانخانهیِ تزویر، شرابش کردند
پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دلانگیز کبابش کردند
سالها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند
گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند
زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایهیِ ایجاد سرابش کردند
لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند
#فرخی_یزدی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
◼️◼️◼️. 🕯🕯🕯
صدایت آتش میزند
قبله ی قبیله ام را
ای ستاره ی بی نشانه ها
برگرد....
خانه هنوز با لهجه ی تو صدایم میزند
پدر همیشه بی همتاست....
دوست عزیز و شاعر گرانقدر
جناب آقای مجید مردادی
ضمن عرض تسلیت به مناسبت فقدان پدر گرامیت، برای آن مرحوم روحی آرام و شاد و برای بازماندگان آروزی صبر و سلامتی داریم.
انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل
@JavaanKavir
◼️◼️◼️
صدایت آتش میزند
قبله ی قبیله ام را
ای ستاره ی بی نشانه ها
برگرد....
خانه هنوز با لهجه ی تو صدایم میزند
پدر همیشه بی همتاست....
دوست عزیز و شاعر گرانقدر
جناب آقای مجید مردادی
ضمن عرض تسلیت به مناسبت فقدان پدر گرامیت، برای آن مرحوم روحی آرام و شاد و برای بازماندگان آروزی صبر و سلامتی داریم.
انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل
@JavaanKavir
◼️◼️◼️
📜اطلاعیه نشست ادبی 🍉یلدا🍉
✅ ضمن تبریک به مناسبت فرارسیدن یلدای باستانی، به اطلاع میرسانیم هشتامین نشست یلدایی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل، همراه با رونمایی از کتاب «برآیند»، سرودهی سرکار خانم مریم خانآبادی، با همکاری زورخانهی ذوالفقار در روز دوشنبه 29 آذرماه 1400 برگزار میشود.
💒 محل برگزاری: میدان پلیس (پارک زیتون)-بلوار موبد بیدگلی-زورخانه ذوالفقار
🕡 دوشنبه 29 آذرماه 1400، ساعت 6:30 عصر
🍀 چشم به راه گامهای سبزتان هستیم
🌱 @javaankavir
✅ ضمن تبریک به مناسبت فرارسیدن یلدای باستانی، به اطلاع میرسانیم هشتامین نشست یلدایی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل، همراه با رونمایی از کتاب «برآیند»، سرودهی سرکار خانم مریم خانآبادی، با همکاری زورخانهی ذوالفقار در روز دوشنبه 29 آذرماه 1400 برگزار میشود.
💒 محل برگزاری: میدان پلیس (پارک زیتون)-بلوار موبد بیدگلی-زورخانه ذوالفقار
🕡 دوشنبه 29 آذرماه 1400، ساعت 6:30 عصر
🍀 چشم به راه گامهای سبزتان هستیم
🌱 @javaankavir
👈هفتصد و هشتاد و دومین 👉
782
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
782
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
کارَت از این زیبایی شیطانی آخر زار خواهد شد
موی بلندت عاقبت بر گردنت چون دار خواهد شد!
امروز، از آغوش من رفتی در آغوشِ کسی دیگر
این ماجرا روزی به شکلِ دیگری تکرار خواهد شد!
آرامشت را روی توفانِ دلِ من ساختی، هش دار!
این خانهی بد پایه روزی بر سرت آوار خواهد شد
دیروز من، امروز او، فردا کسی دیگر... چه باید کرد؟
هرکس تو را بشناسد از زیباییات بیزار خواهد شد
من راستگو بودم، سرم بالاست در این قصه، اما تو
صدها دروغت از دهانِ این و آن اقرار خواهد شد
حس میکنم احساسِ خوبی داری از حالِ خرابِ من!
خوش باش، از خونِ دلم پیمانهات سرشار خواهد شد
این شعر را یادت نگهدار، این صدای بغضِ یک مرد است
مردی که تا هستی سکوتش در سرت تکرار خواهد شد!
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید.
@JavaanKavir
موی بلندت عاقبت بر گردنت چون دار خواهد شد!
امروز، از آغوش من رفتی در آغوشِ کسی دیگر
این ماجرا روزی به شکلِ دیگری تکرار خواهد شد!
آرامشت را روی توفانِ دلِ من ساختی، هش دار!
این خانهی بد پایه روزی بر سرت آوار خواهد شد
دیروز من، امروز او، فردا کسی دیگر... چه باید کرد؟
هرکس تو را بشناسد از زیباییات بیزار خواهد شد
من راستگو بودم، سرم بالاست در این قصه، اما تو
صدها دروغت از دهانِ این و آن اقرار خواهد شد
حس میکنم احساسِ خوبی داری از حالِ خرابِ من!
خوش باش، از خونِ دلم پیمانهات سرشار خواهد شد
این شعر را یادت نگهدار، این صدای بغضِ یک مرد است
مردی که تا هستی سکوتش در سرت تکرار خواهد شد!
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید.
@JavaanKavir
🖊 هشتامین نشست ادبی یلدا، همراه با آیین رونمایی از کتاب مجموعه شعر «برآیند»، سرودهی مریم خانآبادی برگزار شد
دوشنبه، 29 آذرماه 1400، هشتامین نشست ادبی یلدای انجمن ادبی جوان کویر آرانو بیدگل با همکاری زورخانه ذوالفقار در سالن این زورخانه در آرانو بیدگل برگزار شد. در این نشست که با استقبال خوب علاقهمندان به شعر همراه بود و شاعرانی از انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل، انجمن ادبی کانون شهید عربیان آرانوبیدگل، انجمن ادبی هلال آرانوبیدگل، انجمن ادبی مجلس افروز سفید شهر، انجمن ادبی طنزپردازان کاشان، انجمن ادبی سیلک کاشان، انجمن شاعران جوان کاشان و انجمن شاعرانههای کاشان حضور داشتند، شاعران به شعرخوانی پرداختند. اجرای موسیقی ایرانی توسط گروه آوای کویر و اجرای ورزش باستانی توسط ورزشکاران زورخانهی ذوالفقار از دیگر برنامههای این نشست بود.
در این مراسم، از مجموعهی شعر «برآیند» سرودهی مریم خانآبادی، از اعضای انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل رونمایی شد و استاد خوشهچرخ از اساتید ادبیات شهرستان، به معرفی این مجموعه شعر پرداختند.
دکتر ضابطی، رییس اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان آرانوبیدگل، دکتر جوادی رییس سابق اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان کاشان، آقای خلیلی مسئول حوزهی هنری شهرستان آرانوبیدگل و آقای توکلی مسئول بسیج هنرمندان شهرستان در این همایش ادبی حضور داشتند و دکتر ضابطی و دکتر جوادی در رابطه با جایگاه شعر در ورزش باستانی به سخنرانی پرداختند.
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید.
@JavaanKavir
دوشنبه، 29 آذرماه 1400، هشتامین نشست ادبی یلدای انجمن ادبی جوان کویر آرانو بیدگل با همکاری زورخانه ذوالفقار در سالن این زورخانه در آرانو بیدگل برگزار شد. در این نشست که با استقبال خوب علاقهمندان به شعر همراه بود و شاعرانی از انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل، انجمن ادبی کانون شهید عربیان آرانوبیدگل، انجمن ادبی هلال آرانوبیدگل، انجمن ادبی مجلس افروز سفید شهر، انجمن ادبی طنزپردازان کاشان، انجمن ادبی سیلک کاشان، انجمن شاعران جوان کاشان و انجمن شاعرانههای کاشان حضور داشتند، شاعران به شعرخوانی پرداختند. اجرای موسیقی ایرانی توسط گروه آوای کویر و اجرای ورزش باستانی توسط ورزشکاران زورخانهی ذوالفقار از دیگر برنامههای این نشست بود.
در این مراسم، از مجموعهی شعر «برآیند» سرودهی مریم خانآبادی، از اعضای انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل رونمایی شد و استاد خوشهچرخ از اساتید ادبیات شهرستان، به معرفی این مجموعه شعر پرداختند.
دکتر ضابطی، رییس اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان آرانوبیدگل، دکتر جوادی رییس سابق اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان کاشان، آقای خلیلی مسئول حوزهی هنری شهرستان آرانوبیدگل و آقای توکلی مسئول بسیج هنرمندان شهرستان در این همایش ادبی حضور داشتند و دکتر ضابطی و دکتر جوادی در رابطه با جایگاه شعر در ورزش باستانی به سخنرانی پرداختند.
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید.
@JavaanKavir
#گزارش_تصویری هشتامین نشست یلدای انجمن ادبی جوان کویر همراه با مراسم رونمایی از مجموعه شعر برآیند
29 آذرماه1400
زورخانه ذوالفقار
@JavaanKavir
29 آذرماه1400
زورخانه ذوالفقار
@JavaanKavir
#گزارش_تصویری هشتامین نشست یلدای انجمن ادبی جوان کویر همراه با مراسم رونمایی از مجموعه شعر برآیند
29 آذرماه1400
زورخانه ذوالفقار
@JavaanKavir
29 آذرماه1400
زورخانه ذوالفقار
@JavaanKavir