معشوقهی ما ، یا حبیبي! جـفتي!
با عشوه چهها پشت سر ما گفتی؟!
بوس و بغلَت با دگران است و زِ ما
هر بار فقط شـارژ گرفتی مفـتی؟!😐
#مجید_قابل
🍀 @javaankavir
با عشوه چهها پشت سر ما گفتی؟!
بوس و بغلَت با دگران است و زِ ما
هر بار فقط شـارژ گرفتی مفـتی؟!😐
#مجید_قابل
🍀 @javaankavir
Forwarded from شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
سلام 🌸
🌹جلسه نقد شعر و آثار ادبی جوان کویر آران وبیدگل 🌹
✅امروز #ساعت_19 ✅
خیابان شهدا. انتهای کوچه سوم.
گام های سبزتان را چشم براهیم 😊🌹
☘ @JavaanKavir
🌹جلسه نقد شعر و آثار ادبی جوان کویر آران وبیدگل 🌹
✅امروز #ساعت_19 ✅
خیابان شهدا. انتهای کوچه سوم.
گام های سبزتان را چشم براهیم 😊🌹
☘ @JavaanKavir
با خیالت میروم تا زیر باران راضی ام
با همین پرسه زدن توی خیابان راضی ام
تو بهاری باش و در رقص از نسیم زندگی
من به درد استخوان سوز زمستان راضی ام
با وجود این که رود خاطرات کهنه را
جای دریا می کشی سمت بیابان راضی ام
بر خلاف سجده های مردم شهرم به تو
من همین که می روم همراه شیطان راضی ام
گفته بودی اولین و آخرین عشقم تویی
این که از حرفت شدی حالا پیشمان راضی ام
بارها با امتحانم دیده ای جای بهشت
در میان دوزخت باشم به قرآن راضی ام
زیر و رو کن شعله و خاکسترم را بعد از این
من به مرگم با هجوم موج و طوفان راضی ام
بعد عمری انتظار و عاشقی از این که من
می رسد در پای تو عمرم به پایان راضی ام..
#محمد_میرزازاده
@javaankavir
با همین پرسه زدن توی خیابان راضی ام
تو بهاری باش و در رقص از نسیم زندگی
من به درد استخوان سوز زمستان راضی ام
با وجود این که رود خاطرات کهنه را
جای دریا می کشی سمت بیابان راضی ام
بر خلاف سجده های مردم شهرم به تو
من همین که می روم همراه شیطان راضی ام
گفته بودی اولین و آخرین عشقم تویی
این که از حرفت شدی حالا پیشمان راضی ام
بارها با امتحانم دیده ای جای بهشت
در میان دوزخت باشم به قرآن راضی ام
زیر و رو کن شعله و خاکسترم را بعد از این
من به مرگم با هجوم موج و طوفان راضی ام
بعد عمری انتظار و عاشقی از این که من
می رسد در پای تو عمرم به پایان راضی ام..
#محمد_میرزازاده
@javaankavir
ادبیات شاید نتواند جلوی جنگ و خونریزی را بگیرد ، شاید نتواند از مرگ یک کودک جلوگیری کند ، اما میتواند کاری کند که دنیا به آن فکر کند ...
#ژان_پل_سارتر
☘ @JavaanKavir
#ژان_پل_سارتر
☘ @JavaanKavir
چو ایران نباشد تن من مباد..
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد..
اگر آب کشور به دشمن دهیم..
به از آن که خاکش به دشمن دهیم...😐
#شاهنامه_فردوسی
تصحیح جدید!
#مجید_قابل
🍀 @javaankavir
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد..
اگر آب کشور به دشمن دهیم..
به از آن که خاکش به دشمن دهیم...😐
#شاهنامه_فردوسی
تصحیح جدید!
#مجید_قابل
🍀 @javaankavir
👍1
پهن کردی پیش پای جاهلان سجادهها را
ریختی در دیگ نذری، خمره خمره بادهها را
بر متاعی پوک و نارس، کوفتی مُهری مقدس
اینچنین پیچیدهای طومار خیل سادهها را
هیچ کس بویی نبرد آن روز وقتی مینشاندی
در میان برگ یاس و نسترن سُمبادهها را
کاش میدیدی که سگهای وفادارت چه کردند
بعد از آنی که کمی شُل کردی آن قلادهها را
درس سختی دادهای ما را در این دوران پر درد
وای از آن روزی که باید پس بگیری دادهها را
دست، بالا بردهای تا دوست دستت را بگیرد
کاش دریابی زمانی ما زمین افتادهها را...
#محمدرضا_طاهری
🍀 @javaankavir
ریختی در دیگ نذری، خمره خمره بادهها را
بر متاعی پوک و نارس، کوفتی مُهری مقدس
اینچنین پیچیدهای طومار خیل سادهها را
هیچ کس بویی نبرد آن روز وقتی مینشاندی
در میان برگ یاس و نسترن سُمبادهها را
کاش میدیدی که سگهای وفادارت چه کردند
بعد از آنی که کمی شُل کردی آن قلادهها را
درس سختی دادهای ما را در این دوران پر درد
وای از آن روزی که باید پس بگیری دادهها را
دست، بالا بردهای تا دوست دستت را بگیرد
کاش دریابی زمانی ما زمین افتادهها را...
#محمدرضا_طاهری
🍀 @javaankavir
#طنز
هر کس که با ما نیست چشمش کور بادا!
بی خانِمان و مُفلِس و رنجور بادا!
دستی که در یککاسه با دستانِ ما نیست
از حولِ و حوشِ سُفره ی ما دور بادا
هر کس که بی چون و چرا در باندِ ما ماند
تا هفت پُشتش راضی و کیفور بادا !
گویا کسی گفته قلمها نیست آزاد
دستش قلم باد و لبش سانسور بادا
دستِ مخالفهای ما سوتِ شکسته
دستِ موافق های ما شیپور بادا !
تا اینکه چیزی ضِدّ ماها برنخیزد
نان و هوا آغشته با کافور بادا!
اوضاعِ قومی که نداند قدرِ ما را
مثلِ زمانِ پَهلَوی ناجور بادا
آباد خواهد شد به دست ما ولایات
آنسان که از چنگیز، نیشابور بادا..
حالا که اینجوری به کامِ ماست دنیا
تا اطلاع ثانوی اینجور بادا!
#شروین_سلیمانی
🍀 @javaankavir
هر کس که با ما نیست چشمش کور بادا!
بی خانِمان و مُفلِس و رنجور بادا!
دستی که در یککاسه با دستانِ ما نیست
از حولِ و حوشِ سُفره ی ما دور بادا
هر کس که بی چون و چرا در باندِ ما ماند
تا هفت پُشتش راضی و کیفور بادا !
گویا کسی گفته قلمها نیست آزاد
دستش قلم باد و لبش سانسور بادا
دستِ مخالفهای ما سوتِ شکسته
دستِ موافق های ما شیپور بادا !
تا اینکه چیزی ضِدّ ماها برنخیزد
نان و هوا آغشته با کافور بادا!
اوضاعِ قومی که نداند قدرِ ما را
مثلِ زمانِ پَهلَوی ناجور بادا
آباد خواهد شد به دست ما ولایات
آنسان که از چنگیز، نیشابور بادا..
حالا که اینجوری به کامِ ماست دنیا
تا اطلاع ثانوی اینجور بادا!
#شروین_سلیمانی
🍀 @javaankavir
خیانت به این خاک روتین شده
خزر نذر لبخند پوتین شده
گذشتند از خیرِ دریای شور
مگر عقل این قوم شیرین شده؟
نه تنها خزر،شرق و غرب و جنوب
همه وقف کاخِ کرملین شده
سر و دست و پا و دُمش را زدند
وطن گربه سانی نمادین شده
خدا حالش از ما به هم می خورد
ریا بخشی از پیکر دین شده
زمین را گرفتند در دستشان
حکومت نصیب شیاطین شده
زمین خوارها عدل می گسترند
در این خاک زرخیزِ نفرین شده
به بی عرضه ها کرده ایم اعتماد
که امروز اوضاع مان این شده
#مصطفی_علوی
@javaankavir
خزر نذر لبخند پوتین شده
گذشتند از خیرِ دریای شور
مگر عقل این قوم شیرین شده؟
نه تنها خزر،شرق و غرب و جنوب
همه وقف کاخِ کرملین شده
سر و دست و پا و دُمش را زدند
وطن گربه سانی نمادین شده
خدا حالش از ما به هم می خورد
ریا بخشی از پیکر دین شده
زمین را گرفتند در دستشان
حکومت نصیب شیاطین شده
زمین خوارها عدل می گسترند
در این خاک زرخیزِ نفرین شده
به بی عرضه ها کرده ایم اعتماد
که امروز اوضاع مان این شده
#مصطفی_علوی
@javaankavir
گه ملحد و گه دهری و کافر باشد
گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد
باید بکشد عذاب تنهایی را
مردی که ز عصر خود فراتر باشد
#شفیعی_کدکنی
#سالروز_کودتای_28_مرداد
🍀 @javaankavir
گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد
باید بکشد عذاب تنهایی را
مردی که ز عصر خود فراتر باشد
#شفیعی_کدکنی
#سالروز_کودتای_28_مرداد
🍀 @javaankavir
دوستانت را شمردم، دشمنانت بیشتر!
شاعر از فکرت حذر کن، از زبانت بیشتر!
لقمه ی معنی چنان بردار تا وقت سخن،
از حدود عقل نگشاید ، دهانت بیشتر!
گر نفهمی معنی زنهار یاران ، دور نیست،
پوستت می فهمد این را، استخوانت بیشتر!
سنگ می اندازی و " بازی نه این است" ای رفیق
چون که بار شیشه داری در دکانت بیشتر!
من نمی گویم رهاکن! من نمی گویم نگو!
فکر شعرت باش ، اما فکر نانت بیشتر!
جان نکردی چاشنی، تیرت همینجا اوفتاد!
جز همین حد را نمی داند کمانت بیشتر
حال می باید به پاهایت بیاموزی که نیست،
از گلیم پاره ای طول جهانت بیشتر!!
#حسین_جنتی
@javaankavir
شاعر از فکرت حذر کن، از زبانت بیشتر!
لقمه ی معنی چنان بردار تا وقت سخن،
از حدود عقل نگشاید ، دهانت بیشتر!
گر نفهمی معنی زنهار یاران ، دور نیست،
پوستت می فهمد این را، استخوانت بیشتر!
سنگ می اندازی و " بازی نه این است" ای رفیق
چون که بار شیشه داری در دکانت بیشتر!
من نمی گویم رهاکن! من نمی گویم نگو!
فکر شعرت باش ، اما فکر نانت بیشتر!
جان نکردی چاشنی، تیرت همینجا اوفتاد!
جز همین حد را نمی داند کمانت بیشتر
حال می باید به پاهایت بیاموزی که نیست،
از گلیم پاره ای طول جهانت بیشتر!!
#حسین_جنتی
@javaankavir
به وقت مرگم اگر تازه می کنی دیدار
به هوش باش كه هنگام آن رسید بیا
#سیمین_بهبهانی
🎨 #نسرین_شیخی
۲۸مرداد ، سالروز درگذشت سیمین بهبهانی
☘ @JavaanKavir
به هوش باش كه هنگام آن رسید بیا
#سیمین_بهبهانی
🎨 #نسرین_شیخی
۲۸مرداد ، سالروز درگذشت سیمین بهبهانی
☘ @JavaanKavir
نشد گردن زنی خود خواهیت را
دلیل و ریشه ی گمراهیت را
به جای حج و قربانی نمی شد
بخواهی از خدا آگاهیت را؟
#محمد_میرزازاده
@javaankavir
دلیل و ریشه ی گمراهیت را
به جای حج و قربانی نمی شد
بخواهی از خدا آگاهیت را؟
#محمد_میرزازاده
@javaankavir
من درختی که قاب و قایق شد
عاشق غنچه ی شقایق شد
من درختی که بر تن دیوار
ساعت گیج این دقایق شد
من درختی که خواب تر دیدم
بر سرم سایه ی تبر دیدم
بر کف دست موج خواب خزر
نعش دل را چه دربدر دیدم
سبز بودم که استحاله شدم
برگ خشکی شدم، مچاله شدم
هی شکستند شاخه هایم را
تحفه بودم ولی تفاله شدم
شاخه های من از کتاب افتاد
سمت تاریخ اضطراب افتاد
بر تنم زخم واژه های دروغ
از نمکدان انقلاب افتاد...!!
دست من لانه ی غم و ققنوس
بر سرم سایه ی شبی منحوس
من به رسم سکوت و خاکستر
سروم آزاد، آیه ای ملموس
من که با دیو قصه درگیرم
عاقبت ریشه ریشه می گیرم
من درختی به رنگ رویاها
بر سر دار هم نمی میرم
لیلا_محمودی
🍀 @javaankavir
عاشق غنچه ی شقایق شد
من درختی که بر تن دیوار
ساعت گیج این دقایق شد
من درختی که خواب تر دیدم
بر سرم سایه ی تبر دیدم
بر کف دست موج خواب خزر
نعش دل را چه دربدر دیدم
سبز بودم که استحاله شدم
برگ خشکی شدم، مچاله شدم
هی شکستند شاخه هایم را
تحفه بودم ولی تفاله شدم
شاخه های من از کتاب افتاد
سمت تاریخ اضطراب افتاد
بر تنم زخم واژه های دروغ
از نمکدان انقلاب افتاد...!!
دست من لانه ی غم و ققنوس
بر سرم سایه ی شبی منحوس
من به رسم سکوت و خاکستر
سروم آزاد، آیه ای ملموس
من که با دیو قصه درگیرم
عاقبت ریشه ریشه می گیرم
من درختی به رنگ رویاها
بر سر دار هم نمی میرم
لیلا_محمودی
🍀 @javaankavir
Forwarded from شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
سلام 🌸
🌹جلسه نقد شعر و آثار ادبی جوان کویر آران وبیدگل 🌹
✅امروز #ساعت_19 ✅
خیابان شهدا. انتهای کوچه سوم.
گام های سبزتان را چشم براهیم 😊🌹
☘ @JavaanKavir
🌹جلسه نقد شعر و آثار ادبی جوان کویر آران وبیدگل 🌹
✅امروز #ساعت_19 ✅
خیابان شهدا. انتهای کوچه سوم.
گام های سبزتان را چشم براهیم 😊🌹
☘ @JavaanKavir
گفتم نه نگفتم غل و زنجیر زدند/
خوردند و تهِ دیگ تو کفگیر زدند/
یک عمر سکوت و بردگی آخر هم/
گفتم که گرسنه ام مرا تیر زدند/
# داریوش_منصوری
@javaankavir
خوردند و تهِ دیگ تو کفگیر زدند/
یک عمر سکوت و بردگی آخر هم/
گفتم که گرسنه ام مرا تیر زدند/
# داریوش_منصوری
@javaankavir
به بهانه ی چهارم شهریور سالروز آسمانی شدن مهدی اخوان ثالث:
مرگ اخوان آنچنان نابهنگام و ناگهانی فرا رسید که همه را بهت زده کرد. اما پس از اینکه خبر مرگ او به گوشها رسید، مردم خروشیدند و برای بزرگداشتش تو گویی از زمین جوشیدند. اما گروهی نیز خاموش ماندند. چون اخوان مدّاح نبود. اخوان "بر سلطه بود نه با سلطه". اما شاید ندانستند که اخوان "روشن تر از خاموشی" است. مثل اینکه اخوان مرگ خود را در این رباعی که در سال 1337 گفته پیشبینی کرده یا چنین مرگی را آرزو کرده است:
سر کوه بلند آمد عقابی
نه هیچش ناله ای، نه پیچ و تابی
نشست و سر به سنگی هِشت و جان داد
غروبی بود و غمگین آفتابی
به قلم محمدرضا باطنی
از کتاب: باغ بی برگی
#مهدی_اخوان_ثالث
☘ @JavaanKavir
مرگ اخوان آنچنان نابهنگام و ناگهانی فرا رسید که همه را بهت زده کرد. اما پس از اینکه خبر مرگ او به گوشها رسید، مردم خروشیدند و برای بزرگداشتش تو گویی از زمین جوشیدند. اما گروهی نیز خاموش ماندند. چون اخوان مدّاح نبود. اخوان "بر سلطه بود نه با سلطه". اما شاید ندانستند که اخوان "روشن تر از خاموشی" است. مثل اینکه اخوان مرگ خود را در این رباعی که در سال 1337 گفته پیشبینی کرده یا چنین مرگی را آرزو کرده است:
سر کوه بلند آمد عقابی
نه هیچش ناله ای، نه پیچ و تابی
نشست و سر به سنگی هِشت و جان داد
غروبی بود و غمگین آفتابی
به قلم محمدرضا باطنی
از کتاب: باغ بی برگی
#مهدی_اخوان_ثالث
☘ @JavaanKavir
من که مُردم، اگر شد، مرا پیش پای فردوسی به خاک بسپارید، چه بهتر، و اگر نشد، بیرون از هر بهشتی، در جائی دوردست که کسی جز خدا نشناسد تنها با عورتپوشی، در گودالی به طول قامتم، پیش چشم پدرم خورشید، به مادرم زمین بسپارید. اگر خورشید پشت ابرها باشد و ابرها ببارند، امری و مسئلهای نیست. دو درخت از هرنوع که بخواهید، به فاصله دو متر بر سر گورم بکارید، تا از لاشه من تغذیه کنند، و بر آن درختها، تا مرغ شب گم کرده آشیانهای بیاساید! و یا میوهای داشته باشد و گرسنهای را به راحت برساند. یا گلی و سایهای بر رهگذر خستهای هدیه کند. یا دست کم هیمهای بر سرما ماندهای ببخشد. «و منه اصلی و الیه وصلی.»
وصیتی که یدالله قرایی از زبان مهدی اخوان ثالث نقل کرده است...
از کتاب « چهل و چند سال با امید»
به قلم یدالله قرایی
#مهدی_اخوان_ثالث
☘ @JavaanKavir
وصیتی که یدالله قرایی از زبان مهدی اخوان ثالث نقل کرده است...
از کتاب « چهل و چند سال با امید»
به قلم یدالله قرایی
#مهدی_اخوان_ثالث
☘ @JavaanKavir