Forwarded from یه بعد متفاوت (𝘚𝘢𝘣𝘢·˖)
"مستان همه افتاده و ساقی نمانده
یک گل برای باغبان باقی نمانده"
یک گل برای باغبان باقی نمانده"
❤4🍓2⚡1🌭1
« و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می دهم، فقط به این امیدِ نورِ کم سویی که در دوردست ها می درخشد. »
❤4🍓2⚡1🌭1
Forwarded from رها میانِ زمان
هر کس رنجش را به زبانِ خودش ترجمه میکند؛ یکی با اشک، یکی با لبخند، یکی با سکوتی عمیقتر از شب. و ما تنها، نقابها را لمس میکنیم، نه عمقِ زخمها را.
❤6🍓2⚡1🌭1
پُرتِغال مَن🩵
یجوری یادمه روزم ک نمیشهههه چجوری تونستی😭😭😭😭
ببین آبش خیلی رندوم بود
رفتم دستم بشورم
بعد همونجا با دهن از شیر آب خوردم
وقتی سرم بالا آوردم دیگه کار از کار گذشته بود
رفتم دستم بشورم
بعد همونجا با دهن از شیر آب خوردم
وقتی سرم بالا آوردم دیگه کار از کار گذشته بود
🌭7🍓4
_انگار این گربه هم امروز حالش خوب نبود
آشفته و پریشان و عصبی بود.
آشفته و پریشان و عصبی بود.
🍓6❤3🌭1🍌1
جاواتوری
_رندوم داداشتون ببینید از امروز که واقعا روز عجیب و پر از ماجرایی بود خرواری از احساسات غیر قابل توصیف.
دوستوننن دارم دوازده تو توت فرنگیییی
🍌6🍓6🌭1
Forwarded from 𝗕𝗿𝗮𝗶𝗻 𝘀𝗵𝘂𝘁 𝗱𝗼𝘄𝗻…! (دوستِ ووجی")
به تو نامه مینویسممم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گمشد و به قصه پیوست
ای که خوشبختی پس از تو گمشد و به قصه پیوست
⚡3🍓1