وقتی بناست با کرونا زندگی کنیم
یعنی در امتداد بلا زندگی کنیم
تا اطلاع ثانوی انگار بهتر است
از هم جدا و پخش و پلا زندگی کنیم
حتی کنار یارِ ژلآگین و استریل
ملزم به حفظ فاصلهها زندگی کنیم
هر چند می رویم پس از برهه های سخت
نزدیکتر به باد فنا زندگی کنیم
با اتکا به جمله ی "این نیز بگذرد"
تا نان و ماسک هست بیا زندگی کنیم
هیهات شاخ و سر به هوا رو به روی این
ویروس شاخ سر به هوا زندگی کنیم
"برخیز ساقیا قدحی" یا پیاله ای
از الکلت به ما بده تا زندگی کنیم 🤣
#مصطفی_مشایخی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@JAVAANKAVIR
یعنی در امتداد بلا زندگی کنیم
تا اطلاع ثانوی انگار بهتر است
از هم جدا و پخش و پلا زندگی کنیم
حتی کنار یارِ ژلآگین و استریل
ملزم به حفظ فاصلهها زندگی کنیم
هر چند می رویم پس از برهه های سخت
نزدیکتر به باد فنا زندگی کنیم
با اتکا به جمله ی "این نیز بگذرد"
تا نان و ماسک هست بیا زندگی کنیم
هیهات شاخ و سر به هوا رو به روی این
ویروس شاخ سر به هوا زندگی کنیم
"برخیز ساقیا قدحی" یا پیاله ای
از الکلت به ما بده تا زندگی کنیم 🤣
#مصطفی_مشایخی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@JAVAANKAVIR
◼️ ◼️◼️
جناب استاد
احمد رضا جعفری فرد
سبکبالان به سهولت پرواز میکنند و پدر پاک شما اینگونه بود که پروانه روحش به اعلی علیین پرواز کرد. پرواز ملکوتی پدر بزرگوارتان سیر در راه خداست و این باور اندکی از غم شما خواهد کاست.
ضمن عرض تسلیت برای آن مرحوم آرامش روح و برای بازماندگان صبر و سلامتی آرزو داریم.
انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل
@javaankavir
جناب استاد
احمد رضا جعفری فرد
سبکبالان به سهولت پرواز میکنند و پدر پاک شما اینگونه بود که پروانه روحش به اعلی علیین پرواز کرد. پرواز ملکوتی پدر بزرگوارتان سیر در راه خداست و این باور اندکی از غم شما خواهد کاست.
ضمن عرض تسلیت برای آن مرحوم آرامش روح و برای بازماندگان صبر و سلامتی آرزو داریم.
انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل
@javaankavir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👈👈هولوکاست ایرانی
⭕️ ایرانی هستیم ولی واقعآ از خیلی اتفاقات گذشته و حال بی خبریم
بدبخت ملتی که تاریخ خود را نداند
عبارتی از احمد کسروی در نکوهش رویگردانی از تاریخ
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@javaankavir
⭕️ ایرانی هستیم ولی واقعآ از خیلی اتفاقات گذشته و حال بی خبریم
بدبخت ملتی که تاریخ خود را نداند
عبارتی از احمد کسروی در نکوهش رویگردانی از تاریخ
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@javaankavir
دلا تا نشکنی قدر و بها پیدا نخواهیکرد
خریدار و مُرید و آشنا پیدا نخواهیکرد
من از روییدنِ خارِ سرِ دیوار دانستم
بدون پاچهخاری ارتقا پیدا نخواهیکرد
فقط یک روز دخل جیب خود را خرج ملت کن
دگر دور و برت هرگز گدا پیدا نخواهی کرد
برو کُلّ جهان را زیر و روکن شیخ، خواهیدید
که تا روز قیامت مثل ما پیدا نخواهیکرد
و تا روزی که بوی نفت از این خاک میآید
میان سفره ات بابا غذا پیدا نخواهیکرد
به جز فقر و فساد و اختلاسو جنگ و خونریزی
در این تاریخ و این جغرافیا پیدا نخواهیکرد
چرا بیهوده داری بر مدارِ کعبه میگردی؟
خلاصه خسته خواهی شد خدا پیدا نخواهیکرد
اگر از بنده میپرسی خودت را سر بِبُر حاجی
که چون خود گوسفندی در منا پیدا نخواهیکرد
حیاتی را که ما در خمره آب فنا دیدیم
تو در سرچشمهی آب بقا پیدا نخواهیکرد
نه مأمورم نه مسئولم خدا را شکر مسرورم
که بر پیشانیم مُهر ریا پیدا نخواهیکرد
میان شاعران شهرِ خود آنقدر گمنامم
که باچشم مسلّح هم مرا پیدا نخواهی کرد!
