ما نوک پرگار و سر در گردشی باطل اسیر
ظاهراً دستان رها در باطن اما دل اسیر
پیش رو دریا و موج و... تا افق دیدار آب
تشنه لب، لب بسته و دائم لب ساحل اسیر
"عشق را آسان نمود اول" ولی ما عاشقان
یک به یک افتاده در دنیایی از مشکل اسیر
گنگ مادرزاد مائیم از کلام بی اثر
در سکوت خویش با فریاد بی حاصل اسیر
سنگ را بر سنگ کوبیدن چه حاصل؟ تا شدیم
دست شیطان سیرتان با صورتی فاضل اسیر
نامی از آزادی و آزادگی دارد فقط
سرو آزادی که مانده بین سنگ و گِل اسیر
#سام_البرز
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
ظاهراً دستان رها در باطن اما دل اسیر
پیش رو دریا و موج و... تا افق دیدار آب
تشنه لب، لب بسته و دائم لب ساحل اسیر
"عشق را آسان نمود اول" ولی ما عاشقان
یک به یک افتاده در دنیایی از مشکل اسیر
گنگ مادرزاد مائیم از کلام بی اثر
در سکوت خویش با فریاد بی حاصل اسیر
سنگ را بر سنگ کوبیدن چه حاصل؟ تا شدیم
دست شیطان سیرتان با صورتی فاضل اسیر
نامی از آزادی و آزادگی دارد فقط
سرو آزادی که مانده بین سنگ و گِل اسیر
#سام_البرز
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
👍1
#غزل_تازه
چه فرقی میکند غوغای نفرین یا درود آید؟
کسی کاو با هجا رفتهست، روزی با سرود آید
تماشاییست پائین رفتنِ خورشید در آفاق
خوش آن سلطان که با پای خود از تختش فرود آید
جهان جایی برای دل نهادن نیست، ترکش کن
اگرچه دیر ماندی، "مرگ" چالاک است و زود آید
چه میترسانیاش از داغ، آنکس را که خود هر روز
درونِ آتشِ قهرِ تو با بود و نبود آید؟
نسوزان مردمان را تا نسوزانند چشمت را
چو آتش میزنی بر جانشان، ناچار دود آید
روان شد شعرِ آرامم سوی انصافِ دربندت
رهایش کن که چون دریا به استقبال رود آید
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
چه فرقی میکند غوغای نفرین یا درود آید؟
کسی کاو با هجا رفتهست، روزی با سرود آید
تماشاییست پائین رفتنِ خورشید در آفاق
خوش آن سلطان که با پای خود از تختش فرود آید
جهان جایی برای دل نهادن نیست، ترکش کن
اگرچه دیر ماندی، "مرگ" چالاک است و زود آید
چه میترسانیاش از داغ، آنکس را که خود هر روز
درونِ آتشِ قهرِ تو با بود و نبود آید؟
نسوزان مردمان را تا نسوزانند چشمت را
چو آتش میزنی بر جانشان، ناچار دود آید
روان شد شعرِ آرامم سوی انصافِ دربندت
رهایش کن که چون دریا به استقبال رود آید
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
👈هفتصد و پنجاه و سومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 17/30 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 17/30 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
بی تخلص پیمبری کردم
قوم من از سپید بیزارند !
گفته ام چون حسین بسیار است
لقبم را یزید بگذارند !
جدموسای اشعری هستم
بشکند روز مغفرت دستم
که به دارالخلافه پیوستم
تا گناه نکرده بشمارند
منم آن سکه ها که موجودند
محض من کوره راه پیمودند
آن هزاران که معتکف بودند
پشت مسلم نماز بگذارند
من غلط کرده ام که مختارم
کی کجا حق آب و گل دارم ؟!
قفل و زنجیر دور خودکارم
از مگوهای من خبر دارند !
شمرذالجوشنی گریزانم
سکه تعیین شده ست برجانم
تحت تعقیب چشم یارانم
تامرا هم به جوخه بسپارند !
برده ی وحشی تنی هرزه
تحت اجبار ساعتی غمزه
گشته مامور کشتن حمزه
تا دل هنده را بدست آرند
من شریحم به چشم قاضی ها
خائنم کرده نقشه سازی ها
محض امضای این حجازی ها
چه شهیدان که بر سردارند !
