شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
241 subscribers
195 photos
66 videos
5 files
16 links
کانال رسمی انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل
Download Telegram
@hazll


جعبه ی بی پدر، "خاشقچی" مُرد
گور بابای او و بن سلمان
کاش در یک سکانس میگفتی
که چه کرده است فقر با ایران

چرخ صنعت دگر نمی چرخد
کارگرها به مرز می آیند
دانه دانه که رای میریزیم
باز علف های هرز می آیند

نفت و معدن چقدر بسیار است
پسته داریم و زعفران داریم
زیر بار تورم و وحشت
غم فردا و درد نان داریم

کودک کار،فقر،خودسوزی
نوجوانان شیشه ای داریم
در رسانه همیشه و هر روز
حرفهای کلیشه ای داریم

توی رگهای کشورم جاریست
خون کاوه،سیاوش و آرش
اوج خواهد گرفت ایرانم
مثل ققنوس رفته در آتش

#جواد_شیردل


🍀 @javaankavir
تو نیستى و پیش من فرقى نخواهد کرد
که آخر پاییز امروز است یا فرداست

یلدای آدم‌ها همیشه اولِ دی نیست
هرکس شبی بی‌یار بنشیند، شبش یلداست
#مهدی_فرجی
🍀 @javaankavir
کجایی نازنین گیسوی یلدایی
بریزی تا به شانه موی یلدایی
چه می شد که مرا دعوت کنی امشب ‌‌‌‌
کنار آن لب کندوی یلدایی...
- - - - - -
تمام وسعت دریا تو هستی
امید روشن فردا تو هستی
دلم افتاده دنبال شبی که
برایش معنی یلدا تو هستی...
- - - - - -
گرفتم بوسه ای تا از لب یلدا
سرایت کرده بر جانم تب یلدا
انار و هندوانه قصه های خوب
چه حالی میدهد با تو شب یلدا...

#محمد_میرزازاده
@javaankavir
آماده سازی محل برگزاری آیین ملی شب یلدا

🕕امروز، پنج‌شنبه، ساعت 18
🏡مزرعه علیجان‌زاده

انجمن ادبی جوان کویر آران وبیدگل

🍀 @javaankavir
📜اطلاعیه

جلسه انجمن ادبی جوان کویر آران وبیدگل، امروز جمعه سی‌ام آذر ماه برگزار نمی‌شود.

🍀 @javaankavir
#یلدا نام فرشته ای ست ، بالا بلند ،
با تن پوشی از شب و دامنی از ستاره .
یلدا نرم نرمک با مهر آمده بود ،
با اولین شب پاییز
و هر شب ردای سیاهش را قدری بیشتر
بر سر آسمان می کشید تا آدم ها زیر گنبد
کبود آرام تر بخوابند .
یلدا هر شب بر بام آسمان و در حیاط خلوت خدا
راه می رفت و لابه‌لای خواب های
زمین لالایی اش را زمزمه می کرد .
گیسوانش در باد می وزید و
شب به بوی او آغشته می شد .
یلدا شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت .
آتش که می دانی ، همان عشق است .
یلدا آتش را در دلش پنهان کرد تا شیطان آن را ندزدد .
آتش در یلدا بارور شد .
فرشته ها به هم می گفتند که
- یلدا آبستن است ، آبستن خورشید .
و هر شب قطره قطره خونش را به
خورشید می بخشد و شبی که آخرین قطره را ببخشد,,,
دیگر زنده نخواهد ماند .
فرشته ها گفتند :
- فردا که خورشید به دنیا بیاید ، یلدا خواهد مرد .
یلدا همیشه همین کار را می کند ؛
می میرد و به دنیا می آورد . یلدا آفرینش را تکرار می کند .
راستی ، فردا که خورشید را دیدی ،
به یاد بیاور که او دختر یلدا ست و یلدا نام همان
فرشته ای ست که روزی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت ...


#عرفان_نظر_آهاری
🍀 @JavaanKavir
از برگ برگِ دفتر من پرت می‌شوند
معشوق‌های خسته‌ی پایان گرفته‌ام

یلدای چشم‌های تو را گریه می‌کنند
موهای رنگ و بوی زمستان گرفته‌ام!...

سید مهدی موسوی

🍀 @javaankavir
گزارش تصویری پنجمین نشست انجمن ادبی جوان کویر آران وبیدگل به مناسبت یلدا

بیست و نهم آذرماه 97
🍀 @javaankavir
گزارش تصویری پنجمین نشست انجمن ادبی جوان کویر آران وبیدگل به مناسبت یلدا

بیست و نهم آذرماه 97
🍀 @javaankavir
گزارش تصویری پنجمین نشست انجمن ادبی جوان کویر آران وبیدگل به مناسبت یلدا

بیست و نهم آذرماه 97
🍀 @javaankavir
گزارش تصویری پنجمین نشست انجمن ادبی جوان کویر آران وبیدگل به مناسبت یلدا

بیست و نهم آذرماه 97
🍀 @javaankavir
گزارش تصویری پنجمین نشست انجمن ادبی جوان کویر آران وبیدگل به مناسبت یلدا

بیست و نهم آذرماه 97
🍀 @javaankavir
گزارش تصویری پنجمین نشست انجمن ادبی جوان کویر آران وبیدگل به مناسبت یلدا

بیست و نهم آذرماه 97
🍀 @javaankavir
گزارش تصویری پنجمین نشست انجمن ادبی جوان کویر آران وبیدگل به مناسبت یلدا

بیست و نهم آذرماه 97
🍀 @javaankavir
گزارش تصویری پنجمین نشست انجمن ادبی جوان کویر آران وبیدگل به مناسبت یلدا

بیست و نهم آذرماه 97
🍀 @javaankavir
و ما
زمستان دیگرى را
سپرى خواهیم کرد

با عصیان بزرگى که درون‌مان هست
و تنها چیزى
که گرم‌مان مى‌دارد،
آتش مقدس امیدوارى‌ست...

#ناظم_حکمت

🍀 @javaankavir
زاده شدن
بر نیزه‌ی تاریک
همچون میلادِ گشاده‌ی زخمی.

 

سِفْرِ یگانه‌ی فرصت را
                          سراسر
در سلسله پیمودن.
بر شعله‌ی خویش
                     سوختن
تا جرقّه‌ی واپسین،
بر شعله‌ی حُرمتی
که در خاکِ راهش
                      یافته‌اند
بردگان
       این‌چنین.

 

اینچنین سُرخ و لوند
بر خاربوته‌ی خون
                    شکفتن
وینچنین گردن‌فراز
بر تازیانه‌زارِ تحقیر
                     گذشتن
و راه را تا غایتِ نفرت
                         بریدن. ــ

 

آه، از که سخن می‌گویم؟
ما بی‌چرازندگانیم
آنان به چِرامرگِ خود آگاهانند

#احمد_شاملو

🍀 @javaankavir
💎به چروک صورتش چین انداخت و گفت: به حرف بقیه گوش نده بچه جون.
اگه واقعا دلت باهاشه کار خودت رو بکن و پاش بمون.
منم تو چهارده سالگی دلم با پسر سبزی فروش محل بود.
یه روز شیش صبح مامانم یه زنبیل داد دستم گفت: برو یکم سبزی آشی بگیر.
وقتی برگشتم خونه تو زنبیلم هم سبزی آشی بود هم عشق پسر سبزی فروش. جفتمون دل داده بودیم بهم. هر روز میومد محل مون سبزی بفروشه...
منم هرروز هوس آش میکردم و به هواش میرفتم سبزی آشی بگیرم.
چند وقت بد اومد خواستگاریم. آقام گفت: نه.
گفت: تک دخترمو با این همه دبدبه و کبکبه نمیدم به یه سبزی فروش.
اونموقع هم مثل الان نبود که ضجه بزنی، غذا نخوری، ناز کنی قبول کنن. وقتی آقات میگفت: نه، یعنی نه.
ننم خدا بیامرز فهمیده بود دلم همراه اون سبزی آشی ها رفته.
یه بارم که جرأت کرده بودم و بهش گفته بودم میخامش گفته بود الان داغی، چند وقت دیگه از سرت میافته و دلت خنک میشه.
ننم راست میگفت. چند وقت بعد از سرم افتاد. اما از دلم نه.
الان چند سالمه مادر جون؟ هفتادوسه. این همه سال گذشته و هنوز از دلم نیفتاده. همه میگن از سر باید بیافته اما دل مهمه.
دله که سرو به باد میده. دله که مثل قفسه. یکی که میافته توش دیگه راهی واسه رفتن نداره.
دیگه در بازی نیست که بخواد ازش فرار کنه و از دلت بیافته.
حالا مادر جون، اگه تو دلت افتاده از دستش نده. چون هفتادو سه سالت هم که بشه از دلت نمیافته...

#محیا_زند

@javaankavir
آرام؟
آرام برای چه باید گرفت؟
وقتی بمیریم،خود به خود آرام می‌گیریم! پیش از آنکه بمیریم که نباید بمیریم....

#محمود_دولت_آبادی
🍀 @javaankavir
این شفق را هم از دست داده‌ایم.
هیچ‌کسی ما را
دست‌دردست هم نمی‌دید این عصر
وقتی شب نیلگون بر دنیا می‌افتاد.

من از پنجره‌ام
جشن غروب را دیده‌ام سرِ تپه‌های دور.

گاه مثل یک سکه
یک تکه آفتاب میان دست‌های من می‌سوخت.

تو را از ته دل به‌یاد می‌آوردم،
دلی فشرده به غم، غمی که آشنای توست.

پس تو کجا بودی؟
پس که بود آنجا؟
گویای چه حرف؟
چرا تمامیِ عشق یک‌باره بر سرم خواهد تاخت
وقتی حس می‌کنم که غمگینم و حس می‌کنم که تو دوری؟

#پابلو_نرودا
برگردان : بیژن الهی

🍀 @javaankavir
پنجم دی‌ماه، زادروز بهرام بیضایی آرانی، نویسنده و کارگردان بزرگ اهل آران‌وبیدگل گرامی باد

🍀 @javaankavir