#مسلم_حسنشاهی_راویز
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@javaankavir
خریدار و مُرید و آشنا پیدا نخواهیکرد
من از روییدنِ خارِ سرِ دیوار دانستم
بدون پاچهخاری ارتقا پیدا نخواهیکرد
فقط یک روز دخل جیب خود را خرج ملت کن
دگر دور و برت هرگز گدا پیدا نخواهی کرد
برو کُلّ جهان را زیر و روکن شیخ، خواهیدید
که تا روز قیامت مثل ما پیدا نخواهیکرد
و تا روزی که بوی نفت از این خاک میآید
میان سفره ات بابا غذا پیدا نخواهیکرد
به جز فقر و فساد و اختلاسو جنگ و خونریزی
در این تاریخ و این جغرافیا پیدا نخواهیکرد
چرا بیهوده داری بر مدارِ کعبه میگردی؟
خلاصه خسته خواهی شد خدا پیدا نخواهیکرد
اگر از بنده میپرسی خودت را سر بِبُر حاجی
که چون خود گوسفندی در منا پیدا نخواهیکرد
حیاتی را که ما در خمره آب فنا دیدیم
تو در سرچشمهی آب بقا پیدا نخواهیکرد
نه مأمورم نه مسئولم خدا را شکر مسرورم
که بر پیشانیم مُهر ریا پیدا نخواهیکرد
میان شاعران شهرِ خود آنقدر گمنامم
که باچشم مسلّح هم مرا پیدا نخواهی کرد!
#مسلم_حسنشاهی_راویز
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@javaankavir
حالا که دنیا شد قرنطینه برایم
آماده شو از نقطه چین هایم بگویم
از خاطراتی که نشد تکرار هرگز
از عشق و روزِ واپسین هایم بگویم
از روزهایی که چکیدی قطره قطره
در پای رؤیاهای بی نام و نشانم
از انعکاس بودنت پیوسته می ریخت
رگبار خوشبختی مُدام از آسمانم
آن روزها می شد بفهمم مثل باران
عطر حضورت را که مانده در کنارم
در هیبت لبخند تو می شد خلاصه
عاشق شدن با بغضِ های بی گدارم
در کوچه می گشتی شبیه ماه اما
از پرسه های نیمه شب بودی فراری
می شد هوایی قلبت اما از سر لج
با دیدنم هرگز نگفتی بیقراری!
آن روزها گل کرده بودی مثل شعرم
در بین تاریکی تو با ژست طلایی
غرقِ نگاهت می شدم وقتی که خورشید
شد معترف بیش از خودش تو دلربایی
از ناگزیری های افتاده به جانم
فهمیده بودی می برم بر سایه ات رَشک
تو ناز می کردی و من با بغض شیرین
خیس نگاهت می شدم با لهجه ی اشک
در باورم رد عبورت ناخودآگاه
لفظ تمام واژه هایم را عوض کرد
با اینکه روی خوش ندادی تو نشانم
دیدی ندارم ذره ای میل عقب گرد
باید بلرزد شانه هایم بعد کوچ ات
با هق هقی که در درونم بی صدا بود
باید زنَد یادت به دنیایم نمک را
وقتی دهان زخم من از ریشه وا بود
این روزها با من نبودی که ببینی
تنها به یادت بر گذشته غبطه خوردم
دارد شکسته می شود پای امیدم
زانوی غم را در بغل از بس فشردم...
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@javaankavir
آماده شو از نقطه چین هایم بگویم
از خاطراتی که نشد تکرار هرگز
از عشق و روزِ واپسین هایم بگویم
از روزهایی که چکیدی قطره قطره
در پای رؤیاهای بی نام و نشانم
از انعکاس بودنت پیوسته می ریخت
رگبار خوشبختی مُدام از آسمانم
آن روزها می شد بفهمم مثل باران
عطر حضورت را که مانده در کنارم
در هیبت لبخند تو می شد خلاصه
عاشق شدن با بغضِ های بی گدارم
در کوچه می گشتی شبیه ماه اما
از پرسه های نیمه شب بودی فراری
می شد هوایی قلبت اما از سر لج
با دیدنم هرگز نگفتی بیقراری!