جعفرم جعفری که کذاب است
ظلم ظالم چشیده بی تاب است
ادعا میکنم خدا خواب است
که زمین و زمانمان زارند ...
#مجتبی_سپید
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
قوم من از سپید بیزارند !
گفته ام چون حسین بسیار است
لقبم را یزید بگذارند !
جدموسای اشعری هستم
بشکند روز مغفرت دستم
که به دارالخلافه پیوستم
تا گناه نکرده بشمارند
منم آن سکه ها که موجودند
محض من کوره راه پیمودند
آن هزاران که معتکف بودند
پشت مسلم نماز بگذارند
من غلط کرده ام که مختارم
کی کجا حق آب و گل دارم ؟!
قفل و زنجیر دور خودکارم
از مگوهای من خبر دارند !
شمرذالجوشنی گریزانم
سکه تعیین شده ست برجانم
تحت تعقیب چشم یارانم
تامرا هم به جوخه بسپارند !
برده ی وحشی تنی هرزه
تحت اجبار ساعتی غمزه
گشته مامور کشتن حمزه
تا دل هنده را بدست آرند
من شریحم به چشم قاضی ها
خائنم کرده نقشه سازی ها
محض امضای این حجازی ها
چه شهیدان که بر سردارند !
جعفرم جعفری که کذاب است
ظلم ظالم چشیده بی تاب است
ادعا میکنم خدا خواب است
که زمین و زمانمان زارند ...
#مجتبی_سپید
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
👈هفتصد و پنجاه و چهارمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/00 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/00 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
مادر
#طنزیمات_ادبی
گويند مرا چو زاد مادر
درلاك خودم خزيدن آموخت
هروقت صداى من در آمد
با توپ و تشر،كپيدن آموخت
يك شيشه ى شير بيخ حلقم
بنهاد و به من مكيدن آموخت
شبها برِ ماهواره تا صبح
بيدار نشست و ديدن آموخت
يا اين كه نشست پاى قليان
هى پك زدن و كشيدن آموخت
يك حرف و دو حرف بر زبانم
ننهاد و فقط شنيدن آموخت
دستم نگرفت و در خيابان
دنبال خودش دويدن آموخت
تا نق نزنم كه خسته هستم
از دكه پفك خريدن آموخت
با جارى خود رقابتى داشت
همواره به او رسيدن آموخت
از بس به پدر كنايه مىزد
دعوا و به هم پريدن آموخت
هم كاسه و كوزه را شكستن
هم جيغ و گلو دريدن آموخت
هر چند كه كند از تنم پوست
تاهستم و هست دارمش دوست
#مصطفى_مشايخى
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
#طنزیمات_ادبی
گويند مرا چو زاد مادر
درلاك خودم خزيدن آموخت
هروقت صداى من در آمد
با توپ و تشر،كپيدن آموخت
يك شيشه ى شير بيخ حلقم
بنهاد و به من مكيدن آموخت
شبها برِ ماهواره تا صبح
بيدار نشست و ديدن آموخت
يا اين كه نشست پاى قليان
هى پك زدن و كشيدن آموخت
يك حرف و دو حرف بر زبانم
ننهاد و فقط شنيدن آموخت
دستم نگرفت و در خيابان
دنبال خودش دويدن آموخت
تا نق نزنم كه خسته هستم
از دكه پفك خريدن آموخت
با جارى خود رقابتى داشت
همواره به او رسيدن آموخت
از بس به پدر كنايه مىزد
دعوا و به هم پريدن آموخت
هم كاسه و كوزه را شكستن
هم جيغ و گلو دريدن آموخت
هر چند كه كند از تنم پوست
تاهستم و هست دارمش دوست
#مصطفى_مشايخى
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
👈هفتصد و پنجاه و پنجمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/00 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/00 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
برخیز و بخوان ناله ی "مرغ سحرت "را
تا عرش خدا ، برده قناری ، خبرت را
خوکرده جهان سخت به " بوی " تو و" باران "
هرگز نبرد حادثه هایش اثرت را
"بیداد"به پا کرد ببین " قاصدک " تو
گل مانده به لب بلبل آشفته سرت را
حیرت زده و مات لب خسته ی دنیا
از سبزی آن حنجره ارث پدرت را
" پیوند"وفاداری و" مهر"است حضورت
آواز تو گل داده ببین دور و برت را !
