👈هفتصد و شصت و پنجمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/30 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/30 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
#طنزیمات_ادبی
با کنترل فتنه و فحشا و گرانی
در کشور ما کم شده بیمار روانی
در ملت ما امر به معروف اثر کرد
خیلی بدشان آمده از چشم چرانی
وقتی که بهشت و عسل و حور مهیاست
دیگر چه نیازی ست به این لذت آنی؟
برگشتِ دو چیز از نظر بنده محال است:
پولی که چپاول شد و ایام جوانی!
خرج و تلفات و خطرِ خودروی ملی
بسیار شده بیشتر از جنگ جهانی
افسوس که این قافله در دست سه دزد است:
آقای فلانی و فلانی و فلانی!
هنگام بهار است، خدایا مددی کن
تا خانه ی ملت بشود خانه تکانی
از بس ادبیات بشر تابع زور است
حتی شده این قافیه هم زورچپانی!
#مسلم_حسنشاهی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
با کنترل فتنه و فحشا و گرانی
در کشور ما کم شده بیمار روانی
در ملت ما امر به معروف اثر کرد
خیلی بدشان آمده از چشم چرانی
وقتی که بهشت و عسل و حور مهیاست
دیگر چه نیازی ست به این لذت آنی؟
برگشتِ دو چیز از نظر بنده محال است:
پولی که چپاول شد و ایام جوانی!
خرج و تلفات و خطرِ خودروی ملی
بسیار شده بیشتر از جنگ جهانی
افسوس که این قافله در دست سه دزد است:
آقای فلانی و فلانی و فلانی!
هنگام بهار است، خدایا مددی کن
تا خانه ی ملت بشود خانه تکانی
از بس ادبیات بشر تابع زور است
حتی شده این قافیه هم زورچپانی!
#مسلم_حسنشاهی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
👈هفتصد و شصت و ششمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/30 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/30 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈هفتصد و شصت و هفتمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
#طنزیمات_ادبی
صد شکر که شد نوبتِ غارتگرِ بعدی
تا پُر کند از خونِ شما ساغرِ بعدی
در خاورِ آن دزد نشد کُلّ وطن جا
یک دزدِ جدید آمده با خاور بعدی!
آن طایفه تا خِرخِره خوردند و گذشتند
بر سفره نشستند دو تا لشکر بعدی!
گیرم که بُریدی سَری از افعیِ دَه سر
باید چه کنیم ای رفقا با سرِ بعدی؟!!
کاری که اصولا به خران ربط ندارد
یک عده سپردند به دست خر بعدی!
با کشتیِ بیصاحب و سوراخ و شکسته
در خواب ببینیم مگر بندرِ بعدی
ابزارِ سماور شده تحریم، وگرنه
میشد بپرانیم به ناداورِ بعدی!
کاش این دلهگان صاف بیفتند به چنگِ
چنگیزِ مُدرنیزه و اسکندرِ بعدی...!
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
صد شکر که شد نوبتِ غارتگرِ بعدی
تا پُر کند از خونِ شما ساغرِ بعدی
در خاورِ آن دزد نشد کُلّ وطن جا
یک دزدِ جدید آمده با خاور بعدی!
آن طایفه تا خِرخِره خوردند و گذشتند
بر سفره نشستند دو تا لشکر بعدی!
گیرم که بُریدی سَری از افعیِ دَه سر
باید چه کنیم ای رفقا با سرِ بعدی؟!!
کاری که اصولا به خران ربط ندارد
یک عده سپردند به دست خر بعدی!
با کشتیِ بیصاحب و سوراخ و شکسته
در خواب ببینیم مگر بندرِ بعدی
ابزارِ سماور شده تحریم، وگرنه
میشد بپرانیم به ناداورِ بعدی!
کاش این دلهگان صاف بیفتند به چنگِ
چنگیزِ مُدرنیزه و اسکندرِ بعدی...!
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
Forwarded from شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
دیریست که چنگم تهی از ضربه ی مضراب
فریاد زد و پا نشدی از سفر خواب!
فریاد که نه شعله کشیدم به دو چشمم
تا گم نشوی در شب تاریک مرنجاب
موسیقی ذهن تو شدم در شب شعرت
تا کم کنم از متن دلت مشکلِ اِعراب
آغوش نفس گیر تو سهمم نشد اما
هر لحظه شدم با تب و اندوه تو همخواب
عمریست دویدم لب دريای نگاهت
من تشنه تر و تو شده از فاجعه سیراب
حالا که خیالم به هوای تو شده خیس
چتری به سرم باش و پناه دل بی تاب
در من اگر از باغ و بهاری خبری نیست
ویرانی حالم که برایت شده جذاب!
نگذار که با پرسه زدن بگذرم ای عشق
در بارش یکریز غم از کوچه ی مهتاب...
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
فریاد زد و پا نشدی از سفر خواب!
فریاد که نه شعله کشیدم به دو چشمم
تا گم نشوی در شب تاریک مرنجاب
موسیقی ذهن تو شدم در شب شعرت
تا کم کنم از متن دلت مشکلِ اِعراب
آغوش نفس گیر تو سهمم نشد اما
هر لحظه شدم با تب و اندوه تو همخواب
عمریست دویدم لب دريای نگاهت
من تشنه تر و تو شده از فاجعه سیراب
حالا که خیالم به هوای تو شده خیس
چتری به سرم باش و پناه دل بی تاب
در من اگر از باغ و بهاری خبری نیست
ویرانی حالم که برایت شده جذاب!
نگذار که با پرسه زدن بگذرم ای عشق
در بارش یکریز غم از کوچه ی مهتاب...
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
👈هفتصد و شصت و هشتمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
🍃
غزل در نزد من هر چند جان شعر ایرانیست
تغزل در چنین ایام اما راوی ما نیست
تغزل لهجه عشق است و با هر گویشی زیباست
بدا ، در باورم ، اینک صدای عشق زیبا نیست
ندیدی ، یا نه؟ بر تصویرها دیدی مباد- اما
ببینی او که روزی هم خروشت بود حالا نیست
ببینی روبرویت ایستاده با نگاهی گنگ
و در پشت نقابش هیچ از آن ایام پیدا نیست
و تو شک کرده ای بر دیده ات در خویش میگویی
زبانم لال آیا اوست ؟ آیا هست؟ آیا نیست ؟
و شاید او هم از خود پرسش بی پاسخی دارد
برایش فرصت تحلیل این ناگفتنی ها نیست
مبادا، یا نه ،هر چه بادا باد فرقش چیست ؟
زمان شرمساری ، چشمها وقتی که بینا نیست
غزل میماند و وقت تغزل می رسد ، حیفا
نگاهی که برایش فرصت دیدار فردا نیست
#محمدعلی_بهمنی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
غزل در نزد من هر چند جان شعر ایرانیست
تغزل در چنین ایام اما راوی ما نیست
تغزل لهجه عشق است و با هر گویشی زیباست
بدا ، در باورم ، اینک صدای عشق زیبا نیست
ندیدی ، یا نه؟ بر تصویرها دیدی مباد- اما
ببینی او که روزی هم خروشت بود حالا نیست
ببینی روبرویت ایستاده با نگاهی گنگ
و در پشت نقابش هیچ از آن ایام پیدا نیست
و تو شک کرده ای بر دیده ات در خویش میگویی
زبانم لال آیا اوست ؟ آیا هست؟ آیا نیست ؟
و شاید او هم از خود پرسش بی پاسخی دارد
برایش فرصت تحلیل این ناگفتنی ها نیست
مبادا، یا نه ،هر چه بادا باد فرقش چیست ؟
زمان شرمساری ، چشمها وقتی که بینا نیست
غزل میماند و وقت تغزل می رسد ، حیفا
نگاهی که برایش فرصت دیدار فردا نیست
#محمدعلی_بهمنی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
👈هفتصد و شصت و نهمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
هردمبیلستان!
در وادیِ ما هیچ کسی جای خودش نیست
هیچ آدمکی بند به دنیای خودش نیست!
حاجی شده دلالِ دلار و همه جا هست
یکشنبه پدر توی کلیسای خودش نیست
جرّاحِ پروستات پیِ ساختوساز است
جز بخیهزنِ حفرهی رؤیای خودش نیست!
هر جا پَپِهای بند به جایی شده دستش
تردید نکن روی دو تا پای خودش نیست!
هر صاحبِ میزی که دهد وعدهی خدمت
جز در پیِ چاپیدن و اِبقای خودش نیست
بیدین پیِ نذری و مسلمان پیِ وُدکاست
انگار کسی بچهی بابای خودش نیست!
آن بولدوزری که زده در باورِ مردم
شیخیست که پابند به فتوای خودش نیست!
از وا شدنِ هیچ دری خیر ندیدیم
چون هیچ دری وصل به لولای خودش نیست
شاعر بگذار آینهات را درِ کوزه!
این جامعه مایل به تماشای خودش نیست..
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
در وادیِ ما هیچ کسی جای خودش نیست
هیچ آدمکی بند به دنیای خودش نیست!
حاجی شده دلالِ دلار و همه جا هست
یکشنبه پدر توی کلیسای خودش نیست
جرّاحِ پروستات پیِ ساختوساز است
جز بخیهزنِ حفرهی رؤیای خودش نیست!
هر جا پَپِهای بند به جایی شده دستش
تردید نکن روی دو تا پای خودش نیست!
هر صاحبِ میزی که دهد وعدهی خدمت
جز در پیِ چاپیدن و اِبقای خودش نیست
بیدین پیِ نذری و مسلمان پیِ وُدکاست
انگار کسی بچهی بابای خودش نیست!
آن بولدوزری که زده در باورِ مردم
شیخیست که پابند به فتوای خودش نیست!
از وا شدنِ هیچ دری خیر ندیدیم
چون هیچ دری وصل به لولای خودش نیست
شاعر بگذار آینهات را درِ کوزه!
این جامعه مایل به تماشای خودش نیست..
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
👈هفتصد و هفتادمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
Forwarded from شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
گمانم ذهنمان از درک معذور است
که با نادانی اش این گونه مغرور است
خودش را می فروشد ذهن مسمومی
که دائم در پی اِجرای دستور است
سپرده تن به سرما و پُر از اِغراق
تظاهر می کند دلگرم و مسرور است
شده با کدخدا هم کاسه و داده
نشان که تا چه حدی پّست و مُزدور است
همیشه رُوبهان محضِ فریبِ ما
برای معرکه اسباب شان جور است
شدم آشفته از ظلم سلیمانی
که دائم در پی آزردنِ مْور است!!
پر از فریاد و دردیم و به ناچاری
همیشه آهمان در سینه محصور است
شبان را می پرستد بره تا وقتی
گلویش در فشارِ پنجه ی زور است
جدا شو از صفِ نامردمان شاعر
اگر فهمیده ای ما را چه منظور است..
#محمد_ میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
که با نادانی اش این گونه مغرور است
خودش را می فروشد ذهن مسمومی
که دائم در پی اِجرای دستور است
سپرده تن به سرما و پُر از اِغراق
تظاهر می کند دلگرم و مسرور است
شده با کدخدا هم کاسه و داده
نشان که تا چه حدی پّست و مُزدور است
همیشه رُوبهان محضِ فریبِ ما
برای معرکه اسباب شان جور است
شدم آشفته از ظلم سلیمانی
که دائم در پی آزردنِ مْور است!!
پر از فریاد و دردیم و به ناچاری
همیشه آهمان در سینه محصور است
شبان را می پرستد بره تا وقتی
گلویش در فشارِ پنجه ی زور است
جدا شو از صفِ نامردمان شاعر
اگر فهمیده ای ما را چه منظور است..
#محمد_ میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
👍1
#طنزیمات_ادبی
دیگر بس است عدل، پس از این ستم کنید
لطفی کنید و از سرِ ما سایه کم کنید
هرچند پیش از این به شمایان نداشتیم
چشمی که بعدها به ضعیفان کَرَم کنید
آن قامتی که سرو سهی داشت پیش از این
آن قدر راست نیست بخواهید خم کنید
ما را دو متر خانه از این شهر شد نصیب
باور نمیکنید اگر هم قدم کنید!
ماند اختلافمان به قیامت که با شما
یک مرد هم نمانده که او را حَکَم کنید
هرگز قلم به مدح شمایان نمیزنم
حتی اگر دو دست مرا هم قلم کنید
ما را به حال خود بگذارید و بگذرید
یعنی حریم شعر مرا محترم کنید
مُردیم در زیادیِ عدل و وفور داد
دیگر بس است عدل، کمی هم ستم کنید!
#ناصر_فیض
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
دیگر بس است عدل، پس از این ستم کنید
لطفی کنید و از سرِ ما سایه کم کنید
هرچند پیش از این به شمایان نداشتیم
چشمی که بعدها به ضعیفان کَرَم کنید
آن قامتی که سرو سهی داشت پیش از این
آن قدر راست نیست بخواهید خم کنید
ما را دو متر خانه از این شهر شد نصیب
باور نمیکنید اگر هم قدم کنید!
ماند اختلافمان به قیامت که با شما
یک مرد هم نمانده که او را حَکَم کنید
هرگز قلم به مدح شمایان نمیزنم
حتی اگر دو دست مرا هم قلم کنید
ما را به حال خود بگذارید و بگذرید
یعنی حریم شعر مرا محترم کنید
مُردیم در زیادیِ عدل و وفور داد
دیگر بس است عدل، کمی هم ستم کنید!
#ناصر_فیض
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
👍1
👈هفتصد و هفتاد و یکمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
در سکوت بی جانم
حضور تو خالیست
اما یادت را
از دور دست ها
نفس می کشم
تو در ردیفی از سپیدارها
غلت میزنی
و من تنهاتر از همیشه
در بن بست ذهنم
لگد به سینی
چای دو نفره میزنم،
نمیدانم شاید
تو هستی و من اختلال حواس دارم
با این همه
تو تنها کسی هستی
که در خیالم
با قدم هایت
زیر گوش خیابان
باران خورده ام میزنی،
تو چه باشی
چه نباشی
هر صبح در چشمان
به خواب نرفته ام
بیدار می شوی...
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@Javaankavir
حضور تو خالیست
اما یادت را
از دور دست ها
نفس می کشم
تو در ردیفی از سپیدارها
غلت میزنی
و من تنهاتر از همیشه
در بن بست ذهنم
لگد به سینی
چای دو نفره میزنم،
نمیدانم شاید
تو هستی و من اختلال حواس دارم
با این همه
تو تنها کسی هستی
که در خیالم
با قدم هایت
زیر گوش خیابان
باران خورده ام میزنی،
تو چه باشی
چه نباشی
هر صبح در چشمان
به خواب نرفته ام
بیدار می شوی...
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@Javaankavir
در آن شهری که باران می شود اشــکِ یتیمانــش
چه فرقی می کند نام و نشــانِ یک خیابانــش ؟
چه فرقی می کند رنــگِ شهــید و ننگِ اعدامــی
به دیواری که پنهان است مــرزِ کفــر و ایمانــش
یقین دارم که استدلالِ قاضــی طبلِ توخالــیست
به قرآن می خورم سوگــند ، قرآن نیست قرآنش
جهان جهل است جایی که خدا هم تازه فهمیده است
چــرا سجــده نکــرد آن روز شــیطان پیشِ انســانش
مــن از آذیــنِ مسجــد با چــراغ خــانــه فهــمیــدم
چــرا بستــه اســت دربِ کــعبــه رویِ میهمــانانــش
دوباره برّه ای از گَــلّه گُم شد ، گوسفندی گــفت :
گناهِ خان چه بوده ؟ گُرگ بسیار است و چوپانش ...