آن روزها گل کرده بودی مثل شعرم
در بین تاریکی تو با ژست طلایی
غرقِ نگاهت می شدم وقتی که خورشید
شد معترف بیش از خودش تو دلربایی
از ناگزیری های افتاده به جانم
فهمیده بودی می برم بر سایه ات رَشک
تو ناز می کردی و من با بغض شیرین
خیس نگاهت می شدم با لهجه ی اشک
در باورم رد عبورت ناخودآگاه
لفظ تمام واژه هایم را عوض کرد
با اینکه روی خوش ندادی تو نشانم
دیدی ندارم ذره ای میل عقب گرد
باید بلرزد شانه هایم بعد کوچ ات
با هق هقی که در درونم بی صدا بود
باید زنَد یادت به دنیایم نمک را
وقتی دهان زخم من از ریشه وا بود
این روزها با من نبودی که ببینی
تنها به یادت بر گذشته غبطه خوردم
دارد شکسته می شود پای امیدم
زانوی غم را در بغل از بس فشردم...
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@javaankavir
فرض کن آتش به فرمانِ پرِ پروانه باشد
پاسبانها مِی فروش و پادگان میخانه باشد
فرض کن از آهِ ما آتش به ریشِ ظالم افتد
عصر او پایان بگیرد، قصر او ویرانه باشد
روزگاری آرمانی را تصوّر کن که در آن
عهدها محکم بماند، قولها مردانه باشد
چشمهایت را ببند و تن به او بسپار، هرچند
آنکه میبوسد لبت را با غمت بیگانه باشد
شربتِ مسموم خوردن، بهتر از لبتشنه مُردن
نوشِجان کن، گرچه شاید زهر در پیمانه باشد!
سالها در گوشِ مردم قصهی موعود خواندند
من که باور کردم اما، وای اگر افسانه باشد!
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
در کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@javaankavir
پاسبانها مِی فروش و پادگان میخانه باشد
فرض کن از آهِ ما آتش به ریشِ ظالم افتد
عصر او پایان بگیرد، قصر او ویرانه باشد
روزگاری آرمانی را تصوّر کن که در آن
عهدها محکم بماند، قولها مردانه باشد
چشمهایت را ببند و تن به او بسپار، هرچند
آنکه میبوسد لبت را با غمت بیگانه باشد
شربتِ مسموم خوردن، بهتر از لبتشنه مُردن
نوشِجان کن، گرچه شاید زهر در پیمانه باشد!
سالها در گوشِ مردم قصهی موعود خواندند
من که باور کردم اما، وای اگر افسانه باشد!
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
در کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@javaankavir
این دهکده دیریست در چنگال گرک است
با این حساب امسال ما هم سال گرک است!
بر هر در و دیوار این شهر پر از درد
هر جا نظاره می کنی تمثال گرگ است
با خون دل آنچه بدست آورده چوپان
تنها فقط با یک اشاره مال گرگ است
دنیا مکدر می شود در پیش چشمم
وقتی که میراث وطن پامال گرگ است
من توبه کردم از نوشتن از سرودن
تا شعر ما در خدمت امثال گرگ است.
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@javaankavir
با این حساب امسال ما هم سال گرک است!
بر هر در و دیوار این شهر پر از درد
هر جا نظاره می کنی تمثال گرگ است
با خون دل آنچه بدست آورده چوپان
تنها فقط با یک اشاره مال گرگ است
دنیا مکدر می شود در پیش چشمم
وقتی که میراث وطن پامال گرگ است
من توبه کردم از نوشتن از سرودن
تا شعر ما در خدمت امثال گرگ است.
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@javaankavir
@hazll
دولت یار کجا دولت اغیار کجا
حق کجا ،دار کجا ،کشور بیدار کجا
دست دزدان نشود قطع ز مال مردم
ولع موش کجا، رفتن از انبار کجا
ملت این بار فلاکت نتوانست کشید
کمر خُرد کجا، بردن خروارکجا
"نه که هر کو ورقی خواند معانی دانست"
شعر پر بار کجا ،شاعر دربار کجا
سر تو درد کند در پی جنگ ای زاهد
سر بی درد کجا، بستن دستار کجا
گر چه شد سال ملقب به جهش در تولید
این همه کار کجا ؟عرضه ی سرکار کجا ؟
من دگر سعی به بیداری ملت نکنم
غایت عقل کجا، مشت به دیوار کجا
طوطی از خوش سخنی ها به قفس جای گرفت
حسن گفتار کجا، عاقبت کار کجا...
