👈هفتصد و سی و چهارمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
بگذارید سرم پیش دلش خم بشود
با خدا لج کند و اهل جهنم بشود!
هی بلرزد گسل عاشقی و خواستنم
قصه ای تلخ تر از حادثه ی بم بشود!
مثل شیطان شده معشوقه ی من تا که دلش!
کافر و متهم و منکر آدم بشود
هرچه کردم نشد از وسوسه ی خنده ی او
شر عشق از دل دیوانه ی من کم بشود
بگذارید پس از کشتن احساس خودم
روز و حال بد من رنگ محرم بشود
می کشم تیغ به دستم ته این ثانیه ها
شاید این رابطه با فاجعه محکم بشود..
#محمد_ میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
با خدا لج کند و اهل جهنم بشود!
هی بلرزد گسل عاشقی و خواستنم
قصه ای تلخ تر از حادثه ی بم بشود!
مثل شیطان شده معشوقه ی من تا که دلش!
کافر و متهم و منکر آدم بشود
هرچه کردم نشد از وسوسه ی خنده ی او
شر عشق از دل دیوانه ی من کم بشود
بگذارید پس از کشتن احساس خودم
روز و حال بد من رنگ محرم بشود
می کشم تیغ به دستم ته این ثانیه ها
شاید این رابطه با فاجعه محکم بشود..
#محمد_ میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
🎲
رد شو برو بگذار کمی باد بیاید
از روزنه ها زمزمه ای شاد بیاید
بگذار که از پشت پتوهای پلنگی
بغضِ خفه ای که شده فریاد بیاید
بستیم دخیل و همه ی عمر نشستیم
شاید که از این باکره نوزاد بیاید!
وقتی که همه کوه خور و تیشه فروشند
دیگر چه امیدی است که فرهاد بیاید؟!
داروغه و دربان و مُفتّش همه دزدند
یک گزمه نداریم به امداد بیاید..
اما همه ی دغدغه ی ما شده اینکه
نذری، پُر و پیمان و به تعداد بیاید!
در حجله ی قدرت همه دنبال عروسند
وای از شبِ این حجله که داماد بیاید!
مقصودم از این شعر فقط پوز زنی بود
حالا برو بگذار کمی باد بیاید..!
#شیروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
رد شو برو بگذار کمی باد بیاید
از روزنه ها زمزمه ای شاد بیاید
بگذار که از پشت پتوهای پلنگی
بغضِ خفه ای که شده فریاد بیاید
بستیم دخیل و همه ی عمر نشستیم
شاید که از این باکره نوزاد بیاید!
وقتی که همه کوه خور و تیشه فروشند
دیگر چه امیدی است که فرهاد بیاید؟!
داروغه و دربان و مُفتّش همه دزدند
یک گزمه نداریم به امداد بیاید..
اما همه ی دغدغه ی ما شده اینکه
نذری، پُر و پیمان و به تعداد بیاید!
در حجله ی قدرت همه دنبال عروسند
وای از شبِ این حجله که داماد بیاید!
مقصودم از این شعر فقط پوز زنی بود
حالا برو بگذار کمی باد بیاید..!
#شیروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
👍1
ای اهل ریا مُهر جبین را نفروشید
صد بار نوشتیم که دین را نفروشید
کفگیرِ شما خورده تَهِ دیگ ولی شیخ
بر روی هوا خاک زمین را نفروشید
از حلقهی انگشتر این خاکِ بلاخیز
چنبر به فنا رفت ، نگین را نفروشید
حالا که جهنّم شده دنیای جهالت
با وعده به ما خُلدِ برین را نفروشید
مستعمرهی چین شده، بازیچهی روسیم
این قدر به ما بُنجُل چین را نفروشید
آلزایمرِ محسوس شما هست خطرناک
یک وقت به چین کفش پوتین را نفروشید
از خون جوانان وطن لاله کجا بود!؟؟
ماندهست فقط ریشه! همین را نفروشید
هر چند که ایران و اِوین هر دو یکی هست
فعلا به صلاح است اِوین را نفروشید..!