در این دشتِ سراسر زوزه ، اشکِ گُرگ هم جاریــست
که سلطان سیر و سگ ها سیر و رعیت سیر از جانش
ســرِ ســلطان ســلامت باد ، ســگ ها باوفــا هستند
ولــی خــالــی نمــی مانــد وطــن از شــیرمــردانــش
#ابراهیم_زمانی_قم
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@Javaankavir
چه فرقی می کند نام و نشــانِ یک خیابانــش ؟
چه فرقی می کند رنــگِ شهــید و ننگِ اعدامــی
به دیواری که پنهان است مــرزِ کفــر و ایمانــش
یقین دارم که استدلالِ قاضــی طبلِ توخالــیست
به قرآن می خورم سوگــند ، قرآن نیست قرآنش
جهان جهل است جایی که خدا هم تازه فهمیده است
چــرا سجــده نکــرد آن روز شــیطان پیشِ انســانش
مــن از آذیــنِ مسجــد با چــراغ خــانــه فهــمیــدم
چــرا بستــه اســت دربِ کــعبــه رویِ میهمــانانــش
دوباره برّه ای از گَــلّه گُم شد ، گوسفندی گــفت :
گناهِ خان چه بوده ؟ گُرگ بسیار است و چوپانش ...
در این دشتِ سراسر زوزه ، اشکِ گُرگ هم جاریــست
که سلطان سیر و سگ ها سیر و رعیت سیر از جانش
ســرِ ســلطان ســلامت باد ، ســگ ها باوفــا هستند
ولــی خــالــی نمــی مانــد وطــن از شــیرمــردانــش
#ابراهیم_زمانی_قم
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@Javaankavir
👈هفتصد و هفتاد و دومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
دوستان عزیز سلام
سلام
👈بدلیل جلوگیری از شیوع کرونا انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد..
به امید روزهای خوب و خالی از همه اتفاقات بد برای هموطنان عزیز 🌷🌷🌷
@Javaankavir
سلام
👈بدلیل جلوگیری از شیوع کرونا انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد..
به امید روزهای خوب و خالی از همه اتفاقات بد برای هموطنان عزیز 🌷🌷🌷
@Javaankavir
چه کرده با تو مگر این صدای خستهی ما
که باز قفل زدی بر دهان بستهی ما؟!
به جمعِ جیرهخورانت فزون نخواهی کرد
هرآنچه کم کنی از خیلِ دار و دستهی ما
به دانههای حقیرِ تو فضله میریزند
پرندگان غیورِ ز دام رَستهی ما
رسد شبی که زمین را به آسمان ببرند
عقابهای به کُنج قفس نشستهی ما
بترس از آنکه تو را آتشی عظیم شود
جرقّههای به انبار کاه، جَستهی ما
.
.
به طعنه گفت: چه کس خواهد ایستاد آنروز؟!
جواب دادمش: این قامت شکستهی ما...
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷🌷
@Javaankavir
که باز قفل زدی بر دهان بستهی ما؟!
به جمعِ جیرهخورانت فزون نخواهی کرد
هرآنچه کم کنی از خیلِ دار و دستهی ما
به دانههای حقیرِ تو فضله میریزند
پرندگان غیورِ ز دام رَستهی ما
رسد شبی که زمین را به آسمان ببرند
عقابهای به کُنج قفس نشستهی ما
بترس از آنکه تو را آتشی عظیم شود
جرقّههای به انبار کاه، جَستهی ما
.
.
به طعنه گفت: چه کس خواهد ایستاد آنروز؟!
جواب دادمش: این قامت شکستهی ما...
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷🌷
@Javaankavir
ای دلربا که نام تو را نان گذاشتند
مردم برای داشتنت،جان گذاشتند
یک عده در نبود تو اندوه سق زدند
قومی برای وصل تو تنبان گذاشتند
شبهای قدر،گریه ی مردم برای توست
در ختمها برای تو قرآن گذاشتند
رستم به هفت مرحله تا هفت کوه رفت
اما برای لمسِ تو صد خان گذاشتند
اهل یقین،که دامن حق را گرفته اند
وقتِ گرسنگی،همه دامان گذاشتند
هی ذره ذره کم شدی از سفره و تو را
در سفره های مردم لبنان گذاشتند
در دسترس نبودی از این رو تو را به مهر
در سطلهای توی خیابان گذاشتند
باید از این به بعد تو را جان صدا کنیم
از بس که خلق بر سر تو جان گذاشتند
#مصطفی_علوی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@Javaankavir
مردم برای داشتنت،جان گذاشتند
یک عده در نبود تو اندوه سق زدند
قومی برای وصل تو تنبان گذاشتند
شبهای قدر،گریه ی مردم برای توست
در ختمها برای تو قرآن گذاشتند
رستم به هفت مرحله تا هفت کوه رفت
اما برای لمسِ تو صد خان گذاشتند
اهل یقین،که دامن حق را گرفته اند
وقتِ گرسنگی،همه دامان گذاشتند
هی ذره ذره کم شدی از سفره و تو را
در سفره های مردم لبنان گذاشتند
در دسترس نبودی از این رو تو را به مهر
در سطلهای توی خیابان گذاشتند
باید از این به بعد تو را جان صدا کنیم
از بس که خلق بر سر تو جان گذاشتند
#مصطفی_علوی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@Javaankavir
❤1
نقیضه:
«من که از آتشِ دل چون خمِ می درجوشم»
باز هم ماهِ عزا آمد و مشکی پوشم
عاشقِ قیمه ام و دیر بیایم حتماً
بوی نذری ببرد آخرِ صف از هوشم
وای از آن لحظه که کفگیر خورَد بر تهِ دیگ
«مُهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم»
در چنین حالتی از شدتِ ناکامی خویش
مگسِ مادّه را روی هوا میدوشم
تا به من هم سِمَتی داخلِ مطبخ بدهند
با مدیرانِ تکایا همه شب میجوشم
میروم جفت کنم کفشِ عزاداران را
تهِ چاییِ تبرک شده را مینوشم
میشود یاد بگیرم هنر مداحی
با صدای خشن و حنجره ی مخدوشم
«برود هر که دلش خواست شکایت بکند»
من فقط در طلبِ پاکت خود میکوشم
«از صدای سخنِ عشق ندیدم خوشتر»
اگر البته صدایش برود در گوشم
ساکنِ جردن و تجریش و ولنجک هستم
گرچه این یک دهه ، زنجیر زنان در شوشم
وسطِ سینه زنی چشم به بیرون دارم
در پیِ مُخ زدن مهوش و آذرنوشم
میزنم سینه برای لبِ عطشانِ حسین
عَلَمِ عشقِ یزید است ولی بر دوشم...
#حمید_اسماعیلی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
«من که از آتشِ دل چون خمِ می درجوشم»
باز هم ماهِ عزا آمد و مشکی پوشم
عاشقِ قیمه ام و دیر بیایم حتماً
بوی نذری ببرد آخرِ صف از هوشم
وای از آن لحظه که کفگیر خورَد بر تهِ دیگ
«مُهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم»
در چنین حالتی از شدتِ ناکامی خویش
مگسِ مادّه را روی هوا میدوشم
تا به من هم سِمَتی داخلِ مطبخ بدهند
با مدیرانِ تکایا همه شب میجوشم
میروم جفت کنم کفشِ عزاداران را
تهِ چاییِ تبرک شده را مینوشم
میشود یاد بگیرم هنر مداحی
با صدای خشن و حنجره ی مخدوشم
«برود هر که دلش خواست شکایت بکند»
من فقط در طلبِ پاکت خود میکوشم
«از صدای سخنِ عشق ندیدم خوشتر»
اگر البته صدایش برود در گوشم
ساکنِ جردن و تجریش و ولنجک هستم
گرچه این یک دهه ، زنجیر زنان در شوشم
وسطِ سینه زنی چشم به بیرون دارم
در پیِ مُخ زدن مهوش و آذرنوشم
میزنم سینه برای لبِ عطشانِ حسین
عَلَمِ عشقِ یزید است ولی بر دوشم...
#حمید_اسماعیلی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir