شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
241 subscribers
195 photos
66 videos
5 files
16 links
کانال رسمی انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل
Download Telegram
تا تو گاهی می کشی از سینه آه تازه ای
باید از عشقت بیافتم در گناه تازه ای

تا پلنگ وحشیت آهو فریبی می کند
جنگلی را می بری در قتلگاه تازه ای

آسمان دیوانه شد در برکه ات وقتی که دید
می کشی هر شب به دوشت نعش ماه تازه ای

بعد از این با نابرادرها صمیمی می شوم
تا بیاندازم تو را در عمق چاه تازه ای

کاش قدری فلسفه می خواندی و در انتها
می نشستی تا بجویی رسم و راه تازه ای

خوب می دانم اگر ویران شده این سرزمین
تو فقط باید بسازی با نگاه تازه ای

می کشم دست از نوشتن چون که میدانم دلت
می رود آخر به سمت اشتباه تازه ای

#محمد_میرزازاده

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
2
بهار واقعی یعنی دلی غمگین نباشد
بجای سبزه نان باشد؛ کسی مسکین نباشد

همه دنبال عینک‌های خوش بینی بگردند
کسی نسبت به هم نوع خودش بدبین نباشد

اگر یک دسته گل را می خری از گل فروشی
برای امر خیری باشد و ...تدفین نباشد

جهانی عاری از جنگ و تفنگ و بمب و موشک
و زیر پای سربازان میهن مین نباشد

همه مست خدای مهربان باشند و دیگر
به دور باغ انگور کسی پرچین نباشد

الهی مثل کاجی سبزمان گردان همیشه
که صرفا عید مردم ماه فروردین نباشد

سرت سبز و سلامت، بهتر ازین هم دعا هست؟
الهی روی سفره غیر از این دو "سین" نباشد

#علی_قهرمانی

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
آمد بهار و رمزی می‌گویمت نهانی
بر نُه‌ فلک مبارک، الّا بر او که دانی

الّا بر او که بویی نشنیده‌ است هرگز
از گلشن مروّت، وَز باغ مهربانی

الّا به پیرْاَخمی کَز تُرشیِ مزاجش
ما را نمانده در یاد، یک‌ خنده از جوانی

الّا بر آن‌که هرگز، ناورده از نبردی
جز زخمْ مژدگانی، جز مرگ‌ْ ارمغانی

الّا به باغبانی کَز کِشته‌اش نروید
جز خارِ خسته‌جانی، جز شاخه‌ی خزانی...

الّا کسی که در مرگ دارد هزار فتویٰ
یک‌ مصلحت نداند در کار زندگانی

نوروز، خنده ریزد در جام ما فقیران
باشد که زهر ریزد در کاسه‌ی فلانی

ای نورِ حال‌گَردان! وِی یارِ رویْ‌زردان
این پرده را بگردان، یک‌بار امتحانی!


#حسین_جنتی

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👍3👏1
(تغییر ساعت جلسه بدلیل فرا رسیدن ماه رمضان )

👈هشتصد و هشتاد و هشتمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 17🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
‍ دیدی که زیر بار جهالت تلف شُدیم!
در باغِ روزگار ببین هرز-علف شدیم!

تاریخ شاهد است، دمی خوش نبوده‌ایم
یک عمر بی‌نصیب از عشق و شَعَف شدیم

مُردن در این دیار مگر رسمِ زندگیست؟
قربانیانِ مخمصه ناخلف شدیم!

ای باد‌های شوم کجا می‌بَریدَمان؟
گاه این طرف شدیم وَ گاه آن طرف شدیم!

شور و نشاط و خنده چرا کم‌نما شدند؟
ای زندگی، ببین چه قَدَر بی‌هدف شدیم!