#مهدی_خداپرست
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
صد بار نوشتیم که دین را نفروشید
کفگیرِ شما خورده تَهِ دیگ ولی شیخ
بر روی هوا خاک زمین را نفروشید
از حلقهی انگشتر این خاکِ بلاخیز
چنبر به فنا رفت ، نگین را نفروشید
حالا که جهنّم شده دنیای جهالت
با وعده به ما خُلدِ برین را نفروشید
مستعمرهی چین شده، بازیچهی روسیم
این قدر به ما بُنجُل چین را نفروشید
آلزایمرِ محسوس شما هست خطرناک
یک وقت به چین کفش پوتین را نفروشید
از خون جوانان وطن لاله کجا بود!؟؟
ماندهست فقط ریشه! همین را نفروشید
هر چند که ایران و اِوین هر دو یکی هست
فعلا به صلاح است اِوین را نفروشید..!
#مهدی_خداپرست
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
👈هفتصد و سی و سومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
Forwarded from شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
ای اهل ریا مُهر جبین را نفروشید
صد بار نوشتیم که دین را نفروشید
کفگیرِ شما خورده تَهِ دیگ ولی شیخ
بر روی هوا خاک زمین را نفروشید
از حلقهی انگشتر این خاکِ بلاخیز
چنبر به فنا رفت ، نگین را نفروشید
حالا که جهنّم شده دنیای جهالت
با وعده به ما خُلدِ برین را نفروشید
مستعمرهی چین شده، بازیچهی روسیم
این قدر به ما بُنجُل چین را نفروشید
آلزایمرِ محسوس شما هست خطرناک
یک وقت به چین کفش پوتین را نفروشید
از خون جوانان وطن لاله کجا بود!؟؟
ماندهست فقط ریشه! همین را نفروشید
هر چند که ایران و اِوین هر دو یکی هست
فعلا به صلاح است اِوین را نفروشید..!
#مهدی_خداپرست
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
صد بار نوشتیم که دین را نفروشید
کفگیرِ شما خورده تَهِ دیگ ولی شیخ
بر روی هوا خاک زمین را نفروشید
از حلقهی انگشتر این خاکِ بلاخیز
چنبر به فنا رفت ، نگین را نفروشید
حالا که جهنّم شده دنیای جهالت
با وعده به ما خُلدِ برین را نفروشید
مستعمرهی چین شده، بازیچهی روسیم
این قدر به ما بُنجُل چین را نفروشید
آلزایمرِ محسوس شما هست خطرناک
یک وقت به چین کفش پوتین را نفروشید
از خون جوانان وطن لاله کجا بود!؟؟
ماندهست فقط ریشه! همین را نفروشید
هر چند که ایران و اِوین هر دو یکی هست
فعلا به صلاح است اِوین را نفروشید..!
#مهدی_خداپرست
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
Forwarded from شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
کلید اصلی حل معما دست چینی هاست
همیشه یک کلید المثنی دست چینی هاست
به جای نافه از چین سبحه و سجاده آوردند
به می سجاده رنگین کن مصلی دست چینی هاست
چه قدر این روزها بوی کباب گربه می آید
نمیدانم کجای کشور ما دست چینی هاست
خبر ها حاکی از آنست اگر چه از تو پنهانست
که تا سی سال دیگر ریش بابا دست چینی هاست
دعای کارگر کی می تواند کار گر افتد
درین دنیا که نان کار فرما دست چینی هاست
من وتو بیخودی بر قبر کوروش سجده می کردیم
که هرچه دست کوروش بوده حالا دست چینی هاست
چه بیم از موج بحر او را که باشد شیخ کشتیبان
شب تاریک و بیم موج ودریا دست چینی هاست
خدا رحمت کند مرحوم مغفور مصدق را
که او حتی نمی دانست دنیا دست چینی هاست
#مسلم _حسن _شاهی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
همیشه یک کلید المثنی دست چینی هاست
به جای نافه از چین سبحه و سجاده آوردند
به می سجاده رنگین کن مصلی دست چینی هاست
چه قدر این روزها بوی کباب گربه می آید
نمیدانم کجای کشور ما دست چینی هاست
خبر ها حاکی از آنست اگر چه از تو پنهانست
که تا سی سال دیگر ریش بابا دست چینی هاست
دعای کارگر کی می تواند کار گر افتد
درین دنیا که نان کار فرما دست چینی هاست
من وتو بیخودی بر قبر کوروش سجده می کردیم
که هرچه دست کوروش بوده حالا دست چینی هاست
چه بیم از موج بحر او را که باشد شیخ کشتیبان
شب تاریک و بیم موج ودریا دست چینی هاست
خدا رحمت کند مرحوم مغفور مصدق را
که او حتی نمی دانست دنیا دست چینی هاست
#مسلم _حسن _شاهی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
دوستی میگفت در جایی همایش بوده است
در همایش هم فقط بحث از گشایش بوده است
گفتمش دیگر مرا تاب گشودن نیست، گفت:
آنچه تا امروز دیدی آزمایش بوده است
باری از این آزمایش هیچکس فارغ نشد
گرچه دردش بدتر از صدبار زایش بوده است
از چپ و از راست تا بوده فشار آوردهاند
کار ما در این میان تنها نیایش بوده است
گفتمش: پس آن کلیدی که به ما بنمود چیست؟
گفت: قفلت را بچسب! اینها نمایش بوده است
گفتمش سایید ما را این همه تدبیر، گفت:
کار این قوم از همان آغاز، سایش بوده است!
#جواد_زهتاب
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
در همایش هم فقط بحث از گشایش بوده است
گفتمش دیگر مرا تاب گشودن نیست، گفت:
آنچه تا امروز دیدی آزمایش بوده است
باری از این آزمایش هیچکس فارغ نشد
گرچه دردش بدتر از صدبار زایش بوده است
از چپ و از راست تا بوده فشار آوردهاند
کار ما در این میان تنها نیایش بوده است
گفتمش: پس آن کلیدی که به ما بنمود چیست؟
گفت: قفلت را بچسب! اینها نمایش بوده است
گفتمش سایید ما را این همه تدبیر، گفت:
کار این قوم از همان آغاز، سایش بوده است!
#جواد_زهتاب
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
👈هفتصد و سی و چهارمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
#غزل_تازه
سخن سنگین شده، از سینهام بیرون نمیآید
هزاران زخم بر تن دارم اما خون نمیآید
عجب دارم که از من باز شعرِ تازه میخواهی
برادر! لختههای خونِ دل موزون نمیآید
غزل چون گرگِ زخمی در گلویم مانده مینالد
بمیرد هم ز مخفیگاهِ خود بیرون نمیآید
چه سود از آن همه شعری که در گوشِ فلک خواندم
که از فعلش به غیر از طعنه و طاعون نمیآید
زمین فریادِ ما برگشتهبختان را هوا برده
جوابی هم ز گردانندهی گردون نمیآید
فرو برده فلک دندانِ خود را در فرودستان
توگویی شرمش از داراییِ قارون نمیآید!
طنینم خُفت و موجم مُرد و آبم رفت و میدانم
که رودی سوی این دریاچهی وارون نمیآید
فراموشی مُسَکّن بود و خاموشی دوا، ای دل!
مپرهیز! این دو جز از زهر و از افیون نمیآید
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
سخن سنگین شده، از سینهام بیرون نمیآید
هزاران زخم بر تن دارم اما خون نمیآید
عجب دارم که از من باز شعرِ تازه میخواهی
برادر! لختههای خونِ دل موزون نمیآید
غزل چون گرگِ زخمی در گلویم مانده مینالد
بمیرد هم ز مخفیگاهِ خود بیرون نمیآید
چه سود از آن همه شعری که در گوشِ فلک خواندم
که از فعلش به غیر از طعنه و طاعون نمیآید
زمین فریادِ ما برگشتهبختان را هوا برده
جوابی هم ز گردانندهی گردون نمیآید
فرو برده فلک دندانِ خود را در فرودستان
توگویی شرمش از داراییِ قارون نمیآید!
طنینم خُفت و موجم مُرد و آبم رفت و میدانم
که رودی سوی این دریاچهی وارون نمیآید
فراموشی مُسَکّن بود و خاموشی دوا، ای دل!
مپرهیز! این دو جز از زهر و از افیون نمیآید
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
👈هفتصد و سی و پنجمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
Forwarded from شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
در امتدادِ خاطراتِ فصل غربت
آقا دوباره میرسد ماه محرم
از تلخي آنچه که بر حالت گذشته
سایه به سایه میدود در باورم غم
با خواندن مرثیه ات حالم شده بد
گویا بهانه می شود کم کم فراهم
باید برای تو بگریم یا برای...
زخم پدر که می شود کم کم مجسم
تو وضع خوبی داری و در هر عذایت
شام و نهار جلسه هایت روبراه است
اما پدر از شرم جریان نداری
هر شب سرش مانند مولا توی چاه است
عمری کنار روضه هایت از ته دل
مانند ابر نو بهاران گریه کردم
غیر از محرم در تمام روز و شب ها
در حسرت یک لقمه ی نان گریه کردم
از کودکی در زیر بیرق های مشکی
اندیشه ام همپای تو ضد ستم شد
حالا فقط با دیدن حجم تناقص
آبادیم ویرانه ای مانند بم شد!
حتمن خبری داری که با نام قشنگت
صدها مغازه وا شده بالای منبر
هر شب سرت را می بُرند از سینه آقا
مداح و واعظ هر کدام از هم جلوتر
آقا خودم دیدم که بعضیها همیشه
اسم تو را هی در قسم ها می فروشند
این رودهای هرزه گرد بی سر و تَه
تنها به نفع خود همیشه می خروشند
بر هم زده ساز و دهل آرامشی که
دنبال آن بودی دهی هدیه به مردم
از خواب دیدم می پرَد با این صداها
بیمار رنجوری برای بار چندم!
آقا سفارش کرده ای گر دین نداری
آزاده باش و در صف آزاد مردان
دین که شده بازیچه ی مشتی هوس باز
آزاده مردان هم اسیر بند و زندان!..
از کُشته های متن تاریخم هویداست
تاوانِ بیداري در اوج سیاهی
حالا پس از تسخیر دینت با هیاهو
از تو فقط نامی بجا مانده، نه راهی!
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
آقا دوباره میرسد ماه محرم
از تلخي آنچه که بر حالت گذشته
سایه به سایه میدود در باورم غم
با خواندن مرثیه ات حالم شده بد
گویا بهانه می شود کم کم فراهم
باید برای تو بگریم یا برای...
زخم پدر که می شود کم کم مجسم
تو وضع خوبی داری و در هر عذایت
شام و نهار جلسه هایت روبراه است
اما پدر از شرم جریان نداری
هر شب سرش مانند مولا توی چاه است
عمری کنار روضه هایت از ته دل
مانند ابر نو بهاران گریه کردم
غیر از محرم در تمام روز و شب ها
در حسرت یک لقمه ی نان گریه کردم
از کودکی در زیر بیرق های مشکی
اندیشه ام همپای تو ضد ستم شد
حالا فقط با دیدن حجم تناقص
آبادیم ویرانه ای مانند بم شد!
حتمن خبری داری که با نام قشنگت
صدها مغازه وا شده بالای منبر
هر شب سرت را می بُرند از سینه آقا
مداح و واعظ هر کدام از هم جلوتر
آقا خودم دیدم که بعضیها همیشه
اسم تو را هی در قسم ها می فروشند
این رودهای هرزه گرد بی سر و تَه
تنها به نفع خود همیشه می خروشند
بر هم زده ساز و دهل آرامشی که
دنبال آن بودی دهی هدیه به مردم
از خواب دیدم می پرَد با این صداها
بیمار رنجوری برای بار چندم!
