شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
241 subscribers
195 photos
66 videos
5 files
16 links
کانال رسمی انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل
Download Telegram
تمام سهم ما را گرگ برده!
نشسته با شبان بی غصه خورده

از این نا مردمی و بی خیالی
یکی بغضی گلویش را فشرده؟

#محمد_میرزازاده
@javaankavir
آن ابرهای تیره و این سایه‌ها شومند
نوشابه‌ها از مشکیِ کشتار مسمومند

فریاد را خوردم به جُرمِ «دوستت دارم»
در دادگاهی که همه از پیش محکومند!

آرام نجوا کن... در اینجا گوش بسیار است
ایران ما گربه‌ست امّا موش بسیار است!

خسته شده دنیا از این آواز تکراری
خاموش شو! در جوب‌ها یا زیرسیگاری

از رادیو خاموش کن امواج صافت را
که پخش خواهد کرد فردا اعترافت را

با من کتک می‌خوردی و شب‌های آخر بود
که درد تنهاییت از باتوم بدتر بود!

فهمیده بودی هیچ راهی نیست... راهی نیست...
یعنی برایت مرگ و آزادی برابر بود

در ازدحام کف زدن‌های هواداران
بازنده‌ای در انتظار سوت داور بود

در مغز ما می‌سوخت عشق و خواب جنگل‌ها
گربه میان دست‌های بچّه‌تنبل‌ها!

در سردخانه فارغ‌التّحصیل می‌گشتند
اعلامیه، اعلامیه «شاگرد اوّل»‌ها

می‌خواستم با تو بگویم: دوستت دارم
امّا نمی‌فهمند اینها را مسلسل‌ها!

من غصّه خوردم، سیب را فرزندِ آدم خورد
من گریه کردم، یک نفر در آینه سم خورد

تو نیستی... دیگر به آن کافه نخواهم رفت
تو نیستی... نوشابه‌ی مشکی نخواهم خورد!

عمری سیاهی پشت رؤیای سپیدی بود
نه! تحفه‌ی این ابر، باران اسیدی بود

دیشب موتورها را سواران باز زین کردند!!
تنها نه ما، خورشید را توی «اوین» کردند

خورشید خوب مشرقی! که ناگهان بد شد
فردا یقیناً اعترافش پخش خواهد شد

ما مرده‌ایم امّا دماغ زنده‌ها چاق است!
در روزنامه‌ها ستون ادّعا چاق است

از خون ما پُر شد شکم‌هاشان... چه دردی داشت!
با که بگویم درد را؟ حتّی خدا چاق است!!
.
شلّاق یا حبس ابد؟ محکومِ از پیشیم
که عشق، ممنوع است که احساس، قاچاق است

دیگر چه گویم؟ دوستانم یک به یک مُردند
در کشوری که گربه‌اش را موش‌ها خوردند...

#سید_مهدی_موسوی

🍀 @javaankavir
من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

تو همایی و من خسته بیچاره گدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی

بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم
ور جوابم ندهی می‌رسدت کبر و منی

مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی
تا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنی

مست بی خویشتن از خمر ظلوم است و جهول
مستی از عشق نکو باشد و بی خویشتنی

تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ
باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی

من بر از شاخ امیدت نتوانم خوردن
غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی

خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند
سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی

#سعدی
🍀 @javaankavir
آن گونه مست بودم که ...
حسین منزوی
آن گونه مست بودم که از تمام دنیا تنها دلم هوای تو را کرده بود...

#دکلمه از #حسین_منزوی

🍀 @javaankavir
معشوقهی ما ، یا حبیبي! جـفتي!
با عشوه چه‌ها پشت سر ما گفتی؟!

بوس و بغل‌َت با دگران است و زِ ما
هر بار فقط شـارژ گرفتی مفـتی؟!😐

#مجید_قابل

🍀 @javaankavir
سلام 🌸

🌹جلسه نقد شعر و آثار ادبی جوان کویر آران وبیدگل 🌹

امروز #ساعت_19

خیابان شهدا. انتهای کوچه سوم.

گام های سبزتان را چشم براهیم 😊🌹
@JavaanKavir
با خیالت میروم تا زیر باران راضی ام
با همین پرسه زدن توی خیابان راضی ام

تو بهاری باش و در رقص از نسیم زندگی
من به درد استخوان سوز زمستان راضی ام

با وجود این که رود خاطرات کهنه را
جای دریا می کشی سمت بیابان راضی ام

بر خلاف سجده های مردم شهرم به تو
من همین که می روم همراه شیطان راضی ام

گفته بودی اولین و آخرین عشقم تویی
این که از حرفت شدی حالا پیشمان راضی ام

بارها با امتحانم دیده ای جای بهشت
در میان دوزخت باشم به قرآن راضی ام

زیر و رو کن شعله و خاکسترم را بعد از این
من به مرگم با هجوم موج و طوفان راضی ام

بعد عمری انتظار و عاشقی از این که من
می رسد در پای تو عمرم به پایان راضی ام..

#محمد_میرزازاده
@javaankavir
ادبیات شاید نتواند جلوی جنگ و خون‌ریزی را بگیرد ، شاید نتواند از مرگ یک کودک جلوگیری کند ، اما می‌تواند کاری کند که دنیا به آن فکر کند ...

