شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
241 subscribers
195 photos
66 videos
5 files
16 links
کانال رسمی انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل
Download Telegram
دِهِ ما گاو و علفزارِ خودش را دارد
مَردمِ خوب و بی‌آزارِ خودش را دارد

دوره‌ی غارنشینی به سر آمد، اما
دِهِ ما دغدغه‌ی غارِ خودش را دارد!

خبرِ راست و ناراست به هم مخلوط است
جارچی شیوه‌ی اخبارِ خودش را دارد!

آنکه می گفت به ما نان و چُغُندر بخورید
گَلّه و غَلّه و انبار خودش را دارد!

پیرِ ما گفت اگر تپه زیاد است چه باک؟!
تپّه آثارِ گُهربارِ خودش را دارد!

عصرِ خَرپَروَری و دوره‌ی خرسالاری‌ست
هر خری آخور و افسار خودش را دارد!

در دیاری که به شیران بخورانند علف
این الاغ است که معیارِ خودش را دارد!

سالها بعد به ریشِ خودمان می‌خندیم
فعلا این ریش خریدارِ خودش را دارد

خون شد از همهمه‌ی اَرّه به دستانِ حقیر
دلِ باغی که سپیدارِ خودش را دارد

تا زمانی که نفهمیم که باید فهمید
قصّه ی ما سَرِ تکرار خودش را دارد..

#شروین_سلیمانی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@javaankavir
👈هفتصد و شصت و چهارمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


ساعت 18/30 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
#طنزیمات_ادبی
مادرم با پدرم بد شده است
چون شنیده است که مرتد شده است

معصیت های کبیر پدرم
صد و هشتاد مجلد شده است

فحش دادن به جناب ابوی
منبع کسب درآمد شده است

هیچ کس چون که نشد ضامن او
پدرم عازم مشهد شده است

عمه می آمده مهمانی ما
وسط راه مردد شده است

علت این همه معضل این است:
که صلاحیت او رد شده است!

#سعید_بیابانکی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@javaankavir
عقوبت

تیر بلا به جان شما نیز می‌رسد
نوبت به امتحان شما نیز می‌رسد

یک آشیان از آتشتان در امان نماند
آتش به آشیان شما نیز می‌رسد

آن داغ‌ها که روی دل ما گذاشتید
دودش به دودمان شما نیز می‌رسد

ای خیلِ راهزن که به دنیای ما زدید
رهزن به کاروان شما نیز می‌رسد

ما را به هفت‌خوانِ فلاکت کشانده‌اید
نوبت به هفت‌خوان شما نیز می‌رسد

هان ای سپاهِ فیل! ابابیلِ بی‌شمار
دارد به آسمان شما نیز می‌رسد

سرنیزه‌ای که سینه‌ی ما را شکافته
تا مغزِ استخوان شما نیز می‌رسد

چیزی شبیهِ آنچه در آن جامِ زهر بود
کم‌کم به استکان شما نیز می‌رسد

ما سبز می‌شویم در این خاکدان ولی
آفت به بوستان شما نیز می‌رسد

ای وارثانِ قلعه‌ی ضحاکِ ماردوش
پایان داستان شما نیز می‌رسد

#شروین_سلیمانی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@javaankavir
👍1
عشق تو معنی همه اتفاق‌ها
دست تو سبز سبزتر از نبض باغ‌ها

چشمت تنت به هم زدنت قهرکردنت
دنیای من شده است همین باتلاق‌ها

از بس که نور عشق تو در من دمادم است
افسوس می خورند به حالم چراغ‌ها

من با کبوتری که تویی اوج می شوم
ارضا نمی‌کنند مرا این کلاغ‌ها


#علی_اکبر_یاغی_تبار

🍀 @javaankavir
👈هفتصد و شصت و پنجمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


ساعت 18/30 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
#طنزیمات_ادبی
با کنترل فتنه و فحشا و گرانی
در کشور ما کم شده بیمار روانی

در ملت ما امر به معروف اثر کرد
خیلی بدشان آمده از چشم چرانی

وقتی که بهشت و عسل و حور مهیاست
دیگر چه نیازی ست به این لذت آنی؟

برگشتِ دو چیز از نظر بنده محال است:
پولی که چپاول شد و ایام جوانی!

خرج و تلفات و خطرِ خودروی ملی
بسیار شده بیشتر از جنگ جهانی

افسوس که این قافله در دست سه دزد است:
آقای فلانی و فلانی و فلانی!

هنگام بهار است، خدایا مددی کن
تا خانه ی ملت بشود خانه تکانی

از بس ادبیات بشر تابع زور است
حتی شده این قافیه هم زورچپانی!


#مسلم_حسنشاهی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@javaankavir
👈هفتصد و شصت و ششمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


ساعت 18/30 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
👈هفتصد و شصت و هفتمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


ساعت 19 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
#طنزیمات_ادبی
صد شکر که شد نوبتِ غارتگرِ بعدی
تا پُر کند از خونِ شما ساغرِ بعدی

در خاورِ آن دزد نشد کُلّ وطن جا
یک دزدِ جدید آمده با خاور بعدی!

آن طایفه تا خِرخِره خوردند و گذشتند
بر سفره نشستند دو تا لشکر بعدی!

گیرم که بُریدی سَری از افعیِ دَه سر
باید چه کنیم ای رفقا با سرِ بعدی؟!!

کاری که اصولا به خران ربط ندارد
یک عده سپردند به دست خر بعدی!

با کشتیِ بی‌صاحب و سوراخ و شکسته
در خواب ببینیم مگر بندرِ بعدی

ابزارِ سماور شده تحریم، وگرنه
می‌شد بپرانیم به ناداورِ بعدی!

کاش این دله‌گان صاف بیفتند به چنگِ
چنگیزِ مُدرنیزه و اسکندرِ بعدی...!

#شروین_سلیمانی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@javaankavir
دیریست که چنگم تهی از ضربه ی مضراب
فریاد زد و پا نشدی از سفر خواب!

فریاد که نه‌ شعله کشیدم به دو چشمم
تا گم نشوی در شب تاریک مرنجاب

موسیقی ذهن تو شدم در شب شعرت
تا کم کنم از متن دلت مشکلِ اِعراب

آغوش نفس گیر تو سهمم نشد اما
هر لحظه شدم با تب و اندوه تو همخواب

عمریست دویدم لب دريای نگاهت
من تشنه تر و تو شده از فاجعه سیراب

حالا که خیالم به هوای تو شده خیس
چتری به سرم باش و پناه دل بی تاب

در من اگر از باغ و بهاری خبری نیست
ویرانی حالم که برایت شده جذاب!

نگذار که با پرسه زدن بگذرم ای عشق
در بارش یکریز غم از کوچه ی مهتاب...

#محمد_میرزازاده

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷

@javaankavir
👈هفتصد و شصت و هشتمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


ساعت 19 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
🍃

غزل در نزد من هر چند جان شعر ایرانیست
تغزل در چنین ایام اما راوی ما نیست

تغزل لهجه عشق است و با هر گویشی زیباست
بدا ، در باورم ، اینک صدای عشق زیبا نیست

ندیدی ، یا نه؟ بر تصویرها دیدی مباد- اما
ببینی او که روزی هم خروشت بود حالا نیست

ببینی روبرویت ایستاده با نگاهی گنگ
و در پشت نقابش هیچ از آن ایام پیدا نیست

و تو شک کرده ای بر دیده ات در خویش میگویی
زبانم لال آیا اوست ؟ آیا هست؟ آیا نیست ؟

و شاید او هم از خود پرسش بی پاسخی دارد
برایش فرصت تحلیل این ناگفتنی ها نیست

مبادا، یا نه ،هر چه بادا باد فرقش چیست ؟
زمان شرمساری ، چشمها وقتی که بینا نیست

غزل میماند و وقت تغزل می رسد ، حیفا
نگاهی که برایش فرصت دیدار فردا نیست

#محمدعلی‌_بهمنی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@javaankavir
👈هفتصد و شصت و نهمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


ساعت 19 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
هردمبیلستان!

در وادیِ ما هیچ کسی جای خودش نیست
هیچ آدمکی بند به دنیای خودش نیست!

حاجی شده دلالِ دلار و همه جا هست
یکشنبه پدر توی کلیسای خودش نیست

جرّاحِ پروستات پیِ ساخت‌و‌ساز است
جز بخیه‌زنِ حفره‌ی رؤیای خودش نیست!

هر جا پَپِه‌ای بند به جایی شده دستش
تردید نکن روی دو تا پای خودش نیست!

هر صاحبِ میزی که دهد وعده‌ی خدمت
جز در پیِ چاپیدن و اِبقای خودش نیست

بی‌دین پیِ نذری و مسلمان پیِ وُدکاست
انگار کسی بچه‌ی بابای خودش نیست!

آن بولدوزری که زده در باورِ مردم
شیخی‌ست که پابند به فتوای خودش نیست!

از وا شدنِ هیچ دری خیر ندیدیم
چون هیچ دری وصل به لولای خودش نیست

شاعر بگذار آینه‌ات را درِ کوزه!
این جامعه مایل به تماشای خودش نیست..

#شروین_سلیمانی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@javaankavir
👈هفتصد و هفتادمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


ساعت 19 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
گمانم ذهنمان از درک معذور است
که با نادانی اش این گونه مغرور است

خودش را می فروشد ذهن مسمومی
که دائم در پی اِجرای دستور است

سپرده تن به سرما و پُر از اِغراق
تظاهر می کند دلگرم و مسرور است

شده با کدخدا هم کاسه و داده
نشان که تا چه حدی پّست و مُزدور است

همیشه رُوبهان محضِ فریبِ ما
برای معرکه اسباب شان جور است

شدم آشفته از ظلم سلیمانی
که دائم در پی آزردنِ مْور است!!

پر از فریاد و دردیم و به ناچاری
همیشه آهمان در سینه محصور است

شبان را می پرستد بره تا وقتی
گلویش در فشارِ پنجه ی زور است

جدا شو از صفِ نامردمان شاعر
اگر فهمیده ای ما را چه منظور است..

#محمد_ میرزازاده

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
👍1
#طنزیمات_ادبی

دیگر بس است عدل، پس از این ستم کنید
لطفی کنید و از سرِ ما سایه کم کنید

هرچند پیش از این به شمایان نداشتیم
چشمی که بعدها به ضعیفان کَرَم کنید

آن قامتی که سرو سهی داشت پیش از این
آن قدر راست نیست بخواهید خم کنید

ما را دو متر خانه از این شهر شد نصیب
باور نمی‌کنید اگر هم قدم کنید!

ماند اختلاف‌مان به قیامت که با شما
یک مرد هم نمانده که او را حَکَم کنید

هرگز قلم به مدح شمایان نمی‌زنم
حتی اگر دو دست مرا هم قلم کنید

ما را به حال خود بگذارید و بگذرید
یعنی حریم شعر مرا محترم کنید

مُردیم در زیادیِ عدل و وفور داد
دیگر بس است عدل، کمی هم ستم کنید!

#ناصر_فیض

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@javaankavir
👍1
👈هفتصد و هفتاد و یکمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


ساعت 19 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)


🌱 @JavaanKavir
در سکوت بی جانم
حضور تو خالیست
اما یادت را
از دور دست ها
نفس می کشم
تو در ردیفی از سپیدارها
غلت میزنی
و من تنهاتر از همیشه
در بن بست ذهنم
لگد به سینی
چای دو نفره میزنم،
نمیدانم شاید
تو هستی و من اختلال حواس دارم
با این همه
تو تنها کسی هستی
که در خیالم
با قدم هایت
زیر گوش خیابان
باران خورده ام میزنی،
تو چه باشی
چه نباشی
هر صبح در چشمان
به خواب نرفته ام
بیدار می شوی...

#محمد_میرزازاده

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید
@Javaankavir
در آن شهری که باران می شود اشــکِ یتیمانــش
چه فرقی می کند نام و نشــانِ یک خیابانــش ؟

چه فرقی می کند رنــگِ شهــید و ننگِ اعدامــی
به دیواری که پنهان است مــرزِ کفــر و ایمانــش

یقین دارم که استدلالِ قاضــی طبلِ توخالــیست
به قرآن می خورم سوگــند ، قرآن نیست قرآنش

جهان جهل است جایی که خدا هم تازه فهمیده است
چــرا سجــده نکــرد آن روز شــیطان پیشِ انســانش

مــن از آذیــنِ مسجــد با چــراغ خــانــه فهــمیــدم
چــرا بستــه اســت دربِ کــعبــه رویِ میهمــانانــش

دوباره برّه ای از گَــلّه گُم شد ، گوسفندی گــفت :
گناهِ خان چه بوده ؟ گُرگ بسیار است و چوپانش ...

در این دشتِ سراسر زوزه ، اشکِ گُرگ هم جاریــست
که سلطان سیر و سگ ها سیر و رعیت سیر از جانش

ســرِ ســلطان ســلامت باد ، ســگ‌ ها باوفــا هستند
ولــی خــالــی نمــی مانــد وطــن از شــیرمــردانــش


#ابراهیم_زمانی_قم

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

@Javaankavir