"پیغام نسیم"است که می داد صدایت
حیرت زده بردی به کجا همسفرت را؟
یک قافله دل لشکری از گل به تو پیوست
خواندی و به شور آمد و بوسید درت را
هرگز نرود "یاد "تو تا هست از " ایام "
برخیز و بخوان ناله ی مرغ سحرت را !
تقدیم به روح بلند استاد آواز ایران "استادشجریان"عزیز و هنردوستان گرانمایه
با اشاره به برخی از آلبوم های همیشه ماندگارشان!
#لیلا_رضاوند #تمنا
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
تا عرش خدا ، برده قناری ، خبرت را
خوکرده جهان سخت به " بوی " تو و" باران "
هرگز نبرد حادثه هایش اثرت را
"بیداد"به پا کرد ببین " قاصدک " تو
گل مانده به لب بلبل آشفته سرت را
حیرت زده و مات لب خسته ی دنیا
از سبزی آن حنجره ارث پدرت را
" پیوند"وفاداری و" مهر"است حضورت
آواز تو گل داده ببین دور و برت را !
"پیغام نسیم"است که می داد صدایت
حیرت زده بردی به کجا همسفرت را؟
یک قافله دل لشکری از گل به تو پیوست
خواندی و به شور آمد و بوسید درت را
هرگز نرود "یاد "تو تا هست از " ایام "
برخیز و بخوان ناله ی مرغ سحرت را !
تقدیم به روح بلند استاد آواز ایران "استادشجریان"عزیز و هنردوستان گرانمایه
با اشاره به برخی از آلبوم های همیشه ماندگارشان!
#لیلا_رضاوند #تمنا
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
پیش از شما
بهسان شما
بیشمارها
با تار عنکبوت نوشتند روی باد
کین دولت خجستهی جاوید زنده باد
#شفیعی_کدکنی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
بهسان شما
بیشمارها
با تار عنکبوت نوشتند روی باد
کین دولت خجستهی جاوید زنده باد
#شفیعی_کدکنی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
👈هفتصد و پنجاه و ششمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/00 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/00 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
خشتِ کج
#طنزیمات_ادبی
ما همیشه ملتی هشیار بودیم از قدیم
دشمنِ سرسختِ استکبار بودیم از قدیم
نصفِ دنیا مال ما بود از زمان داریوش
بی تفنگ و بمب، سردمدار بودیم از قدیم
خطّ میخیهای عهد باستان حاکیست که
ملٌتی بَدخطّ و سهلانگار بودیم از قدیم!
راهِ ابریشم درست از مرکزِ ما میگذشت
راه میدادیم اگر ناچار بودیم از قدیم!
از نقوشِ تختجمشید آشکار است این که ما
در صفِ ارزاق و خوار و بار بودیم از قدیم!
بین مردم پخش میکردند شاهان نانِجو
از کمی یارانه برخوردار بودیم از قدیم
جارچیها بس که میدادند اخبارِ دروغ
از دو تا منبع پیِ اخبار بودیم از قدیم!
هستهی هر میوه را زیر زمین میکاشتیم
در امور هستهای پُرکار بودیم از قدیم!
در سیاست، هم قوی بودیم، هم با انعطاف
نرم و محکم چون کِشِ شلوار بودیم از قدیم!
مینوشتیم آنچه میخواهیم بر دیوارِ غار
آه... ما اهلِ قلم در غار بودیم از قدیم
حقّ ما تنها در اینجا مصرفِ اکسیژن است
راضی و دلخوش به این مقدار بودیم از قدیم
میرود دیوارمان کج تا ثریا، ای دریغ
ما همان خشتِ کجِ معمار بودیم از قدیم
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
#طنزیمات_ادبی
ما همیشه ملتی هشیار بودیم از قدیم
دشمنِ سرسختِ استکبار بودیم از قدیم
نصفِ دنیا مال ما بود از زمان داریوش
بی تفنگ و بمب، سردمدار بودیم از قدیم
خطّ میخیهای عهد باستان حاکیست که
ملٌتی بَدخطّ و سهلانگار بودیم از قدیم!
راهِ ابریشم درست از مرکزِ ما میگذشت
راه میدادیم اگر ناچار بودیم از قدیم!
از نقوشِ تختجمشید آشکار است این که ما
در صفِ ارزاق و خوار و بار بودیم از قدیم!
بین مردم پخش میکردند شاهان نانِجو
از کمی یارانه برخوردار بودیم از قدیم
جارچیها بس که میدادند اخبارِ دروغ
از دو تا منبع پیِ اخبار بودیم از قدیم!
هستهی هر میوه را زیر زمین میکاشتیم
در امور هستهای پُرکار بودیم از قدیم!
در سیاست، هم قوی بودیم، هم با انعطاف
نرم و محکم چون کِشِ شلوار بودیم از قدیم!
مینوشتیم آنچه میخواهیم بر دیوارِ غار
آه... ما اهلِ قلم در غار بودیم از قدیم
حقّ ما تنها در اینجا مصرفِ اکسیژن است
راضی و دلخوش به این مقدار بودیم از قدیم
میرود دیوارمان کج تا ثریا، ای دریغ
ما همان خشتِ کجِ معمار بودیم از قدیم
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
👈هفتصد و پنجاه و هفتمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/00 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/00 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
بر تنِ خوانندگانم سر بماند بهتر است
شعرِ من در گوشهی دفتر بماند بهتر است
ظلمِ ظالم "آتش" است و نالهی مظلوم "نفت"
گوشِ مدهوشانِ قدرت کر بماند بهتر است
دردِ دل کردن مبادا از غم آزادم کند
حرفها در سینه چون خنجر بماند بهتر است
خونِ خودکارم نمیریزد به جز در پای حق
اینچنین خودکار، بیجوهر بماند بهتر است
دیدن و دانستن و گریان شدن دیگر بس است
چشمِ بینایانِ عالم تر بماند بهتر است
گرچه غمخوار است اما دردسر دارد هنوز
"مِی" بلاتکلیف در ساغر بماند بهتر است
غم که از حد بگذرد کاری نکن، در این زمان
هرچه احوالِ جهان بدتر بماند بهتر است...
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷🌷
@javaankavir
شعرِ من در گوشهی دفتر بماند بهتر است
ظلمِ ظالم "آتش" است و نالهی مظلوم "نفت"
گوشِ مدهوشانِ قدرت کر بماند بهتر است
دردِ دل کردن مبادا از غم آزادم کند
حرفها در سینه چون خنجر بماند بهتر است
خونِ خودکارم نمیریزد به جز در پای حق
اینچنین خودکار، بیجوهر بماند بهتر است
دیدن و دانستن و گریان شدن دیگر بس است
چشمِ بینایانِ عالم تر بماند بهتر است
گرچه غمخوار است اما دردسر دارد هنوز
"مِی" بلاتکلیف در ساغر بماند بهتر است
غم که از حد بگذرد کاری نکن، در این زمان
هرچه احوالِ جهان بدتر بماند بهتر است...
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷🌷
@javaankavir
تقدیم به همه پدرهای رنج دیده
پدر آشفته از درد زمان است
همیشه خسته و بی روح جان است
کجا مانده برایش روز و حالی
کسی که در پی یک لقمه نان است...
____
پدر شرمنده از درد نداری
پدر با روزگار بد بیاری
به خود میلرزد از موج تورم
پدر تب کرده با این زخم کاری...
____
پدر در حال بیگاری مرتب
پدر آواره گشته تا ته شب
پدر چیزی نگفت از رنج اما
دهان زخم او وا می کند لب...
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
پدر آشفته از درد زمان است
همیشه خسته و بی روح جان است
کجا مانده برایش روز و حالی
کسی که در پی یک لقمه نان است...
____
پدر شرمنده از درد نداری
پدر با روزگار بد بیاری
به خود میلرزد از موج تورم
پدر تب کرده با این زخم کاری...
____
پدر در حال بیگاری مرتب
پدر آواره گشته تا ته شب
پدر چیزی نگفت از رنج اما
دهان زخم او وا می کند لب...
