شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
242 subscribers
195 photos
66 videos
5 files
16 links
کانال رسمی انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل
Download Telegram
👈نهصد و هشتادمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
یاری اندر کس نمی‌بینیم یارانرا چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستدارانرا چه شد

آب حیوان تیره‌گون شد خضر فرّخ‌پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهارانرا چه شد

کس نمی‌گوید که یاری داشت حقّ دوستی
حق شناسانرا چه حال افتاد یارانرا چه شد

لعلی از کان مروّت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و بارانرا چه شد

شهریاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریارانرا چه شد

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
کس بمیدان در نمی‌آید سوارانرا چه شد

صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبانرا چه پیش آمد هزارانرا چه شد

زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی می‌گسارانرا چه شد

حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش
از که می‌پرسی که دور روزگارانرا چه شد.
#حضرت حافظ

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈نهصد و هشتاد و یکمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
از قضا بِسیار میخارد تنم اینروزها
آخرش گور ِ خودم را می‌کَنم اینروزها

گفتن ِ شعر ِ سیاسی کار خیلی سختی است
پس به فکر ِ کار، توی معدنم اینروزها

من خُودم هم از خُودم شَکّم که خود را لو دَهم
با خُودم هم حرف کمتر می‌زنم اینروزها

بدتر از اِسپندم و بالا و پایین می‌پَرم
"پاپ‌کُورن" ِ توی دیگ ِ روغنم اینروزها

محتسب فریاد زد: حرف ِ سیاسی میزنی؟...
گُفته‌ای "جانم فدای میهنم" اینروزها؟

گفتمش: نَه نَه نَ مَن مَن مَن مَ مَن مَن بی‌گُنام!
با زبان ِ اَل اَ اَل اَل اَلکنم اینروزها

هر زمان که من به مَردی ِ خودم شک می‌کنم
می‌کِشم دستی به زیر ِ دامنم اینروزها

بعد ِ عُمری زحمت و سگ دو زدن، یک متر قبر...
میخرم با پول ِ وام ِ مسکنم اینروزها

"مَرد ِ تنهای شَبم، صد قصه مانده بر لَبم"
اِی حَبیب آن مَرد ِ بی‌فردا منم اینروزها


#محمود_برزین

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
1
👈نهصد و هشتاد و دومین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می‌کند بدجور
ساقه تا شاخه ام پر از زخم است ، تبرم درد می‌کند بدجور

من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هوّیت دارم
یک اشاره بدون انگشتم ، اثرم درد می‌کند بدجور

جنگجویی نشسته بر خاکم ، در قماری که هر دو می‌بازیم
پسرم روی دستم افتاده ، سپرم درد می‌کند بد جور

مثل قابیل بی قبیله شدم ، بوی گندم گرفته دنیا را
بس‌که حوا ، هوایی اش کرده ، پدرم درد می‌کند بدجور

هرچه کوه بزرگ می‌بینی ، همگی روی دوش من هستند
عاشقی هم که قوز بالا قوز ، کمرم درد می‌کند بدجور

تو فقط صبر می‌کنی تجویز ، من فقط صبر می‌کنم یکریز
بس که دندان گذاشتم رویش ، جگرم درد می‌کند بدجور

بستری کن مرا در آغوشت ، با دو نخ شعر و این هوا باران
مرغ عشقی بدون همزادم ، که پرم درد می‌کند بد جور

برسان قرص بوسه ـ اورژانسی ـ قرص یک ور سفید و یک ور سرخ
برسان نشئه‌ای ز لب‌هایت ، که سرم درد می‌کند بدجور

#مرتضی_خدایگان

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
👈نهصد و هشتاد و چهارمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


امروز ساعت 18

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
گلچینِ روزگار است گل دسته‌دسته چیده؟ 
یا بادِ بی‌نیازی از هرطرف وزیده؟ 

این گُرگُر چه زخمی‌ست در بندبندم افتاد؟ 
انگار رگ‌رگم را تیرِ گزی گزیده

تهمینه‌ای‌ست در من با مویه‌های یک‌بند
رودابه‌ای‌ست در من با گیسوی بریده

در من هزار چاک است ناسور و زهرناک است
گویی هزار افعی در جانِ من خزیده

در من هزار رستم زخم از شغاد خورده
در من هزار زال است با قامت خمیده

در من هزار سهراب افتاده است بر خاک
با سینهٔ ستبر و با پهلوی دریده

در من هزار ققنوس چون مرغِ نیم‌بسمل
در من هزار سیمرغ افتاده سر بریده

تابِ شنفتنم نیست چون کورِ زخم‌خورده 
سامانِ گفتنم نیست چون گُنگِ خواب‌دیده

در من هزار آرش، جان در کمان نهاده
در من هزار شاعر، دست از قلم کشیده...

#جواد_زهتاب


پی‌نوشت: 

[چنگیزخان به بخارا درآمد و به مسجد رفت و مشایخ و ائمّه جماعت و شریعت را احضار کرد] 

...بعد از یک دو ساعت چنگیزخان برخاست و جماعتی که آنجا بودند، روان می‌شدند و اوراق قرآن در میان قاذورات، لگدکوب اقدام و قوایم گشته.
 در این حالت امیر امام جلال‌الدین که مقتدای سادات ماوراءالنهر بود روی به امام رکن‌الدین امام‌زاده آورد و گفت: مولانا! چه حالت است؟ اینکه می‌بینم بیداری‌ست یا رب یا به خواب؟
 گفت: «خاموش باش! بادِ بی‌نیازی خداوند است که می‌وزد. سامان سخن گفتن نیست» 

(تاریخ جهانگشای جوینی،جلد اول، ص  81 تصحیح علامه محمد قزوینی)

با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@JavaanKavir
3
👈نهصد و هشتاد و پنجمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👈نهصد و هشتاد و ششمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👈نهصد و نود و چهارمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👈نهصد و نود و پنجمین 👉

با حضور استاد شیدا

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃

امروز ساعت 18/30

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم



گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👍1