Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من عاشقت بودم ، تو حاشا کن ..
#عبدالجبار_کاکایی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
#عبدالجبار_کاکایی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👈نهصد و هفتمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۹
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۹
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
دیدمت در نگاره های نخست
در خطوطی شکسته و رنگین
روی دیواره های عصر حجر
در خیالات مرد غارنشین
تو شکوه مهیب اقیانوس
در دل کوچک صدف بودی
خواب دل چسب ظهر تابستان
روی نمناکی علف بودی
وسط چارباغ عباسی
دیدمت ای سماع مادرزاد
می گذشتی به رقص نستعلیق
از چلیپای خط میرعماد
در صدای بنان تو را دیدم
پشت یک شاه گوشه ی دل خواه
رفته تا سوز شروه خوانی ها
در گلوی زنان بندرگاه
«شهر خاموش» را قدم می زد
عشق در گام مین ُ ور و ماژ ُ ور
زخمه می زد کمانه ی ابروت
بر گلوی کمانچه ی کلهر
هرکجا دیدمت، شناختمت
واژه بودی ّ و ماندنی در یاد
آری آری، خود خودت بودی
در صدای فروغ فرخزاد
حافظان منافع صلح اند
گرچه آن چشم های زیتونت
شهروندان شورشی بودند
بوسه های بدون قانونت
حق کشفت در انحصار من است
گنج پنهان ِ کنج خانه ی من
شاعران قرن ها پی ات گشتند
آه ای آن ِ شاعرانه ی من
جای تصویر من در آیینه
کاش تو روبروی من باشی
آیدایت نبوده ام، اما
کاشکی شاملوی من باشی
#رویا_ابراهیمی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
در خطوطی شکسته و رنگین
روی دیواره های عصر حجر
در خیالات مرد غارنشین
تو شکوه مهیب اقیانوس
در دل کوچک صدف بودی
خواب دل چسب ظهر تابستان
روی نمناکی علف بودی
وسط چارباغ عباسی
دیدمت ای سماع مادرزاد
می گذشتی به رقص نستعلیق
از چلیپای خط میرعماد
در صدای بنان تو را دیدم
پشت یک شاه گوشه ی دل خواه
رفته تا سوز شروه خوانی ها
در گلوی زنان بندرگاه
«شهر خاموش» را قدم می زد
عشق در گام مین ُ ور و ماژ ُ ور
زخمه می زد کمانه ی ابروت
بر گلوی کمانچه ی کلهر
هرکجا دیدمت، شناختمت
واژه بودی ّ و ماندنی در یاد
آری آری، خود خودت بودی
در صدای فروغ فرخزاد
حافظان منافع صلح اند
گرچه آن چشم های زیتونت
شهروندان شورشی بودند
بوسه های بدون قانونت
حق کشفت در انحصار من است
گنج پنهان ِ کنج خانه ی من
شاعران قرن ها پی ات گشتند
آه ای آن ِ شاعرانه ی من
جای تصویر من در آیینه
کاش تو روبروی من باشی
آیدایت نبوده ام، اما
کاشکی شاملوی من باشی
#رویا_ابراهیمی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👈نهصد و هشتمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۹
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۹
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعرگفتن چه اسان است عین مملکتداری ست
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤2
👈نهصد و نهمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۹
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۹
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈نهصد و دهمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۹
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۹
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
تبعید هم شوم، من از ایران نمیروم
اینسان که رنج بُردهام آسان نمیروم
در جستجوی مِی به مَیامِی نمیروم
دنبال ِ نان به کشور ِ یونان نمیروم
آب ِ خلیج و آب ِ خزر خشک هم شود
لَه لَه اگر کُنم به لَهِستان نمیروم
در بند از اعتصاب ِ غذا، ترکه هم شوم
از لابهلای میلهی زندان نمیروم
شاید برای دیدن ِ "نانسی" رَوم ولی
اما برای جنگ به لبنان نمیروم
گیرم که جنگ شد؛ من اگر در مبارزه
خوردم به صهیونیست، به میدان نمیروم
هر چند در وطن، پدر ِ من درآمده
فعلا که در نیامده مامان، نمیروم
آن مُختَلس که رفت، زمانی وَزیر بود
یک روز گفته بود: به "قرآن" نمیروم