آقا سفارش کرده ای گر دین نداری
آزاده باش و در صف آزاد مردان
دین که شده بازیچه ی مشتی هوس باز
آزاده مردان هم اسیر بند و زندان!..
از کُشته های متن تاریخم هویداست
تاوانِ بیداري در اوج سیاهی
حالا پس از تسخیر دینت با هیاهو
از تو فقط نامی بجا مانده، نه راهی!
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
بغضم به گِل نشسته و باران نمیرسد
اشکم به دادِ سینهی سوزان نمیرسد
دنیا تمام، روضهی مکشوفِ کربلاست
جز تیغ و داغ و بند، به انسان نمیرسد
حُر در نقابِ حرمله رفتهست، یا بعکس؟!
عقلم به کارِ مردم دوران نمیرسد
عباس کیست؟ شمر کدام است؟ من کیام؟
زینب چرا به داد اسیران نمیرسد؟!
ای روزگار! این چه بساطیست؟! خستهام
جانم به لب رسیده ولی نان نمیرسد
این جنگ، جنگ برّه و گرگ است، غم مخور
رنجی به جانِ حضرتِ چوپان نمیرسد!
این روزها اگرچه که فریادِ آن شهید
از کربلا به مردم تهران نمیرسد،
میراثِ بیکرانِ حسین است خونِ ما
هر قدر میمکند به پایان نمیرسد...
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
اشکم به دادِ سینهی سوزان نمیرسد
دنیا تمام، روضهی مکشوفِ کربلاست
جز تیغ و داغ و بند، به انسان نمیرسد
حُر در نقابِ حرمله رفتهست، یا بعکس؟!
عقلم به کارِ مردم دوران نمیرسد
عباس کیست؟ شمر کدام است؟ من کیام؟
زینب چرا به داد اسیران نمیرسد؟!
ای روزگار! این چه بساطیست؟! خستهام
جانم به لب رسیده ولی نان نمیرسد
این جنگ، جنگ برّه و گرگ است، غم مخور
رنجی به جانِ حضرتِ چوپان نمیرسد!
این روزها اگرچه که فریادِ آن شهید
از کربلا به مردم تهران نمیرسد،
میراثِ بیکرانِ حسین است خونِ ما
هر قدر میمکند به پایان نمیرسد...
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
👈هفتصد و سی و ششمین👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
هر کس چشیده طعم فرار از زمانه را
با من بخواند این غزل جاودانه را
در کربلا غمیست که سوزانده شرح آن
همچون زبان من، تن آن تازیانه را
مرغان پر کشیده کی از یاد میبرند
تصویر تلخ سوختن آشیانه را ؟
بنشین لب فرات و دمادم نگاه کن
اشک هزار سالهی با خون روانه را
بی شک نظر به خونِ دل اهل درد داشت
وقتی خدای، نقش زد این بیکرانه را
باید که رُفت و روب کنی لحظهی ورود
با پلک و اشک، خاکِ درِ آستانه را
گر اشک میفشانی و گر سینه میزنی
هشیار باش، گم نکنی آن نشانه را
آرام گریه کن که در این شور، بشنوی
فریادِ "یاحسینِ" یزید زمانه را
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌺🌺🌺🌺
@javaankavir
با من بخواند این غزل جاودانه را
در کربلا غمیست که سوزانده شرح آن
همچون زبان من، تن آن تازیانه را
مرغان پر کشیده کی از یاد میبرند
تصویر تلخ سوختن آشیانه را ؟
بنشین لب فرات و دمادم نگاه کن
اشک هزار سالهی با خون روانه را
بی شک نظر به خونِ دل اهل درد داشت
وقتی خدای، نقش زد این بیکرانه را
باید که رُفت و روب کنی لحظهی ورود
با پلک و اشک، خاکِ درِ آستانه را
گر اشک میفشانی و گر سینه میزنی
هشیار باش، گم نکنی آن نشانه را
آرام گریه کن که در این شور، بشنوی
فریادِ "یاحسینِ" یزید زمانه را
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌺🌺🌺🌺
@javaankavir
◼️◼️◼️
نه به باور می نشیند نه جز سر تسلیم فرو آوردن راهی هست وقتی باد خزان بارزترین فلسفه آفرینش را در هم می پیچد.
جناب استاد حسین جعفرزاده
خبر درگذشت پدر گرامیتان ما را نیز اندوهگین کرد. ضمن عرض تسلیت برای آن مرحوم آرامش روح و برای شما و بازماندگان صبر و سلامتی آرزو داریم.
یادش گرامی و روانش شاد.
مدیر مسئول انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل
محمد میرزازاده
@javaankavir
◼️◼️◼️
نه به باور می نشیند نه جز سر تسلیم فرو آوردن راهی هست وقتی باد خزان بارزترین فلسفه آفرینش را در هم می پیچد.
جناب استاد حسین جعفرزاده
خبر درگذشت پدر گرامیتان ما را نیز اندوهگین کرد. ضمن عرض تسلیت برای آن مرحوم آرامش روح و برای شما و بازماندگان صبر و سلامتی آرزو داریم.
یادش گرامی و روانش شاد.
مدیر مسئول انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل
محمد میرزازاده
@javaankavir
◼️◼️◼️
👈هفتصد و سی و هفتمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
ماییم و خزانی و دل بی بر و باری
گور پدر باغ و بهاری که تو داری!
ای بغض هزاران شبه! ای ابر سخنریز
یک وقت بر این خاک ترکخورده نباری
جوبار لهیب است غزلمرثیهی اشک
نگذار بسوزیم در این دوزخ جاری
گاهی قلمی هرزهقدم شو که دمادم
بیهودگی روز و شبم را بنگاری
بردار و ببر جای دگر هر چه قرار است
در خاک خیانتزدهی عشق، بکاری
از عرعر و عوعو بنویسید برایم
ما را چه به زیبایی آواز قناری
هرگز کسی از شاعر بنبست نپرسید:
غیر از غزلی تیره چه داری که بباری؟
بگذار تو را نیز به دشنام بگیریم
حالا که به کار دل ما کار نداری
#علی_اکبر_یاغی_تبار
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
گور پدر باغ و بهاری که تو داری!
ای بغض هزاران شبه! ای ابر سخنریز
یک وقت بر این خاک ترکخورده نباری
جوبار لهیب است غزلمرثیهی اشک
نگذار بسوزیم در این دوزخ جاری
گاهی قلمی هرزهقدم شو که دمادم
بیهودگی روز و شبم را بنگاری
بردار و ببر جای دگر هر چه قرار است
در خاک خیانتزدهی عشق، بکاری
از عرعر و عوعو بنویسید برایم
ما را چه به زیبایی آواز قناری
هرگز کسی از شاعر بنبست نپرسید:
غیر از غزلی تیره چه داری که بباری؟
بگذار تو را نیز به دشنام بگیریم
حالا که به کار دل ما کار نداری
#علی_اکبر_یاغی_تبار
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در عصر ما پرواز را ممنوع کردند
سر دادن آواز را ممنوع کردند..
قانون جنگل آنچنان شد انحصاری
کز هر طرف یک شیر می گردد فراری
وقتی که جنگلبان تبر در دست دارد
وقتی پسر در قتل مادر دست دارد...
آن روز موعودی که می گفتی همین است
امروز ظالم صاحب این سرزمین است...
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
سر دادن آواز را ممنوع کردند..
قانون جنگل آنچنان شد انحصاری
کز هر طرف یک شیر می گردد فراری
وقتی که جنگلبان تبر در دست دارد
وقتی پسر در قتل مادر دست دارد...
آن روز موعودی که می گفتی همین است
امروز ظالم صاحب این سرزمین است...
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل همراه ما باشید 🌷🌷🌷
@javaankavir
👈هفتصد و سی و هشتمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir