شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
248 subscribers
200 photos
66 videos
5 files
16 links
کانال رسمی انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل
Download Telegram
جنوب
این روزها
جهتِ جغرافیا نیست؛
سمتی‌ست
که مردم
هر شب
با چشم‌های خیس
به آن نگاه می‌کنند

دریا
هنوز موج می‌فرستد،
بی‌خبر
که ساحل
دیگر
کودکی برای دویدن ندارد.
نخل‌ها
قد کشیده‌اند
تا شاید
تکه‌ای از آسمان را
از میانِ آتش
نجات دهند،
اما
شاخه‌هایشان
بوی دود گرفته است.
خانه‌ها
آن‌قدر آرام
فروریختند
که دیوارها
حتی فرصت نکردند
نامِ صاحبانشان را
صدا بزنند.
مادران
لالایی نمی‌خوانند؛
گهواره‌ها را
در آغوش می‌گیرند
مبادا
خوابِ کودکان
از صدای انفجار
بترسد.
کبوترها
راهِ آسمان را
گم نکرده‌اند؛
آسمان است
که دیگر
راهِ صلح را
به خاطر نمی‌آورد.
دردگاهی آن‌قدر بزرگ می‌شود
که سکوت
از دهانِ آوار بیرون می‌آید.

کاش
روزی برسد
که جنوب،
دوباره
تنها
به گرمای خورشیدش
شناخته شود،
نه
به شمارشِ انفجارها...

#محمد_میرزازاده

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈هزار و سومین 👉


جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

✅ امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👈هزار و سومین 👉


جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

✅ امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
تو هم با من چنان نامهربان بودی که آدم ها

رها کردی مرا در بین این غم ها، جهنم ها



صدایت کردم اما چشم هایت را به من بستی

جهان، تاریک شد درمن فراوان شد محرم ها



و من با بادها از یاد شب های جهان رفتم

و از من هیچ جا یادی نشد حتی به ماتم ها



منی، که چشم هایم ابرها را منتشر می کرد

تمام خویش را پیچیده ام در قطره، شبنم ها



منی، که کوه ها در شانه هایم واقعیت داشت

شدم چون سنگ های پیش ِ پا افتاده چون کم ها



مگر تو چشم هایت را به سمت من بچرخانی

که من آتش بگیرم زیر این باران ِ نم نم ها



مگر تو با چراغ روشنت، از کوه برگردی

مرا پیداکنی درجاده ی ِ تاریک ِ مبهم ها



مرا که درهراس باد و باران، گم شدم در مِه

به سمت شهر باز آری دوباره بین آدم ها!

#پاییز_رحیمی

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈هزار و چهارمين 👉


جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

✅ امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👈هزار و پنجمین 👉


جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

✅ امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
📷 #گزارش_تصویری | آیین تقدیر و سپاس

به پاس سال‌ها همراهی، حمایت و سخاوت در برگزاری جلسات و برنامه‌های انجمن ادبی و به مناسبت هزارمین جلسه، از شاعر و همراه همیشگی این محفل و مدیر عامل انجمن، آقای محمد میرزازاده و همچنین امیر عموزاده مجری جلسات با اهدای یادبودی توسط اعضا قدردانی شد.

به امید آن‌که چراغ این محفل، همچنان با شعر و مهر، روشن بماند. 🌱

🌱 @JavaanKavir
👈هزار و ششمین 👉


جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

✅ امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
خود را به قدرِ وسع فراموش کرده‌ام!
چندین چراغ دارم و خاموش کرده‌ام!

گیتی تمام گشتم و سودابه خانه ایست
چون کعبه دورِ خانه سیاپوش کرده‌ام!

از هیچ بنده خاطره‌ای نیست در دلم...
جز با کس که دست در آغوش کرده‌ام!

یک ناسزا ز کس نشنیدم به حلم و صبر
نازم به این دو پنبه که در گوش کرده‌ام!

شادم که گر گناهِ جهان کرده‌ام به عمر
چون خمره‌های میکده خودجوش کرده‌ام!

ساقی! بیار باده که دردِ خمارِ صبح،
تاوانِ توبه‌ایست که بیهوش کرده‌ام!

#حسین_جنتی


با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈هزار و هفتمین 👉


جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

✅ امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
من بی‌خود و تو، بی‌خود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟

من چَند تو را گفتم: «کم خور، دو سه پیمانه!»؟

در شهر یکی کس را، هشیار نمی‌بینم

هر یک بَتَر از دیگر، شوریده و دیوانه

جانا! به خرابات آ تا لَذَّتِ جان بینی

جان را چِه خوشی باشد، بی‌صحبتِ جانانه؟

هر گوشه یکی مستی، دستی زِ بَرِ دستی

وان ساقیِ هر هستی، با ساغرِ شاهانه

تو، وقفِ خراباتی، دخلت مِی و خرجت مِی

زین وقف به هُشیاران، مَسپار یکی دانه

ای لولیِ بَربَط‌زن! تو مست‌تری یا من؟

ای پیشِ چو تو مستی، افسونِ من، افسانه

از خانه بُرون رفتم، مَستیم به پیش آمد

در هر نظرش مُضمَر، صد گلشن و کاشانه

چون کشتیِ بی‌لَنگر، کَژ می‌شد و مَژ می‌شد

وز حَسرتِ او مُرده، صد عاقل و فرزانه

گفتم: «ز کجایی تو؟»، تَسخَر زد و گفت: «ای جان!

نیمیم ز تُرکستان، نیمیم ز فَرغانه

نیمیم ز آب و گِل، نیمیم ز جان و دل

نیمیم لبِ دریا، نیمی همه دُردانه»

گفتم، که: «رفیقی کن با من که مَنَت خویشم»

گفتا، که: «بِنَشناسم، من، خویش ز بیگانه»

من، بی‌دل و دَستارم، در خانهٔ خَمّارم

یک سینِه سخن دارم، هین شرح دهم یا نِه؟

در حلقهٔ لَنگانی، می‌بایدْت لنگیدن

این پند ننوشیدی، از خواجهٔ عُلیانه؟

سَرمستِ چنان خوبی، کی کم بُوَد از چوبی؟

برخاست فَغان آخر، از اُستُنِ حَنّانه

شمس‌الحقِ تبریزی! از خلق، چه پرهیزی؟

اکنون که درافکندی، صد فتنهٔ فَتّانه

#شمس_تبریزی

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈هزار و هشتمین 👉


جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

✅ امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
‌
سوریه عالی، فلسطین خوب، لبنان نیز هم
اندکی هم فکر ایران باش، ایران نیز هم...

احترام سفره خیلی کمتر از سجاده نیست
نان اگر پیدا شود در خانه، ایمان نیز هم

طبق قانون حمایت از حقوق گوسفند
گرگ‌ها از گله می‌بردند، چوپان نیز هم

روزگار عمر ما را گر بخواهی از نخست
شد بهارش طی، خزانش طی، زمستان نیز هم

پیر ما در بحث پوشش پافشاری کرد و گفت:
روسری‌ها را که بردارند، تنبان نیز هم

پای حوا که در میان آمد از روز نخست
آدم از چشم خدا افتاد، شیطان نیز هم

من نمی‌دانم چرا میخانه‌ها را بسته‌اند؟!
کشور ما ارمنی دارد، مسلمان نیز هم

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
دوره‌ی حافظ چنین بوده است، الان نیز هم

آه مظلومان اگر روزی بگیرد در زمین
خانه‌ی ملت بسوزد، خانه‌ی خان نیز هم

شیخ، راه انتشار شعر مسلم را نبند
ختم ما حافظ نمی‌خوانند، قرآن نیز هم

#مسلم_حسن‌شاهی

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈هزار و هشتمین 👉


جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

✅ امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👈هزار و نهمین 👉


جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

✅ امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
#طنزیمات_ادبی
همه در مدرسه اول الفبا یاد میگیرند
سپس تقسیم وضرب وجمع و منها یاد میگیرند

به فرزندانتان اصلا خشونت را نیاموزید
نیازی نیست،کم کم جنگ و دعوا یاد میگیرند

علیرغم همه محدودیتها بچه های شیخ
زبان مادری را در اروپا یاد میگیرند

ازین کشور به آن کشور نبر اهل و عیالت را
فلانی! راه دزدی را همینجا یاد میگیرند

من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم
که دختر های مصری از زلیخا یاد میگیرند

نمی خواهم بگویم هجمه ی دشمن موثرنیست
و اما بچه ها معمولا از ما یاد میگیرند

نگفتم خاطرات انقلابی را نکن مکتوب؟
عوام الناس می خوانند وفردا یاد میگیرند

#مسلم_حسن_شاهی

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈هزار و دهمین 👉


جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

✅ امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
زاهدی لب بر لب ِ "ماری جوانا" تا گذاشت
رفت جوری در فضا، تسبیح خود را جا گذاشت

کام اول را گرفت و رفت روی ابرها
پا بروی ماه مانند فضاپیما گذاشت

از کنار ایستگاه و مرکز ناسا گذشت
پا بروی پرچم NASA و USA گذاشت

کهکشان را هم زُدود از غرب و ایرانیزه کرد
روی ناسا خط کشید و جای آن ناجا گذاشت

چند تایی سلفی، از این کار فرهنگی گرفت
عکس‌ها را جای اینستا، توی ایتا گذاشت

آب را با کام ِ سوم داخل مریخ یافت
نام آن را زمزم از زور ِ کوکاکولا گذاشت

رفت با کام چهارم پیش ِ خورشید ایستاد
نام خود را در حضور ِ شمس، مولانا گذاشت   

رفت تا جایی که تنها جِرم بود و "ماده" بود
ماده‌ها را صیغه کرد و نام آن تقوا گذاشت

بین آن سیاره‌ی بهرام و ناهید ایستاد
گفت اینها را نباید در فضا تنها گذاشت

عقد آن دو زورکی در آسمان‌ها بسته شد
حلقه‌ی دور زُحل در دست آن دو تا گذاشت

یک سفینه یافت و آن را ون ِ ارشاد کرد
با وَنش، دنبال آن آدم فضایی‌ها گذاشت

رفت با کام ِ دَهُم بر بام این هستی نشست
آخرش هم اسم خود را خالق ِ یکتا گذاشت

او برای اینکه یک پله فقط بالا رَوَد
اینچنین بر اعتقادات خودش هم پا گذاشت

بعدی چندی که دَر آمد زاهد از آن نشئِگی
تا فرود آمد، همین که پا به این دنیا گذاشت...

اکتشافات فضایی خودش را چاپ کرد
نام آن را هم "سفر در عالم ِ معنا" گذاشت

#محمود_برزین

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈هزار و یازدهمین 👉


جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

✅ امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir