Forwarded from 🌻آواز های کوچکی برای ماه؛ (Zahra🌻)
زود بیدار شدن، یه جور تقلب بی ضرر توی عمره
Forwarded from دفترچهخاطراتسال۱۳۲۰
مرا سیوهفتمین برگ پاییزی بنام!
برگی که اینبار نه با باد،
که با خودش میجنگد.
در رگهای خشکش هنوز
وسوسهی سبز ماندن میجوشد؛
اما زمین، با صدای خسته و مهربانش
او را به خواب میخواند.
میخواهد بماند؛
اما هر ثانیه سنگینی حقیقتی
بر دوشش میافتد:
که حتی ماندن،
گاهی شکل دیگری از سقوط است.
و در آن میان، خورشید
مثل معشوقهای فراموشکار
آخرین بوسهی طلاییاش را
بر گونهی برگ مینشاند؛
بیآنکه بداند درونش
جنگی در جریان است
که هیچ برندهای ندارد.
برگی که اینبار نه با باد،
که با خودش میجنگد.
در رگهای خشکش هنوز
وسوسهی سبز ماندن میجوشد؛
اما زمین، با صدای خسته و مهربانش
او را به خواب میخواند.
میخواهد بماند؛
اما هر ثانیه سنگینی حقیقتی
بر دوشش میافتد:
که حتی ماندن،
گاهی شکل دیگری از سقوط است.
و در آن میان، خورشید
مثل معشوقهای فراموشکار
آخرین بوسهی طلاییاش را
بر گونهی برگ مینشاند؛
بیآنکه بداند درونش
جنگی در جریان است
که هیچ برندهای ندارد.