با اینکه ظاهرم غلطانداز و غربی است
یا نیستم شبیه مسلمان، نمیروم
"شیراز معدنِ لبِ لَعل است و کانِ حُسن"
من با وجود این همه ارکان نمیروم
#محمود_برزین
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
اینسان که رنج بُردهام آسان نمیروم
در جستجوی مِی به مَیامِی نمیروم
دنبال ِ نان به کشور ِ یونان نمیروم
آب ِ خلیج و آب ِ خزر خشک هم شود
لَه لَه اگر کُنم به لَهِستان نمیروم
در بند از اعتصاب ِ غذا، ترکه هم شوم
از لابهلای میلهی زندان نمیروم
شاید برای دیدن ِ "نانسی" رَوم ولی
اما برای جنگ به لبنان نمیروم
گیرم که جنگ شد؛ من اگر در مبارزه
خوردم به صهیونیست، به میدان نمیروم
هر چند در وطن، پدر ِ من درآمده
فعلا که در نیامده مامان، نمیروم
آن مُختَلس که رفت، زمانی وَزیر بود
یک روز گفته بود: به "قرآن" نمیروم
با اینکه ظاهرم غلطانداز و غربی است
یا نیستم شبیه مسلمان، نمیروم
"شیراز معدنِ لبِ لَعل است و کانِ حُسن"
من با وجود این همه ارکان نمیروم
#محمود_برزین
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤1
دیری است حجم حنجرهها را خریدهاند
باید سکوت کرد صدا را خریدهاند
با یک کلافِ کهنه در این مصرِ بیعزیز
ته ماندههای عزتِ ما را خریده اند
دیگر غزل حکایت دلهای خسته نیست
احساسهای پاک و رها را خریدهاند
با یک دو مشت، سکهی چرکینهی پلشت
ما شاعران گول و گدا را خریدهاند
خم می شویم بر در اربابِ زور و زر
با زور و زر، تمامتِ ما را خریدهاند
تا این گلو به نان و نوایی رسیدهاست
نان دادهاند و نای و نوا را خریدهاند
روزی هزاربار خدا را فروختیم
روزی هزاربار خدا را خریدهاند
شب در خیالِ پنجرهها رخنهکردهاست
ذهنِ زلالِ روزنهها را خریدهاند
هم مغز و مشتِ بستهی ابنای روزگار
هم مشتِ بازِ اهل دعا را خریدهاند
دل بستهی دعای نشابوریان مباش
یک مشت رندِ بی سر و پا را خریدهاند
فی الجمله واقفیم که انسان، متاع نیست
اما چگونه ما و شما را خریده اند؟
جای سوال هست و مجال سوال نیست
چیزی مپرس، چون و چرا را خریده اند
#حسن_روشان
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
باید سکوت کرد صدا را خریدهاند
با یک کلافِ کهنه در این مصرِ بیعزیز
ته ماندههای عزتِ ما را خریده اند
دیگر غزل حکایت دلهای خسته نیست
احساسهای پاک و رها را خریدهاند
با یک دو مشت، سکهی چرکینهی پلشت
ما شاعران گول و گدا را خریدهاند
خم می شویم بر در اربابِ زور و زر
با زور و زر، تمامتِ ما را خریدهاند
تا این گلو به نان و نوایی رسیدهاست
نان دادهاند و نای و نوا را خریدهاند
روزی هزاربار خدا را فروختیم
روزی هزاربار خدا را خریدهاند
شب در خیالِ پنجرهها رخنهکردهاست
ذهنِ زلالِ روزنهها را خریدهاند
هم مغز و مشتِ بستهی ابنای روزگار
هم مشتِ بازِ اهل دعا را خریدهاند
دل بستهی دعای نشابوریان مباش
یک مشت رندِ بی سر و پا را خریدهاند
فی الجمله واقفیم که انسان، متاع نیست
اما چگونه ما و شما را خریده اند؟
جای سوال هست و مجال سوال نیست
چیزی مپرس، چون و چرا را خریده اند
#حسن_روشان
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👈نهصد و یازدهمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۹
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۹
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
خیالت جمع! روزی عاقبت بیباک میرقصی
که مطرب ضرب میگیرد تو هم چالاک میرقصی
غزلخوان و صراحیدرکف و خندانلبی آن روز
که زلفآشفته و مست و گریبانچاک میرقصی
سیهمست از شرابِ سرخ، میبینم تو را وقتی
که داری دست در گیسوی سبزِ تاک میرقصی
گهی پا بر زمین بر گردش ایام میخندی
گهی سر بر سرِ افلاک با افلاک میرقصی
دمی همراهِ برجاماندگان، شادان و دستافشان
دمی یادِ شهیدان میکنی؛ غمناک میرقصی
مرا میدیدی آنروزی که خاکت را به سر کردم
تو را میبینم آنروزی که بر این خاک میرقصی
درفشِ کاویان در دست میبینم تو را آنروز
که داری پایکوبان بر سرِ ضحاک میرقصی
#جواد_زهتاب
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
که مطرب ضرب میگیرد تو هم چالاک میرقصی
غزلخوان و صراحیدرکف و خندانلبی آن روز
که زلفآشفته و مست و گریبانچاک میرقصی
سیهمست از شرابِ سرخ، میبینم تو را وقتی
که داری دست در گیسوی سبزِ تاک میرقصی
گهی پا بر زمین بر گردش ایام میخندی
گهی سر بر سرِ افلاک با افلاک میرقصی
دمی همراهِ برجاماندگان، شادان و دستافشان
دمی یادِ شهیدان میکنی؛ غمناک میرقصی
مرا میدیدی آنروزی که خاکت را به سر کردم
تو را میبینم آنروزی که بر این خاک میرقصی
درفشِ کاویان در دست میبینم تو را آنروز
که داری پایکوبان بر سرِ ضحاک میرقصی
#جواد_زهتاب
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍2
👈نهصد و دوازدهمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۹
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۹
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
تقدیم به روح نان آوران کشته شده معدن طبس 🖤🖤🖤
#طنزیمات_ادبی
پدرم را خدا بیامرزد ، مردِ سنگ و زغال و آهن بود
سالهای دراز عمرش را ،کارگر بود ، اهل معدن بود
از میان زغال ها در کوه، عصر ها رو سفید بر می گشت
سربلند از نبرد با صخره، او که خود قله ای فروتن بود
پا به پای زغال ها میسوخت !سرخ می شد، دوباره کُک می شد
کوره ای بود شعله ور در خود ،کوره ای که همیشه روشن بود
بارهایی که نانش آجر شد ، از زمین و زمان گلایه نکرد
دردهایش،یکی دوتا که نبود! دردهایش هزار خرمن بود
از دل کوه های پابرجا ، از درون مخوف تونل ها
هفت خوان را گذشت و نان آورد ، پدرم که خودش تهمتن بود
پدرم مثل واگنی خسته ، از سرازیر ریل خارج شد
بی خبر رفت او که چندی بود، در هوای غریب رفتن بود
مردِ دشت و پرنده و باران، مردِ آوازهای کوهستان
پدرم را خدا بیامرزد ، کارگر بود ،اهل معدن بود
#موسی_عصمتی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
#طنزیمات_ادبی
پدرم را خدا بیامرزد ، مردِ سنگ و زغال و آهن بود
سالهای دراز عمرش را ،کارگر بود ، اهل معدن بود
از میان زغال ها در کوه، عصر ها رو سفید بر می گشت
سربلند از نبرد با صخره، او که خود قله ای فروتن بود
پا به پای زغال ها میسوخت !سرخ می شد، دوباره کُک می شد
کوره ای بود شعله ور در خود ،کوره ای که همیشه روشن بود
بارهایی که نانش آجر شد ، از زمین و زمان گلایه نکرد
دردهایش،یکی دوتا که نبود! دردهایش هزار خرمن بود
از دل کوه های پابرجا ، از درون مخوف تونل ها
هفت خوان را گذشت و نان آورد ، پدرم که خودش تهمتن بود
پدرم مثل واگنی خسته ، از سرازیر ریل خارج شد
بی خبر رفت او که چندی بود، در هوای غریب رفتن بود
مردِ دشت و پرنده و باران، مردِ آوازهای کوهستان
پدرم را خدا بیامرزد ، کارگر بود ،اهل معدن بود
#موسی_عصمتی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤3👍1
👈نهصد و سیزدهمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۹
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۹
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
⏰تغییر زمان و مکان
👈نهصد و چهاردهمین 👉
نشست پاییزی ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه با شاعران و فرهیختگان آرانوبیدگل و کاشان 📃
✅ امروز ساعت 17/30
آران وبیدگل
پارک شادی. فرهنگسرای شهروند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈نهصد و چهاردهمین 👉
نشست پاییزی ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه با شاعران و فرهیختگان آرانوبیدگل و کاشان 📃
✅ امروز ساعت 17/30
آران وبیدگل
پارک شادی. فرهنگسرای شهروند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👍1
نشست پاییزی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه با گرامیداشت روز حافظ برگزار شد
در این نشست که در روز جمعه 13 مهرماه 1403 و در سالن اجتماعات فرهنگسرای شهروند و با همکاری شهرداری آرانوبیدگل برگزار شد، شاعران آرانوبیدگل و کاشان به شعرخوانی پرداختند.
آقایان قربانی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آرانوبیدگل، مرتضی حسنی مدیر مسئول انجمن شاعران جوان کاشان، رحمت مدیر مسئول انجمن ادبی سیلک کاشان و علوینیا موسس این انجمن، لواف مدیر مسئول انجمن ادبی هلال و محمد میرزازاده مدیر مسئول انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و میزبان جلسه به شعرخوانی و سخنرانی پرداختند.
همچنین دکتر حسین سقایی حافظشناس، به سخنرانی پیرامون شعر حافظ پرداخت.
جلسات نقد و بررسی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل عصرهای جمعه هر هفته در محل دفتر این انجمن واقع در خیابان شهدا، انتهای کوچه معراج سوم برگزار میشود.
🌱 @JavaanKavir
در این نشست که در روز جمعه 13 مهرماه 1403 و در سالن اجتماعات فرهنگسرای شهروند و با همکاری شهرداری آرانوبیدگل برگزار شد، شاعران آرانوبیدگل و کاشان به شعرخوانی پرداختند.
آقایان قربانی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آرانوبیدگل، مرتضی حسنی مدیر مسئول انجمن شاعران جوان کاشان، رحمت مدیر مسئول انجمن ادبی سیلک کاشان و علوینیا موسس این انجمن، لواف مدیر مسئول انجمن ادبی هلال و محمد میرزازاده مدیر مسئول انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و میزبان جلسه به شعرخوانی و سخنرانی پرداختند.
همچنین دکتر حسین سقایی حافظشناس، به سخنرانی پیرامون شعر حافظ پرداخت.
جلسات نقد و بررسی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل عصرهای جمعه هر هفته در محل دفتر این انجمن واقع در خیابان شهدا، انتهای کوچه معراج سوم برگزار میشود.
🌱 @JavaanKavir
❤2
جنگ خواهد شد
گفته بودی قشنگ خواهد شد
گربه ما پلنگ خواهد شد
گفته بودی به کام خواهد بود
کام دشمن شرنگ خواهد شد
گفته بودی که بعد از این ساحل
جای امن نهنگ خواهد شد
گفته بودی ولی نگفتی که
خانه باران سنگ خواهد شد
خانه ای که به ما نمی آید
مستحق کلنگ خواهد شد
می روی و ، ولی نمی دانی
که دل ما چه تنگ خواهد شد
گاه آدم دلش نخواهد هم
سرنوشتش تفنگ خواهد شد
گفته بودم نگفته بودم من؟
گفته بودم که جنگ خواهد شد
#مراد_قلی_پور_ایران
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
گفته بودی قشنگ خواهد شد
گربه ما پلنگ خواهد شد
گفته بودی به کام خواهد بود
کام دشمن شرنگ خواهد شد
گفته بودی که بعد از این ساحل
جای امن نهنگ خواهد شد
گفته بودی ولی نگفتی که
خانه باران سنگ خواهد شد
خانه ای که به ما نمی آید
مستحق کلنگ خواهد شد
می روی و ، ولی نمی دانی
که دل ما چه تنگ خواهد شد
گاه آدم دلش نخواهد هم
سرنوشتش تفنگ خواهد شد
گفته بودم نگفته بودم من؟
گفته بودم که جنگ خواهد شد
#مراد_قلی_پور_ایران
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
❤2
☆ خاورمیانه منم☆
خاورمیانه اسم زنی ست که منم
زنی که لباس هایش را
در تشت خون می شوید
و ظرف هایش را
در اشک خود خیس می کند
زنی که صبح به صبح
چای گل سرخ دم می کند
و هر شب
روی اجاقش
خورشت دل و جگر آدم بار می گذارد
زنی که بچه هایش را
به حمام خون می بَرد
و هیچ صابونی ندارد
تا از تنشان
کثیفی نفرت را پاک کند
خاورمیانه منم
مؤمنه ای که هر روز
سر سجاده ی خاک آلودش
بیست و چهار رکعت نماز میت می گزارد
قربةً الی الله
و هر بار که به سجده می افتد
خدا می داند
که دیگر بر خواهد خاست
یا نه
خاورمیانه منم
زنی که هر سال در صیغه مردی است
که اسمش
یا قيام است
یا قتال است
یا جنگ یا جهاد
خاورمیانه منم
زنی که هرگز به عقد دائم صلح در نیامد
جهیزیه ام را
همسایه ها بر سر گذاشتند
و هلهله کنان برایم آوردند:
شمشیرِ مرواریدنشانِ عربی
و قبضه قبضه اسلحه ی غربی
بر سرم نُقلِ مین و پولکِ خمپاره پاشیدند
خاورمیانه منم
تنها عروسی که لباس عروسی اش
هیچ وقت سفید نبود
زیرا سرخی، سنّت ماست
خاورمیانه منم
زنی که سرانجام تیربارانش می کنند
اگر دشمنش او را نکشد
دوستش او را می کشد
و اگر دوستش او را نکشد
پدرش او را می کشد
پسرش او را می کشد
شوهرش او را می کشد
و اگر هیچکس او را نکشد
او خودش
ناامیدی را روی شقیقه اش می گذارد
و شلیک می کند
خاورمیانه منم
برای به خاک سپردن جنازه ام
به گورستانی بزرگ محتاجم
که شرقش
به تاریخ تعصب می رسد
و غربش
به جغرافیای جهل...
#عرفان_نظرآهاری
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
خاورمیانه اسم زنی ست که منم
زنی که لباس هایش را
در تشت خون می شوید
و ظرف هایش را
در اشک خود خیس می کند
زنی که صبح به صبح
چای گل سرخ دم می کند
و هر شب
روی اجاقش
خورشت دل و جگر آدم بار می گذارد
زنی که بچه هایش را
به حمام خون می بَرد
و هیچ صابونی ندارد
تا از تنشان
کثیفی نفرت را پاک کند
خاورمیانه منم
مؤمنه ای که هر روز
سر سجاده ی خاک آلودش
بیست و چهار رکعت نماز میت می گزارد
قربةً الی الله
و هر بار که به سجده می افتد
خدا می داند
که دیگر بر خواهد خاست
یا نه
خاورمیانه منم
زنی که هر سال در صیغه مردی است
که اسمش
یا قيام است
یا قتال است
یا جنگ یا جهاد
خاورمیانه منم
زنی که هرگز به عقد دائم صلح در نیامد
جهیزیه ام را
همسایه ها بر سر گذاشتند
و هلهله کنان برایم آوردند:
شمشیرِ مرواریدنشانِ عربی
و قبضه قبضه اسلحه ی غربی
بر سرم نُقلِ مین و پولکِ خمپاره پاشیدند
خاورمیانه منم
تنها عروسی که لباس عروسی اش
هیچ وقت سفید نبود
زیرا سرخی، سنّت ماست
خاورمیانه منم
زنی که سرانجام تیربارانش می کنند
اگر دشمنش او را نکشد
دوستش او را می کشد
و اگر دوستش او را نکشد
پدرش او را می کشد
پسرش او را می کشد
شوهرش او را می کشد
و اگر هیچکس او را نکشد
او خودش
ناامیدی را روی شقیقه اش می گذارد
و شلیک می کند
خاورمیانه منم
برای به خاک سپردن جنازه ام
به گورستانی بزرگ محتاجم
که شرقش
به تاریخ تعصب می رسد
و غربش
به جغرافیای جهل...
#عرفان_نظرآهاری
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍2
اولین همایش ادبی «سرزمین طلای سفید-نمک»
زمان: پنج شنبه 19 مهرماه 1403
ساعت 19 تا 20:30
مکان: تکیه تاریخی حاجت عبدالله خان اکرمیان
🌱 @JavaanKavir
زمان: پنج شنبه 19 مهرماه 1403
ساعت 19 تا 20:30
مکان: تکیه تاریخی حاجت عبدالله خان اکرمیان
🌱 @JavaanKavir