شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
242 subscribers
195 photos
66 videos
5 files
16 links
کانال رسمی انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل
Download Telegram
ترک دنیا به مردم آموزند
خویشتن سیم و غلّه اندوزند

عالمی را که گفت باشد و بس
هر چه گوید نگیرد اندر کس

عالم آن کس بود که بد نکند
نه بگوید به خلق و خود نکند

#سعدی

🍀@javaankavir
🔴واعظان کاین جلوه بر محراب و منبر می‌کنند
🔴چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

انجمن ادبی جوان کویر، کانال یا گروهی در پیام‌رسان‌های داخلی ندارد و به آنجا نیز کوچ نخواهد کرد. ما را در کانال تلگرام انجمن همراهی کنید

🌱🌱به امید ایرانی آباد و آزاد


بود آیا که در میکده‌ها بگشایند؟
گره از کار فروبسته‌ی ما بگشایند؟

اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند
دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند

🍀@javaankavir
داســــتان مـن و چشــــم تو شنیــــدن دارد
خواب این فاصـــله تعبیــــر رسیــــدن دارد

پیچک خاطــــره ی مــوی تو در دامــــن باد
نقش این پرتــــره در سیــــنه کشیــدن دارد

گفتی از ساعت دیــــدار و ببـــین عقربــه را
در پــــی ثـانیــــه ها شــــوق دویــــدن دارد

گرچه یک بـــاغ پر از وسوســــه ی بوی گلی
بوســه از غنــــچه ی لب های تو چیدن دارد

لب به لب گفتم و ای کاش که قسمت بشود
طــــعم لب های انــــاری که چشیــــدن دارد

ناز معشـوقه ی ما گر چه گــــران است ولی
هر چه این عشـــوه گران تر که خریدن دارد

عاشقت هستم و ای کــاش تو هم می بودی
گفتن این خبـــــر و چشـــم تو دیــــدن دارد

#علی_نیاکوئی_لنگرودی

@javaankavir
📣اطلاعیه
با توجه به دعوت یکی از دوستان جلسه امروز در محل دیگری به جز دفتر انجمن برگزار می‌شود. اعضایی که قصد حضور در این جلسه را دارند، رأس ساعت پنج و نیم رسمی در محل دفتر حضور داشته باشند تا به صورت دسته جمعی به سمت محل برگزاری جلسه حرکت کنیم.
جلسه به مانند هر هفته خواهد بود و فقط این هفته در محل دیگری برگزار می شود.

🍀@javaankavir
وقتی میان سفره بابا نان ندارد
یعنی که زخم کهنه اش درمان ندارد

گاهی خجالت می کشد از مشق سارا
از بس نوشته این ندارد آن ندارد!!

تا این مترسک ها شریکان کلاغ اند
آبادی این مزرعه امکان ندارد

تا جای چوپان هست نی روی لب گرگ
هرگز مصیبت های ما پایان ندارد

فهمیده مرد قصه ی ما بعد عمری
مثل بیابان سهمی از باران ندارد

یوسف بیا بگذر تو از خیر عزیزی
دیگر زلیخا هم به تو ایمان ندارد..
#محمد_میرزازاده
@javaankavir
#گزارش 97/01/31
جلسه این هفته انجمن ادبی جوان کویر، به دعوت مدیر کافه زبان کاشان در این کافه زیبا برگزار شد.
با تشکر از استاد فرهنگ‌دوستِ زبانِ انگلیسی و مدیرِ کافه‌زبان، دکتر رضازاده
🍀 @javaankavir
#گزارش_تصویری جلسه انجمن در کافه‌زبان
کاشان، خیابان رجایی، کوچه مازوچی، کافه‌زبان
🍀 @javaankavir
#گزارش_تصویری جلسه انجمن در کافه‌زبان
کاشان، خیابان رجایی، کوچه مازوچی، کافه‌زبان
🍀 @javaankavir
#گزارش_تصویری جلسه انجمن در کافه‌زبان
کاشان، خیابان رجایی، کوچه مازوچی، کافه‌زبان
🍀 @javaankavir
دوم اردی‌بهشت زادروز #قیصر_امین پور گرامی باد🌸

@JavaanKavir
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم‌نم؛ تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی‌تر از غـم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

#قیصر_امین‌پور
@JavaanKavir
To Ra Doost Daram
Alireza Ghorbani
تو را دوست دارم

شاعر: قیصر امین‌ پور
خواننده: علیرضا قربانی
@JavaanKavir
✍️اگر قرار است چاقویی در شکمت فرو کنند
لااقل کار را با همان قیافه قاتلانه و نفرت‌انگیز انجام دهند...
نه اینکه همزمان به تو لبخند بزنند و امیدواری بیهوده بدهند
مثلا بگویند: نگران نباش، چیزی نیست شش ضربه هم بخوری
مثل قبل سالم خواهی بود...

📕 #دخمه
👤 #ژوزه_ساراماگو

🍀@javaankavir
(چنین گفت مومیایی)


ایرانیا! در این شبِ بی‌دَر چگونه‌ای؟
از ظالمی به ظالمِ دیگر چگو‌نه‌ای؟!

ای خسته از تعفّنِ شاهانِ سلطه‌ور!
حالی در این فضای معطر چگو‌نه‌ای!

ای شانه‌ات سبک شده از رنجِ تاج و تخت!
امروز زیرِ پایه‌ی منبر چگونه‌ای؟!

از کشتیِ شکسته رها کرده خویش را،
بر تخته‌پاره مانده شناور چگونه‌ای؟!

ای گاوِ چاقِ خویش به دَر بُرده از مسیل!
با هفت گاوِ گُشنه‌ی لاغر چگونه‌ای؟!

ای از قفس پریده به شوقِ رهاشدن!
در باغ با شکستگیِ پر چگونه‌ای؟!

هان ای زنِ گُریخته از شویِ بدسرشت!
افتاده زیرِ یوغِ دو شوهر چگونه‌ای؟!

از زیرِ خاک رفته برون همچو مارِ گنج،
مغبون نشسته بر زبَرِ زَر چگونه‌ای؟!

ای کُلفَتِ رهاشده از خانِ خانگی!
همسایه را کنون شده نوکر چگونه‌ای؟!

از "باختر" رها شده اندر خیالِ خویش،
افتاده گیرِ قُلدُرِ خاور چگونه‌ای؟!

ای خلقِ خسته از سگکِ کفشِ داریوش!
زیرِ سُمِ جنابِ سکندر چگونه‌ای؟!

ای مرغِ پرکشیده از آن شاخه‌ی فقیر!
پَرکَنده بر زغالِ صنوبر چگونه‌ای؟!

از یک فریب گشته رها، اینزمان بگو:
حیران میانِ مکرِ مُکرّر چگونه‌ای؟!

زین پیش هرچه بود تنی بود و گردنی،
بر نیزه‌ی گداخته، ای سر چگونه‌ای؟!

ای شاکی از زمین و زمان! حُکم حُکمِ توست،
اینک بگو به کسوتِ داور چگونه‌ای؟!

ای از جهان شناخته چاهی و چاله‌ای!
یک عُمر در مدارِ مدوّر چگونه‌ای؟!

برما گذشت نیک و بدِ روزگار و رفت...
تا بینمت که در صفِ محشر چگونه ای!

#حسین_جنتی

#مومیایی_رضاشاه

🍀@javaankavir
#تغییر_ساعت شروع جلسه انجمن ادبی جوان کویر

جلسه نقد و بررسی آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر، امروز جمعه
⬅️⬅️ ساعت #شش_و_نیم عصر

در محل دفتر انجمن واقع در آران‌ و بیدگل، خیابان شهدا، انتهای کوچه معراج سوم
برگزار می‌شود.

🍀@javaankavir
آقای دل خسته برایم نان بیاور
یا نه، برای غصه ها پایان بیاور

تا خواهرم گیسو فروش این قبیله است
بر سفره های خالیم ایمان بیاور

بی فلسفه حرفی بزن از درد مردم
چیزی شبیه شعر من عریان بیاور

وقتی نجیب ایلمان فرزند نوح است
فرقی ندارد سنگ یا طوفان بیاور

با اینکه هرگز سیب و گندم را ندیدم
اما برای باورم شیطان بیاور...


گفتی که من می آورم راه رهایی!
من کافرم، اما تو را قرآن بیاور...

#محمد_میرزازاده
@javaankavir
**
اسب ها را زین کنید،آنانکه شمشیر وسپر دارند بردارند
شیرمردان وجگر داران فقط، چون آنوری ها هم جگر دارند

دختران را در تنور خانه و پستوی دکان ها بسوزانید
بار اشترهایشان از باده است انگار فکری بد به سر دارند

یک نفر درماست اما میفروشدمان چو از ما نیست
چی بگویم روسیاهم، از شبِ آغوشمان حتی خبر دارند

آی زن های قبیله، سینه ریزِسینه برگیرید وبرگردید
مردهاتان رابیارایید با مثقالی از غیرت،اگر دارند

زاهدان، سجاده برچینید وزوبین وفلاخن جای آن گیرید
مادران هم، غیر آنانیکه در گهواره فرزند پسر دارند

خواب، ای شیرین سحرانگیز یک امشب بیا دست از سرم بردار
قبل ما اجدادمان هم خاطراتی ناخوش از خواب سحر دارند

#مرتضی_حسنی
@javaankavir
@Mehdi_Miraghaei


گم می کنم نگاه تو را بین تارها
از بس حصار آمده پشت حصارها

از من گذشته است عبوری که ساده نیست
بیهوده مانده ام سر قول و قرار ها

دیوارهای سادگی ام را شکسته اند
جایی که بشکنند حریصان طغارها

این روز ها خودم به خودم طعنه می زنم
افعی شدند در دل شهر تو مارها

بیزارم از هجوم نفس های ناگزیر
دلگیرم از تلاطم این گیر و دارها

تا من به حرف می رسم ایجاز می رسد
هی می خورند حرف مرا اختصارها
...

صد بار گفته ام که خودم می شوم ولی
خود را شکسته ام به هوای تو بارها

#مهدی_میرآقایی

از مجموعه غزل #خارج_از_بحث
@javaankavir
آهنی را که م‍‍ــــوریانه بِخُ‍ـــورد
نت‍ـــوان بُ‍ــرد ازو به صیقل زن‍ـگ

با سیه دل چه سود گفتن وعظ
نرود می‍ـــخ آهنی‍ـــــن در سن‍ـــگ

#سعدی

🍀 @javaankavir