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید
@javaankavir
👍1
👈هفتصد و پنجاه و هشتمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/00 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/00 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
به بر و بحر نخواهی دید کسی چنین که منم آتش
دو سوم بدنم آب است، تو سوم بدنم آتش
نهنگ شعلهوری هستم که میتوانم اگر باشی
میان آبیِ اقیانوس محیط را بزنم آتش
چه کرده داغ تو با قلبم که با تپیدن این کوره
رسوخ کرده به جای خون، به پارههای تنم آتش؟
چه کردهای که منِ آرام میان پیلهی ابریشم
چو اژدها شوم و یکسر بریزد از دهنم آتش؟
چه دوزخیست حیات من که روز واقعه هم حتی
بعید نیست که چون ققنوس، برآید از کفنم آتش
نه شیخم و نه ز صنعانم، جوان کافر زنجانم
که چشمِ خیرهسری انداخت میان پیرهنم آتش
زهی زبان پر از قندی، که سوخت جان مرا چندی
نداد آب حیات اما، نهاد در سخنم آتش
#غلامرضا_طریقی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
دو سوم بدنم آب است، تو سوم بدنم آتش
نهنگ شعلهوری هستم که میتوانم اگر باشی
میان آبیِ اقیانوس محیط را بزنم آتش
چه کرده داغ تو با قلبم که با تپیدن این کوره
رسوخ کرده به جای خون، به پارههای تنم آتش؟
چه کردهای که منِ آرام میان پیلهی ابریشم
چو اژدها شوم و یکسر بریزد از دهنم آتش؟
چه دوزخیست حیات من که روز واقعه هم حتی
بعید نیست که چون ققنوس، برآید از کفنم آتش
نه شیخم و نه ز صنعانم، جوان کافر زنجانم
که چشمِ خیرهسری انداخت میان پیرهنم آتش
زهی زبان پر از قندی، که سوخت جان مرا چندی
نداد آب حیات اما، نهاد در سخنم آتش
#غلامرضا_طریقی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
👍1
جناب آقای محمد میرزازاده و سرکار خانم مریم خانآبادی
مدیر مسئول و عضو محترم انجمن ادبی جوان کویر
◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️
مصیبت وارده را به شما و خانواده محترمتان تسلیت می گوییم. برای آن مرحومان آمرزش و برای بازماندگان صبر و سلامتی آرزومندیم.
🖤از طرف اعضای انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل🖤
مدیر مسئول و عضو محترم انجمن ادبی جوان کویر
◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️
مصیبت وارده را به شما و خانواده محترمتان تسلیت می گوییم. برای آن مرحومان آمرزش و برای بازماندگان صبر و سلامتی آرزومندیم.
🖤از طرف اعضای انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل🖤
#طنزیمات_ادبی
هر فقیری رو به فرماندار صحبت میکند
در عمل انگار با دیوار صحبت میکند
یک تریبون را بده در دست مسئولی، ببین
جای مشکل ها از استکبار صحبت میکند
شیخ هم وقتی تو تا لاخ از زنی رو میشود
روی منبر از عذاب النّار صحبت میکند
مجری اخبار وقتی یک دکَل گم میشود
گویی از سوزن تَهِ انبار صحبت میکند
سنّ افراد عزب با آنکه بالا رفته باز
جای دامادی ش از گلنار صحبت میکند
شاعری از سروْ و آزادی اگر دم میزند
خواسته ناخواسته با دار صحبت میکند
مرد همسایه به قدری دیده است آیفیلم را
با زنش مانند پوتیفار صحبت میکند
قول مسئولین فراتر رفته از قول خدا
باز هم از وعدهی بسیار صحبت میکند
واعظی که وعده در پُشت تریبون میدهد
من نمیدانم چرا بو دار صحبت میکند!؟
حال من با دیدن اخبار خیلی دیدنیست
فرض کن که پونهای با مار صحبت میکند
در زمان عادّی ما اُسکُل و هنگامِ رأی
دولت از یک ملّت هشیار صحبت میکند؟
کاسه ای را پشتِ نیمِ کاسه مخفی کردهاند
هر زمان دیدی گُلی با خار صحبت میکند
#مهدی_خداپرست
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
هر فقیری رو به فرماندار صحبت میکند
در عمل انگار با دیوار صحبت میکند
یک تریبون را بده در دست مسئولی، ببین
جای مشکل ها از استکبار صحبت میکند
شیخ هم وقتی تو تا لاخ از زنی رو میشود
روی منبر از عذاب النّار صحبت میکند
مجری اخبار وقتی یک دکَل گم میشود
گویی از سوزن تَهِ انبار صحبت میکند
سنّ افراد عزب با آنکه بالا رفته باز
جای دامادی ش از گلنار صحبت میکند
شاعری از سروْ و آزادی اگر دم میزند
خواسته ناخواسته با دار صحبت میکند
مرد همسایه به قدری دیده است آیفیلم را
با زنش مانند پوتیفار صحبت میکند
قول مسئولین فراتر رفته از قول خدا
باز هم از وعدهی بسیار صحبت میکند
واعظی که وعده در پُشت تریبون میدهد
من نمیدانم چرا بو دار صحبت میکند!؟
حال من با دیدن اخبار خیلی دیدنیست
فرض کن که پونهای با مار صحبت میکند
در زمان عادّی ما اُسکُل و هنگامِ رأی
دولت از یک ملّت هشیار صحبت میکند؟
کاسه ای را پشتِ نیمِ کاسه مخفی کردهاند
هر زمان دیدی گُلی با خار صحبت میکند
#مهدی_خداپرست
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
👍1
چرا همگان را نبخشم؟
چرا از خاطر نبرم زخمها را؟
من كه فراموش خواهم كرد
نشانی خانهام
چهرهی كودکم
و تلفظِ نامم را از دهانت...
#شمس_لنگرودی
🌱 @javaankavir
چرا از خاطر نبرم زخمها را؟
من كه فراموش خواهم كرد
نشانی خانهام
چهرهی كودکم
و تلفظِ نامم را از دهانت...
#شمس_لنگرودی
🌱 @javaankavir
👈هفتصد و پنجاه و نهمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/00 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 18/00 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
👈دوستان با ماسک تشریف بیاورند
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
سپاهی سهمگین در حجم یک سنگر نمیگنجد
مرا شعریست در دفتر که در دفتر نمیگنجد
به من گفتی: "فرو شو در خودت"، من آتشم ای دوست
زبانِ شعلههایم در دهانِ تر نمیگنجد
سلامت در سکوت و عافیت در ماندن است اما
مرا شوریست اندر سر، که اندر سر نمیگنجد!
چو تاول آخر از نعش یقینم میزند بیرون
مرا شکّیست مرگآور که در باور نمیگنجد
به ما گفتند: "آتش بر تنِ جنگل حقیقت نیست
که صدها سرو در یک تلّ خاکستر نمیگنجد"
.
به ما گفتند: "سرهای بریده سبز خواهد شد"
بگو این قصهها در گوشِ ما دیگر نمیگنجد
مرا تکثیر کن ای شعر! در صدها هزاران تن
من آن روحم که در زندانِ یک پیکر نمیگنجد
عقابآسا به پروازی میاندیشم، کلاغافکن
به پروازی که در چشمِ تماشاگر نمیگنجد...
#محمد_رضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
مرا شعریست در دفتر که در دفتر نمیگنجد
به من گفتی: "فرو شو در خودت"، من آتشم ای دوست
زبانِ شعلههایم در دهانِ تر نمیگنجد
سلامت در سکوت و عافیت در ماندن است اما
مرا شوریست اندر سر، که اندر سر نمیگنجد!
چو تاول آخر از نعش یقینم میزند بیرون
مرا شکّیست مرگآور که در باور نمیگنجد
به ما گفتند: "آتش بر تنِ جنگل حقیقت نیست
که صدها سرو در یک تلّ خاکستر نمیگنجد"
.
به ما گفتند: "سرهای بریده سبز خواهد شد"
بگو این قصهها در گوشِ ما دیگر نمیگنجد
مرا تکثیر کن ای شعر! در صدها هزاران تن
من آن روحم که در زندانِ یک پیکر نمیگنجد
عقابآسا به پروازی میاندیشم، کلاغافکن
به پروازی که در چشمِ تماشاگر نمیگنجد...
#محمد_رضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir