Forwarded from 𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞
یک بار پرسیده بودی: چرا دهانم زخم است؟ آنروز تصمیم گرفتم همهی حقیقت را به تو بگویم اما باز نیمی از آن را با لبخند و آب دهانم فرو بردم و گفته بودم از واگویه است. سالهاست که زخم مانده از حرفهایی که نتوانستم بگویم و آنها را قورتشان دادم و معدهم هم از نگفتههایم زخم شد و هر بار برای معدهام لوله را در حلقم فرو بردند و بعد تشخیص اعصاب دادند و من هربار گفتم که اول دهانم زخم بود و بعد به درونم رسید و حالا دیگر دیدن زخم دهانم و درد کشیدن از زخم درونم برای چشمها عادی شده جز برای تو که اولین بار بود مرا میدیدی, تو باور نکردی که دهان از گفتن مداوم وقتی مخاطبی نباشد اول خشک میشود و بعد زخم و چگونه میتوانستم از دردهای بزرگترم به تو بگویم وقتی در تعریف روزهایی که بر من گذشته ناتوانم..
❤🔥3
𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞
یک بار پرسیده بودی: چرا دهانم زخم است؟ آنروز تصمیم گرفتم همهی حقیقت را به تو بگویم اما باز نیمی از آن را با لبخند و آب دهانم فرو بردم و گفته بودم از واگویه است. سالهاست که زخم مانده از حرفهایی که نتوانستم بگویم و آنها را قورتشان دادم و معدهم هم از نگفتههایم…
واقعا خوشحالم از این چنل نوتیف اومد...
❤🔥1