#احسان_ناصر
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@javaankavir
دولت یار کجا دولت اغیار کجا
حق کجا ،دار کجا ،کشور بیدار کجا
دست دزدان نشود قطع ز مال مردم
ولع موش کجا، رفتن از انبار کجا
ملت این بار فلاکت نتوانست کشید
کمر خُرد کجا، بردن خروارکجا
"نه که هر کو ورقی خواند معانی دانست"
شعر پر بار کجا ،شاعر دربار کجا
سر تو درد کند در پی جنگ ای زاهد
سر بی درد کجا، بستن دستار کجا
گر چه شد سال ملقب به جهش در تولید
این همه کار کجا ؟عرضه ی سرکار کجا ؟
من دگر سعی به بیداری ملت نکنم
غایت عقل کجا، مشت به دیوار کجا
طوطی از خوش سخنی ها به قفس جای گرفت
حسن گفتار کجا، عاقبت کار کجا...
#احسان_ناصر
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@javaankavir
درقحطی نیشابور، چهل شبانه روز گشتم
نه در هیچ مکانی صدای اذانی بود و نه هیچ مسجدی گشاده ...
آنجا دانستم نام اعظم خداوند ، نان است ...
عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و نهم
سائلی پرسید از آن شوریده حال
گفت اگر نام مهین ذوالجلال
میشناسی بازگوی ای مرد نیک
گفت نانست این بنتوان گفت لیک
مرد گفتش احمقی و بی قرار
کی بود نام مهین نان شرم دار
گفت در قحط نشابور ای عجب
میگذشتم گرسنه چل روز و شب
نه شنودم هیچ جا بانگ نماز
نه دری بر هیچ مسجد بود باز
من بدانستم که نان نام مهینست
نقطهٔ جمعیت و بنیاد دینست
از پی نان نیستت چون سگ قرار
حق چو رزقت میدهد توحق گزار
حق چو رزقت داد و کارت کرد راست
تو بخور وز کس مپرس این از کجاست
👤عطار نیشابوری
۲۵ فروردین، روز بزرگداشت فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری که از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی و زاده نیشابور میباشد، فرخنده باد.🌹
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹
@javaankavir
نه در هیچ مکانی صدای اذانی بود و نه هیچ مسجدی گشاده ...
آنجا دانستم نام اعظم خداوند ، نان است ...
عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و نهم
سائلی پرسید از آن شوریده حال
گفت اگر نام مهین ذوالجلال
میشناسی بازگوی ای مرد نیک
گفت نانست این بنتوان گفت لیک
مرد گفتش احمقی و بی قرار
کی بود نام مهین نان شرم دار
گفت در قحط نشابور ای عجب
میگذشتم گرسنه چل روز و شب
نه شنودم هیچ جا بانگ نماز
نه دری بر هیچ مسجد بود باز
من بدانستم که نان نام مهینست
نقطهٔ جمعیت و بنیاد دینست
از پی نان نیستت چون سگ قرار
حق چو رزقت میدهد توحق گزار
حق چو رزقت داد و کارت کرد راست
تو بخور وز کس مپرس این از کجاست
👤عطار نیشابوری
۲۵ فروردین، روز بزرگداشت فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری که از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی و زاده نیشابور میباشد، فرخنده باد.🌹
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹
@javaankavir
boghz daram.farzin.mp3
<unknown>
من ابر غمگین بهارم بغص دارم
وقتی ببارم یا نبارم بغض دارم
◽️شعر و خوانش:
#محمودفرزین
🎧باهدفون بشنوید
🌱 @javaankavir
وقتی ببارم یا نبارم بغض دارم
◽️شعر و خوانش:
#محمودفرزین
🎧باهدفون بشنوید
🌱 @javaankavir
ای که گفتی همه جا تحت تدابیر من است
کار ما سوختن و کار تو آتش زدن است
قول دادی که به مردم برسانی سرویس
آنچه سرویس شده نام شریفش دهن است
از قرنطینه نگو شیخ که در شهر پُر است
مردِ بیچاره که شرمندهی فرزند و زن است
چند سال است به جای سخن عشق فقط
گوشمان مستمع نالهی خر در چمن است
مرگ و میر از نظر شیخ نزولیست ولی
مشکل اینجاست که شغل پدرم قبرکَن است
تو اگر پیش منی وضع یمن را سنَه نه..!!؟
نفت اگر مال مناست از چه سبب در یمن است؟!