این گونه زیستن بخدا حقّمان نبود
شرمنده‌ی «کرامت» و «عشق» و «شرف» شدیم

از قسمت، از زمانه، از این تلخ-زیستن
هم جان به لب شدیم وَ هم جان به کف شدیم

#فردوس_اعظم_تاجیکستان

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👍2
کوتاه راجع به مرحوم استادنظام وفا شاعربرجسته آران‌وبیدگل به بهانه سالروزتولدش
***
زنده یاد استاد نظام وفا شاعرتوانا، نویسنده برجسته و روزنامه نگارقلم فرسای معاصر در 19فروردین 1266 در آران متولدشد.پدرش مرحوم میرزامحمود امام جمعه از علما و مفسران وصاحب تالیفات عدیده در اخلاق و ادب و حدیث و حکمت بوده و از دوستان صمیمی وصاف بیدگلی شاعر هم عصر خود و مادرش "بانومنورحیا" خوشنویس و شاعره و متخلص به "حیا"بوده است.مرحوم نظام وفا درسن نه سالگی و تنها خواهرش رباب داغدار مرگ مادرشدند.در ابیاتی میگوید:
چو نه سال بگذشت از سن من
به من ناگهان تاخت خیل محن
غم مرگ مادر مرا زار کرد
به هنگام شادی عزادار کرد
نظام وفا به زادگاهش آران‌وبیدگل عشق میورزید و به آرانی بودن خود می بالید.درقالب ابیاتی میگوید:
ای ده آران با تاریخ و نام
ای نخستین شهر هستی نظام
مولد من سینه پاک تو بود
کیمیای هستی ام خاک تو بود
ایشان به شغل شریف معلمی اشتغال داشته و به آن افتخارمیکرده:
چهل سال آموزگاری است کار
چهل سال بودم من آموزگار
این شاعرتوانا در سرودن انواع شعر متبحر بوده و طبع آزمایی کرده.غزل و مثنوی دو قالب شعری است که شاعر بیشتر اشعارش را در موضوعات اخلاقی و اعتقادی و عاشقانه سروده است. عاشقانه های خود را بیشتر برای دختر عمویش فریده سروده که در14سالگی به کام مرگ رفته و نظام شاعر شوریده حال را ناکام وصال میگذارد.
حبیب و رباب"،"آماج دل"،"پیروزی دل"،"یادگاراروپا"،"حدیث دل"،"ستاره وفروغ"،"فروغ و فرزانه"،"گذشته ها"و"دیوان اشعار"ازآثار و تألیفات نظام وفاست.
مهمترین ویژگی و امتیاز شعر نظام وفا نسبت به شعرای هم عصر خود این بوده که در آثار خود به تبیین ارزشها و نفی ناهنجارها پرداخته و آنچه گفته خود به آن عمل میکرد.نظام وفا سرانجام در دوم بهمن سال 1343هجری شمسی درتهران درگذشت و در زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی شهرری به خاک سپرده شد.روحش شاد.
جمع آوری بهروز مرادی آرانی

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
1
👈هشتصد و هشتاد و نهمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 1۸🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
دور ما دیوار بود و لای هر دیوار موش 

 ترس در دل داشتیم از سایه ی آدمفروش 

 باید از امروز همرنگ جماعت بود... پس... 

 گرگ هم بودی لباس گوسفندان را بپوش! 

 رنج ما بردیم و گنجش دست از ما بهتران 

 «سخت میگیرد جهان بر مردمان سختکوش»! 

 ما که هم از اصل افتادیم و هم از اسبمان!! 

 روی زین بودیم و میمانیم زین پس زین به دوش!  

حق ما چون قالبی یخ آب شد در دست تو... 

 پس بنوش آن را که خون ما نمی آید بجوش!!  

سهم ما از زندگی عمری چریدن بود و بس 

 پس حلالت باد چوپان! هر چه می دوشی... بدوش!

 

#سجاد_رحمانی_ایران

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👏31
👈هشتصد و نودمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۸

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
نه یک گنجشکِ باران خورده دیدیم
نه حتی بوته ای بابونه چیدیم
نه پایِ بیدِ مجنونی نشستیم
نه دیگر از سرِ جویی پریدیم

تمامِ عمرمان مشغول بودیم
فقط درگیرِ مِلک و پول بودیم
ولی ایکاش قدری در قبالِ
دلِ وامانده هم مسئول بودیم

به یادِ آسمانِ پُر ستاره...
به یادِ کفشهای پاره پاره...
دلم تا ناکجاها رفت امشب
هوایِ کودکی کردم دوباره

هوای خط کشیدن روی دیوار
هوای گونیا...نقّاله...پرگار
علوم و دینی و املاء و انشاء
کلاغِ قصه و روباه مکّار

هوای خانه...از نوعِ کلنگی
محلّه...کوچه ها...با آن قشنگی
هوای گریه کردن از تَهِ دل...
برای مُردنِ یک جوجه رنگی

رفیقِ من بگو با خود چه کردیم
که بی انگیزه و بی روح و سردیم؟!
کجایِ قصه گم کردیم خود را...
که حسرت میخوریم و کوهِ دردیم؟!

سبویِ کودکی افتاد و بشکست
تمام دلخوشیها رفت از دست
اگر گفتی کجا بازی عوض شد؟!
پس از تصمیم کبری...خاطرت هست؟!

تمام کودکی را پاک کردیم
هزاران کارِ وحشتناک کردیم
به هر شکلی که میشد زنده ماندیم
ولیکن زندگی را خاک کردیم...

#محمد_ رضا _نظری

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👍3
👈هشتصد و نود یکمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۸

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
دید موسی یک زنی را کم حجاب
پیش او رفت و چنین کردش خطاب

تو چرا چادر نداری بر سَرَت؟
خاک عالم بر سر آن شوهرت

من نمی دانم چرا با مانتویی
بدتر. ازشیطانِ لامذهب تویی

تا خدا این نهی از منکر شنید
گفت باموسی و بالحنی شدید!

پوشش اینها ندارد مشکلی
من نمی دانم چرا تو بد دلی

این چه برخورد و چه نهی از منکر است
کی به تو گفته که چادر بهتر است؟

در چنین اوضاع بغرنج و خراب
مشکلی دیگر ندیدی جز حجاب؟

تو برو فکری به حال خویش کن
چشم خود را اندکی درویش کن

ناشناس

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
1
👈هشتصد و نود و دومين 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۸

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی

بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت
چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی

دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند
در این سرا تو بمان! ای که ماندگار تویی

شهاب زود گذر لحظه های بوالهوسی است
ستاره ای که بخندد به شام تار تویی!

جهانیان همه گر تشنگان خون منند
چه باک زان همه دشمن، چو دوستدار تویی

دلم صراحی لبریز آرزومندی است
مرا هزار امید است و هر هزار تویی

#سیمین_بهبهانی

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👏1
👈هشتصد و نود و سومين 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۸

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
1
به سودای تمرد، سیبی از رضوان درآوردم
سر از تبعیدِ این دَوارِ سرگردان درآوردم

به جایی چشم واکردم که چونان خیلِ بسیاران
خیالم بود آزادم سر از زندان درآوردم

برای گورِ خود خاکی پسندم نیست جز این خاک
که از چنگال دزدان، چشم مزدوران درآوردم

اگر کفر تو در می‌آید از این حرف باکی نیست
که از هر سو نامٔومن‌تری ایمان درآوردم

کم و بیش است روزی، ما نمی‌خواهیم بیشش را
تو سگ‌دو می‌زنی نان می‌بُری من نان درآوردم

سگانی دیده‌ام بر دوستان مُرده می‌نالند
مثالی در نیامد از تو، از حیوان درآوردم

دیاری هست، تا وقتی صدای سوگواری هست
مرا با تیر کُشتی ناله از آبان درآوردم

اگر «عشق» است اگر «فریاد» با شعر دلیران باد
دلیران را به ترکیب «دل» و «ایران» درآوردم

پیام عشق هم با معجزاتش باز خواهد گشت
رسول شعر را وقتی که از کتمان درآوردم

زمانی مُنجیِ نارنج‌های مصر خواهد شد
عزیزی را که از یک چاه در کنعان درآوردم

شعری از #مهدی_فرجی منتشر شده در شماره‌ی ۳۱ #وزن_دنیا

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
در راستای خبرِ تأسیس رشته امر به معروف و نهی از منکر در مقطع دکترا و کارشناسی:

پدر عروس خانم:
آقا داماد چکاره هستن؟
پدر داماد: ایشون دکترای نهی از منکر دارن!
-ینی اگه کسی نهی از منکرش درد بگیره میره پیش ایشون؟
-نخیر، اگه کسی نهی از منکرش درد بگیره ایشون میره سَروَقتش!

-آهان ایشون پزشک مستقر در آمبولانس هستن.
-نخیر، ایشون دکترِ مستقر در وَنبولانس هستن!
-ونبولانس دیگه چیه؟
-ونبولانس شبیه همون آمبولانسه، فقط توی آمبولانس کپسولِ اکسیژن و دستگاهِ شوکِ احیای قلب و فشارسنج هست،  توی ونبولانس اسپری فلفل و شوکرِ برقی و فشارِ مؤمنانه هست!
-خدا خیرشون بده که اینقدر به فکر خوب کردنِ مردمن!
-بله خب، خوب کردنِ مردم و آماده کردنشون برای رفتن به بهشت کار ساده‌ای نیست و نیاز به تخصص داره. ایشونم برای رسیدن به اینجا سالها دانشگاه رفتن و درس خوندن!
-به سلامتی، بدرخشن ایشالا
-پس بی‌زحمت عروس خانم رو صدا کنید بیان ببینیمشون.
-عروس رفته باتوم بیاره!
-باتوم چرا؟
-آخه ایشونم هم‌دانشگاهی پسرتون هستند، البته در مقطع فوق لیسانس، رشته امر به معروف با گرایشِ نشستنِ مگس روی شکلاتی که پوشش نداره! الانم احساس کردند که امر به معروفِ پسرتون عود کرده و تشخیصِ باتوم‌درمانی دادند!

-خدا رو شکر این دو تا جَوون حرف همو خوب می‌فهمن!
-پس مبارکه. به پای هم پیر شن ایشالا!

-ایشالا..

-گی‌لی‌لی‌لی‌لی لی‌لی‌لی


#شروین_سلیمانی

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👍2👏1
👈هشتصد و نود و چهارمين 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۸

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
1

عشقت آموخت به من رمز پریشانی را
چون نسیم از غم تو بی سر و سامانی را

بوی پیراهنی ای باد بیاور ، ور نه
غم یوسف بکشد ، عاشق کنعانی را

دور از چاک گریبان تو آموخت به من
گل من غنچه صفت ، سر به گریبانی را

آه از این درد که زندان قفس خواهد کشت
مرغ خو کرده به پرواز گلستانی را

لیلی من ! غم عشق تو بنازم که کشی
به خیابان جنون ، قیس بیابانی را

اینک آن طرف شقایق ، دل من مرکز سوزش
داغ بر دل بنهد لاله ی نعمانی را

همه ، باغ دلم آثار خزان دارد ، کو ؟
آن که سامان بدهد این همه ویرانی را

#حسین_منزوی

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
1
👈هشتصد و نود و پنجمين 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت ۱۸

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir