شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
241 subscribers
195 photos
66 videos
5 files
16 links
کانال رسمی انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل
Download Telegram
سبزه‌ها را گره زدم به غمت
غمِ از صبر، بیشتر شده‌ام
سالِ تحویلِ زندگیت به هیچ
سیزده‌های در به در شده‌ام

سفره‌ای از سکوت می‌چینم
خسته از انتظار و دوری‌ها
سال‌هایی که آتشم زده‌اند
وسطِ چارشنبه‌سوری‌ها

بچّه بودم... و غیر عیدی و عشق
بچّه‌ها از جهان چه داشته‌اند؟!
درِ گوشم فرشته‌ها گفتند
لای قرآن، «تو» را گذاشته‌اند!

خواستی مثل ابرها باشی
خواستم مثل رود برگردی
سیزده روز تا تو برگشتم
سیزده روز گریه‌ام کردی

ماه من بود و عشق دیوانه!
تا که یک‌دفعه آفتاب آمد
ماهیِ قرمزی که قلبم بود
مُرد و آرام روی آب آمد

پشت اشک و چراغ‌قرمزها
ایستادم! دوباره مرد شدم
سبزه‌ای توی جوی آب افتاد
سبز ماندم اگرچه زرد شدم
.
«وَانْ یکاد»ی که خواندم و خواندی
وسط قصّه‌ی درازی‌ها!!
باختم مثل بچّه‌ای مغرور
توی جدّی‌ترینِ بازی‌ها!

سبزه‌ها را گره زدم امّا
با کدام آرزو؟ کدام دلیل؟
مثل من ذرّه ذرّه می‌میرند
همه‌ی سال‌های بی‌تحویل!

#سید_مهدی_موسوی

🌱 @javaankavir
درانتظارنماندم که باورم بکنی
شبیه شعر نمی خواهم از برم بکنی

من آه نیستم آیینه هم نخواهم شد
کز آههای مکرر مکدرم بکنی‌

میان برگ کتاب دلت نخواهم ماند
که مثل غنچه ی نشکفته پرپرم بکنی

خودت خلیفه ی پروردگار عالم باش
اگر بناست چوعالم مسخرم بکنی

چه غم که راز گل سرخ را نفهمیدم
چوخودبناست درافسون شناورم بکنی*
_____________________
*کارمانیست شناسایی راز گل سرخ کارماشایداین است که در افسون گل سرخ شناورباشیم_سهراب سپهری

#ارسالی_اعضا 🌹
#مریم_خانابادی_آرانی بهار 98
🍀 @JavaanKavir
🌻🌼🌸🌺🌻🌼🌸🌺🌻🌼🌸🌺

🌱🌱🌱سیزدهمین نشست نوروزی انجمن ادبی جوان کویر

با همراهی شاعران و هنرمندان شهرستان‌های آران‌وبیدگل و کاشان

🕕زمان: جمعه شانزدهم فرودین‌ماه 1398 - ساعت 5:30 عصر

مکان: جاده جدید آران‌وبیدگل به کاشان. میدان ارغوان. مزرعه مسلم‌آباد (علیجان‌زاده). اولین فرعیِ سمت چپ. منزل آقای میرزازاده

منتظر گام‌های سبزتان هستیم

🍀 @JavaanKavir
اخبارِ دنیا دارد مرا فرو می‌برد.
من بینِ سیل و قحطی و زمین‌لرزه دست‌و‌پا می‌زنم.
هرجا را درست می‌کنی، مصیبت از جای دیگری سر در می‌آورد. من بین ارواحِ کشته‌شدگان و صدای گرسنگان غرق می‌شوم. زنی پنج میمون به‌دنیا آورد، کوه‌ها حرکت می‌کنند. من نمی‌توانم جلوی اتفاقات را بگیرم. معدنچیانِ زنده‌به‌گور، سوختگانِ آتش، و یتیم‌های جنگ، درِ خانه‌ی مرا می‌زنند.
من غرق می‌شوم.
فقط دستم است که به امیدِ نجات بیرون است و کسی آنرا نمی‌گیرد...

#بهرام_بیضایی

🌱 @javaankavir
امید همیشه زنده بر صلابه ست
اشک است که با نگاه تو همخوابه ست

ماهی سیاه کوچولو! باور کن،
دنیا چیزی شبیه ماهیتابه ست

#علیرضا_طالبی_پور

🌱 @javaankavir
🙏 در سیزدهمین نشست نوروزی انجمن ادبی جوان کویر چشم براهتان هستیم

با همراهی شاعران و هنرمندان شهرستان‌های آران‌وبیدگل و کاشان

🕕زمان: امروز جمعه شانزدهم فرودین‌ماه 1398 - ساعت 5:30 عصر

مکان: جاده جدید آران‌وبیدگل به کاشان. میدان ارغوان. مزرعه مسلم‌آباد (علیجان‌زاده). اولین فرعیِ سمت چپ. منزل آقای میرزازاده

@JavaanKavir

🌻🌼🌸🌺🌹🌷🌻🌼🌸🌺🌹🌷
دلتنگ‌ترین آدمِ اینجا هستم
دلخسته‌ترین خسته‌ی دنیا هستم

من هستم و من هستم و من هستم و من
ای تنهایی! چقدر تنها هستم...

#سید_مهدی_موسوی

🌱 @javaankavir
ببین باران مصیبت های مردم را
تحمل کردن هر نیش کژدم را

غم بی نانی ام کم بود و با سیلی
گرفتی از لبم رنگ تبسم را...!

#محمد_میرزازاده
@javaankavir
شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر pinned «🙏 در سیزدهمین نشست نوروزی انجمن ادبی جوان کویر چشم براهتان هستیم با همراهی شاعران و هنرمندان شهرستان‌های آران‌وبیدگل و کاشان 🕕زمان: امروز جمعه شانزدهم فرودین‌ماه 1398 - ساعت 5:30 عصر مکان: جاده جدید آران‌وبیدگل به کاشان. میدان ارغوان. مزرعه مسلم‌آباد (علیجان‌زاده).…»
آماده سازی محل برگزاری نشست نوروزی انجمن ادبی جوان کویر آران وبیدگل

چشم براهتانیم

🌱 @javaankavir
#گزارش_تصویری
سیزدهمین نشست نوروزی انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل با حضور شاعران آران‌وبیدگل و کاشان برگزار شد
امروز شانزدهم فرودین‌ماه 1398

🌱 @javaankavir
#گزارش_تصویری
سیزدهمین نشست نوروزی انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل با حضور شاعران آران‌وبیدگل و کاشان برگزار شد
امروز شانزدهم فرودین‌ماه 1398

🌱 @javaankavir
#گزارش_تصویری
سیزدهمین نشست نوروزی انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل با حضور شاعران آران‌وبیدگل و کاشان برگزار شد
امروز شانزدهم فرودین‌ماه 1398

🌱 @javaankavir
#گزارش_تصویری
سیزدهمین نشست نوروزی انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل با حضور شاعران آران‌وبیدگل و کاشان برگزار شد
امروز شانزدهم فرودین‌ماه 1398

🌱 @javaankavir
#گزارش_تصویری
سیزدهمین نشست نوروزی انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل با حضور شاعران آران‌وبیدگل و کاشان برگزار شد
امروز شانزدهم فرودین‌ماه 1398

🌱 @javaankavir
با دعای ساده اش طوفان شده
بارش باران چه بی فرمان شده

روسری را پس بزن ای دخترک
از حجابت شهرمان ویران شده...

#محمد_میرزازاده

@javaankavir
سیزدهمین نشست نوروزی انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل برگزار شد

به گزارش نسل فردا آران‌ و بیدگل، سیزدهمین نشست نوروزی انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل، با حضور شاعران این انجمن و اهالی فرهنگ آران‌ و بیدگل و کاشان و شاعرانی از انجمن‌های ادبی سیلک کاشان، شاعران جوان کاشان، هلال آران‌وبیدگل، طنزپردازان کاشان و انجمن شاعرانه‌های کاشان روز جمعه شانزدهم فرودین‌ماه 1398 به رسم هر ساله‌ی این انجمن برگزار شد.
@ab_naslefarda
در این مراسم که به میزبانی دبیر انجمن ادبی جوان کویر، محمد میرزازاده صورت گرفت، شاعرانی از انجمن‌های حاضر در جلسه به شعرخوانی پرداختند. هم‌چنین استاد شهاب تشکری و استاد عباس علیجان‌زاده و دکتر جوادی نیز از میهمانان این برنامه بوده و به شعرخوانی و سخن‌رانی پرداختند.
اجرای موسیقی ایرانی توسط آقایان باهنر و شکری نیز از دیگر برنامه‌های این نشست بود.
@ab_naslefarda
انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل، جمعه هر هفته در محل دفتر این انجمن واقع در خیابان شهدا، انتهای کوچه معراج سوم، جلسات نقد و بررسی آثار ادبی برگزار می‌کند که حضور برای علاقمندان به ادبیات در این نشست‌ها آزاد است.
👀👀👀👀
🔰بزرگترین کانال آران و بیدگل👇
https://telegram.me/joinchat/BF5--Tz08JYO3J05UhY35w
کم کم استعمال الکل و تریاک و تنباکو و افسنطین و افیون و مورفین و کوکائین و شیره و نگاری و چایی و قهوه و حشیش و هروئین و ناس و استرکنین و انفیه باب شد.
اشعار بندتنبانی:"آی دلم آی جگرم" ، از دست مادر شوهرم" را توی داریه می زدند و بغض می کردند.
برای گردن نازک های جامعه به نفع گردن کلفت ها بنگاه های عام المنفعه از قبیل: عدلیه و صلحیه و نظمیه و امنیه و دوستاقخانه و جیزگرخانه و خیرخانه و میخانه و دارالمجانین و دارالمساکین و بنگاه حمایت لگوری های باردار ساختند و چوبه ی دار را به پا کردند.
و با وجود این همه پند و مواعظ اخلاقی ، چاقوکشی و دزدی و خیانت و احتکار و قاچاقچی گری و فحشا و جرم و جنایت مثل آب خوردن شده بود.


قضیه نمک ترکی / #صادق_هدایت

🌱 @javaankavir
حالم بد است مثل زمانی که نیستی
دردا که تو همیشه همانی که نیستی

وقتی که مانده ای نگرانی که مانده ای
وقتی که نیستی نگرانی که نیستی

عاشق که می شوی نگران خودت نباش
عشق آنچه هستی است، نه آنی که نیستی

با عشق هر کجا بروی حیّ و حاضری
در بند این خیال نمانی که نیستی

تا چند من غزل بنویسم که هستی و
تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی

من بی تو در غریب ترین شهر عالمم
بی من تو در کجای جهانی که نیستی؟

#غلامرضا_طریقی

🌱 @javaankavir
ولایتی کهنم، خسته‌ام زِ والی خویش!
ندیده -خیر و خوشی- هیچ از اهالی خویش

«من و زمانه» چه شاهان سخت و سر کش را
نشانده‌ایم به تدبیرِ گوش‌مالی خویش!

مرا و مهر مرا -هردو- داده‌اند از دست
به اعتبارِ همین لشکرِ خیالی خویش!

کنون منم که همه زلف کارم آشفته است
به پای‌مردیِ مردانِ لااُبالی خویش!

گواه می‌طلبی؟ زنده‌رودِ سابق من
که خفته است در آغوش  خشک‌سالی خویش!

دگر مپرس که شرمنده‌ام ز قایق‌ها
ز بی‌خیالی دریاچه‌های خالی خویش

«من و زمانه» بسوزیم هر چه سیمرغ است
چنان که زال پشیمان شود زِ زالیِ خویش!

به جابه‌جایی یک مهره، کیش‌تان مات است
اگر چه مست غرورید و بی‌زوالی خویش!

ز اسب و اصل می‌افتید اگر که ما بکِشیم
ز زیر پای شما، پاره‌های قالی خویش!


#حسین_جنتی
#مجموعه_غزل_ن

🌱 @javaankavir