👈هشتصد و هفده امین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
⚜⚜⚜⚜
دائم به فکر رفتن و اغلب نمیرسیم
یعنی که میرویم و مرتب نمیرسیم
با ذهن بیسؤال و قدمهای کورمال
هرگز به یک بلوغ لبالب نمیرسیم
شاعر شدیم و شعر سفر ساز می کنیم
اما به گرد پای مخاطب نمیرسیم
وقتی که جاده زیر قدمهایمان کج است
حتی غروب جمعه به مکتب نمیرسیم
شاید شبی به لطف غزل سرخوشی کنیم
اما به یک مقام مقرب نمیرسیم
آنان که رفته اند به فردا رسیده اند
ما دیر کردهایم به امشب نمیرسیم
#حسن_قریبی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
دائم به فکر رفتن و اغلب نمیرسیم
یعنی که میرویم و مرتب نمیرسیم
با ذهن بیسؤال و قدمهای کورمال
هرگز به یک بلوغ لبالب نمیرسیم
شاعر شدیم و شعر سفر ساز می کنیم
اما به گرد پای مخاطب نمیرسیم
وقتی که جاده زیر قدمهایمان کج است
حتی غروب جمعه به مکتب نمیرسیم
شاید شبی به لطف غزل سرخوشی کنیم
اما به یک مقام مقرب نمیرسیم
آنان که رفته اند به فردا رسیده اند
ما دیر کردهایم به امشب نمیرسیم
#حسن_قریبی
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این وطن سوخت ولی با همه ویران شدنش....
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👈هشتصد و هیجده امین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
قرن ما روزگار مرگ انسانيت است
سينه دنيا ز خوبيها تهي است
صحبت از آزادگي، پاكي، مروت، ابلهي است
من كه از پژمردن يك شاخه گل
از نگاه ساكت يك كودك بيمار
از فغان يك قناري در قفس
از غم يك مرد در زنجير
حتي قاتلي بر دار،
اشك در چشمان و بغضم در گلوست
وندرين ايام زهرم در پياله، زهر مارم در سبوست
مرگ او را از كجا باور كنم؟
صحبت از پژمردن يك برگ نيست
واي، جنگل را بيابان ميكنند
دست خون آلود را در پيش چشم خلق پنهان ميكنند
هيچ حيواني به حيواني نميدارد روا
آنچه اين نامردمان با جان انسان ميكنند
صحبت از پژمردن يك برگ نيست
فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست
فرض كن يك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض كن جنگل بيابان بود از روز نخست
در كويري سوت و كور
در ميان مردمي با اين مصيبتها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانيت است.
#فریدون_مشیری
@JavaanKavir
سينه دنيا ز خوبيها تهي است
صحبت از آزادگي، پاكي، مروت، ابلهي است
من كه از پژمردن يك شاخه گل
از نگاه ساكت يك كودك بيمار
از فغان يك قناري در قفس
از غم يك مرد در زنجير
حتي قاتلي بر دار،
اشك در چشمان و بغضم در گلوست
وندرين ايام زهرم در پياله، زهر مارم در سبوست
مرگ او را از كجا باور كنم؟
صحبت از پژمردن يك برگ نيست
واي، جنگل را بيابان ميكنند
دست خون آلود را در پيش چشم خلق پنهان ميكنند
هيچ حيواني به حيواني نميدارد روا
آنچه اين نامردمان با جان انسان ميكنند
صحبت از پژمردن يك برگ نيست
فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست
فرض كن يك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض كن جنگل بيابان بود از روز نخست
در كويري سوت و كور
در ميان مردمي با اين مصيبتها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانيت است.
#فریدون_مشیری
@JavaanKavir
👍1
خاطراتم بدونِ او اینک
زیرِ خروار اشکها مردند
مثل شاخهگلی لگدخورده
زیر آوار درد، پژمردند
زندگی با تمام قدرت خویش
قلب من را از او جدا میکرد
آه دیدم در آن شبِ خاموش
هر دو دست مرا رها میکرد
در شبی که ستاره چون آتش
در دل آسمان من میسوخت
رفت و با رفتن خودش اما
درس تنها شدن به من آموخت
زندگی تا همیشه این بوده:
دوستداشتن و سکوت و درد
اشکهایی نشسته بر صورت
حرفهایی شبیهِ «هی برگرد!»
باز من ماندم و هراس از مرگ
وحشتی که جدال سلولیست
آه این زندگی به من آموخت
«مرگ یک اتفاق معمولیست».
#غزاله_غفارزاده
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
زیرِ خروار اشکها مردند
مثل شاخهگلی لگدخورده
زیر آوار درد، پژمردند
زندگی با تمام قدرت خویش
قلب من را از او جدا میکرد
آه دیدم در آن شبِ خاموش
هر دو دست مرا رها میکرد
در شبی که ستاره چون آتش
در دل آسمان من میسوخت
رفت و با رفتن خودش اما
درس تنها شدن به من آموخت
زندگی تا همیشه این بوده:
دوستداشتن و سکوت و درد
اشکهایی نشسته بر صورت
حرفهایی شبیهِ «هی برگرد!»
باز من ماندم و هراس از مرگ
وحشتی که جدال سلولیست
آه این زندگی به من آموخت
«مرگ یک اتفاق معمولیست».
#غزاله_غفارزاده
با کانال شعر و آثار ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👈هشتصد و نوزده امین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 17/30 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت 17/30 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
مثل روح پرنده ها هستم
غرق خون ، باز هم رها هستم
اسمم آزادی است ، بی مرگم
هر چه که می کشی مرا، هستم
های خونریز و ، ترس پشت تفنگ
من به دنبال خون بها ، هستم
چشم هایت ، جهنم فرداست
با نگاه تو ، آشنا هستم
ماشه ات را بکش ، مرا بشنو
باز تاب گلوله ها هستم
#مسعود- صادقی_ بروجروی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی آران و بیدگل همراه ما باشيد
@JavaanKavir
غرق خون ، باز هم رها هستم
اسمم آزادی است ، بی مرگم
هر چه که می کشی مرا، هستم
های خونریز و ، ترس پشت تفنگ
من به دنبال خون بها ، هستم
چشم هایت ، جهنم فرداست
با نگاه تو ، آشنا هستم
ماشه ات را بکش ، مرا بشنو
باز تاب گلوله ها هستم
#مسعود- صادقی_ بروجروی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی آران و بیدگل همراه ما باشيد
@JavaanKavir
دوستان عزیز سلام
تا اطلاعیه بعد جلسات انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل برگزار نمی گردد
شاد و مانا باشید
@JavaanKavir
تا اطلاعیه بعد جلسات انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل برگزار نمی گردد
شاد و مانا باشید
@JavaanKavir
🎲🎲
چیزی بگو به آنکه گرفتار جبرهاست
چون آفتاب بیرمق پشت ابرهاست
هر شب به محض مستشدن گریه میکنم
مستی، پلی میان ستمها و صبرهاست
خوبان شهر سهم ضعیفان نمیشوند
خوبان شهر قسمت بازوستبرهاست
هرگز به این جماعت خوشچهره دل نبند
پشت نقاب تک تک این جمع، ببرهاست
پرسیدن از وظیفه و شغلم چه فایده
اینروزها تجارت من سنگِ قبرهاست
من مردهام، نماز جنازه برای چیست
دفنم بکن چنانکه سزاوار گبرهاست
#کاوه_جبران_افغانستان
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
چیزی بگو به آنکه گرفتار جبرهاست
چون آفتاب بیرمق پشت ابرهاست
هر شب به محض مستشدن گریه میکنم
مستی، پلی میان ستمها و صبرهاست
خوبان شهر سهم ضعیفان نمیشوند
خوبان شهر قسمت بازوستبرهاست
هرگز به این جماعت خوشچهره دل نبند
پشت نقاب تک تک این جمع، ببرهاست
پرسیدن از وظیفه و شغلم چه فایده
اینروزها تجارت من سنگِ قبرهاست
من مردهام، نماز جنازه برای چیست
دفنم بکن چنانکه سزاوار گبرهاست
#کاوه_جبران_افغانستان
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍1
👈هشتصد و بيست امین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۷🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۷🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
پس از ما تیره روزان روزگاری میشود پیدا
قفای هر خزان آخر بهاری میشود پیدا
مکش ای طور با افسرده حالان گردن دعوی
که در خاکستر ما هم شراری میشود پیدا
پس از فرهاد باید قدر این جانسخت دانستن
که بعد از روزگاری مرد کاری میشود پیدا
من خونین جگر از بسکه با خود داغ او بردم
کنی هرجا بخاکم لاله زاری میشود پیدا
به استغنا چنین مگذر ز من ای برق سنگین دل
مرا در آشیان هم مشت خاری میشود پیدا
فراموشم نخواهد کرد آن سرو روان اما
بهار رفته بعد از انتظاری میشود پیدا
"حزین" ار خویشتن را از میان گمگشته انگاری
درین دریای بی پایان کناری میشود پیدا
#حزین_لاهیجی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
قفای هر خزان آخر بهاری میشود پیدا
مکش ای طور با افسرده حالان گردن دعوی
که در خاکستر ما هم شراری میشود پیدا
پس از فرهاد باید قدر این جانسخت دانستن
که بعد از روزگاری مرد کاری میشود پیدا
من خونین جگر از بسکه با خود داغ او بردم
کنی هرجا بخاکم لاله زاری میشود پیدا
به استغنا چنین مگذر ز من ای برق سنگین دل
مرا در آشیان هم مشت خاری میشود پیدا
فراموشم نخواهد کرد آن سرو روان اما
بهار رفته بعد از انتظاری میشود پیدا
"حزین" ار خویشتن را از میان گمگشته انگاری
درین دریای بی پایان کناری میشود پیدا
#حزین_لاهیجی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👈هشتصد و بيست و یکمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۷🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۷🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
🌕
ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺖ، ﻧﯿﺎ ، ﻧﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ !
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﮕﺮم ﺭﻧﮓ ﺳﯿﺎﻫﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ !
ﺟﻤﻊ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻛﻨﻮﻥ ﻫﺮ ﻃﺮﻓﯽ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ
ﺳﺒﺐ ﺣﺎﻝ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﭼﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ؟
ﭼﺸﻢ ﺑﺮ ﻫﻢ ﻧﺰﺩﻡ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻭ ﺩﺭﺩﺕ ﺍﻣﺎ :
ﺳﯿﻞ ﺑﻨﯿﺎﻥ ﮐﻨﯽ ﺍﺯﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺟﺎﺭﯾﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ
ﻫﯿﺞ ﮐﺲ ﺩﺭ ﻧﺦ ﻏﻢ ﻫﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻋﺰﯾﺰ
ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﭼﻮﻥ ﮔﺮﻩ ﮐﻮﺭ ﮐﻼﻓﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯾﺴﺖ ﺗﻠﻒ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯾﺎﻡ ﺧﻮﺩﯾﻢ
ﺣﺎﻝ،ﺩﻧﯿﺎ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺗﺒﺎﻫﯿﺴﺖ ،ﺭﻓﯿﻖ
ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻋﺸﻖ ﺑﺠﻮﯾﻢ ،ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ
ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺖ ،ﻧﯿﺎ ،ﻧﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ
#ﻓﺮﺩﻭﺱ_اﻋﻈﻢ_تاجیکستان
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺖ، ﻧﯿﺎ ، ﻧﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ !
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﮕﺮم ﺭﻧﮓ ﺳﯿﺎﻫﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ !
ﺟﻤﻊ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻛﻨﻮﻥ ﻫﺮ ﻃﺮﻓﯽ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ
ﺳﺒﺐ ﺣﺎﻝ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﭼﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ؟
ﭼﺸﻢ ﺑﺮ ﻫﻢ ﻧﺰﺩﻡ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻭ ﺩﺭﺩﺕ ﺍﻣﺎ :
ﺳﯿﻞ ﺑﻨﯿﺎﻥ ﮐﻨﯽ ﺍﺯﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺟﺎﺭﯾﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ
ﻫﯿﺞ ﮐﺲ ﺩﺭ ﻧﺦ ﻏﻢ ﻫﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻋﺰﯾﺰ
ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﭼﻮﻥ ﮔﺮﻩ ﮐﻮﺭ ﮐﻼﻓﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯾﺴﺖ ﺗﻠﻒ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯾﺎﻡ ﺧﻮﺩﯾﻢ
ﺣﺎﻝ،ﺩﻧﯿﺎ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺗﺒﺎﻫﯿﺴﺖ ،ﺭﻓﯿﻖ
ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻋﺸﻖ ﺑﺠﻮﯾﻢ ،ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ
ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺖ ،ﻧﯿﺎ ،ﻧﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ
#ﻓﺮﺩﻭﺱ_اﻋﻈﻢ_تاجیکستان
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👈هشتصد و بيست و دومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۷🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ امروز ساعت ۱۷🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
صدایت در نمیآید، کجا افتادهای بیجان
دل دیوانه، گرگ تیرخورده، اسب نافرمان!
غزالان جوان از غُرشت دیگر نمیترسند
دُمت بازیچهی کفتارها شد شیر بی دندان!
چه آمد بر سرت در شعلههای دوزخ اما سرد
چه دیدی در حیاط کوچک پاییز در زندان
چرا سربازهایت از هراس جنگ خشکیدند
چه ماند از تخت و تاجت شهریار شهر سنگستان؟
چرا از خاکمان جز بوتهی حسرت نمیروید
کجای این بیابان گریه کردی ابر سرگردان؟
نبودی؛ هفت گاو چاق، اهل شهر را خوردند!
نیا بیرون! کسی چشمانتظارت نیست در کنعان
به زندان میبرد؟ باشد! اگر کوریم، باکی نیست
که دارد انتظار مردی از آغامحمدخان؟
که دارد انتظار رویش گُل داخل سلول؟
که دارد انتظار برف، در گرمای تابستان؟
به یک اندازه بدبختیم! ماه و سال بیمعنیست
چه فرقی میکند اسفند، یا مرداد، یا آبان
دلم سرد است، چون منظومهای بی ویس و بی رامین
دلم خون است، چون شیراز بی داشآکل و مرجان
نهیبت میزنم با لهجهی اجساد نیشابور
نگاهت میکنم با چشمهای مردم کرمان
قفس میگفت: با مُردن هم آزادی نخواهی یافت
فریبم دادهای با قصهی طوطی و بازرگان
تبر در دست مردم، تندباد بیامان در پیش
مبادا ساقه در دستت بلغزد غول آویزان!
#حامد_ابراهیم_پور
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
دل دیوانه، گرگ تیرخورده، اسب نافرمان!
غزالان جوان از غُرشت دیگر نمیترسند
دُمت بازیچهی کفتارها شد شیر بی دندان!
چه آمد بر سرت در شعلههای دوزخ اما سرد
چه دیدی در حیاط کوچک پاییز در زندان
چرا سربازهایت از هراس جنگ خشکیدند
چه ماند از تخت و تاجت شهریار شهر سنگستان؟
چرا از خاکمان جز بوتهی حسرت نمیروید
کجای این بیابان گریه کردی ابر سرگردان؟
نبودی؛ هفت گاو چاق، اهل شهر را خوردند!
نیا بیرون! کسی چشمانتظارت نیست در کنعان
به زندان میبرد؟ باشد! اگر کوریم، باکی نیست
که دارد انتظار مردی از آغامحمدخان؟
که دارد انتظار رویش گُل داخل سلول؟
که دارد انتظار برف، در گرمای تابستان؟
به یک اندازه بدبختیم! ماه و سال بیمعنیست
چه فرقی میکند اسفند، یا مرداد، یا آبان
دلم سرد است، چون منظومهای بی ویس و بی رامین
دلم خون است، چون شیراز بی داشآکل و مرجان
نهیبت میزنم با لهجهی اجساد نیشابور
نگاهت میکنم با چشمهای مردم کرمان
قفس میگفت: با مُردن هم آزادی نخواهی یافت
فریبم دادهای با قصهی طوطی و بازرگان
تبر در دست مردم، تندباد بیامان در پیش
مبادا ساقه در دستت بلغزد غول آویزان!
#حامد_ابراهیم_پور
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👈هشتصد و بيست و دومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
تغییر ساعت
✅ امروز ساعت ۱۸🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
تغییر ساعت
✅ امروز ساعت ۱۸🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
قسم به عزت و قدر و مقام آزادی
که روحبخش جهان است، نام آزادی
به پیش اهل جهان محترم بُوَد آنکس
که داشت از دل و جان احترام آزادی
چگونه پای گذاری به صِرف دعوت شیخ
به مسلکی که ندارد مرام آزادی؟
هزار بار بُوَد بِه ز صبح استبداد
برای دستهی پا بسته، شام آزادی
به روزگار، قیامت به پا شود آن روز
کنند رنجبران چون قیام آزادی
اگر خدای به من فرصتی دهد یک روز
کشم ز مرتجعین انتقام آزادی
ز بند بندگی خواجه کِی شوی آزاد
چو فرخی نشوی گر غلام آزادی
#فرخی_یزدی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
که روحبخش جهان است، نام آزادی
به پیش اهل جهان محترم بُوَد آنکس
که داشت از دل و جان احترام آزادی
چگونه پای گذاری به صِرف دعوت شیخ
به مسلکی که ندارد مرام آزادی؟
هزار بار بُوَد بِه ز صبح استبداد
برای دستهی پا بسته، شام آزادی
به روزگار، قیامت به پا شود آن روز
کنند رنجبران چون قیام آزادی
اگر خدای به من فرصتی دهد یک روز
کشم ز مرتجعین انتقام آزادی
ز بند بندگی خواجه کِی شوی آزاد
چو فرخی نشوی گر غلام آزادی
#فرخی_یزدی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👈هشتصد و بيست و سومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
تغییر ساعت
✅ امروز ساعت ۱۸🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
تغییر ساعت
✅ امروز ساعت ۱۸🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
دیدی که زیر بار جهالت تلف شُدیم!
در باغِ روزگار ببین هرز-علف شدیم!
تاریخ شاهد است، دمی خوش نبودهایم
یک عمر بینصیب از عشق و شَعَف شدیم
مُردن در این دیار مگر رسمِ زندگیست؟
قربانیانِ مخمصه ناخلف شدیم!
ای بادهای شوم کجا میبَریدَمان؟
گاه این طرف شدیم وَ گاه آن طرف شدیم!
شور و نشاط و خنده چرا کمنما شدند؟
ای زندگی، ببین چه قَدَر بیهدف شدیم!
این گونه زیستن بخدا حقّمان نبود
شرمندهی «کرامت» و «عشق» و «شرف» شدیم
از قسمت، از زمانه، از این تلخ-زیستن
هم جان به لب شدیم وَ هم جان به کف شدیم
#فردوس_اعظم_تاجیکستان
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
در باغِ روزگار ببین هرز-علف شدیم!
تاریخ شاهد است، دمی خوش نبودهایم
یک عمر بینصیب از عشق و شَعَف شدیم
مُردن در این دیار مگر رسمِ زندگیست؟
قربانیانِ مخمصه ناخلف شدیم!
ای بادهای شوم کجا میبَریدَمان؟
گاه این طرف شدیم وَ گاه آن طرف شدیم!
شور و نشاط و خنده چرا کمنما شدند؟
ای زندگی، ببین چه قَدَر بیهدف شدیم!
این گونه زیستن بخدا حقّمان نبود
شرمندهی «کرامت» و «عشق» و «شرف» شدیم
از قسمت، از زمانه، از این تلخ-زیستن
هم جان به لب شدیم وَ هم جان به کف شدیم
#فردوس_اعظم_تاجیکستان
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@JavaanKavir
👍1