آقا اجازه بحث شعرم را کنم وا ؟
با این که بیزار از شنیدن ها شمایی
هر جا مسیر اعتراضی را قلم ها
طی می کند سد رسیدن ها شمایی!
این روزها حالم شده مانند برگی
که میدود با هر وزش دنبال تقدیر
باید شود له زیر پای رهگذاران
برگی که دارد در سرش میلی به تغییر
در جنگل بیداد و حاکم بودن خشم
هر لحظه عنوان جراید را خبر هست
وقتی هَرس کردن شده قانون طوفان
دیگر کجا لازم به مِنت از تبر هست
جنگل به کفرش کرده عادت مثل شیطان
وقتی که روباهی شده پیغمبر عشق
در این بهشتِ استخوان سوزِ جهالت
حتی نمانده چیزی از خاکستر عشق
رک تر بگویم زوزه ی شوم شغالان
وحشت به جان آهوان جنگل انداخت
در جنگ های نابرابر شیر زخمی
کنج قفس در بازی اندیشه ها باخت
جنگل پر از حرف نگفته بود و از ترس
شب نامه ها را در تنور یخ زده ریخت
وقتی که جرأت ها به پچ پچ شد خلاصه
فریاد را زنده به گور یخ زده ریخت
نم نم به خودسوزی رسیده روح جنگل
وقتی نمانده چاره و راه گریزی
درد است بغض بی گدارت را همیشه
با خنده ی تلخی درون خود بریزی
دارد زبانه می کشد جز شعله ی درد
کم کم به سمت آسمان ها دود جنگل
از بخت بد جای طراوت شد سرازیر
انواع بدبختی فقط از رود جنگل
جنگل بیابان شد از آن وقتی که می دید
هر قسمتش برجی شد و درگیر جنگ است
افسوس جای سایه دادن در شب درد
سبز تنش قنداق و هم جرم تفنگ است
غمنامه ای در پشت پلک جنگل ماست
که خواندنش یادآور فصل خزان است
من شک ندارم خیزشی در باور ما
مثل گسل آهسته در حال تکان است...
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
با این که بیزار از شنیدن ها شمایی
هر جا مسیر اعتراضی را قلم ها
طی می کند سد رسیدن ها شمایی!
این روزها حالم شده مانند برگی
که میدود با هر وزش دنبال تقدیر
باید شود له زیر پای رهگذاران
برگی که دارد در سرش میلی به تغییر
در جنگل بیداد و حاکم بودن خشم
هر لحظه عنوان جراید را خبر هست
وقتی هَرس کردن شده قانون طوفان
دیگر کجا لازم به مِنت از تبر هست
جنگل به کفرش کرده عادت مثل شیطان
وقتی که روباهی شده پیغمبر عشق
در این بهشتِ استخوان سوزِ جهالت
حتی نمانده چیزی از خاکستر عشق
رک تر بگویم زوزه ی شوم شغالان
وحشت به جان آهوان جنگل انداخت
در جنگ های نابرابر شیر زخمی
کنج قفس در بازی اندیشه ها باخت
جنگل پر از حرف نگفته بود و از ترس
شب نامه ها را در تنور یخ زده ریخت
وقتی که جرأت ها به پچ پچ شد خلاصه
فریاد را زنده به گور یخ زده ریخت
نم نم به خودسوزی رسیده روح جنگل
وقتی نمانده چاره و راه گریزی
درد است بغض بی گدارت را همیشه
با خنده ی تلخی درون خود بریزی
دارد زبانه می کشد جز شعله ی درد
کم کم به سمت آسمان ها دود جنگل
از بخت بد جای طراوت شد سرازیر
انواع بدبختی فقط از رود جنگل
جنگل بیابان شد از آن وقتی که می دید
هر قسمتش برجی شد و درگیر جنگ است
افسوس جای سایه دادن در شب درد
سبز تنش قنداق و هم جرم تفنگ است
غمنامه ای در پشت پلک جنگل ماست
که خواندنش یادآور فصل خزان است
من شک ندارم خیزشی در باور ما
مثل گسل آهسته در حال تکان است...