علّت این که نمُردیم پس از این همه سال
نیست جانسختیِ ما !مشکل ماها کفن است
شعر من شامل افراد زیادیست! ولی
بین این جمع یکی هست که نامش حسن است
#مهدی_خداپرست
#طنزتلخ
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@javaankavir
کار ما سوختن و کار تو آتش زدن است
قول دادی که به مردم برسانی سرویس
آنچه سرویس شده نام شریفش دهن است
از قرنطینه نگو شیخ که در شهر پُر است
مردِ بیچاره که شرمندهی فرزند و زن است
چند سال است به جای سخن عشق فقط
گوشمان مستمع نالهی خر در چمن است
مرگ و میر از نظر شیخ نزولیست ولی
مشکل اینجاست که شغل پدرم قبرکَن است
تو اگر پیش منی وضع یمن را سنَه نه..!!؟
نفت اگر مال مناست از چه سبب در یمن است؟!
علّت این که نمُردیم پس از این همه سال
نیست جانسختیِ ما !مشکل ماها کفن است
شعر من شامل افراد زیادیست! ولی
بین این جمع یکی هست که نامش حسن است
#مهدی_خداپرست
#طنزتلخ
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.
@javaankavir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستان عزیز.
دیدن و انتشار این ویدئو را جدی بگیرد
👈کرونا چگونه تکثیرش را شروع میکند و با بدن چه میکند؟
⭕️این ویدئو به صورت کامل توضیح میده که این مهمان ناخوانده چه بلایی بر سر انسان می آورد.
👈با ماندن درخانه از هموطنان آسیب پذیر محافظت کنیم.
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
دیدن و انتشار این ویدئو را جدی بگیرد
👈کرونا چگونه تکثیرش را شروع میکند و با بدن چه میکند؟
⭕️این ویدئو به صورت کامل توضیح میده که این مهمان ناخوانده چه بلایی بر سر انسان می آورد.
👈با ماندن درخانه از هموطنان آسیب پذیر محافظت کنیم.
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
"عیییق عییییق عییق"
ناخن به شیشهها بکشی... عیییییق عییییق عیییق
اینقدر چندش است جهان در دلم رفیق
در خود فرو... فرود پریدم من از سقوط
در سطح زخم چند قدم مانده تا عمیق؟
حتی جهنم از نفسم آب میروم
من سردمام! چکیده خماَبروم در حریق
در محور نگاه دو عقرب به گردش است
سیل دقیقهها که دقم میدهد دقیق
رگهای هار و هاری سگهای در عرق
در جیغهای ممتد عالیجنابِ تیغ
دستم نمیرسد به سرم مثل فاصله
من دور... دست یافتنی نیست؛ من عتیق
هی ریختهای ریختهی مویهای های
دائم خلاف در جهتم منتَر از غریق
هی جمع و ضرب و شتم خودم پشت هر پسام
من در کجای خود به کجایم کشیده جیغ
فردا زبان به پای دهانم نمیخَمد
گنگم که مادرم به چرا زادمام دریغ
راهی به راهراه، که در حبس میلهها
راهی به زود دیر کنم باز هر طریق
#امین_شیخی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
ناخن به شیشهها بکشی... عیییییق عییییق عیییق
اینقدر چندش است جهان در دلم رفیق
در خود فرو... فرود پریدم من از سقوط
در سطح زخم چند قدم مانده تا عمیق؟
حتی جهنم از نفسم آب میروم
من سردمام! چکیده خماَبروم در حریق
در محور نگاه دو عقرب به گردش است
سیل دقیقهها که دقم میدهد دقیق
رگهای هار و هاری سگهای در عرق
در جیغهای ممتد عالیجنابِ تیغ
دستم نمیرسد به سرم مثل فاصله
من دور... دست یافتنی نیست؛ من عتیق
هی ریختهای ریختهی مویهای های
دائم خلاف در جهتم منتَر از غریق
هی جمع و ضرب و شتم خودم پشت هر پسام
من در کجای خود به کجایم کشیده جیغ
فردا زبان به پای دهانم نمیخَمد
گنگم که مادرم به چرا زادمام دریغ
راهی به راهراه، که در حبس میلهها
راهی به زود دیر کنم باز هر طریق
#امین_شیخی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
شنیدم گفته دولت غم نخور یارانهاش با من
خودت را مفتکی غربال کن سامانهاش با من
وزیر مسکن از کلّ جوانان خواسته فوری
به عقد هم درآیید ای عزیزان خانهاش با من
وزیرِ پُرتکاپوی رفاه و عیش هم گفته
که مرغ و تخمِ مرغش با شماها شانهاش با من
وزیری به کشاورزانِ بی سامانِ کشور گفت
که باران از خدا شُخم از شما و دانهاش با من
وزیر نفت گفته نرخ بنزین دست دولت نیست
به اُمّید خدا در صحن مجلِس چانهاش با من
وزیرِ خوش دفاع از حرص آمریکا به مردم گفت
که مُشتاش از شما و سیلیِ جانانهاش با من
وزیر ارتباطات از نِت ارزان خبر داده
وَ گفته چند گیگ اینترنتِ ماهانهاش با من
وزیرِ خوب نیرو گفته قبضت را بده هر چند
تحمّل کردن هر فُحشِ بیشرمانهاش با من
“اگر غم لشکر انگیزد” وزیر تیز و با فرهنگ
به ما ها قول داده ساقی و پیمانهاش با من
“دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد”
خداوندا مرا دیوانه کن شُکرانهاش با من
#مهدی_خداپرست
#طنزتلخ
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.🌷🌷🌷
@javaankavir
خودت را مفتکی غربال کن سامانهاش با من
وزیر مسکن از کلّ جوانان خواسته فوری
به عقد هم درآیید ای عزیزان خانهاش با من
وزیرِ پُرتکاپوی رفاه و عیش هم گفته
که مرغ و تخمِ مرغش با شماها شانهاش با من
وزیری به کشاورزانِ بی سامانِ کشور گفت
که باران از خدا شُخم از شما و دانهاش با من
وزیر نفت گفته نرخ بنزین دست دولت نیست
به اُمّید خدا در صحن مجلِس چانهاش با من
وزیرِ خوش دفاع از حرص آمریکا به مردم گفت
که مُشتاش از شما و سیلیِ جانانهاش با من
وزیر ارتباطات از نِت ارزان خبر داده
وَ گفته چند گیگ اینترنتِ ماهانهاش با من
وزیرِ خوب نیرو گفته قبضت را بده هر چند
تحمّل کردن هر فُحشِ بیشرمانهاش با من
“اگر غم لشکر انگیزد” وزیر تیز و با فرهنگ
به ما ها قول داده ساقی و پیمانهاش با من
“دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد”
خداوندا مرا دیوانه کن شُکرانهاش با من
#مهدی_خداپرست
#طنزتلخ
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.🌷🌷🌷
@javaankavir
قاصدک مثل سلیمان نبی حرف نزن
با منِ خسته به لفظِ عربی حرف نزن
ذهن من تشنه ی آرامش و صلح بشر است
چون تو آلوده به خشم و غضبی حرف نزن
از نگاه تو همه فتنه گر و بی خردیم
تا تو از گفتن حق مُضطربی حرف نزن
وعده ی حوری و مِي داده به تو دین خدا.!
تا گرفتار توهُم و تبی حرف نزن
رو نکن سمت گچ و آهن و سیمانِ حَرم
محض اغفالِ همه زیرِ لبی حرف نزن
این همه عزم زیارت نکن از راه ریا
با دو تا خشت و خدای حلبی حرف نزن
خلوتت آرزوی مرگ شده بر همه کس
تا تو از غافله ی عشق عقبی حرف نزن
از مناجات تو شَر ریخته است از سر شب
بعد از این نیز تو در نیمه شبی حرف نزن
کافرم کرده رسوم تو و تقلید غلط
چون تو هی منفعت خود طلبی حرف نزن
از فریب تو و عمامه و این سفسطه ها
شاعر شعر اگر شد عصبی حرف نزن..
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
با منِ خسته به لفظِ عربی حرف نزن
ذهن من تشنه ی آرامش و صلح بشر است
چون تو آلوده به خشم و غضبی حرف نزن
از نگاه تو همه فتنه گر و بی خردیم
تا تو از گفتن حق مُضطربی حرف نزن
وعده ی حوری و مِي داده به تو دین خدا.!
تا گرفتار توهُم و تبی حرف نزن
رو نکن سمت گچ و آهن و سیمانِ حَرم
محض اغفالِ همه زیرِ لبی حرف نزن
این همه عزم زیارت نکن از راه ریا
با دو تا خشت و خدای حلبی حرف نزن
خلوتت آرزوی مرگ شده بر همه کس
تا تو از غافله ی عشق عقبی حرف نزن
از مناجات تو شَر ریخته است از سر شب
بعد از این نیز تو در نیمه شبی حرف نزن
کافرم کرده رسوم تو و تقلید غلط
چون تو هی منفعت خود طلبی حرف نزن
از فریب تو و عمامه و این سفسطه ها
شاعر شعر اگر شد عصبی حرف نزن..
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
آنقدر عقلم پیش پایش دست و پا زد
تا چشم های او دل ما را صدا زد
با او دلم ماند و دو بیتی های چشمش
این بود حرفی که دل از ناگفته ها زد
چوپان چشم ما همیشه ساده بین بود
نفرین به گرگی که خودش را بره جا زد
سوزان تر از آتش شدم وقتی که دیدم
او نامه ها را خوانده و ناخوانده تا زد
فهمیدم این که حرف هایش حیله ای داشت
او با فریب اش ذهن ما را در هوا زد
تا پاکی قلب مرا نادیده انگاشت
آیینه ام را اتهام ناروا زد
حالا تمام خاطراتم زخمی اوست
تقصیر چشمم بود تیرش را خطا زد..
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
تا چشم های او دل ما را صدا زد
با او دلم ماند و دو بیتی های چشمش
این بود حرفی که دل از ناگفته ها زد
چوپان چشم ما همیشه ساده بین بود
نفرین به گرگی که خودش را بره جا زد
سوزان تر از آتش شدم وقتی که دیدم
او نامه ها را خوانده و ناخوانده تا زد
فهمیدم این که حرف هایش حیله ای داشت
او با فریب اش ذهن ما را در هوا زد
تا پاکی قلب مرا نادیده انگاشت
آیینه ام را اتهام ناروا زد
حالا تمام خاطراتم زخمی اوست
تقصیر چشمم بود تیرش را خطا زد..
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به رهی دیدم برگ خزان
پژمرده ز بیداد زمان
کز شاخه جدا بود
بیژن_ترقی
۵ اردیبهشت سالروز درگذشت استاد بیژن ترقی، شاعر و ترانهسرای ایرانی
روحش شاد، یادش گرامی باد🙏🥀
ویولون کیانوش_شهنازی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
پژمرده ز بیداد زمان
کز شاخه جدا بود
بیژن_ترقی
۵ اردیبهشت سالروز درگذشت استاد بیژن ترقی، شاعر و ترانهسرای ایرانی
روحش شاد، یادش گرامی باد🙏🥀
ویولون کیانوش_شهنازی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👈واقعا ارزش بارها شنیدن را داره
شاهکار ربّنای شجریان، تاریخچهٔ یک میراث
◽️ ربنای محمد رضا شجریان مناجاتی است که ۴۰ سال با لحظههای پیش از افطارِ ماه رمضان ایرانیها پیوند خورده است. ربنایی که در طی سالها، پیچ و خمهای زیادی به خود دیده و به بخشی از فرهنگ ایران تبدیل شده است.
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.🌷🌷🌷
@javaankavir
شاهکار ربّنای شجریان، تاریخچهٔ یک میراث
◽️ ربنای محمد رضا شجریان مناجاتی است که ۴۰ سال با لحظههای پیش از افطارِ ماه رمضان ایرانیها پیوند خورده است. ربنایی که در طی سالها، پیچ و خمهای زیادی به خود دیده و به بخشی از فرهنگ ایران تبدیل شده است.
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید.🌷🌷🌷
@javaankavir
دلم با یک خدا و صدهزاران حق چه خواهد کرد؟
هجومِ بادها بر باورِ بیرق چه خواهد کرد؟
گرفتاریم در گرداب و میچرخیم با امواج
خدایا، ناخدا با رخنهی زورق چه خواهد کرد؟
ز ما پنهان شدی، حق داشتی، وقتش نبود انگار
متاعی خاص در بازارِ بیرونق چه خواهد کرد؟
شکافی در میان انداختی، گفتی بیا اینسو
سواری لَنگ در آنسوی این خندق چه خواهد کرد؟
خداوندا ببین افسارِ این دنیای سرکش را
خردمندان رها کردند، تا احمق چه خواهد کرد
ز پشتِ ابرهای تیرهی عالَم بیا بیرون
بگو خورشید با تاریکی مطلق چه خواهد کرد؟
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
هجومِ بادها بر باورِ بیرق چه خواهد کرد؟
گرفتاریم در گرداب و میچرخیم با امواج
خدایا، ناخدا با رخنهی زورق چه خواهد کرد؟
ز ما پنهان شدی، حق داشتی، وقتش نبود انگار
متاعی خاص در بازارِ بیرونق چه خواهد کرد؟
شکافی در میان انداختی، گفتی بیا اینسو
سواری لَنگ در آنسوی این خندق چه خواهد کرد؟
خداوندا ببین افسارِ این دنیای سرکش را
خردمندان رها کردند، تا احمق چه خواهد کرد
ز پشتِ ابرهای تیرهی عالَم بیا بیرون
بگو خورشید با تاریکی مطلق چه خواهد کرد؟
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
دیگر بس است...
گویا نکرده است نصیحت مجاب تان
ما قصه گفتهایم و نبردهست خواب تان
خر داغ میکنند اثری از کباب نیست
در سفره های پهن به دار العذاب تان
افتادهایم در دل چاهی پر از فریب
پوسیده است از همه جایش طناب تان
همواره بین بدتر و بد بوده است اگر
کردیم بر خلاف نظر انتخاب تان
قانون جنگل است که تصویب میکنید
طرح چپاول است به فصل الخطاب تان
از ابتدای قصه پی دزدی آمده است
یعنی کلاغ بوده از اول عقاب تان !!
عمریست خم شدیم و سواری گرفتهاید
دیگر بس است بودن مان در رکاب تان
واهیست هرچقدر افق رسم کردهاید
با هیچکس نرفته به یک جوی، آب تان
با وعدههای قبلی تان گول خوردهایم
دیگر نمیخوریم فریب سراب تان
خیلی بعید نیست ببینید تک به تک
کم کم رسیده وقت حساب و کتاب تان
بی فایدهست قصه اصلاح و سال هاست
پیدا شدهست چهره ی پشت نقاب تان
بیخود صدای "دبدبه" را در نیاورید
دنیا نمیکند به پشیزی حساب تان...
#ح_الف_شاکی
#حمید_اسماعیلی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
گویا نکرده است نصیحت مجاب تان
ما قصه گفتهایم و نبردهست خواب تان
خر داغ میکنند اثری از کباب نیست
در سفره های پهن به دار العذاب تان
افتادهایم در دل چاهی پر از فریب
پوسیده است از همه جایش طناب تان
همواره بین بدتر و بد بوده است اگر
کردیم بر خلاف نظر انتخاب تان
قانون جنگل است که تصویب میکنید
طرح چپاول است به فصل الخطاب تان
از ابتدای قصه پی دزدی آمده است
یعنی کلاغ بوده از اول عقاب تان !!
عمریست خم شدیم و سواری گرفتهاید
دیگر بس است بودن مان در رکاب تان
واهیست هرچقدر افق رسم کردهاید
با هیچکس نرفته به یک جوی، آب تان
با وعدههای قبلی تان گول خوردهایم
دیگر نمیخوریم فریب سراب تان
خیلی بعید نیست ببینید تک به تک
کم کم رسیده وقت حساب و کتاب تان
بی فایدهست قصه اصلاح و سال هاست
پیدا شدهست چهره ی پشت نقاب تان
بیخود صدای "دبدبه" را در نیاورید
دنیا نمیکند به پشیزی حساب تان...
#ح_الف_شاکی
#حمید_اسماعیلی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
بیزارم از سیاست این روزه دارها
از قار قار معده سرمایه دارها
در حیرتم چگونه خدا کار خویش را
از صالحان سپرده به این نابکارها
من شاعرم سکوت من از مرگ بدتر است
ای کاش کم شود زمن این انتظارها
چشم از شعور بسته دهان را گشاده اید
گوشم به جای شعر پر است از شعارها...
#بیداد_خراسانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
🌱 @javaankavir
از قار قار معده سرمایه دارها
در حیرتم چگونه خدا کار خویش را
از صالحان سپرده به این نابکارها
من شاعرم سکوت من از مرگ بدتر است
ای کاش کم شود زمن این انتظارها
چشم از شعور بسته دهان را گشاده اید
گوشم به جای شعر پر است از شعارها...
#بیداد_خراسانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
🌱 @javaankavir