شعر و داستان - انجمن ادبی جوان کویر
242 subscribers
195 photos
66 videos
5 files
16 links
کانال رسمی انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل
Download Telegram
به تیغ تیزِ قضا سرنهاده،یعنی ما
خُرافه جویِ خرافات زاده،یعنی ما

جماعتی که خودش را به جاهلیت زد
شد از قطار تمدن پیاده،یعنی ما

نشسته ایم که منجی نجاتمان بدهد
نمادِ جامعه ی بی اراده،یعنی ما

درست لحظه ی تقسیمِ سهم فرزندان
کسی که طرد شد از خانواده،یعنی ما

پس از حماسه ی پر شورِ انتخاباتی
تفاله هایِ بلا استفاده،یعنی ما

نژادِ کوروش و مجذوبِ شعر آیینی!
دو زیستانِ به موج ایستاده،یعنی ما

«وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم»
به حق،که مردم بدبختِ ساده یعنی ما...


#مصطفی_علوی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹

🌱 @javaankavir
خانم وحيدي 🌹🌹
#وای_بر_مسلمانیِ_من

از مسلماني خود لاف زدن شد هنرم
من ز همسايه ي بيمار خودم بي خبرم

فكر و ذكرم شده دنيا و زر أندوزي ها
پس كجا ؟ كي ؟ زمسلماني خود بهره برم ؟

همه دينم شده سجاده و تسبيح و ريا
به جز اين فكر دگر نيست ،چرا در نظرم ؟

شده همنوع من آواره و غمگين ،هيهات !
فكر همدري از او باز نيايد به سرم ؟

من مسلمانم و غفلت زده از منطق دين
پس چرا از غم و اندوه يتيمان گذرم ؟

با همه درد و گرفتاري همنوعانم
بنده مشغول دعا يكسره با چشم ترم

آمده دوره ي آن تا به خود آيم پس از اين
كه عميقا به تماميت دينم نگرم

من اگر غصه و غم دور نمايم ز كسي
به فرامين مسلماني خود مفتخرم

#خانم_وحیدی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹

@javaankavir
🌱 پس از سه ماه و با رعایت فاصله‌گذاری صورت گرفت:

برگزاری جلسه نقد و بررسی شعر انجمن ادبی جوان کویر با حضور عبدالجبار کاکایی

انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل پس از سه ماه تعطیلیِ جلسات هفتگی به دلیل شیوع بیماری کرونا، اولین جلسه‌ی خود را در سال 99، در روز جمعه دوم خردادماه و در آستانه‌ی پانزدهمین سال‌روز تاسیس انجمن و در فضای باز برگزار کرد. در این جلسه که با حضور عبدالجبار کاکایی، شاعر مطرح کشوری و علی‌اصغر هدایتی، دبیر انجمن ادبی شاعرانه‌های کاشان و عباس علیجان‌زاده، زبان‌شناس و نویسنده‌ی کتاب زبان کویر در منزل محمد میرزازاده دبیر انجمن، واقع در مزرعه‌ی علیجان‌زاده برگزار شد، اعضای انجمن به شعرخوانی و نقد آثار ادبی پرداختند. هم‌چنین کاکایی که نویسندگیِ بیش از 20 کتاب در حوزه‌ی ادبیات را در کارنامه‌ی خود دارد، در این جلسه به شعرخوانی و گفت‌وگو پیرامون اشعار اعضای این انجمن پرداخت و اعضای انجمن را از شاعران پیشرو در ادبیات فارسی برشمرد.
جلسه با توزیع افطار در بین حاضران پایان یافت.

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل همراه ما باشید

🌱 @javaankavir
#گزارش_تصویری جلسه دوم خردادماه 1399 با حضور عبدالجبار کاکایی

🌱 با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹

🌱 @javaankavir
پس از چرخیدنم حول مدارِ تو
چه کردی که دلم شد بیقرارِ تو!

میان این همه عاشق دلم دائم
به زحمت می کشد خود را کنارِ تو

همیشه ذهن من گسترده دامی را
ولی دار و ندارم شد شکارِ تو

تمام شاخه هایم در شب طوفان
به رقص آمد مرتب با سه تارِ تو

دویدم روز و شب ها در مسیر عشق
ولی سهمم شده گرد و غبارِ تو!

نشد درکش کنی اینجا یکی گشته
اسیر وعده های بی شمارِ تو

چه می شد سهم من باشد بجز بوسه
بغل کردن به لطف و ابتکار تو

خدا هم با تمام شُوکتش حتی
فقط با دیدنت می شد دچار تو

اگرچه یخ زدم اما دلم خوش بود
که روزی می‌رسد فصل بهارِ تو

خلاصه می رسد روزی که می فهمی
که جان داده یکی در انتظارِ تو...

#محمد_میرزازاده

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹

@javaankavir
 

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی

قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز
ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور
پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی

جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست
ز مهر او چه می‌پرسی در او همت چه می‌بندی

همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی
دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی

در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی

به شعر حافظ شیراز می‌رقصند و می‌نازند
سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی

#حافظ_شیرازی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹

@javaankavir
برای لب‌های تشنه‌ی مردم مظلوم #غیزانیه و برای بی‌پناهی پیرزنی به نام #آسیه_پناهی و برای این‌همه سیاهی...



گفت: در حزبِ خدا شکر که غوغاست هنوز
گفتم: الحق که خدا یکّه و تنهاست هنوز

گفت: امروز روا نیست سبُک کردنِ ما
گفتمش: وزنِ شما لِه شدنِ ماست هنوز

پیش از این سیل پیام‌آورِ ویرانی بود
این‌همه اشک! چرا قصرِ تو برپاست هنوز؟!
.
قاضی و لشکری و شیخ همه دزد شدند
شاه لبخند زنان محو تماشاست هنوز

کوریِ چشمِ خروسانِ گلوپاره‌ی شهر
صبح جامانده و شب یکسره برجاست هنوز

گرچه با موج کنار آمد و خاموش نشست
صخره‌ی ساخته سیلی‌خورِ دریاست هنوز

دوستانم همه رفتند از این خاکِ خراب
دلِ بدپیله‌ی من بسته‌ی اینجاست هنور

گرچه بر خاک فکندی‌ش، از آینده بترس
نخل‌ها در دل این دانه‌ی خرماست هنوز
.
.
.
#محمدرضا_طاهری

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹

@javaankavir
حاضرم شرط ببندم زده امشب به سرت
یک نگاهی دل بیچاره بکن دور و برت

هیچکس نیست بفهمد غم بی عشقی را
با خودت حرف نزن دل ، سر جد پدرت

باز آواره ی چشمی شده ای میدانم
به جنون میرسد این بار همین مختصرت

میل پرواز به سر داری و پروانه شدن
پیش از این سخت شکستند در این پیله پرت

دست بردار و برو ، عشق عذاب است همین
چمدان پر کن و بگذر ، بسلامت سفرت

دل دیوانه رها کن لب و لبخندش را
حاضرم شرط ببندم زده امشب به سرت

#سعید_خاکسار

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹

@javaankavir
👍1
دهان‌ها چاله‌ی بیهوده‌بافی‌ست
و انسان آزمونی انحرافی‌ست

هنر ، آیینه‌ی دنیای ما نیست
از آن نکبت، همان یک نسخه* کافی‌ست!!!

#سیامک_میرزاده

*هنر نسخه‌ی دوم ِ جهان ِ واقعی نیست
از آن کثافت، همان یک نسخه کافی‌ست!!!
#ویرجینیا_وولف

🌱 @javaankavir
بازگویم اين سخن را گرچه گفتم بارها
می نهند این خائنین بر دوش ملّت، بارها

پرده‌های تار و رنگارنگی آید در نظر
لیک مخفی در پس آن پرده ها، اسرارها

مارهای مجلسی دارای زهری مهلکند
الحذر! باری از آن مجلس که دارد مارها

دفع این کفتارها ، گفتار نتواند نمود
از ره کردار باید دفع این کفتارها

کشور ما پاک کِی گردد ز لوث خائنین
تا نریزد خون ناپاک از در و دیوارها؟!

مزد کار کارگر را دولت ما می‌کند
صرف جیب هرزه ها، ولگردها، بیکارها

از برای این همه خائن بُود یک دار، کم
پُر کنید،این پهن میدان را ز چوب دارها

دارها چون شد به پا با دست کین بالا کشید
بر سر آن دارها، سالار ها، سردار ها

فرخی، این خیل خواب آلوده، مست غفلتند
این سخن ها را بباید گفت با بیدارها

۱۳۰۱. روزنامه طوفان
#فرخی_یزدی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹

🌱 @javaankavir
حکومت سینه چاک طلعت توست
تمام فکر و ذکرش رحلت توست
صدا سیما که آبان کور و کر بود
هم اینک روز وشب در خدمت توست
***
#حسین_گلچین

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹

@javaankavir
بعدی..

صد شکر که شد نوبتِ غارتگرِ بعدی
تا پُر کند از خونِ شما ساغرِ بعدی

در خاورِ آن دزد نشد کُلّ وطن جا
یک دزدِ جدید آمده با خاور بعدی!

آن طایفه تا خِرخِره خوردند و گذشتند
بر سفره نشستند دو تا لشکر بعدی!

گیرم که بُریدی سَری از افعیِ دَه سر
باید چه کنیم ای رفقا با سرِ بعدی؟!!

کاری که اصولا به خران ربط ندارد
یک عده سپردند به دست خر بعدی!

با کشتیِ بی‌صاحب و سوراخ و شکسته
در خواب ببینیم مگر بندرِ بعدی

ابزارِ سماور شده تحریم، وگرنه
می‌شد بپرانیم به ناداورِ بعدی!

کاش این دله‌گان صاف بیفتند به چنگِ
چنگیزِ مُدرنیزه و اسکندرِ بعدی...!

#شروین_سلیمانی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹

@javaankavir
👍1
عشق تو با شاعری بی تاب بازی می کند
با دل دریاچه ای مهتاب بازی می کند

نه به دام من می افتی نه رهایم می کنی
مثل آن ماهی که با قلاب بازی می کند

این جزیره هیچ مهمانی نمی بیند به خود
هر چه با امواج بی اعصاب بازی می کند

قایق بیچاره وقتی دل به دریا می سپرد
کاش می دانست که با گرداب بازی می کند

پشت دریاها میان دشت های معرفت
کودکی ده ساله با سهراب بازی می کند

میروم از سرزمین مرگ خیزی که در آن
نقش اقیانوس را مرداب بازی می کند...

#حامد_فکریان
از کتاب بعضی وقت ها

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹

@javaankavir
👍1
◼️◼️ ◼️
در نبودت روزگارم چون کلافی در هم است
روزهایم تار و شب هایم عزا و ماتم است
ای دریغا من ندانستم مگر قدر تو را
کاینچنین اندر فراقت سینه دریای غم است

غیر ممکن است بدست آوردن گوهرهایی که برای همیشه با ما وداع کردند.
و روزگار چه بی رحمانه بارها ما را با آزمون های سخت می‌آزماید.

مدیر مسئول انجمن ادبی سخن کاشان، استاد گرانقدر سید علی اصغر صائم کاشانی
خبر از دست دادن همسرتان که آینه‌ی عشق و وفا و محبت بود، ما را نیز متاثر کرد. ضمن عرض تسلیت، برای آن مهربانو آرامش روح و برای شما و بازماندگان صبر و سلامتی آرزو داریم.
یادش گرامی و روانش شاد

محمد میرزازاده
دبیر انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل


@javaankavir
👈هفتصد و بیست و هفتمین 👉

جلسه‌ی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آران‌وبیدگل📃


ساعت19 🕔

آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم

گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)

🌱 @JavaanKavir
مجموعه شعر «بعضی وقت‌ها» اثر حامد فکریان منتشر شد

مجموعه شعر «بعضی وقت‌ها»، اولین اثر حامد فکریان آرانی از اعضای انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل، توسط انتشارات فصل پنجم که یکی از ناشران تخصصی حوزه‌ی شعر است، منتشر شد. این مجموعه شامل 43 غزل از این شاعر جوان و آینده دار آران‌وبیدگلی‌ست.
انجمن ادبی جوان کویر آران‌وبیدگل ضمن آرزوی موفقیت روزافزون برای شاعر این مجموعه، این اتفاق را به نویسنده‌ی کتاب و اهالی فرهنگ آران‌وبیدگل تبریک می گوید.


همين كه در شب درياچه ماه می‌افتد
هزار چشمه به سويش به راه می‌افتد

ز دل‌فريبیِ ماهِ نشسته در آب است
اگر پلنگی از اين پرتگاه می‌افتد

چه ماجرای عجيبی است ناگزير شدن
به جبرِ جاذبه سيب گناه می‌افتد

به دامِ وسوسه خو كن، فرار ممكن نيست
كه هرچه دل بگريزد، نگاه می‌افتد

نترس كودك زيبا! نجات می‌يابی
شبی طناب زليخا به چاه می‌افتد

نفوذ عشق تو درمن عجيب شبيه شده‌ست
به آتشی كه در انبار كاه می‌افتد

تمام می‌شود امشب و شمع می‌سوزد
و عشق از سر پروانه؛ آه می‌افتد
 

#حامد_فکریان

🌱 @javaankavir
👍1
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت ×

 
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت
...
پیمانه نمی داد به پیمان شکنان باز
ساقی،اگر از حالت مجلس خبری داشت
 
بیداد گری شیوه ی مرضیه نمی شد
این شهر اگر دادرس دادگری داشت
 
یک لحظه بر این بام بلا خیز نمی ماند
مرغ دل غم دیده اگر بال وپری داشت
 
افسوس که دست ستم از ریشه بر آورد
هر شاخ برومند که امید بری داشت
 
بر خیر جماعت چه سخن ها که نگفتیم
ای کاش یکی زین همه گفتن اثری داشت
 
ز آه دل مظلوم،اگر رسم ستم سوخت
زآن بود که هر شعله ی آهی شرری داشت
 
در معرکه ی عشق که پیکار حیات است
مغلوب، حریفی که بجز سر، سپری داشت
 
سرمد! سر پیمانه نبود اینهمه غوغا
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت

#صادق _سرمد،روزنامه نگار،حقوقدان،سیاستمدار،نماینده دوره هجدهم مجلس شورای ملی ۱۳۳۹

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹

@javaankavir
 شب چو در بستم و مست از می‌ نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم

  دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم

  منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم

 شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم 

 غرق خون بود و نمی خفت ز حسرت فرهاد
خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم

  دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشه دهر
بر سر آتش جور تو کبابش کردم

 زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم



#فرخی_یزدی

با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹

@javaankavir