_داشتیم با ماشین دور میزدیم
بعد یه سمند بی دست پیچید اومد جاده اصلی رو به رو ما
منم هیچی نگفتم سکوت کردم
مهدی برگشته میگه
حالا اگه این راننده زن بود هرچی بد وبیراه ور زبونت می اومد میگفتی بهش و تو زن ستیزی فلان ...
منم گفتم داداش من غلط بکنم زن ستیز باشم
فقط میگم رانندگی بلد نیستن همین
حالا تو چرا ار حقوق زنا میخوای دفاع کنی؟
ازش نا امید شدم
بعد یه سمند بی دست پیچید اومد جاده اصلی رو به رو ما
منم هیچی نگفتم سکوت کردم
مهدی برگشته میگه
حالا اگه این راننده زن بود هرچی بد وبیراه ور زبونت می اومد میگفتی بهش و تو زن ستیزی فلان ...
منم گفتم داداش من غلط بکنم زن ستیز باشم
فقط میگم رانندگی بلد نیستن همین
حالا تو چرا ار حقوق زنا میخوای دفاع کنی؟
ازش نا امید شدم
🍌7🌭3🍓3
_خاله داره میره پیش دندون پزشک من
دیشبم مامانم رفته پیشش
جیگرم کباب میشه میشنوم اسمش
مامانم میگه این همه خانوم مهربونیهه
مامان منم میدونم مهربونه
دست رو دلم نزار
من هنوز درگیر اون روزم.
دیشبم مامانم رفته پیشش
جیگرم کباب میشه میشنوم اسمش
مامانم میگه این همه خانوم مهربونیهه
مامان منم میدونم مهربونه
دست رو دلم نزار
من هنوز درگیر اون روزم.
❤1🍌1