#ژان_پل_سارتر
@JavaanKavir
چو ایران نباشد تن من مباد..
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد..
اگر آب کشور به دشمن دهیم..
به از آن که خاکش به دشمن دهیم...😐
#شاهنامه_فردوسی
تصحیح جدید!
#مجید_قابل
🍀 @javaankavir
👍1
پهن کردی پیش پای جاهلان سجاده‌ها را
ریختی در دیگ نذری، خمره خمره باده‌ها را

بر متاعی پوک و نارس، کوفتی مُهری مقدس
اینچنین پیچیده‌ای طومار خیل ساده‌ها را

هیچ کس بویی نبرد آن روز وقتی می‌نشاندی
در میان برگ یاس و نسترن سُمباده‌ها را

کاش می‌دیدی که سگ‌های وفادارت چه کردند
بعد از آنی که کمی شُل کردی آن قلاده‌ها را

درس سختی داده‌ای ما را در این دوران پر درد
وای از آن روزی که باید پس بگیری داده‌ها را

دست، بالا برده‌ای تا دوست دستت را بگیرد
کاش دریابی زمانی ما زمین افتاده‌ها را...

#محمدرضا_طاهری

🍀 @javaankavir
#طنز

هر کس که با ما نیست چشمش کور بادا!
بی خانِمان و مُفلِس و رنجور بادا!

دستی که در یک‌کاسه با دستانِ ما نیست
از حولِ و حوشِ سُفره ی ما دور بادا

هر کس که بی چون و چرا در باندِ ما ماند
تا هفت پُشتش راضی و کیفور بادا !

گویا کسی گفته قلمها نیست آزاد
دستش قلم باد و لبش سانسور بادا

دستِ مخالفهای ما سوتِ شکسته
دستِ موافق های ما شیپور بادا !

تا اینکه چیزی ضِدّ ماها برنخیزد
نان و هوا آغشته با کافور بادا!

اوضاعِ قومی که نداند قدرِ ما را
مثلِ زمانِ پَهلَوی ناجور بادا

آباد خواهد شد به دست ما ولایات
آنسان که از چنگیز، نیشابور بادا..

حالا که اینجوری به کامِ ماست دنیا
تا اطلاع ثانوی اینجور بادا!

#شروین_سلیمانی

🍀 @javaankavir
خیانت به این خاک روتین شده
خزر نذر لبخند پوتین شده

گذشتند از خیرِ دریای شور
مگر عقل این قوم شیرین شده؟

نه تنها خزر،شرق و غرب و جنوب
همه وقف کاخِ کرملین شده

سر و دست و پا و دُمش را زدند
وطن گربه سانی نمادین شده

خدا حالش از ما به هم می خورد
ریا بخشی از پیکر دین شده

زمین را گرفتند در دستشان
حکومت نصیب شیاطین شده

زمین خوارها عدل می گسترند
در این خاک زرخیزِ نفرین شده

به بی عرضه ها کرده ایم اعتماد
که امروز اوضاع مان این شده

#مصطفی_علوی
@javaankavir
گه ملحد و گه دهری و کافر باشد
گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد

باید بکشد عذاب تنهایی را
مردی که ز عصر خود فراتر باشد

#شفیعی_کدکنی
#سالروز_کودتای_28_مرداد

🍀 @javaankavir
دوستانت را شمردم، دشمنانت بیشتر!

شاعر از فکرت حذر کن، از زبانت بیشتر!


لقمه ی معنی چنان بردار تا وقت سخن،

از حدود عقل نگشاید ، دهانت بیشتر!


گر نفهمی معنی زنهار یاران ، دور نیست،

پوستت می فهمد این را، استخوانت بیشتر!


سنگ می اندازی و " بازی نه این است"  ای رفیق

چون که بار شیشه داری در دکانت بیشتر!


من نمی گویم رهاکن! من نمی گویم نگو!

فکر شعرت باش ، اما فکر نانت بیشتر!

                        
جان نکردی چاشنی، تیرت همینجا اوفتاد!

جز همین حد را نمی داند کمانت بیشتر

 
حال می باید به پاهایت بیاموزی که نیست،

از گلیم پاره ای طول جهانت بیشتر!!

 #حسین_جنتی

 @javaankavir
به وقت مرگم اگر تازه می کنی دیدار
به هوش باش كه هنگام آن رسید بیا

#سیمین_بهبهانی
🎨 #نسرین_شیخی
۲۸مرداد ، سالروز درگذشت سیمین بهبهانی
@JavaanKavir
نشد گردن زنی خود خواهیت را
دلیل و ریشه ی گمراهیت را

به جای حج و قربانی نمی شد
بخواهی از خدا آگاهیت را؟

#محمد_میرزازاده
@javaankavir
من درختی که قاب و قایق شد
عاشق غنچه ی شقایق شد
من درختی که بر تن دیوار
ساعت گیج این دقایق شد

من درختی که خواب تر دیدم
بر سرم سایه ی تبر دیدم
بر کف دست موج خواب خزر
نعش دل را چه دربدر دیدم

سبز بودم که استحاله شدم
برگ خشکی شدم، مچاله شدم
هی شکستند شاخه هایم را
تحفه بودم ولی تفاله شدم

شاخه های من از کتاب افتاد
سمت تاریخ اضطراب افتاد
بر تنم زخم واژه های دروغ
از نمکدان انقلاب افتاد...!!

دست من لانه ی غم و ققنوس
بر سرم سایه ی شبی منحوس
من به رسم سکوت و خاکستر
سروم آزاد، آیه ای ملموس

من که با دیو قصه درگیرم
عاقبت ریشه ریشه می گیرم
من درختی به رنگ رویاها
بر سر دار هم نمی میرم


لیلا_محمودی

🍀 @javaankavir
سلام 🌸

🌹جلسه نقد شعر و آثار ادبی جوان کویر آران وبیدگل 🌹

امروز #ساعت_19

خیابان شهدا. انتهای کوچه سوم.

گام های سبزتان را چشم براهیم 😊🌹
@JavaanKavir