#محمد_میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
👍1
👈هفتصد و بیست و نهمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
.
ما به خاموشی این دهکده عادت کردیم
هرچه گفتند شنیدیم و اطاعت کردیم
ترس نگذاشت که فریاد، تناورگردد
با سکوتی که نمودیم ، قیامت کردیم
یک مترسک سرِ جالیز صدا کاشته اند
ناگزیر آنچه صدا بود رعایت کردیم
هرکه وا کرد دهان حرف حسابی بزند
بینوا را بنشاندیم و ملامت کردیم
وحشتِ دوزخ و اُمّید بهشتی تا بود
سرِ سجّاده نشستیم و عبادت کردیم
ریشه ی باورمان در تب یک سرما سوخت
شب این حادثه، توجیه روایت کردیم
وقتی((آتش)) به سرا پرده ی ایمان افتاد
ما نشستیم وز تقدیر شکایت کردیم
#سید_محمود_علوی_نیا
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
ما به خاموشی این دهکده عادت کردیم
هرچه گفتند شنیدیم و اطاعت کردیم
ترس نگذاشت که فریاد، تناورگردد
با سکوتی که نمودیم ، قیامت کردیم
یک مترسک سرِ جالیز صدا کاشته اند
ناگزیر آنچه صدا بود رعایت کردیم
هرکه وا کرد دهان حرف حسابی بزند
بینوا را بنشاندیم و ملامت کردیم
وحشتِ دوزخ و اُمّید بهشتی تا بود
سرِ سجّاده نشستیم و عبادت کردیم
ریشه ی باورمان در تب یک سرما سوخت
شب این حادثه، توجیه روایت کردیم
وقتی((آتش)) به سرا پرده ی ایمان افتاد
ما نشستیم وز تقدیر شکایت کردیم
#سید_محمود_علوی_نیا
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
میتوان دد بودن اما شکل انسان داشتن
دم زدن از آدمیّت،خوی حیوان داشتن
فقر مردم را ندیدن،چشم بستن بر فساد
حکم سنگین در خصوصِ مویِ نسوان داشتن
قطع ید کردن،به جرمِ دزدیِ یک دانه سیب
اختلاسِ دوستان،از خلق پنهان داشتن
دستِ مردم را فشردن در کمالِ احترام
رأی مردم را زدن،اندوه لبنان داشتن
میتوان خود را فریدون جا زدن،ضحاک وار
دست در پرونده ی قتلِ جوانان داشتن
در مواعظ میتوان از سادگی دم زد،ولی
خانه های آنچنانی در لواسان داشتن
مثل لولویِ سرِ خرمن،سوار دوشِ باد
در خیال خویش اما،نقش سلطان داشتن
میتوان...اما نباید تا به این حد پست بود
ای خوشا قدری شرف،یک ذره وجدان داشتن
#مصطفی_علوی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
دم زدن از آدمیّت،خوی حیوان داشتن
فقر مردم را ندیدن،چشم بستن بر فساد
حکم سنگین در خصوصِ مویِ نسوان داشتن
قطع ید کردن،به جرمِ دزدیِ یک دانه سیب
اختلاسِ دوستان،از خلق پنهان داشتن
دستِ مردم را فشردن در کمالِ احترام
رأی مردم را زدن،اندوه لبنان داشتن
میتوان خود را فریدون جا زدن،ضحاک وار
دست در پرونده ی قتلِ جوانان داشتن
در مواعظ میتوان از سادگی دم زد،ولی
خانه های آنچنانی در لواسان داشتن
مثل لولویِ سرِ خرمن،سوار دوشِ باد
در خیال خویش اما،نقش سلطان داشتن
میتوان...اما نباید تا به این حد پست بود
ای خوشا قدری شرف،یک ذره وجدان داشتن
#مصطفی_علوی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
Forwarded from شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
مراسم رونمایی از کتاب «بعضی وقتها»
اثر حامد فکریان
با حضور نویسنده
پنجشنبه دوازدهم تیرماه
ساعت 18/30
مکان: کاشان. میدان پانزده خرداد. فروشگاه ساربوک
#حامد_فکریان
🌱 @javaankavir
اثر حامد فکریان
با حضور نویسنده
پنجشنبه دوازدهم تیرماه
ساعت 18/30
مکان: کاشان. میدان پانزده خرداد. فروشگاه ساربوک
#حامد_فکریان
🌱 @javaankavir
شعر مهر میهن
*چو ناکس به ده کد خدایی کند*
*کشاورز باید گدایی کند ...*
در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن ، کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان
همه بنده ی ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما ؟
که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان ؟
چه کردیم کین گونه گشتیم خوار ؟
خرد را فکندیم این سان ز کار
نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما ؟
به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز ، خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر
نه دشمن دراین بوم وبر لانه داشت
نه بیگانه جایی دراین خانه داشت
از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
از آنروزاین خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد
چو ناکس به ده کد خدایی کند
کشاورز باید گدایی کند...
#مصطفی_ سرخوش
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
*چو ناکس به ده کد خدایی کند*
*کشاورز باید گدایی کند ...*
در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن ، کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان
همه بنده ی ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما ؟
که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان ؟
چه کردیم کین گونه گشتیم خوار ؟
خرد را فکندیم این سان ز کار
نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما ؟
به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز ، خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر
نه دشمن دراین بوم وبر لانه داشت
نه بیگانه جایی دراین خانه داشت
از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
از آنروزاین خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد
چو ناکس به ده کد خدایی کند
کشاورز باید گدایی کند...
#مصطفی_ سرخوش
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
بسکه رازِ فاش را در پرده خواندم خستهام
از نگفتنها و گفتنهای تواَم خستهام
از عتابت بیمناکم، از شرابت بینیاز
زهر اگر داری بیار، از شادی و غم خستهام
نیست سیلابی که با تخریب، سیرابم کند
از نوازشهای این بارانِ نمنم خستهام
بین آدمها غریبم، آه! غربالت کجاست؟
از سکونِ نحس این دنیای درهم خستهام
گفت: یک تن باید از ما همّتِ عالی کند
گفتمش: من نا ندارم، گفت: من هم خستهام
دیگران گفتند: "آزادی" ، من افتادم به بند
بازجو پرسید: جرمت چیست؟ گفتم: خستهام!
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
از نگفتنها و گفتنهای تواَم خستهام
از عتابت بیمناکم، از شرابت بینیاز
زهر اگر داری بیار، از شادی و غم خستهام
نیست سیلابی که با تخریب، سیرابم کند
از نوازشهای این بارانِ نمنم خستهام
بین آدمها غریبم، آه! غربالت کجاست؟
از سکونِ نحس این دنیای درهم خستهام
گفت: یک تن باید از ما همّتِ عالی کند
گفتمش: من نا ندارم، گفت: من هم خستهام
دیگران گفتند: "آزادی" ، من افتادم به بند
بازجو پرسید: جرمت چیست؟ گفتم: خستهام!
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
👈هفتصد و سی امین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
Forwarded from شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
گمانم ذهنمان از درک معذور است
که با نادانی اش این گونه مغرور است
خودش را می فروشد ذهن مسمومی
که دائم در پی اِجرای دستور است
سپرده تن به سرما و پُر از اِغراق
تظاهر می کند دلگرم و مسرور است
شده با کدخدا هم کاسه و داده
نشان که تا چه حدی پّست و مُزدور است
همیشه رُوبهان محضِ فریبِ ما
برای معرکه اسباب شان جور است
شدم آشفته از ظلم سلیمانی
که دائم در پی آزردنِ مْور است!!
پر از فریاد و دردیم و به ناچاری
همیشه آهمان در سینه محصور است
شبان را می پرستد بره تا وقتی
گلویش در فشارِ پنجه ی زور است
جدا شو از صفِ نامردمان شاعر
اگر فهمیده ای ما را چه منظور است..
#محمد_ میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
که با نادانی اش این گونه مغرور است
خودش را می فروشد ذهن مسمومی
که دائم در پی اِجرای دستور است
سپرده تن به سرما و پُر از اِغراق
تظاهر می کند دلگرم و مسرور است
شده با کدخدا هم کاسه و داده
نشان که تا چه حدی پّست و مُزدور است
همیشه رُوبهان محضِ فریبِ ما
برای معرکه اسباب شان جور است
شدم آشفته از ظلم سلیمانی
که دائم در پی آزردنِ مْور است!!
پر از فریاد و دردیم و به ناچاری
همیشه آهمان در سینه محصور است
شبان را می پرستد بره تا وقتی
گلویش در فشارِ پنجه ی زور است
جدا شو از صفِ نامردمان شاعر
اگر فهمیده ای ما را چه منظور است..
#محمد_ میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 روز جهانی بوسه است، یادی کنیم از این شعر 😂
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
چنان چسبیده در قعرِ گلو هر ناله و آهی
که طوفان هم بیاید، بر نمیخیزد ز جا کاهی
عبث چشمانتظارِ دستِ فرزندانِ مفلوکاند
پدرهایی که با پای خود افتادند در چاهی
قیامت نیست، تنها دُم تکاندن نزد ارباب است
اگر میجنبد اینجا مردهای در گور خود گاهی
تنم را لُخت کردم تا فرود آید بر او شلّاق
ببینم تا چه نقشی میزنندم شیخ یا شاهی
به جز در خون نشستن هیچ تقدیری نمیبینم
چه خواهی کرد وقتی از غروب خویش آگاهی؟
"سواری میرسد..." گفتند و در این آرزو مُردند
بیا ما نیز بر آن شیوه بنشینیم در راهی...
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
که طوفان هم بیاید، بر نمیخیزد ز جا کاهی
عبث چشمانتظارِ دستِ فرزندانِ مفلوکاند
پدرهایی که با پای خود افتادند در چاهی
قیامت نیست، تنها دُم تکاندن نزد ارباب است
اگر میجنبد اینجا مردهای در گور خود گاهی
تنم را لُخت کردم تا فرود آید بر او شلّاق
ببینم تا چه نقشی میزنندم شیخ یا شاهی
به جز در خون نشستن هیچ تقدیری نمیبینم
چه خواهی کرد وقتی از غروب خویش آگاهی؟
"سواری میرسد..." گفتند و در این آرزو مُردند
بیا ما نیز بر آن شیوه بنشینیم در راهی...
#محمدرضا_طاهری
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
👈هفتصد و سی و یکمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
نشنید نعرههای صریح و شمرده را
صدگونه آرزوی به آتش سپرده را
چشمش ندید در کفِ یکرنگِ کوچهها
نعشِ نحیفِ دخترکِ تیر خورده را
کُشتن، علاجِ کینهاش از مردمان نبود
در بند کرد، مادرِ فرزند مُرده را
از لابلای پنجهی خود عاقبت چشید
زهرابِ این جماعتِ درهم فشرده را
شفّاف گفتمش، ولی از آینه چه سود
آنکس که روی خویشتن از یاد بُرده را؟
#محمدرضا_طاهری
#اعدام_نکنید
پ.ن:
اعدام نکنید، نه فقط آن سه تن را، شرف را، فریاد را، آزادی را، عدالت و حقیقت را، همهی ما را اعدام نکنید... آزادی سه نفر کافی نیست...
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
صدگونه آرزوی به آتش سپرده را
چشمش ندید در کفِ یکرنگِ کوچهها
نعشِ نحیفِ دخترکِ تیر خورده را
کُشتن، علاجِ کینهاش از مردمان نبود
در بند کرد، مادرِ فرزند مُرده را
از لابلای پنجهی خود عاقبت چشید
زهرابِ این جماعتِ درهم فشرده را
شفّاف گفتمش، ولی از آینه چه سود
آنکس که روی خویشتن از یاد بُرده را؟
#محمدرضا_طاهری
#اعدام_نکنید
پ.ن:
اعدام نکنید، نه فقط آن سه تن را، شرف را، فریاد را، آزادی را، عدالت و حقیقت را، همهی ما را اعدام نکنید... آزادی سه نفر کافی نیست...
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جانا سخن از زبان ما می گویی..
فقر و بیکاری و فحشا و تورم مال من
حصر و تیر و تیغ و اعدام جوانان مال تو
چله ی این انقلاب است و به یمن این عدد
قد چل هکتار جنگل در جماران مال تو
ما سراسر نقطه ضعفیم و تو ستار العیوب
ما چو تنبانیم اما بند تنبان مال تو..
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
فقر و بیکاری و فحشا و تورم مال من
حصر و تیر و تیغ و اعدام جوانان مال تو
چله ی این انقلاب است و به یمن این عدد
قد چل هکتار جنگل در جماران مال تو
ما سراسر نقطه ضعفیم و تو ستار العیوب
ما چو تنبانیم اما بند تنبان مال تو..
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
👍1
👈هفتصد و سی و دومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
نبود اصلا به فکرِ خاکمان،آقا محمد خان
به مردم زخم میزد بی امان،آقا محمد خان
نبود از او بغیر از نام بد،در دفتر تاریخ
سیاهی در سیاهی توأمان،آقا محمد خان
دلاور بود،در میدانِ جنگِ خالی از لشکر
درون کاخِ خود،شیرِ ژیان آقا محمد خان
خزر،چون تلخ بود و دوستی با اجنبی شیرین
از این دل کند و شد در بندِ آن،آقا محمد خان
گمان میکرد ایران ارث باباش است،از این رو
وطن را زد بنامِ دیگران،آقا محمد خان
گذشت ایام و کشور دست نااهلان چنان افتاد
که رفت از یاد مردم ناگهان،آقا محمد خان
قجر شد رو سفید از طرزِ کشورداریِ آنها
روانش شاد،شد جنت مکان آقا محمد خان
#قرارداد_ننگین
#مصطفی_علوی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
به مردم زخم میزد بی امان،آقا محمد خان
نبود از او بغیر از نام بد،در دفتر تاریخ
سیاهی در سیاهی توأمان،آقا محمد خان
دلاور بود،در میدانِ جنگِ خالی از لشکر
درون کاخِ خود،شیرِ ژیان آقا محمد خان
خزر،چون تلخ بود و دوستی با اجنبی شیرین
از این دل کند و شد در بندِ آن،آقا محمد خان
گمان میکرد ایران ارث باباش است،از این رو
وطن را زد بنامِ دیگران،آقا محمد خان
گذشت ایام و کشور دست نااهلان چنان افتاد
که رفت از یاد مردم ناگهان،آقا محمد خان
قجر شد رو سفید از طرزِ کشورداریِ آنها
روانش شاد،شد جنت مکان آقا محمد خان
#قرارداد_ننگین
#مصطفی_علوی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
ترکمانچین!
ما بیخبر از توطئهْچینیهاییم
دارایِ ژنِ سیبزمینیهاییم!
اینجور که پیداست، به لطف حضرات
تا چند دهه صیغهی چینیهاییم!
ا----------------------------------------
مِنبعد به ما سیبزمینی بدهید
دستورِ حماسهآفرینی بدهید
یک گربه از آن پلنگ باقیمانده
آن هم به برادرانِ چینی بدهید!
ا----------------------------------
تاریخنگارانِ قدیمی و جدید
از خسرو معتضد اِلی اِبْنِ وَلید
با خواندنِ متنِ ترکمانچین گفتند:
رحمت به روانِ فتحعلیشاهِ فقید!
ا--------------------------------------
گفتید که راهِ ما جدا از چین نیست
یعنی که مسیرِ کفر و اسلام یکیست
پس روی تمامِ نقشهها بنویسید:
جمهوریِ اسلامیِ چینِ کمونیست!
ا---------------------------------------
آنقدر که ناامید و بیاعصابیم
راضی به هجومِ مغول و اعرابیم
ششدانگ به نامِ چین زدند ایران را
کوروش تو بخواب چون که ما هم خوابیم!
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
ما بیخبر از توطئهْچینیهاییم
دارایِ ژنِ سیبزمینیهاییم!
اینجور که پیداست، به لطف حضرات
تا چند دهه صیغهی چینیهاییم!
ا----------------------------------------
مِنبعد به ما سیبزمینی بدهید
دستورِ حماسهآفرینی بدهید
یک گربه از آن پلنگ باقیمانده
آن هم به برادرانِ چینی بدهید!
ا----------------------------------
تاریخنگارانِ قدیمی و جدید
از خسرو معتضد اِلی اِبْنِ وَلید
با خواندنِ متنِ ترکمانچین گفتند:
رحمت به روانِ فتحعلیشاهِ فقید!
ا--------------------------------------
گفتید که راهِ ما جدا از چین نیست
یعنی که مسیرِ کفر و اسلام یکیست
پس روی تمامِ نقشهها بنویسید:
جمهوریِ اسلامیِ چینِ کمونیست!
ا---------------------------------------
آنقدر که ناامید و بیاعصابیم
راضی به هجومِ مغول و اعرابیم
ششدانگ به نامِ چین زدند ایران را
کوروش تو بخواب چون که ما هم خوابیم!
#شروین_سلیمانی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
👍1
کلید اصلی حل معما دست چینی هاست
همیشه یک کلید المثنی دست چینی هاست
به جای نافه از چین سبحه و سجاده آوردند
به می سجاده رنگین کن مصلی دست چینی هاست
چه قدر این روزها بوی کباب گربه می آید
نمیدانم کجای کشور ما دست چینی هاست
خبر ها حاکی از آنست اگر چه از تو پنهانست
که تا سی سال دیگر ریش بابا دست چینی هاست
دعای کارگر کی می تواند کار گر افتد
درین دنیا که نان کار فرما دست چینی هاست
من وتو بیخودی بر قبر کوروش سجده می کردیم
که هرچه دست کوروش بوده حالا دست چینی هاست
چه بیم از موج بحر او را که باشد شیخ کشتیبان
شب تاریک و بیم موج ودریا دست چینی هاست
خدا رحمت کند مرحوم مغفور مصدق را
که او حتی نمی دانست دنیا دست چینی هاست
#مسلم _حسن _شاهی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
همیشه یک کلید المثنی دست چینی هاست
به جای نافه از چین سبحه و سجاده آوردند
به می سجاده رنگین کن مصلی دست چینی هاست
چه قدر این روزها بوی کباب گربه می آید
نمیدانم کجای کشور ما دست چینی هاست
خبر ها حاکی از آنست اگر چه از تو پنهانست
که تا سی سال دیگر ریش بابا دست چینی هاست
دعای کارگر کی می تواند کار گر افتد
درین دنیا که نان کار فرما دست چینی هاست
من وتو بیخودی بر قبر کوروش سجده می کردیم
که هرچه دست کوروش بوده حالا دست چینی هاست
چه بیم از موج بحر او را که باشد شیخ کشتیبان
شب تاریک و بیم موج ودریا دست چینی هاست
خدا رحمت کند مرحوم مغفور مصدق را
که او حتی نمی دانست دنیا دست چینی هاست
#مسلم _حسن _شاهی
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش از ابتذال، شکننده تر بود.
هراس من – باری – همه از مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن
از آزادی آدمی
افزون تر باشد
جستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
بارویی پِیافکندن …
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش تر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم
دوم مردادماه، بیستامین سالمرگ #احمد_شاملو
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
🌱 @javaankavir
اگر چه دستانش از ابتذال، شکننده تر بود.
هراس من – باری – همه از مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن
از آزادی آدمی
افزون تر باشد
جستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
بارویی پِیافکندن …
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش تر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم
دوم مردادماه، بیستامین سالمرگ #احمد_شاملو
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
🌱 @javaankavir
👈هفتصد و سی و سومین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈هفتصد و سی و چهارمین 👉
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت 19 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir